آپدیتهای بخش اورژانس – Telegram
آپدیتهای بخش اورژانس
1.69K subscribers
90 photos
21 videos
17 files
104 links
دانایی توانایی است
رسانه آموزشی با محتوای علمی تخصصی، اصیل و به روز بخش اورژانس.
معرفی کیس، نحوه برخورد با بیماریهای اورژانس توسط دکتر سیدحسینی دانشیار طب اورژانس دانشگاه علوم پزشکی تهران
مدرس دوره های ATLS ،POCUS
ارتباط با مدیر کانال: @jshosseini
Download Telegram
اشتباهات رایج در #مستندسازی در بخش اورژانس
بخش دوم

👈 مستندسازی پس از حادثه (Post-event documentation):
گاهی پزشک بعد از فوت یا انتقال بیمار، یادش می‌افتد که چیزی را فراموش کرده است که بنویسد. بیمارستان ها معمولا اجازه این کار را نمی دهند ولی به هر دلیل اتفاق بیفتد و دادگاه متوجه شود به عنوان جعل پرونده پزشکی محسوب میشود. در سیستم های الکترونیک نیز به صورت کامل از طریق بررسی رخدادهای سیستم قابل دستیابی است.
همیشه در همان لحظه یا بلافاصله بعد از اقدام بنویسید. اگر ناچار به ثبت دیرتر شدید، صادقانه ذکر کنید: «این یادداشت در ساعت ۰۱:۳۰ ثبت می‌شود، مربوط به اقدام انجام‌شده در ساعت ۰۰:۴۵ است.»

👈 حذف یا پنهان‌کردن اشتباهات:
برخی پزشکان از ترس، خطا را پاک می‌کنند یا نمی‌نویسند. اما در نظام حقوقی مدرن، پنهان‌کاری از خود خطا بدتر است.
باید نوشت: «داروی اشتباه تزریق شد، بلافاصله تشخیص داده شد، بیمار پایش شد، بدون عارضه، گزارش خطا به سوپروایزر ارائه شد.» چنین صداقتی در بررسی حقوقی، از اتهام «قصور عمدی» جلوگیری می‌کند.

👈 ننوشتن موارد حدمرزی یا بیماران غیراورژانسی:
گاهی بیمار با علائم خفیف می‌آید و پزشک فقط می‌گوید «ارجاع شد» یا «ترخیص شد.» اگر بعداً بیمار دچار عارضه شود، همین پرونده ناقص باعث محکومیت می‌شود.

باید بنویسید: «با توجه به شرح حال بدون علامت خطر و معاینه نرمال، تصمیم به ترخیص گرفته شد. علائم هشدار برای مراجعات بعدی به بیمار آموزش داده شد.»

👈 ننوشتن وضعیت نهایی هنگام تحویل شیفت:
در بسیاری از پرونده‌ها، بیماران «در حال بررسی» به پزشک بعدی تحویل داده می‌شوند، ولی هیچ مستندی از تحویل وجود ندارد.
در صورت حادثه، هر دو پزشک متهم می‌شوند.
بنویسید: «بیمار با تشخیص اولیه ادم حاد ریه به دکتر رضایی تحویل شد. منتظر پاسخ تروپونین هستیم»

@emedupdates
👍9
دستورات در بخش اورژانس:
بخش اول: مقدمه و ساختار کلی

👈 مقدمه:
در هنگام نوشتن دستورات برای بیماران بخش اورژانس، اگر ساختار کلی و منطق گام‌به‌گام دستورات در ذهنمان باشد، نه‌تنها از فراموشی جزئیات حیاتی جلوگیری می‌کنیم، بلکه کیفیت تصمیم‌گیری، سرعت عمل، و دقت درمانی ما چند برابر می‌شود. دستورنویسی حرفه‌ای، یکی از نشانه‌های بارز پزشک مسئول، دقیق و منظم است.در واقع، اردر (Order) نه فقط فهرستی از اقدامات درمانی، بلکه آینه‌ی طرز فکر بالینی و شخصیت علمی پزشک است.

پزشکی که دستورات خود را منسجم، شفاف، و منطقی می‌نویسد، در ذهن تیم پرستاری و درمانی به‌عنوان یک پزشک جدی، سازمان‌یافته و قابل اعتماد شناخته می‌شود؛ برعکس، دستورات شتاب‌زده، پراکنده یا ناقص، حتی اگر از نظر علمی درست باشد، می‌تواند باعث سردرگمی تیم درمان، تأخیر در اجرا و حتی خطر برای بیمار شود.

در این پست ساختار کلی دستورنویسی را بر اساس منابع و شواهد ذکر می کنیم. در ادامه نمونه ای از دستورات استاندارد و سپس اشتباهات رایج در دستورنویسی را ذکر خواهیم کرد. با ما همراه باشید:

👈 ساختار کلی دستورات در بخش اورژانس

1️⃣ مشخصات بیمار (Patient Identification)
2️⃣ دستورهای عمومی(General Orders)
برداشت اولیه (Impression)
وضعیت بیمار (Condition)
وضعیت قرارگیری (Position)
فعالیت بیمار (Activity)
رژیم غذایی (Diet)
3️⃣ پایش (Monitoring)
4️⃣ اکسیژن و راه هوایی (Oxygen / Airway)
5️⃣ دسترسی وریدی و مایعات (IV Access / Fluids)
6️⃣ ترانسفوزیون، محصولات خونی
7️⃣ بررسی‌ها (Investigations) : با تقسیم بندی منظم پاراکلینیک ( مثلا آزمایش ها و تصویربرداری )
8️⃣ داروها (Medications): مرتب کردن داروها از حیاتی و پرخطر به داروهای اصلی مثل آنتی بیوتیک و داروهای علامتی مثل داروهای ضد درد یا تب
9️⃣ مراقبت‌های پرستاری و حمایتی (Nursing / Supportive Care)
🔟 مشاوره‌ها (Consultations)
1️⃣1️⃣ برنامه و وضعیت نهایی (Disposition / Plan)
2️⃣1️⃣ امضا و زمان (Signature / Time)

@emedupdates
💯52👍2
دستورات در بخش اورژانس:
بخش دوم: نمونه هایی از دستورات استاندارد در بخش اورژانس

👈توضیح مقدماتی پیش از مثال‌ها:
در این بخش، نمونه‌هایی از دستورات استاندارد (Standard Orders) آورده می‌شود. توجه داشته باشید که این موارد صرفاً به‌منظور آموزش ساختار و ترتیب اصولی دستورنویسی تنظیم شده‌اند. این دستورات، دستورات واقعی بالینی نیستند و ارتباطی میان تشخیص‌ها و دستورات درج‌شده وجود ندارد. هدف صرفاً آشنایی با نحوه‌ی صحیح نوشتن، ترتیب منطقی بخش‌ها، و شکل حرفه‌ای تنظیم دستورات در محیط اورژانس است.

👈 نمونه ای از دستورات مبتنی بر ساختار معرفی شده :


Date: 1404 / 08 / 21 - Time: 14:20
Patient: Ali Rezaei, 57 M - File no: 24351
Physician: Dr. S. Karimi

👉 GENERAL ORDERS

Impression: Acute Cholecystitis with dehydration.
Condition: Urgent.
Position: Semi-sitting.
Activity: Complete bed rest with side rails up; fall precautions.
Diet: NPO until surgical evaluation.

👉 MONITORING

- Monitor BP, HR, RR, SpO₂ continuously.
- Record vitals q15min × 4, then q1h.
- Cardiac Monitoring.
- input/output chart.

👉 OXYGEN / AIRWAY

- O₂ via nasal cannula 2 L/min.
- If SpO₂ < 90% → use simple mask 6 L/min.
- Intubation preparation
- suction ready at bedside.

👉 IV ACCESS / FLUIDS

- Insert 18G IV line ×2.
- NS 1000 mL IV in 4 hours.
- Keep second line patent with NS lock.
- If signs of fluid overload Discontinue fluids.

👉 BLOOD PRODUCTS / TRANSFUSION

- Transfusion of 1 unit of crossed match PRBCs

👉 INVESTIGATIONS

- CBC, BUN, Cr, Na, K, Glucose, LFT, Amylase, Lipase.
- PT/INR, aPTT, Troponin I.
- ABG if SpO₂ < 90%.
- Crossmatch 2 units PRBC if indicated.
- Blood culture ×2 before antibiotics.
- Urine analysis and culture.
- ECG now.
- CXR (PA view).
- Abdominal ultrasound (RUQ pain – rule out cholecystitis).
- Abdominal CT with contrast after BUN,Cr results.
- Point-of-care glucose.
- Serum lactate
- Bedside E-FAST

👉 MEDICATIONS

- Epinephrine 0.3 mg IM stat
- Atropine 1 mg IV stat (if HR < 40 bpm).
- Nitroglycerin 0.4 mg SL stat ( if SBP > 90).
- Norepinephrine infusion 5 μg/min (if SBP < 90).
- Ceftriaxone 1 g IV stat and q12h.
- Metronidazole 500 mg IV stat and q8h.
- Pantoprazole 40 mg IV q12h.
- Enoxaparin 40 mg SC stat and daily.
- Paracetamol 500 mg PO PRN for T > 38°C.
- Ondansetron 4 mg IV stat.
- Morphine 3 mg IV stat if Pain score>6

👉 NURSING / SUPPORTIVE CARE

- Insert Foley catheter; monitor urine output hourly.
- Maintain IV patency and monitor infusion site.
- NPO until further notice.
- Maintain patient warmth and comfort.
- Elevate head of bed 30°.
- Record pain score q2h.
- Be cautious for any hypersensitivity reactions.

👉 CONSULTATIONS

- Surgery for evaluation and management.
- Internal Medicine – for comorbidity management.
- Radiology – for urgent imaging coordination.

👉 DISPOSITION / PLAN

- Admit to General Surgery Ward once stable.
- Reassess after imaging and labs.
- To be discharged if all investigations are negative and symptoms have resolved.

👉 Signature: DR. S. Karimi, Emergency physician.

@emedupdates
👍12👏3
دستورات در بخش اورژانس
بخش سوم:
خطاهای رایج دستورنویسی در بخش اورژانس:

👈 اختصارات مبهم و غیر استاندارد:
ننویسید: MS 5 mg IV چون پرستار از خود می پرسد: “MS یعنی منیزیم سولفات یا مورفین سولفات؟”
بنویسید: Morphine 5 mg IV stat
ننویسید: QD برای روزی یک‌بار، پرستار ممکن است به اشتباه “QID” (روزی ۴ بار) بخواند.
بنویسید: Daily یا Per Day
ننویسید: IU یعنی واحد بین المللی ممکن است خوانده شود IV
بنویسید: Units
🔖اختصاراتی که فقط نویسنده معنی‌اش را می‌فهمد، دشمن ایمنی بیمارند.

👈 دوز اشتباه بر اساس نگارش اعشار:
ننویسید: 5. mg چون که پرستار ممکن است نقطه را نبیند و بخواند 5 mg
بنویسید: 0.5 mg
ننویسید: 1.0 mg چون که پرستار ممکن است نقطه را نبیند و بخواند 10 mg
بنویسید: 1 mg
🔖 همیشه صفر را قبل از اعشار بنویسید، ولی هیچ وقت بعد از اعشار نگذارید.

👈 فراموش کردن نوشتن مسیر تجویز (Route):
ننویسید: "Midazolam 5 mg stat” ممکن است پرستار تزریق عضلانی انجام داده باشد ، در حالی‌که هدف وریدی وجهت کنترل تشنج بوده است.
همیشه مسیر تجویز را بنویسید: (IV / IM / PO / SL / PR / SC)

👈 عدم رعایت اولویت دستورات:
اگر دستورات را بر اساس اولویت ننویسید ممکن است پرستار اولویت مدنظر شما را رعایت نکند. معمولا خطوط بالاتر در دستورات با اولویت بالاتری اجرا میشوند.
📌مثال: بجای تجویز اکسیژن در ابتدا و سپس تجویز مورفین، ابتدا تجویز مورفین صورت می گیرد و ممکن است بیمار آپنه کند بدون اینکه اکسیژن داشته باشد.
Morphine 5 mg IV stat
Insert Foley catheter
CBC, BUN, Cr
Oxygen 2 L/min
IV line with NS 1000 mL in 4 hours
پس عادت کنید دستورات مهم را بالاتر بنویسید.

👈 دستور شفاهی بدون ثبت کتبی
برای درمان ادم ریه می‌گویید: «آمپول فوروزماید 80 میلیگرم بزنید سریع!» اما مکتوب نمی کنید. بعداً در شیفت بعدی بیمار مجدد دچار تشدید ادم ریه میشود و هیچ سندی نیست که تجویز قبلی دارو را نشان دهد.
همیشه به فاصله اندک از دستور شفاهی آن را مکتوب کنید.

👈 تکرار یا تداخل دارویی:
بیمار با تشخیص DVT در سرویس طب اورژانس انوکساپارین گرفته است و پس از بستری در سرویس اخلی انفوزیون هپارین دریافت می کند.
همیشه وقتی بیماری از سرویسی تحویل گرفته میشود باید لیست داروهایی که در سرویس قبلی تجویز شده است بررسی گردد. تدوین پروتوکل های مشترک درمان بیماریها به انسجام درمان کمک می کند.

👈 نوشتن ادامه داروهای قبلی (Continue previous meds)
اگر بیمار داروهایی مصرف می کرده که الان نباید مصرف شود (مثل متفورمین در بیماری که قرار است تصویربرداری با کنتراست انجام شود یا ادامه وارفارین در بیمار مبتلا به خونریزی گوارشی
در دستورات باید فهرست دقیق داروهای قابل ادامه آورده بشود

👈 استفاده از “PRN” بدون شرط مشخص
نوشتن “PRN” بدون ذکر وضعیت یعنی در واقع هیچ شرطی وجود ندارد. مثال: Morphine 2 mg IV PRN
باید بنویسید: Morphine 2 mg IV PRN for pain scale > 7 (max 4 doses/24h)

👈 قطع (Discontinue/Stop) یا توقف(Hold) دارو بدون ثبت زمان و علت:
یکی از اشتباهات رایج در دستورات نوشتن قطع یا توقف دارو بدون ثبت زمان دقیق و علت است تا پرستار به دقت اجرا نماید.
بیمار دچار خونریزی گوارشی شده و پزشک می نویسد: Discontinue (DC) Heparin
پرستار اهمیت آن را متوجه نمیشود و هپارین طولانی تر ادامه می یابد.
درستش این است که بنویسیم: Discontinue (DC) Heparin at 10:00 AM because of GIB

👈 درج دستورات بدون تطبیق با سابقه آلرژی بیمار
بیماری دچار آلرژی به پنی سیلین است و هنگام نوشتن دستورات، پزشک بدون چک سابقه آلرژی برای وی سفازولین تجویز می کند و در نتیجه بیمار دچار آنافیلاکسی میشود
همیشه قبل از نوشتن دستورات داوریی آلرژی دارویی را چک کنید

👈 نادیده گرفتن تداخلات دارویی در بیماران سالمند
بیماران سالمند اغلب چند دارو باهم مصرف می کنند و عدم بررسی تداخلات دارویی می تواند برای بیمار عارضه ایجاد کند:
تجویز کوتریموکسازول در بیماری که وارفارین مصرف میکند
همیشه قبل از تجویز دارو در اورژانس به لیست داروهای بیمار توجه نمایید.

👈 خط‌خوردگی بدون امضا و تاریخ
خط زدن دستورات بدون مهر و امضای مجدد دست بردن در پرونده محسوب میشود.
همیشه در صورتیکه نیاز به تصحیح دستورات دارید حتما در کنار تصحیح مهر و امضای مجدد همراه با تاریخ و ساعت را درج نمایید.

👈 نوشتن دستورات بدون ذکر محدودیتها
در بیمار شکم حاد NPO نوشته نشود
در بیمار با ریسک سقوط Bedside Elevated یا Complete Bed Rest نوشته نشود.
همیشه از دستورات عمومی استفاده کنید تا چیزی فراموش نشود.

منبع برای مطالعه بیشتر

مطلب دستورات در بخش اورژانس در اینجا به پایان می رسد. امید است که مورد توجه و استفاده عزیزان قرار گرفته باشد.

@emedupdates
👍96💯2
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش اول

👈 مقدمه
اورژانس، شاید بیش از هر بخش دیگری در نظام سلامت، تجسم عینی برخورد «انسان» با «بحران» است؛
جایی که در آن:
▫️قوی‌ترین افراد نیز گاه نمی‌توانند لرزش دست خود را پنهان کنند،
▫️و گاه ضعیف‌ترین‌ها در ظاهر، شجاعانه‌ترین و دقیق‌ترین تصمیم‌ها را می‌گیرند.

در چنین محیطی، قواعد معمول زمان و منطق دگرگون می‌شود؛ صداها بلند است، نفس‌ها تند است و هر ثانیه می‌تواند بین مرگ و زندگی در نوسان باشد. اورژانس جایی است که شخصیت، ساختار ذهنی و توانایی مدیریت احساسات، بیش از مدرک و عنوان، خود را آشکار می‌کند.

اورژانس، برخلاف سایر بخش‌های بیمارستان، هیچ‌گاه به وضعیت «تعادل پایدار» نمی‌رسد. این بخش به‌طور ذاتی در تماس مداوم با بحران است؛ بحرانی که ممکن است کوچک، کوتاه‌مدت یا به‌ظاهر کم‌اهمیت باشد، اما در مجموع، ریتم و ماهیت کار را تعیین می‌کند. ورود هر بیمار جدید، تغییر ناگهانی در وضعیت یک بیمار قبلی، کمبود لحظه‌ای نیرو، یا اختلال جزئی در فرایندها، همگی می‌توانند به‌عنوان یک بحران کوچک عمل کنند و نیازمند تصمیم‌گیری سریع و هدایت صحیح باشند. به بیان دیگر، اورژانس «در انتظار بحران به‌سر نمی‌برد»؛ بلکه موجودیت آن بر پایه‌ی مواجهه‌ی پیوسته با بحران شکل گرفته است. بنابراین، ضرورت ندارد زمین‌لرزه‌ای رخ دهد، اتوبوسی واژگون شود یا آتش سوزی در شهر شکل بگیرد تا اورژانس شما با بحران مواجه شود. جالب آن ‌که در چنین رخدادهای بزرگ و آشکار، معمولاً تیم با هماهنگی بیشتری عمل می‌کند؛ زیرا همگان انتظار نوعی واکنش منسجم و پرتحرک را دارند و ذهن‌ها به‌طور طبیعی آماده‌ی ورود به حالت پاسخ اضطراری است. اما در یک شیفت شلوغ، معمولاً هیچ‌کس به یاری پزشک ارشد نمی‌شتابد؛ نه به این دلیل که کمکی در کار نیست، بلکه فشارها به‌صورت پراکنده و نامنظم بر دوش همه می‌نشیند. در چنین شرایطی، پزشک ارشد غالباً ناگزیر است بخش عمده‌ای از بار تصمیم‌گیری و هدایت تیم را به‌تنهایی به دوش بکشد.

در این میدان، پزشکان به دو دسته‌ی عمده تقسیم می‌شوند:
1️⃣ آنانی که طوفان را رهبری و هدایت می‌کنند؛
2️⃣ و آنانی که در دل همان طوفان گم می‌شوند.

نه مدرک، نه مرتبه‌ی علمی، و نه سال‌های سابقه کاری، هیچ‌کدام تضمین نمی‌کنند که فرد در کدام دسته قرار گیرد. آنچه تعیین‌کننده است، رفتار و نحوه‌ی عملکرد پزشک در لحظه‌ی ازدحام و فشار حداکثری است؛ همان جایی که اضطراب در هوا شناور است و تنها سلاح مؤثر، ذهنی آرام و تصمیمی قاطع است.

پزشک کارآمد اورژانس، قهرمان اغراق‌شده‌ی فیلم‌های حادثه‌ای نیست. او کسی است که در میان فریادها آرام سخن می‌گوید، در دل هرج‌ومرج نظم می‌آفریند و در اوج خستگی، همچنان به انسانیت و کرامت بیمار می‌اندیشد. در مقابل، پزشک واکنش‌گر ممکن است در ظاهر باسوادتر یا پرانرژی‌تر باشد، اما ذهن بی‌نظم و رفتار واکنشی او سبب می‌شود بهترین تصمیم‌ها نیز دیر، ناقص و پراکنده اتخاذ شوند.
مقابله با بحران‌های درونی و همیشگی اورژانس، نیازمند حضور رهبرانی است که صبر، تسلط درونی و اقتدار حرفه‌ای را توأمان در خود پرورش داده باشند؛ افرادی که بتوانند در برابر تنش‌های پی‌درپی تاب‌آوری نشان دهند و در عین حال، جریان کار را با تصمیم‌های دقیق و آرام هدایت کنند.

این نوشته نقشه‌ی راهی است برای کسانی که می‌خواهند از «پزشک واکنشی و فرسوده» به «رهبر واقعی بحران» تبدیل شوند؛ مسیری که نه با شعار و توصیه‌ی کلی، بلکه با شناخت، تمرین، بازآموزی و بازسازی ذهنی طی می‌شود. با ما همراه باشید

@emedupdates
7👍2
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش دوم

👈 بحران در اورژانس به چه معناست؟
بحران در اورژانس، صرفاً به معنای افزایش تعداد بیماران یا ازدحام فیزیکی فضا نیست؛ بلکه پدیده‌ای چندلایه و پیچیده است که از هم‌نشینی مجموعه‌ای از عوامل بالینی، انسانی، سازمانی و محیطی شکل می‌گیرد. این بحران، در ذات خود ترکیبی است از صداهایی که آرامش ذهن را می‌فرسایند، انتظاراتی که بی‌وقفه بر دوش تیم درمان سنگینی می‌کنند، و تصمیماتی که باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن اتخاذ شوند.
در چنین محیطی، صدای یکنواخت و گاه آزاردهنده‌ی مانیتورها نه صرفاً بخشی از پس‌زمینه‌ی کار، بلکه محرکی دائمی برای افزایش فشار ادراکی است. پرستارانی که در انتظار دستورند، عملاً ردیفی از تصمیم‌های معلق را شکل می‌دهند که پزشک ارشد باید آن‌ها را به سمت عمل هدایت کند. همراهان مضطرب و گاه خشمگین لایه‌ای دیگر از تنش را می‌سازند؛ تنشی که نه‌تنها مدیریت بالینی بیمار، بلکه مدیریت هیجانی محیط را نیز ضروری می‌کند.

در این میان، رزیدنتی که در مواجهه با یک بیمار دچار شوک به مکث، تردید یا سردرگمی فرو رفته است نمادی از همان بحران‌های درونی است که در ظاهر کوچک‌اند اما می‌توانند سراسر ساختار تصمیم‌گیری را تحت تأثیر قرار دهند. و در نهایت، پزشک ارشد در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که باید در میانه‌ی تمام این صداها، درخواست‌ها، نگرانی‌ها و علامت‌های هشداردهنده، تصمیمی سریع، روشن و قابل اتکا بگیرد؛ آن هم در شرایطی که زمان برای تحلیل بلندمدت وجود ندارد و هر انتخاب، پیامد بالینی فوری دارد.

در چنین فضایی، تمایز میان پزشک کارآمد و پزشک صرفاً واکنش‌گر، نه در مدرک، عنوان شغلی یا سال‌های سابقه، بلکه در رفتار، شیوه‌ی تفکر، کیفیت تصمیم‌گیری و توانایی مدیریت میدان بالینی آشکار می‌شود. پزشک کارآمد از دل همین آشفتگی ساختار می‌سازد؛ پزشک واکنش‌گر اما خود جزئی از آشفتگی می‌شود. این نقطه‌ی افتراق، در لحظات شلوغی نهفته است؛ جایی که شخصیت حرفه‌ای هر فرد، بی‌پرده و عریان نمایان می‌شود.

@emedupdates
👍7
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش سوم

👈 پزشک کارآمد در بحران؛ رهبر میدان و معمار آرامش

1️⃣ دید کلی، نه تمرکز صرف بر یک تخت
پزشک کارآمد، نگاه خود را محدود به مانیتور بیمار مقابل نمی‌کند. ذهن او مانند نقشه‌ای سه‌بعدی است؛ می‌داند:
در هر گوشه‌ی اورژانس چه می‌گذرد،
کدام بیمار در خطر است،
و کجا انرژی تیم به‌صورت بی‌اثر یا تکراری صرف می‌شود.
در حالی که بسیاری از افراد سرشان در کار خود فرو رفته است، او جریان کلی میدان را می‌بیند. اگر در گوشه‌ای از سالن، احیا آغاز شود، هم‌زمان فرد دیگری را مأمور رسیدگی به بیماران جدید می‌کند تا سایر بیماران فراموش نشوند.

2️⃣ دانستن این‌که «چه کاری را نباید انجام داد»
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ حرفه‌ای، درک این نکته است که در شلوغی، نباید در هر کاری دخالت کرد. پزشک کارآمد تفاوت میان «ضرورت مداخله» و «لزوم اعتماد به تیم» را می‌شناسد و با خودداری آگاهانه از مداخلات غیرضروری، از فروپاشی سیستم پیشگیری می‌کند.
در مقابل، پزشک واکنش‌گر:
به هر اتاقی سر می‌زند،
در کار دیگران مداخله می‌کند،
دستورهای خود را نیمه‌کاره تغییر می‌دهد،
و در نهایت خود فرسوده و تیم سردرگم می‌شود.

3️⃣ دستور دادن با اقتدار آرام، نه با فریاد
در بحران، صدای آرام و قاطع، معمولاً مؤثرتر از فریاد است. پزشک کارآمد می‌آموزد که لحن خونسرد او خود نوعی «داروی آرام‌بخش» برای تیم است. دستورهای او:
کوتاه،
روشن،
بدون تردید و دوگانگی است.
برای نمونه: «اتاق احیا آماده شود، مانیتور وصل، ماساژ قلبی شروع، آدرنالین تزریق، من در راه هستم.»
پزشک واکنش‌گر، یا فریاد می‌زند و اضطراب خود را به فضای بخش منتقل می‌کند، یا مردد است و دستورهای متناقض می‌دهد. نتیجه، افزایش ترس و آشفتگی در تیم است.

4️⃣ برخورداری از هوش هیجانی بالا
پزشک کارآمد می‌فهمد:
پرستاری که سومین شیفت پیاپی را کار کرده است، «کند» نیست؛ «فرسوده» است؛
همراه خشمگین، الزاماً بی‌ادب نیست؛ اغلب «ترسیده و مضطرب» است؛
رزیدنتی که مرتکب اشتباه شده، «ناتوان» یا «بی‌مسئولیت» نیست؛ بلکه «تحت فشار» است.
او به جای غرق شدن در هیجان، هیجان‌ها را می‌شناسد و آن‌ها را مدیریت می‌کند.

5️⃣ شناخت اولویت‌ها و پایبندی به آن‌ها
وقتی بیمار مشکوک به سکته‌ی مغزی و بیماری با درد دندان به‌طور هم‌زمان مراجعه می‌کنند، پزشک کارآمد تردیدی در انتخاب بیمار با اولویت بالاتر ندارد. در ازدحام، «نه گفتن» مهارتی حیاتی است؛
نه گفتن به درخواست‌های غیرضروری،
نه گفتن به حواس‌پرتی‌ها،
و نه گفتن به وسوسه‌ی دخالت در همه‌چیز.

6️⃣ ساختن رهبران کوچک، به جای سربازان مجری
پزشک کارآمد، تیم را صرفاً «مجری دستور» نمی‌بیند. او:
به رزیدنت مأموریت می‌دهد: «این بیمار را ارزیابی کن و برای من خلاصه کن.»
به پرستار می‌سپارد: «تریاژ جدید را شما انجام دهید، من بررسی نهایی را انجام می‌دهم.»
چنین اعتمادی سبب می‌شود که تیم، بدون حضور لحظه‌به‌لحظه‌ی او نیز بتواند کار را پیش ببرد. پزشک واکنش‌گر، همه را به «ماشین اجرای دستور» تبدیل می‌کند و بعد از همان‌ها توقع خلاقیت و مسئولیت‌پذیری دارد.

7️⃣ تحلیل پس از بحران، نه شکایت
پس از آرام شدن فضا، پزشک کارآمد می‌پرسد:
«در کجا عملکرد ضعیف داشتیم؟»
«کدام مرحله می‌توانست بهتر سازمان‌دهی شود؟»
در مقابل، پزشک واکنش‌گر می‌گوید:
«هیچ‌کس کمک نکرد.»
«پرسنل خوب نبودند.»
«بخش بستری همکاری نکرد.»
یکی به دنبال درس و اصلاح است، دیگری به دنبال تخلیه‌ی هیجان. همین تفاوت، مسیر آینده‌ی این دو را از هم جدا می‌کند.

8️⃣ خستگی ظاهری، شفافیت درونی
در پایان شیفت، پزشک کارآمد ممکن است ظاهراً خسته و سنگین به نظر برسد، اما ذهن او روشن است؛ چون تصمیم‌هایش:
منطقی،
بر اساس دانسته‌ها،
و مطابق استانداردهای حرفه‌ای بوده است.
بنابراین از عذاب وجدان و پشیمانی مفرط در امان است. پزشک واکنش‌گر، حتی اگر همه‌ی بیماران زنده مانده باشند، ممکن است درونی آشفته باشد، زیرا حس می‌کند «نمی‌دانست دقیقاً چه می‌کند» و صرفاً در جریان حوادث رانده شده است.

@emedupdates
7👍3
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش چهارم

👈 پزشک واکنش‌گر در ازدحام؛ اسیر شلوغی، نه فرمانده‌ی آن

1️⃣ آغاز ازدحام از ذهن، نه از محیط
پیش از آنکه ازدحام واقعی آغاز شود، پزشک واکنش‌گر در ذهن خود فرو می‌پاشد. او به جای داشتن برنامه و ساختار، به صورت «واکنشی» عمل می‌کند؛ هر سؤال، هر درخواست و هر آلارم، ضربه‌ی جدیدی بر اعصاب اوست. در این حالت، به جای فکر کردن، فقط می‌دود.

2️⃣ خلط خشم با اقتدار
او می‌پندارد صدای بلند و فریاد، نشانه‌ی کنترل اوضاع است؛ در حالی که این خشم، تنها اضطراب را در کل بخش تکثیر می‌کند. تیم یا از ترس، منفعل و منجمد می‌شود، یا از خستگی، به بی‌تفاوتی می‌رسد.

3️⃣ جستجوی مداوم مقصر بیرونی
پزشک واکنش‌گر دائماً می‌گوید:
«اگر آزمایشگاه سریع‌تر جواب می‌داد...»
«اگر پرستاران کار بلد بودند...»
اما به ندرت از خود می‌پرسد:
«من چگونه می‌توانستم جریان کار را بهتر هدایت کنم؟»
این نگاه، بزرگ‌ترین مانع رشد اوست.

4️⃣ رها کردن کارهای نیمه‌تمام
او از تختی به تخت دیگر می‌رود، کاری را آغاز می‌کند و نیمه‌کاره رها می‌کند. نتیجه:
پرونده‌های ناقص،
اقدامات نیمه‌تمام،
و ذهنی پر از «کارهای ناتمام» که خود به‌تنهایی منبع استرس است.

5️⃣ فرسودن تیم
بی‌نظمی در تصمیم‌گیری و بی‌اعتمادی به اعضای تیم، انگیزه‌ی آنان را می‌سوزاند. پرسنل به جای همکاری فعال، تلاش می‌کنند از او دور بمانند. اورژانس بدون روح همکاری، به آشپزخانه‌ای پر سر و صدا تبدیل می‌شود که از آن، غذای سالم و کامل بیرون نمی‌آید.

6️⃣ فروریختن یا خودستایی پس از بحران
پس از پایان بحران، پزشک واکنش‌گر یا:
کاملاً خسته و شکسته می‌گوید: «دیگر نمی‌توانم»،
یا برعکس، با غرور می‌گوید: «دیدید من تنها همه‌چیز را جمع کردم؟»
در حالی که پزشک کارآمد، به جای خودنمایی، در سکوت به این می‌اندیشد که «دفعه‌ی بعد چه چیزی را می‌توان بهتر انجام داد.»

@emedupdates
9👍2
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش پنجم
قسمت اول

👈 تحول از پزشک واکنشی به رهبر بحران:

هدف از ترسیم دو الگوی رفتاری در شرایط بحران، قضاوت یا برچسب‌گذاری نیست؛ بلکه ایجاد امکان “بازشناسی” است. هنگامی‌که هر پزشک بتواند موقعیت کنونی خود را در این طیف رفتاری تشخیص دهد، مسیر رشد فردی معنا پیدا می‌کند. پرسش اساسی این است: چگونه می‌توان از الگوی واکنشی و آشفته فاصله گرفت و به الگوی کارآمد، آرام و رهبری‌کننده نزدیک شد؟

1️⃣ مرحله‌ی اول: شناخت ضعف، نه انکار آن
نقطه‌ی آغاز هر تحول این است که پزشک از صمیم قلب بپذیرد:
«من نیز گاهی دچار سردرگمی، اشتباه یا از دست دادن کنترل می‌شوم.»
پزشک واکنش‌گر همه چیز را به «سیستم» و «دیگران» نسبت می‌دهد؛ پزشک کارآمد، مسئولیت هیجانی و مدیریتی خود را می‌پذیرد.
🔖 تمرین پیشنهادی:
پس از هر شیفت شلوغ، پنج دقیقه بنویسید:
▫️چه چیزی باعث شد احساس کنم کنترل از دستم خارج شد؟
▫️در کدام لحظه، خشم یا اضطرابم افزایش یافت؟
▫️در آن لحظه، چه واکنش دیگری می‌توانستم انتخاب کنم؟
این نوشتن، همانند آینه‌ای است که گاهی دیدن آن دشوار است، اما بدون آن، اصلاح پایدار ممکن نیست.

2️⃣ مرحله‌ی دوم: عبور از واکنش به تفکر
پزشک واکنشی، به هر آلارم، هر صدا و هر درخواست، فوری پاسخ می‌دهد. پزشک کارآمد، پیش از پاسخ، مکثی کوتاه می‌کند. این مکث کوتاه، مرز بین آشفتگی و تصمیم صائب است.
🔖 تمرین ساده:
▫️هر بار احساس کردید تحت فشار هستید، پیش از هر جمله یک دم و بازدم عمیق انجام دهید؛
▫️پیش از صدور هر دستور مهم، در ذهن خود بپرسید: «اولویت اصلی در این لحظه چیست؟»

3️⃣ مرحله‌ی سوم: نظم ذهن، پیش‌شرط نظم میدان
اورژانس همیشه پرتنش است، اما پزشک کارآمد ذهن خود را مرتب می‌کند. او در ذهن خود نوعی «تریاژ ذهنی» ایجاد می‌کند:
بیماران بحرانی،
بیماران در حال بررسی،
بیماران آماده‌ی ترخیص.
هر ساعت، در ذهن خود مرور می‌کند که چند درصد انرژی‌اش صرف بیماران حیاتی و چند درصد صرف «سر و صداهای بی‌فایده» شده است.

4️⃣ مرحله‌ی چهارم: از دستور دادن به هدایت کردن
مدیریت در اورژانس، فراتر از دستور دادن است؛ به معنای خلق نفوذ شخصی و اعتماد نیز هست.
راهکارهای عملی:
دستور را با لحنی محترمانه و مطمئن بیان کنید، نه تحکم‌آمیز؛
از اعضای تیم نظر بخواهید، حتی اگر تصمیم نهایی را خود می‌گیرید؛
هنگام مشاهده‌ی عملکرد صحیح، همان لحظه و با ذکر مصداق، فرد را تحسین کنید.

5️⃣ مرحله‌ی پنجم: هوش هیجانی در عمل
پزشک کارآمد، احساسات خود و دیگران را در بحبوحه‌ی بحران مدیریت می‌کند:
خشم را با مکث، کنترل صدا و زبان بدن باز (شانه‌های صاف، دست‌های باز) مهار می‌کند؛
برای کاهش اضطراب، کارها را ساختارمند می‌کند؛ تقسیم وظایف شفاف، خود ضداضطراب است؛
برای مقابله با ناامیدی، از کلام انسانی، تشویق صادقانه و گاه شوخی‌های بسیار مختصر و محترمانه بهره می‌گیرد.
3👍2👏1
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش پنجم
قسمت دوم

👈 تحول از پزشک واکنشی به رهبر بحران:

6️⃣ مرحله‌ی ششم: مدیریت انرژی، نه فقط زمان
پزشک واکنش‌گر می‌کوشد تا آخرین لحظه بدون توقف بجنگد؛ پزشک کارآمد می‌داند اگر خود از پا بیفتد، تیم دچار فروپاشی می‌شود.
🔖 پیشنهاد:
در میان شلوغی، هر دو ساعت، دو دقیقه استراحت کوتاه بدون تلفن، بدون مکالمه برای خود در نظر بگیرید؛
بنشینید، آب بنوشید، چند نفس عمیق بکشید. همین دو دقیقه، کارکرد «مرکز تصمیم‌گیری» مغز را بازسازی می‌کند.

7️⃣ مرحله‌ی هفتم: به جای کنترل مستقیم، سیستم بسازید
پزشک واکنش‌گر همواره می‌پرسد: «چرا هیچ‌کس کاری نمی‌کند؟»
پزشک کارآمد می‌پرسد: «چگونه می‌توانم کاری کنم که بدون حضور من هم انجام شود؟»
🔖 نمونه‌هایی از سیستم‌های ساده و مؤثر:
▫️برگه‌ی خلاصه‌ی بیماران منتظر،
▫️تعریف «تریاژ دوم» با حضور رزیدنت ارشد،
▫️طراحی مسیرهای کوتاه برای ترخیص بیماران ساده و کم‌خطر.

8️⃣ مرحله‌ی هشتم: مرور و بازتاب بعد از شیفت
پزشک کارآمد، پس از هر شیفت، از خود می‌پرسد:
کدام تصمیم‌هایم مؤثر بود؟
در کجا دچار خطا یا تأخیر شدم؟
کدام الگوی رفتاری نامطلوب تکرار می‌شود؟
او این نکات را ثبت می‌کند؛ پزشک واکنش‌گر، یا فراموش می‌کند، یا توجیه

9️⃣مرحله‌ی نهم: حفظ انسانیت در دل هیاهو
کارآمدترین پزشکان، به‌رغم فشار شدید، «انسان» باقی می‌مانند. می‌دانند که:
پشت هر صدای بلند، انسانی مضطرب،
پشت هر سؤال تکراری، نگرانی عمیق،
و پشت بسیاری از پرخاش‌ها، ترس نهفته است.
یک نگاه آرام، یک توضیح کوتاه و صادقانه به همراه بیمار، گاه از بروز درگیری و تنش پیشگیری می‌کند. انسانیت در اورژانس نشانه‌ی ضعف نیست؛ نشانه‌ی بلوغ روحی است.

🔟 مرحله‌ی دهم: رشد تدریجی، نه جهش نمایشی
تبدیل شدن به پزشک کارآمد، فرآیندی تدریجی است. هر شیفت، کافی است یک رفتار درست جدید تمرین شود:
یک شیفت: حفظ آرامش صوتی در اوج بحران؛
شیفت دیگر: مرور منظم وضعیت کل سالن هر یک ساعت؛
شیفت بعد: تفویض مسئولیت روشن به رزیدنت‌ها و پرستاران.
پس از مدتی، پزشک درمی‌یابد که «اورژانس همان است، اما او تغییر کرده است.»

👈 خلاصه‌ی تحول:
پزشک واکنش‌گر می‌کوشد بحران را در هم بشکند؛
پزشک کارآمد می‌آموزد با بحران هم‌گام شود و آن را هدایت کند.

@emedupdates
💯31👍1
در دل طوفان؛ چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم
بخش ششم و پایانی:

👈 جمع‌بندی نهایی: رهبری بالینی در دل آشفتگی

در پایان این مسیر، می‌توان دریافت که در فضای پرفشار و پیچیده‌ی اورژانس، نقش پزشک بسیار فراتر از یک «درمانگر صرف» است. اورژانس جایی‌ست که در آن، ثانیه‌ها ارزش حیاتی دارند، منابع محدودند، هیجان‌ها در حد اشباع جریان دارند و هر تصمیم کوچک می‌تواند کیفیت نتایج بزرگ را تعیین کند. در چنین بستری، پزشک نه‌تنها باید بر مهارت‌های تشخیصی و درمانی تکیه کند، بلکه باید به‌عنوان رهبر میدان عمل کند؛ فردی که هم‌زمان:
هیجان‌های خود و دیگران را تنظیم می‌کند،
تصویر بزرگی از میدان را در ذهن نگه می‌دارد،
توانایی تصمیم‌سازی در شرایط فشار را حفظ می‌کند،
و در عین خستگی، ارتباط انسانی را از یاد نمی‌برد.

در بخش های پیشین دیدیم که کنترل احساسات سنگ‌بنای حضور مؤثر در بحران است. پزشک کارآمد کسی است که بین تحریک لحظه‌ای و پاسخ سنجیده تمایز قائل می‌شود، و به جای آن‌که اسیر تنش محیط گردد، خود به منبع ثبات برای تیم تبدیل می‌شود.

در کنار این توانایی، تفکر کلی‌نگر و میدان‌محور اهمیت بنیادین دارد. پزشک باید بتواند تصویر جامع اورژانس را در ذهن نگاه دارد: بداند کدام بیمار در مرز خطر است، کدام فرآیند کند شده، کدام نیرو فرسوده شده و کجا منابع باید دوباره تخصیص یابد. این «نقشه‌ی ذهنی» است که او را قادر می‌سازد بحران را از سطح واکنش‌های پراکنده به سطح مدیریت ساختاری ارتقا دهد.

به همان اندازه، سازمان‌دهی تیم در لحظه‌ی بحران نقش تعیین‌کننده دارد. پزشک کارآمد به‌جای آن‌که همه‌ی بار را خود بر دوش بکشد یا بخواهد همه‌چیز را مستقیماً کنترل کند، با تفویض مسئولیت هوشمندانه، تیمی پویا و قابل اعتماد می‌سازد؛ تیمی که می‌تواند بدون او نیز عملکردی پایدار داشته باشد. این مهارت، مرز میان «فرماندهی آمرانه» و «رهبری بالینی» را روشن می‌کند و کیفیت همکاری را در بلندمدت تضمین می‌سازد.

اما شاید مهم‌ترین ویژگی پزشک در چنین محیطی، توانایی یادگیری از تجربه و بازسازی ذهن پس از بحران باشد. پزشک کارآمد، پس از هر شیفت دشوار، در پی سرزنش یا توجیه نیست؛ بلکه می‌پرسد چه روندی درست پیش رفت، کجا کند شدیم و چه چیزی باید تغییر کند. این نگاه تحلیلی و صادقانه، همان عاملی است که باعث می‌شود عملکرد او در طول زمان نه‌تنها تثبیت، بلکه تکامل یابد. در مقابل، پزشک واکنش‌گر، بحران را به‌عنوان تهدیدی برای خویش تجربه می‌کند و بنابراین از مواجهه‌ی تحلیلی با آن می‌گریزد؛ چیزی که موجب تکرار خطاها و فرسودگی بیشتر او می‌شود.

در نهایت، تفاوت میان دو رویکرد اصلی پزشکان در بحران با یک جمله خلاصه می‌شود:
پزشک واکنش‌گر می‌کوشد بحران را درهم بشکند؛
پزشک کارآمد می‌آموزد با بحران کار کند، آن را هدایت کند و در دل همان آشفتگی، ساختاری پایدارتر، اخلاقی‌تر و انسانی‌تر بسازد.

اورژانس هرگز کاملاً آرام نخواهد شد؛ اما پزشک می‌تواند در دل همان ناآرامی، به نقطه‌ای از وضوح، تسلط و انسانیت برسد که نه‌تنها بر بیماران، بلکه بر تیم و بر خود او اثرگذار باشد. مسیر این مطلب همین بود: عبور از تصویر آشفتگی، شناخت الگوهای رفتاری، تحول فردی، تسلط بر مهارت‌های عملی و رسیدن به درکی عمیق‌تر از معنای رهبری بالینی.

گام نهایی، نه پایان راه، بلکه آغاز مسئولیت است:
پزشک کارآمد در بحران کسی است که در سخت‌ترین لحظات، بذر نظم، فهم و همکاری را می‌کارد؛ بذرهایی که در بحران بعدی، ثمره‌ی خود را نشان می‌دهند.

اکنون پرسشی ناگزیر پیش روی شماست: در لحظات تنش و ازدحام، در کدام جایگاه قرار می‌گیرید؟
آیا بیشتر تحت‌تأثیر محرک‌ها واکنش نشان می‌دهید، یا توانایی حفظ نظم و کارآمدی را در دل آشوب دارید؟

پاسخ هرچه باشد، نکته‌ی اصلی این است که هیچ‌کس در این مسیر ثابت نمی‌ماند؛ هر پزشک می‌تواند با شناخت، تمرین و بازسازی ذهنی، از یک فرد واکنش‌گر به یک الگوی کارآمد و هدایت‌گر تبدیل شود.

به این ترتیب مجموعه مطالب «چگونه از پزشک خسته و واکنشی، به رهبر کارآمد اورژانس تبدیل شویم» به اتمام می رسد. امیدواریم مورد توجه شما قرار گرفته باشد. اگر مطالب این رسانه آموزشی برایتان مفید بوده، لطفا با معرفی این کانال به همکاران و دوستان خود آنها را هم در احساس خود شریک سازید.

منابع مورد استفاده:
منبع 1 منبع 2 منبع 3 منبع 4

@emedupdates
9
کارورزی پزشکی: مسیر بلوغ حرفه‌ای و نقش تعیین‌کننده بخش اورژانس در پرورش مهارت‌های بالینی و تصمیم‌گیری
بخش اول

در این پست و سه پست بعدی قصد داریم با بررسی شواهد موجود به اهمیت دوره کارورزی و بخصوص دوره چرخشی طب اورژانس در شکل گیری شخصیت حرفه ای پزشکان آینده بپردازیم. با ما همراه باشید.

👈 مقدمه
کارورزی پزشکی مرحله‌ای حیاتی در فرآیند تربیت پزشک است؛ مرحله‌ای که طی آن دانشجو از فضای آموزشی نظری به بطن واقعی بالین وارد می‌شود و نخستین تجربه‌های جدی مسئولیت‌پذیری، تصمیم‌گیری و تعامل حرفه‌ای را تجربه می‌کند. با این حال، در عمل مشاهده می‌شود که برخی کارورزان با انگیزه‌ای کم و گاهی بی‌علاقه وارد بخش اورژانس می‌شوند؛ گویی تصور می‌کنند این بخش صرفاً یک ایستگاه گذراست، در حالی‌که حقیقت نظام آموزشی پزشکی خلاف این تصور را نشان می‌دهد.

بخش اورژانس سنگ‌بنای شکل‌گیری هویت حرفه‌ای پزشک است؛ جایی که کارورز برای اولین‌بار با مسائل واقعی و غیرقابل‌پیش‌بینی طبابت روبه‌رو می‌شود، اهمیت ارزیابی سریع بیمار را درک می‌کند، تصمیم‌گیری تحت فشار را می‌آموزد و مفهوم واقعی «مسئولیت» را تجربه می‌کند. بخش اورژانس جایی است که کارورز خود میتواند با توجه به علاقه از گرفتن شرح حال، نوشتن دستورات، تصمیم گیری بالینی و انجام پروسیجرهای بالینی را تمرین نماید. این تجربه بنیادی، مستقل از مسیری که فرد در آینده انتخاب می‌کند ـ اعم از داخلی، جراحی، قلب، طب اورژانس، کودکان، بیهوشی، زنان یا حتی رشته‌های غیربالینی ـ برای ساختن چارچوب ذهنی و عملی یک پزشک موفق ضروری است. در حقیقت، فرایند تبدیل‌شدن یک دانشجوی پزشکی به پزشک بالینی توانمند، از همین اورژانس آغاز می‌شود.

با وجود این نقش کلیدی، ساختار زمانی کارورزی طب اورژانس در ایران با استانداردهای جهانی همسو نیست. در بسیاری از کشورها مدت کارورزی طب اورژانس بین یک تا دو ماه تنظیم شده است و این بازه زمانی امکان تجربه کافی، مواجهه با تنوع کیس‌های بالینی و تسلط بر مهارت‌های حیاتی را فراهم می‌کند. در مقابل، در ایران این دوره معمولاً فقط یک ماه است؛ فرصتی کوتاه برای بخشی که مهم‌ترین شالوده آموزشی پزشک آینده را بنا می‌کند. بر این اساس، و با توجه به شواهد موجود درباره اهمیت بخش اورژانس در رشد بالینی، توصیه می‌شود مدت کارورزی طب اورژانس در کشور دست‌کم به دو ماه افزایش یابد تا کارورزان بتوانند تجربه‌ای عمیق‌تر، کامل‌تر و متناسب با نیازهای حرفه‌ای خود کسب کنند.

@emedupdates
👍91
کارورزی پزشکی: مسیر بلوغ حرفه‌ای و نقش تعیین‌کننده بخش اورژانس در پرورش مهارت‌های بالینی و تصمیم‌گیری
بخش دوم

حال که از مقدمه بحث عبور کردیم به اهمیت کلی دوره کاروزی و نقش ویژه بخش اورژانس می پردازیم:

👈 اهمیت کلی دوره کارورزی پزشکی

1️⃣ تبدیل دانش نظری به مهارت بالینی واقعی
دانش نظری، پایه‌ای ضروری در آموزش پزشکی است، اما تا زمانی که در محیط بالینی به کار گرفته نشود، به توانایی حرفه‌ای تبدیل نمی‌شود. دوره کارورزی، نخستین میدان تجربه‌ای است که دانشجو مجبور است از آموخته‌های خود در مدیریت واقعی بیمار استفاده کند.
پژوهش‌های معتبر نشان داده‌اند که حضور کارورز در بخش‌های بالینی، عملکرد او را در آزمون‌های OSCE و تصمیم‌گیری بالینی به شکل چشمگیر ارتقا می‌دهد.

2️⃣ شکل‌گیری هویت حرفه‌ای و مسئولیت‌پذیری
کارورزی نقطه‌ای است که مسئولیت‌پذیری پزشکی آغاز می‌شود. کارورز برای نخستین بار نقش «پزشک» را تجربه می‌کند و در برابر بیماران، خانواده‌ها و تیم درمان، پاسخ‌گو می‌شود. مطالعه‌ای در سوئد نشان داده است که کارورزی به‌عنوان یک «گذار معنادار» در شکل‌گیری هویت پزشکی شناخته می‌شود. این مرحله، فرصتی است برای تجربه‌کردن معنای واقعی طبابت، نه صرفاً فراگیری علوم پزشکی.

3️⃣ تقویت مهارت‌های ارتباطی، کار تیمی و اخلاق حرفه‌ای
تعامل با پرستاران، رزیدنت‌ها، بیماران و خانواده‌ها، پایه مهارت‌هایی را بنا می‌کند که در هیچ منبع آموزشی به‌طور کامل آموخته نمی‌شود. پژوهش‌ها نشان داده‌اند کیفیت ارتباط کارورز با تیم درمان، پیش‌بینی‌کننده اصلی رضایت و رشد حرفه‌ای اوست.

4️⃣ انتخاب مسیر تخصص و آمادگی برای رزیدنسی
کارورزی فرصتی است که دانشجو در آن مسیر حرفه‌ای خود را بهتر می‌شناسد. تجربه مواجهه با شرایط و بیماران مختلف، او را در انتخاب تخصص مناسب یاری می‌دهد.

👈 جایگاه ویژه و حیاتی بخش اورژانس در کارورزی پزشکی

بخش اورژانس مهم‌ترین و اثرگذارترین عرصه کارورزی پزشکی به‌شمار می‌رود. این بخش اولین خط تماس بیمارستان با بیماران بدحال است؛ جایی که زمان محدود، اطلاعات ناکافی و فشار تصمیم‌گیری، به‌صورت هم‌زمان بر دوش کارورز قرار می‌گیرد. آنچه در اورژانس آموخته می‌شود، زیربنای بسیاری از مهارت‌های بالینی و حرفه‌ای آینده پزشک است.

1️⃣ تصمیم‌گیری سریع و مدیریت بحران
در اورژانس، کارورز با شرایطی مواجه می‌شود که نیازمند اقدام فوری و تصمیم‌های دقیق است: احیای قلبی‌ریوی، مدیریت تروما، کنترل دردهای حاد، درمان بیماران مسموم، یا مواجهه با مشکلات حیاتی مانند شوک، آریتمی و اختلالات تنفسی. این محیط، بهترین محل برای تقویت مهارت‌های حیاتی مانند اولویت‌بندی، تصمیم سریع، مدیریت شرایط بحرانی، و ارزیابی سریع ABC است ـ مهارت‌هایی که پزشک در تمام عمر حرفه‌ای خود به آن نیاز دارد.

2️⃣ تنوع بی‌نظیر کیس‌های بالینی
بخش اورژانس طیف گسترده‌ای از مشکلات داخلی، جراحی، کودکان، قلب، تروما، مسمومیت‌ها، زنان و حتی مشکلات روان‌پزشکی را در یک نوبت شیفت به کارورز ارائه می‌کند. هیچ بخش دیگری این میزان تنوع بالینی را در مدت زمانی کوتاه فراهم نمی‌کند.

3️⃣ شکل‌گیری باور و اعتماد حرفه‌ای
اورژانس جایی است که کارورز یاد می‌گیرد «مسئولیت» تنها یک واژه نیست. بیمار اورژانسی به کسی فرصت اشتباه نمی‌دهد. این فشار حرفه‌ای به شکل‌گیری اعتمادبه‌نفس واقعی و حس مالکیت بالینی کمک می‌کند. به‌همین دلیل، بسیاری از پزشکان موفق معتقدند «پزشک واقعی» در اورژانس ساخته می‌شود.

4️⃣ تقویت مهارت‌های ارتباطی و تعامل میان‌رشته‌ای
در اورژانس، همکاری با پرستاران، تکنسین‌های اورژانس پیش بیمارستانی، رزیدنت‌ها و متخصصین مختلف به‌صورت لحظه‌ای و بدون توقف اتفاق می‌افتد. مهارت‌هایی مانند مذاکره، گزارش‌دهی، کار تیمی و مدیریت همراهان، در هیچ بخش دیگری تا این اندازه واقعی و ضروری نیست.

5️⃣ نقطه اتصال دانشجوی پزشکی با واقعیت طبابت
اورژانس به‌نوعی «نماد واقعی پزشکی» است؛ پزشکی‌ای که سرعت، دقت، مهربانی، علم، اخلاق، و مدیریت بحران را در کنار هم می‌طلبد. از این رو، بخش اورژانس نه تنها یکی از دوره‌های کارورزی، بلکه مهم‌ترین بستر شکل‌گیری هویت و مهارت پزشک آینده است.

@emedupdates
👍72
کارورزی پزشکی: مسیر بلوغ حرفه‌ای و نقش تعیین‌کننده بخش اورژانس در پرورش مهارت‌های بالینی و تصمیم‌گیری
بخش سوم

👈 عوامل موفقیت در دوره کارورزی
قسمت اول

حالا که به اهمیت دوره کارورزی و به خصوص دوره چرخشی طب اورژانس پی بردیم، وقتش رسیده یک گام عقب‌تر برویم و از بالا به کل مسیر نگاه کنیم: چه چیزهایی تعیین می‌کنند که یک دانشجوی پزشکی از دوره کارورزی‌اش فقط عبور نکند، بلکه از آن گامی به سوی پیشرفت حرفه ای بسازد؟ و حالا، به مهم‌ترین عواملی می‌رسیم که سرنوشت حرفه‌ای یک کارورز را رقم می‌زنند:

1️⃣ نگرش فعال و مسئولیت‌پذیری
کارورزی موفق نیازمند دانشجویی است که در بخش فعال باشد، سؤال بپرسد، داوطلب انجام کار شود و از مواجهه با موارد چالش‌برانگیز فرار نکند. کارورزی وسیله نقلیه نیست که صرفا با نشستن و نگاه‌کردن به مناظر بیرونی به مقصد برسید؛ در دنیای پزشکی، معمولا با تلاش و زحمت می توان به مقصد نهایی رسید. کارورز فعال کسی است که سؤال می‌پرسد، وارد میدان می‌شود، از بیماران سخت نمی‌گریزد و تصور نمی‌کند که چون «دانشجو» است باید در حاشیه بماند. خصوصاً در بخش اورژانس، این فعال‌بودن نقش حیاتی دارد. چون فرصت‌ها برق‌آسا می‌آیند و سستی باعث میشود درس مهارت و زندگی از دست برود.

اساتید و رزیدنت‌ها همواره به‌طور ناخودآگاه به سمت کارورزی جذب می‌شوند که نشان می‌دهد می‌خواهد یاد بگیرد، می‌خواهد کار کند و می‌خواهد بهتر شود. و همین توجه است که در نهایت بنای آینده حرفه‌ای یک پزشک را می‌گذارد. کارورز فعال بیشتر یاد می‌گیرد، بیشتر تجربه می‌کند و بیشتر دیده می‌شود.

2️⃣ تعامل مؤثر با تیم درمان
احترام به پرستاران، ارتباط شفاف با رزیدنت‌ها و همکاری مؤثر در تیم، پیش‌نیاز رشد حرفه‌ای است. پزشکی شاید از بیرون حرفه‌ای فردی به نظر برسد، یک پزشک، یک بیمار، یک تصمیم. اما واقعیت میدان بالین این است: پزشکی یک کار تیمی است.

پرستاران، رزیدنت‌ها، دستیاران، همکاران بخش‌های مختلف، حتی بیماریاران و خدمات، همه بخشی از زنجیره‌ای هستند که بدون آن درمان جلو نمی‌رود. کارورز موفق کسی نیست که فقط معلوماتش را بلد است؛ او کسی است که بلد است چگونه اطلاعاتش را در یک تیم به‌کار بگیرد. و این یعنی احترام، ارتباط شفاف، همکاری بدون غرور و مشارکت مؤثر. کسی که نتواند در تیم بدرخشد، هرچقدر هم باهوش و کتاب‌خوان باشد، در عمل عقب می‌ماند. کار تیمی همان مهارتی است که در برخورد با بیمار بدحال، در مدیریت بحران و در تصمیم‌های جمعی به‌چشم می‌آید و فرق پزشک کارآمد را با پزشک تنها و مستأصل مشخص می‌کند. و این مهارت دقیقاً از همین دوره کارورزی شکل می‌گیرد.

3️⃣ بازخورد مداوم و رفلکشن
ثبت تجربه‌های روزانه، بررسی نقاط ضعف و دریافت بازخورد از اساتید و رزیدنت‌ها باعث یادگیری عمیق‌تر و توسعه مهارت بالینی می‌شود.
دوره کارورزی، اگر درست طی شود، تبدیل به یک چرخه تکرارشونده «تمرین ـ اشتباه ـ تصحیح ـ پیشرفت» می‌شود. و قلب این چرخه همان بازخورد است. ثبت تجربیات روزانه باعث می‌شود هر روز آینه‌ای روبه‌روی کارورز قرار بگیرد و از خودش بپرسد:
«امروز چه چیزی را درست انجام دادم؟ چه چیزی را باید بهتر کنم؟ امروز در برابر چه چیزی جا زدم؟»
بازخورد رزیدنت‌ها و اساتید گاهی شنیدنش آسان نیست، اما همین جملات کوتاه و بی‌پرده، گنجینه‌ای هستند که سرعت یادگیری را چند برابر می‌کنند. کسی که بازخورد را می‌بلعد، قوی می‌شود. کسی که از آن طفره می‌رود، همان‌جایی می‌ماند که هست.

@emedupdates
8👍1
کارورزی پزشکی: مسیر بلوغ حرفه‌ای و نقش تعیین‌کننده بخش اورژانس در پرورش مهارت‌های بالینی و تصمیم‌گیری
بخش چهارم و پایانی

👈 عوامل موفقیت در دوره کارورزی
قسمت دوم

4️⃣ مدیریت استرس و انعطاف‌پذیری
اورژانس محیطی سریع، پرتنش و غیرقابل‌پیش‌بینی است. موفقیت در این بخش نیازمند مدیریت احساسات، حفظ آرامش در بحران و توانایی تصمیم‌گیری تحت فشار است. بندرت بتوان بخش بالینی دیگری یافت که میزان استرس و تنش به قدر بخش اورژانس باشد. بنابراین میتوان گفت اورژانس آزمایشگاه استرس و انعطاف پذیری است. اورژانس جایی نیست که فقط مهارت بالینی محک بخورد؛ اینجا شخصیت آدم هم امتحان می‌شود. در شرایطی که بیمار بدحال وارد می‌شود، همراهان مضطرب هستند و رزیدنت‌ها درگیر چند مورد همزمان‌اند، ذهن کارورز اگر باتجربه نباشد، سوت می‌کشد.

اما کسی که بتواند: احساساتش را مدیریت کند، وسط بحران تصمیم بگیرد،آرام بماند، و با شرایط غیرقابل‌پیش‌بینی کنار بیاید، درواقع در حال ساختن همان هسته سخت حرفه‌ای است که همه پزشکان موفق دارند. انعطاف‌پذیری یعنی در عرض چند دقیقه از احیای قلبی ریوی به بخیه، از بخیه به تفسیر آزمایشات بالینی یک بیمار دیگر و از آنجا به دیدن یک بیمار دیگر رفت؛ بدون اینکه ذهن قفل کند. و این ویژگی فقط و فقط در بخش اورژانس شکل می‌گیرد.

5️⃣ برقراری ارتباط مؤثر با بیماران
در بخش های بالینی و به خصوص بخش اورژانس، بیمار معمولاً با دو چیز وارد می‌شود: درد و ترس. مهارت ارتباطی پزشک دقیقاً همان ابزاری است که این دو را رام می‌کند. وقتی در شلوغی اورژانس با بیمار حرف می‌زنید ـ با صدای آرام، با قدرت، با شفافیت ـ در واقع هم اعتماد می‌سازید و هم فضا را برای درمان بهتر آماده می‌کنید.

برقراری ارتباط درست با بیمار، مهارتی است که خیلی‌ها کم‌قدرش می‌دانند، اما در لحظه تصمیم‌های سخت، همین مهارت است که شرایط را عوض می‌کند. کارورز موفق کسی است که بداند بیمار فقط عدد فشار خون یا گاز خون نیست؛ کسی است که کلی حس و نگرانی پشت آن علائم دارد. بنابراین در دوره کاروزی باید این مهارت هم به قدر موثر تقویت شود. بخش اورژانس محل خوبی برای آزمایش و تقویت این مهارت است.

👈 جمع بندی و نتیجه‌گیری

کارورزی پزشکی مرحله‌ای کلیدی در تبدیل دانشجوی پزشکی به پزشک بالینی حرفه‌ای است. این دوره نه تنها بستری برای یادگیری عملی، بلکه نقطه شکل‌گیری مسئولیت حرفه‌ای، هویت پزشکی، مهارت‌های ارتباطی و توانایی تصمیم‌گیری بالینی است. در میان تمام بخش‌ها، اورژانس جایگاهی ممتاز دارد؛ زیرا در این بخش است که پزشک آینده یاد می‌گیرد چگونه در شرایط بحرانی، با حداقل اطلاعات و تحت فشار زمانی، بهترین تصمیم را اتخاذ کند. و به‌جرأت می‌توان گفت: اورژانس مهم‌ترین سنگر آموزش بالینی و اصلی‌ترین میدان ساخته‌شدن پزشک واقعی است.

به پایان مجموعه مطالب «کارورزی پزشکی: مسیر بلوغ حرفه‌ای و نقش تعیین‌کننده بخش اورژانس در پرورش مهارت‌های بالینی و تصمیم‌گیری» رسیدیم. امید است که این مجموعه مورد توجه عزیزان قرار گرفته باشد. لطفا رسانه آموزشی آپدیتهای بخش اورژانس را به دوستان و همکاران خود معرفی کنید.

@emedupdates
9
برخورد با #هیپرکالمی در بخش اورژانس
بخش اول

هیپرکالمی خطرناکترین اختلال الکترولیتی است که در بیماران اورژانس دیده میشود. شناخت علل و برخورد با آن یک دانش و مهارت کلیدی است. اجازه بدهید در این پست و چند پست بعدی به این موضوع بپردازیم:

👈 تعریف:
پتاسیم سرم بیش از 5 mEq/L
▫️خفیف (6 - 5.5)
▫️متوسط (6.9 - 6.1)
▫️شدید (≥7) - افزایش مورتالیته

👈 علل:
همولیز در اثر خونگیری
#اسیدوز:
▫️#کتو_اسیدوز_دیابتی، بیماری #آدیسون، نارسایی آدرنال، اسیدوز توبولر کلیوی تیپ 4
کاهش دفع پتاسیم از کلیه:
▫️ نارسایی مزمن کلیه (#CKD) یا بیماری کلیوی در مرحله نهایی (#ESRD)
شیفت پتاسیم از داخل به خارج سلول :
▫️#رابدومیولیز، #سندروم_لیز_تومور، #همولیز یا #ترانسفوزیون ماسیو، آسیب کراش، #سوختگی
داروهایی که باعث احتباس پتاسیم می شوند:

▫️Acute digitalis overdose
▫️Succinylcholine
▫️Angiotensin-converting enzyme inhibitors
▫️Angiotensin receptor blockers
▫️Nonsteroidal antiinflammatory drugs (NSAIDs)
▫️Spironolactone
▫️Amiloride
▫️Potassium supplementation

👈 مکانیسم عمل:
افزایش پتانسیل استراحت سلول های عضله قلب، کندی دپولاریزاسیون و کاهش مدت رپولاریزاسیون

👈 تظاهرات بالینی:
تهوع، استفراغ و اسهال
یافته های نوروماسکولار ( مثل کرامپ های عضلانی، ضعف، پارستزی و پارالیز)
ناپایداری همودینامیک و دیس ریتمی های قلبی در هیپرکالمی شدید
▫️تظاهرات ذکر شده اختصاصی نیست و ممکن است بیمار کاملا بدون علامت باشد

@emedupdates
7👍1
برخورد با #هیپرکالمی در بخش اورژانس
بخش دوم

👈 تغییرات نوار قلب در هیپرکالمی:
بالا رفتن دامنه امواج T در سطوح پتاسیم 6.5-5.5 mEq/L
محو موج P و طولانی شدن قطعه PR در سطوح پتاسیم 7.5-6.5 mEq/L
طولانی شدن فاصله QRS در سطوح پتاسیم 8-7 mEq/L

@emedupdates
5👏2
برخورد با #هیپرکالمی در بخش اورژانس
بخش سوم

👈 درمان هیپرکالمی

مانیتورینگ قلبی و تعبیه لاین وریدی مناسب

تثبیت غشای سلولهای قلب:
▫️کلسیم کلراید (تجویز ترجیحا از ورید مرکزی به دلیل احتمال وقوع نکروز بافتی ): 1 گرم (10 سی سی کلسیم کلراید 10%)
▫️کلسیم گلوکونات (تجویز از ورید محیطی یا مرکزی): 2 گرم (20 سی سی کلسیم گلوکونات 10%) - در کودکان و بیماران با هیپرکالمی مزمن ترجیح داده میشود.
🔖 شروع اثر ظرف 1 تا 3 دقیقه و طول اثر 30 تا 60 دقیقه، عدم تاثیر بر سطح پتاسیم سرم.
🔖 اندیکاسیون: پهن شدن فاصله QRS

شیفت پتاسیم به داخل سلول
▫️انسولین رگولار 10 واحد + 100 سی سی گلوکوز 50% بصورت بولوس وریدی (در صورتی که عملکرد کلیه مختل است کاهش دوز انسولین به 5 واحد برای جلوگیری از هیپوگلیسمی) - شروع اثر ظرف 15 دقیقه و مدت اثر 30 تا 60دقیقه. میزان کاهش در پتاسیم 0.6 mEq/L - مکانیسم اثر شیفت پتاسیم به داخل سلول از طریق پمپ Na-K ATPase
▫️نبولایز آلبوترول 10 تا 15 میلی گرم (چند برابر دوز مورد استفاده برای برونوکودیلاتاسیون) - شروع اثر ظرف 15 دقیقه و مدت اثر 30 تا 60دقیقه. میزان کاهش در پتاسیم 1-0.5 mEq/L - مکانیسم اثر شیفت پتاسیم به داخل سلول از طریق پمپ Na-K ATPase
▫️بیکربنات سدیم 50 تا 100 سی سی فقط وقتی اسیدوز متابولیک وجود دارد. مکانیسم اثر : شیفت پتاسیم به داخل سلول از طریق پمپ H-K ATPase
▫️انفوزیون سالین نرمال 100 تا 250 سی سی - مکانیسم اثر از طریق شیفت پتاسیم به داخل سلول از طریق پمپ Na-K ATPase - دربیماران آنوریک با مشورت نفرولوژیست داده شود.

دفع پتاسیم از بدن
▫️همودیالیز : در بیماران با اختلال کارکرد کلیوی و هیپرکالمی شدید باید در اسرع وقت همزمان با سایر درمانهای دارویی مدنظر باشد. میزان کاهش در پتاسیم 1 mEq/L در ساعت اول و 1 mEq/L در دو ساعت بعدی - در بیماران با کلیه سالم معمولا به ندرت نیاز میشود مگر درمانهای دارویی موثر نباشد.
▫️فوروزماید وریدی: در رابدومیولیز با سندروم لیز تومور به همراه انفوزیون نرمال سالین می تواند در دفع پتاسیم از کلیه سالم تاثیر گذار باشد.
▫️سدیم پلی استیرن سولفونات یا کی اگزالات در درمان هیپر کالمی حاد جایگاهی ندارد. چرا که اثر آن در 4 ساعت اول از شروع دارو شروع نمی شود و می تواند عوارض گوارشی جدی ایجاد نماید. لذا در بخش اورژانس جایگاهی ندارد.

👈 جمع بندی
هیپرکالمی جزو آن دسته از اختلالات الکترولیتی است که عدم تشخیص و درمان می تواند منتهی به مرگ بیمار شود. علایم بالینی هیپر کالمی اختصاصی نیستند و گاهی بیمار صرفا با حال عمومی بد و اختلال همودینامیک به دست ما می رسد و صرفا با تغییرات نوار قلب تشخیص داده میشود. بنابراین اگر پزشک حواسش به تشخیص هیپرکالمی نباشد به راحتی بیمار را از دست می دهد. بنابراین همیشه بخصوص در مواردی که بیماری زمینه ای وجود دارد یا بیمار داروی مستعدکننده هیپرکالمی مصرف می کند این تشخیص باید مدنظر باشد. در صورتی که بیمار خوشحال است و نوار قلب تغییراتی ندارد و علتی هم که هیپرکالمی بیمار را توجیه نماید وجود ندارد و وی صرفا با یک پاسخ آزمایش پتاسیم بالا مراجعه کرده است، چک مجدد پتاسیم توصیه میشود چرا که ممکن است ناشی از همولیز باشد.

به این ترتیب مطلب برخورد با هیپرکالمی در اینجا به پایان می رسد. امید است مورد استفاده همراهان محترم این رسانه آموزشی قرار گرفته باشد. لطفا کانال را به دوستان و همکاران خود معرفی نمایید.

@emedupdates
14👍1
#خبری
هشتمین ویرایش #کتاب وزین پروسیجرهای بالینی در طب اورژانس رابرتز و هجز منتشر شد و الان در ایران در دسترس هست:
در این ویرایش حدود 80 صفحه اضافه شده و فصول زیر جدید هستند:


Chapter 39 - Post–Cosmetic Procedure Interventions
Chapter74 - The Impact of Health Inequities on Medical Procedures
Chapter 75 - The Mass Casualty Incident
Chapter 76 - Recognition & Response to Human Trafficking

همچنین تعداد زیادی ویدیوی پروسیجرها به بسته دیجیتال اضافه شده است. رشته #طب_اورژانس یکی از پر پروسیجرترین رشته های تخصصی پزشکی است و بدون شک این کتاب اهمیت بسیار زیادی در آموزش پروسیجرها به پزشکان اورژانس دارد.

@emedupdates
9👍7
سونوگرافی اورژانس (EUS) یا بر بالین بیمار (POCUS)

بر اساس سیاست های مدون کالج پزشکان اورژانس آمریکا سونوگرافی اورژانس (Emergency Ultrasound – EUS) کاربرد سونوگرافی برای ارزیابی در کنار بالین برای شرایط حاد یا بحرانی است. از آن برای تشخیص و تایید بیماریهای اورژانس، احیای بیماران بدحال، هدایت انجام پروسیجرها، پایش همودینامیک و پاسخ به درمان استفاده می‌شود. این نوع سونوگرافی با سونوگرافی پرجزئیات و کمّی که توسط رادیولوژیست انجام می شود کاملا فرق دارد و اساس آن کمک به پزشک در تشخیص و درمان در کنار بالین بیمار است. یافته های سونوگرافی اورژانس معمولا در پاسخ به سوالات بله خیر در بالین تفسیر میشوند. بطور مثال :

آیا مایع آزاد داخل شکمی وجود دارد؟
آیا عملکرد سیتولیک بطن چپ کاهش یافته است؟
آیا علت تنگی نفس بیمار ریوی است؟
آیا برای بیمار ترومبوز ورید عمقی مطرح است؟
آیا شوک بیمار به مایع پاسخ می دهد؟
آیا درد پهلوی بیمار مربوط به سنگ کلیه است؟

همانطور که می بینید یافته های اولتراسوند برای کمک به تشخیص و درمان بهتر بیمار و افزایش کیفیت مراقبتهای اورژانس کاربرد دارند. لذا جزو لاینفکی از آموزش هایی است که باید هر پزشک اورژانس یاد بگیرد.

بر اساس بیانیه کالج پزشکان اورژانس آمریکا پزشک اورژانس باید مهارتهای خود را در این حیطه ها تقویت نماید:

تروما ( هموپریکارد، هموپریتوئن، هموتوراکس، پنوموتوراکس)
زنان و مامایی ( بارداری سه ماهه اول، بارداری داخل رحمی، تعیین سن بارداری و ضربان قلب جنین، بررسی تخمدانها، مایع آزاد لگن
عروق شکم ( آئورت و شاخه ها، آنوریسم، بررسی ورید کاو تحتانی، بررسی همودینامیک)
قلب (نماهای استاندارد، عملکرد سیستولیک بطن چپ، تامپوناد، گشادی ریشه آئورت، سایز حفره ها
کبد و مجاری صفراوی ( سنگ کیسه صفرا، آسیت، کوله سیستیت، سایز مجاری صفراوی)
کلیه و مجاری ادراری ( سنگ، هیدرونفروز، حجم مثانه)
ترومبوز وریدی عمقی
عضلانی - اسکلتی (آبسه، سلولیت، مایع زیرجلدی، جسم خارجی، پارگی تاندون، شکستگی، مفصل)
ریه و راه هوایی ( پنوموتوراکس، هموتوراکس، پنومونی، سندرم اینترستیشیال، تراشه)
چشم (خون‌ریزی زجاجیه، جداشدگی شبکیه، جابجایی لنز)
هدایت پروسیجرها ( کاتتر گذاری، توراسنتز، پاراسنتز، آرتروسنتز، تایید لوله گذاری تراشه، پریکاردیوسنتز)
روده: (آپاندیسیت، انسداد روده، پنوموپریتونئوم، دیورتیکولیت، فتق، اینتوساسپشن یا تنگی پیلور )
پروتوکل های تشخیصی ( مثل RUSH ، BLUE)

@emedupdates
9👍2
اسلایدهای سمینار تازه های احیا.pdf
11.2 MB
👈 سمینار تازه های احیا 2025
⏱️ تاریخ برگزاری 6 آذر 1404

محتوای اسلایدهای ارایه شده در سمینار در قالب یک فایل

🔖 همچنین در لینک های زیر ویدیوی سخنرانی هر کدام از سخنرانان این سمینار جهت استفاده عزیزانی که فرصت حضور نیافتند آپلود شده است. خواهشمند است با اشتراک این سری محتوا به سایر دوستان و همکاران خود، انها را با آخرین تغییرات گایدلاینهای احیا آشنا سازید.

لیست سخنرانی ها:
۱. تاریخچه، نکات و تغییرات برجسته گایدلاین
۲. احیای پایه بالغین
۳. احیای پیشرفته بالغین
۴. احیای پایه کودکان
۵. احیای پیشرفته کودکان
۶. احیای نوزادان
۷. ملاحظات اخلاقی در احیا


@emedupdates
17🙏9👏2