《ارتشی متشکل از نیم میلیون مورچه در حال پیشروی است. هیچکس فرماندهی این ارتش را به عهده ندارد. تک تک مورچه های کمابیش کور و اندکی هوشمندند، اما مورچگان در حال پیشروی، بر روی هم تودهی منسجم بادبزنی شکل متحرکی میسازند که به هر طعمهای که بر سر راهش قرار میگیرد هجوم میبرد، آن را به هلاکت میرساند، به طرز کارآمدی میبلعد. تک تک مورچههای این ارتش از نظری رفتاری کمترین پیپیدگی قابل تصور را دارند، و اگر صد مورچهی این ارتش را روی سطح همواری قرار دهید، روی دوایری که هیچگاه کوچک نمیشوند، آنقدر دور میزنند تا از خستگی بمیرند. اما نیم میلیون از آنها را کنار هم بگذارید، و این گروه در کل به چیزی تبدیل میشود که برخی آن را ابرانداموارهای میدانند که هوش جمعی دارد.》
⚡2
تا روز مرگ دست به سینه بهش زل بزن؛ زندگی بابت ناقص بودن ازت عذرخواهی نمیکنه.
⚡2💔1
"روزی که کسی رو از دست میدی بدترین نیست، حداقل اون روز کاری برای انجام دادن داری. بدترین تمام روزهایی هستن که اونها مرده میمونن"
-Doctor Who
-Doctor Who
💔6
#خودنبشت
نوار مغزی به چه دردم دواست؟ من نیازمند تصاویری هستم از این ذهن که هرچه در گوشهکنارش جفتک میپراند را ببینم؛ که نگاهی نثار یکایک این خاطرات و خزعبلات کنم و هرکدام، یک بار برای همیشه شنیده شوند و از این منجلاب خارج. من نیازمند هر آنچه هستم که از این خشم شبهای بیصدا، که هر چقدر هم تنها نباشی تنها از آن خودت میمانند، خلاصم کند.
👍3💔1
وَهم
-آدمی بدون دیگر آدمی، چه معنا دارد؟ به منی که دیگر نیستم مینگرم، منی که چیزی بود، معنایی داشت؛ منی که بر زیر بار زندگی جان میداد، اما زندگیای داشت. مینگرم و میپرسم، مگر چه بودم که دیگر نیستم و این چنین نیست شدم؟ فشرده میشدم بی کوچک شدن، به سرعت نور…
#خودنبشت
-زمانی که مثل شیشه بر زمین میشکنم و خردههای تنم را میگریم، میاندیشم به اینهمه تن، که هر کدام، هرچه را من به زیر جان میدهم و بیش، بر جان میخرند.
چرا؟
🍓5❤2