دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
58.2K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
نگاه اقتصادی-واقع بینانه

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

پویا ناظران، اقتصاددان ایرانی ساکن آمریکا، در کانال خوبش (وقایع اقتصادیه - @Economics_and_Finance) خوب می‌نویسد و با متن‌ها و فایلهای صوتی روشنگر و واقع بینانه، به توسعه عقلانیت خوب کمک می‌کند.

اگر چند فایل صوتی زیر را گوش کنید، به احتمال زیاد با من موافق خواهید شد.

یک. تعادل بین اقتصاد و سلامت

دو. تبعات اقتصادی کرونا چیه؟

سه. اقتصاد کشور در سال 99 به کدوم سمت میره؟

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید)

@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
🔳 سی نکته درباره حداقل دستمزد کارگران

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


توضیح: این متن فقط در پی نشان دادن زوایایی از مسأله حداقل دستمزد کارگران است که در فضای داغ بحث درباره این مسأله، به اندازه کافی به آن‌ها توجه نمی‌شود. من فقط می‌خواهم بحث را در بستر بزرگ‌تری طرح کنم که بدون پرداختن به آن‌، مسأله حداقل دستمزد هیچ‌گاه به سرانجام مناسبی نمی‌رسد و پیچیدگی‌های سیاستی آن در دستور کار سیاست‌گذار قرار نمی‌گیرد. این متنی برای دعوت به فراتر بردن مسأله حداقل دستمزد از چالشی سیاسی و رسانه‌ای، و اندیشیدن به مصائب عمیق‌تر کارگر و کارفرمای ایرانی است.
 

⭕️ طرح مسأله

تعیین حداقل دستمزد کارگران آخر هر سال با مذاکرات بین نمایندگان و مشاوران کارگران، نمایندگان کارفرماها و دولت (به نمایندگی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی) انجام می‌شود. امسال هم مبلغ ۱۸۳۵۰۰۰ تومان تعیین شده است.

نمایندگان کارگران معترض‌اند که در مجلس حداقل حقوق کارکنان دولت ۲۸۰۰۰۰۰ تومان تعیین شده و حداقل دستمزد کارگران کمتر از کارکنان دولت است. به علاوه، ۲۱ درصد افزایش حداقل دستمزد، کمتر از ۳۸ تا ۴۱ درصد تورم است.

کارفرمایان معتقدند حداقل دستمزد تعیین‌شده به علاوه بن کارگری (۴۰۰ هزار تومان برای امسال)، حق اولاد و حق سنوات به علاوه سایر مزایا، عملاً حقوق کارگران را به بیش از ۲۸۰۰۰۰۰ تومان می‌رساند.

دولت هم در این میان حتماً استدلال می‌کند که دستمزد تعیین‌شده به علاوه بن و بقیه پرداختی‌ها، ۵۷/۵ درصد هزینه زندگی یک خانوار ۳/۳ نفری است که از عدد ۵۲/۵ درصد سال گذشته بیشتر است.
 

⭕️ نکات پیش‌فرض

یک. قدرت خرید کارگر ایرانی در دو دهه گذشته به شدت کاهش یافته است و کارگران در ادعای برنیامدن از پس هزینه زندگی کاملاً حق دارند اگرچه روند درآمد سرانه برای کل جامعه نیز نزولی است.

دو. سهم نیروی کار در هزینه تمام‌شده بنگاه‌های کاربر (Labor-intensive) که نیروی انسانی زیاد دارند (بالاخص بخش خدمات) و بنگاه‌های سرمایه‌بر (Capital-intensive) که هزینه نیروی انسانی نسبت به هزینه سرمایه‌گذاری، ماشین‌آلات و مواد اولیه کم است، تفاوت دارد. حداقل دستمزد بر این دو دسته اثرات متفاوتی دارد. بنگاه‌های متکی به کار نیروی انسانی با افزایش حداقل دستمزد، شرایط نامناسب‌تری پیدا می‌کنند ولی فشار بر بنگاه‌های سرمایه‌بر (اغلب دولتی و شبه‌دولتی، خصولتی) کمتر است.

سه. سازماندهی گروه‌های کارگری در ایران به گونه‌ای است که نمایندگان کارگران در مذاکرات، اغلب نماینده دیدگاه گروه دوم یعنی صنایع سرمایه‌بر اغلب دولتی، شبه‌دولتی و خصولتی هستند و منافع این گروه از کارگران بیشتر در مذاکرات طرح می‌شود.
 
چهار. کارفرمای ایرانی تولیدکننده فاقد دسترسی به رانت‌های ارز ۴۲۰۰ تومانی، انحصار واردات، قاچاق و پولشویی، زیر فشار اقتصاد تورمی بی‌ثبات، هدایت منابع بانکی از تولید صنعتی، کشاورزی و بازرگانی داخلی به فعالیت‌های غیرمولد و مخرب اقتصاد، تحریم و عواقب آن نظیر محدودیت ارتباط با جهان، دسترسی اندک به همکاری فناورانه و محدود شدن بازار صادرات، هر سال ضعیف‌تر می‌شود.
 
پنج. تسهیل کسب‌وکار صورت نمی‌گیرد و حلقه‌های متعدد بوروکراسی، هزینه‌های مبادله مختلف نظیر هزینه فساد، تأخیر، بی‌ثباتی قوانین و رویه‌ها و ... را به صنعتگر و صاحب بنگاه غیررانتی تحمیل می‌کنند.

شش. رشد دستمزد از محل رشد بهره‌وری ممکن است اما چند دهه است که از رشد پایدار بهره‌وری بنگاه‌ها خبری نیست و دستورات و قوانین برای تحقق بخشی از رشد اقتصادی از محل افزایش بهره‌وری محقق نمی‌شوند. رشد بهره‌وری ملزوماتی در سیاست داخلی و خارجی، و اصلاح سیاست اقتصادی دارد که بدون آن‌ها، دستور و قانون، گره بر آب زدن است.


⭕️ سؤالات مهم: گریز از تقلیل‌گرایی

هفت. آیا هزینه زندگی کارگر در همه جای ایران با هم برابر است؟ آیا هزینه مسکن، حمل و نقل، آموزش و سایر هزینه‌ها در همه شهرها و مناطق یکسان است؟ آمارها نشان می‌دهد هزینه‌ها بالاخص مسکن که بخش مهم هزینه زندگی اکثریت اقشار اجتماعی را تشکیل می‌دهد، در همه مناطق یکسان نیست. اگر هزینه‌های زندگی در همه مناطق یکسان نیست، چرا باید یک حداقل دستمزد برای کل کشور اعمال شود؟ چرا سیاست‌گذار از منطقه‌ای کردن مذاکرات و مبلغ حداقل دستمزد طفره می‌رود؟ ملزومات منطقه‌ای و محلی کردن مذاکرات حداقل دستمزد چیست؟ آیا دستمزدهای محلی و منطقه‌ای به عدالت نزدیک‌تر است؟

هشت. مسأله حق کارفرمای غیررانتی مولد برای مدیریت منابع انسانی و متعادل‌سازی هزینه نیروی انسانی با شرایط کسب‌وکار چرا بررسی نمی‌شود؟ اگر به فرض در شرایط امروز که صنعت گردشگری و به تبع آن هتلداری دچار رکود بسیار سنگین شده است، کارفرما برای بقا قصد تعدیل نیرو داشته باشد، آیا قوانین موجود چنین امری را ممکن می‌کنند؟
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
ادامه مطلب در لینک ویرگول 👇👇
Forwarded from اتچ بات
‍ مقابله با بدنامی اجتماعی ناشی از کرونا

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

خبرهای 24 فروردین 1399 حاوی این خبر تلخ بود که فرزند پسر یک بیمار مبتلا به کرونا که جان خود را از دست داده است، بر اثر ناراحتی از برخوردهای دیگران و عدم حمایت اجتماعی بعد از مرگ پدرش، خودکشی کرده است. مادر این پسر نیز مرگ همسر و فرزند را تاب نیاورده و خودکشی کرده است.

این نشان می‌دهد ما باید به شدت نسبت به «بدنام» شدن افراد و برچسب و انگ زدن به آن‌ها حساس باشیم.

🎧 گزارشی را یونیسف و سازمان بهداشت جهانی درباره بدنامی ناشی از کرونا و جلوگیری از آن منتشر کرده‌اند. این گزارش را مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی ترجمه و منتشر کرده است. نظر به اهمیت موضوع، تصمیم گرفتم فایل صوتی آن‌را تهیه کنم تا شاید بیشتر شنیده شده و از خسارات ناشی از بدنامی بتوان بیشتر جلوگیری کرد.

🎧 فایل صوتی را می‌تواند در پیوست این یادداشت گوش کنید.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

 @fazeli_mohammad
مردم فقط چند تا سؤال دارند، همين!

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

هر کسي درس سياست عمومي خوانده باشد، مي‌داند غلبه بر هر مسأله‌اي نظير کرونا که نيازمند مشارکت عمومي است، بدون جلب اعتماد مردم ناممکن است. اعتماد مردم براي مشارکت در مبارزه با کرونا هم بايد جلب شود.

عده‌اي معتقدند شکست دادن کرونا با عجله در بازگشايي مراکز  اقتصادي و مدارس سازگار نيست. اقتصادداناني هم استدلال مي‌کنند که عواقب اقتصادي عجله در بازگشايي، و در نتيجه شيوع بيشتر، فشار شديد بر مراکز درماني، و خسارات اقتصادي زندگي در شرايط شيوع، بيشتر از خسارت تعطيلي است.

سياست‌گذار هم ادعا مي‌کند ادامه تعطيلي، فشار اقتصادي وارد مي‌کند به اقشاري که معيشت‌شان از تعطيلي ضربه خورده است. افراد معتقد به تداوم تعطيلي و قرنطينه هم ادعا مي‌کنند براي جلوگيري از خسارت اقشار ضعيف، به‌طور هوشمند به مثلاً پنج دهک پايين جامعه، کمک اقتصادي بدهيد.

براي مثال، پنج دهک جامعه مي‌شود 42 ميليون نفر، و اگر به هر فرد 300 هزار تومان در ماه داده شود، هزينه‌اي معادل 12600 ميليارد تومان در ماه دارد. اين هزينه براي دو ماه مي‌شود 25200 ميليارد تومان.

من از پيچيدگي‌هايي نظير اين‌که اگر اين مبالغ به پنج دهک داده شود، شايد جاي افراد در دهک‌ها اضافه شود؟ از کجا معلوم فقط بايد به پنج دهک پرداخت کرد؟ سيستم شناسايي افراد در دهک‌ها چيست؟ و از کجا معلوم بعد از اين دو ماه ويروس ريشه‌کن شد؟ و اثرات دو ماه تعطيلي بر کل اقتصاد و احياپذير بودن يا نبودن آن و بازه زماني احيا مي‌گذرم. اين‌ها سؤالات بزرگي است. مي‌فهمم که دو ماه تعطيل کردن فقط به تأمين هزينه اين اقدام ربط ندارد و مسأله پيچيده‌تر است.

نکته اين‌جاست که سياست‌گذار فعلا اين تصوير را به جامعه منتقل مي‌کند که «اگر دو ماه تعطيل نمي‌کنيم، دليل اين است: از کجا منابع لازم براي تأمين اقشار آسيب‌پذير را بياوريم؟» يعني براي مثال، اين 25200 ميليارد تومان پول لازم براي پرداخت نفري 300 هزار تومان يارانه ماهيانه به هر نفر از افراد پنج دهک پايين را از کجا بياوريم.

اين‌جاست که سر و کله متغير حياتي و داراي اثر جادويي «اعتماد» بيرون مي‌زند. اين‌جاست که مردم و نخبگاني که زبان اکثريت مردم هستند مي‌گويند جناب شخصيت حقيقي و حقوقي سياست‌گذار، شما که مي‌فرماييد من اين مبالغ تأمين هزينه‌هاي تعطيلي و قرنطينه را از کجا بياورم، لطفاً به همين چند سؤال هم پاسخ دهيد:

⭕️ يک. شما پول لازم براي پرداخت مطالبات ذينفعان و سپرده‌گذاران صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و مؤسسات اعتباري را از کجا آورديد؟ اغلب آن‌ها هم سپرده‌گذاران کلان و از طبقات بالا بودند. چرا قريب به 40 هزار ميليارد تومان سپرده آن‌ها را به هزينه تحميل مبالغ گزاف بر پايه پولي و ايجاد تورم تأمين کرديد، اما حالا نمي‌شود هزينه تعطيلي و قرنطينه و کمک مالي به اقشار آسيب‌پذير را تحمل کنيد؟ آن‌ها چند ده يا چندصد هزار نفر بودند و مردم کرونازده چند ده ميليون نفرند. زورشان زياد بود؟

⭕️ دو. چند بانک وابسته به نهادهاي خاص در بانک سپه ادغام شدند و ادعا مي‌شود مبلغ 100 هزار ميليارد تومان (و به روايت‌هايي بيشتر) براي اين ادغام تأمين منابع شده است. اين‌ها هم چون زورشان زياد بود هزينه‌شان تأمين شد؟ باز هم به قيمت تحميل تورم و افزايش پايه پولي و خلق پول.

⭕️ سه. اگر کرونا مسأله کل نظام سياسي است، و نظام سياسي فقط در دولت خلاصه نمي‌شود، پس چرا بقيه نهادهاي اقتصادي و مالي وابسته به ساير نهادهاي نظام سياسي سهم‌شان در غلبه بر بحران کرونا را مشخص نمي‌کنند؟ اين‌ها مگر در دل همين نظام اقتصادي و اجتماعي فعاليت نمي‌کنند؟ چرا گزارش دقيقي نمي‌دهند که به نسبت توان اقتصادي و اندازه بزرگي‌شان در اقتصاد ملي، چه سهمي از تأمين  هزينه‌هاي بحران کرونا را به عهده گرفته‌اند.

من پاسخي براي اين سؤالات ندارم، برای همین سؤال کردم، و ديگراني هم که بخواهند گفتمان حفظ توأمان جان و نان را حمايت کنند، پاسخي براي اين سؤالات ندارند. من قضاوتي درباره پاسخ هم ندارم و نمي‌دانم پاسخ‌هاي سياست‌گذار چقدر قانع‌کننده است.

من همين قدر مي‌دانم که اگر به اين سؤالات نپردازيد و به مردم پاسخ ندهيد، استخوان لاي زخم هستند و نمي‌گذارند سر و ته مردم و حکومت به هم جوش بخورند و حلقه اعتماد شکل بگيرد. خود دانيد. دو سه تا سؤال بيشتر نيست، تيمي را مأمور کنيد به اين سؤالات پاسخ دهند. شايد بعد شد با مردم گفت‌وگوي سازنده‌تري داشت.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
این خبر شاید حال‌تان را خوب‌تر کند

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

من قبلاً نوشتم که روز شنبه هشت فروردین متنی با عنوان «اگر کرونا آن‌ها را نکشد، فقر و بی‌پناهی می‌کشد» درباره خانواده‌ای ضعیف از نظر اقتصادی منتشر کردم.

⭕️ کمک‌هایی شد که شرح آن‌ها را در گزارش اول با عنوان «گزارش یک کار خیر جمعی» ارائه کردم. کمک‌های دیگری بعد از آن گزارش به این خانواده ارائه شد که به شرح زیر است:

⭕️ یک. واریز مبلغ سی میلیون تومان توسط یکی از هم‌وطنان

⭕️ دو. واریز مبلغ پانزده میلیون تومان توسط هم‌وطنی که این مبلغ را به صورت قرض‌الحسنه یک ساله ارائه کردند و مقرر شد خانم ... کار کنند و قرض‌الحسنه را بازگردانند.

⭕️ سه. واریز پانصد هزار تومان توسط یکی دیگر از هم‌وطنان

⭕️ به این ترتیب جمعاً هشتاد و چهار میلیون و هفتاد و پنج هزار تومان کمک تا این لحظه واریز شده است.

⭕️ بیست‌وپنج میلیون تومان از این مبلغ در بورس سرمایه‌گذاری شد. یکی از دوستان فعال در بورس جور ناآشنایی و یک روز سابقه نداشتن در بورس را کشید و این مبلغ را برای ایشان سرمایه‌گذاری کرد.

⭕️ یکی از خیریه‌ها هم علاوه بر کمک‌های کالایی، مبالغی از اقساط عقب‌افتاده و بدهی‌های این خانواده را پرداخت کردند.

📣 خبر خوب اما این است:

خانم ... با بخشی از کمک‌ها، مغازه خیاطی خود را تجهیز کردند. یک خیریه و برخی فعالان اقتصادی شهر ایشان با همراهی خانم دکتر ...، کارهایی را به کارگاه خیاطی ایشان سفارش دادند.

دیشب خانم ... عکس چند اسکناس ده هزار تومانی را برایم فرستاد، جمعاً به مبلغ صد و هشتاد هزار تومان. عکس این اسکناس‌ها را در صفحه اینستاگرام #دغدغه_ایران (لینک زیر یادداشت) منتشر کرده‌ام که در زیر این یادداشت می‌توانید مشاهده کنید.

عبارتی که برای من زیر عکس این اسکناس‌ها نوشته است حتماً شما و بالاخص همه کسانی را که در تأمین این کمک مالی سهیم شدند خوشحال می‌کند: «اولین درآمدم از فروش، 180 تومان، خدا خیرتون بده، بالاخره استارت خورد، خیلی خوشحالم، ممنونم، خدا خوشی را ازتون نگیره، فقط از این خوشحالم که خودم کار کردم بدون منت کسی و التماس کردن، میدونم خدا همراهمه و تنهام نمیزاره.»

گزارش‌های مربوط به تغییرات مبالغ سرمایه‌گذاری پول ایشان در بورس (سود و زیان‌های احتمالی)، ادامه تحولات مغازه خیاطی و به امید خدا پیشرفت‌های این خانواده را در آینده هم منتشر خواهم کرد.

کانال دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad

☑️ تصویر اسکناس‌ها در اینستاگرام دغدغه ایران
https://www.instagram.com/p/B_ClKX3p-0S/?igshid=nf430fkz0n13
هر کارشناسی جلوی تفنگ تسلیم می‌شود

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

  موضع من در قبال دستگاه شناسایی ویروس، برآمده از تخصص نداشته‌ام در فیزیک یا ویروس‌شناسی نیست، بنابراین قادر به تأیید یا رد عملکرد این دستگاه نیستم، و امیدوارم، مطابق آنچه ادعا شده کار کند. قضیه اما فرصتی برای طرح سه مسأله سیاستی مهم است.

☑️ مسأله اول. نظارت بر محرمانه‌ها

یکی از سؤالات مهم سیاستی این است که چگونه باید بر امور محرمانه نظارت کرد؟ برخی دانشمندان و بالاخص محققان نظامی درباره تجهیزات و موادی تحقیق می‌کنند، و وسایلی می‌سازند که بسیاری از آن‌ها محرمانه است و شاید تا دهه‌ها محرمانه بمانند. این افراد برای تحقیقات خود از منابع عمومی استفاده می‌کنند. چگونه جامعه می‌تواند مطمئن شود که این افراد، منابع عمومی را به درستی، با کارآمدی و معطوف به اهداف بهینه برای عموم صرف می‌کنند؟ آن‌ها کار محرمانه می‌کنند و نمی‌شود مثل گزارش‌های سازمان بازرسی یا تفریغ بودجه، عملکردشان را ارزیابی کرد.

کشورها هر قدر منابع بیشتری را در زمینه تحقیقات محرمانه صرف می‌کنند با مشکل بزرگ‌تر نظارت بر تحقیقات و جلوگیری از هدررفت منابع مواجه هستند و باید دارای سازوکارهایی باشند که تضمین کند منابع تحقیقاتی یا آن‌چه صرف‌ توسعه صنایع و تجهیزات می‌شود، درست هزینه می‌شوند. نداشتن ابزارهایی برای راستی‌آزمایی ادعاها و نظارت بر شیوه هزینه‌کردها یا سنجش کارآمدی، موضوع مهمی در سیاست علم و فناوری، نظارت عمومی، مبارزه با فساد و تضمین حکمرانی کارآمد است. این معضل در همه جهان در سازمان‌های نظامی شدیدتر است.

☑️ مسأله دوم. بوروکرات‌ها در مقابل نظامیان

بگذارید مسأله را در همین قضیه ویروس‌یاب بررسی کنیم. سازندگان دستگاه – نظامیان - می‌گویند که به سرعت مجوز ساخت انبوه و کاربرد این دستگاه را از وزارت بهداشت می‌گیرند. سؤال این است که آیا کارکنان بخش غیرنظامی (این‌جا، وزارت بهداشت) می‌توانند در مقابل نظامیان ایستادگی کرده و از دادن مجوز خودداری کنند؟

مسأله از منظر اجتماعی این گونه است که اگر مجوز صادر نشود، اعتبار سازمان نظامی سازنده دستگاه زیر سؤال می‌رود (خسارت به سرمایه اجتماعی نیروی مسلح). اگر مجوز صادر شود، حالا که اعتبار دستگاه زیر سؤال رفته، اکثریت اعتقاد دارند که مجوز تحت فشار صادر شده است (باز هم ضربه اعتماد و سرمایه اجتماعی).

بسیاری از مردم بر این باورند که هیچ بوروکرات و کارشناسی غیرنظامی قادر نیست در مقابل نیروی نظامی مقاومت کند و از صدور مجوز دستگاه سرپیچی نماید (حتی اگر در واقعیت چنین نباشد.) بنابراین صدور مجوز برای این دستگاه مشکل اعتبار آن نزد افکار عمومی را حل نمی‌کند.

جامعه نیازمند اعتماد به این است که هر دستگاهی – حتی اگر ساخت نظامیان باشد - رویه‌های کارشناسی سنجش اعتبار و صحت عملکرد را طی می‌کند. ضروری است این رویه‌ها نیز قبل از اعلام عمومی اختراع یا ساخته‌شدن دستگاه طی شوند.

☑️ مسأله سوم. ارزیابی کارشناسی و اعتماد عمومی

مجلات علمی معتبر در دنیا اجازه نمی‌دهند هیچ مقاله‌ای بدون داوری و ارزیابی اعتبار علمی منتشر شود. این مهم‌ترین راه معتبر ماندن یک مجله است. جامعه و سیاست نیز نیازمند سازوکارهای سنجش اعتبار است. جوامع به همین دلیل سازوکارهای سختگیرانه ثبت اختراع و ارزیابی استانداردهای کیفیت دستگاه‌ها، مواد و نوآوری‌ها دارند.

اعتماد بنیان هستی اجتماعی است و بدون آن سنگ روی سنگ بند نمی‌شود. اعتماد مثل دسته گنجشک‌هایی است که همگی روی درختان یک باغ نشسته‌اند. اگر شکارچی با تفنگ به آن‌ها شلیک کند، یک یا چند گنجشک بر زمین می‌افتند اما همه گنجشک‌ها پرواز کرده و از باغ می‌روند. هر شلیک به اعتماد، اعتماد به یک مقوله را به کلی ساقط می‌کند اما اعتماد به سایر مقولات نیز پر کشیده و می‌رود.

 ☑️ سخن آخر

قدرت در ایران هنوز ارزشی برای اعتماد عمومی قائل نیست، اما جامعه ایرانی برای زندگی بهتر، و حکومت در ایران برای هدایت توسعه، رسیدن به اقتدار، حفاظت از منافع و امنیت ملی، و همه مطلوب‌های دیگر به چند چیز نیازمند است:

⭕️ یک. سازوکار نظارت بر محرمانه‌ها، بالاخص محرمانه‌های نظامی و تضمین شفافیت و کارآمدی آن‌ها

 ⭕️ دو. سازوکار تضمین آن‌که نظامیان از قدرت سخت برتر خود برای غلبه بر غیرنظامیان در هیچ عرصه کارشناسی استفاده نمی‌کنند.

⭕️ سه. سازوکارهای سنجش اعتبار هر مدعایی، بالاخص هر ادعایی از سوی وابستگان نظام سیاسی طرح می‌شود.

این سه اگر نباشند، اعتمادی نخواهد بود و جامعه بدون اعتماد، مستعد توسعه و اقتدار نخواهد شد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad

دغدغه ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B_Fzwrmpkkx/?igshid=1ho5wuv7ewmtk
شهوت مقايسه

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

ايرانيان دائم در رسانه‌ها از قول مقامات‌، کارشناسان و... گزاره‌اي کلي با اين ساختار را مي‌شنوند: «ما در زمينه الف از کشورهاي ب بهتريم.» يا «ما در زمينه الف قابل رقابت با کشورهاي ب هستيم.» اين گزاره به‌ظاهر ساده، هم نشانگر يک وضعيت اجتماعي-روان‌شناختي است و هم پي‌آمدهاي ناگواري دارد.

☑️⭕️ اول. وضعيت اجتماعي-روان‌شناختي

اغلب گويندگان چنين عباراتي، خود را در تنگناي «نقصان دست‌آورد» و احساس فشار از سوي جامعه براي دفاع از عملکرد خود مي‌يابند. گوينده به اين طريق خود را در وضعيت قابل مقايسه با «کشورهاي برتر» قرار مي‌دهد و از طريق هم‌آوردي با آن‌ها از خود دفاع مي‌کند.

گوينده به اين ترتيب برتري طرف مقايسه را پذيرفته – هر چند از آن متنفر هم باشد – و عملکرد خود را با توسل به عملکرد طرف مقايسه (مثلاً کشورهاي ب) توجيه کرده و مشروع مي‌سازد. اين ظاهراً سازوکاري روان‌شناختي براي رسيدن به آرامش ناشي از نارضايتي دروني بر اثر نقصان عملکرد نيز هست.

☑️⭕️ دوم. مقايسه ناقص

اغلب گويندگان اين گونه عبارات، به مقايسه‌هاي ناقص دست مي‌زنند. مقايسه ناقص يعني از ميان صدها شاخصي که مي‌توان براي مقايسه دو وضعيت استفاده کرد، فقط شمار معدودي را برگزيد – اغلب مبتني بر قوت‌هاي خاص – و آن‌ها را مبناي مقايسه قرار داد.

شاخص‌هايي که براي مقايسه انتخاب مي‌شوند بايد حائز چند ويژگي باشند.

⭕️ اول، شاخص براي آن‌ها که نتيجه مقايسه را مشاهده مي‌کنند، اهميت و معنا داشته باشد. مردم براي بهتر يا بدتر بودن در بسياري شاخص‌ها هيچ ارزشي قائل نيستند و تأثير تغييرات آن بر زندگي‌شان را مهم نمي‌دانند.

⭕️ دوم، شاخص بايد به شيوه معتبري اندازه‌گيري شده و مردم اعتبار اندازه‌گيري را به رسميت بشناسند.

⭕️ سوم، شاخص بايد در ارتباط با شاخص‌هاي ديگر معنا پيدا کند. تأکيد روي يک يا چند شاخص در حالي که کماکان شاخص‌هاي اصلي مؤثر بر زندگي شهروندان – نظير تورم، بيکاري، رشد اقتصادي، وضعيت محيط‌زيست، آسيب‌هاي اجتماعي، کيفيت نظام حمايت اجتماعي و ... – مناسب نيستند، احساس مثبتي در شهروندان ايجاد نمي‌کند.

☑️⭕️ نتيجه

بسياري از مقايسه‌هايي که در همه ساليان گذشته بين وضعيت ايران و ساير کشورهاي جهان – بالاخص کشورهاي غربي و توسعه‌يافته – انجام مي‌شود:

⭕️ يک. بيش از آن‌که به تعداد زيادي از شهروندان حس هويت يا غرور بدهد، ناخودآگاه سياست‌گذار و حکمران براي «شهوت مقايسه» با ديگريِ برتر (کشورهاي طرف مقايسه) را آشکار مي‌سازد.

⭕️ دو. مقايسه بر اساس چند شاخص که خيلي گزينشي و بدون جامع‌نگري انتخاب شده‌اند (درست مثل اين‌که سوددهي بورس در سال و ماه‌هاي گذشته را شاخص اقتصاد ايران لحاظ کنند) حال شنونده را بدتر مي‌کند. شهروند، جامع نبودن اين شاخص‌هاي مقايسه را درک مي‌کند.

⭕️ سه. من قبلاً در يادداشتي درباره کارکرد «آمارها به‌مثابه لباس زير» نوشته‌ام. «آمارها مثل لباس زير هستند که بخش زيادي از بدن را نمي‌پوشاند (آشکار مي‌کند)، اما آن‌چه را مي‌پوشاند، اساسي است.» آمار مقايسه‌اي که مثل لباس زير عمل کند، به درد نمي‌خورد. آمار و مقايسه بايد همه يا بخش‌هاي معناداري از واقعيت را آشکار سازد. مبنا قرار دادن يک شاخص و مقايسه کردن آن در کنار ناديده گرفتن ده‌ها شاخص ديگر، هيچ جذابيتي ندارد.

⭕️ چهار. هر مقايسه‌اي بايد بر «منطق مقايسه» (حداقل به معناي معنادار بودن مقايسه براي شنوندگان، کفايت شاخص‌هاي مقايسه و اعتبار سنجش شاخص‌ها) مبتني باشد. مقايسه‌اي که در آن «منطق مقايسه» رعايت نشود، بيشتر به «شهوت مقايسه» براي پوشاندن نقصان‌هاي عملکردي شبيه مي‌شود.

⭕️ پنج. حکمران، سياست‌گذار و مجري هر گاه که نمي‌تواند «منطق مقايسه» را رعايت کند بايد دست از «شهوت مقايسه» نيز بشويد. شهوت مقايسه، اعتمادزدا، ضد سرمايه اجتماعي و اسباب تحريک به مقاومت اجتماعي است.

⭕️ شش. هر مقايسه مبتني بر «شهوت مقايسه» شنونده را وامي‌دارد که برود و چند مصداق باطل‌کننده مدعاهاي مقايسه‌کننده را بيابد. اگر سعي کنيد به دوست‌تان بقبولانيد که من بر اساس شاخص جنس دکمه لباسم بر تو برتري دارم، بديهي است که او را تحريک کرده‌ايد تا همه نقصان‌هاي شما را به رخ‌تان بکشد تا ثابت کند برتري در جنس دکمه کت، شاخص مناسبي براي مقايسه نيست.

دست کشيدن از «شهوت مقايسه» و رعايت کردن اصول «منطق مقايسه» راهي به سوي اعتماد و خلق سرمايه اجتماعي است. ما وقتي نمي‌توانيم منطق مقايسه را رعايت کنيم بايد سرمان به بهبود کار خودمان باشد.

#مکتب_صمديه
#اصحاب_قمپز

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad

دغدغه ایران در اینستاگرام: 👇👇
https://www.instagram.com/p/B9t2db-pb2O/?igshid=1tkebhnd3jcsj
کرونا و شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

فیلم #غیرممکن، داستان واقعی خانواده‌ای اسپانیایی است که برای تعطیلات راهی تایلند می‌شوند. سونامی، یک روز بعد از استقرارشان در هتل ساحلی زیبا، همه چیز را ویران می‌کند و تعطیلات به فاجعه بدل می‌شود.

مادر و پسر بزرگ خانواده، در میان دریای آب کشنده سونامی در ساحل، زنده مانده و یکدیگر را می‌یابند. مادر به شدت زخمی شده و خونریزی دارد. این دو در حالی که می‌کوشند خود را نجات دهند، صدای کودکی را می‌شنوند که پدرش را صدا می‌کند.

مادر بر یافتن و نجات کودک اصرار می‌کند و پسر اصرار دارد که خودشان را از میان فاجعه نجات دهند. مادر در نهایت چیزی شبیه به این جمله را به پسرک می‌گوید: شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد.

فیلم جذابی است، سکانس آخر فیلم به همین جمله بازمی‌گردد. اگر دیدید، این نوشته را به یاد بیاورید.

هر کاری ممکن است آخرین کار زندگی ما باشد. مرگ خبر نمی‌کند. آدم گاه از سونامی فاجعه‌بار جان سالم به در می‌برد و گاه مثل فیلم رضا میرکریمی، #یک_حبه_قند در گلویش می‌جهد و خفه‌اش می‌کند. اگر هر کاری آخرین کار زندگی تلقی شود، آن گاه معنای دیگری می‌یابد.

کرونا هم عین سونامی برای شخصیت‌های فیلم #غیرممکن است. می‌شود فکر کرد شاید این آخرین کار زندگی‌ات باشد، آخرین تصمیم، آخرین فرصت اصلاح، آخرین زمان برای عذرخواهی، آخرین فرصت برای گفتن و آخرین فرصت جبران.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

⭕️ کانال دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad

⭕️ توضیح مختصری درباره فیلم
https://www.instagram.com/p/B-wjgqwJgUB/?igshid=1wxq54yg2my2b
تحقیقی درباره آموزش در دوران کرونا

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

سؤالات زیادی درباره آموزش دانش‌آموزان و دانشجویان در این ایام کرونایی وجود دارند. پرسشنامه‌ای برای بررسی این سؤالات طراحی کرده‌ام که سه گروه می‌توانند به آن پاسخ دهند:

1⃣ دانش‌آموزان دوره اول و دوم دبیرستان

2⃣ دانشجویان دانشگاه‌ها

3⃣ والدین دانش‌آموزان ابتدایی (کلاس اول تا ششم).

پرسشنامه در لینک زیر قرار دارد و پاسخ‌گویی به آن بین 3 تا 6 دقیقه وقت می‌گیرد.

https://www.porsall.com/Poll/Show/478e7527e8d6440

📚 گزارش داده‌های حاصل از پرسشنامه‌های قبلی درباره ابعاد اجتماعی بحران کرونا را هم کامل و شفاف در کانال دغدغه ایران منتشر کردم. گزارش تحلیل داده‌های این پرسشنامه را نیز منتشر خواهم کرد.

🙏🙏 پیشاپیش از این‌که وقت‌تان را صرف پاسخ‌گویی به این پرسشنامه می‌کنید، سپاس‌گزارم.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

لینک پرسشنامه

https://www.porsall.com/Poll/Show/478e7527e8d6440
لطفا به انجام اين تحقيق کمک کنيد

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

وضعيت آموزش دانش‌آموزان و دانشجويان در ايام کرونا و تصميماتي که درباره آن‌ها گرفته مي‌شود، مهم است.

اميدوارم داده‌هايي که از پرسشنامه به اشتراک گذاشته‌شده درباره برخي ابعاد آموزش آنلاين به دست مي‌آيد به سياست‌گذاري و تصميم‌گيري بهتر درباره دانش‌آموزان و دانشجويان کمک کند.

لينک پرسشنامه:

 https://www.porsall.com/Poll/Show/478e7527e8d6440

پر کردن پرسشنامه بين سه تا شش دقيقه زمان لازم دارد. لطفا با به اشتراک گذاشتن و ارسال اين پرسشنامه براي ديگران به اجراي اين تحقيق کمک کنيد.

🙏🙏 پيشاپيش از زماني که براي تکميل پرسشنامه صرف مي‌کنيد سپاس‌گزارم.

نتايج تحليل داده‌ها نيز در کانال دغدغه ايران منتشر خواهد شد.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
نتیجه این تحقیق برای تصمیم‌گیران ارسال می‌شود

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

نتایج این تحقیق درباره آموزش آنلاين در روزهای بیماری کرونا برای عموم منتشر می‌شود و حتما به دست مقامات آموزش و پرورش و وزارت علوم نیز رسانده می‌شود.

لينک پرسشنامه:

https://www.porsall.com/Poll/Show/478e7527e8d6440

پرسشنامه فوق درباره آموزش آنلاين در روزهای کرونا را تاکنون 1900 نفر پر کرده‌اند. کسب نتایج معتبرتر، به پر کردن پرسشنامه توسط افراد بیشتری نیاز دارد.

اگر شما یکی از این چهار گروه زیر هستید، لطف میکنید اگر چهار تا شش دقیقه برای کمک به این تحقیق وقت ارزشمندتان را برای پر کردن پرسشنامه صرف کنید:

☑️ والدین دانش آموز دوره ابتدایی

☑️ دانش آموز متوسطه دوره اول

☑️ دانش آموز متوسطه دوره دوم

☑️ دانشجوی دانشگاه در هر مقطعی

https://www.porsall.com/Poll/Show/478e7527e8d6440

(لطفا برای دیگران نیز ارسال کنید.)

@fazeli_mohammad
موقع خواندن این کتاب است

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کشورها چه می‌کنند وقتی که با بحران روبه‌رو می‌شوند؟ کشورهای موفق در مقابل بحران‌های ملی چه کارهایی انجام داده‌اند؟

بحران کرونا جهان را فراگرفته و برای بسیاری از کشورها نظیر ایران ما، بحرانی عظیم است. ایران ما علاوه بر کرونا، با بحران اقتصادی، تحریم‌ها، وضع ناخوشایند سرمایه اجتماعی، تنش در سیاست خارجی، پایین آمدن قیمت نفت، بیش از یک دهه کاهش نرخ سرمایه‌گذاری، چند دهه تورم دورقمی و ناکافی بودن رشد اقتصادی هم مواجه است. این‌ها همه می‌توانند بحران ملی باشند یا به بحران‌های ملی تبدیل شوند.

اگر کتابی، تلاش علمی خوبی برای پاسخ دادن به این دو سؤال باشد، ارزش خواندن دارد. کتاب «آشوب: نقاط عطف برای کشورهای بحران‌زده» نوشته «جِرد دایموند» (که پیش از این کتاب ارزشمند فروپاشی هم از او به فارسی ترجمه شده) کتابی است که با وصف فوق الان باید خواند.

جرد دایموند کتاب را با بحثی درباره بحران‌های شخصی زندگی افراد و یافته‌های روان‌درمانی برای غلبه بر این نوع بحران‌ها شروع می‌کند. بحران‌های شخصی «نقطه عطف» هستند. «نقطه عطف ما را در تنگنا می‌گذارد تا روش‌های جدیدی طراحی کنیم، زیرا ثابت شده است که روش‌های پیشین برای رفع مشکلات، از عهده چالش مورد نظر برنمی‌آیند.» (ص. 20)

او نشان می‌دهد که برای غلبه بر بحران‌های شخصی در زندگی باید دوازده اقدام صورت گیرد. (ص. 60) دایموند سپس شباهت‌ها و تفاوت‌های بین افراد و کشورها را بررسی کرده و به فهرست دوازده «عامل مرتبط با پی‌آمدهای بحران‌های ملی» می‌رسد. او نُه عامل را بین افراد و کشورها مشترک تشخیص داده و سه عامل را به صورت استعاره‌هایی برای مقابله با بحران‌های ملی به‌کار می‌گیرد. نه عامل مشترک خیلی خلاصه عبارتند از:

🔹 یک. اجماع ملی درباره در بحران قرار گرفتن کشور (تصدیق یا انکار)

🔹 دو. پذیرش مسئولیت ملی برای اقدام کردن (پذیرش مسئولیت یا به گردن دیگران انداختن تقصیر)

🔹 سه. حصارسازی و تعیین حدود آن دسته مشکلات ملی که باید رفع شوند (تعیین آن سیاست‌ها و نهادهایی که باید تغییر کنند یا غفلت از تغییر)

🔹 چهار. دریافت کمک مادی و مالی از سایر کشورها

🔹 پنج. توسل به سایر کشورها به عنوان الگو برای چگونگی حل کردن مشکلات (الگوبرداری کردن)

🔹 هفت. خودسنجی صادقانه (اندازه‌گیری صادقانه توانایی‌ها، و کسب درک و شناختی از حدود خویش)

🔹 هشت. تجربه تاریخی از بحران‌های ملی پیشین (درس‌آموزی از بحران‌های گذشته)

🔹 نُه. پرداختن به ناکامی ملی (بررسی شکست‌های گذشته و شوق کشف راه‌حل‌های جدید، یا اصرار بر همان روش‌های قدیمی)

🔹 دوازده. رهایی از قیود جغرافیایی-سیاسی (هر کشوری محدودیت‌هایی دارد و باید به رها شدن از برخی و شناخت محدودیت‌های غیرقابل تغییر بیندیشد و به اجماع برسد.)

سه عامل هم که دایموند به شکل استعاری از حیطه شخصی به سطح ملی می‌کشاند عبارتند از:

🔹 شش. هویت ملی (متناظر با صلابت نفس در سطح فردی، و ترکیبی از مشخصه‌های زبانی، فرهنگی و تاریخی منحصربه‌فرد کشورهاست.)

🔹 ده. انعطاف‌پذیری (برخلاف سطح شخصی، انعطاف‌پذیری برای کشورها در موقعیت‌های خاص تعریف می‌شود و بخشی از هویت کشور نیست.)

🔹 یازده. ارزش‌های اساسی (هر کشور دارای ارزش‌های اساسی است که رعایت کردن‌شان حیثیتی است.)

دایموند سپس در فصول دو تا هفت، تاریخ معاصر کشورهای فنلاند، ژاپن، شیلی، اندونزی، آلمان بعد از جنگ جهانی دوم و استرالیا را بررسی می‌کند. فصول هشتم تا دهم مشکلات پیش روی ژاپن و آمریکا را بررسی می‌کند و در فصل یازدهم به مشکلات پیش روی جهان می‌پردازد. آخرین بخش کتاب به درس‌ها، پرسش‌ها و چشم‌انداز او از عوامل بررسی‌شده و دست‌آورد کتاب او می‌پردازد.

کتاب اگرچه به اذعان نویسنده‌اش از نوع انتخاب کشورهای بررسی‌شده رنج می‌برد و هفت کشور شاخص همه کشورهای جهان نیستند و تحلیل عمیق‌تری از داده‌های مربوط به هر کشور را نیز طلب می‌کند، اما حاوی بینش‌های عمیقی است.

الگوی نظری دوازده‌ عاملی دایموند را می‌توان برای تحلیل شرایط کشورها در مقابل بحران‌ها و پاسخ دادن به این پرسش که «کدام کشورها می‌توانند از بحران‌های‌شان با موفقیت عبور کنند و آینده‌ای بهتر بسازند؟» استفاده کرد. این دقیقاً همان پرسشی است که پیش روی ایران ماست.

خواندن این کتاب برای عموم کتاب‌خوان، مقامات سیاسی و محققان علوم سیاسی، اقتصاد، جامعه‌شناسی، سیاست‌گذاری عمومی و رشته‌های مرتبط، جذاب و تأمل‌برانگیز است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad


https://www.instagram.com/p/B_QTY4hJnrO/?igshid=7pjy73d6a0rd

معرفی کتاب فروپاشی نوشته جرد دایموند.
کِش‌ خودت را پيدا کن

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

اين روزها که از صبح تا عصر و رسيدن به منزل براي چندين ساعت متوالي از ماسک استفاده مي‌کنم، يک نکته برايم جالب شده است: « تداوم اثر کِش». شايد شما هم اين را تجربه کرده‌ايد.

کِش ماسک جراحي معمولي، خيلي ضعيف و نحيف است و صبح که براي حفاظت در مقابل ويروس کرونا ماسک را مي‌پوشم، هيچ فشاري از اين کش بر گوشم احساس نمي‌کنم. اثر کِش به تدريج در طول روز مشخص مي‌شود و عصر که مي‌شود ديگر بخشي از گوش که زير کِش قرار گرفته است درد مي‌گيرد. درد هنگام غروب غيرقابل تحمل مي‌شود. «تداوم اثر کِش» هر قدر هم که فشارش ضعيف باشد بالاخره به نقطه دردناک مي‌رسد.

فکر مي‌کنم « تداوم اثر کش» خيلي مهم‌تر از درد لاله گوش بر اثر پوشيدن ماسک در ايام شيوع بيماري کرونا باشد. زندگي شخصي، سازمان و کشور نيز همين گونه تحت تأثير «اثر کِش» - اثر فشار ضعيف مداوم - قرار مي‌گيرند و لحظه‌اي فرامي‌رسد که درد و بعد غيرقابل تحمل شدن آن از راه مي‌رسد.

تداوم اثر کِش در سطح فردي، نتيجه انباشتن، حل نکردن و دور نساختن مشکلات، کينه‌ها، خاطرات ناخوشايند، سوءتفاهم‌ها و کارهاي کوچک انجام‌نشده است که هر کدام عين کنه به يک جايي از روح آدم مي‌چسبند يا بر ذهن فشار مي‌آورند. يک روز بالاخره اين‌ها به بروز مسأله‌اي بزرگ و حل‌نشدني يا بحراني عميق منجر مي‌شوند.

تداوم اثر کش در سطح سازمان هم نتيجه اصلاح نکردن سازوکارهاي ريز ريزي است که هر کدام عين موريانه يا آفت، زدگي و کرم‌خوردگي در عملکرد سازمان ايجاد مي‌کنند. آن‌چه ابتدا کوچک بود بعد از مدتي تمام عملکرد سازمان را تحت فشار قرار مي‌دهد.

تداوم اثر کش در سطح کشورداري بيش از همه اثرگذار است. آن مسأله‌ کوچکي که در ابتدا با هزينه‌اي اندک، برخوردي قاطع، پذيرش مسئوليت اشتباه، عذرخواهي، رفع يک مانع قانوني، تن دادن به يک نوآوري کوچک يا بازگشتن از يک قدم اوليه قابل رفع بود، اگر باقي بماند و حل نشود، بالاخره به نقطه دردناک مي‌رسد.

يک نکته عميق‌تر هم هست. بسياري از کش‌هاي ضعيفي که ابتدا براي نگه داشتن يک ماسک (وسيله‌اي که براي دور بودن از خطر ضروري است) پشت گوش زندگي شخصي، سازماني و حکمراني بسته مي‌شوند؛ ممکن است به تدريج بلاي جان شوند و صاحب ماسک را به نقطه غيرقابل تحمل برسانند.

هر فرد، سازمان يا نظام حکمراني بايد در احوالات خودش به دنبال کش‌هاي ضعيفي بگردد که به پشت گوش زندگي‌اش فشار مي‌آورند. کش‌ها هر قدر بيشتر بمانند، دردناک‌تر مي‌شوند. بخش زيادي از دردناک، غمناک و بي‌انگيزه شدن آدم‌ها در زندگي شخصي، سازماني و اجتماعي محصول همين کش‌هاست.

شايد بتوان براي بهبود وضعيت هر شخص، مدير يا حکمراني به او توصيه کرد «کِش خودت را پيدا کن».

https://www.instagram.com/p/B_hIFcBJU2N/?igshid=scek84ykfgdl

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
ايمني کارگر چه مي‌شود؟

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

يادداشت «سي نکته درباره حداقل دستمزد کارگران» ابعادي از مشکلات کارگران و البته کارفرماها در نظام سياست‌گذاري ايران را نشان مي‌داد، اما مسأله کارگر در ايران فقط مقوله بسيار مهم دستمزد نيست.

امروز نهم ارديبهشت برابر با 28 آوريل «روز جهاني ايمني و بهداشت حرفه‌اي» (World Day for Safety and Health at Work 2020) است. ايمني کار هم از آن مقولات به فراموشي سپرده شده در ذهنيت جامعه و سياست‌گذار ايراني است.

خبرگزاري تسنيم در هشتم ارديبهشت 1398 خبري با اين تيتر منتشر کرده است: «۹ هزار و ۹۹۶ کارگر ایرانی در سال ۹۷ حین کار آسیب دیدند.» اين خبر هم‌چنين ذکر مي‌کند که «سومین عامل مرگ و میر در جهان و دومین عامل مرگ و میر در ایران بعد از تصادفات، حوادث ناشی از کار است.»‌

مواجهه شخصي من با کم‌توجهي به ايمني کار در جريان تدوين «گزارش ملي پلاسکو» بود. متن آن گزارش نشان مي‌دهد که چگونه کارفرما و کارگر، نظام بازرسي کار و ساير ارکان مرتبط با ايمني کار به تجهيزات ضروري براي حفظ ايمني کار، آموزش‌هاي لازم به کارگران و فرايندهاي منجر به نقض ايمني کار کم‌توجه و گاه کاملاً بي‌توجه هستند.

گزارش ملي نشان مي‌داد که چگونه کم‌توجهي به ايمني کار سهم بسيار بزرگي در پيدايش فاجعه پلاسکو ايفا کرده بود.

يازدهم ارديبهشت روز جهاني کارگر است، يعني روز جهاني ايمني و بهداشت کار و روز جهاني کارگر در فاصله اندکي از يکديگر قرار دارند. کارگران و همه انسان‌هايي که کار مي‌کنند، شايسته شرايط ايمن کاري هستند.

جامعه ايران به شناخت دقيق‌تري از پي‌آمدهاي مخرب، فقيرکننده، فلاکت‌زا و رنج‌آور اندک بودن توجه به ايمني کار و عواقب آن براي هزاران خانواده‌اي که ساليانه تحت تأثير اين پديده قرار مي‌گيرند نيازمند است.

حق کارگر و هر انساني که کار مي‌کند است که ايمني کار به صورت جدي در دستور کار جامعه، نخبگان و سياست‌گذاران باشد.

#حق_ايمني_کار

#گزارش_ملي_پلاسکو

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
این آدم

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

این آدم، محمدحسین کریمی‌پور، خیلی خوب می‌نویسد. معلم است و نوشته‌هایش معلمی می‌کند در حق آدمیزاد. درد انسان، وطن، دین و معیشت خلق‌الله دارد. درد و شجاعتی در نوشتارش نهفته است تحسین‌برانگیز.

آخرین نوشته‌اش درباره روز معلم با عنوان «آدم!» است. گمشده سالیان درازی از عمر ما را تصویر می‌کند. بقیه نوشتارهایش را اگر بخوانید، به احتمال زیاد مشتری کانالش می‌شوید و شاید چند ساعتی وقت‌تان را بگیرد تا از آن‌ها لذت وافر ببرید.

برای شادمانی، سربلندی و سلامت همه معلمان، و بالاخص معلمان خوب، از صمیم قلب دعا کنیم.

(اگر می‌پسندید، به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
املاء بنویس! انشاء ننویس!

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

⭕️ تقدیم به همه معلمانی که عاشقانه و عالمانه، سودای ساختن ایرانی آباد و آزاد، از مسیر تربیت دانش‌آموزان و دانشجویانی خلّاق، قلندر و سرکش، نوآور، متعهد و مسئول در سر دارند.

من برای خلاصه کردن آموزش و پرورش (آپ) ما در یک جمله می‌نویسم: «املاء بنویس! انشاء ننویس!»

انشاء حتی اگر موضوعش همان جمله تکراری «علم بهتر است یا ثروت؟» باشد، عامل به حرکت درآوردن ذهن، خلّاقیت و درگیر شدن با دوراهی‌های بنیادی زندگی است. ابوالفضل بیهقی بزرگ بی‌دلیل ننوشته است: «مرد آن‌گاه آگاه شود که نبشتن گیرد و بداند که‌ پهنای کار چیست ...».

انشاء در فرهنگ معین چنین معنی شده است: «آفریدن، به وجود آوردن . 2 - آغاز کردن . 3 - از خود چیزی گفتن. 4 - سخن‌پردازی.» آپ باید آفریدن و خلق کردن بیاموزد، و دانش‌آموز خلاّق و آفرینش‌گر شود. انشاء آدمی را به ضرورت خلق کردن، فراتر رفتن از زندگی روزمره، اندیشیدن به مفاهیم مهم چون آزادی، عدالت، انسانیت، اخلاق، حقیقت، دین، معنای زندگی و ... آگاه می‌کند. انشاء نوشتن، چیزی فراتر از سیاه کردن کاغذ است.

انشاء قدرت دادن به دانش‌آموز است. قدرت آن‌که حرف متفاوتی بزند، جلوی جمع بایستد و بگوید من این گونه می‌اندیشم، خود را به داوری جمع بسپارد، وارد گفت‌وگو شود، و همه چیز را به چالش بکشد. رابطه قدرت افقی می‌شود. معلّم گوینده نیست، شنونده است.

زنگ املاء را اما به خاطر بیاورید. هیچ ابداعی در آن نیست، کلماتی را که به خطر سپرده‌اید تکرار می‌کنید، رونویسی. سرت را زیر می‌اندازی و به حرف معلم گوش و عین آن‌را تکرار می‌کنی. املاء که جای نوآوری، خلاقیت و خوداظهاری و بروز شخصیت نیست. رابطه قدرت است. معلّم املایت را تصحیح می‌کند، غلط می‌گیرد، گفت‌وگو هم نمی‌کند. خط می‌زند و نمره می‌دهد.

املاء رابطه قدرت است. معلم بالای سرت، و معلم و دانش‌آموز هر دو یک چیز را تکرار می‌کنند، آن‌چه در مرجعی به نام کتاب لغت نوشته شده است، عین کتاب بنویس، همین!!

هر قدر املاء تکرار مکررات است و رابطه قدرت، انشاء تکثر و تنوع است و بال و پر دادن به خیال تا فراتر برود از هر آن‌چه هست به هر آن‌چه دوست داری باشد، یا خیال می‌کنی باید باشد. انشاء دانش‌آموز را سرکش می‌آموزد و املاء اطاعت و رام بودن طلب می‌کند. هر قدر در این باره بنویسم کم است.

آموزش و پرورش ما هر قدر هم که در بند یک از فصل چهارم سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، اهدافش برای تربیت انسان را ردیف کند، منطق رنگ باختن زنگ انشاء و جایگاه نوشتن در آپ و پررنگی املاء و ساختار املاءدوست، بیشتر آشکار می‌شود.

تضعیف انشاء و پررنگی املاء و منطق املاءدوستی، دانش‌آموز را دوازده سال عمله بساط کنکور بار می‌آورد. این دوازده سال فضیلتی ندارد الا آمادگی برای رسیدن به کنکور، و حالا چهار سال بعدش هم فضیلتی ندارد جز رفتن به کنکور کارشناسی ارشد و همین طور الی آخر. تست زدن همان املاء نوشتن است، نه انشاء کردن.

انشاء سرکشی و پرواز خیال می‌طلبد به فراسوی آن‌چه هست، و املاء منقاد و مطیع می‌طلبد و راضی به هر چه هست. املاءدوستی و انشاءگریزی منطق قدرت است. آموزش و پرورش این منطق قدرت را لخت و عریان، قبیح و دریده، بازتولید می‌کند. مرگ زنگ انشاء و قوت املاء فقط یک نشانه است.

آب توسعه، آزادی، دموکراسی، دین‌داری، وطن‌دوستی، معنویت و معیشت از این املاء‌دوست و انشاءگریز گرم نمی‌شود. اگر هنوز باریکه‌ای از خلاقیت، انسان‌دوستی، اخلاق و فضائل در خروجی‌های این آپ هست، کارکرد خانواده و قوت‌های جامعه ایرانی و زحمت معلمانی است که هنوز سر به اطاعت کامل این نظم املاءدوست ننهاده‌اند.

اوج تناقض آن‌جاست که نسل جدید خیال انشاء کردن دارد و املاء‌گریز؛ و جماعت سیاست‌گذار سودای املاءکردن دارد و انشاءگریز؛ بازی سرجمع صفر، هیچ در هیچ، سراسر خسران. دست‌آورد: عمر بر بادرفته فرزندان خلایق و شکافی که عریض‌تر می‌شود.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

آقا معلم هندسه 👇👇
https://www.instagram.com/p/B_ncKL1pNnP/?igshid=qyyjs2nmc9pd

آقا معلم فارسی 👇👇
https://www.instagram.com/p/B_oepBgJn8_/?igshid=1qnp0ati9pw7s
👍1
لعنتي هميشه سخت‌تر است

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

ال پاچينو – هنرپیشه مشهور آمریکایی - با نقش سرهنگ اسلِيد در فيلم «بوي خوش يک زن» (محصول 1992) در يکي از سکانس‌هاي پاياني و درخشان فيلم مي‌گويد: «تو زندگيم هر وقت به دو راهي رسيدم، بدون استثنا مي‌دونستم راه درست کدومه، اما هميشه راه غلط را انتخاب کردم؛ مي‌دوني چرا؟! چون راه درست لعنتي، هميشه سخت‌تر بود

«بوي خوش يک زن» چند ديالوگ درخشان ديگر هم دارد، اما من اين يکي را خيلي بيشتر از بقيه دوست دارم، چون تصويري از سياست‌گذاري عمومي و حکمراني است، درباره زندگي فردي نيست و عين سرنوشت سياست عمومي است.

سياست‌گذار، حکمران يا مجري اغلب يا شايد هميشه مي‌داند «راه درست کدومه، اما لعنتي هميشه سخت‌تر است.» او در چنين مواقعي دنبال کساني مي‌گردد که راه راحت‌تر اما نادرست را توجيه کنند يا درست جلوه دهند.

او گاه آن‌قدر موضوع را به اين و آن ارجاع مي‌دهد تا نظرات مختلف دريافت کند، معرکه آراء راه بيندازد و دست آخر مسئوليت خودش را در بين ديدگاه‌هاي متناقض گم يا کم‌رنگ کند و دست آخر راه راحت اما نادرست را برگزيند، بدون عذاب وجدان.

دستگاه اداري هم هميشه پر از آدم‌هايي است که به داد او مي‌رسند. آدم‌هايي که فرش را از جهت خوابش جارو مي‌کنند، و باد به بادبان راه راحت مي‌دمند. فضيلت از آن کساني است که سختي‌هاي راه را فرياد مي‌زنند، حتي مغضوب مي‌شوند اما به حکمران، سياست‌گذار يا مجري حالي مي‌کنند که نمي‌تواني بدون عذاب وجدان و پذيرش مسئوليت، راه راحت‌تر را انتخاب کني.

کار در عرصه سياست عمومي هميشه بر سر دوراهي درست/نادرست بودن است. انتخاب‌کننده هميشه درکي از سختي هر يک از دو راه دارد. حکمران، سياست‌گذار يا مجري آن‌گاه که از دغدغه اخلاقي تهي شود و هيچ چيز نتواند مسئوليت اخلاقي را به يادش بياورد، تباهي آغاز مي‌شود. مصيبت وقتي فرومي‌بارد که تنها توجيه اين باشد که «لعنتي هميشه سخت‌تر است.»

#سیاست_اقتصادی، #سیاست_خارجی، #سیاست_داخلی، #سیاست_فرهنگی، #سیاست_قضائی، #سیاست_اجتماعی، #سیاست_محیط_زیست، #سیاست_پولی، #سیاست_بورس، #سیاست_مالی، و #سیاست_...

👇👇👇
https://www.instagram.com/p/B_rrmOKn2aN/?igshid=12imescvwv1ix
 
(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
راهنماي سر کار گذاشتن مقامات ارشد
(قسمت اول، گزارش ضخیم)

 محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي


گيج کردن با گزارش ضخيم

⭕️ يکي از راه‌هايي که کارمندان، کارشناسان و مديران دولتي آگاهانه يا از سر ناآگاهي براي گيج، خنثي و فلج مغزي کردن مقامات ارشد به‌کار مي‌گيرند، نوشتن گزارش‌هاي حجيم، قطور، مملو از متن و با ضخامت است.

⭕️ پرونده‌های بسياري روي ميز مقامات اداري ارشد (احتمالاً نودونه درصد آن‌ها) وجود دارد که در کنار زماني که براي جلسات، رفت و آمد بين جلسات در شهر و ارتباطات سياسي صرف مي‌کنند، سبب مي‌شود هرگز فرصتي براي خواندن زياد و صرف کردن وقت بسيار براي متون ضخيم و حجيم نداشته باشند.

⭕️ شما با آگاهي از اين موضوع مي‌توانيد براي هر بار که خواستيد موضوع مهمي را گزارش کنيد، يک گزارش ضخيم و تا حد ممکن پرابهام، داراي زبان مغشوش و در هم ريخته محتوايي، اما شکيل براي مقام ارشد ارسال کنيد. او فرصت خواندن ندارد و ذهن درگير هزاران مسأله‌اش پردازش نمی‌کند.

⭕️ مقامات ارشد در مقابل چنين گزارش‌هايي چند سناريو دارند. فکر مي‌کنند تخصصي‌تر از آن است که بفهمند، مثل بقيه گزارش‌هاي اداري مزخرف است يا مطلب آن‌قدر مهم است که بايد به يک بخش تخصصي ارجاع کرد. سرنوشت غالب اين گونه گزارش‌ها، ارجاع به سلسله مراتب اداري است. شما در اين لحظه موفق شده‌ايد.

⭕️ گزارش ارجاع‌شده، در سلسله مراتب مي‌چرخد، هر کارمند و کارشناسي آن‌را به بغلي ارجاع مي‌دهد (بازي بغلي بگير اپيزودهاي طنز مهران مديري را به ياد بياوريد) و در نهايت به احتمال بسيار زياد شما گزارش داده‌ايد، کلي چرخيده است و اتفاقي هم نمي‌افتد.


بهبود‌هاي کوچک عليه گزارش‌هاي ضخيم

اگر مدير و مقام ارشد هستيد، براي اين‌که نگذاريد کارشناسان و مديران‌تان شما را سرکار بگذارند و زمان‌تان را بدزدند، مي‌توانيد از روش‌هاي زير استفاده کنيد:

☑️ براي زيردستان خود مشخص کنيد که گزارش‌ها و نامه‌هايي با حداکثر چند صفحه/کلمه را مي‌خوانيد.

☑️ گزارش‌هاي ضخيم‌تر از حد مشخص شده‌ را صرفاً با گزارش خلاصه‌شده بپذيريد.

☑️ معياري براي خلاصه‌سازي مشخص کنيد و براي مثال هر پنجاه صفحه گزارش مي‌تواند در يک صفحه خلاصه و ارسال شود.

☑️ مشخص کنيد که گزارش بايد خيلي صريح و روشن باشد و به تصميم‌گيري کمک کند. هدف از ارسال گزارش بايد به دقت مشخص شده باشد.

☑️ ارسال کننده گزارش‌هاي ضخيمي را که به تصميم‌گيري کمک نمي‌کنند، ابهام را افزايش مي‌دهند و به دليل فرصت نداشتن براي مطالعه (نه انجام کار تخصصي روي آن) بايد به سلسله مراتب ارجاع دهيد، توبيخ و تنبيه کنيد.

☑️ آدم‌هاي متخصصي در هر سازمان لازم است که خلاصه کردن متون را بدانند. اين‌ها کارمندان اداري ساده وامانده از همه جا نيستند، بلکه احتمالاً متخصص‌ترين، دست به قلم‌ترين و فهيم‌ترين کارکنان سازمان هستند که قادرند زمان شما را از دست «دزدان زمان» نجات دهند.

سخن آخر
اگر مقام و مدير ارشدي هستيد که روي ميزتان پر از گزارش‌هاي ضخيمي است که فرصت نداريد آن‌ها را بخوانيد و به سلسله مراتب ارجاع مي‌دهيد و به تصميم‌گيري شما کمک نمي‌کنند، «دزدان زمان» در حال بر باد دادن عمرتان هستند.

#دزدان_زمان
#گزارش_ضخيم

(به اشتراک بگذارید تا آفریده شود)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
پی‌نوشت
حل مشکلات نظام اداري براي تقويت ظرفيت حکومت ضروري است. من از آن‌جا که به بهبودهاي کوچک باور دارم، تلاش مي‌کنم در مجموعه‌اي از يادداشت‌ها شماري از مشکلات و راهکارهاي پيشنهادي براي بهبود را طرح کنم. اين متون شايد براي انديشيدن بيشتر به وضعيت نظام حکمراني کمک کنند.
آب، برق و کرونا در هواي داغ

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

هوا بالاخص در استان‌هاي گرمسير به سرعت به سمت گرم و داغ شدن پيش مي‌رود. شواهد درباره اثر گرماي هوا بر کرونا ضد و نقيض است. برخي مي‌گويند کرونا تحت تأثير گرما کمتر شده و برخي مي‌گويند بي‌‌تأثير است. من از آن دسته‌ام که به دلايل غيرپزشکي معتقدم اگر حواس‌مان نباشد، گرماي هوا باعث مي‌شود گرماي هوا مهار کرونا را سخت‌تر کند.

کادرهاي درمان خط مقدم «مقابله درماني» با کرونا هستند. کرونا اما يک خط مقدم «مقابله پيشگيرانه‌» هم دارد: صنعت آب. آخرين نظرسنجي که من ديدم نشان مي‌داد 92 درصد مردم گفته‌اند به‌طور مرتب دست‌هاي خود را براي مقابله با کرونا مي‌شويند. ميزان حمام رفتن مردم بيشتر شده و شست‌وشوي وسايل خريداري‌شده از بيرون ضروري شده است. اين‌ها همه باعث افزايش مصرف آب در منازل شده است.

اگر شست‌وشوي دست‌ها نباشد و آب به اندازه کافي براي «مقابله پيشگيرانه» با کرونا در دسترس قرار نگيرد، بيماري بيشتر مي‌شود کادرهاي درمان بايد فشار بيشتري را تحمل کنند.

وضعيت منابع آب کشور در دو سال گذشته با بارش‌ها بهتر شده اما برخي شهرها شاهد 30 تا 40 درصد افزايش مصرف آب شرب و بهداشت هستند. هوا درست در چنين شرايطي در حال گرم شدن است. گرماي هوا مصرف آب را بالا مي‌برد. اگر هواي آب را نداشته باشيم و مديريت مصرف نکنيم، گرماي هوا وضعيت کرونا را بدتر مي‌کند.

گرماي هوا مصرف کولرهاي گازي را بالاخص در مناطق گرمسير افزايش مي‌دهد. انتقال آب و فعال بودن مراکز درماني به عنوان دو جبهه اقدام پيشگيرانه و درماني عليه کرونا به برق نياز دارد. رعايت اصول مديريت مصرف در استفاده از برق نيز ضروري است تا مشکلي در تأمين برق شهرها و مراکز درماني ايجاد نشود.

اقتصاد ايران تا همين‌جا هم قرباني خسارات شديد کروناست. ميليون‌ها انسان از اين بيماري ضربه اقتصادی خورده‌اند و هر روز طول کشيدن آن درد و رنج ايرانيان را افزون مي‌کند. مديريت مصرف آب و برق راهي به سوي مهار کرونا و این درد و رنج است.

برای هر بار مصرف آب و برق، به کادرهای درمان، رنج بیماران و آسیب‌دیدگان اقتصادی از کرونا فکر کنیم.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad
زنده باد زندگی

محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي

دکتر محسن رناني نامه مفصلي (4600 کلمه) به «ويروس مبارک کرونا» نوشته و اثراتش بر جامعه ايران را برشمرده است. نامه او، درسي در سياست‌گذاري و حکمراني است. منتخبي از اين نامه را اینجا آورده‌ام. . لينک کل نامه در انتهاي این يادداشت هست.

🔹کرونا تو کمک کردی تا پرستاران ما، بدون نگرانی از مؤاخذه، در بیمارستان‌ها برقصند، تا ما دریابیم که موسیقی بخشی از انرژی سرشار دوران مدرن را آزاد می‌کند و ... موسیقی همزمان با جریان زندگی، فرصتی برای بازسازی روان و کسب آرامش به ما می‌دهد.

🔹کرونا تو به ما نشان دادی که روح انسانی در هر شرایطی قدرت معجزه دارد. تو به ما فرصت دادی تا صحنه های بی‌نظیر مهربانی و همدردی و همراهی پزشکان و پرستارانی را که از جان مایه می‌گذارند ببینیم و اشک همدلی بریزیم.

🔹تو سؤالات بزرگی در برابر دستگاه فقاهت و نهادهای دینی، اندیشمندان و روشنفکران مسلمان قرار دادی و جامعه مسلمانان را وارد شرایط بی‌نظیری برای تجربه دینداری‌های شخصیِ فارغ از مناسک جمعی کردی.

🔹کرونا تو ما را متوجه کردی که سازمان مدیریت بحران کشور، به‌جای نوشتن تفاهم‌نامه با حوزه علمیه برای کاهش بلایای طبیعی از طریق دعا، بهتر است بر تأمین امکانات و تجهیزات ایمنی برای شهرها تمرکز کند.

🔹کرونای عزیز تو آن‌چنان قدرتمندی که باعث شدی صدها زندانی سیاسی که سال‌ها نهادهای حقوق بشری پیگیر آزادی آن‌ها بودند،‌ آزاد شوند و این موضوع روشن شود که اگر همه زندانیان سیاسی هم آزاد شوند، هم‌چنان آرامش برقرار است و هیچ‌چیزی آسیب نمی‌بیند.

🔹تو هم‌چنین برای ما روشن کردی که می‌شود ۸۰ درصد از زندانیان کشور آزاد باشند و می‌توان بدون هیچ آسیبی به امنیت جامعه، به شیوه‌هایی بهتری آنان را مراقبت کنیم و به ایفای حقوق و انجام وظایفی که بر عهده دارند رهنمون کنیم.

🔹کرونا تو به ما نشان دادی که می‌توان عزیزانی را که دار فانی را وداع می‌گویند، در آرامش و سکوت به خاک سپرد و از دور برای‌شان طلب مغفرت کرد و آیات رحمتی نثار روح‌شان کرد؛ و هزینه‌هایی که صرف مراسم‌های متعدد می‌کردیم را برای شادی روح آنان صرف گره‌گشایی از مشکلات جامعه کنیم.

🔹کرونا این روزها که تو پیش ما هستی، ما داریم یاد می‌گیریم که می‌شود با هزینه‌ای اندک، در آرامش و سادگی، و بی‌هیاهو و بدون رقابت، ازدواج کرد. ما هم داریم می‌آموزیم که ازدواج جوانان‌مان را آسان بگیریم تا نسل جوان ما بتواند طعم عشق وسادگی را در زندگی بچشد.

🔹کرونای مبارک به ما نشان دادی که چقدر مقامات هر کشوری می‌توانند با برقراری ارتباط موثر و گفت‌وگوی صمیمانه و نزدیک، روراست و صادقانه با مردم، به جامعه خود اطمینان و آرامش بدهند. همچنین به مقامات ما خاطر‌نشان کردی که می‌شود بدون خطابه و سخنرانی، در سکوت، کار کرد، عمل کرد و مدیریت کرد.

🔹کرونا نشان دادی که می‌شود همه قوای حکومت همکارانه بر فوری‌ترین و اصلی‌ترین نیازهای جامعه متمرکز شوند و با مدیریتی آرام و به‌دور از شعار و هیجان، فقط رفاه و سلامت جامعه را مد نظر قرار دهند.

🔹کرونا آگاه‌مان کردی که برای مدیریت کارآمد یک موقعیت ویژه، نه‌تنها کل نظام سیاسی باید قیام کند، بلکه کل جامعه نیز باید به تصمیم مدیران، اعتماد و از آن پشتیبانی و با آن همکاری کند.

🔹تو در آرامش و بدون شتاب، کاری را خواهی کرد و ساختار سیاسی ما را در برابر انتخاب‌های مبارکی قرار خواهی داد که در این چهل سال نه جنگ تحمیلی، نه تلاش‌های صدها نویسنده و منتقد و استاد و هنرمند و روشنفکر، و نه انتخابات‌ها و اعتراضاتی نظیر ۸۸ و ۹۶ و ۹۸ نتوانستند به انجام برسانند.

🔹تو نشان دادی که توزیع قدرت و تفویض اختیار در سراسر کشور چقدر مدیریت حوادث ناگهانی را آسان می‌کند و موجب عملکرد مؤثر و فعال مقامات استانی می‌شود.

🔹کرونا ما را متوجه کردی که زمان بازسازی و شفافیت نظام تأمین اجتماعی کشور فرارسیده است، به‌گونه‌ای که بخش‌های مهم جمعیت که مشاغل موقت و روزمزد و پاره‌وقت دارند، تحت پوشش تأمین اجتماعی قرار گیرند تا در این موقعیت‌های ویژه‌ بتوان قشرهای کم‌درآمد را حمایت کرد.

🔹 کرونای مبارک، اصلاً نگران نباش، بمان و مأموریت خودت را تمام کن.

(اگر مي‌پسنديد به اشتراک بگذاريد.)

@fazeli_mohammad

لينک اصل نامه
آدم كسي مباش!

محمّد حسين كريمي پور

معلم عزيزي، دو سه باري، چند نفر از ما را برد منزل علامه جعفري . ما بچه ها، روي زمين دورش مي نشستيم و او با آن شمايل با نمك و لهجه شيرين آذري، برايمان حرف مي زد. بلد بود از آن اوج فلسفه و معقولات فرو آيد و با يك مشت پسر بچه سر به هوا ، ارتباط فكري برقرار كند!
علامه جورابهايش را نشانمان داد و با افتخار، تعريف كرد چقدر در رفوي جوراب مهارت دارد. يك ذره منيت و رعونت و جبروت آخوندي نداشت. آدم بود. نور به قبرش ببارد.

از آن نشست ها ، دو قصه از تجارب شخصي علامه يادم مانده كه امروز، يكي را برايتان نقل مي كنم.

آقاي من كه شما باشي، نقل به مضمون، علامه گفت:

روزي طلبه فلسفه خواني نزد من آمد تا برخي سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعديست كه استاد خوبي نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بي پاسخ مانده بود. پاسخ ها را كه مي شنيد، مثل تشنه اي بود كه آب خنكي يافته باشد. خواهش كرد برايش درسي بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند. چندي كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتي يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت درو كاسته نشد. مي دانستم اين شيفتگي، به استقلال فكرش صدمه مي زند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قرباني استقلال ضميرش كنم.

روزي كه قرار بود براي درس بيايد، در خانه را نيم باز گذاشتم. دوچرخه فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازي و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقي با شگفتي مرا نگريست. با هيجان، بازي را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بي يك كلمه، رفت كه رفت.

اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفري با آنهمه خدمات فكري و فرهنگي به اسلام ، گفت :
براي آخرتم به معدودي از اعمالم، اميد دارم. يكي همين دوچرخه بازي آنروز است!

درس استاد آن شب آن بود كه دنبال آدمهاي بزرگ بگرديد و سعي كنيد دركشان كرده از وجودشان توشه برگيريد. اما مريد و واله كسي نشويد. شما انسانيد و ارزشتان به ادراك و استقلال عقلتان است. عقلتان را تعطيل و تسليم كسي نكنيد. آدم كسي نشويد، هر چقدر هم طرف بزرگ باشد.

https://news.1rj.ru/str/M_H_Karimipour