علل تاریخی شکست ایرانیان
🔸۵۰۰ سال قبل ایرانیان که گمان میکردند شاه اسماعیل صفوی«ظلالله» و شکست ناپذیر است و داشتن رشادت برای پیروزی کافیست با چهل هزار سرباز در برابر لشکر دویست هزار نفری عثمانی صفآرائی کردند. پیشنهاد «استاجلو» مبنی بر عقب نشینی و یا حمله پیش دستانه قبل از استقرار توپ های پر شمار دشمن پذیرفته نشد.«دورمش خان» مغرورانه به شاه پیشنهاد کرد که اجازه دهد دشمن آرایش نظامی را کامل کند تا قزلباش صفوی جوانمردانه ترکان عثمانی را شکست دهند.در آخر ایرانیان نبرد چالدران را به عرّادههای توپ عثمانی و باورهای خرافی و غرور واهی خودشان باختند و ۲۵هزار نفر را به کشتن دادند و دشمن تا همدان آمد.شاه اسماعیل که همسرش هم اسیر دشمن شده بود دیگر آن مرشدِ کاملِ سابق نبود و حکومتش که الهی پنداشته میشد به دیوان داری سلطنتی تنزل یافت.
🔹۲۲۰ سال قبل در جنگ«عباس میرزا» با «سیسیانوف» روس،مردم قفقاز سپاه ایران را یاری نکردند زیرا به خاطر داشتند که ۱۰ سال قبل«آغامحمدخان قاجار» سرمست از غرور پیروزی در جنگی نابرابر از سرهای بریده مردم تفلیس منارهها ساخته بود. اعتماد نابجا به پیمان«فینکنشتاین» با فرانسه، نفوذ عمّال بریتانیا و ناتوانی تکنولوژی نظامی نوپای ایران در برابر سلاحهای مدرن روس مزید بر علت شد تا مناطق وسیعی از ارمنستان و آذربایجان و گرجستان طی عهدنامه گلستان از ایران جدا گردد.
🔸۲۰۰ سال قبل، پندارِ ترمیمِ غرورِ ملیِ بر باد رفته ایرانیان را وارد جنگ دوم با روس کرد. قاجار تلاش نمود که آن را جنگ اسلام و کفر جلوه دهد. رساله جهادیّه مرحوم «کاشف الغطاء» و فتوای جهاد افرادی مثل «سید محمد مجاهد» و «ملا احمد نراقی» کارگر شد.وقتی «قائم مقام فراهانی» خطاب به شیفتگان جنگ گفت: «عقل حکم میکند کشوری که ۶ کرور مالیات دارد با کشوری که ۶۰۰ کرور مالیات دارد در نیاویزد»فیالمجلس به او فحاشی کردند. فردای آن روز بر منابر تکفیرش کردند و به جرم اهانت به شاه و خیانت به کشور،خانهاش را غارت و خودش را تبعید کردند.همگان سرمست از باده غرور پا در رکاب یکدیگر جنگ را آغازیدند و پیروزیهائی هم به دست آوردند اما در پایان باز هم شکست خوردند و سپاه روس پس از فتح قفقاز تا تبریز هم آمد«میرفتاح» به استقبال دشمن رفت و حقیرانه زبان به مدح روس گشود و عهدنامه «ترکمنچای» منعقد گشت و سه ایالت دیگر قفقاز از جمله ایروان و نخجوان از ایران جدا شد.بخت یارمان بود که روسها تبریز را هم پشت قباله خود نینداختند و به ساحل رود اَرَس بسنده کردند.
🔹 ۱۵۰ سال قبل، افغانستان پرچم جدائی از ایران را برافراشت.هرات دو بار به دست ناصرالدینشاه و محمدشاه قاجار تصرف و شاه در قامت یک قهرمان ظاهر شد.اما انگلستان که افغانستان را دروازه هند میدانست جنوب ایران را در ازای آن تصرف کرد و به دربار ایران التیماتوم داد.کار به استخاره شاه کشید و لشکر ایران که توان مقابله با نیروی دریائی مدرن بریتانیا را نداشت دست از پا درازتر عقبنشینی کرد و به جدائی افغانستان از ایران رضایت داد و بعدها از روی غرور توأم با ضعف پیشنهاد استرداد امانی افغانستان را هم نپذیرفت.
🔸۱۴۰ سال قبل،ایرانیان که پس از شکست های پی در پی دیگر توان مقابله با شورش های مداوم ترکمن ها و قدرت روزافزون روسها را نداشتند و نمیخواستند دوباره غرور ملی را بر باد دهند ننگینترین معاهده تاریخ ایران یعنی عهدنامه«آخال» را امضاء کردند و بخشهائی از ترکمنستان و تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان امروزی«مساحتی تقریباً به وسعت ایران کنونی»را بدون جنگ به روسها واگذار نمودند و خوارزم،سمرقند و بخارای عزیز برای همیشه از مام خویش جدا افتادند.از خیل مدعیان و وطن پرستان هم جز چند بیت شعر اعتراضی و چند گلایه بیاثر خماری برنخاست.خاک جدا شده از ایران در گلستان هفت برابر و در آخال چهل برابرِ ترکمنچای بود.اما داغِ ترکمنچای بسیار سوزناک تر بود و ضرب المثل شد.چرا؟ چون این جنگ با هدف ترمیم غرور ملی ایرانیان آغاز شده بود اما در پایان غرور ملی بیش از هر زمان دیگری زیر چکمه اجنبی لِه شد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
🔸۵۰۰ سال قبل ایرانیان که گمان میکردند شاه اسماعیل صفوی«ظلالله» و شکست ناپذیر است و داشتن رشادت برای پیروزی کافیست با چهل هزار سرباز در برابر لشکر دویست هزار نفری عثمانی صفآرائی کردند. پیشنهاد «استاجلو» مبنی بر عقب نشینی و یا حمله پیش دستانه قبل از استقرار توپ های پر شمار دشمن پذیرفته نشد.«دورمش خان» مغرورانه به شاه پیشنهاد کرد که اجازه دهد دشمن آرایش نظامی را کامل کند تا قزلباش صفوی جوانمردانه ترکان عثمانی را شکست دهند.در آخر ایرانیان نبرد چالدران را به عرّادههای توپ عثمانی و باورهای خرافی و غرور واهی خودشان باختند و ۲۵هزار نفر را به کشتن دادند و دشمن تا همدان آمد.شاه اسماعیل که همسرش هم اسیر دشمن شده بود دیگر آن مرشدِ کاملِ سابق نبود و حکومتش که الهی پنداشته میشد به دیوان داری سلطنتی تنزل یافت.
🔹۲۲۰ سال قبل در جنگ«عباس میرزا» با «سیسیانوف» روس،مردم قفقاز سپاه ایران را یاری نکردند زیرا به خاطر داشتند که ۱۰ سال قبل«آغامحمدخان قاجار» سرمست از غرور پیروزی در جنگی نابرابر از سرهای بریده مردم تفلیس منارهها ساخته بود. اعتماد نابجا به پیمان«فینکنشتاین» با فرانسه، نفوذ عمّال بریتانیا و ناتوانی تکنولوژی نظامی نوپای ایران در برابر سلاحهای مدرن روس مزید بر علت شد تا مناطق وسیعی از ارمنستان و آذربایجان و گرجستان طی عهدنامه گلستان از ایران جدا گردد.
🔸۲۰۰ سال قبل، پندارِ ترمیمِ غرورِ ملیِ بر باد رفته ایرانیان را وارد جنگ دوم با روس کرد. قاجار تلاش نمود که آن را جنگ اسلام و کفر جلوه دهد. رساله جهادیّه مرحوم «کاشف الغطاء» و فتوای جهاد افرادی مثل «سید محمد مجاهد» و «ملا احمد نراقی» کارگر شد.وقتی «قائم مقام فراهانی» خطاب به شیفتگان جنگ گفت: «عقل حکم میکند کشوری که ۶ کرور مالیات دارد با کشوری که ۶۰۰ کرور مالیات دارد در نیاویزد»فیالمجلس به او فحاشی کردند. فردای آن روز بر منابر تکفیرش کردند و به جرم اهانت به شاه و خیانت به کشور،خانهاش را غارت و خودش را تبعید کردند.همگان سرمست از باده غرور پا در رکاب یکدیگر جنگ را آغازیدند و پیروزیهائی هم به دست آوردند اما در پایان باز هم شکست خوردند و سپاه روس پس از فتح قفقاز تا تبریز هم آمد«میرفتاح» به استقبال دشمن رفت و حقیرانه زبان به مدح روس گشود و عهدنامه «ترکمنچای» منعقد گشت و سه ایالت دیگر قفقاز از جمله ایروان و نخجوان از ایران جدا شد.بخت یارمان بود که روسها تبریز را هم پشت قباله خود نینداختند و به ساحل رود اَرَس بسنده کردند.
🔹 ۱۵۰ سال قبل، افغانستان پرچم جدائی از ایران را برافراشت.هرات دو بار به دست ناصرالدینشاه و محمدشاه قاجار تصرف و شاه در قامت یک قهرمان ظاهر شد.اما انگلستان که افغانستان را دروازه هند میدانست جنوب ایران را در ازای آن تصرف کرد و به دربار ایران التیماتوم داد.کار به استخاره شاه کشید و لشکر ایران که توان مقابله با نیروی دریائی مدرن بریتانیا را نداشت دست از پا درازتر عقبنشینی کرد و به جدائی افغانستان از ایران رضایت داد و بعدها از روی غرور توأم با ضعف پیشنهاد استرداد امانی افغانستان را هم نپذیرفت.
🔸۱۴۰ سال قبل،ایرانیان که پس از شکست های پی در پی دیگر توان مقابله با شورش های مداوم ترکمن ها و قدرت روزافزون روسها را نداشتند و نمیخواستند دوباره غرور ملی را بر باد دهند ننگینترین معاهده تاریخ ایران یعنی عهدنامه«آخال» را امضاء کردند و بخشهائی از ترکمنستان و تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان امروزی«مساحتی تقریباً به وسعت ایران کنونی»را بدون جنگ به روسها واگذار نمودند و خوارزم،سمرقند و بخارای عزیز برای همیشه از مام خویش جدا افتادند.از خیل مدعیان و وطن پرستان هم جز چند بیت شعر اعتراضی و چند گلایه بیاثر خماری برنخاست.خاک جدا شده از ایران در گلستان هفت برابر و در آخال چهل برابرِ ترکمنچای بود.اما داغِ ترکمنچای بسیار سوزناک تر بود و ضرب المثل شد.چرا؟ چون این جنگ با هدف ترمیم غرور ملی ایرانیان آغاز شده بود اما در پایان غرور ملی بیش از هر زمان دیگری زیر چکمه اجنبی لِه شد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
سکانسی از چشم انداز ونزوئلای آتی
یدالله کریمی پور
در اینجا می خواهم چشم اندار جمهوری ونزوئلا بولیواری را با دوربین آینده بین م به تصویر کشم.
خب هنوز هم نیکلاس مادورو از کشورش بهشتی ترسیم می کند که مردم با عشق پشتیبان حکومتش بوده و در کمال خشنودی از آن دفاع می کنند. مخالفین مشتی فریب خورده و جاسوس امپریالیسم معرفی می شوند که در اقلیت محض قرار داشته و از سوی لشگر توده ها و ارتش خلقی به گوشه رانده شده اند و قس علیهذا.
با وجود این ادعا، دوربین آینده بین من، چند دقیقه از زندگی در کاراکاس را درست در ساعت فروپاشی حکومت خلقی نیکلاس چنین نشان می دهد:
۱- مردم کاراکاس همانند بقیه شهرها و روستاهای ونزوئلا به خیابان ها ریخته و با شور وشعف، آواز خوانان و دست در دست هم در حال پایکوبی هستند. جشن بزرگو سراسری بی انقطاع در سراسر شب ادامه دارد.
…اما دوربین من، درست در لحظهای که مادورو و گارد کوچکش از صحنه کنار رفتهاند، چند دقیقه دیگر از زندگی کاراکاس را چنین ثبت میکند:
۲- تپههای اطراف شهر(باریوهای خاکستری و فرسوده)برای نخستینبار پس از سالها نورانی شدهاند. برق پایدار نیست، ولی همان چند چراغی که روشن شدهاند با فریادها و بوقها و آوازهای مردم درهم میآمیزد. حسِ «بازپسگیری شهر» موج میزند؛ همان حسی که در لحظات نادرِ فروپاشی یک نظم پوسیده نمایان میشود.
۳- سربازان جوانِ پادگان “فورت تیونا” سردرگماند. نه فرمان حمله میرسد، نه فرمان دفاع. اغلب آنها موبایل به دست، تصاویر شادی مردم را بالا پایین میکنند. فرماندهان میدانند که «جنگ شهری» هرگز قرار نبود شروع شود؛ آنها، برخلاف تهدیدهای ماههای آخر، انگیزهای برای کشتن هموطنان ندارند.
۴- در کاخ میرعفیلورس، سکوت سنگینی موج میزند. چند مشاور باقیمانده، شتابزده اسناد را جمع میکنند، ولی اصلاً معلوم نیست برای چه. همه آگاهاند که بازی اصلی جای دیگری تعیین شده: در واشنگتن و پکن، نه در اتاقهای تاریک کاخ.
۵- در صفهای طولانی بنزین، برای نخستینبار کسی فریاد نمیزند. مردم میدانند که هنوز هیچ چیز درست نشده، اما «ترس بزرگ» فرو ریخته؛ همان ترسِ بیهودهای که دو دهه تمام میان دولت و جامعه فاصله انداخته بود. حالا همه درباره «روز بعد» حرف میزنند: درباره دولت موقت، انتخابات، دسترسی به دارو، بازگشت مهاجران، و مهمتر از همه: پایان سالها عزتِ دروغین و فقرِ واقعی.
۶- اقتصاد هنوز نفس نمیکشد، ولی هوا عوض شده است. بازار سیاه دلار بیثبات است، اما فروشندهها دیگر پچپچ نمیکنند؛ با صدای بلند معامله میکنند، انگار که قرارداد نانوشته «امروز همه آزادند» را امضا کرده باشند.
۷- در فرودگاه سیمون بولیوار، نخستین پرواز حامل تبعیدیها فرود میآید. نه سیاستمداران، بلکه پزشکان، مهندسان، معلمان؛ همانهایی که طی سالها گریخته بودند. اشک، خستگی و حیرت در چهرهشان موج میزند: «واقعاً برگشتهایم؟»
۸- و بالاخره، در میان این هیاهو، دوربین لحظهای روی یکی از پوسترهای پارهشده مادورو مکث میکند. بر پیشانیاش خطی افتاده؛ انگار تاریخ دست برده و او را از «پدر انقلاب» به «آخرین نماد یک رؤیای ناموفق» تبدیل کرده است. پوستر زیر پاها له میشود، اما هیچکس با نفرت لگد نمیزند؛ مردم کاراکاس از خشونت خستهاند. آنها فقط میخواهند «دورهای تمام شود».
این چشمانداز، نه وعده بهشت است و نه نسخهبرداری از انقلابهای گذشته؛ تنها تصویری است از لحظهای که یک ساختار فرسوده فرو میریزد و جامعه، پیش از آنکه دولت جدیدی بنا شود، برای دقایقی کوتاه فضای خالی قدرت را تنفس میکند
دمی شبیه آزادی.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
یدالله کریمی پور
در اینجا می خواهم چشم اندار جمهوری ونزوئلا بولیواری را با دوربین آینده بین م به تصویر کشم.
خب هنوز هم نیکلاس مادورو از کشورش بهشتی ترسیم می کند که مردم با عشق پشتیبان حکومتش بوده و در کمال خشنودی از آن دفاع می کنند. مخالفین مشتی فریب خورده و جاسوس امپریالیسم معرفی می شوند که در اقلیت محض قرار داشته و از سوی لشگر توده ها و ارتش خلقی به گوشه رانده شده اند و قس علیهذا.
با وجود این ادعا، دوربین آینده بین من، چند دقیقه از زندگی در کاراکاس را درست در ساعت فروپاشی حکومت خلقی نیکلاس چنین نشان می دهد:
۱- مردم کاراکاس همانند بقیه شهرها و روستاهای ونزوئلا به خیابان ها ریخته و با شور وشعف، آواز خوانان و دست در دست هم در حال پایکوبی هستند. جشن بزرگو سراسری بی انقطاع در سراسر شب ادامه دارد.
…اما دوربین من، درست در لحظهای که مادورو و گارد کوچکش از صحنه کنار رفتهاند، چند دقیقه دیگر از زندگی کاراکاس را چنین ثبت میکند:
۲- تپههای اطراف شهر(باریوهای خاکستری و فرسوده)برای نخستینبار پس از سالها نورانی شدهاند. برق پایدار نیست، ولی همان چند چراغی که روشن شدهاند با فریادها و بوقها و آوازهای مردم درهم میآمیزد. حسِ «بازپسگیری شهر» موج میزند؛ همان حسی که در لحظات نادرِ فروپاشی یک نظم پوسیده نمایان میشود.
۳- سربازان جوانِ پادگان “فورت تیونا” سردرگماند. نه فرمان حمله میرسد، نه فرمان دفاع. اغلب آنها موبایل به دست، تصاویر شادی مردم را بالا پایین میکنند. فرماندهان میدانند که «جنگ شهری» هرگز قرار نبود شروع شود؛ آنها، برخلاف تهدیدهای ماههای آخر، انگیزهای برای کشتن هموطنان ندارند.
۴- در کاخ میرعفیلورس، سکوت سنگینی موج میزند. چند مشاور باقیمانده، شتابزده اسناد را جمع میکنند، ولی اصلاً معلوم نیست برای چه. همه آگاهاند که بازی اصلی جای دیگری تعیین شده: در واشنگتن و پکن، نه در اتاقهای تاریک کاخ.
۵- در صفهای طولانی بنزین، برای نخستینبار کسی فریاد نمیزند. مردم میدانند که هنوز هیچ چیز درست نشده، اما «ترس بزرگ» فرو ریخته؛ همان ترسِ بیهودهای که دو دهه تمام میان دولت و جامعه فاصله انداخته بود. حالا همه درباره «روز بعد» حرف میزنند: درباره دولت موقت، انتخابات، دسترسی به دارو، بازگشت مهاجران، و مهمتر از همه: پایان سالها عزتِ دروغین و فقرِ واقعی.
۶- اقتصاد هنوز نفس نمیکشد، ولی هوا عوض شده است. بازار سیاه دلار بیثبات است، اما فروشندهها دیگر پچپچ نمیکنند؛ با صدای بلند معامله میکنند، انگار که قرارداد نانوشته «امروز همه آزادند» را امضا کرده باشند.
۷- در فرودگاه سیمون بولیوار، نخستین پرواز حامل تبعیدیها فرود میآید. نه سیاستمداران، بلکه پزشکان، مهندسان، معلمان؛ همانهایی که طی سالها گریخته بودند. اشک، خستگی و حیرت در چهرهشان موج میزند: «واقعاً برگشتهایم؟»
۸- و بالاخره، در میان این هیاهو، دوربین لحظهای روی یکی از پوسترهای پارهشده مادورو مکث میکند. بر پیشانیاش خطی افتاده؛ انگار تاریخ دست برده و او را از «پدر انقلاب» به «آخرین نماد یک رؤیای ناموفق» تبدیل کرده است. پوستر زیر پاها له میشود، اما هیچکس با نفرت لگد نمیزند؛ مردم کاراکاس از خشونت خستهاند. آنها فقط میخواهند «دورهای تمام شود».
این چشمانداز، نه وعده بهشت است و نه نسخهبرداری از انقلابهای گذشته؛ تنها تصویری است از لحظهای که یک ساختار فرسوده فرو میریزد و جامعه، پیش از آنکه دولت جدیدی بنا شود، برای دقایقی کوتاه فضای خالی قدرت را تنفس میکند
دمی شبیه آزادی.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔻 «بنزین و خندیدن دنیا به ما»
*جناب آقای رئیسجمهور، شما در سخنرانی خود فرمودید دنیا به ما میخندد که چرا بنزین را میخریم ۵۰ تومان و مثلا میفروشیم ۱۰ تومان*
بله بسیار درست میفرمائید دنیا به همه رفتار و کردار و مملکتداری شماها میخندد.
چرا که جای دکتر، توی بیمارستان است نه در سیاست!
برای اینکه ورزشکار، کارش در ورزشگاه است نه در شورای شهر...
برای اینکه آخوند کارش در حوزه تبلیغ دین است نه در سیاست...
حکمرانی نیاز به دانش و فهم سیاسی دارد، مملکتداری سیاستمداری نیاز دارد که زبان و سیاست دنیا را بفهمد و با سیاست دنیا تعامل داشته باشد...
*دنیا به ما میخندد* برای اینکه یک درصد جمعیت کل جهان را داریم و ده درصد منابع کل دنیا که تاکنون کشف شده اما مردم ما برای زنده ماندن ناچارند کلیههایشان را بفروشند!
*دنیا به ما میخندد* چون طبق آمار بانک جهانی ۱۲ هزار درصد تورم در طول ۳۴ سال گذشته داشتهایم...
*دنیا به ما میخندد* چون برق و نفتمان را صادر میکنیم اما پول آنرا دریافت نمیکنیم و کارخانه و صنعتمان را تعطیل و ورشکسته می.کنیم و بنزین به قول شما لیتر ۵۰ هزار تومان وارد میکنیم و در روز بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون لیتر بیشترش را «توسط مقامات ارشد دولتی قاچاق» میکنیم...
*دنیا به ما میخندد* وقتی یک ناظر در بازار نداریم و با تورم ۲۰۰ درصدی جیب مردم را خالی میکنیم یعنی کسری بودجه دولت را با تورم و گرانفروشی دلار یارانه از مردم میگیریم.
*دنیا به سیاست مداران ما و به مردم ما میخندد* وقتی در عرض ۲۰ سال نیمی از مردم ثروتمندترین کشور جهان را به زیر خط فقر کشاندیم...
*دنیا به ما میخندد* وقتی برای فلان سازمان که هیچ خاصیتی برای کشور ندارد ردیف بودجه تامین میشود ولی برای اموزش وپرورش کمترین بودجه ا در ردیف برنامه و بودجه پیش بینی شده است...
*دنیا به ما میخندد* وقتی میبیند که اعضای هیئت دولت شما همان افراد پیر و فرسودهای هستند که مملکت را در طول چهل سال به فقیرترین کشور دنیا تبدیل کردند...
*آقای رئیسجمهور دنیا به ما میخندد* وقتی میبیند اولین کسی که در جمهوری اسلامی ژن خوب و ژن بد را بر زبان آورد و مردم قهرمان ایران را تحقیر میکند معاون اول رئیسجمهور شده است، چون در ایران قحط الرجال بوده و هست...
*آقای رئیسجمهور دنیا به ما میخندد* وقتی ما بیشترین حمایت را از دو کارخانه دولتی بلای جان مردم (( ایران خودرو و سایپا )) میکنیم و فرسودهترین ناوگان حمل و نقل و پر مصرفترین بنزین جهان و پر خطرترین تولیدات این دو کار خانه را داریم که در روز حدود ۲۵ میلیون لیتر بنزین بیشتر مصرف میکنیم، بدلیل بیکیفیتی تولیدات این دو کارخانه...
*دنیا با صدای بلند به ما میخندد* چون پول چهار خودرو با کیفیت و کم مصرف را میدهیم و یک پراید یا پژو بیکیفیت میخریم.
*آقاي رئیسجمهور ما ملت خنده داری هستیم که دنیا حق دارد به ما بخندد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
*جناب آقای رئیسجمهور، شما در سخنرانی خود فرمودید دنیا به ما میخندد که چرا بنزین را میخریم ۵۰ تومان و مثلا میفروشیم ۱۰ تومان*
بله بسیار درست میفرمائید دنیا به همه رفتار و کردار و مملکتداری شماها میخندد.
چرا که جای دکتر، توی بیمارستان است نه در سیاست!
برای اینکه ورزشکار، کارش در ورزشگاه است نه در شورای شهر...
برای اینکه آخوند کارش در حوزه تبلیغ دین است نه در سیاست...
حکمرانی نیاز به دانش و فهم سیاسی دارد، مملکتداری سیاستمداری نیاز دارد که زبان و سیاست دنیا را بفهمد و با سیاست دنیا تعامل داشته باشد...
*دنیا به ما میخندد* برای اینکه یک درصد جمعیت کل جهان را داریم و ده درصد منابع کل دنیا که تاکنون کشف شده اما مردم ما برای زنده ماندن ناچارند کلیههایشان را بفروشند!
*دنیا به ما میخندد* چون طبق آمار بانک جهانی ۱۲ هزار درصد تورم در طول ۳۴ سال گذشته داشتهایم...
*دنیا به ما میخندد* چون برق و نفتمان را صادر میکنیم اما پول آنرا دریافت نمیکنیم و کارخانه و صنعتمان را تعطیل و ورشکسته می.کنیم و بنزین به قول شما لیتر ۵۰ هزار تومان وارد میکنیم و در روز بین ۱۵ تا ۲۵ میلیون لیتر بیشترش را «توسط مقامات ارشد دولتی قاچاق» میکنیم...
*دنیا به ما میخندد* وقتی یک ناظر در بازار نداریم و با تورم ۲۰۰ درصدی جیب مردم را خالی میکنیم یعنی کسری بودجه دولت را با تورم و گرانفروشی دلار یارانه از مردم میگیریم.
*دنیا به سیاست مداران ما و به مردم ما میخندد* وقتی در عرض ۲۰ سال نیمی از مردم ثروتمندترین کشور جهان را به زیر خط فقر کشاندیم...
*دنیا به ما میخندد* وقتی برای فلان سازمان که هیچ خاصیتی برای کشور ندارد ردیف بودجه تامین میشود ولی برای اموزش وپرورش کمترین بودجه ا در ردیف برنامه و بودجه پیش بینی شده است...
*دنیا به ما میخندد* وقتی میبیند که اعضای هیئت دولت شما همان افراد پیر و فرسودهای هستند که مملکت را در طول چهل سال به فقیرترین کشور دنیا تبدیل کردند...
*آقای رئیسجمهور دنیا به ما میخندد* وقتی میبیند اولین کسی که در جمهوری اسلامی ژن خوب و ژن بد را بر زبان آورد و مردم قهرمان ایران را تحقیر میکند معاون اول رئیسجمهور شده است، چون در ایران قحط الرجال بوده و هست...
*آقای رئیسجمهور دنیا به ما میخندد* وقتی ما بیشترین حمایت را از دو کارخانه دولتی بلای جان مردم (( ایران خودرو و سایپا )) میکنیم و فرسودهترین ناوگان حمل و نقل و پر مصرفترین بنزین جهان و پر خطرترین تولیدات این دو کار خانه را داریم که در روز حدود ۲۵ میلیون لیتر بنزین بیشتر مصرف میکنیم، بدلیل بیکیفیتی تولیدات این دو کارخانه...
*دنیا با صدای بلند به ما میخندد* چون پول چهار خودرو با کیفیت و کم مصرف را میدهیم و یک پراید یا پژو بیکیفیت میخریم.
*آقاي رئیسجمهور ما ملت خنده داری هستیم که دنیا حق دارد به ما بخندد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔵تحریم !
لیبی در زمان #قذافی برای ده سال تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت.قذافی این تحریمها را «نعمت» نامید و دستور داد که از همه ظرفیتهای داخلی برای دور زدن تحریمها استفاده شود.صنعت نفت بیشترین آسیب را دید.سرمایهگذاری در صنعت نفت متوقف شد و ادامه کار بسیاری از صنایع با مشکلات اساسی روبرو شد.حمودا الاسودا وزیر نفت لیبی در دوران قذافی بعدها درباره تحریم ها گفت:
"آمریکاییها شناخت کاملی از تجهیزات و دستگاه های ما داشتند و هر قطعه و وسیله ای را که ما نیاز داشتیم در فهرست کالاهای تحریمی گذاشته بودند. مشکلات ما پیچیدهتر شد چون نمیتوانستیم این قطعات را حتی از بازار آزاد بخریم.بعد مجبور شدیم به اوراقفروشیها رو بیاوریم و دستگاههای خرابمان را تعمیر و بازسازی کنیم و حتی در مواردی سعی کردیم قطعات یدکی مورد نیازمان را خودمان بسازیم اما در این کار ناموفق بودیم."
آلیسون پارچتر نویسنده کتاب «قذافی؛ظهور تا سقوط» مینویسد:
تحریمها زندگی را بر مردم لیبی مشکلتر از پیش ساخت.قیمتها رو به افزایش گذاشت...تورم سالیانه حدود سی و پنج درصد بود که نفس مردم را گرفت....گرچه دولت نظام کوپنی را برقرار کرد تا مردم گرسنه نمانند اما ادامه معیشت برای اکثریت مردم دشوارتر شد.علاوه بر این، برای بسیاری از خانوادهها ، متکی شدن به کوپن تجربه حقارتباری بود.آنچه کار را بدتر میکرد فساد موجود در نظام کوپنی بود.مقامات فقط بخشی از کالاهای کوپنی را بین مردم توزیع میکردند و بقیه کالاها سر از بازار سیاه در میآورد.تحریم ها موجب سربرآوردن طبقهای از نوکیسگان شد. این طبقه جدید نه فقط شامل مقاماتی میشد که از راه دور زدن تحریم ها به سودهای آنچنانی رسیده بودند بلکه تجار بخش خصوصی را که پارتیهای دم کلفت حکومتی داشتند را نیز شامل میشد.این تجار به لطف دسترسی به ارزهای خارجی کالا وارد کشور میکردند و این کالاهای وارداتی را با قیمت های گزاف تورم زده میفروختند.نرخ تورم به قدری بالا بود که مردم قادر به خرید این کالاها نبودند.هر گوشی تلفن همراه معادل پنج برابر حقوق ماهیانه یک استاد دانشگاه بود.همزمان ویلاهای شیک که متعلق به کاسبان تحریم و اقوام و نزدیکان سران حکومت بود در طرابلس و بنغازی ساخته میشد تا بر زخم مردم لیبی نمک بپاشد.شکاف رو به گسترش میان اغنیا و فقرا موجب بروز نفرت تلخی در بین آنهایی شده بود که در نبرد برای یکی کردن خرج و دخلشان به حال خود وانهاده شده بودند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
لیبی در زمان #قذافی برای ده سال تحت تحریمهای بینالمللی قرار داشت.قذافی این تحریمها را «نعمت» نامید و دستور داد که از همه ظرفیتهای داخلی برای دور زدن تحریمها استفاده شود.صنعت نفت بیشترین آسیب را دید.سرمایهگذاری در صنعت نفت متوقف شد و ادامه کار بسیاری از صنایع با مشکلات اساسی روبرو شد.حمودا الاسودا وزیر نفت لیبی در دوران قذافی بعدها درباره تحریم ها گفت:
"آمریکاییها شناخت کاملی از تجهیزات و دستگاه های ما داشتند و هر قطعه و وسیله ای را که ما نیاز داشتیم در فهرست کالاهای تحریمی گذاشته بودند. مشکلات ما پیچیدهتر شد چون نمیتوانستیم این قطعات را حتی از بازار آزاد بخریم.بعد مجبور شدیم به اوراقفروشیها رو بیاوریم و دستگاههای خرابمان را تعمیر و بازسازی کنیم و حتی در مواردی سعی کردیم قطعات یدکی مورد نیازمان را خودمان بسازیم اما در این کار ناموفق بودیم."
آلیسون پارچتر نویسنده کتاب «قذافی؛ظهور تا سقوط» مینویسد:
تحریمها زندگی را بر مردم لیبی مشکلتر از پیش ساخت.قیمتها رو به افزایش گذاشت...تورم سالیانه حدود سی و پنج درصد بود که نفس مردم را گرفت....گرچه دولت نظام کوپنی را برقرار کرد تا مردم گرسنه نمانند اما ادامه معیشت برای اکثریت مردم دشوارتر شد.علاوه بر این، برای بسیاری از خانوادهها ، متکی شدن به کوپن تجربه حقارتباری بود.آنچه کار را بدتر میکرد فساد موجود در نظام کوپنی بود.مقامات فقط بخشی از کالاهای کوپنی را بین مردم توزیع میکردند و بقیه کالاها سر از بازار سیاه در میآورد.تحریم ها موجب سربرآوردن طبقهای از نوکیسگان شد. این طبقه جدید نه فقط شامل مقاماتی میشد که از راه دور زدن تحریم ها به سودهای آنچنانی رسیده بودند بلکه تجار بخش خصوصی را که پارتیهای دم کلفت حکومتی داشتند را نیز شامل میشد.این تجار به لطف دسترسی به ارزهای خارجی کالا وارد کشور میکردند و این کالاهای وارداتی را با قیمت های گزاف تورم زده میفروختند.نرخ تورم به قدری بالا بود که مردم قادر به خرید این کالاها نبودند.هر گوشی تلفن همراه معادل پنج برابر حقوق ماهیانه یک استاد دانشگاه بود.همزمان ویلاهای شیک که متعلق به کاسبان تحریم و اقوام و نزدیکان سران حکومت بود در طرابلس و بنغازی ساخته میشد تا بر زخم مردم لیبی نمک بپاشد.شکاف رو به گسترش میان اغنیا و فقرا موجب بروز نفرت تلخی در بین آنهایی شده بود که در نبرد برای یکی کردن خرج و دخلشان به حال خود وانهاده شده بودند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
🔴 معجزه سنگاپور
✍️ محمود سریع القلم
👈 نرخ تورم سنگاپور ۱.۲ درصد است و حاصل ساختاری است که بهترینهای بانکداری، صنعت، IT، سیاستگذاری، محیط زیست، سیاست خارجی، آموزش و مدیریت را پرورش داده است.
این ساختار کشوری با GDP برابر ۵۵۰ میلیارد دلار، مساحت ۷۳۵ کیلومترمربع و جمعیت ۶ میلیون نفر ساخته و در شاخص سرمایه انسانی با امتیاز ۰.۸۸ اول جهان است.
۴۰ درصد تولید در تراشه، ۵ درصد بهترین فارغالتحصیلان مدیر میشوند، رتبه چهارم شفافیت را دارد و از ۲۰۰۲ توسعهیافته شناخته میشود. حدود ۱.۶ میلیون نفر از بهترین متخصصان خارجی را استخدام کرده و به آنها حقوق بالا میدهد.
درآمد سرانه از ۳۲۰ دلار دهه ۱۹۶۰ به ۶۶ هزار دلار رسیده؛ زمانی حتی آب کافی نداشت اما اکنون ۳۰۰۰ شرکت خارجی فعالاند، امید به زندگی ۸۷.۳ سال است و بندر آن پرترددترین جهان.
برنامه Skillsfuture ارتقای مهارت را الزامی کرده و مهمترین موضوع، تسهیل ورود بهترینها به آموزش عالی است. تدریس و تحقیق با ضوابط سخت انجام میشود و رقابت مبنای رشد است.
مطابق نظر رابرت لوکاس اقتصاددان، دانش و مهارت اثر جانبی مثبت دارند و سنگاپور با شفافیت اقتصادی و بانکداری مورد اعتماد بزرگترین بنگاههاست و در ۲۰۲۵ حدود ۵۶ میلیارد دلار FDI جذب کرده است.
ژاپن، چین، آمریکا و هلند سرمایهگذاران مهماند. گردشگری از ۹۹ هزار نفر در ۱۹۶۵ به ۱۶.۵ میلیون نفر در ۲۰۲۴ رسیده و ۲۲.۴ میلیارد دلار درآمد داشته؛ GDP در ۲۰۲۶ به ۵۷۳ میلیارد دلار میرسد. پاسپورت سنگاپور در ۲۰۲۵ رتبه اول جهانی دارد.
ریشه تحول سنگاپور دو متغیر دارد: پایگاه اجتماعی حکومت و ماهیت تصمیمگیری. پایگاه اجتماعی بر افراد توانمند و متخصص استوار است و وفاداری به تخصص نه افراد. حکومت افراد توانمند خارجی را جذب میکند و سیستم افراد فاسد و ناکارآمد را نمیپذیرد. از مدیران خروجی شفاف میخواهد و پول مردم باید برای بهبود زندگی همان مردم مصرف شود.
بنمایه حکمرانی Meritocracy است و بهترین افراد در مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی به کار گرفته میشوند. طبقه متوسط پایگاه حکومت است و وابستگیاش به ساختار موجب کارآمدی میشود.
متغیر دوم، کیفیت تصمیمسازی است: تصمیمگیران با تحصیلات و تجربه بالا. حکومت از دهه ۱۹۷۰ جذب سرمایهگذاری را تشخیص داد، ساختار عمرانی و مدیریتی مناسب ایجاد کرد و به محیط زیست، انرژی، بنادر، آب، برق و آموزش توجه کرد.
در سنگاپور، منافع کشور مبناست. تورم پایین حاصل فکر، تخصص و اتصال جهانی است. توانمندان میتوانند روندهای جهانی را تبیین کنند و در کانونهای بینالمللی فعال باشند.
تورم یک درصدی نتیجه مراقبت از فرآیندهای تخصصی تصمیمسازی است. متغیر کانونی سرنوشت کشورها، ویژگیهای فکری و مهارتهای تصمیمگیران است؛ جوامعی که هوش را برابر فرض کنند و ساختار مهارتمحور نسازند به ونزوئلا تبدیل میشوند.
رضایت مردم مطابق نظریه مزلو امنیت مدنی و ملی ایجاد میکند. اگر افراد ناتوان متحد شوند، کشور نابود میشود و اگر توانمندان به اجماع برسند، کشور سنگاپور میشود.
مبنای اجماع، تولید ثروت از طریق فناوری و اتصال به اقتصاد جهانی است و با عبور مردم از مراحل اولیه هرم مزلو، مشارکت مدنی و جامعه توسعهیافته شکل میگیرد.
همه انسانها به لحاظ حقوقی مساوی هستند ولی در توانمندی و استعداد مساوی نیستند و جوامعی که به لحاظ پوپولیسم و توهمات تصور میکنند هوش انسانها مساوی است و عدالت را در ذهنیت و سخنرانی میدانند و نه در ساختارسازی برای بهرهبرداری به تناسب ظرفیت افراد، در نهایت به ونزوئلا تبدیل میشوند که آمریکا میتواند بهراحتی حکومت آن را تهدید کند، چون پایگاه اجتماعی ندارد و انبوهی از رانتخواران و متملقین و افراد فاسد، حکومت را احاطه کردهاند.
افراد توانا در سنگاپور نمیگذارند حکومت سنگاپور اشتباه کند چون به خاک آن کشور تعلق دارند. حکومت سنگاپور برای عامه مردم تصمیم میگیرد و نه برای عدهای خاص.
این کشور خود به خود امنیت مدنی و امنیت ملی دارد. با آنکه جزیره است و کشورهای قدرتمندی اطراف سنگاپور هستند، ولی همه جز احترام و تقدیر نگاه دیگری به آن ندارند.
اگر در یک کشور افراد ناتوان با هم متحد شوند، آن کشور را نابود میکنند و اگر افراد توانمند با هم همکاری کنند و به اجماع برسند، آن کشور سنگاپور میشود. مبنای اجماع در جهان فعلی، تولید ثروت از طریق فنآوری، تولید و اتصال به اقتصاد جهانی از طریق کشورهای دارای فناوری و سرمایه و دانشگاههای برتر است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✍️ محمود سریع القلم
👈 نرخ تورم سنگاپور ۱.۲ درصد است و حاصل ساختاری است که بهترینهای بانکداری، صنعت، IT، سیاستگذاری، محیط زیست، سیاست خارجی، آموزش و مدیریت را پرورش داده است.
این ساختار کشوری با GDP برابر ۵۵۰ میلیارد دلار، مساحت ۷۳۵ کیلومترمربع و جمعیت ۶ میلیون نفر ساخته و در شاخص سرمایه انسانی با امتیاز ۰.۸۸ اول جهان است.
۴۰ درصد تولید در تراشه، ۵ درصد بهترین فارغالتحصیلان مدیر میشوند، رتبه چهارم شفافیت را دارد و از ۲۰۰۲ توسعهیافته شناخته میشود. حدود ۱.۶ میلیون نفر از بهترین متخصصان خارجی را استخدام کرده و به آنها حقوق بالا میدهد.
درآمد سرانه از ۳۲۰ دلار دهه ۱۹۶۰ به ۶۶ هزار دلار رسیده؛ زمانی حتی آب کافی نداشت اما اکنون ۳۰۰۰ شرکت خارجی فعالاند، امید به زندگی ۸۷.۳ سال است و بندر آن پرترددترین جهان.
برنامه Skillsfuture ارتقای مهارت را الزامی کرده و مهمترین موضوع، تسهیل ورود بهترینها به آموزش عالی است. تدریس و تحقیق با ضوابط سخت انجام میشود و رقابت مبنای رشد است.
مطابق نظر رابرت لوکاس اقتصاددان، دانش و مهارت اثر جانبی مثبت دارند و سنگاپور با شفافیت اقتصادی و بانکداری مورد اعتماد بزرگترین بنگاههاست و در ۲۰۲۵ حدود ۵۶ میلیارد دلار FDI جذب کرده است.
ژاپن، چین، آمریکا و هلند سرمایهگذاران مهماند. گردشگری از ۹۹ هزار نفر در ۱۹۶۵ به ۱۶.۵ میلیون نفر در ۲۰۲۴ رسیده و ۲۲.۴ میلیارد دلار درآمد داشته؛ GDP در ۲۰۲۶ به ۵۷۳ میلیارد دلار میرسد. پاسپورت سنگاپور در ۲۰۲۵ رتبه اول جهانی دارد.
ریشه تحول سنگاپور دو متغیر دارد: پایگاه اجتماعی حکومت و ماهیت تصمیمگیری. پایگاه اجتماعی بر افراد توانمند و متخصص استوار است و وفاداری به تخصص نه افراد. حکومت افراد توانمند خارجی را جذب میکند و سیستم افراد فاسد و ناکارآمد را نمیپذیرد. از مدیران خروجی شفاف میخواهد و پول مردم باید برای بهبود زندگی همان مردم مصرف شود.
بنمایه حکمرانی Meritocracy است و بهترین افراد در مدیریت اقتصادی و سیاست خارجی به کار گرفته میشوند. طبقه متوسط پایگاه حکومت است و وابستگیاش به ساختار موجب کارآمدی میشود.
متغیر دوم، کیفیت تصمیمسازی است: تصمیمگیران با تحصیلات و تجربه بالا. حکومت از دهه ۱۹۷۰ جذب سرمایهگذاری را تشخیص داد، ساختار عمرانی و مدیریتی مناسب ایجاد کرد و به محیط زیست، انرژی، بنادر، آب، برق و آموزش توجه کرد.
در سنگاپور، منافع کشور مبناست. تورم پایین حاصل فکر، تخصص و اتصال جهانی است. توانمندان میتوانند روندهای جهانی را تبیین کنند و در کانونهای بینالمللی فعال باشند.
تورم یک درصدی نتیجه مراقبت از فرآیندهای تخصصی تصمیمسازی است. متغیر کانونی سرنوشت کشورها، ویژگیهای فکری و مهارتهای تصمیمگیران است؛ جوامعی که هوش را برابر فرض کنند و ساختار مهارتمحور نسازند به ونزوئلا تبدیل میشوند.
رضایت مردم مطابق نظریه مزلو امنیت مدنی و ملی ایجاد میکند. اگر افراد ناتوان متحد شوند، کشور نابود میشود و اگر توانمندان به اجماع برسند، کشور سنگاپور میشود.
مبنای اجماع، تولید ثروت از طریق فناوری و اتصال به اقتصاد جهانی است و با عبور مردم از مراحل اولیه هرم مزلو، مشارکت مدنی و جامعه توسعهیافته شکل میگیرد.
همه انسانها به لحاظ حقوقی مساوی هستند ولی در توانمندی و استعداد مساوی نیستند و جوامعی که به لحاظ پوپولیسم و توهمات تصور میکنند هوش انسانها مساوی است و عدالت را در ذهنیت و سخنرانی میدانند و نه در ساختارسازی برای بهرهبرداری به تناسب ظرفیت افراد، در نهایت به ونزوئلا تبدیل میشوند که آمریکا میتواند بهراحتی حکومت آن را تهدید کند، چون پایگاه اجتماعی ندارد و انبوهی از رانتخواران و متملقین و افراد فاسد، حکومت را احاطه کردهاند.
افراد توانا در سنگاپور نمیگذارند حکومت سنگاپور اشتباه کند چون به خاک آن کشور تعلق دارند. حکومت سنگاپور برای عامه مردم تصمیم میگیرد و نه برای عدهای خاص.
این کشور خود به خود امنیت مدنی و امنیت ملی دارد. با آنکه جزیره است و کشورهای قدرتمندی اطراف سنگاپور هستند، ولی همه جز احترام و تقدیر نگاه دیگری به آن ندارند.
اگر در یک کشور افراد ناتوان با هم متحد شوند، آن کشور را نابود میکنند و اگر افراد توانمند با هم همکاری کنند و به اجماع برسند، آن کشور سنگاپور میشود. مبنای اجماع در جهان فعلی، تولید ثروت از طریق فنآوری، تولید و اتصال به اقتصاد جهانی از طریق کشورهای دارای فناوری و سرمایه و دانشگاههای برتر است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
سطح فساد در کشور
سالهاست از پی فساد و اختلاسهای گسترده و بزرگی که در کشور رخ داده، یک بحث و چالشی در بین مردم و مسئولان ایجاد شده که آیا فساد در کشور فردی هست یا سیستماتیک و حتی سیستمی؟
در پاسخ، مسئولان رده بالای کشور اصرار دارند که ادعای فساد سیستماتیک یا سیستمی القای ذهنیت غربیها و دشمنان بوده و فساد در ایران گسترده نبوده و فردی است!
برخی از کارشناسان و مسئولان اما فساد با زمینه فردی را قبول نداشته و با توجه به گستره نفوذ مافیا در بخشهای مختلف کشور و با در نظر گرفتن الگوی فساد امثال بابک زنجانی که در آن شبکهای از افراد در سازمانهای مختلف به صورت هماهنگ با هم عمل و تخلف میکردند، فساد در کشور را شبکهای و سیستماتیک تاکید میکنند!
در آن سو اما، گروهی دیگر و از جمله افکار عمومی جامعه بر این باور هستند که سطح فساد گسترده و عمیقتر از فساد شبکهای بوده و عملا ساختار حکمرانی کشور به سمتی کشیده شده که چارچوب و محتوای آن بسترساز فساد است و در نتیجه کلیت حکمرانی به فساد آلوده شده و فساد سیستمی شده است.
در پاسخ به این سوال و ادعاها، بایستی تاکید کرد که به دلیل عدم شفافیت در ساختار حکمرانی و اقتصادی کشور که مواردی چون تحریم نیز آن را تشدید کرده، شاید رسیدن به پاسخ درست کمی سخت باشد، ولی به تجربه اختلاس و فسادهای گسترده، چون «چای دبش» که در آن پای دو وزیر و کلی مسئولان رده بالا، آن هم با هماهنگی گسترده و همکاری چند ساله در میان بود، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که فساد در سطح کشور فردی نبوده و حداقل سیستماتیک هست. منتها برای پاسخ گرفتن بین دو گزینه باقی مانده؛ فساد سیستماتیک (شبکهای) و سیستمی، شاید بتوان با ارزیابی چهار نمونه اخیر، به یک تحلیل و نتیجه درستی رسید.
۱. در مصاحبه اخیر علیضیا با دکتر محمد ابراهیم یاوری، این اقتصاددان و عصو هیئت علمی دانشکده اقتصاد شهید بهشتی تهران، تاکید میکند که رییس و سیاستهای بانک مرکزی در ایران را مافیا تعیین میکند که برای اثبات ادعای خود، میگوید آقای رییسی برای ریاست بانک مرکزی، شب به یک گزینه مطلوب در مشاوره با کارشناسان رسیده بود، ولی صبح فرد دیگری معرفی شد که این نشان میدهد حتی رییس جمهور هم توان ایستادگی مقابل مافیا را ندارد!
۲. در تقابل اخیر بابک زنجانی با بانک مرکزی در ارتباط با توقیف محموله طلای او، زنجانی عملا برای رییس بانک مرکزی تعیین و تکلیف کرده و او را به برکناری تهدید میکند!
۳. در ارتباط با آشفتگی بازار نهادههای دامی، وحید اشتری، فعال رسانهای، مدعی شده که آقای مدلل، صاحب امتیاز و انحصار واردات نهادههای دامی، به دلیل اختلاف با وزیر جهاد کشاورزی، کشتیهای خود را روی دریا نگه داشته و تخلیه نمیکند تا وزیر مجبور به عذرخواهی از او شود. همچنین او مدعی است که پشت استیضاح وزیر جهاد کشاورزی آقای مدلل و جریان مرتبط با او قرار دارد.
۴. امروز وزیر آموزش و پرورش، با گلایه از سیستم آموزش کشور و کنکور گفته: «مافیای کنکور پدر نظام آموزشی را درآورده است» که خود گویاست بعد از چند دهه آزمون و خطا برای حذف کنکور، نهایت زورشان به این مافیا نرسیده و مجبور به امتداد همین مشی و اعتراف تلخ به این شکست شدهاند!
میتوان موارد و تاکیدات اینچنینی فراوانی را برشمرد. ولی همین ۴ مورد اخیر خود میتواند ما را در رسیدن به یک دورنما و چارچوب ذهنی خوب برای رسیدن به پاسخ درستتر یاری دهد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
سالهاست از پی فساد و اختلاسهای گسترده و بزرگی که در کشور رخ داده، یک بحث و چالشی در بین مردم و مسئولان ایجاد شده که آیا فساد در کشور فردی هست یا سیستماتیک و حتی سیستمی؟
در پاسخ، مسئولان رده بالای کشور اصرار دارند که ادعای فساد سیستماتیک یا سیستمی القای ذهنیت غربیها و دشمنان بوده و فساد در ایران گسترده نبوده و فردی است!
برخی از کارشناسان و مسئولان اما فساد با زمینه فردی را قبول نداشته و با توجه به گستره نفوذ مافیا در بخشهای مختلف کشور و با در نظر گرفتن الگوی فساد امثال بابک زنجانی که در آن شبکهای از افراد در سازمانهای مختلف به صورت هماهنگ با هم عمل و تخلف میکردند، فساد در کشور را شبکهای و سیستماتیک تاکید میکنند!
در آن سو اما، گروهی دیگر و از جمله افکار عمومی جامعه بر این باور هستند که سطح فساد گسترده و عمیقتر از فساد شبکهای بوده و عملا ساختار حکمرانی کشور به سمتی کشیده شده که چارچوب و محتوای آن بسترساز فساد است و در نتیجه کلیت حکمرانی به فساد آلوده شده و فساد سیستمی شده است.
در پاسخ به این سوال و ادعاها، بایستی تاکید کرد که به دلیل عدم شفافیت در ساختار حکمرانی و اقتصادی کشور که مواردی چون تحریم نیز آن را تشدید کرده، شاید رسیدن به پاسخ درست کمی سخت باشد، ولی به تجربه اختلاس و فسادهای گسترده، چون «چای دبش» که در آن پای دو وزیر و کلی مسئولان رده بالا، آن هم با هماهنگی گسترده و همکاری چند ساله در میان بود، به راحتی میتوان نتیجه گرفت که فساد در سطح کشور فردی نبوده و حداقل سیستماتیک هست. منتها برای پاسخ گرفتن بین دو گزینه باقی مانده؛ فساد سیستماتیک (شبکهای) و سیستمی، شاید بتوان با ارزیابی چهار نمونه اخیر، به یک تحلیل و نتیجه درستی رسید.
۱. در مصاحبه اخیر علیضیا با دکتر محمد ابراهیم یاوری، این اقتصاددان و عصو هیئت علمی دانشکده اقتصاد شهید بهشتی تهران، تاکید میکند که رییس و سیاستهای بانک مرکزی در ایران را مافیا تعیین میکند که برای اثبات ادعای خود، میگوید آقای رییسی برای ریاست بانک مرکزی، شب به یک گزینه مطلوب در مشاوره با کارشناسان رسیده بود، ولی صبح فرد دیگری معرفی شد که این نشان میدهد حتی رییس جمهور هم توان ایستادگی مقابل مافیا را ندارد!
۲. در تقابل اخیر بابک زنجانی با بانک مرکزی در ارتباط با توقیف محموله طلای او، زنجانی عملا برای رییس بانک مرکزی تعیین و تکلیف کرده و او را به برکناری تهدید میکند!
۳. در ارتباط با آشفتگی بازار نهادههای دامی، وحید اشتری، فعال رسانهای، مدعی شده که آقای مدلل، صاحب امتیاز و انحصار واردات نهادههای دامی، به دلیل اختلاف با وزیر جهاد کشاورزی، کشتیهای خود را روی دریا نگه داشته و تخلیه نمیکند تا وزیر مجبور به عذرخواهی از او شود. همچنین او مدعی است که پشت استیضاح وزیر جهاد کشاورزی آقای مدلل و جریان مرتبط با او قرار دارد.
۴. امروز وزیر آموزش و پرورش، با گلایه از سیستم آموزش کشور و کنکور گفته: «مافیای کنکور پدر نظام آموزشی را درآورده است» که خود گویاست بعد از چند دهه آزمون و خطا برای حذف کنکور، نهایت زورشان به این مافیا نرسیده و مجبور به امتداد همین مشی و اعتراف تلخ به این شکست شدهاند!
میتوان موارد و تاکیدات اینچنینی فراوانی را برشمرد. ولی همین ۴ مورد اخیر خود میتواند ما را در رسیدن به یک دورنما و چارچوب ذهنی خوب برای رسیدن به پاسخ درستتر یاری دهد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
جزایر ایرانی. قربانی تجارت عربی
چین بار دیگر دیگر با حمایت از ادعای امارات، از مذاکره در باره جزایر ایرانی استقبال کرد.
تکرار موضعگیری چین درباره جزایر سهگانه ایرانی، بیش از آنکه یک لغزش دیپلماتیک باشد، بازتابدهنده واقعیت عریان «رئالیسم سیاسی»در پکن است. چین به عنوان یک قدرت عملگرا، منافع ملی خود را بر مبنای «اقتصاد» تعریف میکند، نه «ایدئولوژی». حجم تجارت عظیم چین با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در مقایسه با ایران، پکن را به این محاسبه رسانده که هزینه سیاسی عبور از خطوط قرمز تهران، کمتر از منافع اقتصادی همراهی با اعراب است.
این رویکرد نشان میدهد که تصور «اتحاد استراتژیک» بدون پشتوانه قدرت اقتصادی و تنوع در گزینههای دیپلماتیک، توهمی بیش نیست. چین دریافته است که ایران به دلیل تحریمها و انزوا، فاقد اهرم فشار مؤثر یا جایگزین استراتژیک است؛ از اینرو با اطمینان خاطر، کارت ایران را در بازی با اعراب هزینه میکند. این رخداد هشداری جدی برای سیاست خارجی ایران است:
امنیت ملی و تمامیت سرزمینی تنها زمانی تضمین میشود که با ایجاد «توازن» در روابط شرق و غرب، هزینه نادیده گرفتن منافع ایران برای شرکای خارجی بالا رود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
چین بار دیگر دیگر با حمایت از ادعای امارات، از مذاکره در باره جزایر ایرانی استقبال کرد.
تکرار موضعگیری چین درباره جزایر سهگانه ایرانی، بیش از آنکه یک لغزش دیپلماتیک باشد، بازتابدهنده واقعیت عریان «رئالیسم سیاسی»در پکن است. چین به عنوان یک قدرت عملگرا، منافع ملی خود را بر مبنای «اقتصاد» تعریف میکند، نه «ایدئولوژی». حجم تجارت عظیم چین با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در مقایسه با ایران، پکن را به این محاسبه رسانده که هزینه سیاسی عبور از خطوط قرمز تهران، کمتر از منافع اقتصادی همراهی با اعراب است.
این رویکرد نشان میدهد که تصور «اتحاد استراتژیک» بدون پشتوانه قدرت اقتصادی و تنوع در گزینههای دیپلماتیک، توهمی بیش نیست. چین دریافته است که ایران به دلیل تحریمها و انزوا، فاقد اهرم فشار مؤثر یا جایگزین استراتژیک است؛ از اینرو با اطمینان خاطر، کارت ایران را در بازی با اعراب هزینه میکند. این رخداد هشداری جدی برای سیاست خارجی ایران است:
امنیت ملی و تمامیت سرزمینی تنها زمانی تضمین میشود که با ایجاد «توازن» در روابط شرق و غرب، هزینه نادیده گرفتن منافع ایران برای شرکای خارجی بالا رود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کوچک تر از تهران، ثروتمند تر از اروپا
داستان شگفتانگیز سنگاپور، جزیرهای کوچک که از فقر و آشوب به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد! در این ویدیو، سفری به قلب معجزه آسیایی داریم؛ از باتلاقهای قرن نوزدهم تا آسمانخراشهای مدرن. چگونه لی کوان یو با چشماندازی بلندمدت، سیاستهای هوشمندانه و عزمی آهنین، سنگاپور را به مرکز تجارت، فناوری و مالی جهانی بدل کرد؟ از بندر آزاد سر توماس رافلز تا ریشهکنی فساد و ساخت شهرهایی بدون خودرو، این ویدیو رازهای موفقیت سنگاپور را فاش میکند
با ما همراه شوید تا داستان امید، جاهطلبی و پیروزی این جزیره کوچک را کشف کنید!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
داستان شگفتانگیز سنگاپور، جزیرهای کوچک که از فقر و آشوب به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد! در این ویدیو، سفری به قلب معجزه آسیایی داریم؛ از باتلاقهای قرن نوزدهم تا آسمانخراشهای مدرن. چگونه لی کوان یو با چشماندازی بلندمدت، سیاستهای هوشمندانه و عزمی آهنین، سنگاپور را به مرکز تجارت، فناوری و مالی جهانی بدل کرد؟ از بندر آزاد سر توماس رافلز تا ریشهکنی فساد و ساخت شهرهایی بدون خودرو، این ویدیو رازهای موفقیت سنگاپور را فاش میکند
با ما همراه شوید تا داستان امید، جاهطلبی و پیروزی این جزیره کوچک را کشف کنید!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
تفاوت مدیران در #ایران_و_اروپا
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت
مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود
خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع
میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت
دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است
سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد
مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع
کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم
مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی
یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی
هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید
چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید
و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد
بودن کفایت میکند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت
مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود
خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع
میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت
دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است
سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد
مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع
کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم
مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی
یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی
هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید
چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید
و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد
بودن کفایت میکند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
۳۷۰۰ میلیارد تومان برای یک مرکز ۸۰ نفره؛
در حالی که بخش بزرگی از نظام آموزش عالی و پژوهش کشور با کمبود شدید منابع، توقف پروژهها و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، در لایحه بودجه، رقم قابلتأمل ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در نظر گرفته شده؛ مرکزی که بنا بر اطلاعات موجود، حدود ۸۰ نیروی فنی دارد.
این تخصیص، بهدلیل نسبت بودجه به مقیاس فعالیت، به یکی از بحثبرانگیزترین ردیفهای بودجهای تبدیل شده است.
ابهام اول: تناسب بودجه با مأموریت و نیروی انسانی
با یک محاسبه ساده، سرانه بودجه این مرکز به رقمی میرسد که با بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگاههای بزرگ کشور قابل مقایسه نیست و حتی از آنها فراتر میرود. این در حالی است که مراکز علمی معتبر با هزاران دانشجو و پژوهشگر، با بودجههایی بهمراتب کمتر اداره میشوند. پرسش اصلی این است: چه مأموریت یا پروژهای چنین سطحی از منابع عمومی را توجیه میکند؟
ابهام دوم: خروجیها و ارزیابی عملکرد
مطابق قواعد پژوهش و فناوری، تخصیص بودجه کلان مستلزم خروجیهای قابل سنجش است؛ از جمله محصولات نرمافزاری مشخص، گزارشهای عمومی عملکرد، انتشار علمی قابل ارزیابی و داوری مستقل. با این حال، تاکنون گزارش شفافی از نسبت این بودجه با خروجیهای واقعی مرکز بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ خلأیی که خود به ابهامات دامن میزند.
ابهام سوم: ساختار تصمیمگیری و شائبه تعارض منافع
حساسیت موضوع زمانی افزایش مییابد که ترکیب هیأت امنای مرکز شامل چهرههایی با نفوذ سیاسی و حاکمیتی است. این وضعیت، دستکم از منظر حکمرانی مطلوب، شائبه تخصیص غیررقابتی و تعارض منافع را ایجاد میکند؛ شائبهای که تنها با شفافسازی کامل فرآیند تخصیص بودجه، گزارشهای حسابرسی و ارزیابی مستقل قابل رفع است.
بُعد حقوقی ماجرا
بر اساس اصول ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی، تمامی پرداختها از بیتالمال باید با شفافیت کامل و تحت نظارت نهادهای مسئول انجام شود. در شرایطی که اولویتهای فوری کشور در حوزههای آموزش، سلامت، فناوری و اشتغال با کمبود منابع روبهرو هستند، این تخصیص میتواند مصداق سوءتخصیص منابع عمومی و نقض عدالت بودجهای تلقی شود؛ موضوعی که مستقیماً در حوزه حقوق عامه قرار میگیرد.
و اما مطالبه افکار عمومی ...
این نگاه نه مخالفت با پژوهش است و نه تقابل با دین. مسئله، پاسخگویی درباره بیتالمال است.
افکار عمومی انتظار دارد:
جزئیات دقیق محل هزینهکرد ۳۷۰۰ میلیارد تومان منتشر شود
گزارش حسابرسی و ارزیابی عملکرد بهصورت عمومی ارائه گردد.
معیارهای تخصیص این بودجه با سایر مراکز علمی مقایسه و توضیح داده شود.
در موضوع منابع عمومی، عنوانهای پرطمطراق جایگزین شفافیت نمیشوند.
اکنون توپ در زمین نهادهای مسئول است؛ زیرا در پرونده بیتالمال، ابهام یعنی تضییع حق مردم، و سکوت پاسخ محسوب نمیشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
در حالی که بخش بزرگی از نظام آموزش عالی و پژوهش کشور با کمبود شدید منابع، توقف پروژهها و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، در لایحه بودجه، رقم قابلتأمل ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در نظر گرفته شده؛ مرکزی که بنا بر اطلاعات موجود، حدود ۸۰ نیروی فنی دارد.
این تخصیص، بهدلیل نسبت بودجه به مقیاس فعالیت، به یکی از بحثبرانگیزترین ردیفهای بودجهای تبدیل شده است.
ابهام اول: تناسب بودجه با مأموریت و نیروی انسانی
با یک محاسبه ساده، سرانه بودجه این مرکز به رقمی میرسد که با بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگاههای بزرگ کشور قابل مقایسه نیست و حتی از آنها فراتر میرود. این در حالی است که مراکز علمی معتبر با هزاران دانشجو و پژوهشگر، با بودجههایی بهمراتب کمتر اداره میشوند. پرسش اصلی این است: چه مأموریت یا پروژهای چنین سطحی از منابع عمومی را توجیه میکند؟
ابهام دوم: خروجیها و ارزیابی عملکرد
مطابق قواعد پژوهش و فناوری، تخصیص بودجه کلان مستلزم خروجیهای قابل سنجش است؛ از جمله محصولات نرمافزاری مشخص، گزارشهای عمومی عملکرد، انتشار علمی قابل ارزیابی و داوری مستقل. با این حال، تاکنون گزارش شفافی از نسبت این بودجه با خروجیهای واقعی مرکز بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ خلأیی که خود به ابهامات دامن میزند.
ابهام سوم: ساختار تصمیمگیری و شائبه تعارض منافع
حساسیت موضوع زمانی افزایش مییابد که ترکیب هیأت امنای مرکز شامل چهرههایی با نفوذ سیاسی و حاکمیتی است. این وضعیت، دستکم از منظر حکمرانی مطلوب، شائبه تخصیص غیررقابتی و تعارض منافع را ایجاد میکند؛ شائبهای که تنها با شفافسازی کامل فرآیند تخصیص بودجه، گزارشهای حسابرسی و ارزیابی مستقل قابل رفع است.
بُعد حقوقی ماجرا
بر اساس اصول ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی، تمامی پرداختها از بیتالمال باید با شفافیت کامل و تحت نظارت نهادهای مسئول انجام شود. در شرایطی که اولویتهای فوری کشور در حوزههای آموزش، سلامت، فناوری و اشتغال با کمبود منابع روبهرو هستند، این تخصیص میتواند مصداق سوءتخصیص منابع عمومی و نقض عدالت بودجهای تلقی شود؛ موضوعی که مستقیماً در حوزه حقوق عامه قرار میگیرد.
و اما مطالبه افکار عمومی ...
این نگاه نه مخالفت با پژوهش است و نه تقابل با دین. مسئله، پاسخگویی درباره بیتالمال است.
افکار عمومی انتظار دارد:
جزئیات دقیق محل هزینهکرد ۳۷۰۰ میلیارد تومان منتشر شود
گزارش حسابرسی و ارزیابی عملکرد بهصورت عمومی ارائه گردد.
معیارهای تخصیص این بودجه با سایر مراکز علمی مقایسه و توضیح داده شود.
در موضوع منابع عمومی، عنوانهای پرطمطراق جایگزین شفافیت نمیشوند.
اکنون توپ در زمین نهادهای مسئول است؛ زیرا در پرونده بیتالمال، ابهام یعنی تضییع حق مردم، و سکوت پاسخ محسوب نمیشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
این جرقه اعتصابات و خیزش تهیدستان خواهد بود
حمید_آصفی
✍️ در شمال تهران صفهای طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آنهم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانوادهاش میشود. حالا پورشهسوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین میریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات میدهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است.
برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت.
این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نهتنها عمیق شده، بلکه قانونگذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمانیافته.
✍️ سیاست سهنرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است.
وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب میکند تا بداند میتواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی میکند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفتوآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر میکند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است.
سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است.
✍️ همینجاست که میتوان مارکس را دوباره خواند، آنجا که میگوید «سرمایه، دیوار میسازد و فقر را بیرون میگذارد اما فقر روزی دیوار را پس میزند».
امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشتهای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده.
گرامشی هشدار میداد هنگامی که طبقهی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست میدهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز میشود، جایی که مردم دیگر نه باور میکنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است.
✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر میکارد و رانت برداشت میکند.
ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین میافتد.
آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیهنشینان یعنی وقتی نان گرانتر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمیکند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد.
✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سهنرخی است، فردا آب چهار نرخی میشود، برق امتیازی، هوا طبقهبندی. این کشور نفتخیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است.
حکومت خیال میکند مردم با صفها سازگار میشوند، اما جامعه وقتی به نقطه بیبرگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است.
اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهیدستان دیر نیست، فقط موعدش مانده.
✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، بهعنوان سند شکست یک مدل حکمرانی.
نظامی که روزی فریاد میزد «مستضعفان وارث زمیناند»، اکنون آنان را به ارزانسواری فرستاده و ارث زمین را به پورشهها داده است.
وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر میکند اما برای ثروتمند صف ویژه میکشد، یعنی قیچیای ساخته که خودش طنابش را میبرد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمیماند، فقر تظاهرات نمیکند، انفجار میکند.
✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخیکردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل میشود. مردم نان میخواهند نه نسخه. سفره میخواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفرههای خالی پایدار نمانده است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
حمید_آصفی
✍️ در شمال تهران صفهای طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آنهم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانوادهاش میشود. حالا پورشهسوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین میریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات میدهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است.
برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت.
این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نهتنها عمیق شده، بلکه قانونگذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمانیافته.
✍️ سیاست سهنرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است.
وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب میکند تا بداند میتواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی میکند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفتوآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر میکند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است.
سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است.
✍️ همینجاست که میتوان مارکس را دوباره خواند، آنجا که میگوید «سرمایه، دیوار میسازد و فقر را بیرون میگذارد اما فقر روزی دیوار را پس میزند».
امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشتهای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده.
گرامشی هشدار میداد هنگامی که طبقهی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست میدهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز میشود، جایی که مردم دیگر نه باور میکنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است.
✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر میکارد و رانت برداشت میکند.
ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین میافتد.
آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیهنشینان یعنی وقتی نان گرانتر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمیکند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد.
✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سهنرخی است، فردا آب چهار نرخی میشود، برق امتیازی، هوا طبقهبندی. این کشور نفتخیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است.
حکومت خیال میکند مردم با صفها سازگار میشوند، اما جامعه وقتی به نقطه بیبرگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است.
اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهیدستان دیر نیست، فقط موعدش مانده.
✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، بهعنوان سند شکست یک مدل حکمرانی.
نظامی که روزی فریاد میزد «مستضعفان وارث زمیناند»، اکنون آنان را به ارزانسواری فرستاده و ارث زمین را به پورشهها داده است.
وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر میکند اما برای ثروتمند صف ویژه میکشد، یعنی قیچیای ساخته که خودش طنابش را میبرد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمیماند، فقر تظاهرات نمیکند، انفجار میکند.
✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخیکردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل میشود. مردم نان میخواهند نه نسخه. سفره میخواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفرههای خالی پایدار نمانده است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
چرا خائنین به بیتالمال فکر می کنند زرنگند؟
🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت میکند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام میدهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار میکند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس.
🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیرهکننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانهای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام میداده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم با احتکار،چای را گران کرده بود.
🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامهای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد شده بود و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداختهاند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی میگویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت میشود.خائنین به بیتالمال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت میکند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام میدهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار میکند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس.
🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیرهکننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانهای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام میداده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم با احتکار،چای را گران کرده بود.
🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامهای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد شده بود و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداختهاند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی میگویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت میشود.خائنین به بیتالمال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
دقایق پایانی یک بازی فرسایشی
یدالله کریمی پور
به نظر میرسد بازی حکومت با رقبایش (خارجی- داخلی) به دقایق ۷۵ تا ۸۰ رسیده است؛ جایی که فرسودگی بر استراتژی غلبه میکند.چرا؟
۱. ابتکار عمل جای خود را به واکنشهای انفعالی داده است.
۲. بازی دفاعی و مبتنی بر «خرید زمان» شده است.
۳. سرمایه اجتماعی به عنوان سوخت اصلی تیم، رو به پایان است.
۴. تماشاگران دیگر تشویق نمیکنند؛ بخشی ناامید و بخشی منتظر سوت پایاناند.
۵. تیم گل خورده، ولی هنوز به بازی ادامه می دهد.
۶. نظام بینالملل هنوز سوت پایان را نزده، ولی ورود به «وقتهای تلفشده» قطعی است.
۷. احتمال دریافت گلهای بیشتر یا تساویِ حداقلی وجود دارد، ولی توانِ یک «بازگشت پرقدرت» و پیروزی بزرگ دیگر در حافظه این تیم نیست.
سرنوشت ایران دیگر در آغاز نیمه دوم رقم نمیخورد؛ همه چیز به اتفاقات غیرقابلپیشبینی در دقایق پایانی و وقتهای اضافه گره خورده است.
ایا در این دقایق آخر، احتمال تعویض طلایی یا تغییر تاکتیک ناگهانی هست؟ یا نیمکت ذخیره ها خالی مانده است؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
یدالله کریمی پور
به نظر میرسد بازی حکومت با رقبایش (خارجی- داخلی) به دقایق ۷۵ تا ۸۰ رسیده است؛ جایی که فرسودگی بر استراتژی غلبه میکند.چرا؟
۱. ابتکار عمل جای خود را به واکنشهای انفعالی داده است.
۲. بازی دفاعی و مبتنی بر «خرید زمان» شده است.
۳. سرمایه اجتماعی به عنوان سوخت اصلی تیم، رو به پایان است.
۴. تماشاگران دیگر تشویق نمیکنند؛ بخشی ناامید و بخشی منتظر سوت پایاناند.
۵. تیم گل خورده، ولی هنوز به بازی ادامه می دهد.
۶. نظام بینالملل هنوز سوت پایان را نزده، ولی ورود به «وقتهای تلفشده» قطعی است.
۷. احتمال دریافت گلهای بیشتر یا تساویِ حداقلی وجود دارد، ولی توانِ یک «بازگشت پرقدرت» و پیروزی بزرگ دیگر در حافظه این تیم نیست.
سرنوشت ایران دیگر در آغاز نیمه دوم رقم نمیخورد؛ همه چیز به اتفاقات غیرقابلپیشبینی در دقایق پایانی و وقتهای اضافه گره خورده است.
ایا در این دقایق آخر، احتمال تعویض طلایی یا تغییر تاکتیک ناگهانی هست؟ یا نیمکت ذخیره ها خالی مانده است؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
نان و نان خانوادگی
"مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت، مرد گفت: نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟ دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛ از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحادمردم نان است."
به وضعیت از هم گسیخته و فروپاشی اجتماعی نزدیک شده ایم، سیاست ها و مدیریت های سالیان پس از انقلاب و تأکید و اصرار بر نگاه ایدئولوژیک و تحمیل در سبک خاصی از زندگی که به پنداشت برخی محافل خاص و خاصه دیدگاه طایفه متوهم پایداری و دیدگاه های شیخ اعظم آنان و نیز سیاست خارجی تنشزا که در تصور مدیریت جهانی بوده اند کار را به جایی رسانده که اکنون بسیاری از مردم معطل یک لقمه نان حلال اند.
انگار دیگر کسی به نام خود و شجره و شهرت و نام خانودگی اش کاری ندارد، هرکه نان دارد، نام دارد، لذا همه بدنبال نان می دوند، راه رسیدن به نان هم به این سادگی ها نیست؛ یا باید دیگران را بفروشی و یا خود را بفروشی؛ کار از فروش طلا و جواهر و برداشت از حساب شخصی و اندوخته های مادی گذشته، گویی فروش کلیه و اندام بدن هم دیگر کفاف نمی دهد...عِرض و آبرو و اندوخته های معنوی و نام را در معرض فروش می گذارند تا نانی به کف آرند.
ازدیاد فساد و فحشا و خودکشی و خودفروشی، طلاق و بیکاری، دزدی و اختلاس و ..... از نداشتن نان است، از فقر و فقر مطلق است، ملتی که زیر بار فقر کمرش خم شده است، پریشان از غم نان است؛ تاریخ و فرهنگ و هویت خود را مسکوت می گذارد، رفتار اجتماعی اش عوض می شود، در اندیشه حقوق فردی هم نیست؛ چه برسد به هسته ای!!! نان می خواهد.
اول باید از این فقر عبور کرد، نانی باشد تا شکم های خالی پر شود تا بعد تن های عریان پوشانده شود، تا بعد هسته ای حق مسلم شود؛ فعلاً نان حق مسلم ماست!!!
خطاهای مکرر تصمیم گیران اصلی و پشت پرده در پدید آمدن این وضعیت محرز است؛ ربطی به دولت ها هم ندارد، هر رئیس جمهوری آمده است وضع همین بوده و بدتر از دیروز شده است، پرداختن به دولت ها و چه کسی رئیس جمهور است و از او مطالبه کردن همه آنچه که باید نیست، اساس از جایی دیگر و سیاست های دیگری است، ورشکستگی در بخش هایی از نهادهای اقتصادی و بانک ها و بی ارزش شدن پول ملی را می بایست در نوعی از نگاه و سیاست گذاری جستجو کرد که دولت ها را از اثر انداخته و برای دولت های مستقر تعیین تکلیف می کند، به رای مردم و اکثریت هم بی توجه است، بی دولتی از همین جا ناشی می شود؛ در کدامین دوره از دولت های گذشته تا اکنون، دولت به معنای واقعی وجود داشته، در همه دوره ها با بی دولتی روبرو بوده ایم، نظام حکومت داری و حکمرانی مشکل آفرین است و باید تغییر در رویکرد حکمرانی ایجاد شود، به اهمیت رای مردم و رای اکثریت دقت گردد و دولت اثرگذار و برنامه محور و توسعه گرا تعریف شود.
نان نداشتن یعنی همان فقر از نوع حکمرانی ایدئولوژیک است، با دهه های مذهبی و سوراخ کردن تاریخ و هر روز را به نامی مذهبی تزیین دادن، نانی حاصل نمی شود، مداح پرورش می دهد و چاپلوس، گدا پرورش می دهد و نان را از سفره مردم به یغما می برد، نان که نباشد، خدا هم ابزار می شود، نام و نام خانوادگی هم به فراموشی سپرده می شود.....اول نان و نان خانوادگی ....... که نان اسم اعظم خداوند است.
سائلی پرسید از آن شوریده حال/
گفت اگر نام مهین ذوالجلال/
میشناسی بازگوی ای مرد نیک/
گفت نان است این بنتوان گفت لیک/
مرد گفتش احمقی و بیقرار/
کِی بوَد نام مهین نان، شرم دار/
گفت در قحط نشابور ای عجب/
میگذشتم گرسنه چل روز و شب/
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز/
نه دری بر هیچ مسجد بود باز/
من بدانستم که نان نام مهینست/
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست/
از پی نان نیستت چون سگ قرار/
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار/
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست/
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
"مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت، مرد گفت: نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟ دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛ از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحادمردم نان است."
به وضعیت از هم گسیخته و فروپاشی اجتماعی نزدیک شده ایم، سیاست ها و مدیریت های سالیان پس از انقلاب و تأکید و اصرار بر نگاه ایدئولوژیک و تحمیل در سبک خاصی از زندگی که به پنداشت برخی محافل خاص و خاصه دیدگاه طایفه متوهم پایداری و دیدگاه های شیخ اعظم آنان و نیز سیاست خارجی تنشزا که در تصور مدیریت جهانی بوده اند کار را به جایی رسانده که اکنون بسیاری از مردم معطل یک لقمه نان حلال اند.
انگار دیگر کسی به نام خود و شجره و شهرت و نام خانودگی اش کاری ندارد، هرکه نان دارد، نام دارد، لذا همه بدنبال نان می دوند، راه رسیدن به نان هم به این سادگی ها نیست؛ یا باید دیگران را بفروشی و یا خود را بفروشی؛ کار از فروش طلا و جواهر و برداشت از حساب شخصی و اندوخته های مادی گذشته، گویی فروش کلیه و اندام بدن هم دیگر کفاف نمی دهد...عِرض و آبرو و اندوخته های معنوی و نام را در معرض فروش می گذارند تا نانی به کف آرند.
ازدیاد فساد و فحشا و خودکشی و خودفروشی، طلاق و بیکاری، دزدی و اختلاس و ..... از نداشتن نان است، از فقر و فقر مطلق است، ملتی که زیر بار فقر کمرش خم شده است، پریشان از غم نان است؛ تاریخ و فرهنگ و هویت خود را مسکوت می گذارد، رفتار اجتماعی اش عوض می شود، در اندیشه حقوق فردی هم نیست؛ چه برسد به هسته ای!!! نان می خواهد.
اول باید از این فقر عبور کرد، نانی باشد تا شکم های خالی پر شود تا بعد تن های عریان پوشانده شود، تا بعد هسته ای حق مسلم شود؛ فعلاً نان حق مسلم ماست!!!
خطاهای مکرر تصمیم گیران اصلی و پشت پرده در پدید آمدن این وضعیت محرز است؛ ربطی به دولت ها هم ندارد، هر رئیس جمهوری آمده است وضع همین بوده و بدتر از دیروز شده است، پرداختن به دولت ها و چه کسی رئیس جمهور است و از او مطالبه کردن همه آنچه که باید نیست، اساس از جایی دیگر و سیاست های دیگری است، ورشکستگی در بخش هایی از نهادهای اقتصادی و بانک ها و بی ارزش شدن پول ملی را می بایست در نوعی از نگاه و سیاست گذاری جستجو کرد که دولت ها را از اثر انداخته و برای دولت های مستقر تعیین تکلیف می کند، به رای مردم و اکثریت هم بی توجه است، بی دولتی از همین جا ناشی می شود؛ در کدامین دوره از دولت های گذشته تا اکنون، دولت به معنای واقعی وجود داشته، در همه دوره ها با بی دولتی روبرو بوده ایم، نظام حکومت داری و حکمرانی مشکل آفرین است و باید تغییر در رویکرد حکمرانی ایجاد شود، به اهمیت رای مردم و رای اکثریت دقت گردد و دولت اثرگذار و برنامه محور و توسعه گرا تعریف شود.
نان نداشتن یعنی همان فقر از نوع حکمرانی ایدئولوژیک است، با دهه های مذهبی و سوراخ کردن تاریخ و هر روز را به نامی مذهبی تزیین دادن، نانی حاصل نمی شود، مداح پرورش می دهد و چاپلوس، گدا پرورش می دهد و نان را از سفره مردم به یغما می برد، نان که نباشد، خدا هم ابزار می شود، نام و نام خانوادگی هم به فراموشی سپرده می شود.....اول نان و نان خانوادگی ....... که نان اسم اعظم خداوند است.
سائلی پرسید از آن شوریده حال/
گفت اگر نام مهین ذوالجلال/
میشناسی بازگوی ای مرد نیک/
گفت نان است این بنتوان گفت لیک/
مرد گفتش احمقی و بیقرار/
کِی بوَد نام مهین نان، شرم دار/
گفت در قحط نشابور ای عجب/
میگذشتم گرسنه چل روز و شب/
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز/
نه دری بر هیچ مسجد بود باز/
من بدانستم که نان نام مهینست/
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست/
از پی نان نیستت چون سگ قرار/
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار/
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست/
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
پشت پرده جنگ ونزوئلا: معامله بزرگ ژئوپلیتیک
یدالله کریمی پور
در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقهای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویتبندی منافع ملی تعریف میشود.
برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بیطرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی میبیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف میکند.
آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار میکند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پروندههای دیگر امتیازاتی واگذار کند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است.
روسیه از حمایتهای لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست میکشد. این عقبنشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپاییاش فدا میکند.
دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن میشود:
۱. پوتین نمیتواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا میتواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند.
۲. ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معاملهای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد.
۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقبنشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریمها بر سر اوکراین را تشدید نکند.
لب کلام
احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر میرسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالشهای جدید خودداری کنند تا هزینههای مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
یدالله کریمی پور
در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقهای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویتبندی منافع ملی تعریف میشود.
برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بیطرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی میبیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف میکند.
آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار میکند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پروندههای دیگر امتیازاتی واگذار کند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است.
روسیه از حمایتهای لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست میکشد. این عقبنشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپاییاش فدا میکند.
دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن میشود:
۱. پوتین نمیتواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا میتواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند.
۲. ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معاملهای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد.
۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقبنشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریمها بر سر اوکراین را تشدید نکند.
لب کلام
احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر میرسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالشهای جدید خودداری کنند تا هزینههای مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Forwarded from مجمع فعالان اقتصادی
✅ نیکٌلای کوچک!
✍️ حامد پاک طینت
نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد.
او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد
پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت.
موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست.
چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند.
سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود
۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید.
جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود
تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی و بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد
نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود.
نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
✍️ حامد پاک طینت
نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد.
او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد
پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت.
موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست.
چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند.
سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود
۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید.
جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود
تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی و بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد
نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود.
نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
ونزوئلا برای آمریکا، مادر چاوز برای ما!
محمدحسین روانبخش
اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیسجمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خندهدار و تعجببرانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا...
شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفتشان را با تخفیفی میفروشند و به جای پولش جنس چینی میگیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفتشان سالهاست که دست به دست میچرخد و به آنها نمیرسد، یک قسمت نفتی هم که فروختهاند در جیب برادرانی مثل ب.ز میرود و به مردم چیزی نمیرسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند.
این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آنها نیست، که نفت ونزوئلا میتواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند!
چه میشود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما میکند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایهگذاری شده برمیگردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوشخوشانمان شود، نمیشود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
محمدحسین روانبخش
اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیسجمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خندهدار و تعجببرانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا...
شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفتشان را با تخفیفی میفروشند و به جای پولش جنس چینی میگیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفتشان سالهاست که دست به دست میچرخد و به آنها نمیرسد، یک قسمت نفتی هم که فروختهاند در جیب برادرانی مثل ب.ز میرود و به مردم چیزی نمیرسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند.
این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آنها نیست، که نفت ونزوئلا میتواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند!
چه میشود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما میکند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایهگذاری شده برمیگردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوشخوشانمان شود، نمیشود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat