جزایر ایرانی. قربانی تجارت عربی
چین بار دیگر دیگر با حمایت از ادعای امارات، از مذاکره در باره جزایر ایرانی استقبال کرد.
تکرار موضعگیری چین درباره جزایر سهگانه ایرانی، بیش از آنکه یک لغزش دیپلماتیک باشد، بازتابدهنده واقعیت عریان «رئالیسم سیاسی»در پکن است. چین به عنوان یک قدرت عملگرا، منافع ملی خود را بر مبنای «اقتصاد» تعریف میکند، نه «ایدئولوژی». حجم تجارت عظیم چین با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در مقایسه با ایران، پکن را به این محاسبه رسانده که هزینه سیاسی عبور از خطوط قرمز تهران، کمتر از منافع اقتصادی همراهی با اعراب است.
این رویکرد نشان میدهد که تصور «اتحاد استراتژیک» بدون پشتوانه قدرت اقتصادی و تنوع در گزینههای دیپلماتیک، توهمی بیش نیست. چین دریافته است که ایران به دلیل تحریمها و انزوا، فاقد اهرم فشار مؤثر یا جایگزین استراتژیک است؛ از اینرو با اطمینان خاطر، کارت ایران را در بازی با اعراب هزینه میکند. این رخداد هشداری جدی برای سیاست خارجی ایران است:
امنیت ملی و تمامیت سرزمینی تنها زمانی تضمین میشود که با ایجاد «توازن» در روابط شرق و غرب، هزینه نادیده گرفتن منافع ایران برای شرکای خارجی بالا رود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
چین بار دیگر دیگر با حمایت از ادعای امارات، از مذاکره در باره جزایر ایرانی استقبال کرد.
تکرار موضعگیری چین درباره جزایر سهگانه ایرانی، بیش از آنکه یک لغزش دیپلماتیک باشد، بازتابدهنده واقعیت عریان «رئالیسم سیاسی»در پکن است. چین به عنوان یک قدرت عملگرا، منافع ملی خود را بر مبنای «اقتصاد» تعریف میکند، نه «ایدئولوژی». حجم تجارت عظیم چین با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در مقایسه با ایران، پکن را به این محاسبه رسانده که هزینه سیاسی عبور از خطوط قرمز تهران، کمتر از منافع اقتصادی همراهی با اعراب است.
این رویکرد نشان میدهد که تصور «اتحاد استراتژیک» بدون پشتوانه قدرت اقتصادی و تنوع در گزینههای دیپلماتیک، توهمی بیش نیست. چین دریافته است که ایران به دلیل تحریمها و انزوا، فاقد اهرم فشار مؤثر یا جایگزین استراتژیک است؛ از اینرو با اطمینان خاطر، کارت ایران را در بازی با اعراب هزینه میکند. این رخداد هشداری جدی برای سیاست خارجی ایران است:
امنیت ملی و تمامیت سرزمینی تنها زمانی تضمین میشود که با ایجاد «توازن» در روابط شرق و غرب، هزینه نادیده گرفتن منافع ایران برای شرکای خارجی بالا رود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کوچک تر از تهران، ثروتمند تر از اروپا
داستان شگفتانگیز سنگاپور، جزیرهای کوچک که از فقر و آشوب به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد! در این ویدیو، سفری به قلب معجزه آسیایی داریم؛ از باتلاقهای قرن نوزدهم تا آسمانخراشهای مدرن. چگونه لی کوان یو با چشماندازی بلندمدت، سیاستهای هوشمندانه و عزمی آهنین، سنگاپور را به مرکز تجارت، فناوری و مالی جهانی بدل کرد؟ از بندر آزاد سر توماس رافلز تا ریشهکنی فساد و ساخت شهرهایی بدون خودرو، این ویدیو رازهای موفقیت سنگاپور را فاش میکند
با ما همراه شوید تا داستان امید، جاهطلبی و پیروزی این جزیره کوچک را کشف کنید!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
داستان شگفتانگیز سنگاپور، جزیرهای کوچک که از فقر و آشوب به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد! در این ویدیو، سفری به قلب معجزه آسیایی داریم؛ از باتلاقهای قرن نوزدهم تا آسمانخراشهای مدرن. چگونه لی کوان یو با چشماندازی بلندمدت، سیاستهای هوشمندانه و عزمی آهنین، سنگاپور را به مرکز تجارت، فناوری و مالی جهانی بدل کرد؟ از بندر آزاد سر توماس رافلز تا ریشهکنی فساد و ساخت شهرهایی بدون خودرو، این ویدیو رازهای موفقیت سنگاپور را فاش میکند
با ما همراه شوید تا داستان امید، جاهطلبی و پیروزی این جزیره کوچک را کشف کنید!
جمع مدیران نامدار ایران
📌@excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
تفاوت مدیران در #ایران_و_اروپا
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت
مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود
خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع
میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت
دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است
سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد
مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع
کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم
مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی
یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی
هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید
چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید
و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد
بودن کفایت میکند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت
مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود
خود مدیر بودن نشانه موفقیت است
اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود
اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع
میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است
اروپا: برای یک پست مدیریت
دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود
اروپا: یک کارمند ساده ممکن است
سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده
اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد
اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند
اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد
مورد نظر تلفن میکنند
اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع
کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم
مدیریت یا برکناریشان را میگیرند
اروپا: همه میدانند درآمد قانونی
یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی
هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد
اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید
چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد
اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید
و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد
بودن کفایت میکند.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
۳۷۰۰ میلیارد تومان برای یک مرکز ۸۰ نفره؛
در حالی که بخش بزرگی از نظام آموزش عالی و پژوهش کشور با کمبود شدید منابع، توقف پروژهها و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، در لایحه بودجه، رقم قابلتأمل ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در نظر گرفته شده؛ مرکزی که بنا بر اطلاعات موجود، حدود ۸۰ نیروی فنی دارد.
این تخصیص، بهدلیل نسبت بودجه به مقیاس فعالیت، به یکی از بحثبرانگیزترین ردیفهای بودجهای تبدیل شده است.
ابهام اول: تناسب بودجه با مأموریت و نیروی انسانی
با یک محاسبه ساده، سرانه بودجه این مرکز به رقمی میرسد که با بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگاههای بزرگ کشور قابل مقایسه نیست و حتی از آنها فراتر میرود. این در حالی است که مراکز علمی معتبر با هزاران دانشجو و پژوهشگر، با بودجههایی بهمراتب کمتر اداره میشوند. پرسش اصلی این است: چه مأموریت یا پروژهای چنین سطحی از منابع عمومی را توجیه میکند؟
ابهام دوم: خروجیها و ارزیابی عملکرد
مطابق قواعد پژوهش و فناوری، تخصیص بودجه کلان مستلزم خروجیهای قابل سنجش است؛ از جمله محصولات نرمافزاری مشخص، گزارشهای عمومی عملکرد، انتشار علمی قابل ارزیابی و داوری مستقل. با این حال، تاکنون گزارش شفافی از نسبت این بودجه با خروجیهای واقعی مرکز بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ خلأیی که خود به ابهامات دامن میزند.
ابهام سوم: ساختار تصمیمگیری و شائبه تعارض منافع
حساسیت موضوع زمانی افزایش مییابد که ترکیب هیأت امنای مرکز شامل چهرههایی با نفوذ سیاسی و حاکمیتی است. این وضعیت، دستکم از منظر حکمرانی مطلوب، شائبه تخصیص غیررقابتی و تعارض منافع را ایجاد میکند؛ شائبهای که تنها با شفافسازی کامل فرآیند تخصیص بودجه، گزارشهای حسابرسی و ارزیابی مستقل قابل رفع است.
بُعد حقوقی ماجرا
بر اساس اصول ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی، تمامی پرداختها از بیتالمال باید با شفافیت کامل و تحت نظارت نهادهای مسئول انجام شود. در شرایطی که اولویتهای فوری کشور در حوزههای آموزش، سلامت، فناوری و اشتغال با کمبود منابع روبهرو هستند، این تخصیص میتواند مصداق سوءتخصیص منابع عمومی و نقض عدالت بودجهای تلقی شود؛ موضوعی که مستقیماً در حوزه حقوق عامه قرار میگیرد.
و اما مطالبه افکار عمومی ...
این نگاه نه مخالفت با پژوهش است و نه تقابل با دین. مسئله، پاسخگویی درباره بیتالمال است.
افکار عمومی انتظار دارد:
جزئیات دقیق محل هزینهکرد ۳۷۰۰ میلیارد تومان منتشر شود
گزارش حسابرسی و ارزیابی عملکرد بهصورت عمومی ارائه گردد.
معیارهای تخصیص این بودجه با سایر مراکز علمی مقایسه و توضیح داده شود.
در موضوع منابع عمومی، عنوانهای پرطمطراق جایگزین شفافیت نمیشوند.
اکنون توپ در زمین نهادهای مسئول است؛ زیرا در پرونده بیتالمال، ابهام یعنی تضییع حق مردم، و سکوت پاسخ محسوب نمیشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
در حالی که بخش بزرگی از نظام آموزش عالی و پژوهش کشور با کمبود شدید منابع، توقف پروژهها و مهاجرت نیروی انسانی مواجه است، در لایحه بودجه، رقم قابلتأمل ۳۷۰۰ میلیارد تومان برای نهادی با عنوان «مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی (نور)» در نظر گرفته شده؛ مرکزی که بنا بر اطلاعات موجود، حدود ۸۰ نیروی فنی دارد.
این تخصیص، بهدلیل نسبت بودجه به مقیاس فعالیت، به یکی از بحثبرانگیزترین ردیفهای بودجهای تبدیل شده است.
ابهام اول: تناسب بودجه با مأموریت و نیروی انسانی
با یک محاسبه ساده، سرانه بودجه این مرکز به رقمی میرسد که با بسیاری از دانشگاهها و پژوهشگاههای بزرگ کشور قابل مقایسه نیست و حتی از آنها فراتر میرود. این در حالی است که مراکز علمی معتبر با هزاران دانشجو و پژوهشگر، با بودجههایی بهمراتب کمتر اداره میشوند. پرسش اصلی این است: چه مأموریت یا پروژهای چنین سطحی از منابع عمومی را توجیه میکند؟
ابهام دوم: خروجیها و ارزیابی عملکرد
مطابق قواعد پژوهش و فناوری، تخصیص بودجه کلان مستلزم خروجیهای قابل سنجش است؛ از جمله محصولات نرمافزاری مشخص، گزارشهای عمومی عملکرد، انتشار علمی قابل ارزیابی و داوری مستقل. با این حال، تاکنون گزارش شفافی از نسبت این بودجه با خروجیهای واقعی مرکز بهصورت عمومی منتشر نشده است؛ خلأیی که خود به ابهامات دامن میزند.
ابهام سوم: ساختار تصمیمگیری و شائبه تعارض منافع
حساسیت موضوع زمانی افزایش مییابد که ترکیب هیأت امنای مرکز شامل چهرههایی با نفوذ سیاسی و حاکمیتی است. این وضعیت، دستکم از منظر حکمرانی مطلوب، شائبه تخصیص غیررقابتی و تعارض منافع را ایجاد میکند؛ شائبهای که تنها با شفافسازی کامل فرآیند تخصیص بودجه، گزارشهای حسابرسی و ارزیابی مستقل قابل رفع است.
بُعد حقوقی ماجرا
بر اساس اصول ۵۳ و ۵۵ قانون اساسی، تمامی پرداختها از بیتالمال باید با شفافیت کامل و تحت نظارت نهادهای مسئول انجام شود. در شرایطی که اولویتهای فوری کشور در حوزههای آموزش، سلامت، فناوری و اشتغال با کمبود منابع روبهرو هستند، این تخصیص میتواند مصداق سوءتخصیص منابع عمومی و نقض عدالت بودجهای تلقی شود؛ موضوعی که مستقیماً در حوزه حقوق عامه قرار میگیرد.
و اما مطالبه افکار عمومی ...
این نگاه نه مخالفت با پژوهش است و نه تقابل با دین. مسئله، پاسخگویی درباره بیتالمال است.
افکار عمومی انتظار دارد:
جزئیات دقیق محل هزینهکرد ۳۷۰۰ میلیارد تومان منتشر شود
گزارش حسابرسی و ارزیابی عملکرد بهصورت عمومی ارائه گردد.
معیارهای تخصیص این بودجه با سایر مراکز علمی مقایسه و توضیح داده شود.
در موضوع منابع عمومی، عنوانهای پرطمطراق جایگزین شفافیت نمیشوند.
اکنون توپ در زمین نهادهای مسئول است؛ زیرا در پرونده بیتالمال، ابهام یعنی تضییع حق مردم، و سکوت پاسخ محسوب نمیشود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
این جرقه اعتصابات و خیزش تهیدستان خواهد بود
حمید_آصفی
✍️ در شمال تهران صفهای طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آنهم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانوادهاش میشود. حالا پورشهسوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین میریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات میدهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است.
برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت.
این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نهتنها عمیق شده، بلکه قانونگذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمانیافته.
✍️ سیاست سهنرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است.
وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب میکند تا بداند میتواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی میکند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفتوآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر میکند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است.
سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است.
✍️ همینجاست که میتوان مارکس را دوباره خواند، آنجا که میگوید «سرمایه، دیوار میسازد و فقر را بیرون میگذارد اما فقر روزی دیوار را پس میزند».
امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشتهای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده.
گرامشی هشدار میداد هنگامی که طبقهی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست میدهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز میشود، جایی که مردم دیگر نه باور میکنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است.
✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر میکارد و رانت برداشت میکند.
ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین میافتد.
آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیهنشینان یعنی وقتی نان گرانتر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمیکند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد.
✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سهنرخی است، فردا آب چهار نرخی میشود، برق امتیازی، هوا طبقهبندی. این کشور نفتخیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است.
حکومت خیال میکند مردم با صفها سازگار میشوند، اما جامعه وقتی به نقطه بیبرگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است.
اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهیدستان دیر نیست، فقط موعدش مانده.
✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، بهعنوان سند شکست یک مدل حکمرانی.
نظامی که روزی فریاد میزد «مستضعفان وارث زمیناند»، اکنون آنان را به ارزانسواری فرستاده و ارث زمین را به پورشهها داده است.
وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر میکند اما برای ثروتمند صف ویژه میکشد، یعنی قیچیای ساخته که خودش طنابش را میبرد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمیماند، فقر تظاهرات نمیکند، انفجار میکند.
✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخیکردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل میشود. مردم نان میخواهند نه نسخه. سفره میخواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفرههای خالی پایدار نمانده است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
حمید_آصفی
✍️ در شمال تهران صفهای طولانی خودروهای میلیاردی برای خرید «بنزین سوپرِ وارداتی ۸۰ هزار تومانی» دیده شد، آنهم در کشوری که کارگر برای پر کردن باک ۵۰ هزار تومانی شرمنده خانوادهاش میشود. حالا پورشهسوار با یک باک ۶۵ لیتری بیش از پنج میلیون و دویست هزار تومان بنزین میریزد و ۲۵۰ هزار تومان هم حق خدمات میدهد، یعنی سوخت دیگر کالای عمومی نیست، نشان اشرافیت است.
برای تهیدست سهمیه است، برای ثروتمند لذت.
این تصویر خلاصه ۴۶ سال حکمرانی است، شکاف نهتنها عمیق شده، بلکه قانونگذاری شده. عدالت تبدیل شده به تبعیض سازمانیافته.
✍️ سیاست سهنرخی نه عقلانیت اقتصادی است، نه مدیریت مصرف، توزیع رسمی تحقیر اجتماعی است.
وقتی دانشجو کرایه اتوبوس را حساب میکند تا بداند میتواند ناهار بخرد یا نه، وقتی معلم مسافرکشی میکند تا اجاره خانه را بدهد، وقتی کارگر برای رفتوآمد میان کار و تحقیر یکی را باید انتخاب کند، اما همان روز کسی با خنده باک ۸۰هزاری پر میکند، این فقط اختلاف طبقاتی نیست، فاصله بهشت و جهنم است.
سوخت برای فقرا اکسیژن حیات است، برای طبقه نوکیسه دود تفریح. این اقتصاد نیست، چرخش خون به سمت اقلیت و خفگی اکثریت است.
✍️ همینجاست که میتوان مارکس را دوباره خواند، آنجا که میگوید «سرمایه، دیوار میسازد و فقر را بیرون میگذارد اما فقر روزی دیوار را پس میزند».
امروز شکاف طبقاتی ایران دقیقا همان انباشت سرمایه در بالا و انباشت خشم در پایین است، قانون نانوشتهای که هیچ حکومت رانتی از آن در امان نمانده.
گرامشی هشدار میداد هنگامی که طبقهی حاکم توانِ رهبری اخلاقی و اقتصادی خود را از دست میدهد، «لحظه بحران هژمونی» آغاز میشود، جایی که مردم دیگر نه باور میکنند و نه تحمل. ایران در آستانه همین نقطه است.
✍️ جمهوری اسلامی ۴۶ سال است فقر میکارد و رانت برداشت میکند.
ستون جامعه، طبقه متوسط، زیر آوار تورم و سقوط ریال شکسته شده و پایین میافتد.
آنچه باقی مانده تضادی است که دیر یا زود سرریز خواهد کرد. خیزش حاشیهنشینان یعنی وقتی نان گرانتر از خشم شود. تاریخ نشان داده هیچ حکومتی با صف نان دوام طولانی نمیکند. وقتی فاصله از رفاه تا گرسنگی به فاصله قیمت بنزین تبدیل شود، خیابان دفتر اقتصاد خواهد شد.
✍️ مسئله تنها بنزین نیست، سفره است، نان است، کرامت انسان است. امروز بنزین سهنرخی است، فردا آب چهار نرخی میشود، برق امتیازی، هوا طبقهبندی. این کشور نفتخیز حالا سوخت را به ابزار گزینش طبقاتی تبدیل کرده است.
حکومت خیال میکند مردم با صفها سازگار میشوند، اما جامعه وقتی به نقطه بیبرگشت رسد، اعتراض نه احتمال بلکه قانون طبیعت است.
اعتصابات کارگران، معلمان، بازنشستگان و خیزش تهیدستان دیر نیست، فقط موعدش مانده.
✍️ این تصاویر باید در قاب موزه ثبت شود، بهعنوان سند شکست یک مدل حکمرانی.
نظامی که روزی فریاد میزد «مستضعفان وارث زمیناند»، اکنون آنان را به ارزانسواری فرستاده و ارث زمین را به پورشهها داده است.
وقتی حکومت فقیر را دعوت به صبر میکند اما برای ثروتمند صف ویژه میکشد، یعنی قیچیای ساخته که خودش طنابش را میبرد. فشار اقتصادی همیشه خاموش نمیماند، فقر تظاهرات نمیکند، انفجار میکند.
✍️ اگر حکومت راهی جز فشار، تحقیر و چندنرخیکردن زندگی نشناسد، در آینده نزدیک به خیابان منتقل میشود. مردم نان میخواهند نه نسخه. سفره میخواهند نه شعار. و هیچ قدرتی در جهان مقابل سفرههای خالی پایدار نمانده است.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
چرا خائنین به بیتالمال فکر می کنند زرنگند؟
🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت میکند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام میدهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار میکند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس.
🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیرهکننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانهای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام میداده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم با احتکار،چای را گران کرده بود.
🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامهای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد شده بود و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداختهاند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی میگویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت میشود.خائنین به بیتالمال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
🔸همه آه و ناله می کنیم که دخل و خرج خانواده جور در نمی آید.یکی از دوستان کار پخش مواد غذائی انجام می دهد.ساعت پنج صبح بیدار می شود و به سمت شرکت حرکت میکند.خلاصه تا ساعت دو بعد از ظهر کار توزیع چهل فاکتور را انجام میدهد. تا به منزل برسد ساعت چهار است نهار خورده یا نخورده به شیفت دوم کاری که نگهبانی پارک است مشغول می شود.نه حال و حوصله خود را دارد و نه حال و حوصله بگو و بخند با زن و بچه را.آخر شب شام خورده و نخورده خوابش می برد و این زندگی تأسف بار ادامه دارد.همیشه از خود و دیگر دوستان می پرسد چرا هشتش گرو نه است با اینکه دو شیفت کار میکند؟به راستی چرا همه ما اینگونه هستیم؟ جوابش آسان است دزدی توسط چنبره زدگان بر بیت المال،با نام محترمانه اختلاس.
🔹اگر مصداقی سخن بگوئیم تنها دو فقره فساد برای کشور طی چند سال گذشته حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان آب خورده است.مورد اول فساد خیرهکننده مالک برند چای دبش است. فقط همین یک واردکننده ۳ میلیارد و ۳۷۰ میلیون دلار ارز یارانهای نیما گرفت تا در سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ چای وارد کند.چقدر پول برای واردات چای لازم است؟! سالانه حدود ۲۴۰ میلیون دلار.در واقع این وارد کننده معادل ۱۴ سال واردات چای،دلار ارزان گرفته است.میانگین قیمت تمام شده هر کیلوگرم چای خارجی بنا به اعلام سندیکای کارخانه های چای شمال کشور به شرق، حدود ۳/۵ دلار است و چای دبش هر کیلوگرم چای را پای مردم بالای ۲۰ دلار حساب کرده است.
🔸این وارد کننده بنا به گزارش سندیکای کارخانه های چای شمال کشور، ۵۰ درصد واردات چای کشور را به تنهائی انجام میداده است و بنا به اعلام اتحادیه بنکداران مواد غذائی «واردات انحصاری توسط یک فرد خاص»در مقاطعی باعث شده بود که عرضه چای به بازار کم شود و قیمت چای خارجی ۱/۲ برابر شود.حالا ۱۴۰۰ چقدر چای وارد شده بود؟ حدود ۱۱۰ هزار تن که دو برابر نیاز کشور بوده است. در واقع هم چای به صورت بی رویه وارد شده بود هم وارد کننده دلار ارزان گرفته بود اما نتیجه اینکه قیمت چای را ۶ برابر قیمت جهانی پای مصرف کننده حساب کرده بود و از آن طرف هم با احتکار،چای را گران کرده بود.
🔹 غیر از احتکار به کشاورز چایکار هم با واردات بی رویه خسارت هنگفت رسید. ماجرای موسسه مالی و اعتباری نور را شنیدید که بنا به گزارش روزنامه فرهیختگان وکیل مؤسسه نور گفته است که بانک مرکزی در ۲۸ تیر ۱۴۰۰ در نامهای اعلام کرده بود که بر اثر اقدامات زیان بار این مؤسسه در سال های ۹۷ و ۹۸ تورمی معادل ۸/۲ درصد ایجاد شده بود و در واقع هزینه آن را عموم مردم ایران پرداختهاند و حالا این مؤسسه با ۴۰ هزار میلیارد تومان بدهی به بانک به شدت زیان ده ملی تحمیل شده است و کارشناسان بانکی میگویند احتمالاً این زیان هم در نهایت با تورم از جیب مردم پرداخت میشود.خائنین به بیتالمال نه تنها زرنگ نیستند بلکه ننگ خیانت،تا نسل ها بر پیشانی آنان حک می شود.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
دقایق پایانی یک بازی فرسایشی
یدالله کریمی پور
به نظر میرسد بازی حکومت با رقبایش (خارجی- داخلی) به دقایق ۷۵ تا ۸۰ رسیده است؛ جایی که فرسودگی بر استراتژی غلبه میکند.چرا؟
۱. ابتکار عمل جای خود را به واکنشهای انفعالی داده است.
۲. بازی دفاعی و مبتنی بر «خرید زمان» شده است.
۳. سرمایه اجتماعی به عنوان سوخت اصلی تیم، رو به پایان است.
۴. تماشاگران دیگر تشویق نمیکنند؛ بخشی ناامید و بخشی منتظر سوت پایاناند.
۵. تیم گل خورده، ولی هنوز به بازی ادامه می دهد.
۶. نظام بینالملل هنوز سوت پایان را نزده، ولی ورود به «وقتهای تلفشده» قطعی است.
۷. احتمال دریافت گلهای بیشتر یا تساویِ حداقلی وجود دارد، ولی توانِ یک «بازگشت پرقدرت» و پیروزی بزرگ دیگر در حافظه این تیم نیست.
سرنوشت ایران دیگر در آغاز نیمه دوم رقم نمیخورد؛ همه چیز به اتفاقات غیرقابلپیشبینی در دقایق پایانی و وقتهای اضافه گره خورده است.
ایا در این دقایق آخر، احتمال تعویض طلایی یا تغییر تاکتیک ناگهانی هست؟ یا نیمکت ذخیره ها خالی مانده است؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
یدالله کریمی پور
به نظر میرسد بازی حکومت با رقبایش (خارجی- داخلی) به دقایق ۷۵ تا ۸۰ رسیده است؛ جایی که فرسودگی بر استراتژی غلبه میکند.چرا؟
۱. ابتکار عمل جای خود را به واکنشهای انفعالی داده است.
۲. بازی دفاعی و مبتنی بر «خرید زمان» شده است.
۳. سرمایه اجتماعی به عنوان سوخت اصلی تیم، رو به پایان است.
۴. تماشاگران دیگر تشویق نمیکنند؛ بخشی ناامید و بخشی منتظر سوت پایاناند.
۵. تیم گل خورده، ولی هنوز به بازی ادامه می دهد.
۶. نظام بینالملل هنوز سوت پایان را نزده، ولی ورود به «وقتهای تلفشده» قطعی است.
۷. احتمال دریافت گلهای بیشتر یا تساویِ حداقلی وجود دارد، ولی توانِ یک «بازگشت پرقدرت» و پیروزی بزرگ دیگر در حافظه این تیم نیست.
سرنوشت ایران دیگر در آغاز نیمه دوم رقم نمیخورد؛ همه چیز به اتفاقات غیرقابلپیشبینی در دقایق پایانی و وقتهای اضافه گره خورده است.
ایا در این دقایق آخر، احتمال تعویض طلایی یا تغییر تاکتیک ناگهانی هست؟ یا نیمکت ذخیره ها خالی مانده است؟
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
نان و نان خانوادگی
"مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت، مرد گفت: نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟ دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛ از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحادمردم نان است."
به وضعیت از هم گسیخته و فروپاشی اجتماعی نزدیک شده ایم، سیاست ها و مدیریت های سالیان پس از انقلاب و تأکید و اصرار بر نگاه ایدئولوژیک و تحمیل در سبک خاصی از زندگی که به پنداشت برخی محافل خاص و خاصه دیدگاه طایفه متوهم پایداری و دیدگاه های شیخ اعظم آنان و نیز سیاست خارجی تنشزا که در تصور مدیریت جهانی بوده اند کار را به جایی رسانده که اکنون بسیاری از مردم معطل یک لقمه نان حلال اند.
انگار دیگر کسی به نام خود و شجره و شهرت و نام خانودگی اش کاری ندارد، هرکه نان دارد، نام دارد، لذا همه بدنبال نان می دوند، راه رسیدن به نان هم به این سادگی ها نیست؛ یا باید دیگران را بفروشی و یا خود را بفروشی؛ کار از فروش طلا و جواهر و برداشت از حساب شخصی و اندوخته های مادی گذشته، گویی فروش کلیه و اندام بدن هم دیگر کفاف نمی دهد...عِرض و آبرو و اندوخته های معنوی و نام را در معرض فروش می گذارند تا نانی به کف آرند.
ازدیاد فساد و فحشا و خودکشی و خودفروشی، طلاق و بیکاری، دزدی و اختلاس و ..... از نداشتن نان است، از فقر و فقر مطلق است، ملتی که زیر بار فقر کمرش خم شده است، پریشان از غم نان است؛ تاریخ و فرهنگ و هویت خود را مسکوت می گذارد، رفتار اجتماعی اش عوض می شود، در اندیشه حقوق فردی هم نیست؛ چه برسد به هسته ای!!! نان می خواهد.
اول باید از این فقر عبور کرد، نانی باشد تا شکم های خالی پر شود تا بعد تن های عریان پوشانده شود، تا بعد هسته ای حق مسلم شود؛ فعلاً نان حق مسلم ماست!!!
خطاهای مکرر تصمیم گیران اصلی و پشت پرده در پدید آمدن این وضعیت محرز است؛ ربطی به دولت ها هم ندارد، هر رئیس جمهوری آمده است وضع همین بوده و بدتر از دیروز شده است، پرداختن به دولت ها و چه کسی رئیس جمهور است و از او مطالبه کردن همه آنچه که باید نیست، اساس از جایی دیگر و سیاست های دیگری است، ورشکستگی در بخش هایی از نهادهای اقتصادی و بانک ها و بی ارزش شدن پول ملی را می بایست در نوعی از نگاه و سیاست گذاری جستجو کرد که دولت ها را از اثر انداخته و برای دولت های مستقر تعیین تکلیف می کند، به رای مردم و اکثریت هم بی توجه است، بی دولتی از همین جا ناشی می شود؛ در کدامین دوره از دولت های گذشته تا اکنون، دولت به معنای واقعی وجود داشته، در همه دوره ها با بی دولتی روبرو بوده ایم، نظام حکومت داری و حکمرانی مشکل آفرین است و باید تغییر در رویکرد حکمرانی ایجاد شود، به اهمیت رای مردم و رای اکثریت دقت گردد و دولت اثرگذار و برنامه محور و توسعه گرا تعریف شود.
نان نداشتن یعنی همان فقر از نوع حکمرانی ایدئولوژیک است، با دهه های مذهبی و سوراخ کردن تاریخ و هر روز را به نامی مذهبی تزیین دادن، نانی حاصل نمی شود، مداح پرورش می دهد و چاپلوس، گدا پرورش می دهد و نان را از سفره مردم به یغما می برد، نان که نباشد، خدا هم ابزار می شود، نام و نام خانوادگی هم به فراموشی سپرده می شود.....اول نان و نان خانوادگی ....... که نان اسم اعظم خداوند است.
سائلی پرسید از آن شوریده حال/
گفت اگر نام مهین ذوالجلال/
میشناسی بازگوی ای مرد نیک/
گفت نان است این بنتوان گفت لیک/
مرد گفتش احمقی و بیقرار/
کِی بوَد نام مهین نان، شرم دار/
گفت در قحط نشابور ای عجب/
میگذشتم گرسنه چل روز و شب/
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز/
نه دری بر هیچ مسجد بود باز/
من بدانستم که نان نام مهینست/
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست/
از پی نان نیستت چون سگ قرار/
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار/
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست/
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
"مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دانی؟ دیوانه گفت: نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت، مرد گفت: نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟ دیوانه گفت: در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛ از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه ی اتحادمردم نان است."
به وضعیت از هم گسیخته و فروپاشی اجتماعی نزدیک شده ایم، سیاست ها و مدیریت های سالیان پس از انقلاب و تأکید و اصرار بر نگاه ایدئولوژیک و تحمیل در سبک خاصی از زندگی که به پنداشت برخی محافل خاص و خاصه دیدگاه طایفه متوهم پایداری و دیدگاه های شیخ اعظم آنان و نیز سیاست خارجی تنشزا که در تصور مدیریت جهانی بوده اند کار را به جایی رسانده که اکنون بسیاری از مردم معطل یک لقمه نان حلال اند.
انگار دیگر کسی به نام خود و شجره و شهرت و نام خانودگی اش کاری ندارد، هرکه نان دارد، نام دارد، لذا همه بدنبال نان می دوند، راه رسیدن به نان هم به این سادگی ها نیست؛ یا باید دیگران را بفروشی و یا خود را بفروشی؛ کار از فروش طلا و جواهر و برداشت از حساب شخصی و اندوخته های مادی گذشته، گویی فروش کلیه و اندام بدن هم دیگر کفاف نمی دهد...عِرض و آبرو و اندوخته های معنوی و نام را در معرض فروش می گذارند تا نانی به کف آرند.
ازدیاد فساد و فحشا و خودکشی و خودفروشی، طلاق و بیکاری، دزدی و اختلاس و ..... از نداشتن نان است، از فقر و فقر مطلق است، ملتی که زیر بار فقر کمرش خم شده است، پریشان از غم نان است؛ تاریخ و فرهنگ و هویت خود را مسکوت می گذارد، رفتار اجتماعی اش عوض می شود، در اندیشه حقوق فردی هم نیست؛ چه برسد به هسته ای!!! نان می خواهد.
اول باید از این فقر عبور کرد، نانی باشد تا شکم های خالی پر شود تا بعد تن های عریان پوشانده شود، تا بعد هسته ای حق مسلم شود؛ فعلاً نان حق مسلم ماست!!!
خطاهای مکرر تصمیم گیران اصلی و پشت پرده در پدید آمدن این وضعیت محرز است؛ ربطی به دولت ها هم ندارد، هر رئیس جمهوری آمده است وضع همین بوده و بدتر از دیروز شده است، پرداختن به دولت ها و چه کسی رئیس جمهور است و از او مطالبه کردن همه آنچه که باید نیست، اساس از جایی دیگر و سیاست های دیگری است، ورشکستگی در بخش هایی از نهادهای اقتصادی و بانک ها و بی ارزش شدن پول ملی را می بایست در نوعی از نگاه و سیاست گذاری جستجو کرد که دولت ها را از اثر انداخته و برای دولت های مستقر تعیین تکلیف می کند، به رای مردم و اکثریت هم بی توجه است، بی دولتی از همین جا ناشی می شود؛ در کدامین دوره از دولت های گذشته تا اکنون، دولت به معنای واقعی وجود داشته، در همه دوره ها با بی دولتی روبرو بوده ایم، نظام حکومت داری و حکمرانی مشکل آفرین است و باید تغییر در رویکرد حکمرانی ایجاد شود، به اهمیت رای مردم و رای اکثریت دقت گردد و دولت اثرگذار و برنامه محور و توسعه گرا تعریف شود.
نان نداشتن یعنی همان فقر از نوع حکمرانی ایدئولوژیک است، با دهه های مذهبی و سوراخ کردن تاریخ و هر روز را به نامی مذهبی تزیین دادن، نانی حاصل نمی شود، مداح پرورش می دهد و چاپلوس، گدا پرورش می دهد و نان را از سفره مردم به یغما می برد، نان که نباشد، خدا هم ابزار می شود، نام و نام خانوادگی هم به فراموشی سپرده می شود.....اول نان و نان خانوادگی ....... که نان اسم اعظم خداوند است.
سائلی پرسید از آن شوریده حال/
گفت اگر نام مهین ذوالجلال/
میشناسی بازگوی ای مرد نیک/
گفت نان است این بنتوان گفت لیک/
مرد گفتش احمقی و بیقرار/
کِی بوَد نام مهین نان، شرم دار/
گفت در قحط نشابور ای عجب/
میگذشتم گرسنه چل روز و شب/
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز/
نه دری بر هیچ مسجد بود باز/
من بدانستم که نان نام مهینست/
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست/
از پی نان نیستت چون سگ قرار/
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار/
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست/
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
پشت پرده جنگ ونزوئلا: معامله بزرگ ژئوپلیتیک
یدالله کریمی پور
در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقهای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویتبندی منافع ملی تعریف میشود.
برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بیطرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی میبیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف میکند.
آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار میکند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پروندههای دیگر امتیازاتی واگذار کند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است.
روسیه از حمایتهای لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست میکشد. این عقبنشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپاییاش فدا میکند.
دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن میشود:
۱. پوتین نمیتواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا میتواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند.
۲. ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معاملهای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد.
۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقبنشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریمها بر سر اوکراین را تشدید نکند.
لب کلام
احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر میرسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالشهای جدید خودداری کنند تا هزینههای مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
یدالله کریمی پور
در تحلیل ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶، فرضیه معامله بین واشینگتن و مسکو بر پایه یک «تبادل منطقهای» استوار است. این معامله نه بر اساس دوستی، بلکه بر پایه اولویتبندی منافع ملی تعریف میشود.
برای روسیه، کنترل بر اوکراین یا دسنکم بیطرف کردن آن، ضرورت امنیتی-حیاتی، برای حفظ عمق استراتژیک در برابر ناتو است. در برابر، دولت ترامپ تداوم جنگ را یک فرسایش مالی میبیند که تمرکز آمریکا را از رقابت اصلی (چین) منحرف میکند.
آمریکا با پذیرش غیررسمی حاکمیت روسیه بر مناطق خاوری اوکراین و توقف پشتیبانی تسلیحاتی کلان، مسیر پایان جنگ را هموار میکند. پوتین در ازای این «سکوت» آمریکا، باید در پروندههای دیگر امتیازاتی واگذار کند.
ونزوئلا برای آمریکا اهمیت «ژئواکونومیک» دارد. نفوذ روسیه و چین در کاراکاس، دکترین سنتی امنیت آمریکا در نیمکره غربی را به چالش کشیده است.
روسیه از حمایتهای لجستیکی، اطلاعاتی و مالی که ضامن بقای دولت مادورو است، دست میکشد. این عقبنشینی به معنای سقوط ناگهانی نیست، بلکه به معنای باز گذاشتن دست آمریکا برای اعمال فشار نهایی جهت تغییر ساختار قدرت در کاراکاس است. روسیه با این اقدام، یکی از ابزارهای فشار خود بر واشینگتن را در ازای تثبیت مرزهای اروپاییاش فدا میکند.
دستیابی به این توافق با سه چالش ساختاری روبروست که مانع از اجرای کامل آن میشود:
۱. پوتین نمیتواند ونزوئلا را به طور کامل واگذار کند، زیرا بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی این کشور در اختیار چین است. ضربه به منافع چین در ونزوئلا میتواند رابطه استراتژیک مسکو-پکن را تخریب کند.
۲. ساختار قدرت در آمریکا (کنگره و نهادهای اطلاعاتی) با هرگونه معاملهای که منجر به پیروزی قطعی روسیه در اوکراین شود، مخالفت جدی خواهند کرد.
۳.هیچ تضمین حقوقی وجود ندارد که پس از عقبنشینی روسیه از ونزوئلا، آمریکا دوباره تحریمها بر سر اوکراین را تشدید نکند.
لب کلام
احتمال وقوع یک معامله صریح و مکتوب ضعیف است. آنچه محتمل به نظر میرسد، یک «تفاهم ضمنی بر سر عدم مداخله» است؛ به این معنا که طرفین در مناطق حیاتی یکدیگر (اوکراین برای روسیه و ونزوئلا برای آمریکا) از ایجاد چالشهای جدید خودداری کنند تا هزینههای مدیریتی خود را کاهش دهند. توافقی موقت.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
Forwarded from مجمع فعالان اقتصادی
✅ نیکٌلای کوچک!
✍️ حامد پاک طینت
نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد.
او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد
پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت.
موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست.
چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند.
سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود
۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید.
جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود
تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی و بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد
نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود.
نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
✍️ حامد پاک طینت
نیکٌلای کوچک در خانواده کارگری به دنیا آمد. پدرش رهبر اتحادیه کارگری و فعال چپ بود. نیکلا در مدرسه ای در محله پایین شهر، رئیس انجمن دانش آموزی شد، هرچند هرگز موفق به اتمام دوره دبیرستان نشد.
او در ۲۴ سالگی به همراه دیگر فعالان چپ گرا به هاوانا رفت تا بصورت مخفی در مدرسه "ملا" که یک مرکز اموزشی ایدوئولوژیک و سیاسی تحت نظر اتحادیه جوانان کمونیست کوبا بود و برای تربیت کادر و رهبران و فعالان سیاسی طراحی شده بود تعلیم ببیند. در این دوره یک ساله با نگرش لنین، مارکس، سوسیالیسم، کمونیسم ، نگرشهای ضد آمریکایی و آشنایی با انقلابها و مبارزات ضدامپریالیستی آشنا شد و تحت نظر عضو ارشد حزب کمونیست کوبا و نزدیک به فیدل کاسترو تربیت شد و او را به یکی از نزدیکترین افراد رژیم کاسترو و برادرانش تبدیل کرد
پس از دوره که به وطن برگشت شغل رانندگی اتوبوس را انتخاب کرد و خیلی سریع با توجه به ویژگیهای شخصیتی رئیس اتحادیه رانندگان اتوبوس شد و یکی از فعالان اصلی کمپین آزادی سرهنگ چاوز در دوره کودتای او شد تا جایی که دو سال بعد بعنوان نماینده مجلس و شش سال بعد رئیس مجلس و یار غار چاوز شد و نقش کلیدی در تصویب قوانین سوسیالیتی و نیمه کمونیستی کشور ایفا کرد و با ارتباطات بسیار نزدیکی که با چاوز داشت ابتدا بعنوان وزیر خارجه و سپس معاون او انتخاب و با درگذشت چاوز سکان رهبری ونزوئلا را بدست گرفت.
موضع گیریهای ضد آمریکایی و ضد سرمایه داری او که نشات گرفته از تعلیمات ایدئولوژیک فیدل کاسترویی او و ادامه موضوع گیریهای چاوز بود، کشور را در فشار تحریمهای غرب و انزوا فرو برد و مملکتی که بزرگترین ثروت و ذخایر نفت دنیا را داشت به خاک سیاه نشست.
چاههای نفتی که در دوره چاوز بر سر سفره حلقه وفاداران بود خشک شد و نیکلا چاره ای نداشت که برای حفظ یاران و وفاداران و هم فکرانش جای نفت، اسکناس را انتخاب کند.
سبک حکمرانی اقتصادی او بر همین مبنا تولید ناخالص ملی را از ۴۶۰ میلیارد دلار به ۱۰۰ میلیارد دلار یعنی ۷۵% سقوط کشاند و تورمهای دو رقمی تبدیل به سه رقمی و در سال ۲۰۱۸ به ۶۳.۰۰۰ درصد رسید. دستمزد ماهانه به حدود ۱ دلار رسید در حالیکه یارانه های دولتی معادل ۱۲۰ دلار برای مردم ناکافی و غیر قابل دوام بود
۸ میلیون از ۳۰ میلیون نفر جمعیت کشور از این جهنم فرار و مهاجرت کردند و ۸۰% باقیمانده در فقر مطلق سوختند تا جایی که خرید و فروش غذاهای فاسد در بازارها ترویج پیدا کرد. نیکلا حتی بر مبنای اصول ایدئولوژیکش جلوی کمکهای بین المللی برای مردم را گرفت و آنرا سیاهنمایی دشمن نامید.
جای آن ارز ترجیحی را رواج و کنترل قیمت و بازار سیاه ارز را دستور کار قرار داد. دستور توزیع غذای یارانه ای بین مردم صادر کرد که منجر به ایجاد یک شبکه فساد بین یارانش شد و تنها ۱۴% از آن بدست مردم رسید. در زمان او ۱۱ میلیارد دلار از دلارهای شرکتهای نفتی ناپدید و ۲۳ میلیارد دلار به حساب همفکران سوسیالیستش در بانکهای خارج رفت، واردات شیر خشک با ارز ترجیحی از این سو و قاچاق شیر خشک به خارج با دلار آزاد از آنسو تبدیل به کسب و کار اطرافیان شد آنهم در فضایی که ۳۰% از نوزادان تلف می شدند، انتقال پول تبدیل به بیزنس یاران شد و افشای ۴۰ شرکت زیرپوستی و مخفی توسط او در اروپا بخصوص در بلغارستان آبرویی برای او در جهان نگذاشت و در نهایت، تقلب او در انتخابات برای حفظ قدرت در سومین دوره ریاست جمهوری تیر خلاص او در مشروعیت زمامداری بود
تاریخ در مورد نیکلاس مادورو با اعداد و با شواهد قضاوت خواهد کرد. هر چند در تمام دوره زندگی حرفه ای با مشتهای گره کرده و با تفکرات ایدوئولوژیک و ژستهای منحصر به فرد در عین علاقه اش به موزیک راک برای خود اسم و رسم و طرفدارانی پیدا کرد اما تفکر و عملکردش منجر به فروپاشی اقتصادی و انسانی، سرکوب، نقض حقوق بشر، اتهامات جنایی و بعنوان یکی از سیاهترین دوران تاریخی کشور ثروتمند ونزوئلا شد
نسل کودکان و نوجوانان در دوره زمامداری نیکلا عجین با کمبود غذا، دارو، آموزش، امنیت و نسل جوانان و میانسالان در دوره او عجین با مهاجرت، رها کردن تحصیل و شغل بود.
نام او در تاریخ به عنوان مسئول سوزاندن دو نسل از جمیعت ونزوئلا ماندگار خواهد ماند.
به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید
📌@Iran_economy_online
و اینجا در اینستاگرام
📌Paktinat.Hamed
ونزوئلا برای آمریکا، مادر چاوز برای ما!
محمدحسین روانبخش
اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیسجمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خندهدار و تعجببرانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا...
شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفتشان را با تخفیفی میفروشند و به جای پولش جنس چینی میگیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفتشان سالهاست که دست به دست میچرخد و به آنها نمیرسد، یک قسمت نفتی هم که فروختهاند در جیب برادرانی مثل ب.ز میرود و به مردم چیزی نمیرسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند.
این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آنها نیست، که نفت ونزوئلا میتواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند!
چه میشود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما میکند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایهگذاری شده برمیگردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوشخوشانمان شود، نمیشود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
محمدحسین روانبخش
اینکه بهانه حمله آمریکا به ونزوئلا چه بوده خیلی برای کسی مهم نیست. این هم که چطور میشه ظرف چهار پنج ساعت به یک کشور حمله کرد و رئیسجمهورش رو کت بسته گرفت و برد، خندهدار و تعجببرانگیزه اما آن هم چندان مهم نیست! آن چیزی که مهم است این است که دونالد ترامپ خیلی شیک و رسمی اعلام کرده که تا اطلاع ثانوی اختیار ونزوئلا در دست آمریکاست؛ یعنی نفت ونزوئلا شد برای آمریکا...
شاید بگویید خیلی مهم نیست! بعضی کشورها نفتشان را با تخفیفی میفروشند و به جای پولش جنس چینی میگیرند، گاهی هم ۷ میلیارد دلار پول نفتشان سالهاست که دست به دست میچرخد و به آنها نمیرسد، یک قسمت نفتی هم که فروختهاند در جیب برادرانی مثل ب.ز میرود و به مردم چیزی نمیرسد... خوب خیلی فرقی ندارد که نفت را مستقیم آمریکا ببرد یا تکه تکه دیگران ببرند.
این حرف البته درست است اما بهرحال ایران در ونزوئلا کم سرمایه گذاری نکرده، حالا نه فقط خبری از بازگشت آنها نیست، که نفت ونزوئلا میتواند چنان بازار نفت را تغییر دهد که کشور عزیزمان دوبله سوبله زیان کند!
چه میشود کرد؟! حالا که نه نفت ونزوئلا کمکی به ما میکند، نه آنچه در ونزوئلا سرمایهگذاری شده برمیگردد، نه نیکلاس مادورویی هست که هندوانه زیربغلمان بگذارد تا حداقل کمی خوشخوشانمان شود، نمیشود درخواست کنیم لااقل مادر هوگو چاوز را برایمان بفرستند تا یک چیزی گیرمان آمده باشد!
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
سرمایه گذاری ایران در ونزوئلا
۱ _ ساخت ۱۸ بیمارستان
۲_ دو کارخانه مونتاژ ایران خودرو
۳_ یک کارخانه ساخت خودرو سایپا
۴_ ساخت و احداث ۳۹ هزار واحد مسکونی
۶_ ساخت دو کارخانه تولید پهپاد
۷ _ ساخت یک کارخانه تولید موشک
۸_ احداث ۱۸۰۰ کیلومتر اتوبان و جاده
۹_ ساخت دو کارخانه بزرگ تولید ورق و آهنآلات
۱۰_ احداث ۳۰ مجتمع فرهنگی( برای تبلیغ اسلام)
۱۱_ ساخت ۲۰ سایت تولید آب شیرین
۱۲ _ احداث و تجهیز شرکتهای حفاری و استخراج نفت .
منبع یورو نیوز
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
۱ _ ساخت ۱۸ بیمارستان
۲_ دو کارخانه مونتاژ ایران خودرو
۳_ یک کارخانه ساخت خودرو سایپا
۴_ ساخت و احداث ۳۹ هزار واحد مسکونی
۶_ ساخت دو کارخانه تولید پهپاد
۷ _ ساخت یک کارخانه تولید موشک
۸_ احداث ۱۸۰۰ کیلومتر اتوبان و جاده
۹_ ساخت دو کارخانه بزرگ تولید ورق و آهنآلات
۱۰_ احداث ۳۰ مجتمع فرهنگی( برای تبلیغ اسلام)
۱۱_ ساخت ۲۰ سایت تولید آب شیرین
۱۲ _ احداث و تجهیز شرکتهای حفاری و استخراج نفت .
منبع یورو نیوز
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
♦️صنوف خشمگین
✍️حسین عبده تبریزی
سخن از حدود سه میلیون واحد صنفی است که اگر خانوادههایشان را هم در نظر بگیریم، دستکم ده میلیون نفر را در بر میگیرد؛ جمعیتی همسنگ یک طبقهی اجتماعی بزرگ.
فرض رایج این بوده که «بازار» همواره برخوردار، مقاوم و لبالب از ذخایر مالی است؛ گویی همهی مغازهداران، وارث سرمایههای انباشته و شبکههای حمایتیاند. اما واقعیت امروز چیز دیگری است. اکثریت قاطع این واحدها (بهجرأت میتوان گفت بیش از نود درصد) درگیر تأمین حداقلهای زندگیاند. درآمدشان حداکثر اجاره و دستمزدشان را پوشش میدهد.
فرشفروشی در قلب بازار تاریخی تبریز، سه سال پیش در گوشم آرام گفت: «امسال تا الان دو تخته قالیچه فروختهام.» نیمههای سال بود. نه یک استثنا، بلکه نمادی از رکودی فراگیر بود و هست؛ رکودی که نه به یک شهر محدود است و نه به یک صنف خاص.
افزایش بیرویهی واحدهای صنفی (محل درآمد شهرداریها) طی چند دهه، رقابت فرساینده، گسترش زنجیرهایها، هایپرمارکتها، مالها و در نهایت فضای مجازی، حاشیهی سود واحدهای کوچک را عملاً بلعیده است.
مغازهای که زمانی نقطهی اتکای معیشت یک خانواده بود، امروز اغلب به محلی برای انتظار، بدهی و فرسودگی روانی تبدیل شده است.
بسیاری از این فعالان صنفی اکنون درآمدی کمتر از یک کارگر ماهر صنعتی در شرکتی متوسط دارند، بیآنکه از امنیت شغلی، بیمهی واقعی یا افق روشن آینده برخوردار باشند.
در این میان، کاهش درآمدهای نفتی و افت توان دولت در تزریق منابع، فشار را مضاعف کرده است. صنوفی که در دهههای گذشته بهطور غیرمستقیم از رونق عمومی اقتصاد و گردش پول بهرهمند میشدند، امروز در حاشیهای ایستادهاند که نه دیده میشود و نه شنیده. طبیعی است که چنین وضعیتی به نارضایتی منجر شود؛ و تصادفی نیست که در سالهای اخیر، هر جا که «بازار» تلقی شده، نشانههایی از اعتراض و ناآرامی دیدهایم. امروز ۱۶ دی، در تهران تقریباً هر جا نام بازار داشت، صدای معترض از آن شنیده میشد.
نکتهی مهمتر، دگرگونی هویتی این طبقه است. دیگر نمیتوان بازار امروز را با بازار دههی پنجاه شمسی یکی دانست؛ نه از نظر اقتصادی، نه اجتماعی و نه حتی از حیث باورها و پیوندهای سیاسی. این قشر، بیش از آنکه حامل یک سنت ایدئولوژیک باشد، حامل اضطراب معیشت است. وقتی دخلوخرج با هم نمیخواند، خاطرهی تاریخی و وفاداری نمادین جای خود را به مطالبهی زیست روزمره میدهد.
با این همه، در تحلیلهای کلان و تصمیمات سیاستی، این گروه بزرگ اجتماعی اغلب غایب است. نه در طراحی سیاستهای حمایتی جای روشنی دارد، نه در اصلاحات مالیاتی و نه در برنامههای گذار اقتصادی. نمایندههای صنوف نیز با شفافیت کامل انتخاب نشدهاند.
گویی میان «دولت و کارگر» و «دولت و بنگاه حقوقی متوسط و بزرگ»، این لایهی وسیعِ میانی از نظرها محو شده است. غفلت از این واقعیت، صرفاً یک خطای تحلیلی نیست؛ خطری است برای ثبات اجتماعی.
متأسفانه اقتصادی که طبقهی صنفیاش فرسوده و بیپناه شده، هزینهی آن را در خیابان، در اعتماد عمومی و در سرمایهی اجتماعی دارد میپردازد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
✍️حسین عبده تبریزی
سخن از حدود سه میلیون واحد صنفی است که اگر خانوادههایشان را هم در نظر بگیریم، دستکم ده میلیون نفر را در بر میگیرد؛ جمعیتی همسنگ یک طبقهی اجتماعی بزرگ.
فرض رایج این بوده که «بازار» همواره برخوردار، مقاوم و لبالب از ذخایر مالی است؛ گویی همهی مغازهداران، وارث سرمایههای انباشته و شبکههای حمایتیاند. اما واقعیت امروز چیز دیگری است. اکثریت قاطع این واحدها (بهجرأت میتوان گفت بیش از نود درصد) درگیر تأمین حداقلهای زندگیاند. درآمدشان حداکثر اجاره و دستمزدشان را پوشش میدهد.
فرشفروشی در قلب بازار تاریخی تبریز، سه سال پیش در گوشم آرام گفت: «امسال تا الان دو تخته قالیچه فروختهام.» نیمههای سال بود. نه یک استثنا، بلکه نمادی از رکودی فراگیر بود و هست؛ رکودی که نه به یک شهر محدود است و نه به یک صنف خاص.
افزایش بیرویهی واحدهای صنفی (محل درآمد شهرداریها) طی چند دهه، رقابت فرساینده، گسترش زنجیرهایها، هایپرمارکتها، مالها و در نهایت فضای مجازی، حاشیهی سود واحدهای کوچک را عملاً بلعیده است.
مغازهای که زمانی نقطهی اتکای معیشت یک خانواده بود، امروز اغلب به محلی برای انتظار، بدهی و فرسودگی روانی تبدیل شده است.
بسیاری از این فعالان صنفی اکنون درآمدی کمتر از یک کارگر ماهر صنعتی در شرکتی متوسط دارند، بیآنکه از امنیت شغلی، بیمهی واقعی یا افق روشن آینده برخوردار باشند.
در این میان، کاهش درآمدهای نفتی و افت توان دولت در تزریق منابع، فشار را مضاعف کرده است. صنوفی که در دهههای گذشته بهطور غیرمستقیم از رونق عمومی اقتصاد و گردش پول بهرهمند میشدند، امروز در حاشیهای ایستادهاند که نه دیده میشود و نه شنیده. طبیعی است که چنین وضعیتی به نارضایتی منجر شود؛ و تصادفی نیست که در سالهای اخیر، هر جا که «بازار» تلقی شده، نشانههایی از اعتراض و ناآرامی دیدهایم. امروز ۱۶ دی، در تهران تقریباً هر جا نام بازار داشت، صدای معترض از آن شنیده میشد.
نکتهی مهمتر، دگرگونی هویتی این طبقه است. دیگر نمیتوان بازار امروز را با بازار دههی پنجاه شمسی یکی دانست؛ نه از نظر اقتصادی، نه اجتماعی و نه حتی از حیث باورها و پیوندهای سیاسی. این قشر، بیش از آنکه حامل یک سنت ایدئولوژیک باشد، حامل اضطراب معیشت است. وقتی دخلوخرج با هم نمیخواند، خاطرهی تاریخی و وفاداری نمادین جای خود را به مطالبهی زیست روزمره میدهد.
با این همه، در تحلیلهای کلان و تصمیمات سیاستی، این گروه بزرگ اجتماعی اغلب غایب است. نه در طراحی سیاستهای حمایتی جای روشنی دارد، نه در اصلاحات مالیاتی و نه در برنامههای گذار اقتصادی. نمایندههای صنوف نیز با شفافیت کامل انتخاب نشدهاند.
گویی میان «دولت و کارگر» و «دولت و بنگاه حقوقی متوسط و بزرگ»، این لایهی وسیعِ میانی از نظرها محو شده است. غفلت از این واقعیت، صرفاً یک خطای تحلیلی نیست؛ خطری است برای ثبات اجتماعی.
متأسفانه اقتصادی که طبقهی صنفیاش فرسوده و بیپناه شده، هزینهی آن را در خیابان، در اعتماد عمومی و در سرمایهی اجتماعی دارد میپردازد.
با مدیران نامدار ایران همراه شوید
telegram.me/excellentmanagers
و اینجا در اینستاگرام
📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o
Telegram
جمع مدیران نامدار ایران
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat
حامد پاک طینت
@Hamedpaktinat