تقاطع اخلاق و فناوری – Telegram
تقاطع اخلاق و فناوری
544 subscribers
371 photos
50 videos
13 files
167 links
مجله تلگرامی کارگروه اخلاق و فناوری اندیشکده مهاجر، دانشگاه صنعتی شریف
ارتباط با ادمین:

@behzadface
@Abootalebsaf
@Mahdi7khalili
Download Telegram
Mind and Machine
Mohaajer
#پادکست، شماره۳، روحانیت و روباتیت
Forwarded from افوض امری الی الله
همه شما پژوهشگران بزرگوار به ششمین کنگره سالانه اخلاق پزشکی ایران، دعوت هستید.
دانشگاه علوم پزشکی جهرم
آذرماه 1397
📝 بحران دیالوگ؛ رسانه ملّی، فیلترینگ و دوقطبی‌های آشتی‌ناپذیر

✏️حسین حقیقت
(کارشناسی ارشد فلسفه علم، دانشگاه شریف)

🔸 این روزها در حال گذراندن یکی از مهمترین مقاطع تاریخ بعد از انقلاب 57 هستیم. تقریبا هر چند روز یکبار، افکار عمومی با یک تنش اجتماعی درحوزه‌ی سیاست، اقتصاد یا فرهنگ مواجه میشود که اکثر مردم با آن درگیر می‌شوند و در کوچه و خیابان و محل کارشان در باب آن صحبت می‌کنند. در این نوشتار کوتاه قصد داریم تا در این باب تامّل کنیم که چطور یک راهکار صرفا تکنولوژیک مثل فیلترینگ (بدون توجه به الزامات اجتماعی آن) در کنار کژکارکردی یک سیستم اجتماعی-تکنیکی (صداوسیما)، به هرج‌ومرج رسانه‌ای منتهی میشود.

🔸 تقریبا با بروز هر تنش اجتماعی، مردم به دو دسته‌ی اساسی تقسیم می‌شوند که در مقابل هم صف‌آرایی می‌کنند. در جامعه‌ای که بسیار بیشتر از همیشه احتیاج به بهنجار شدن (normalized) دارد، بحثهای بین مردم هرروز رادیکال‌تر میشود و به مرحله‌ای میرسد که غیرقابل حل مینماید. مردم عادی گاهی تعمدا از بحثهای سیاسی کناره می‌گیرند چرا که نمی‌توانند حرفشان را با ارائه‌ی شواهد و یا استدلالی به طرف مقابل بفهمانند. شاید بتوان گفت که به نوعی این فرآیند ذیل روند کلی سیاست‌زدایی از جامعه اتفاق می افتد. اما چرا این اتفاقها می افتد؟



🔹فیلترینگ سخت

🔸مدیریت رسانه‌های آزاد که وقت قابل توجهی از شبانه روز مردم را به خود اختصاص می‌دهند با چالشهای عمیقی مواجه است. مثالهای زیادی از بحران امنیتی یا حتی اقتصادی مربوط به تلگرام، چالش فرهنگی پیش آمده حول اینستاگرام و مسایل سیاسی توییتری وجود دارد که همه‌مان از آنها مطلعیم. اما تصمیم‌گیران نهایی صورت مساله را پاک می‌کنند و دست به فیلترینگ بعضی از این رسانه ها می‌زنند. (فیلتر نشدن اینستاگرام البته نشان از آن دارد که در این بازی، فرهنگ پایینترین اولویت را دارد). در باب سوءمدیریت رسانه‌ای همین بس که در انتهای ماجرای فیلترینگ تلگرام معلوم نشد که مسئولیت این تصمیم بر دوش قوه قضاییه است، یا شورای عالی فضای مجازی و یا تصمیم گیران دولتی. اگر از هزینه‌های مهیا کردن بستر نرم‌افزاریِ فیلترینگِ پیچیده‌ی تلگرام را بگذریم، فیلتر کردن اینچنینیِ یک رسانه بعد از همه‌گیرشدن آن در این ابعاد، مثالی است از تولید حجم زیادی از هزینه‌های انسانی که منجر نارضایتی عمومی می‌شود. با این کار فیلترشکنها مشروعیت میابند و تعداد آنها به نحو قابل توجهی زیاد میشود. یک قانون تبدیل به ضد خودش میشود و مردم به این سمت سوق پیدا می‌کنند که قوانین را دور بزنند. درست مانند وقتی که تصمیم‌گیران با قوانین سخت سعی در حذف چیزی دارند ولی به مدد رسانه های آزاد، آن مساله بیشتر مورد توجه قرار میگیرد.

🔻🔻
🔺🔺

🔹 رسانه‌ی ملّی، بزرگترین کارخانه تولید نارضایتی از نظام

🔸در این میان اما صدا و سیمای دولتی که باید نقش یک مدیای مطمین را برای مردم بازی کند، کاملا کارکرد خود را از دست داده است. جهت‌گیری‌های واضح در فرآیندهای سیاسی، استانداردهای دوگانه‌ی فرهنگی، عدم مطابقت بسیاری از برنامه ها با سلیقه‌ی عمومی مردم، عدم پرداختن به مطالبات مردم، عدم شفافیت در باب بعضی مسایل و دهها مساله دیگر، در مجموع بدنه مردم را به صداوسیما بی‌اعتماد کرده است. قصد نادیده گرفتن اصلاحات جزیی در چندسال اخیر را ندارم، ولی جهت‌گیری کلی هنوز هم کاهش اعتماد عمومی را در پی دارد. دهها مورد میتوان نام برد که رسانه‌ی ملّی در آنها مردود شده است.

🔸«صدا و سیما باید دانشگاه باشد» ، اما همانطور که گاهی دانشگاهها به منبرهای یکطرفه فروکاسته می‌شوند، رسانه‌ی ملّی هم رو به انحطاط است و بازتابنده‌ی مسایل اصل جامعه نیست. حدس زدن میزان مراجعه حداقلی مردم به تلویزیون (البته به جز سریالهای زردِ عامه‌پسند) احتیاج به نظرسنجی ندارد و کار چندان سختی نیست. با کمی نظر به مطالعات رسانه، مشخص است که نبود یک رسانه چاپی مطمئن و غیرجناحی، بدنه‌ی مردم را به سمت رسانه های غیررسمی سوق میدهد. کارکردی که لوموند و نیویورک‌تایمز در کشورشان دارند (فارغ از صحت ادعای رسانه آزاد بودن) هیچکدام از روزنامه های ما ندارند. شبیه همین مساله هم برای رسانه ملّی رخ داده است.

🔸در چنین فضایی که جایگاه رسانه‌ی ملّی متزلزل شده است، بازار شایعات داغ میشود و رسانه های غیررسمی قوت می‌گیرند. سلبریتی‌های رسانه‌ای مرجع شناخته می‌شوند. آزادی بیان ستوده شده و در قالبهای غیررسمی پیش میرود. مثال آن را میتوان در فراواقعیتها و مسائل مخدوش در رسانه های غیررسمی دید. (مثلا توصیه های پزشکی بی مبنای تلگرامی که بیشتر حالت خرافه دارند تا علم، ثمره‌ی مستقیم همین فضا هستند) در عین حالیکه رسانه هایی مثل توییتر و تلگرام علی الظاهر به دموکراتیزه کردن فضا کمک می‌کنند، مسئولیت رادیکال شدن جامعه در نهایت بر دوش صدا و سیما می افتد. بحثهای سیاسی هرروز بنیادی‌تر میشوند و در لایه‌های عمیق خود تبدیل به دوگانه‌های آشتی‌ناپذیر و حل‌ناشدنی میشوند.

🔸بعنوان مثال وقتی خبر اعتراض اقتصادی دسته‌ای از مردم درست پوشش داده نمیشود و در هیچکدام از بخشهای خبری به آن پرداخته نمیشود، مردم فورا به رسانه های غیررسمی پناه میبرند و اینجاست که امکان بروز مشکلات دیگری پدید می آید. در این میان فرصت ترکیب اخبار صحیح و کذب برای برخی رسانه‌ها با منافع خاص پدید میاید. مثلا بسیاری از کسانی که بعضی دروغهای استراتژیک آمدنیوز را در برهه‌های مختلف به چشم دیده‌اند، هنوز برای شنیدن بعضی خبرهای صحیح که جایی پخش نمیشوند، این رسانه را دنبال می‌کنند. مثال دیگر فیلمهای مبهم از تیراندازی در پی بحران اخیر آب در خوزستان بود که عده‌ای تیراندازان را پلیس فرض کرده بودند و عده‌ای مسلحین اغتشاشگر. صداوسیما اما مثل همیشه از مردم عقب مانده و بعد از چند روز یک گزارش ضعیف از ماجرا پخش میکند. در وضعیت بحرانی، خبرهای تک‌منبعیِ تاییدنشده پخش می‌شوند. گزارش‌های میدانی از محل تنش وجود ندارد و همین مسایل خود بر آتش بحران می‌دمد.

🔸سوءمدیریت رسانه‌ای به بسیاری ازنهادهای اثرگذار سیاسی هم سریان پیدا کرده است. البته این موضوع با عدم شفافیتِ سیاسی نیز درهم‌تنیدگیِ بنیادی دارد که قصد پرداختن به آن را ندارم. از جلسات بعضی شوراهای تصمیم‌گیرنده هیچ اطلاعاتی به بیرون درز نمی‌کند. از ریز مصوبات مجلس و آرای نمایندگان اطلاعی در دست نیست. از بسیاری از پرونده های قضایی عمومی خبری به بیرون نمیاید. تمام اینها به بی اعتمادی عمومی مردم دامن میزند. روابط عمومی نهادهای حاکمیتی میتوانند نقش مفیدی در اقناع افکار عمومی از طریق رسانه‌ی ملّی داشته باشند که البته بالکل از آن غافلند. بعنوان مثال همین سومدیریت رسانه‌ای است که باعث میشود هر مساله ریز و درشت اجتماعی در قوه قضاییه تبدیل به یک تنش عمومی شود. تجاوز، اعدام، اختلاس، بازداشت و ... هر کدامشان در طرف ظالم یا مظلوم دارای دوقطبی‌هایی میشوند که با بحث حل نمی‌شود و با پیگیریهای قضایی هم منحل نمی‌شود. مثلا اعتراف یک نفر به جاسوسی، برای عده‌ای حجت نهایی محسوب شده و برای عده‌ای صرفا مهمل‌گویی‌های تحت شکنجه حساب میشود. دعوایی که هیچوقت در افکار عمومی حل نمیشود و در اذهان رسوب میکند تا کی و کجا دوباره سر باز کند.

🔻🔻
🔺🔺

🔹آنارشیسم رسانه‌ای

🔸زمانی نتیجه بررسیهای چند پژوهشگر رسانه‌ای را دیده بودم که متوجه شده بودند در ابعاد کلان، گرایشی در عموم مردم وجود دارد که به شایعاتی که علاقه دارند اتفاق بیفتد دامن میزنند و یا اینکه اخباری را بیشتر پیگیری می‌کنند که دوست دارند واقعی باشد. مشاهدات رسانه ای هر فردی ذاتا ارزشبار هستند و هرکسی از پسِ عینک خودش اخبار را دنبال میکند. اما مساله چیز دیگریست. یکی از کارکردهای رسانه‌ی مطمئن همین است که خوراک مناسبی برای تمام سلائق مهیا کند؛ کاری که رسانه‌ی ملّی نمیتواند انجام دهد.

🔸مسایل مناقشه‌برانگیز (که در رسانه‌ی ملّی حل‌وفصل نشده اند) بعد از ورود به فضای رسانه‌های آزاد تبدیل به دوقطبی‌سازهایی می‌شوند که گسستهای برطرف نشدنی اجتماعی را رقم می‌زنند. پیگیری دقیق و راستی‌آزمایی خبرها و تحلیلها از عهده‌ی عموم مردم خارج است و هر کدام از طرفین مناقشاتِ روز، شواهد رسانه‌ای برای ادعای خود دارند. بنابراین اینکه چه کسی از کدام مرجع خبر می‌گیرد تعیین کننده‌ی نظر نهایی یک فرد می‌باشد. مساله عموم مردمی هستند که هرکدام شواهدی برای طرف مورد حمایتشان دارند و در بحثهای سیاسی تعصب به خرج میدهند. جهتگیری سیاسی یک فرد نه‌چندان‌آگاه را می‌توان با پیشنهاد چند کانال رسانه‌ای، در آینده ای نه چندان دور مشخص کرد.

🔸افراد با جهت‌گیری‌های سیاسی متفاوت، به رسانه های هم‌جهت با خودشان بیشتر مراجعه می‌کنند. اما با هربار مراجعه در واقع طی یک هم‌افزایی موضع خود را تقویت میکنند. یکی از فعّالین توییتری تشریح میکرد که در شبکه‌های اجتماعی تعاملّی‌تر، افراد در خرده‌شبکه‌های هم‌جهت با افکار و علائق‌شان گیر می‌افتند و به این وسیله توهم اکثریت بودن به آنها دست می‌دهد. بعنوان مثال در لوپهای توییتری با بازنشر لایک و ریتوییت همفکران فرد، فقط اشتراکات آن فرد با بقیه‌ی افراد شبکه برایش به نمایش گذاشته می‌شود و در این حالت فرد در هاله‌ای از مویّدات فرو می‌رود که خروج از آن احتیاج به کنشهای جدی‌تر رسانه‌ای دارد.

🔻🔻
🔺🔺

🔹قیچی دولبه

🔸دیدیم که چطور با دست‌زدن به فیلترینگ سخت از طرفی و کژکارکردی صداوسیمای انحصارگرا از طرف دیگر، مردم به یک حالت جدید وارد میشوند که مشکلات جدیدی در آن حالت پدید میاید. مشکلاتی که در عرصه اجتماعی بسیار اثرگذار هستند. یکی از بازیگران اصلی چالشهای اقتصادی و سیاسی این روزهای کشورمان، همین معضل رسانه‌ای است. بعضی رسانه‌های اثرگذار خارجی دست از عملّیات روانی علیه ایران نمی‌کشند. هر مساله‌ی داخلی را تبدیل به یک معضل می‌کنند و واضحا سعی در فعال کردن گسلهای اجتماعی بین مردم دارند. اما مساله اینجاست که همانطور که به قولی «استعمار خارجی و استبداد داخلی مانند دو لبه یک قیچی در کشورها عمل میکنند»، اشتباهات رسانه‌ای داخلی ما می‌توانند پاشنه‌ی آشیلی شوند که راه را برای تاثیرگذاری عملّیات روانی طرف مقابلمان بر مردم هموار کنند. در واقع این سوءمدیریت رسانه‌ای است که بستری برای عملّیات روانی می‌شود.

🔸در چنین فضایی امکان قلب حقیقت به راحتی فراهم میشود. پای تشبیه و استعاره به عرصه سیاست باز میشود و فروریختن یک ساختمان یا غرق شدن کشتی به موضعیت کل کشور تشبیه میشود. عموم مردم در یک فرآیند خودتخریبی رسانه‌ای، عزت و هویت ملّی‌شان را از دست می‌دهند. از طرف دیگر، وقتی با گذشت این همه سال، هنوز یک پژوهش ساختارمند در باب بعضی مسایل تاریخ انقلاب وجود ندارد و هنوز بعضی مسایل را به صورت سربسته مطرح می‌کنیم، ناگهان یک مستند از بی‌بی‌سی در موضوعی تاریخی مورد ارجاع عموم مردم قرار می‌گیرد و به طور کلی زمین بازی به نفع یک رسانه‌ی بیگانه تغییر می‌کند.

🔸خبرها و تحلیلهای جهت‌دار مانند یک پیش بینی خودتحقّق بخش (Self-fulfilling prophecy ) عمل می‌کنند و تاثیرات سوء اقتصادی و فرهنگی بر جای میگذارند. مانند اتفاقی که هربار در نوسانات دلار و طلا با هجوم مردم نگران به بازار رخ می‌دهد. بعنوان مثال جمله‌ی «وضع خرابه همه دارن از کشور میرن» فارغ از صحت آن، به انحایی باعث خروج سرمایه از کشور (سرمایه داران به خروج از کشور ترغیب می‌شوند و یا از انجام سرمایه گذاری ریسکی می‌پرهیزند) می‌شود و این به‌خودی‌خود بحران‌آفرین است. مثال دیگر، موج خبرهای کذبی است که در هر حادثه‌ای تولید میشود، که حتی بعد از تکذیب خبر هم اثرات اجتماعی‌شان به طور کامل محو نمیشود.

🔸صدا و سیمای ملّی به نحوی پدر معنوی دوقطبی بوجود آمده در جامعه است. در ماههای آینده احتمالا با چالشهایی روبرو خواهیم بود که این دوقطبی اجتماعی نقش مهمی در آن بازی خواهد کرد. از طرفی قاطبه‌ی مسئولین به مقاومت یکپارچه‌ی مردم در برابر مشکلات امید دارند، اما از طرف دیگر عملّیات روانی و سوءمدیریت داخلی دست‌دردست هم داده‌اند تا شکاف بین مردم را عمیقتر کنند. مگر کسی مثل ترامپ پیدا شود و با تندروی در یک توییت تهدیدآمیز، کمی باعث همدلی عمومی شود.
#اطلاعیه

مهلت #ثبت_نام تا 30 مرداد تمدید شد

⚡️مدرسه ی تابستانی طبیعت گرایی علمی
🔸مکان:دانشگاه صنعتی شریف
🔹زمان:10تا14شهریور
📌ثبت نام از طریق:
https://goo.gl/Kptth9
@scientificnaturalism
♦️ سلسله نشستهای هنر و تکنولوژی در دانشگاه صنعتی شریف (نشست سوم)
♦️ با حضور مسعود فراستی
♦️ سه شنبه ساعت 15 الی 19, آمفی تئاتر مرکزی

@ethics_technology
@philsharif
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نشست اخلاق و فناوری
گفت و گویی فلسفی در مورد فیلم Blade Ranner
با حضور مسعود فراستی
ارائه ی ابوطالب صفدری
🔖 آیا مصنوعات فناورانه می‌توانند خوب یا بد باشند؟

✏️ مهدی خلیلی (پژوهشگر اندیشکده مهاجر، دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف)

📒 چاپ شده در فصلنامه سیاست علم و فناوری (دارای امتیاز علمی-پژوهشی)، سال 1397,دوره10 شماره 3

https://goo.gl/ZQE3V2



🔸چکیده: هدف مقاله حاضر این است که نسبت فناوری با ارزش‌های اخلاقی را کاویده و به این پرسش پاسخ دهد که آیا مصنوعات فناورانه به لحاظ اخلاقی بی‌طرف هستند یا خیر. برای این مقصود به آراء دو تن از فیلسوفان هلندی فناوری، یعنی (ایبو)فن‌دی پول و پیترپائول فربیک ارجاع داده می‌شود. بر اساس آراء پول، کارکرد یا تأثیرات جانبی مصنوعات می‌توانند با ارزش‌های اخلاقی در ارتباط باشند و از این‌رو، مصنوعات می‌توانند ارزشی را مجسم کنند یا در عمل موجب ظهور ارزشی خاص شوند. بر اساس آراء فربیک مصنوعات، عمل و درک انسان را تحت تأثیر قرار می‌دهند و می‌توان این تأثیر را ارزیابی اخلاقی و طراحی فناورانه‌ای را پیشنهاد کرد که زندگی فضیلت‌مندانه‌ای را برای انسان به ارمغان آورد. در انتها نیز با نگاهی انتقادی تلاش شده طرحی سازوار ارائه شود تا ذیل آن بتوان به یک معنا مصنوعات فناورانه را (اخلاقاً) خوب یا بد دانست و از اخلاق طراحی دفاع کرد.


📌دانلود مقاله:
https://goo.gl/1x1nRp
❗️حلقه مطالعاتی پدیدارشناسی❗️
با حضور دکتر محمد شفیعی از سوربن فرانسه

🔻 جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با شماره یا آیدی زیر تماس بگیرید:
🆔 @Abootalebsaf
📱 0919-2644172
——————————
@ethics_technology
@philsharif
تقاطع اخلاق و فناوری
❗️حلقه مطالعاتی پدیدارشناسی❗️ با حضور دکتر محمد شفیعی از سوربن فرانسه 🔻 جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با شماره یا آیدی زیر تماس بگیرید: 🆔 @Abootalebsaf 📱 0919-2644172 —————————— @ethics_technology @philsharif
yon.ir/zgPg3
#معرفی_مدعو

🗒 دکتر محمد شفیعی مدرک دکترای خود را در سال ۲۰۱۷ از دانشگاه سوربن فرانسه (پاریس ۱) دریافت کرده است. رساله دکتری او با عنوان «Meaning & Intentionality; A Dialogical Approach» در باب نظریه معنا و فلسفه منطق از نگاه پدیدارشناسانه است. وی دوره کارشناسی ارشد فلسفه علم خود را در دانشگاه شریف گذرانده و عنوان پایان نامه او در این مقطع، «مفهوم حقیقت در پدیدارشناسی هوسرل» بوده است.
دکتر محمد شفیعی هم اکنون پژوهشگر پسادکترا در دانشگاه شهید بهشتی می باشد.
چکیده رساله دکتری ایشان که به چاپ نیز رسیده است را در لینک زیر مشاهده کنید:
https://philpapers.org/rec/SHAMAI-5

#حلقه_پدیدارشناسی
❗️حلقه مطالعاتی پدیدارشناسی❗️
با حضور دکتر محمد شفیعی از سوربن فرانسه

🔻 جهت هماهنگی و کسب اطلاعات بیشتر با شماره یا آیدی زیر تماس بگیرید:
🆔 @Abootalebsaf
📱 0919-2644172
——————————
@ethics_technology
@philsharif
Audio
صوت جلسه اول حلقه مطالعاتی #پدیدارشناسی
———————
@ethics_technology
@philsharif