کمک به یک تحقیق
یکی از دوستان محقق در حال اجرای پرسشنامه با موضوع بررسی وضعیت و مسائل زندگی دانشجویان کرد، بلوچ و ترکمن در شهر تهران است.
این دسته دانشجویان میتوانند با مراجعه به لینک زیر، پرسشنامه را تکمیل کنند. پیشاپیش سپاسگزارم.
https://b2n.ir/513062
یکی از دوستان محقق در حال اجرای پرسشنامه با موضوع بررسی وضعیت و مسائل زندگی دانشجویان کرد، بلوچ و ترکمن در شهر تهران است.
این دسته دانشجویان میتوانند با مراجعه به لینک زیر، پرسشنامه را تکمیل کنند. پیشاپیش سپاسگزارم.
https://b2n.ir/513062
پُرسلاین
تجربه دانشجویی در تهران - نهایی - ویژه مصاحبه شوندگان
با پُرسلاین به راحتی پرسشنامه خود را طراحی و ارسال کنید و با گزارشهای لحظهای آن به سرعت تصمیم بگیرید.
مردم و موج دوم کرونا
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس همین تعداد در اینجا ارائه میکنم. ابتدا از همه کسانی که در تکمیل پرسشنامه کمک کردند تشکر میکنم.
یک. تعداد پاسخگویان 6760 نفر
دو. 95.1 درصد پاسخگویان معتقدند مردم نسبت به اوایل شیوع کرونا، معیارهای بهداشتی را کمتر رعایت میکنند.
سه. 38.9 درصد پاسخگویان خودشان را جزء آن دسته افرادی دانستهاند که نسبت به اوایل شیوع کرونا، کمتر معیارهای بهداشتی را رعایت میکنند.
چهار. آنها که گفتهاند کمتر از گذشته رعایت میکنند، اخبار مربوط به کرونا را هم کمتر پیگیری میکنند. این در حالی است که آنها خطر کرونا برای سلامتی خود را نسبت به آنها که گفتهاند به اندازه قبل رعایت میکنند، 30 درصد بیشتر برآورد کردهاند. (احتمالاً میدانند که بر اثر رعایت نکردن، بیشتر در معرض خطر هستند.)
پنج. آنها که گفتهاند کمتر از گذشته رعایت میکنند، از نظر سطح تحصیلات با گروه دیگری که گفتهاند رعایت میکنند، تفاوتی ندارند؛ اما میانگین درآمد آنها به طرز معناداری پایینتر است.
شش. آنها که گفتهاند کمتر رعایت میکنند، به دلایل این رفتارشان نمره دادهاند. نمره میانگین هر دلیل (عددی بین 1 تا 5) به شرح زیر است.
🔹شرایط کار و زندگیام اجازه نمیدهد رعایت کنم. (3.98)
🔹من از رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا خسته شدهام. (3.82)
🔹ترس من از کرونا کم شده است. (3.43)
🔹کرونا آنقدر که فکر میکردم خطرناک نیست. (3.01)
🔹زیرا گفته میشود شیوع بیماری کم شده است. (2.81)
🔹در اماکنی (نظیر مترو) تردد میکنم که امکان رعایت وجود ندارد. (2.53)
🔹رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا بیفایده است. (2.49)
🔹توان مالی خرید ماسک و دستکش ندارم. (2.19)
هفت. تحلیل آماری (تحلیل عاملی) نشان میدهد که دلایل مردم برای کمتر رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا به دو دسته کلی قابل تقسیم است. دسته اول را «ذهنی-روانشناختی» و دسته دوم را «عینی-معیشتی» مینامیم.
⭕️ دلایل ذهنی-روانشناختی
ترس من از کرونا کم شده است.
🔹کرونا آنقدر که فکر میکردم خطرناک نیست.
🔹من از رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا خسته شدهام.
🔹گفته میشود شیوع بیماری کم شده است.
🔹رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا بیفایده است.
⭕️دلایل عینی-معیشتی
🔹شرایط کار و زندگیام اجازه نمیدهد رعایت کنم.
🔹در اماکنی (نظیر مترو) تردد میکنم که امکان رعایت وجود ندارد.
🔹توان مالی خرید ماسک و دستکش ندارم.
هشت. میزان انجام چهار رفتار مقابله با کرونا یعنی: 1. پوشیدن ماسک، 2. پوشیدن دستکش، 3. حفظ فاصله از دیگران و 4. خودداری از خروج غیرضروری از منزل پرسیده شده است. یافته آماری مهم این است که:
🔹شدت رابطه همبستگی عوامل ذهنی-روانشناختی با سه رفتار پوشیدن ماسک، دستکش و حفظ فاصله اجتماعی، بیش از همبستگی میزان انجام این رفتارها با عوامل عینی-معیشتی است.
🔹شدت رابطه عوامل ذهنی-روانشناختی و عوامل عینی-معیشتی با «خودداری از خروج غیرضروری از منزل» دقیقاً یکسان است.
🔹دو یافته فوق به این معناست که «ماسک زدن، حفظ فاصله اجتماعی و پوشیدن دستکش» که برای پیشگیری از کرونا بسیار مهم هستند، بیشتر از وضع معیشتی، تحت تأثیر جهتگیریهای ذهنی افراد است.
نه. کسانی که کمتر رعایت میکنند نسبت به آنها که کماکان مراقبتهای ضدکرونا را رعایت میکنند، سه ویژگی متمایز دارند:
🔹میانگین سنی آنها حدود 4.5 سال کمتر است و جوانتر هستند. (مسنترها بیشتر رعایت میکنند.)
🔹جایگاه طبقاتی پایینتری برای خود قائل شدهاند.
🔹هزینه ماهیانه خانواده خود را پایینتر اعلام کردهاند.
ده. مردان به طرز معناداری بیش از زنان هر دو دسته عوامل «ذهنی-روانشناختی» و «عینی-معیشتی» را به عنوان دلیل کمتر رعایت کردن مراقبتها ذکر کردهاند.
نتیجهگیری سیاستی
درست است که نتایج به دلیل معرف نبودن نمونه (خصیصه کلیه نمونهگیریهای اینترنتی) قابل تعمیم نیستند، اما میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذار باید:
یک. اطلاعرسانی گسترده بهمنظور بسیج عزم عمومی (عواطف، احساسات و ...) برای تأثیرگذاری بر متغیرهای ذهنی-روانشناختی را تقویت کند.
دو. سیاستگذار باید مانع فروپاشی حس جمعی خطر شود و با اطلاعرسانی هدفمند، فایدهمند بودن مراقبتها را نشان دهد.
سه. دادههای پزشکی را در خدمت نشان دادن خطر کرونا برای جوانان قرار دهد.
چهار. سیاستگذار باید بیشتر بر اطلاعرسانی به مردان به عنوان کسانی که مراقبتها را کمتر رعایت میکنند، تمرکز کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس همین تعداد در اینجا ارائه میکنم. ابتدا از همه کسانی که در تکمیل پرسشنامه کمک کردند تشکر میکنم.
یک. تعداد پاسخگویان 6760 نفر
دو. 95.1 درصد پاسخگویان معتقدند مردم نسبت به اوایل شیوع کرونا، معیارهای بهداشتی را کمتر رعایت میکنند.
سه. 38.9 درصد پاسخگویان خودشان را جزء آن دسته افرادی دانستهاند که نسبت به اوایل شیوع کرونا، کمتر معیارهای بهداشتی را رعایت میکنند.
چهار. آنها که گفتهاند کمتر از گذشته رعایت میکنند، اخبار مربوط به کرونا را هم کمتر پیگیری میکنند. این در حالی است که آنها خطر کرونا برای سلامتی خود را نسبت به آنها که گفتهاند به اندازه قبل رعایت میکنند، 30 درصد بیشتر برآورد کردهاند. (احتمالاً میدانند که بر اثر رعایت نکردن، بیشتر در معرض خطر هستند.)
پنج. آنها که گفتهاند کمتر از گذشته رعایت میکنند، از نظر سطح تحصیلات با گروه دیگری که گفتهاند رعایت میکنند، تفاوتی ندارند؛ اما میانگین درآمد آنها به طرز معناداری پایینتر است.
شش. آنها که گفتهاند کمتر رعایت میکنند، به دلایل این رفتارشان نمره دادهاند. نمره میانگین هر دلیل (عددی بین 1 تا 5) به شرح زیر است.
🔹شرایط کار و زندگیام اجازه نمیدهد رعایت کنم. (3.98)
🔹من از رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا خسته شدهام. (3.82)
🔹ترس من از کرونا کم شده است. (3.43)
🔹کرونا آنقدر که فکر میکردم خطرناک نیست. (3.01)
🔹زیرا گفته میشود شیوع بیماری کم شده است. (2.81)
🔹در اماکنی (نظیر مترو) تردد میکنم که امکان رعایت وجود ندارد. (2.53)
🔹رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا بیفایده است. (2.49)
🔹توان مالی خرید ماسک و دستکش ندارم. (2.19)
هفت. تحلیل آماری (تحلیل عاملی) نشان میدهد که دلایل مردم برای کمتر رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا به دو دسته کلی قابل تقسیم است. دسته اول را «ذهنی-روانشناختی» و دسته دوم را «عینی-معیشتی» مینامیم.
⭕️ دلایل ذهنی-روانشناختی
ترس من از کرونا کم شده است.
🔹کرونا آنقدر که فکر میکردم خطرناک نیست.
🔹من از رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا خسته شدهام.
🔹گفته میشود شیوع بیماری کم شده است.
🔹رعایت کردن رفتارهای مقابله با کرونا بیفایده است.
⭕️دلایل عینی-معیشتی
🔹شرایط کار و زندگیام اجازه نمیدهد رعایت کنم.
🔹در اماکنی (نظیر مترو) تردد میکنم که امکان رعایت وجود ندارد.
🔹توان مالی خرید ماسک و دستکش ندارم.
هشت. میزان انجام چهار رفتار مقابله با کرونا یعنی: 1. پوشیدن ماسک، 2. پوشیدن دستکش، 3. حفظ فاصله از دیگران و 4. خودداری از خروج غیرضروری از منزل پرسیده شده است. یافته آماری مهم این است که:
🔹شدت رابطه همبستگی عوامل ذهنی-روانشناختی با سه رفتار پوشیدن ماسک، دستکش و حفظ فاصله اجتماعی، بیش از همبستگی میزان انجام این رفتارها با عوامل عینی-معیشتی است.
🔹شدت رابطه عوامل ذهنی-روانشناختی و عوامل عینی-معیشتی با «خودداری از خروج غیرضروری از منزل» دقیقاً یکسان است.
🔹دو یافته فوق به این معناست که «ماسک زدن، حفظ فاصله اجتماعی و پوشیدن دستکش» که برای پیشگیری از کرونا بسیار مهم هستند، بیشتر از وضع معیشتی، تحت تأثیر جهتگیریهای ذهنی افراد است.
نه. کسانی که کمتر رعایت میکنند نسبت به آنها که کماکان مراقبتهای ضدکرونا را رعایت میکنند، سه ویژگی متمایز دارند:
🔹میانگین سنی آنها حدود 4.5 سال کمتر است و جوانتر هستند. (مسنترها بیشتر رعایت میکنند.)
🔹جایگاه طبقاتی پایینتری برای خود قائل شدهاند.
🔹هزینه ماهیانه خانواده خود را پایینتر اعلام کردهاند.
ده. مردان به طرز معناداری بیش از زنان هر دو دسته عوامل «ذهنی-روانشناختی» و «عینی-معیشتی» را به عنوان دلیل کمتر رعایت کردن مراقبتها ذکر کردهاند.
نتیجهگیری سیاستی
درست است که نتایج به دلیل معرف نبودن نمونه (خصیصه کلیه نمونهگیریهای اینترنتی) قابل تعمیم نیستند، اما میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذار باید:
یک. اطلاعرسانی گسترده بهمنظور بسیج عزم عمومی (عواطف، احساسات و ...) برای تأثیرگذاری بر متغیرهای ذهنی-روانشناختی را تقویت کند.
دو. سیاستگذار باید مانع فروپاشی حس جمعی خطر شود و با اطلاعرسانی هدفمند، فایدهمند بودن مراقبتها را نشان دهد.
سه. دادههای پزشکی را در خدمت نشان دادن خطر کرونا برای جوانان قرار دهد.
چهار. سیاستگذار باید بیشتر بر اطلاعرسانی به مردان به عنوان کسانی که مراقبتها را کمتر رعایت میکنند، تمرکز کند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
آقاي مسئول بخوان و نگذار مردم بسوزند
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ کلينيک سينا منفجر شد و تاکنون نوزده نفر جان باختهاند. سهونيم سال پيش هم ساختمان پلاسکو فروريخت و کموبيش همين تعداد انسان جان باختند. آقاي شهردار، آقاي قوه قضائيه، آقاي مسئول ... من عضو کميته ملي گزارش ملي پلاسکو بودم و اکنون که هيچ سخني از عمدي بودن و خرابکاري گفته نشده، و از سويي قديمي بودن ساختمان مطرح شده است، کموبيش ميتوانم تصور کنم در پس آن يک لحظه که انفجار صورت گرفته، چه تاريخي از بيتوجهي، قصور، ناکارآمدي و ناديده گرفتن استانداردهاي ايمني خفته است. خوشبختانه همه اين نوع قصورها و ناکارآمديها در جايي مستند و مکتوب شده است.
✅ آقاي مسئول، بخش عمده پاسخها درباره حادثه کلينيک سينا در #گزارش_ملي_پلاسکو آمده است. #پلاسکو و #سينا مثل هزاران نمونه ديگر ساختمانهايي هستند که مردم اين شهر، و مردمان اين کشور هر رو ز به آنها رفت و آمد ميکنند و استانداردهاي ايمني در اداره آنها هيچ جايي ندارند. داستان اين بيتوجهيها يا همان بازي با مرگ در اين نوع ساختمانها در آن گزارش به تفصيل آمده است.
✅ آقاي شهردار، آقاي قوه قضائيه، آقاي دولت، آقاي مسئول هر که هستي، هزاران پلاسکو و سينا در گوشه گوشه اين کشور فعال هستند. مجهز نبودن آنها مطابق استانداردها در گزارش کارگروه آتش و کارگروه مديريت بحران گزارش ملي پلاسکو آمده است. بررسي مسئوليتهاي حقوقي همه دستگاههاي مسئول در قبال ايمني آتش و چنين حوادثي در گزارش هفتصد صفحهاي کارگروه حقوقي گزارش ملي پلاسکو آمده است. گزارش بررسي فرهنگ ايمني و جاي نداشتن ايمني در نظام ذهني ايرانيان در گزارش کارگروه اجتماعي و فرهنگي گزارش ملي پلاسکو آمده است.
✅ آقاي شهردار، آقاي مسئول، آقايي که دستت ميرسد تا کاري کني آدمها وسط آتش زجرکش و از انفجار تکه پاره نشوند، به کارشناسانت بگو آن گزارش را بخوانند، بگو نقصهايش را هم برطرف کنند، اما نگذار خاک بخورد. اين همه به در و ديوار شهر نصيحت مردم ميچسبانيد، پند و نصيحت اخلاقي به خورد مردم ميدهيد، براي ايمني هم همين قدر ارزش قائل شويد. آقاي مسئول آن گزارش براي خاک خوردن تهيه نشد و نه براي آنکه هر وقت فاجعهاي پيش ميآيد، وجود آن گزارش را يادآور شویم. تهيه شد تا نظام حکمراني شهري و ملي که به اندازه نصيحت کردن مردم مسئول ايمني هم هست، ياد بگيرد، از گذشته بياموزد.
#پلاسکو_را_فراموش_نکنيم
#گزارش_ملي_پلاسکو
#ايمني_آتش
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ کلينيک سينا منفجر شد و تاکنون نوزده نفر جان باختهاند. سهونيم سال پيش هم ساختمان پلاسکو فروريخت و کموبيش همين تعداد انسان جان باختند. آقاي شهردار، آقاي قوه قضائيه، آقاي مسئول ... من عضو کميته ملي گزارش ملي پلاسکو بودم و اکنون که هيچ سخني از عمدي بودن و خرابکاري گفته نشده، و از سويي قديمي بودن ساختمان مطرح شده است، کموبيش ميتوانم تصور کنم در پس آن يک لحظه که انفجار صورت گرفته، چه تاريخي از بيتوجهي، قصور، ناکارآمدي و ناديده گرفتن استانداردهاي ايمني خفته است. خوشبختانه همه اين نوع قصورها و ناکارآمديها در جايي مستند و مکتوب شده است.
✅ آقاي مسئول، بخش عمده پاسخها درباره حادثه کلينيک سينا در #گزارش_ملي_پلاسکو آمده است. #پلاسکو و #سينا مثل هزاران نمونه ديگر ساختمانهايي هستند که مردم اين شهر، و مردمان اين کشور هر رو ز به آنها رفت و آمد ميکنند و استانداردهاي ايمني در اداره آنها هيچ جايي ندارند. داستان اين بيتوجهيها يا همان بازي با مرگ در اين نوع ساختمانها در آن گزارش به تفصيل آمده است.
✅ آقاي شهردار، آقاي قوه قضائيه، آقاي دولت، آقاي مسئول هر که هستي، هزاران پلاسکو و سينا در گوشه گوشه اين کشور فعال هستند. مجهز نبودن آنها مطابق استانداردها در گزارش کارگروه آتش و کارگروه مديريت بحران گزارش ملي پلاسکو آمده است. بررسي مسئوليتهاي حقوقي همه دستگاههاي مسئول در قبال ايمني آتش و چنين حوادثي در گزارش هفتصد صفحهاي کارگروه حقوقي گزارش ملي پلاسکو آمده است. گزارش بررسي فرهنگ ايمني و جاي نداشتن ايمني در نظام ذهني ايرانيان در گزارش کارگروه اجتماعي و فرهنگي گزارش ملي پلاسکو آمده است.
✅ آقاي شهردار، آقاي مسئول، آقايي که دستت ميرسد تا کاري کني آدمها وسط آتش زجرکش و از انفجار تکه پاره نشوند، به کارشناسانت بگو آن گزارش را بخوانند، بگو نقصهايش را هم برطرف کنند، اما نگذار خاک بخورد. اين همه به در و ديوار شهر نصيحت مردم ميچسبانيد، پند و نصيحت اخلاقي به خورد مردم ميدهيد، براي ايمني هم همين قدر ارزش قائل شويد. آقاي مسئول آن گزارش براي خاک خوردن تهيه نشد و نه براي آنکه هر وقت فاجعهاي پيش ميآيد، وجود آن گزارش را يادآور شویم. تهيه شد تا نظام حکمراني شهري و ملي که به اندازه نصيحت کردن مردم مسئول ايمني هم هست، ياد بگيرد، از گذشته بياموزد.
#پلاسکو_را_فراموش_نکنيم
#گزارش_ملي_پلاسکو
#ايمني_آتش
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
واقعیت دردناک آشنا
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
#امیر_ناظمی متنی با عنوان: #ایرانیان_ملت_همیشه_در_آستانه نوشته است. واقعیت دردناک، زیانباری و حتی آشنایی را به سادگی طرح میکند. خواندنش دو سه دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد. (اینجا)
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
#امیر_ناظمی متنی با عنوان: #ایرانیان_ملت_همیشه_در_آستانه نوشته است. واقعیت دردناک، زیانباری و حتی آشنایی را به سادگی طرح میکند. خواندنش دو سه دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد. (اینجا)
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
شبکه توسعه
🔳⭕️ ایرانیان؛ ملت همیشه در آستانه!
امیر ناظمی
اخیرا در نظرسنجی «شبکه توسعه» در خصوص تصور ایرانیان از ده سال آیندهشان پرسش شده است؛ و ۹۰۸۱ نفر در این نظرسنجی شرکت کردهاند. از میان آنان ۲۹٪ باور دارند که وضعیتشان بهتر میشود و ۱۸٪ گفتهاند بدتر؛ خب ممکن…
امیر ناظمی
اخیرا در نظرسنجی «شبکه توسعه» در خصوص تصور ایرانیان از ده سال آیندهشان پرسش شده است؛ و ۹۰۸۱ نفر در این نظرسنجی شرکت کردهاند. از میان آنان ۲۹٪ باور دارند که وضعیتشان بهتر میشود و ۱۸٪ گفتهاند بدتر؛ خب ممکن…
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️چرا لگن سوار ميشويم؟
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
در ایران به جای واژه بلند «خودرویِ گران قیمت و کمکيفيتِ داخلی» میگوییم لگن! و سالهاست که ما همیشه از خود میپرسیم که چرا کار ما به لگن کشید؟ لگنهايي که حالا ارزانترينشان صد ميليون شده! چندی پیش گزارش تحقيق و تفحص مجلس از صنعت خودروسازي قرائت شد. این «مثنوي لگننامه» توضيح ميدهد که«چرا هنوز لگن سوار ميشويم؟» با خواندن این گزارش:
⭕️ میفهمیم تیم تفحص به این جمعبندی رسیده است که قيمتهاي دستوري و عرضه خودرو به قيمتهاي زير قيمت بازار، درآمدهاي هنگفت به جيب واسطهها سرازير ميکند. روي هر پرايد حدود ۳۰ ميليون تومان از جيب مصرفکننده نهايي به دلالان و افراد داراي امتيازات ويژه منتقل ميشود!
⭕️ ميفهميم نيروي انساني ۱۲ درصد هزينه توليد خودروست در حالی در دنيا حدود ۴ درصد است؟ حالا چرا این خودروسازان ایران اینقدر مازاد نیروی انسانی دارند؟ دولت، ن. م. و ن. ا. (تقریبا همه به جز ب. ز.) در استخدام بی رویه نيروي انساني موثرند. خودروسازيها تبدیل شدهاند به آژانس کاریابی برای برخی مقامات ذینفوذ!
⭕️ میفهمیم مقامات دستور داده بودند در سنگال کارخانه خودروسازي احداث شود؛ شد؛ برق نداشتند؛ تعطيل شد. قابل واگذاري و فروش هم نيست. اینها میشود هزینه سوخت شده، هزینه سوخت شده هم می آید روی قیمت ماشین!
⭕️ ميفهميم که دولت و سازمان بازرسی با اجبار خودروسازان به فروش فوری، پیشفروش و قیمتگذاری دستوری اشتباه، ۳۰ هزارمیلیارد تومان به دو خودروساز بزرگ زيان وارد کردهاند. این زیان را چه کسی باید جبران کند؟
⭕️ ميفهميم که تعارض منافع و مداخله دولت و نهادهای سیاستگذار بازار، خودروسازان، هیئت مدیره و مدیران عامل شرکتهای خودروساز، سهامداران، مجلس، تأمینکنندگان خاص، نهادهای نظارتی، قضایی و امنیتی، نظام فروش، نمایندگان فروش و سازمانهای متولی نظارت کیفی و توسعه استانداردها (کسي ديگه نبود؟!!) باعث ناکارآمدي و فساد شده است. کشور هنوز قانون مديريت تعارض منافع ندارد!
⭕️ ميفهميم، طی سنوات گذشته (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱) عدم رعایت اصول اولیه انعقاد قرارداد و اخذ تضامین معتبر از خریداران خارجی، سبب ایجاد بالغ بر ۵۰ میلیون دلار مطالبات سوختشده و مشکوکالوصول در ایرانخودرو شده است. ۵۰ میلیون دلار می شود ۱۰۰۰ میلیارد تومان!
⭕️ ميفهميم خودروسازها بنگاهداری هم ميکنند به نحوي که در پایان سال ۱۳۹۷ ایران خودرو دارای ۱۰۷ شرکت بوده و تعاونیهای خاص و اعتبار کارکنان نیز دارای ۱۲ شرکت فعال است. شرکت سایپا هم کنترل ۶۴ شرکت فعال و ۱۲ شرکت غیرفعال در اختیار دارد. وضعیت بنگاهداریشان هم جوري است که اطلاعات برخی شرکتها حتی در اختیار خودروسازان نيست. این ساختار مالکيت و سهامداري شرکتهاي خودروسازي تودرتو و مستعد فساد است.
⭕️ ميفهميم که تحريمهاي بينالمللي سبب عقبماندگي خودروسازان ايراني و عدم مشارکت واقعي خودروسازان در همکاريهاي صنعتي شده است. ميفهميم که نرخ ارز و قيمتگذاري دستوري و تلاطم نرخ ارز براي صنعت خودرو مصيبتبار بوده و رانت بسيار خلق کرده است.
⭕️ و جالبتر اینکه در این گزارش اشاره شده که هيئت رئيسه مجلس، نيروي انتظامي، قوه قضائيه و برخي سازمانهاي حاکميتي با تيم تحقيق و تفحص همکاري نکردهاند. عجيب نيست!! فکر می کنید چرا همکاری نکرده اند؟
☑️ تحليل و تجویز راهبردی:
1⃣ خلاصه اینکه وقتی هر کسی میآید و خودروسازان را مجبور میکند که در هر ناکجاآبادی (مثلا سنگال) سرمایهگذاری کند، دست آقازادهاش را در ایران خودرو و سایپا بند میکند، رانت دلال از سود تولیدکننده و نفع خریدار بیشتر است، وقتی خودروسازان ما ارتباط شان با جهان بخاطر تحریم ها قطع است، وقتی شرکت های خودروسازی در مجموعه اقتصادی شان صد کار دیگر هم می کنند در کنار هم خودروسازی، وقتی تعارض منافع در شبکه روابط بین ذینفعان موج میزند، همین که ما لگن سوار ميشويم جاي شکر دارد.
2⃣ سوار شدن بر خودروهاي بهتر و ارزانتر داخلي، فقط بعد از درمان اين مشکلات ممکن ميشود. اين درمان قطعا امکانپذير است، سياستگذار و سياستمدار بايد به الزاماتش تن بدهد.
3⃣ مبارزه با فساد با گرفتن سلاطين و آويزان کردنشان از چند نقطه، امکانپذير نيست. دل خلايق را هم ديگر خنک نميکند، تا سازوکارهای بنیادین درست نشوند، این سازوکار، سلطان پرور است!
4⃣ به این فکر کنیم چرا تلويزيون نبايد چند ساعت برنامه را به واکاوي و تشريح کلمه به کلمه اين گزارش اختصاص دهد؟ از آن خرس پاندا که چند وقت يکبار در چين بچه ميزاييد که مهمتر است. حالا که تلویزیون به امور مهم تری چون پانداها می پردازد شما خودتان می توانید در اینجا به متن تکمیلی دسترسی پیدا کنید بخوانید تامل کنید و نشرش دهید.
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ايران:
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
در ایران به جای واژه بلند «خودرویِ گران قیمت و کمکيفيتِ داخلی» میگوییم لگن! و سالهاست که ما همیشه از خود میپرسیم که چرا کار ما به لگن کشید؟ لگنهايي که حالا ارزانترينشان صد ميليون شده! چندی پیش گزارش تحقيق و تفحص مجلس از صنعت خودروسازي قرائت شد. این «مثنوي لگننامه» توضيح ميدهد که«چرا هنوز لگن سوار ميشويم؟» با خواندن این گزارش:
⭕️ میفهمیم تیم تفحص به این جمعبندی رسیده است که قيمتهاي دستوري و عرضه خودرو به قيمتهاي زير قيمت بازار، درآمدهاي هنگفت به جيب واسطهها سرازير ميکند. روي هر پرايد حدود ۳۰ ميليون تومان از جيب مصرفکننده نهايي به دلالان و افراد داراي امتيازات ويژه منتقل ميشود!
⭕️ ميفهميم نيروي انساني ۱۲ درصد هزينه توليد خودروست در حالی در دنيا حدود ۴ درصد است؟ حالا چرا این خودروسازان ایران اینقدر مازاد نیروی انسانی دارند؟ دولت، ن. م. و ن. ا. (تقریبا همه به جز ب. ز.) در استخدام بی رویه نيروي انساني موثرند. خودروسازيها تبدیل شدهاند به آژانس کاریابی برای برخی مقامات ذینفوذ!
⭕️ میفهمیم مقامات دستور داده بودند در سنگال کارخانه خودروسازي احداث شود؛ شد؛ برق نداشتند؛ تعطيل شد. قابل واگذاري و فروش هم نيست. اینها میشود هزینه سوخت شده، هزینه سوخت شده هم می آید روی قیمت ماشین!
⭕️ ميفهميم که دولت و سازمان بازرسی با اجبار خودروسازان به فروش فوری، پیشفروش و قیمتگذاری دستوری اشتباه، ۳۰ هزارمیلیارد تومان به دو خودروساز بزرگ زيان وارد کردهاند. این زیان را چه کسی باید جبران کند؟
⭕️ ميفهميم که تعارض منافع و مداخله دولت و نهادهای سیاستگذار بازار، خودروسازان، هیئت مدیره و مدیران عامل شرکتهای خودروساز، سهامداران، مجلس، تأمینکنندگان خاص، نهادهای نظارتی، قضایی و امنیتی، نظام فروش، نمایندگان فروش و سازمانهای متولی نظارت کیفی و توسعه استانداردها (کسي ديگه نبود؟!!) باعث ناکارآمدي و فساد شده است. کشور هنوز قانون مديريت تعارض منافع ندارد!
⭕️ ميفهميم، طی سنوات گذشته (۱۳۸۸ تا ۱۳۹۱) عدم رعایت اصول اولیه انعقاد قرارداد و اخذ تضامین معتبر از خریداران خارجی، سبب ایجاد بالغ بر ۵۰ میلیون دلار مطالبات سوختشده و مشکوکالوصول در ایرانخودرو شده است. ۵۰ میلیون دلار می شود ۱۰۰۰ میلیارد تومان!
⭕️ ميفهميم خودروسازها بنگاهداری هم ميکنند به نحوي که در پایان سال ۱۳۹۷ ایران خودرو دارای ۱۰۷ شرکت بوده و تعاونیهای خاص و اعتبار کارکنان نیز دارای ۱۲ شرکت فعال است. شرکت سایپا هم کنترل ۶۴ شرکت فعال و ۱۲ شرکت غیرفعال در اختیار دارد. وضعیت بنگاهداریشان هم جوري است که اطلاعات برخی شرکتها حتی در اختیار خودروسازان نيست. این ساختار مالکيت و سهامداري شرکتهاي خودروسازي تودرتو و مستعد فساد است.
⭕️ ميفهميم که تحريمهاي بينالمللي سبب عقبماندگي خودروسازان ايراني و عدم مشارکت واقعي خودروسازان در همکاريهاي صنعتي شده است. ميفهميم که نرخ ارز و قيمتگذاري دستوري و تلاطم نرخ ارز براي صنعت خودرو مصيبتبار بوده و رانت بسيار خلق کرده است.
⭕️ و جالبتر اینکه در این گزارش اشاره شده که هيئت رئيسه مجلس، نيروي انتظامي، قوه قضائيه و برخي سازمانهاي حاکميتي با تيم تحقيق و تفحص همکاري نکردهاند. عجيب نيست!! فکر می کنید چرا همکاری نکرده اند؟
☑️ تحليل و تجویز راهبردی:
1⃣ خلاصه اینکه وقتی هر کسی میآید و خودروسازان را مجبور میکند که در هر ناکجاآبادی (مثلا سنگال) سرمایهگذاری کند، دست آقازادهاش را در ایران خودرو و سایپا بند میکند، رانت دلال از سود تولیدکننده و نفع خریدار بیشتر است، وقتی خودروسازان ما ارتباط شان با جهان بخاطر تحریم ها قطع است، وقتی شرکت های خودروسازی در مجموعه اقتصادی شان صد کار دیگر هم می کنند در کنار هم خودروسازی، وقتی تعارض منافع در شبکه روابط بین ذینفعان موج میزند، همین که ما لگن سوار ميشويم جاي شکر دارد.
2⃣ سوار شدن بر خودروهاي بهتر و ارزانتر داخلي، فقط بعد از درمان اين مشکلات ممکن ميشود. اين درمان قطعا امکانپذير است، سياستگذار و سياستمدار بايد به الزاماتش تن بدهد.
3⃣ مبارزه با فساد با گرفتن سلاطين و آويزان کردنشان از چند نقطه، امکانپذير نيست. دل خلايق را هم ديگر خنک نميکند، تا سازوکارهای بنیادین درست نشوند، این سازوکار، سلطان پرور است!
4⃣ به این فکر کنیم چرا تلويزيون نبايد چند ساعت برنامه را به واکاوي و تشريح کلمه به کلمه اين گزارش اختصاص دهد؟ از آن خرس پاندا که چند وقت يکبار در چين بچه ميزاييد که مهمتر است. حالا که تلویزیون به امور مهم تری چون پانداها می پردازد شما خودتان می توانید در اینجا به متن تکمیلی دسترسی پیدا کنید بخوانید تامل کنید و نشرش دهید.
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ايران:
@fazeli_mohammad
ایسنا
قرائت گزارش تفحص از علل ناکارآمدی خودروسازان در مجلس+ متن گزارش
گزارش تحقیق و تفحص از علل ناکارآمدی شرکتهای خودرو ساز داخلی در جلسه علنی امروز مجلس قرائت و پیشنهاد شد شعبهای خاص برای رسیدگی قضایی به تخلفات و مفاسد حوزه صنعت خودرو تخصیص یابد.
👍5👎1
نامهای برای کار کردن نه فریاد کشیدن
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دوازده رئیس کمیسیون مجلس نامهای با لحن تند به رئیسجمهور مینویسند و علی ربیعی در یادداشتی که خودش نامهای است، به آن پاسخ داده است. حرف جدی و ناپوچ در این فضا کمتر شنیده میشود و همه به نوعی از کنار این متن گذشتهاند. گویی کسی حال ندارد غیر از ناله کردن یا فریاد کشیدن کاری کند.
✅ او به صراحت میگوید چنان ننویسید که گویی مجالس اصولگرای نهم و دهم هیچ نقشی در این وضع اقتصاد و جامعه نداشتهاند: «انگار نه انگار که بودجه در کمیسیونهای مجلس تغییر میکند و به تصویب میرسد، مصوبات مجلس و قوانین مصوب آن بر اداره کشور مؤثر بودهاند و وزرای دولت و برنامههایشان از مجالس رأی اعتماد گرفتهاند و نمایندگان دو مجلس اصولگرا در همه هفت سال گذشته با هزاران سؤال و دهها جلسه طرح پرسش و استیضاح، بر دولت نظارت داشتهاند. گویی اداره کشور حاصل جمع مسئولیت مشترک و اختیارات اعمالشده دولت و مجلس و سایر قوا، نهادها و شوراهای فراقوهای مختلف نیست.»
✅ سپس به اثر تاریخ اشاره کرده و مینویسد: «برادران گرانقدر تا زمانی که قرار بر این باشد که مسئولیت وضع موجود را همگان نپذیرند و اثر مسیر و میراث تاریخی شیوه اداره کشور بر شانههای اقتصاد و جامعه ایران تحلیل نشود، گشایشی حاصل نمیشود. آنچه که شما امروز نمیپسندید محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهایی است که سهمی در حکومت داشته و دارند، هیچ کس از نپذیرفتن بار این مسئولیت طرفی نمیبندد و گرهی نمیگشاید.» بهواقع مسئولیت امروز را باید همه صاحبان قدرت بپذیرند، آنچه امروز شاهدیم محصولی تاریخی و جمعی است.
✅ یکی از مهمترین عبارات متن این است: «مجلس یازدهم نیز با راهحلهایی از جنس «مدیریت جهادی»، «پرانگیزگی»، «افزایش نظارت بر دولت» و «احیای انقلابیگری» که در نامه ذکر شده به میدان آمده است. نویسندگان نامه که برخی سالها سابقه فعالیت در عرصه اقتصادی و سیاسی داشتهاند باید ابتدا مشخص سازند که معنای عملیاتی مشخص برای شعارهای کلیدی آنها چیست؟» بهواقع معنای عملیاتی اینها چیست؟ این سؤال بسیار مهمی است و ربیعی گویندگان این واژهها در مجلس را به یک چالش بزرگ دعوت میکند.
✅ چالش این گونه طرح میشود: «...بانکهای مرکزی در دنیا متولی اصلی سیاست پولی، کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی هستند. ممکن است صریح و شفاف توضیح دهید که ابزارهای بانک مرکزی باید چگونه به تنهایی و در تعامل با سایر سیاستهای کشور عمل کنند تا آن مدیریت مد نظر شما پیاده شود و ارزش پول ملی حفظ شود؟ مصداق روشن شعارهایی نظیر انقلابیگری، مدیریت جهادی و پرانگیزگی در سیاستهای پولی و بانکی چیست و دوستان کدام طرح مکتوب و مشخص برای اعمال این سیاستها را پیشنهاد میکنند؟»
✅ اگر یک متن مکتوب توسط مجلسیان منتشر شود که توضیح دهد «مدیریت جهادی»، «احیای انقلابیگری» و «پرانگیزگی» در دل سیاستهای پولی و به قصد کنترل تورم چیست، و اقتصاددانان آنرا معقول بدانند، میتوان معنای این شعارها را در واقعیت دانست و غیر از این، ابزارهایی برای مناقشهاند.
✅ او میگوید اگر واقعاً اهل اصلاح، اقدام و عمل هستید، بیایید درباره دستورکارهای مهمی کار کنیم.
🔹اول. اصلاح قوانین ناظر بر بانکداری به منظور درمان ریشهای معضلات نظام بانکی و عواقب ناشی از آنها….
🔹دوم. بررسی و تصویب لایحه مدیریت تعارض منافع
🔹سوم. بررسی و تدوین قانون جامعی برای ارتقای شفافیت و تضمین اجرای رویههای ارتقای شفافیت
🔹چهار. اصلاح قانون جامع انتخابات و تعیین تکلیف تأمین مالی انتخابات
🔹پنج. بررسی و تصویب قانون جامعی برای حفاظت از محیطزیست و تضمین توسعه پایدار
🔹شش. تدوین راهکارهای تفویض اختیار به استانداران و مقامات محلی برای افزایش کارآمدی
🔹هفت. تدوین و تصویب لایحه مدیریت صداوسیما
🔹هشت. اصلاحات ساختاری در نظام بودجهریزی کشور
🔹نه. اصلاح قوانین رسانهها و نهادهای صنفی و مدنی و سازمانهای مردم نهاد
🔹ده. اصلاح قوانین نظام رفاهی و حمایت اجتماعی، شناسایی اقتصادی و اجتماعی شهروندان و فقرزدایی.
🔹یازده. اصلاح قوانین مالیاتی بالاخص قانون مالیات بر درآمدهای شخصی برای ارتقای عدالت اجتماعی و ...
✅ نامه علی ربیعی به سخن صریح و عملیاتی گفتن، پذیرش خطاهای گذشته و کار بر روی دستورکارهای دشوار اما ثمربخش دعوت میکند. نامهای نیست از جنس «من فریاد میکشم و مناقشه میکنم، پس هستم.» اگر راهی باشد، بخش زیاد آن از دل آنچه ربیعی نوشته است عبور میکند: پذیرش مسئولیت، معنادار سخن گفتن و کار کردن روی دستورکارهای ثمربخش.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دوازده رئیس کمیسیون مجلس نامهای با لحن تند به رئیسجمهور مینویسند و علی ربیعی در یادداشتی که خودش نامهای است، به آن پاسخ داده است. حرف جدی و ناپوچ در این فضا کمتر شنیده میشود و همه به نوعی از کنار این متن گذشتهاند. گویی کسی حال ندارد غیر از ناله کردن یا فریاد کشیدن کاری کند.
✅ او به صراحت میگوید چنان ننویسید که گویی مجالس اصولگرای نهم و دهم هیچ نقشی در این وضع اقتصاد و جامعه نداشتهاند: «انگار نه انگار که بودجه در کمیسیونهای مجلس تغییر میکند و به تصویب میرسد، مصوبات مجلس و قوانین مصوب آن بر اداره کشور مؤثر بودهاند و وزرای دولت و برنامههایشان از مجالس رأی اعتماد گرفتهاند و نمایندگان دو مجلس اصولگرا در همه هفت سال گذشته با هزاران سؤال و دهها جلسه طرح پرسش و استیضاح، بر دولت نظارت داشتهاند. گویی اداره کشور حاصل جمع مسئولیت مشترک و اختیارات اعمالشده دولت و مجلس و سایر قوا، نهادها و شوراهای فراقوهای مختلف نیست.»
✅ سپس به اثر تاریخ اشاره کرده و مینویسد: «برادران گرانقدر تا زمانی که قرار بر این باشد که مسئولیت وضع موجود را همگان نپذیرند و اثر مسیر و میراث تاریخی شیوه اداره کشور بر شانههای اقتصاد و جامعه ایران تحلیل نشود، گشایشی حاصل نمیشود. آنچه که شما امروز نمیپسندید محصول کردار همه قوا، نهادها و شوراهایی است که سهمی در حکومت داشته و دارند، هیچ کس از نپذیرفتن بار این مسئولیت طرفی نمیبندد و گرهی نمیگشاید.» بهواقع مسئولیت امروز را باید همه صاحبان قدرت بپذیرند، آنچه امروز شاهدیم محصولی تاریخی و جمعی است.
✅ یکی از مهمترین عبارات متن این است: «مجلس یازدهم نیز با راهحلهایی از جنس «مدیریت جهادی»، «پرانگیزگی»، «افزایش نظارت بر دولت» و «احیای انقلابیگری» که در نامه ذکر شده به میدان آمده است. نویسندگان نامه که برخی سالها سابقه فعالیت در عرصه اقتصادی و سیاسی داشتهاند باید ابتدا مشخص سازند که معنای عملیاتی مشخص برای شعارهای کلیدی آنها چیست؟» بهواقع معنای عملیاتی اینها چیست؟ این سؤال بسیار مهمی است و ربیعی گویندگان این واژهها در مجلس را به یک چالش بزرگ دعوت میکند.
✅ چالش این گونه طرح میشود: «...بانکهای مرکزی در دنیا متولی اصلی سیاست پولی، کنترل تورم و حفظ ارزش پول ملی هستند. ممکن است صریح و شفاف توضیح دهید که ابزارهای بانک مرکزی باید چگونه به تنهایی و در تعامل با سایر سیاستهای کشور عمل کنند تا آن مدیریت مد نظر شما پیاده شود و ارزش پول ملی حفظ شود؟ مصداق روشن شعارهایی نظیر انقلابیگری، مدیریت جهادی و پرانگیزگی در سیاستهای پولی و بانکی چیست و دوستان کدام طرح مکتوب و مشخص برای اعمال این سیاستها را پیشنهاد میکنند؟»
✅ اگر یک متن مکتوب توسط مجلسیان منتشر شود که توضیح دهد «مدیریت جهادی»، «احیای انقلابیگری» و «پرانگیزگی» در دل سیاستهای پولی و به قصد کنترل تورم چیست، و اقتصاددانان آنرا معقول بدانند، میتوان معنای این شعارها را در واقعیت دانست و غیر از این، ابزارهایی برای مناقشهاند.
✅ او میگوید اگر واقعاً اهل اصلاح، اقدام و عمل هستید، بیایید درباره دستورکارهای مهمی کار کنیم.
🔹اول. اصلاح قوانین ناظر بر بانکداری به منظور درمان ریشهای معضلات نظام بانکی و عواقب ناشی از آنها….
🔹دوم. بررسی و تصویب لایحه مدیریت تعارض منافع
🔹سوم. بررسی و تدوین قانون جامعی برای ارتقای شفافیت و تضمین اجرای رویههای ارتقای شفافیت
🔹چهار. اصلاح قانون جامع انتخابات و تعیین تکلیف تأمین مالی انتخابات
🔹پنج. بررسی و تصویب قانون جامعی برای حفاظت از محیطزیست و تضمین توسعه پایدار
🔹شش. تدوین راهکارهای تفویض اختیار به استانداران و مقامات محلی برای افزایش کارآمدی
🔹هفت. تدوین و تصویب لایحه مدیریت صداوسیما
🔹هشت. اصلاحات ساختاری در نظام بودجهریزی کشور
🔹نه. اصلاح قوانین رسانهها و نهادهای صنفی و مدنی و سازمانهای مردم نهاد
🔹ده. اصلاح قوانین نظام رفاهی و حمایت اجتماعی، شناسایی اقتصادی و اجتماعی شهروندان و فقرزدایی.
🔹یازده. اصلاح قوانین مالیاتی بالاخص قانون مالیات بر درآمدهای شخصی برای ارتقای عدالت اجتماعی و ...
✅ نامه علی ربیعی به سخن صریح و عملیاتی گفتن، پذیرش خطاهای گذشته و کار بر روی دستورکارهای دشوار اما ثمربخش دعوت میکند. نامهای نیست از جنس «من فریاد میکشم و مناقشه میکنم، پس هستم.» اگر راهی باشد، بخش زیاد آن از دل آنچه ربیعی نوشته است عبور میکند: پذیرش مسئولیت، معنادار سخن گفتن و کار کردن روی دستورکارهای ثمربخش.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCQu4_-pywP/?igshid=9uyvifvfa00z
#جای_نگرانی_نیست
.
حتی وقتی همه سردرگم و حیران به وضع وخیم مینگرند، برخی امیدوارانه برای بهبود تلاش میکنند.
.
هنوز راههایی هست.
.
لطفا به دیده شدن فیلم #جای_نگرانی_نیست کمک کنید.
.
انتشار در #فیلیمو، #هاشور، #عماریار، #فیلمگردی
.
#دغدغه_ایران، #مدیریت_پسماند ، #شمال ، #مازندران ، #آلودگی_زباله ، #کمپوست ، #تولید_کمپوست، #شیرابه_زباله، #جنگل_هیرکانی، #دفن_غیربهداشتی_زباله ، #محمد_فاضلی
#جای_نگرانی_نیست
.
حتی وقتی همه سردرگم و حیران به وضع وخیم مینگرند، برخی امیدوارانه برای بهبود تلاش میکنند.
.
هنوز راههایی هست.
.
لطفا به دیده شدن فیلم #جای_نگرانی_نیست کمک کنید.
.
انتشار در #فیلیمو، #هاشور، #عماریار، #فیلمگردی
.
#دغدغه_ایران، #مدیریت_پسماند ، #شمال ، #مازندران ، #آلودگی_زباله ، #کمپوست ، #تولید_کمپوست، #شیرابه_زباله، #جنگل_هیرکانی، #دفن_غیربهداشتی_زباله ، #محمد_فاضلی
Instagram
دغدغه ایران
. #جای_نگرانی_نیست . حتی وقتی همه سردرگم و حیران به وضع وخیم مینگرند، برخی امیدوارانه برای بهبود تلاش میکنند. . هنوز راههایی هست. . لطفا به دیده شدن فیلم #جای_نگرانی_نیست کمک کنید. . انتشار در #فیلیمو، #هاشور، #عماریار، #فیلمگردی . #دغدغه_ایران، #مدیریت_پسماند…
👍1
تلخترین سخنان ظریف
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ محمدجواد ظریف مجموعهای از «ترینها»ست. او به اذعان دوست و دشمن، متخصصترین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب است. او مسئول پرمناقشهترین، طولانیترین و جهانیترین مذاکرات دیپلماتیک تاریخ جمهوری اسلامی ایران هم هست،و اوصافی از امیرکبیر و مصدق تا خائن را هم به خود دیده است. او به گمانم در سخنرانی روز پانزده تیر 1399 خود در مجلس، تلخترین سخنرانی علنی دوران وزارتش را نیز ایراد کرد.
⚫️ تلخی اول. ظریف سپس از درک نشدن شرایط گذار در نظام روابط بینالملل در گذشته پیش از انقلاب میگوید و ضمن آنکه متذکر میشود و تذکر میدهد که هر کس در تاریخ در فهم شرایط گذار اشتباه کرده، دچار مشکلات اساسی شده است. او میگوید متأسفانه نخبگان ما تدبیر و شجاعت کافی نداشتهاند که گونهای مدیریت کنند تا در شرایط گذار اوضاع به نفع کشور تمام شود.
ظریف میداند دو قطب اقتصادی بزرگ جهان در شرق آسیا و غرب جهان (اروپا و آمریکا) قرار دارند اما کشورش علیرغم موقعیت جغرافیایی بینظیر، هیچ بندر اقتصادی، فرودگاه عظیم یا خط ریلی و جادهای مهمی ندارد که رابط دو سوی عالم باشد. هیچ خط لوله گاز بینالمللی یا نفتی مهمی از ایران نمیگذرد. چینیها حتی گذر هیچ بخش مهمی از «یک جاده یک کمربند» یا راه ابریشم دنیای نو را برای عبور از ایران در نظر نگرفتهاند. نفت ما هم از بازارهای جهان حذف شده و هیچ اتفاقی در بازار جهان نیفتاده است. ایران در هیچ طرح «همکاری فناورانه» مهمی شریک نیست. جهان در جریان گذارش به دنیایی متفاوت، بهواقع به هیچ کالا، فناوری، دانش و حتی جغرافیای ما (غیر از تنگه هرمز) وابسته نیست.
⚫️ تلخی دوم. ظریف در فرازی دیگر از سخنرانی میگوید «اگر الان سفر دیپلماتیک نمیروم به خاطر این است که کشورها آمادگی پذیرش ندارند.» نفس اینکه کشورها آمادگی پذیرش وزیر خارجه ایران با هشتاد و چهار میلیون جمعیت، بازاری بزرگ، واقع در نقطهای حساس از جهان با انواع ظرفیتها را ندارند، تلخ است. راه سفر او به همه کشورها جز معدودی قبل از تضعیف برجام باز بود و به قول خودش بخش خصوصی و فعالان اقتصادی را هم همراه میبرد. تحمل عدم پذیرش کشورها در چنین شرایطی برای یک دیپلمات نظیر ظریف تلخ است.
⚫️ تلخی سوم. ظریف در ادامه میگوید: «من به سوریه رفتم، من به ترکیه رفتم، من به روسیه رفتم، من به عراق خواهم رفت، همکاران من به افغانستان رفتند، روابط بین دولت افغانستان را اصلاح کردند، صلح افغانستان را پیگیری کردند، ما در همسایگی بیشترین تلاش را انجام میدهیم و انشاءالله موفق میشویم، ... همکاران من هر روز با کشورهای همسایه صحبت میکنند» و بعد از برشمردن تلاش برای باز کردن مرزها با کشورهای همسایه و موفقیت در آنها میگوید «هیچ کدام اینها با دعا انجام نشده است.»
اینکه وزیر خارجهای چون ظریف در جایی غیر از سوریه، ترکیه، روسیه، افغانستان و عراق پذیرش نشود یا کاری برای انجام دادن نداشته باشد، به اندازه کافی تلخ هست؛ اما اینکه تلاشهایش در همین شرایط سخت نادیده گرفته شده و مجبور شود تذکر دهد که این کارها با «دعا انجام نشده» تلختر است.
⚫️ تلخی چهارم. تلخی دیگر سخنان ظریف آنجاست که از خائن و دروغگو خواندن خود، خیلی سوزناک شکایت میکند. تلخ است آدمی برای کاری که در هر لحظه آن مأمور پیشبرد اراده کل نظام سیاسی بوده است، توسط بخشی از همان نظام سیاسی، به خیانت و دروغگویی متهم شود.
⚫️ تلخی پنجم. تلخی بزرگتر آنکه گروهی به نام گفتمان، گفتار و کردار سردار شهید قاسم سلیمانی بر ظریف میتازند، انگار نه انگار که او در همه سالیان گذشته بیش از همه تندزبانها با سردار همکاری کرده و با یکدیگر دو بال دیپلماتیک و نظامی را پیش برده بودند. گروهی کاتولیکتر از پاپ شدهاند.
⚫️ تلخی ششم. ظریف آگاهتر از آن است که نداند کشورهای دیگر با وزیر خارجهای که در مجلس کشورش این چنین از او استقبال میشود چقدر سرد رفتار خواهد کرد. تلختر، آگاهی بر خسارت این وضعیت برای منافع ملی است.
✅ تاریخ درباره ظریف، قوتها و کاستیهایش، همچون همه دیگر سیاستمداران قضاوت خواهد کرد. آدمی معصوم و مبرا از خطا نیست، اما در کشوری که با کارگزاران نظام سیاسی برای آنچه تصمیم کل سیستم بوده است، چنین کنند، هیچ نخبهای را رمق و انگیزه خطر کردن برای خدمت باقی نمیماند. آدمها، تلخکام فرومیپاشند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ محمدجواد ظریف مجموعهای از «ترینها»ست. او به اذعان دوست و دشمن، متخصصترین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب است. او مسئول پرمناقشهترین، طولانیترین و جهانیترین مذاکرات دیپلماتیک تاریخ جمهوری اسلامی ایران هم هست،و اوصافی از امیرکبیر و مصدق تا خائن را هم به خود دیده است. او به گمانم در سخنرانی روز پانزده تیر 1399 خود در مجلس، تلخترین سخنرانی علنی دوران وزارتش را نیز ایراد کرد.
⚫️ تلخی اول. ظریف سپس از درک نشدن شرایط گذار در نظام روابط بینالملل در گذشته پیش از انقلاب میگوید و ضمن آنکه متذکر میشود و تذکر میدهد که هر کس در تاریخ در فهم شرایط گذار اشتباه کرده، دچار مشکلات اساسی شده است. او میگوید متأسفانه نخبگان ما تدبیر و شجاعت کافی نداشتهاند که گونهای مدیریت کنند تا در شرایط گذار اوضاع به نفع کشور تمام شود.
ظریف میداند دو قطب اقتصادی بزرگ جهان در شرق آسیا و غرب جهان (اروپا و آمریکا) قرار دارند اما کشورش علیرغم موقعیت جغرافیایی بینظیر، هیچ بندر اقتصادی، فرودگاه عظیم یا خط ریلی و جادهای مهمی ندارد که رابط دو سوی عالم باشد. هیچ خط لوله گاز بینالمللی یا نفتی مهمی از ایران نمیگذرد. چینیها حتی گذر هیچ بخش مهمی از «یک جاده یک کمربند» یا راه ابریشم دنیای نو را برای عبور از ایران در نظر نگرفتهاند. نفت ما هم از بازارهای جهان حذف شده و هیچ اتفاقی در بازار جهان نیفتاده است. ایران در هیچ طرح «همکاری فناورانه» مهمی شریک نیست. جهان در جریان گذارش به دنیایی متفاوت، بهواقع به هیچ کالا، فناوری، دانش و حتی جغرافیای ما (غیر از تنگه هرمز) وابسته نیست.
⚫️ تلخی دوم. ظریف در فرازی دیگر از سخنرانی میگوید «اگر الان سفر دیپلماتیک نمیروم به خاطر این است که کشورها آمادگی پذیرش ندارند.» نفس اینکه کشورها آمادگی پذیرش وزیر خارجه ایران با هشتاد و چهار میلیون جمعیت، بازاری بزرگ، واقع در نقطهای حساس از جهان با انواع ظرفیتها را ندارند، تلخ است. راه سفر او به همه کشورها جز معدودی قبل از تضعیف برجام باز بود و به قول خودش بخش خصوصی و فعالان اقتصادی را هم همراه میبرد. تحمل عدم پذیرش کشورها در چنین شرایطی برای یک دیپلمات نظیر ظریف تلخ است.
⚫️ تلخی سوم. ظریف در ادامه میگوید: «من به سوریه رفتم، من به ترکیه رفتم، من به روسیه رفتم، من به عراق خواهم رفت، همکاران من به افغانستان رفتند، روابط بین دولت افغانستان را اصلاح کردند، صلح افغانستان را پیگیری کردند، ما در همسایگی بیشترین تلاش را انجام میدهیم و انشاءالله موفق میشویم، ... همکاران من هر روز با کشورهای همسایه صحبت میکنند» و بعد از برشمردن تلاش برای باز کردن مرزها با کشورهای همسایه و موفقیت در آنها میگوید «هیچ کدام اینها با دعا انجام نشده است.»
اینکه وزیر خارجهای چون ظریف در جایی غیر از سوریه، ترکیه، روسیه، افغانستان و عراق پذیرش نشود یا کاری برای انجام دادن نداشته باشد، به اندازه کافی تلخ هست؛ اما اینکه تلاشهایش در همین شرایط سخت نادیده گرفته شده و مجبور شود تذکر دهد که این کارها با «دعا انجام نشده» تلختر است.
⚫️ تلخی چهارم. تلخی دیگر سخنان ظریف آنجاست که از خائن و دروغگو خواندن خود، خیلی سوزناک شکایت میکند. تلخ است آدمی برای کاری که در هر لحظه آن مأمور پیشبرد اراده کل نظام سیاسی بوده است، توسط بخشی از همان نظام سیاسی، به خیانت و دروغگویی متهم شود.
⚫️ تلخی پنجم. تلخی بزرگتر آنکه گروهی به نام گفتمان، گفتار و کردار سردار شهید قاسم سلیمانی بر ظریف میتازند، انگار نه انگار که او در همه سالیان گذشته بیش از همه تندزبانها با سردار همکاری کرده و با یکدیگر دو بال دیپلماتیک و نظامی را پیش برده بودند. گروهی کاتولیکتر از پاپ شدهاند.
⚫️ تلخی ششم. ظریف آگاهتر از آن است که نداند کشورهای دیگر با وزیر خارجهای که در مجلس کشورش این چنین از او استقبال میشود چقدر سرد رفتار خواهد کرد. تلختر، آگاهی بر خسارت این وضعیت برای منافع ملی است.
✅ تاریخ درباره ظریف، قوتها و کاستیهایش، همچون همه دیگر سیاستمداران قضاوت خواهد کرد. آدمی معصوم و مبرا از خطا نیست، اما در کشوری که با کارگزاران نظام سیاسی برای آنچه تصمیم کل سیستم بوده است، چنین کنند، هیچ نخبهای را رمق و انگیزه خطر کردن برای خدمت باقی نمیماند. آدمها، تلخکام فرومیپاشند.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍3
رفتار شایسته با نخبگان
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ شما فکر ميکنيد با آدمي به مشخصات زير در اين کشور چه رفتاري ميشود؟
🔹کارشناس مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1382
🔹کارشناسي ارشد مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1384
🔹کارشناسي ارشد مهندسي محاسبات کامپيوتري، دانشگاه استنفورد، آمريکا، 1386
🔹دکتراي اقتصاد، دانشگاه شيکاگو، آمريکا، 1392
🔹برنده مدال برنز المپياد جهاني رياضي، سال 2000
🔹مدال طلا و برنز المپياد رياضي کشور سالهاي 1999 و 1998
🔹مدال برنز المپياد رياضي دانشجويي سال 2002
✅ فکر ميکنيد مديران با آدمي که مشخصات فوق را دارد، چه رفتاري کردهاند؟
⭕️گزينه الف: آن قدر تحويلشان نميگيرند تا از مملکت بروند.
⭕️گزينه ب: مثل بقيه معمولي زندگي ميکنند.
⭕️گزينه ج: استعداد و تواناييشان به نحو مناسب بهکار گرفته ميشود.
✅ ميتوانم بر اساس شناختم از افکار عمومي بالاخص در اين روزها حدس بزنم کدام گزينه را انتخاب ميکنيد. اما خبر خوب اين است که با فردي که معرفي کردم مناسب برخورد شده است.
✅ دکتر سيدعلي مدنيزاده، عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي شريف، با حکم وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات به عنوان عضو هيأت عامل سازمان فناوري اطلاعات ايران منصوب شده است. مدنيزاده قرار است با اتکا به کارنامه درخشانش در علم و نگاه بينرشتهاي، راهبري سازمان فناوري اطلاعات در حوزه #فينتک (فناوري مالي، استفاده از فناوري براي ارائه بهتر خدمات مالي) را راهبري کند.
☑️⭕️نتيجهگيري
✅ من نميگويم با استفاده از اين گونه افراد نخبه علمي، معجزه ميشود و اصلاً به هيچ معجزهاي در حکمراني باور ندارم، موفقيتهاي کوچک را براي بهبود حکمراني دنبال ميکنم؛ اما بهکارگيري هر يک نفر نخبه نظير سيدعلي مدنيزاده، يک #موفقيت_کوچک است که علم و عقلانيت را به دستگاه اجرايي کشور تزريق ميکند.
✅ اين نخبگان براي پيشبرد امور مشکلات زيادي دارند، اما ظرفيتهاي بيشتري براي نوانديشي، استفاده از تجربه بينالمللي، وارد کردن علم به نظام کارشناسي و اجرايي و حرکت در مسير منافع و مصالح ملي دارند. اين گونه راه باز کردن براي نخبگان، انگيزهاي ميشود تا بمانند، خدمت کنند، خودشان حس بهتري از زندگي داشته باشند، اميدوار شوند، اميد به جامعه تزريق کنند (حتي يک ذره) و بقيه نخبگان را اميدوار سازند. اين راه بهتري براي حکمراني است.
✅ آرزوي موفقيت و کمک به توسعه ايران، آرزوي همه ايراندوستان براي مديراني نظير سيدعلي مدنيزاده است. اميدواريم موفقيتاش هموارکننده راه انتخابهاي خوب بيشتري باشد.
✅ این فقط یک گونه از رفتار شایسته با نخبگان است، گونههای دیگر را هم شناسایی کرده و بهکار بندیم.
(اگر ميپسنديد، به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCYh1IdJsJ-/?igshid=1320mzsojtkhc
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ شما فکر ميکنيد با آدمي به مشخصات زير در اين کشور چه رفتاري ميشود؟
🔹کارشناس مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1382
🔹کارشناسي ارشد مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1384
🔹کارشناسي ارشد مهندسي محاسبات کامپيوتري، دانشگاه استنفورد، آمريکا، 1386
🔹دکتراي اقتصاد، دانشگاه شيکاگو، آمريکا، 1392
🔹برنده مدال برنز المپياد جهاني رياضي، سال 2000
🔹مدال طلا و برنز المپياد رياضي کشور سالهاي 1999 و 1998
🔹مدال برنز المپياد رياضي دانشجويي سال 2002
✅ فکر ميکنيد مديران با آدمي که مشخصات فوق را دارد، چه رفتاري کردهاند؟
⭕️گزينه الف: آن قدر تحويلشان نميگيرند تا از مملکت بروند.
⭕️گزينه ب: مثل بقيه معمولي زندگي ميکنند.
⭕️گزينه ج: استعداد و تواناييشان به نحو مناسب بهکار گرفته ميشود.
✅ ميتوانم بر اساس شناختم از افکار عمومي بالاخص در اين روزها حدس بزنم کدام گزينه را انتخاب ميکنيد. اما خبر خوب اين است که با فردي که معرفي کردم مناسب برخورد شده است.
✅ دکتر سيدعلي مدنيزاده، عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي شريف، با حکم وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات به عنوان عضو هيأت عامل سازمان فناوري اطلاعات ايران منصوب شده است. مدنيزاده قرار است با اتکا به کارنامه درخشانش در علم و نگاه بينرشتهاي، راهبري سازمان فناوري اطلاعات در حوزه #فينتک (فناوري مالي، استفاده از فناوري براي ارائه بهتر خدمات مالي) را راهبري کند.
☑️⭕️نتيجهگيري
✅ من نميگويم با استفاده از اين گونه افراد نخبه علمي، معجزه ميشود و اصلاً به هيچ معجزهاي در حکمراني باور ندارم، موفقيتهاي کوچک را براي بهبود حکمراني دنبال ميکنم؛ اما بهکارگيري هر يک نفر نخبه نظير سيدعلي مدنيزاده، يک #موفقيت_کوچک است که علم و عقلانيت را به دستگاه اجرايي کشور تزريق ميکند.
✅ اين نخبگان براي پيشبرد امور مشکلات زيادي دارند، اما ظرفيتهاي بيشتري براي نوانديشي، استفاده از تجربه بينالمللي، وارد کردن علم به نظام کارشناسي و اجرايي و حرکت در مسير منافع و مصالح ملي دارند. اين گونه راه باز کردن براي نخبگان، انگيزهاي ميشود تا بمانند، خدمت کنند، خودشان حس بهتري از زندگي داشته باشند، اميدوار شوند، اميد به جامعه تزريق کنند (حتي يک ذره) و بقيه نخبگان را اميدوار سازند. اين راه بهتري براي حکمراني است.
✅ آرزوي موفقيت و کمک به توسعه ايران، آرزوي همه ايراندوستان براي مديراني نظير سيدعلي مدنيزاده است. اميدواريم موفقيتاش هموارکننده راه انتخابهاي خوب بيشتري باشد.
✅ این فقط یک گونه از رفتار شایسته با نخبگان است، گونههای دیگر را هم شناسایی کرده و بهکار بندیم.
(اگر ميپسنديد، به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCYh1IdJsJ-/?igshid=1320mzsojtkhc
Instagram
دغدغه ایران
. رفتار شایسته با یک نخبه . کارشناس مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1382 . کارشناسي ارشد مهندسي مخابرات و سيستمها، دانشگاه صنعتي شريف، 1384 . کارشناسي ارشد مهندسي محاسبات کامپيوتري، دانشگاه استنفورد، آمريکا، 1386 . دکتراي اقتصاد، دانشگاه شيکاگو،…
👍2
تو روزنامه تو میخونی نهنگا خودکشی کردن
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #سیاوش_قمیشی در آهنگ «تصور کن» میخواند: «تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته، جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته، ...» تا میرسد به «تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن.»
✅ خودکشی نهنگها یکی از پدیدههای بسیار پژوهششده اما کماکان کمتر پاسخیافته طبیعی است. گفته شده نهنگها به دلایل مختلف از جمله پیر شدن، کمبود غذا (معاش)، خطای فردی یا اشتباه سردسته، نرسیدن اکسیژن به مغز و گم کردن راه، ورود به آبهای کمعمق و ... به ساحل میآیند و خودکشی میکنند.
✅ دیشب که آخرین آمار کشتههای کرونا (220 نفر) را دیدم، یاد خودکشی نهنگها افتادم. ما داریم عین نهنگها خودکشی جمعی میکنیم. ماسک نزدن، رعایت نکردن فاصله، غیرضروری از خانه خارج شدن و رعایت نکردن سایر ملزومات مقابله با کرونا عین خودکشی دستهجمعی نهنگهاست. دلایل هم شبیه هم هستند.
✅ برخی ضرورت معاش دارند ناگزیر از خانه خارج میشوند، اما اکثریتی از همانها هم میتوانند ماسک بزنند یا فاصله را بهتر رعایت کننند اما انجام نمیدهند. انبوهی خسته شدهاند، انگار دیگر خون یا اکسیژن به مغزشان نمیرسد، عین نهنگها، راه گم میکنند. چندی قبل در یک تحلیل دادههای پرسشنامه نشان دادم که جمعیت این دسته خیلی زیاد است. سردستهها هم اشتباه میکنند. مدیریت کرونا مثل سه ماه پیش نیست.
✅ نهنگها که دستهجمعی خودکشی میکنند، یک عده آدم دوستدار محیطزیست به سختی تلاش میکنند آنها را به آب بازگردانند، اما نمیشود. نهنگهای چند تنی و آدمهای چند ده کیلویی چه نسبتی با هم دارند؟ حکایت خودکشی دستهجمعی ما در میانه بحران کرونا و تلاش کادرهای درمان برای مراقبت و سالمسازی مبتلایان هم دارد همین گونه میشود. تعداد بیماران میرود که از گنجایش مراکز درمانی و ظرفیت کادر درمان خارج شود. تلاششان شده عین زور زدن آدمهای کوچک برای بازگرداندن نهنگهای عظیم به دریا.
✅ حواسمان باشد، نه تنها به سمت نقطهای که «تصور کن ... تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن» پیش نمیرویم، بلکه الان داریم به سمت نقطهای میرویم که دائم «تو روزنامه تو میخونی، نهنگا خودکشی کردن.» ما دستهجمعی عین نهنگا داریم خودکشی میکنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCdgI2PJaGO/?igshid=1iyihrthnxe0r
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #سیاوش_قمیشی در آهنگ «تصور کن» میخواند: «تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته، جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته، ...» تا میرسد به «تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن.»
✅ خودکشی نهنگها یکی از پدیدههای بسیار پژوهششده اما کماکان کمتر پاسخیافته طبیعی است. گفته شده نهنگها به دلایل مختلف از جمله پیر شدن، کمبود غذا (معاش)، خطای فردی یا اشتباه سردسته، نرسیدن اکسیژن به مغز و گم کردن راه، ورود به آبهای کمعمق و ... به ساحل میآیند و خودکشی میکنند.
✅ دیشب که آخرین آمار کشتههای کرونا (220 نفر) را دیدم، یاد خودکشی نهنگها افتادم. ما داریم عین نهنگها خودکشی جمعی میکنیم. ماسک نزدن، رعایت نکردن فاصله، غیرضروری از خانه خارج شدن و رعایت نکردن سایر ملزومات مقابله با کرونا عین خودکشی دستهجمعی نهنگهاست. دلایل هم شبیه هم هستند.
✅ برخی ضرورت معاش دارند ناگزیر از خانه خارج میشوند، اما اکثریتی از همانها هم میتوانند ماسک بزنند یا فاصله را بهتر رعایت کننند اما انجام نمیدهند. انبوهی خسته شدهاند، انگار دیگر خون یا اکسیژن به مغزشان نمیرسد، عین نهنگها، راه گم میکنند. چندی قبل در یک تحلیل دادههای پرسشنامه نشان دادم که جمعیت این دسته خیلی زیاد است. سردستهها هم اشتباه میکنند. مدیریت کرونا مثل سه ماه پیش نیست.
✅ نهنگها که دستهجمعی خودکشی میکنند، یک عده آدم دوستدار محیطزیست به سختی تلاش میکنند آنها را به آب بازگردانند، اما نمیشود. نهنگهای چند تنی و آدمهای چند ده کیلویی چه نسبتی با هم دارند؟ حکایت خودکشی دستهجمعی ما در میانه بحران کرونا و تلاش کادرهای درمان برای مراقبت و سالمسازی مبتلایان هم دارد همین گونه میشود. تعداد بیماران میرود که از گنجایش مراکز درمانی و ظرفیت کادر درمان خارج شود. تلاششان شده عین زور زدن آدمهای کوچک برای بازگرداندن نهنگهای عظیم به دریا.
✅ حواسمان باشد، نه تنها به سمت نقطهای که «تصور کن ... تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن» پیش نمیرویم، بلکه الان داریم به سمت نقطهای میرویم که دائم «تو روزنامه تو میخونی، نهنگا خودکشی کردن.» ما دستهجمعی عین نهنگا داریم خودکشی میکنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCdgI2PJaGO/?igshid=1iyihrthnxe0r
Telegram
دغدغه ایران
مردم و موج دوم کرونا
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس…
نگاهی ساختاری به رد یک اعتبارنامه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اعتبارنامه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رد شده است. نمایندگان موافق رد اعتبارنامه معتقدند نماینده مذکور تخلفات متعدد در ادوار نمایندگی مرتکب شده و بنابراین باید اعتبارنامه او رد شود. طرفداران او معتقدند همه آنچه موافقان رد اعتبارنامه بیان میکنند، سیاسیکاری، اتهامهای بدون سند و مدرک و انتقامگیریهای شخصی است. موضوع برای من اصلاً یک شخص نیست و از این جهت هیچ اهمیتی ندارد، اما ساختاری میتوان به مسأله نگریست.
⭕️☑️ بخش اول: به شرط صحت اتهام تخلف نماینده در ادوار نمایندگی:
🔹 یک. چگونه همه سازوکارهای نظارتی از جمله شورای نگهبان اجازه دادهاند نمایندهای با اتهام تخلف در ادوار مختلف، همیشه صلاحیتاش تأیید شود، از جمله در آخرین باری که منجر به رد اعتبارنامه او شده است؟
🔹 دو. چگونه نمایندهای توانسته از اختیارات و نفوذ نمایندگی برای ارتکاب تخلف استفاده کند؟ آیا با رد اعتبارنامهاش، آن سازوکارهای مولد تخلف هم از کار میافتند یا راه برای دیگر نمایندگان جهت تکرار همان خطاها باز است؟
🔹 سه. آیا نماینده مذکور تنها فردی است که از آن اختیارات و سازوکارهای منجر به فساد استفاده کرده است؟ آیا اگر در بین نمایندگان موجود – که برخی سابقه چند دوره نمایندگی دارند – ارتکاب همان اقدامات خلاف وجود داشته و دارد، رسیدگی میشود؟
🔹 چهار. چرا سازوکار و فرایند بررسی تخلف به گونهای انجام نشد که تخلفات علنی و آشکار شود و امکان مظلومنمایی یا ابهامآلود کردن فضای رسیدگی و اتهامزنیهای بیشتر فراهم نشود؟
🔹 پنج. آیا سازوکار رسیدگی به تخلف – حتی به شرط صحت – عادلانه، شفاف و توأم با مستندات کافی و قانعکننده برای مردم بود؟ اگر فرایند قانعکننده نبوده است، سبب ابهام بیشتر و بیاعتبار شدن فرایند رسیدگی نمیشود؟
🔹 شش. اگر سازوکارهای تأیید صلاحیت به گونهای خطا دارند که نماینده متخلف چند دوره مجلس توانسته چندباره از آنها عبور کند، چگونه میتوان به صحت و سلامت بقیه تأیید صلاحیتها اعتماد کرد؟
🔹 هفت. چه سازوکارهایی وجود دارد که اکنون جامعه – بالاخص شهروندان حوزه انتخابیه آن نماینده – اطمینان پیدا کنند که نمایندهشان قربانی سیاسیکاری یا بیعدالتی نشده است؟
🔹 هشت. اگر کسانی هستند که میدانند دیگر نمایندگانی هم در مجلس مرتکب همان خلافها شدهاند، امکانشان برای پیگیری موضوع، رد اعتبارنامهشان و شفافسازی چیست؟
⭕️☑️ بخش دوم: به شرط نادرستی اتهام تخلف نماینده و ناحق بودن رد اعتبارنامه
🔹 یک. سازوکار مجلس و کلیت عرصه سیاست دارای چه ویژگیهایی است که اتهام زدن و عمل کردن بر مبنای آن بدون اثبات جرم را ممکن میسازد؟
🔹 دو. نماینده و مردمی که به او رأی دادهاند چه اختیاراتی برای اعاده حیثیت و جبران خسارت اجتماعی و سیاسی ناشی از رد اعتبارنامه در اختیار دارند؟
✅ این گونه رخدادها از نظر کسی که دغدغه ساختار منجر به فساد داشته باشد، اهمیت ندارند. مهم نیست شخصی که عملکردش رسیدگی شده داعیه اصلاحطلبی یا اصولگرایی دارد، و تخلفات ذکرشده برای فرد صحت دارند یا ندارند. ساختار رسیدگی که شفاف و دقیق نباشد، و ساختارهای مولد تخلفات ذکرشده اگر اصلاح نشوند، فرقی نمیکند چه کسی بر صندلیهای مجلس نشسته و مورد تأیید چه کسی یا نهادی باشد، امکان فساد هست.
✅ این گونه ماجراها و رسیدگیها وقتی ارزش اصلاحی پیدا میکنند که فراتر از ملاحظات شخصی، تسویه حسابهای جناحی یا دوگانه اصولگرا و اصلاحطلب دیده شوند. هر گونه شائبه سیاسی بودن رسیدگی، نه فقط چیزی بر آبرو و سرمایه اجتماعی قدرت سیاسی نمیافزاید بلکه از آن میکاهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اعتبارنامه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رد شده است. نمایندگان موافق رد اعتبارنامه معتقدند نماینده مذکور تخلفات متعدد در ادوار نمایندگی مرتکب شده و بنابراین باید اعتبارنامه او رد شود. طرفداران او معتقدند همه آنچه موافقان رد اعتبارنامه بیان میکنند، سیاسیکاری، اتهامهای بدون سند و مدرک و انتقامگیریهای شخصی است. موضوع برای من اصلاً یک شخص نیست و از این جهت هیچ اهمیتی ندارد، اما ساختاری میتوان به مسأله نگریست.
⭕️☑️ بخش اول: به شرط صحت اتهام تخلف نماینده در ادوار نمایندگی:
🔹 یک. چگونه همه سازوکارهای نظارتی از جمله شورای نگهبان اجازه دادهاند نمایندهای با اتهام تخلف در ادوار مختلف، همیشه صلاحیتاش تأیید شود، از جمله در آخرین باری که منجر به رد اعتبارنامه او شده است؟
🔹 دو. چگونه نمایندهای توانسته از اختیارات و نفوذ نمایندگی برای ارتکاب تخلف استفاده کند؟ آیا با رد اعتبارنامهاش، آن سازوکارهای مولد تخلف هم از کار میافتند یا راه برای دیگر نمایندگان جهت تکرار همان خطاها باز است؟
🔹 سه. آیا نماینده مذکور تنها فردی است که از آن اختیارات و سازوکارهای منجر به فساد استفاده کرده است؟ آیا اگر در بین نمایندگان موجود – که برخی سابقه چند دوره نمایندگی دارند – ارتکاب همان اقدامات خلاف وجود داشته و دارد، رسیدگی میشود؟
🔹 چهار. چرا سازوکار و فرایند بررسی تخلف به گونهای انجام نشد که تخلفات علنی و آشکار شود و امکان مظلومنمایی یا ابهامآلود کردن فضای رسیدگی و اتهامزنیهای بیشتر فراهم نشود؟
🔹 پنج. آیا سازوکار رسیدگی به تخلف – حتی به شرط صحت – عادلانه، شفاف و توأم با مستندات کافی و قانعکننده برای مردم بود؟ اگر فرایند قانعکننده نبوده است، سبب ابهام بیشتر و بیاعتبار شدن فرایند رسیدگی نمیشود؟
🔹 شش. اگر سازوکارهای تأیید صلاحیت به گونهای خطا دارند که نماینده متخلف چند دوره مجلس توانسته چندباره از آنها عبور کند، چگونه میتوان به صحت و سلامت بقیه تأیید صلاحیتها اعتماد کرد؟
🔹 هفت. چه سازوکارهایی وجود دارد که اکنون جامعه – بالاخص شهروندان حوزه انتخابیه آن نماینده – اطمینان پیدا کنند که نمایندهشان قربانی سیاسیکاری یا بیعدالتی نشده است؟
🔹 هشت. اگر کسانی هستند که میدانند دیگر نمایندگانی هم در مجلس مرتکب همان خلافها شدهاند، امکانشان برای پیگیری موضوع، رد اعتبارنامهشان و شفافسازی چیست؟
⭕️☑️ بخش دوم: به شرط نادرستی اتهام تخلف نماینده و ناحق بودن رد اعتبارنامه
🔹 یک. سازوکار مجلس و کلیت عرصه سیاست دارای چه ویژگیهایی است که اتهام زدن و عمل کردن بر مبنای آن بدون اثبات جرم را ممکن میسازد؟
🔹 دو. نماینده و مردمی که به او رأی دادهاند چه اختیاراتی برای اعاده حیثیت و جبران خسارت اجتماعی و سیاسی ناشی از رد اعتبارنامه در اختیار دارند؟
✅ این گونه رخدادها از نظر کسی که دغدغه ساختار منجر به فساد داشته باشد، اهمیت ندارند. مهم نیست شخصی که عملکردش رسیدگی شده داعیه اصلاحطلبی یا اصولگرایی دارد، و تخلفات ذکرشده برای فرد صحت دارند یا ندارند. ساختار رسیدگی که شفاف و دقیق نباشد، و ساختارهای مولد تخلفات ذکرشده اگر اصلاح نشوند، فرقی نمیکند چه کسی بر صندلیهای مجلس نشسته و مورد تأیید چه کسی یا نهادی باشد، امکان فساد هست.
✅ این گونه ماجراها و رسیدگیها وقتی ارزش اصلاحی پیدا میکنند که فراتر از ملاحظات شخصی، تسویه حسابهای جناحی یا دوگانه اصولگرا و اصلاحطلب دیده شوند. هر گونه شائبه سیاسی بودن رسیدگی، نه فقط چیزی بر آبرو و سرمایه اجتماعی قدرت سیاسی نمیافزاید بلکه از آن میکاهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from اتچ بات
يک گام کوچک به سمت عقلانيت
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
دادی که میخوای بگیری؟
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
Telegram
attach 📎
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
در رحمت و رأفت بگشایید
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من از پرونده سه جوانی که به اعدام محکوم شدهاند هیچ اطلاعی ندارم. من با هر گونه خشونتی از جنس حمله به اموال عمومی، تخریب و آتش زدن و اعمال مسلحانه و... هم مخالفم. خشونت از سوی هر گروه، فرد یا قدرتی درمان دردهای این کشور نیست.
✅ من حقوقدان هم نیستم تا درباره روند رسیدگی به پرونده و رعایت عدالت در آن قضاوت کنم. این را اما از منظری جامعهشناختی میدانم که کارکرد مجازات، بازسازی وجدان اخلاقی جامعه است. جرم باعث ضربه خوردن وجدان اخلاقی جامعه و انسجام اجتماعی میشود و مجازات از منظری اجتماعی برای آن است که جامعه بار دیگر بر وجدان اخلاقی و انسجام تأکید کند.
✅ سارق را برای تأکید بر احترام حق مالکیت، قاتل را برای نشان دادن اهمیت حرمت جان، و آنکه را افترا میبندد برای تاکید بر حرمت آبروی آدمیان مجازات میکنند. مجازات کنش جمعی جامعه است و اثرگذاریاش به آن است که اکثریت شهروندان درستی آنرا به رسمیت بشناسند، ارزشی را که بر آن تأکید میکند محترم بدانند و انسجام اجتماعی ضربهخورده را ترمیم کنند. اگر اختلاسگران و فاسدان اقتصادی را اعدام کنند، صرفنظر از درستی و نادرستی حقوقی و قانونی، جامعه کنونی آنرا به رسمیت میشناسد و احساس میکند انسجاماش ذرهای بهبود یافته است.
✅ آقایان و خانمها، من نمیدانم محکومین، سه جوان زیر سی سال، شاکی خصوصی دارند یا ندارند، محارب هستند یا نیستند، اما از حجم مخالفت اجتماعی با این اعدام میفهمم که در آن بازسازی اخلاقی، تأکید بر ارزشهای انسانی و اجتماعی، و بازسازی انسجام اجتماعی زخمخورده از رخدادهای آبان نودوهشت نهفته نیست.
✅ اجرای این حکم چند ده میلیون زخم خورده از وقایع آبان نودوهشت را زخمیتر میسازد. دادگاه در دنیای امروز فقط یک اتاق نیست، پهنای آن افکار عمومی است. میلیونها انسان هیئت منصفه شدهاند و شما حتی برای قانع کردن این هیئت منصفه میلیونی نسبت به درست بودن حکم تلاش نکردهاید.
✅ جان انسانها را همواره میتوان گرفت، جان رفته اما باز نمیگردد. زخم آبان را بیش از آنچه هست عمیق نکنید. ماده 477 آئین دادرسی کیفری راه بازنگری در پرونده، تأخیر در اجرای حکم و تغییر را باز گذاشته است. صلاح مملکت و مملکتداری تعمیق زخمهای اجتماعی و عفونی کردن آنها نیست.
✅ من از هیچ محارب، کسی که دست به خشونت میزند، شیشه میشکند، تخریب میکند یا خون میریزد حمایت نمیکنم، اما اجرای حکم صادره در دل شرایط امروز جامعه زخمخورده از بحران اقتصادی، وقایع آبان، انبوه مفسدان اقتصادی، تحریمهای بینالمللی، تورم افسارگسیخته، داغ بازمانده از سقوط هواپیمای اوکراینی و ... مصلحت کشور نیست. بستر آماده برای خشونت منتسب به اين سه جوان را هم فراموش نکنيد. در رحمت و رأفت بگشایید و باب گفتوگو باز کنید، اگر فکر نمیکنید به حقیقت، لااقل به مصلحت نزدیکتر است.
✅ نکته آخر: مؤسسه رحمان کتابی با عنوان «آتش خاموش: نگاهی به اعتراضات آبان 98» منتشر کرده است. میدانم برای تهیه چنین گزارشهایی در ایران در شرایط فقدان اطلاعات و همکاری نکردن نهادها و ... چه خون دلی باید خورد. علیرغم همه دشواریها، کتاب خوبی برای ریشهیابی بحران آبان نودوهشت است. کتاب (ضمیمه به این یادداشت) را بخوانید و به این بیندیشید که اجرای حکم اعدام سه جوان، هر چند مجرم به زعم قاضی، کدام یک از دردهایی را که در این کتاب مشاهده میکنید، درمان خواهد کرد.
⭕️ آنکه رئوف است، میبخشد و مصلحت را در نظر میگیرد، ضعیف نیست؛ اخلاقی است، عاقل و دوراندیش است.
⭕️ اگر باور دارید که حکم عین عدالت است، لااقل از منظر مصلحت حکمرانی، تعجیل نکنید بلکه بکوشید شهروندان را قانع کنید که عین عدالت اجرا میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من از پرونده سه جوانی که به اعدام محکوم شدهاند هیچ اطلاعی ندارم. من با هر گونه خشونتی از جنس حمله به اموال عمومی، تخریب و آتش زدن و اعمال مسلحانه و... هم مخالفم. خشونت از سوی هر گروه، فرد یا قدرتی درمان دردهای این کشور نیست.
✅ من حقوقدان هم نیستم تا درباره روند رسیدگی به پرونده و رعایت عدالت در آن قضاوت کنم. این را اما از منظری جامعهشناختی میدانم که کارکرد مجازات، بازسازی وجدان اخلاقی جامعه است. جرم باعث ضربه خوردن وجدان اخلاقی جامعه و انسجام اجتماعی میشود و مجازات از منظری اجتماعی برای آن است که جامعه بار دیگر بر وجدان اخلاقی و انسجام تأکید کند.
✅ سارق را برای تأکید بر احترام حق مالکیت، قاتل را برای نشان دادن اهمیت حرمت جان، و آنکه را افترا میبندد برای تاکید بر حرمت آبروی آدمیان مجازات میکنند. مجازات کنش جمعی جامعه است و اثرگذاریاش به آن است که اکثریت شهروندان درستی آنرا به رسمیت بشناسند، ارزشی را که بر آن تأکید میکند محترم بدانند و انسجام اجتماعی ضربهخورده را ترمیم کنند. اگر اختلاسگران و فاسدان اقتصادی را اعدام کنند، صرفنظر از درستی و نادرستی حقوقی و قانونی، جامعه کنونی آنرا به رسمیت میشناسد و احساس میکند انسجاماش ذرهای بهبود یافته است.
✅ آقایان و خانمها، من نمیدانم محکومین، سه جوان زیر سی سال، شاکی خصوصی دارند یا ندارند، محارب هستند یا نیستند، اما از حجم مخالفت اجتماعی با این اعدام میفهمم که در آن بازسازی اخلاقی، تأکید بر ارزشهای انسانی و اجتماعی، و بازسازی انسجام اجتماعی زخمخورده از رخدادهای آبان نودوهشت نهفته نیست.
✅ اجرای این حکم چند ده میلیون زخم خورده از وقایع آبان نودوهشت را زخمیتر میسازد. دادگاه در دنیای امروز فقط یک اتاق نیست، پهنای آن افکار عمومی است. میلیونها انسان هیئت منصفه شدهاند و شما حتی برای قانع کردن این هیئت منصفه میلیونی نسبت به درست بودن حکم تلاش نکردهاید.
✅ جان انسانها را همواره میتوان گرفت، جان رفته اما باز نمیگردد. زخم آبان را بیش از آنچه هست عمیق نکنید. ماده 477 آئین دادرسی کیفری راه بازنگری در پرونده، تأخیر در اجرای حکم و تغییر را باز گذاشته است. صلاح مملکت و مملکتداری تعمیق زخمهای اجتماعی و عفونی کردن آنها نیست.
✅ من از هیچ محارب، کسی که دست به خشونت میزند، شیشه میشکند، تخریب میکند یا خون میریزد حمایت نمیکنم، اما اجرای حکم صادره در دل شرایط امروز جامعه زخمخورده از بحران اقتصادی، وقایع آبان، انبوه مفسدان اقتصادی، تحریمهای بینالمللی، تورم افسارگسیخته، داغ بازمانده از سقوط هواپیمای اوکراینی و ... مصلحت کشور نیست. بستر آماده برای خشونت منتسب به اين سه جوان را هم فراموش نکنيد. در رحمت و رأفت بگشایید و باب گفتوگو باز کنید، اگر فکر نمیکنید به حقیقت، لااقل به مصلحت نزدیکتر است.
✅ نکته آخر: مؤسسه رحمان کتابی با عنوان «آتش خاموش: نگاهی به اعتراضات آبان 98» منتشر کرده است. میدانم برای تهیه چنین گزارشهایی در ایران در شرایط فقدان اطلاعات و همکاری نکردن نهادها و ... چه خون دلی باید خورد. علیرغم همه دشواریها، کتاب خوبی برای ریشهیابی بحران آبان نودوهشت است. کتاب (ضمیمه به این یادداشت) را بخوانید و به این بیندیشید که اجرای حکم اعدام سه جوان، هر چند مجرم به زعم قاضی، کدام یک از دردهایی را که در این کتاب مشاهده میکنید، درمان خواهد کرد.
⭕️ آنکه رئوف است، میبخشد و مصلحت را در نظر میگیرد، ضعیف نیست؛ اخلاقی است، عاقل و دوراندیش است.
⭕️ اگر باور دارید که حکم عین عدالت است، لااقل از منظر مصلحت حکمرانی، تعجیل نکنید بلکه بکوشید شهروندان را قانع کنید که عین عدالت اجرا میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
داستان برنامه همکاری 25 سال با چین چیست؟ (قسمت دوم)
مسألهها و سناریوی خوشبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ خلاصه تنها متن منتشرشده از برنامه همکاری 25 ساله با چین را ارائه کردم (اینجا). این برنامه با دو عدم قطعیت مواجه است: یک. هنوز برنامه و محتوای سند قطعی نشده است؛ و دو. برنامه 25 ساله است و با عدم قطعیتهایی در طول زمان مواجه است. ما میتوانیم درباره سناریوهای مختلف در آینده سخن بگوییم. سناریوی خوشبینانه موضوع این یادداشت است، اما پیش از آن باید مسأله را هم مشخص کنیم، یعنی این برنامه قرار است چه مسائلی را حل کند.
مسأله چیست؟
✅ من فکر میکنم مسأله ایران ما بالاخص در یک دهه گذشته و در چشمانداز پیش رو، بهطور عمده چند محور زیر است:
🔹یک. فروش نفت به حد بسیار پایینی رسیده که برای کشوری با وابستگی عظیم به این منبع، رنجآور است.
🔹دو. تحریمها ارتباطات بانکی را هدف گرفتهاند، نقل و انتقال پول به حد بسیار دشوار، گاه ناممکن و بسیار پرهزینه رسیده است.
🔹سه. سرمایهگذاری خارجی در ایران صورت نمیگیرد، انتقال فناوری بسیار اندک و دشوار است، همکاریهای فناورانه به حداقل رسیده و چشمانداز توسعه فناوری از مسیر تعامل با جهان تیره است.
🔹چهار. صادرات بقیه منابع (غیر از نفت) و محصولات ساختهشده به دلیل تحریمهای بانکی، با مشکل نقل و انتقال پول مواجه است.
🔹پنج. ایران علیرغم قرار داشتن در نقطهای بسیار راهبردی و به نوعی پل گذار مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی از شرق به غرب جهان، به دلیل تحریمها از کلیه مسیرهای اصلی عبور هوایی، زمینی، دریایی، ریلی و حتی خطوط عبور انرژی (برق، گاز) حذف شده است.
🔹شش. فضای ناامنی سرمایهگذاری، فساد و سیاستهای اقتصادی مسبب تورم و بیارزش شدن پول ملی، حجم عظیم فرار سرمایه از کشور را باعث شده است.
🔹هفت. تحت تأثیر شرایط فوق، نرخ تشکیل سرمایه در کشور پایین و در طول یک دهه گذشته منفی بوده، در نتیجه ظرفیتهای تولید ملی، اشتغال و افزایش کیفیت زندگی پایدار کاهش یافته است. این فرایند در نهایت به بیکاری بیشتر، تشدید آسیبهای اجتماعی و در افق پدیدار شدن بحرانهای اجتماعی، بیثباتی و ناامنی میشود.
✅ مسائل دیگری هم هست که به نوعی تحت تأثیر همین مسائل هستند یا برای نشان دادن اهمیت وضعیتی که در آن قرار داریم، همین هفت مورد کفایت میکند.
سناریوی اول: خوشبینانه
✅ خطوط کلی این سناریو میتواند این گونه ترسیم شود:
🔹 یک. نفت به چین فروخته میشود و منابع حاصل از آن نزد بانکهای چینی سرمایهگذاری شده و به اضافه سرمایه چینی، در غالب اجرای پروژههای توسعه صنعتی در ایران سرمایهگذاری میشود. (هدف: بیاثر کردن تحریمهای بانکی و نفتی، افزایش سرمایهگذاری، تولید رونق اقتصادی)
🔹 دو. بقیه قدرتها بالاخص آمریکا با مشاهده خروج ایران از انزوای اقتصادی، شروع رونق و ایجاد اتحاد استراتژیک میان تهران و پکن، به اشتباه راهبردی خود در تحریم ایران و محدود کردن ایران به انتخاب تنها گزینه موجود، چین، پی برده و تلاش برای باز کردن گره تحریمها و راه دادن مجدد ایران به عرصه تعاملات جهانی شروع میشود. (حل کردن کمی ریشهای مشکل تحریمها)
🔹سه. چینیها نقش مهمتری به ایران در ابتکار «جاده-کمربند» (OBOR) میدهند و توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب ایران در عرصههای دریایی، زمینی و ریلی شروع میشود. پیوندهای صنعت هوایی دو کشور نیز استفاده دیگری از مزیتهای جغرافیای ایران است.
🔹چهار. جذب سرمایه چین، این کشور را به امنیت ایران حساستر میسازد. چین همچنین به نیروی ادغامکننده ایران در مناسبات بینالمللی کمتنشتر تبدیل میشود.
🔹پنج. تولید مشترک محصولات با چین، تجربه، تکنیکها، نفوذ و سایر نیروهای تجاری چین را تا اندازهای در خدمت توسعه تجارت ایران و سایر کشورها قرار میدهد.
🔹شش. چین فاقد انگارههای سلطهجویانه غربی، گفتمان حقوق بشری و ظرفیت سیطره ژئوپلتیک بر ایران است، و از اینرو مخاطرات رابطه با قدرتی نظیر آمریکا در توسعه رابطه با چین نهفته نیست.
🔹هفت. توسعه اقتصادی از مسیر تعامل با چین، بحران ناشی از نرخ پایین سرمایهگذاری، اشتغال پایین و تبدیل آن به بحران اجتماعی و بیثباتی سیاسی را درمان میکند.
🔹هشت. فقدان اشتراکات فرهنگی، دینی و دانش زبانی ایرانیان از زبان چینی، سیطره فرهنگی چین بر جامعه ایرانی را نیز نامحتمل میسازد.
✅ اینها در حد یک یادداشت مختصر، ابعاد نگاه خوشبینانه به برنامه همکاری با چین هستند. سناریوهای بینابینی و بدبینانه را نیز در دو نوشتار بعدی توضیح میدهم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
مسألهها و سناریوی خوشبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ خلاصه تنها متن منتشرشده از برنامه همکاری 25 ساله با چین را ارائه کردم (اینجا). این برنامه با دو عدم قطعیت مواجه است: یک. هنوز برنامه و محتوای سند قطعی نشده است؛ و دو. برنامه 25 ساله است و با عدم قطعیتهایی در طول زمان مواجه است. ما میتوانیم درباره سناریوهای مختلف در آینده سخن بگوییم. سناریوی خوشبینانه موضوع این یادداشت است، اما پیش از آن باید مسأله را هم مشخص کنیم، یعنی این برنامه قرار است چه مسائلی را حل کند.
مسأله چیست؟
✅ من فکر میکنم مسأله ایران ما بالاخص در یک دهه گذشته و در چشمانداز پیش رو، بهطور عمده چند محور زیر است:
🔹یک. فروش نفت به حد بسیار پایینی رسیده که برای کشوری با وابستگی عظیم به این منبع، رنجآور است.
🔹دو. تحریمها ارتباطات بانکی را هدف گرفتهاند، نقل و انتقال پول به حد بسیار دشوار، گاه ناممکن و بسیار پرهزینه رسیده است.
🔹سه. سرمایهگذاری خارجی در ایران صورت نمیگیرد، انتقال فناوری بسیار اندک و دشوار است، همکاریهای فناورانه به حداقل رسیده و چشمانداز توسعه فناوری از مسیر تعامل با جهان تیره است.
🔹چهار. صادرات بقیه منابع (غیر از نفت) و محصولات ساختهشده به دلیل تحریمهای بانکی، با مشکل نقل و انتقال پول مواجه است.
🔹پنج. ایران علیرغم قرار داشتن در نقطهای بسیار راهبردی و به نوعی پل گذار مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی از شرق به غرب جهان، به دلیل تحریمها از کلیه مسیرهای اصلی عبور هوایی، زمینی، دریایی، ریلی و حتی خطوط عبور انرژی (برق، گاز) حذف شده است.
🔹شش. فضای ناامنی سرمایهگذاری، فساد و سیاستهای اقتصادی مسبب تورم و بیارزش شدن پول ملی، حجم عظیم فرار سرمایه از کشور را باعث شده است.
🔹هفت. تحت تأثیر شرایط فوق، نرخ تشکیل سرمایه در کشور پایین و در طول یک دهه گذشته منفی بوده، در نتیجه ظرفیتهای تولید ملی، اشتغال و افزایش کیفیت زندگی پایدار کاهش یافته است. این فرایند در نهایت به بیکاری بیشتر، تشدید آسیبهای اجتماعی و در افق پدیدار شدن بحرانهای اجتماعی، بیثباتی و ناامنی میشود.
✅ مسائل دیگری هم هست که به نوعی تحت تأثیر همین مسائل هستند یا برای نشان دادن اهمیت وضعیتی که در آن قرار داریم، همین هفت مورد کفایت میکند.
سناریوی اول: خوشبینانه
✅ خطوط کلی این سناریو میتواند این گونه ترسیم شود:
🔹 یک. نفت به چین فروخته میشود و منابع حاصل از آن نزد بانکهای چینی سرمایهگذاری شده و به اضافه سرمایه چینی، در غالب اجرای پروژههای توسعه صنعتی در ایران سرمایهگذاری میشود. (هدف: بیاثر کردن تحریمهای بانکی و نفتی، افزایش سرمایهگذاری، تولید رونق اقتصادی)
🔹 دو. بقیه قدرتها بالاخص آمریکا با مشاهده خروج ایران از انزوای اقتصادی، شروع رونق و ایجاد اتحاد استراتژیک میان تهران و پکن، به اشتباه راهبردی خود در تحریم ایران و محدود کردن ایران به انتخاب تنها گزینه موجود، چین، پی برده و تلاش برای باز کردن گره تحریمها و راه دادن مجدد ایران به عرصه تعاملات جهانی شروع میشود. (حل کردن کمی ریشهای مشکل تحریمها)
🔹سه. چینیها نقش مهمتری به ایران در ابتکار «جاده-کمربند» (OBOR) میدهند و توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب ایران در عرصههای دریایی، زمینی و ریلی شروع میشود. پیوندهای صنعت هوایی دو کشور نیز استفاده دیگری از مزیتهای جغرافیای ایران است.
🔹چهار. جذب سرمایه چین، این کشور را به امنیت ایران حساستر میسازد. چین همچنین به نیروی ادغامکننده ایران در مناسبات بینالمللی کمتنشتر تبدیل میشود.
🔹پنج. تولید مشترک محصولات با چین، تجربه، تکنیکها، نفوذ و سایر نیروهای تجاری چین را تا اندازهای در خدمت توسعه تجارت ایران و سایر کشورها قرار میدهد.
🔹شش. چین فاقد انگارههای سلطهجویانه غربی، گفتمان حقوق بشری و ظرفیت سیطره ژئوپلتیک بر ایران است، و از اینرو مخاطرات رابطه با قدرتی نظیر آمریکا در توسعه رابطه با چین نهفته نیست.
🔹هفت. توسعه اقتصادی از مسیر تعامل با چین، بحران ناشی از نرخ پایین سرمایهگذاری، اشتغال پایین و تبدیل آن به بحران اجتماعی و بیثباتی سیاسی را درمان میکند.
🔹هشت. فقدان اشتراکات فرهنگی، دینی و دانش زبانی ایرانیان از زبان چینی، سیطره فرهنگی چین بر جامعه ایرانی را نیز نامحتمل میسازد.
✅ اینها در حد یک یادداشت مختصر، ابعاد نگاه خوشبینانه به برنامه همکاری با چین هستند. سناریوهای بینابینی و بدبینانه را نیز در دو نوشتار بعدی توضیح میدهم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
👍1
Homo housebound
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology
"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings. Past human species classified in this way include Homo erectus and Homo habilis, which lived millions of years ago. The only surviving member of this typology is Homo sapiens, the “wise man” who lives on the planet today.
Homo sapiens has relied on the ability to think and create to overcome nature. In the age of Covid-19, however, he must take on a different character: to be housebound. To become “Homo housebound”, in the context of its ancestral lineage.
Homo sapiens has conquered the world, but isolation is the route to survival for Homo housebound. To survive, he must resign from the external world - an undesired result of the accomplishments of Homo sapiens. He must now adapt to and practice home living, and even make changes to the nature of his house.
Homo housebound must provide a place to change clothes by the front door, and perhaps a bathroom behind the entrance to keep the viruses out of the house. To survive, he now has to practice hours of entertainment at home, read books, listen to music, surf the Internet, and even exercise at home. Homo housebound must learn to tolerate each other in close proximity.
Homo housebound needs new institutions, technologies, interests, behaviors and habits. His dependence on the Internet increases, and his desires and sensitivities change. He can no longer go to restaurants, gyms or even religious ceremonies. He gets used to living through cyberspace in order to survive, and he who rejects the new way of life puts his life in danger.
Homo housebound needs institutions that minimize the need to leave the home: organizations that are telework-based. A new class order may be formed on the basis of the distinction between jobs suitable for teleworking (possibly white-collars) and others. Homo sapiens conquered the world, expanded tourism, and created a variety of human gatherings (conferences, stadiums, theaters, cinemas, weddings, mourning, marches, etc.). Homo housebound gets stuck at home and experiences his world in isolation.
Homo housebound conflicts with Homo sapiens in the philosophy of life. The pleasures of Homo sapiens lie in the hustle and bustle of collective presence, overcoming nature, and extroversion, while Homo housebound creeps inward to survive. Life becomes difficult or life-threatening for humans who are extroverted and have no way inward. Homo sapiens strives to build a secure and trustable world, and Homo housebound experiences and institutionalizes coexistence with distrust of everything. Those in closest proximity become untrustable under the threat of virus.
Homo sapiens has struggled for centuries to forget death from life, while Homo housebound actively adapts to ever-present risk of death. "Living with death" becomes part of his experience. Homo housebound experiences loneliness not only in life but also in death. Collective mourning is as taboo as weddings and any collective ceremonies.
In the words of Marx, Homo sapiens worked "together" to change the world. Homo housebound distances from others in order to survive, while the world changes, some becomes poorer, more unequality and more prone to violence. The perception of life expectancy changes. Death before one’s time has become common and expected, as it was in old times.
Showing off becomes unnecessary. There is no wedding or celebration to flaunt clothes and fashion or the grandeur of one’s house. Homo housebound does not even offer the glory of his house to guests and may live more unpretentiously. Even the perception of physical beauty changes. What is beauty behind a mask?
@fazeli_mohammad
Mo_fazeli@sbu.ac.ir
Complete post👇👇
https://vrgl.ir/kXpq5
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology
"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings. Past human species classified in this way include Homo erectus and Homo habilis, which lived millions of years ago. The only surviving member of this typology is Homo sapiens, the “wise man” who lives on the planet today.
Homo sapiens has relied on the ability to think and create to overcome nature. In the age of Covid-19, however, he must take on a different character: to be housebound. To become “Homo housebound”, in the context of its ancestral lineage.
Homo sapiens has conquered the world, but isolation is the route to survival for Homo housebound. To survive, he must resign from the external world - an undesired result of the accomplishments of Homo sapiens. He must now adapt to and practice home living, and even make changes to the nature of his house.
Homo housebound must provide a place to change clothes by the front door, and perhaps a bathroom behind the entrance to keep the viruses out of the house. To survive, he now has to practice hours of entertainment at home, read books, listen to music, surf the Internet, and even exercise at home. Homo housebound must learn to tolerate each other in close proximity.
Homo housebound needs new institutions, technologies, interests, behaviors and habits. His dependence on the Internet increases, and his desires and sensitivities change. He can no longer go to restaurants, gyms or even religious ceremonies. He gets used to living through cyberspace in order to survive, and he who rejects the new way of life puts his life in danger.
Homo housebound needs institutions that minimize the need to leave the home: organizations that are telework-based. A new class order may be formed on the basis of the distinction between jobs suitable for teleworking (possibly white-collars) and others. Homo sapiens conquered the world, expanded tourism, and created a variety of human gatherings (conferences, stadiums, theaters, cinemas, weddings, mourning, marches, etc.). Homo housebound gets stuck at home and experiences his world in isolation.
Homo housebound conflicts with Homo sapiens in the philosophy of life. The pleasures of Homo sapiens lie in the hustle and bustle of collective presence, overcoming nature, and extroversion, while Homo housebound creeps inward to survive. Life becomes difficult or life-threatening for humans who are extroverted and have no way inward. Homo sapiens strives to build a secure and trustable world, and Homo housebound experiences and institutionalizes coexistence with distrust of everything. Those in closest proximity become untrustable under the threat of virus.
Homo sapiens has struggled for centuries to forget death from life, while Homo housebound actively adapts to ever-present risk of death. "Living with death" becomes part of his experience. Homo housebound experiences loneliness not only in life but also in death. Collective mourning is as taboo as weddings and any collective ceremonies.
In the words of Marx, Homo sapiens worked "together" to change the world. Homo housebound distances from others in order to survive, while the world changes, some becomes poorer, more unequality and more prone to violence. The perception of life expectancy changes. Death before one’s time has become common and expected, as it was in old times.
Showing off becomes unnecessary. There is no wedding or celebration to flaunt clothes and fashion or the grandeur of one’s house. Homo housebound does not even offer the glory of his house to guests and may live more unpretentiously. Even the perception of physical beauty changes. What is beauty behind a mask?
@fazeli_mohammad
Mo_fazeli@sbu.ac.ir
Complete post👇👇
https://vrgl.ir/kXpq5
ویرگول
Homo housebound
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology Shahid Beheshti University"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings Past human s…
انسان خانهنشین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هومو (Homo) پیشوندی برای انواع انسانهاست. برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدهاند عبارتند از هومو-اِرِکتوس (Homo-erectus) و هومو-هابیلیس (Homo-habilis) که از میلیونها سال پیش زیستهاند و مشهورترین آنها هوموساپینس (Homo-sapiens)، انسان خردمند یا انسانی است که امروز بر روی کره زمین زندگی میکند.
✅ هر گونه انسان بر قابلیتی متکی شده و انسان خردمند به توانایی اندیشیدن، خلق فناوری و ... تکیه کرده است. هومو-ساپینس اما امروز باید خصیصه دیگری به خود بگیرد و به سیاق نامگذاری گونههای پیشین او را میشود هومو-هاوسباوند (Homo-housebound) یا «انسان خانهنشین» نامید.
✅ هاوسباوند (Housebound) در انگلیسی به انسانی میگویند که به دلیل بیماری یا پیری خانهنشین شده است. دانش اندک زبان انگلیسی من به واژه بهتری قد نمیدهد. هومو-هاوسباوند شاید آوردهای برای تفکر درباره وضعیت انسان روزگار کرونا داشته باشد.
✅ هومو-ساپینس به جهان سرک کشید و فتح کرد و هومو-هاوسباوند رمز بقایش ماندن در خانه و انزواست. انسان خانهنشین اگر طبیعت را فتح نکند بخت بیشتری برای بقا دارد. انزوای نجاتبخش هومو-هاوسباوند محصول پیروزیهای هومو-ساپینس است. او باید اکنون خانهنشینی را تجربه و تمرین کند و حتی در ریخت خانهاش هم تغییراتی ایجاد کند.
✅ هومو-هاوسباوند باید در ورودی خانهاش جایی برای آویختن لباسها بسازد و شاید یک دستشویی و حمام پشت در ورودی برای آنکه ویروسها را با خودش تا ته خانه نبرد. او حالا باید برای زنده ماندن ساعتها سرگرم شدن در محیط خانه را تمرین کند، کتاب بخواند، موسیقی گوش دهد، اینترنت را زیر و رو کرده و حتی در خانه ورزش کند. هومو-هاوسباوند باید بیشتر تحمل کردن یکدیگر در خانه را نیز یاد بگیرد.
✅ انسان خانهنشین نهادها، فناوری، علائق، رفتارها و عادات جدید نیاز دارد. وابستگیاش به اینترنت بیشتر میشود، حساسیتهایش هم تغییر میکنند. او حالا نمیتواند برای گذران فراغت به رستوران، ورزشگاه یا حتی مراسم مذهبی برود. او به دوز زیستن از طریق فضای مجازی عادت میکند تا زنده بماند و آنکه علیه خانهنشینی میشورد، جانش را به خطر میاندازد.
✅ انسان خانهنشین حالا در چارچوب الزامات خانهنشینی باید به نهادهایی فکر کند که نیاز به خروج از خانه را به حداقل میرسانند، سازمانهایی که بر اساس دورکاریاند. نظم طبقاتی جدید شاید بر بنیان تناسب مشاغل برای دورکاری (احتمالاً یقهسفیدها) و غیر آن شکل میگیرد. هوموساپینس جهان را فتح کرد، توریسم را گسترش داد، زیر و زبر کره زمین را کاوید و انواع جمعها (همایش، کنفرانس، ورزشگاه، تئاتر، سینما، عروسی، عزا، راهپیمایی و ...) خلق کرد. هومو-هاوسباوند در خانه گیر میافتد و جهانش را در انزوای بسیار تجربه میکند.
✅ انسان خانهنشین در فلسفه زیستن هم با فلسفه زیست هومو-ساپینس مدرن تعارض پیدا میکند. لذتهای هومو-ساپینس در غوغای حضور جمعی، غلبه بر طبیعت و برونگرایی نهفتهاند و هومو-هاوسباوند به ناچار برای زنده ماندن به درون خود میخزد. زندگی برای هوموهایی که به غایت برونگرا باشند و راهی به درون خود ندارند، سخت یا توأم با مخاطره مرگ میشود. هومو-ساپینس میکوشد جهانی مطمئن و قابل اعتماد بسازد و هومو-هاوسباوند همزیستی با بیاعتمادی به همه چیز را تجربه و نهادینه میکند. نزدیکترینها غیرقابل اعتماد میشوند زیرا کرونا از هر نزدیکی، نزدیکتر است.
✅ هومو-ساپینس قرنها برای دور و حتی فراموش کردن مرگ از زندگی تلاش کرده و هومو-هاوسباوند سازگاری با مخاطره دائمی مرگ را که قابل عادیسازی هم نیست، تجربه میکند. «مرگزیستی» بخشی از تجربه او میشود. هاوسباوند تنهایی را نه فقط در زندگی بلکه در مرگ نیز تجربه میکند. عزاداری جمعی هم تابوست همان گونه که عروسی و هر گونه شادی جمعی تابو میشود.
✅ ساپینسها به قول مارکس «با هم» کار کردند تا جهان را تغییر دهند؛ هاوسباوندها از هم فاصله میگیرند تا زنده بمانند اما جهان تغییر میکند در حالی که بسیاری فقیرتر، جهان نابرابرتر و مستعدتر برای خشونت میشود. تصور از سن مناسب برای مرگ هم تغییر کرده است. مرگ زیر سن پیری هم ممکن و معمول شده است.
✅ خودنمایی غیرضروریتر میشود، عروسی یا عزایی برای نمایش لباس و مُد تا عظمت و شکوه خانه و تالار نیست. هاوسباوند حتی شکوه خانهاش را هم به میهمان عرضه نمیکند و شاید بیپیرایهتر زندگی کند. تصور از زیبایی هم عوض میشود و اصلاً زیبایی پشت ماسک چه معنایی دارد؟
ادامه نوشتار 👇👇👇
https://vrgl.ir/MrmXl
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هومو (Homo) پیشوندی برای انواع انسانهاست. برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدهاند عبارتند از هومو-اِرِکتوس (Homo-erectus) و هومو-هابیلیس (Homo-habilis) که از میلیونها سال پیش زیستهاند و مشهورترین آنها هوموساپینس (Homo-sapiens)، انسان خردمند یا انسانی است که امروز بر روی کره زمین زندگی میکند.
✅ هر گونه انسان بر قابلیتی متکی شده و انسان خردمند به توانایی اندیشیدن، خلق فناوری و ... تکیه کرده است. هومو-ساپینس اما امروز باید خصیصه دیگری به خود بگیرد و به سیاق نامگذاری گونههای پیشین او را میشود هومو-هاوسباوند (Homo-housebound) یا «انسان خانهنشین» نامید.
✅ هاوسباوند (Housebound) در انگلیسی به انسانی میگویند که به دلیل بیماری یا پیری خانهنشین شده است. دانش اندک زبان انگلیسی من به واژه بهتری قد نمیدهد. هومو-هاوسباوند شاید آوردهای برای تفکر درباره وضعیت انسان روزگار کرونا داشته باشد.
✅ هومو-ساپینس به جهان سرک کشید و فتح کرد و هومو-هاوسباوند رمز بقایش ماندن در خانه و انزواست. انسان خانهنشین اگر طبیعت را فتح نکند بخت بیشتری برای بقا دارد. انزوای نجاتبخش هومو-هاوسباوند محصول پیروزیهای هومو-ساپینس است. او باید اکنون خانهنشینی را تجربه و تمرین کند و حتی در ریخت خانهاش هم تغییراتی ایجاد کند.
✅ هومو-هاوسباوند باید در ورودی خانهاش جایی برای آویختن لباسها بسازد و شاید یک دستشویی و حمام پشت در ورودی برای آنکه ویروسها را با خودش تا ته خانه نبرد. او حالا باید برای زنده ماندن ساعتها سرگرم شدن در محیط خانه را تمرین کند، کتاب بخواند، موسیقی گوش دهد، اینترنت را زیر و رو کرده و حتی در خانه ورزش کند. هومو-هاوسباوند باید بیشتر تحمل کردن یکدیگر در خانه را نیز یاد بگیرد.
✅ انسان خانهنشین نهادها، فناوری، علائق، رفتارها و عادات جدید نیاز دارد. وابستگیاش به اینترنت بیشتر میشود، حساسیتهایش هم تغییر میکنند. او حالا نمیتواند برای گذران فراغت به رستوران، ورزشگاه یا حتی مراسم مذهبی برود. او به دوز زیستن از طریق فضای مجازی عادت میکند تا زنده بماند و آنکه علیه خانهنشینی میشورد، جانش را به خطر میاندازد.
✅ انسان خانهنشین حالا در چارچوب الزامات خانهنشینی باید به نهادهایی فکر کند که نیاز به خروج از خانه را به حداقل میرسانند، سازمانهایی که بر اساس دورکاریاند. نظم طبقاتی جدید شاید بر بنیان تناسب مشاغل برای دورکاری (احتمالاً یقهسفیدها) و غیر آن شکل میگیرد. هوموساپینس جهان را فتح کرد، توریسم را گسترش داد، زیر و زبر کره زمین را کاوید و انواع جمعها (همایش، کنفرانس، ورزشگاه، تئاتر، سینما، عروسی، عزا، راهپیمایی و ...) خلق کرد. هومو-هاوسباوند در خانه گیر میافتد و جهانش را در انزوای بسیار تجربه میکند.
✅ انسان خانهنشین در فلسفه زیستن هم با فلسفه زیست هومو-ساپینس مدرن تعارض پیدا میکند. لذتهای هومو-ساپینس در غوغای حضور جمعی، غلبه بر طبیعت و برونگرایی نهفتهاند و هومو-هاوسباوند به ناچار برای زنده ماندن به درون خود میخزد. زندگی برای هوموهایی که به غایت برونگرا باشند و راهی به درون خود ندارند، سخت یا توأم با مخاطره مرگ میشود. هومو-ساپینس میکوشد جهانی مطمئن و قابل اعتماد بسازد و هومو-هاوسباوند همزیستی با بیاعتمادی به همه چیز را تجربه و نهادینه میکند. نزدیکترینها غیرقابل اعتماد میشوند زیرا کرونا از هر نزدیکی، نزدیکتر است.
✅ هومو-ساپینس قرنها برای دور و حتی فراموش کردن مرگ از زندگی تلاش کرده و هومو-هاوسباوند سازگاری با مخاطره دائمی مرگ را که قابل عادیسازی هم نیست، تجربه میکند. «مرگزیستی» بخشی از تجربه او میشود. هاوسباوند تنهایی را نه فقط در زندگی بلکه در مرگ نیز تجربه میکند. عزاداری جمعی هم تابوست همان گونه که عروسی و هر گونه شادی جمعی تابو میشود.
✅ ساپینسها به قول مارکس «با هم» کار کردند تا جهان را تغییر دهند؛ هاوسباوندها از هم فاصله میگیرند تا زنده بمانند اما جهان تغییر میکند در حالی که بسیاری فقیرتر، جهان نابرابرتر و مستعدتر برای خشونت میشود. تصور از سن مناسب برای مرگ هم تغییر کرده است. مرگ زیر سن پیری هم ممکن و معمول شده است.
✅ خودنمایی غیرضروریتر میشود، عروسی یا عزایی برای نمایش لباس و مُد تا عظمت و شکوه خانه و تالار نیست. هاوسباوند حتی شکوه خانهاش را هم به میهمان عرضه نمیکند و شاید بیپیرایهتر زندگی کند. تصور از زیبایی هم عوض میشود و اصلاً زیبایی پشت ماسک چه معنایی دارد؟
ادامه نوشتار 👇👇👇
https://vrgl.ir/MrmXl
@fazeli_mohammad
ویرگول
انسان خانهنشین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتیهومو Homo پیشوندی برای انواع انسانهاست برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدها…
داستان برنامه همکاری 25 سال با چین چیست؟ (قسمت سوم)
سناریوی بدبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای من درباره برنامه همکاری 25 ساله با چین شامل دو قسمت بوده است:
قسمت اول: خلاصه متن برنامه
قسمت دوم: مسألهها و سناریوی خوشبینانه
✅ این یادداشت اختصاص دارد به خلاصه آنچه که میتواند سناریوی بدبینانه تلقی شود.
✅ سناریوی بدببینانه – به مانند سناریوی خوشبینانه، از نگاه سیاستگذاری که از طرف ایران مایل به امضای این برنامه باشد و برای حل مسائل به آن نظر دارد - میتواند شامل بندهای زیر باشد:
☑️ ابعاد اقتصادی
⭕️ یک. چین به دلیل فاش شدن برنامه و خسارتی که به روابط تجاریاش با کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا یا روسیه وارد میکند، اصلاً زیر بار امضای برنامه نرود. بقیه موارد به شرط امضای برنامه توسط چین قابل بررسی است.
⭕️ دو. انتقال نفت به چین و انباشت منابع مالی ایران در بانکهای چینی از روز اول اجرای برنامه آغاز میشود اما بازگشت سرمایهها در قالب طرحها و اقدامات چین، زمانبر است. هر نوع تعلل چین، سبب عدم توازن در منافع برنامه برای دوطرف میشود.
⭕️ سه. انتقال نفت به چین آغاز میشود و معادل آن منابع مالی در بانکهای چینی به نام ایران ذخیره میشود، اما طرف چینی در اجرای تفاهمنامه – به دلایل مختلف از جمله تحریمهای احتمالی علیه شرکتهای چینی – تعلل میکند. طرف چینی همچنین از افزودن سرمایه چینی به منابع مالی ناشی از فروش نفت ایران خودداری کرده یا به نسبت مناسب این کار را انجام نمیدهد.
⭕️ چهار. شرکتهای چینی فعالیت در ایران را شروع میکنند اما به همان دلیل که دفعات قبلی پروژههای ایرانی رها کردند (تحریمهای آمریکا) باز هم طرحها نیمهکاره رها میشوند.
⭕️ پنج. کشورهای ثالث (بالاخص کشورهای میزبان ابتکار کمربند-جاده) از پذیرش همکاری مشترک ایران و چین در خاک خودشان به دلیل بیم از تحریمهای آمریکا امتناع میکنند.
⭕️ شش. شرکتهای چینی در پروژههای ساخت بزرگراه، سد،نیروگاه، ریل و ... وارد میشوند که همگی (جز در بخشهایی اندک) دارای فناوری پایین (Low-tech) محسوب میشوند و عملاً ارتقای فناوری برای ایران صورت نمیگیرد و فقط بخشی از منابع مالی حاصل از فروش نفت ایران، در قالب پروژههای فناوری پایین به کشور برمیگردد.
⭕️ هفت. چین عملاً از ورود به همه طرحهایی که در تضاد با منافع راهبردهای شریکهای تجاری بزرگ خود در جهان یا منطقه – نظیر آمریکا، عربستان و ... – است خودداری میکند؛ طرحهایی که ظرفیت استفاده از کریدورها یا مزایای خطوط لوله، برق، بنادر، نفت و ... را میدهند.
⭕️ هشت. طرح ساخت مخازن ذخیره نفت ایران در چین یا ساخت پالایشگاههایی در چین که از نفت ایران استفاده میکنند، به دلیل مخالفت آمریکا یا تأثیر بر منافع عربستان و مخالفتشان و در نتیجه تأثیر بر روابط تجاری چین با آمریکا و عربستان،به مرحله اجرا نرسند.
⭕️ نه. زمان اجرای پروژهها توسط چین در خاک ایران به قدری طولانی میشوند که عملاً برای درمان دردهای شدیدی که سیاستگذار ایرانی برای درمان آنها در کوتاهمدت فشار احساس میکند، بهکار نمیآیند.
⭕️ ده. منافع اقتصادی حاصل از برنامه همکاری برای طرف چینی به اندازهای نخواهد شد که برای جبران هزینههای حمایت کردن از ایران در عرصه بینالمللی انگیزه مؤثری باشد.
⭕️ یازده. شرکتهای ایرانی و نظام فنی-مهندسی و تجهیزات اساساً غربی در صنعت هوایی، نیروگاهها و ... پذیرای فناوری چینی نیست و هزینه تغییر از میراث غربی به فناوری چینی بسیار بالا باشد به نحوی که عملاً حاصلی برای ایران نداشته باشد.
⭕️ دوازده. هزینههای همکاری با ایران برای چین به اندازهای باشد که هر گونه بازنگری در ابتکار کمربند-جاده (OBOR) و تقویت نقش ایران در آن برای چین غیراقتصادی و هزینهزا باشد.
⭕️ سیزده. طرف چینی ممکن است به تداوم ارسال نفت از سوی ایران – به علل مختلف – اطمینان نداشته و از ایجاد زیرساختهای پالایشگاهی یا ذخیرهسازی متناسب با مقدار نفتی که ایران مایل به فروش آن است خودداری کند.
⭕️ چهارده. چین تمایلی به وابسته کردن خود به نفت وارداتی از ایران نداشته و از همینرو خریدار کل نفت ایران نباشد و از سرمایهگذاری مورد نیاز ایران برای توسعه میادین نفتی امتناع کند.
⭕️ پانزده. نوع صنایع صادراتگرای چین و تقابل آن با صنعت مبتنی بر جایگزینی واردات ایران، میتواند به فشار سنگینتر بر صنایع داخلی، از دست رفتن مشاغل بیشتر و نابهسامانی افزونتر در اقتصاد ایران مننتهی شود.
بقيه مقاله 👇👇👇👇
https://vrgl.ir/XHRDk
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
سناریوی بدبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای من درباره برنامه همکاری 25 ساله با چین شامل دو قسمت بوده است:
قسمت اول: خلاصه متن برنامه
قسمت دوم: مسألهها و سناریوی خوشبینانه
✅ این یادداشت اختصاص دارد به خلاصه آنچه که میتواند سناریوی بدبینانه تلقی شود.
✅ سناریوی بدببینانه – به مانند سناریوی خوشبینانه، از نگاه سیاستگذاری که از طرف ایران مایل به امضای این برنامه باشد و برای حل مسائل به آن نظر دارد - میتواند شامل بندهای زیر باشد:
☑️ ابعاد اقتصادی
⭕️ یک. چین به دلیل فاش شدن برنامه و خسارتی که به روابط تجاریاش با کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا یا روسیه وارد میکند، اصلاً زیر بار امضای برنامه نرود. بقیه موارد به شرط امضای برنامه توسط چین قابل بررسی است.
⭕️ دو. انتقال نفت به چین و انباشت منابع مالی ایران در بانکهای چینی از روز اول اجرای برنامه آغاز میشود اما بازگشت سرمایهها در قالب طرحها و اقدامات چین، زمانبر است. هر نوع تعلل چین، سبب عدم توازن در منافع برنامه برای دوطرف میشود.
⭕️ سه. انتقال نفت به چین آغاز میشود و معادل آن منابع مالی در بانکهای چینی به نام ایران ذخیره میشود، اما طرف چینی در اجرای تفاهمنامه – به دلایل مختلف از جمله تحریمهای احتمالی علیه شرکتهای چینی – تعلل میکند. طرف چینی همچنین از افزودن سرمایه چینی به منابع مالی ناشی از فروش نفت ایران خودداری کرده یا به نسبت مناسب این کار را انجام نمیدهد.
⭕️ چهار. شرکتهای چینی فعالیت در ایران را شروع میکنند اما به همان دلیل که دفعات قبلی پروژههای ایرانی رها کردند (تحریمهای آمریکا) باز هم طرحها نیمهکاره رها میشوند.
⭕️ پنج. کشورهای ثالث (بالاخص کشورهای میزبان ابتکار کمربند-جاده) از پذیرش همکاری مشترک ایران و چین در خاک خودشان به دلیل بیم از تحریمهای آمریکا امتناع میکنند.
⭕️ شش. شرکتهای چینی در پروژههای ساخت بزرگراه، سد،نیروگاه، ریل و ... وارد میشوند که همگی (جز در بخشهایی اندک) دارای فناوری پایین (Low-tech) محسوب میشوند و عملاً ارتقای فناوری برای ایران صورت نمیگیرد و فقط بخشی از منابع مالی حاصل از فروش نفت ایران، در قالب پروژههای فناوری پایین به کشور برمیگردد.
⭕️ هفت. چین عملاً از ورود به همه طرحهایی که در تضاد با منافع راهبردهای شریکهای تجاری بزرگ خود در جهان یا منطقه – نظیر آمریکا، عربستان و ... – است خودداری میکند؛ طرحهایی که ظرفیت استفاده از کریدورها یا مزایای خطوط لوله، برق، بنادر، نفت و ... را میدهند.
⭕️ هشت. طرح ساخت مخازن ذخیره نفت ایران در چین یا ساخت پالایشگاههایی در چین که از نفت ایران استفاده میکنند، به دلیل مخالفت آمریکا یا تأثیر بر منافع عربستان و مخالفتشان و در نتیجه تأثیر بر روابط تجاری چین با آمریکا و عربستان،به مرحله اجرا نرسند.
⭕️ نه. زمان اجرای پروژهها توسط چین در خاک ایران به قدری طولانی میشوند که عملاً برای درمان دردهای شدیدی که سیاستگذار ایرانی برای درمان آنها در کوتاهمدت فشار احساس میکند، بهکار نمیآیند.
⭕️ ده. منافع اقتصادی حاصل از برنامه همکاری برای طرف چینی به اندازهای نخواهد شد که برای جبران هزینههای حمایت کردن از ایران در عرصه بینالمللی انگیزه مؤثری باشد.
⭕️ یازده. شرکتهای ایرانی و نظام فنی-مهندسی و تجهیزات اساساً غربی در صنعت هوایی، نیروگاهها و ... پذیرای فناوری چینی نیست و هزینه تغییر از میراث غربی به فناوری چینی بسیار بالا باشد به نحوی که عملاً حاصلی برای ایران نداشته باشد.
⭕️ دوازده. هزینههای همکاری با ایران برای چین به اندازهای باشد که هر گونه بازنگری در ابتکار کمربند-جاده (OBOR) و تقویت نقش ایران در آن برای چین غیراقتصادی و هزینهزا باشد.
⭕️ سیزده. طرف چینی ممکن است به تداوم ارسال نفت از سوی ایران – به علل مختلف – اطمینان نداشته و از ایجاد زیرساختهای پالایشگاهی یا ذخیرهسازی متناسب با مقدار نفتی که ایران مایل به فروش آن است خودداری کند.
⭕️ چهارده. چین تمایلی به وابسته کردن خود به نفت وارداتی از ایران نداشته و از همینرو خریدار کل نفت ایران نباشد و از سرمایهگذاری مورد نیاز ایران برای توسعه میادین نفتی امتناع کند.
⭕️ پانزده. نوع صنایع صادراتگرای چین و تقابل آن با صنعت مبتنی بر جایگزینی واردات ایران، میتواند به فشار سنگینتر بر صنایع داخلی، از دست رفتن مشاغل بیشتر و نابهسامانی افزونتر در اقتصاد ایران مننتهی شود.
بقيه مقاله 👇👇👇👇
https://vrgl.ir/XHRDk
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
مصرف بهینه برق در ساعات اوج مصرف روز و شب را فراموش نکنیم. لطفا به اشتراک بگذارید. @fazeli_mohammad