تو روزنامه تو میخونی نهنگا خودکشی کردن
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #سیاوش_قمیشی در آهنگ «تصور کن» میخواند: «تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته، جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته، ...» تا میرسد به «تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن.»
✅ خودکشی نهنگها یکی از پدیدههای بسیار پژوهششده اما کماکان کمتر پاسخیافته طبیعی است. گفته شده نهنگها به دلایل مختلف از جمله پیر شدن، کمبود غذا (معاش)، خطای فردی یا اشتباه سردسته، نرسیدن اکسیژن به مغز و گم کردن راه، ورود به آبهای کمعمق و ... به ساحل میآیند و خودکشی میکنند.
✅ دیشب که آخرین آمار کشتههای کرونا (220 نفر) را دیدم، یاد خودکشی نهنگها افتادم. ما داریم عین نهنگها خودکشی جمعی میکنیم. ماسک نزدن، رعایت نکردن فاصله، غیرضروری از خانه خارج شدن و رعایت نکردن سایر ملزومات مقابله با کرونا عین خودکشی دستهجمعی نهنگهاست. دلایل هم شبیه هم هستند.
✅ برخی ضرورت معاش دارند ناگزیر از خانه خارج میشوند، اما اکثریتی از همانها هم میتوانند ماسک بزنند یا فاصله را بهتر رعایت کننند اما انجام نمیدهند. انبوهی خسته شدهاند، انگار دیگر خون یا اکسیژن به مغزشان نمیرسد، عین نهنگها، راه گم میکنند. چندی قبل در یک تحلیل دادههای پرسشنامه نشان دادم که جمعیت این دسته خیلی زیاد است. سردستهها هم اشتباه میکنند. مدیریت کرونا مثل سه ماه پیش نیست.
✅ نهنگها که دستهجمعی خودکشی میکنند، یک عده آدم دوستدار محیطزیست به سختی تلاش میکنند آنها را به آب بازگردانند، اما نمیشود. نهنگهای چند تنی و آدمهای چند ده کیلویی چه نسبتی با هم دارند؟ حکایت خودکشی دستهجمعی ما در میانه بحران کرونا و تلاش کادرهای درمان برای مراقبت و سالمسازی مبتلایان هم دارد همین گونه میشود. تعداد بیماران میرود که از گنجایش مراکز درمانی و ظرفیت کادر درمان خارج شود. تلاششان شده عین زور زدن آدمهای کوچک برای بازگرداندن نهنگهای عظیم به دریا.
✅ حواسمان باشد، نه تنها به سمت نقطهای که «تصور کن ... تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن» پیش نمیرویم، بلکه الان داریم به سمت نقطهای میرویم که دائم «تو روزنامه تو میخونی، نهنگا خودکشی کردن.» ما دستهجمعی عین نهنگا داریم خودکشی میکنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCdgI2PJaGO/?igshid=1iyihrthnxe0r
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ #سیاوش_قمیشی در آهنگ «تصور کن» میخواند: «تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته، جهانی که هر انسانی تو اون خوشبخته خوشبخته، ...» تا میرسد به «تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن.»
✅ خودکشی نهنگها یکی از پدیدههای بسیار پژوهششده اما کماکان کمتر پاسخیافته طبیعی است. گفته شده نهنگها به دلایل مختلف از جمله پیر شدن، کمبود غذا (معاش)، خطای فردی یا اشتباه سردسته، نرسیدن اکسیژن به مغز و گم کردن راه، ورود به آبهای کمعمق و ... به ساحل میآیند و خودکشی میکنند.
✅ دیشب که آخرین آمار کشتههای کرونا (220 نفر) را دیدم، یاد خودکشی نهنگها افتادم. ما داریم عین نهنگها خودکشی جمعی میکنیم. ماسک نزدن، رعایت نکردن فاصله، غیرضروری از خانه خارج شدن و رعایت نکردن سایر ملزومات مقابله با کرونا عین خودکشی دستهجمعی نهنگهاست. دلایل هم شبیه هم هستند.
✅ برخی ضرورت معاش دارند ناگزیر از خانه خارج میشوند، اما اکثریتی از همانها هم میتوانند ماسک بزنند یا فاصله را بهتر رعایت کننند اما انجام نمیدهند. انبوهی خسته شدهاند، انگار دیگر خون یا اکسیژن به مغزشان نمیرسد، عین نهنگها، راه گم میکنند. چندی قبل در یک تحلیل دادههای پرسشنامه نشان دادم که جمعیت این دسته خیلی زیاد است. سردستهها هم اشتباه میکنند. مدیریت کرونا مثل سه ماه پیش نیست.
✅ نهنگها که دستهجمعی خودکشی میکنند، یک عده آدم دوستدار محیطزیست به سختی تلاش میکنند آنها را به آب بازگردانند، اما نمیشود. نهنگهای چند تنی و آدمهای چند ده کیلویی چه نسبتی با هم دارند؟ حکایت خودکشی دستهجمعی ما در میانه بحران کرونا و تلاش کادرهای درمان برای مراقبت و سالمسازی مبتلایان هم دارد همین گونه میشود. تعداد بیماران میرود که از گنجایش مراکز درمانی و ظرفیت کادر درمان خارج شود. تلاششان شده عین زور زدن آدمهای کوچک برای بازگرداندن نهنگهای عظیم به دریا.
✅ حواسمان باشد، نه تنها به سمت نقطهای که «تصور کن ... تو روزنامه نمیخونی، نهنگا خودکشی کردن» پیش نمیرویم، بلکه الان داریم به سمت نقطهای میرویم که دائم «تو روزنامه تو میخونی، نهنگا خودکشی کردن.» ما دستهجمعی عین نهنگا داریم خودکشی میکنیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
https://www.instagram.com/p/CCdgI2PJaGO/?igshid=1iyihrthnxe0r
Telegram
دغدغه ایران
مردم و موج دوم کرونا
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس…
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ تشدید ابتلای مردم به بیماری کرونا انگیزه شد تا پرسشنامهای را از روز 29 خرداد به اشتراک بگذارم. تعداد پاسخگویان تا امروز (10 تیرماه) به 6760 نفر رسید. تحلیل مقدماتی دادهها را بر اساس…
نگاهی ساختاری به رد یک اعتبارنامه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اعتبارنامه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رد شده است. نمایندگان موافق رد اعتبارنامه معتقدند نماینده مذکور تخلفات متعدد در ادوار نمایندگی مرتکب شده و بنابراین باید اعتبارنامه او رد شود. طرفداران او معتقدند همه آنچه موافقان رد اعتبارنامه بیان میکنند، سیاسیکاری، اتهامهای بدون سند و مدرک و انتقامگیریهای شخصی است. موضوع برای من اصلاً یک شخص نیست و از این جهت هیچ اهمیتی ندارد، اما ساختاری میتوان به مسأله نگریست.
⭕️☑️ بخش اول: به شرط صحت اتهام تخلف نماینده در ادوار نمایندگی:
🔹 یک. چگونه همه سازوکارهای نظارتی از جمله شورای نگهبان اجازه دادهاند نمایندهای با اتهام تخلف در ادوار مختلف، همیشه صلاحیتاش تأیید شود، از جمله در آخرین باری که منجر به رد اعتبارنامه او شده است؟
🔹 دو. چگونه نمایندهای توانسته از اختیارات و نفوذ نمایندگی برای ارتکاب تخلف استفاده کند؟ آیا با رد اعتبارنامهاش، آن سازوکارهای مولد تخلف هم از کار میافتند یا راه برای دیگر نمایندگان جهت تکرار همان خطاها باز است؟
🔹 سه. آیا نماینده مذکور تنها فردی است که از آن اختیارات و سازوکارهای منجر به فساد استفاده کرده است؟ آیا اگر در بین نمایندگان موجود – که برخی سابقه چند دوره نمایندگی دارند – ارتکاب همان اقدامات خلاف وجود داشته و دارد، رسیدگی میشود؟
🔹 چهار. چرا سازوکار و فرایند بررسی تخلف به گونهای انجام نشد که تخلفات علنی و آشکار شود و امکان مظلومنمایی یا ابهامآلود کردن فضای رسیدگی و اتهامزنیهای بیشتر فراهم نشود؟
🔹 پنج. آیا سازوکار رسیدگی به تخلف – حتی به شرط صحت – عادلانه، شفاف و توأم با مستندات کافی و قانعکننده برای مردم بود؟ اگر فرایند قانعکننده نبوده است، سبب ابهام بیشتر و بیاعتبار شدن فرایند رسیدگی نمیشود؟
🔹 شش. اگر سازوکارهای تأیید صلاحیت به گونهای خطا دارند که نماینده متخلف چند دوره مجلس توانسته چندباره از آنها عبور کند، چگونه میتوان به صحت و سلامت بقیه تأیید صلاحیتها اعتماد کرد؟
🔹 هفت. چه سازوکارهایی وجود دارد که اکنون جامعه – بالاخص شهروندان حوزه انتخابیه آن نماینده – اطمینان پیدا کنند که نمایندهشان قربانی سیاسیکاری یا بیعدالتی نشده است؟
🔹 هشت. اگر کسانی هستند که میدانند دیگر نمایندگانی هم در مجلس مرتکب همان خلافها شدهاند، امکانشان برای پیگیری موضوع، رد اعتبارنامهشان و شفافسازی چیست؟
⭕️☑️ بخش دوم: به شرط نادرستی اتهام تخلف نماینده و ناحق بودن رد اعتبارنامه
🔹 یک. سازوکار مجلس و کلیت عرصه سیاست دارای چه ویژگیهایی است که اتهام زدن و عمل کردن بر مبنای آن بدون اثبات جرم را ممکن میسازد؟
🔹 دو. نماینده و مردمی که به او رأی دادهاند چه اختیاراتی برای اعاده حیثیت و جبران خسارت اجتماعی و سیاسی ناشی از رد اعتبارنامه در اختیار دارند؟
✅ این گونه رخدادها از نظر کسی که دغدغه ساختار منجر به فساد داشته باشد، اهمیت ندارند. مهم نیست شخصی که عملکردش رسیدگی شده داعیه اصلاحطلبی یا اصولگرایی دارد، و تخلفات ذکرشده برای فرد صحت دارند یا ندارند. ساختار رسیدگی که شفاف و دقیق نباشد، و ساختارهای مولد تخلفات ذکرشده اگر اصلاح نشوند، فرقی نمیکند چه کسی بر صندلیهای مجلس نشسته و مورد تأیید چه کسی یا نهادی باشد، امکان فساد هست.
✅ این گونه ماجراها و رسیدگیها وقتی ارزش اصلاحی پیدا میکنند که فراتر از ملاحظات شخصی، تسویه حسابهای جناحی یا دوگانه اصولگرا و اصلاحطلب دیده شوند. هر گونه شائبه سیاسی بودن رسیدگی، نه فقط چیزی بر آبرو و سرمایه اجتماعی قدرت سیاسی نمیافزاید بلکه از آن میکاهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ اعتبارنامه یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی رد شده است. نمایندگان موافق رد اعتبارنامه معتقدند نماینده مذکور تخلفات متعدد در ادوار نمایندگی مرتکب شده و بنابراین باید اعتبارنامه او رد شود. طرفداران او معتقدند همه آنچه موافقان رد اعتبارنامه بیان میکنند، سیاسیکاری، اتهامهای بدون سند و مدرک و انتقامگیریهای شخصی است. موضوع برای من اصلاً یک شخص نیست و از این جهت هیچ اهمیتی ندارد، اما ساختاری میتوان به مسأله نگریست.
⭕️☑️ بخش اول: به شرط صحت اتهام تخلف نماینده در ادوار نمایندگی:
🔹 یک. چگونه همه سازوکارهای نظارتی از جمله شورای نگهبان اجازه دادهاند نمایندهای با اتهام تخلف در ادوار مختلف، همیشه صلاحیتاش تأیید شود، از جمله در آخرین باری که منجر به رد اعتبارنامه او شده است؟
🔹 دو. چگونه نمایندهای توانسته از اختیارات و نفوذ نمایندگی برای ارتکاب تخلف استفاده کند؟ آیا با رد اعتبارنامهاش، آن سازوکارهای مولد تخلف هم از کار میافتند یا راه برای دیگر نمایندگان جهت تکرار همان خطاها باز است؟
🔹 سه. آیا نماینده مذکور تنها فردی است که از آن اختیارات و سازوکارهای منجر به فساد استفاده کرده است؟ آیا اگر در بین نمایندگان موجود – که برخی سابقه چند دوره نمایندگی دارند – ارتکاب همان اقدامات خلاف وجود داشته و دارد، رسیدگی میشود؟
🔹 چهار. چرا سازوکار و فرایند بررسی تخلف به گونهای انجام نشد که تخلفات علنی و آشکار شود و امکان مظلومنمایی یا ابهامآلود کردن فضای رسیدگی و اتهامزنیهای بیشتر فراهم نشود؟
🔹 پنج. آیا سازوکار رسیدگی به تخلف – حتی به شرط صحت – عادلانه، شفاف و توأم با مستندات کافی و قانعکننده برای مردم بود؟ اگر فرایند قانعکننده نبوده است، سبب ابهام بیشتر و بیاعتبار شدن فرایند رسیدگی نمیشود؟
🔹 شش. اگر سازوکارهای تأیید صلاحیت به گونهای خطا دارند که نماینده متخلف چند دوره مجلس توانسته چندباره از آنها عبور کند، چگونه میتوان به صحت و سلامت بقیه تأیید صلاحیتها اعتماد کرد؟
🔹 هفت. چه سازوکارهایی وجود دارد که اکنون جامعه – بالاخص شهروندان حوزه انتخابیه آن نماینده – اطمینان پیدا کنند که نمایندهشان قربانی سیاسیکاری یا بیعدالتی نشده است؟
🔹 هشت. اگر کسانی هستند که میدانند دیگر نمایندگانی هم در مجلس مرتکب همان خلافها شدهاند، امکانشان برای پیگیری موضوع، رد اعتبارنامهشان و شفافسازی چیست؟
⭕️☑️ بخش دوم: به شرط نادرستی اتهام تخلف نماینده و ناحق بودن رد اعتبارنامه
🔹 یک. سازوکار مجلس و کلیت عرصه سیاست دارای چه ویژگیهایی است که اتهام زدن و عمل کردن بر مبنای آن بدون اثبات جرم را ممکن میسازد؟
🔹 دو. نماینده و مردمی که به او رأی دادهاند چه اختیاراتی برای اعاده حیثیت و جبران خسارت اجتماعی و سیاسی ناشی از رد اعتبارنامه در اختیار دارند؟
✅ این گونه رخدادها از نظر کسی که دغدغه ساختار منجر به فساد داشته باشد، اهمیت ندارند. مهم نیست شخصی که عملکردش رسیدگی شده داعیه اصلاحطلبی یا اصولگرایی دارد، و تخلفات ذکرشده برای فرد صحت دارند یا ندارند. ساختار رسیدگی که شفاف و دقیق نباشد، و ساختارهای مولد تخلفات ذکرشده اگر اصلاح نشوند، فرقی نمیکند چه کسی بر صندلیهای مجلس نشسته و مورد تأیید چه کسی یا نهادی باشد، امکان فساد هست.
✅ این گونه ماجراها و رسیدگیها وقتی ارزش اصلاحی پیدا میکنند که فراتر از ملاحظات شخصی، تسویه حسابهای جناحی یا دوگانه اصولگرا و اصلاحطلب دیده شوند. هر گونه شائبه سیاسی بودن رسیدگی، نه فقط چیزی بر آبرو و سرمایه اجتماعی قدرت سیاسی نمیافزاید بلکه از آن میکاهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from اتچ بات
يک گام کوچک به سمت عقلانيت
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ مملکت بهتر ساختن، خون دل خوردن و صبر بسيار ميطلبد. يک نمونهاش را خدمت شما توضيح ميدهم.
✅ داخل يکي از مصوبات دولت به تاريخ 4/4/1399 نوشته شده است: «دستگاههاي اجرايي و مجريان برنامههاي کلان توسعهاي موظفند گزارشهاي نهاييشده مطالعات پيوست اجتماعي برنامههاي مشمول اين آييننامه را به همراه کليه اسناد و مدارک و دادههاي پشتيبان با رعايت قانون انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات – مصوب 1387 – و آييننامه اجرايي آن، پيش از اجراي برنامه کلان توسعهاي به مدت حداقل 60 روز بر روي تارنماي مربوطه قرار دهند.»
✅ معناي اين مصوبه و ماده روي زمين واقعيت چيست؟ يعني دولت مکلف شده است اگر ميخواهد هدفمندي يارانهها، مسکن مهر، طرح تحول سلامت، افزايش قيمت بنزين، ساخت بزرگراه، احداث پالايشگاه، توسعه ميدان نفتي، ساخت سد، نيروگاه، شبکه آبياري، بازسازي بافت فرسوده و ... را انجام دهد، بايد «پيش از اجرا» اثرات اجتماعي آنرا طبق مقررات و ضوابطي که در آئيننامه ذکرشده، مطالعه کرده و نتيجه مطالعه را به مدت 60 روز روي اينترنت منتشر کند تا عموم مردم نتايج اجتماعي آنرا مشاهده کنند.
✅ راحت به اين نقطه نرسيديم، الان هم که رسيديم به راحتي اجرا نخواهد شد. چند دهه است دولتها و بخش خصوصي در ايران ما سياستهايي وضع و طرحهايي اجرا، ميکنند که عليرغم برخي فوايدشان، خسارتهايي هم به جامعه ميزنند. شماري هم جز خسارت نداشتهاند. خواسته متخصصان و دلسوزان کشور در همه اين سالها آن بوده که واضعان سياستها، مجريان طرحها و برنامهها، قبل از اجرا، اثرات اجتماعي سياستها، برنامهها و طرحها را ارزيابي کرده، به اطلاع عموم برسانند و عقلاني عمل کنند.
✅ حوزه تخصصي انجام اين گونه مطالعات در جهان «ارزيابي تأثير اجتماعي» (Social Impact Assessment - SIA) خوانده ميشود. انجمن بينالمللي تخصصي (International Association for Impact Assessment - IAIA) در اين زمينه هم وجود دارد.
✅ روشن شدن عواقب ناخوشايند سياستها، برنامهها و طرحها از يک سو و مطالبه نخبگان و جامعه براي عقلانيتر شدن اقدامات دولت و بخش خصوصي، در نهايت در بندي از قانون برنامه ششم توسعه بروز يافت. دولت مکلف شد آئيننامه تدوين پيوست اجتماعي براي طرحهاي توسعه را تدوين کند.
✅ تدوين اين آئيننامه تا تصويب آن قريب دوونيم سال طول کشيد، اما در نهايت آئيننامه تهيه پيوست اجتماعي براي سياستها و طرحها در تاريخ 4/4/1399 در دولت تصويب و ابلاغ شد (فايل پيوست). اين آييننامه مشخص ميکند که بايد براي هر سياست يا اقدامي که «برنامه کلان ملي»، «برنامه کلان توسعهاي» يا «برنامه کلان محلي» تلقي شود، پيوست اجتماعي نيز تهيه گردد.
✅ من توهم ندارم و خوشخيالانه فکر نميکنم با اين آئيننامه، ارزيابي اجتماعي همه سياستها و طرحها انجام ميشود و از اين به بعد شاهد کارهاي دور از خرد نخواهيم بود؛ اما حالا سندي داريم که دولت را موظف ميکند کارهايش را با خرد اجتماعي بسنجد و عاقلانهتر تصميم بگيرد. سندي داريم که به مردم حق ميدهد از مجريان سياستها، برنامهها و طرحها عقلانيت بيشتري طلب کنند. اميدوارم به اندازه کافي کنشگران، فعالان اجتماعي، سمنها، رسانهها و ذينفعاني داشته باشيم که به استناد همين آئيننامه، سطح بالاتري از خرد و عقل را مطالبه کنند.
✅ چند دهه براي واداشتن قدرت سياسي به مکتوب کردن بديهيات عقلاني؛ و قريب دوونيم سال براي تصويب اين مکتوب زمان صرف شد. اين همان خون دل خوردن براي کسب يک موفقيت کوچک است. مطالبهگري ما ميتواند کاري کند که تحقق عقلانيت بديهي، چند دهه طول نکشد و زمان کمتري براي آن صرف شود.
✅ شماري از کساني را که براي رسيدن به اين آئيننامه تلاش کردند از نزديک ميشناسم و با هم همکاري کردهايم. کسب يک #موفقيت_کوچک حاصل زحمت آنها و هزاران انساني است که در چند دهه گذشته براي رسيدن به اين نقطه تلاش کردند، خسته نباشند.
#پيوست_اجتماعي
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
دادی که میخوای بگیری؟
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ پليس رانندهاي را که بد ميراند متوقف کرد و به او گفت: گواهينامهات را بده. راننده که اصلاً گواهينامه نگرفته بود، به پليس گفت: اصلاً دادي که حالا ميخواهي بگيري؟
✅ مسئولان و کارشناسان و فعالان محيطزيست در بحث مديريت منابع آب، خيلي بر مشارکت مردم و همراهيشان با رويههاي درست مديريت مصرف تأکيد ميکنند. مردم هم عين همان راننده ميتوانند بگويند: اصلاً دادي که ميخوای بگيري؟ منظورشان هم اين است که مگر تا حالا چيزي درباره «سواد آبي» به ما گفتهايد؟ شيوههاي درست مديريت مصرف و رفتار درست در مقابل آب را به ما آموزش دادهايد که حالا انتظار داريد مشارکت مؤثر انجام دهيم؟
✅ خبر خوب اينکه دفتر «مديريت مصرف و ارتقاي بهرهوري آب و آبفا» وزارت نیرو کتابچهاي مختصر منتشر کرده که در آن اقلام مهم سواد آبي و روشهاي مديريت مصرف که هر شهروندي خوب است آنها را بداند يکجا ذکر شده است. خلاصه براي دادن گواهينامه اقدام کردهاند که نشه بگیم: دادي که ميخواي بگيري؟
✅ کل کتابچه را به اين يادداشت ضميمه کردهام و در آينده نيز سعي ميکنم صفحات و بخشهاي مهمي از آن را در اينستاگرام منتشر کنم.
✅ خواندن اين کتابچه، توضيح دادن آن براي کودکانمان، آموزش آن به دانشآموزان، بهکار بستن توصيههايش در سازمان و اداره خودمان و ... ميتواند راهي به سوي ايفاي مسئوليت ما در قبال منابع کمياب آب ايران عزيز باشد.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
⭕️ پينوشت: مشکلات اقتصادي، نابهساماني و ... زياد داريم، اما عليرغم همه مشکلات بايد منابع آب اين سرزمين را حفظ کرد. مشکلات و نااميديها و سرخوردگيها بهانه خوبي براي بيتوجهي به منابع آب نيستند. زنده ماندن و زندگي آب نياز دارد، تحت هر شرايطي.
Telegram
attach 📎
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399 تهيه شده و اکنون در دسترس است و به دليل نبودن متن مورد تأييد ديگر، با همين متن شروع ميکنم.
✅ متن شامل اين قسمتهاست:
🔹مقدمه
🔹بند اول: چشمانداز
🔹بند دوم: مأموريت
🔹بند سوم: اهداف اساسي (ضميمه 1)
🔹بند چهارم: زمينههاي همکاري (ضميمه 2)
🔹بند پنجم: اقدامات اجرايي (ضميمه 3)
🔹بند ششم: نظارت و اجرا
🔹بند هفتم: همکاري در کشور ثالث
🔹بند هشتم: نفي فشارهاي خارجي
🔹بند نهم: مفاد نهايي
⭕️ضميمه شماره (1): اهداف اساسي
⭕️ضميمه شماره (2): عناوين اصلي براي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله
⭕️ضميمه شماره (3): اقدامات اجرايي
✅ بندهاي اول تا نهم 4 صفحه و سه ضميمه آن نيز 13 صفحه است.
☑️⭕️ خلاصه متن
✅ يک. مقدمه تا پايان بند نهم، بهواقع کلياتي است که هر دو کشوري – بسته به ظرفيتها، منابع و توانمنديهايشان - ميتوانند در روابط با يکديگر مد نظر داشته باشند. طبيعي است که چون ايران داراي منابع نفت، گاز و ساير انرژيها، برخي مواد معدني خام، و مزيتهايي براي حمل و نقل جادهاي، ريلي، دريايي و هوايي است، عمده بندهاي اين چند صفحه درباره همکاري در اين عرصههاست. مقولات نظامي-امنيتي و دفاعي هم در کنار موارد فوق ذکر شده و دو کشور در اين متن بر گسترش همکاريها در همه اين زمينهها تأکيد ميکنند. همکاريهاي علمي، فناورانه، گردشگري و ارتباطات هم که در دنياي جديد بخشي از هر نوع تفاهمنامه يا توافق اقتصادي جامع است. دو کشور تأکيد ميکنند که همکاريهايشان برد-برد، راهبردي و بلندمدت است و در زمينههاي دوجانبه، منطقهاي و بينالمللي خواهد بود.
✅ دو. ضميمهها مباحث مشخصتري را شامل ميشوند. منظورم از مشخصتر اين است که:
🔹 زمينههاي همکاري در بخش اهداف ذکر شده و براي مثال بر توسعه همکاري در نفت، پتروشيمي، کشاورزي، شبکههاي هوشمند، صنايع آب و برق، محيطزيست، صنايع هوايي، گردشگري و ... تأکيد شده است. البته هر نوع زمينه همکاري که دنبالش باشيد به نوعي در اين ضمائم پيدا ميشود.
✅ سه. عناوين اصلي برنامه همکاريهاي جامع 25 ساله در ضميمه شماره (2) آمده است و عبارتند از:
🔹 حوزه نفت و انرژي
🔹 مشارکت فعال در پروژه بزرگ چين با عنوان کمربند-جاده (OBOR) با تأکيد بر کريدورهاي منطقهاي، شبکه ريلي، و همکاري ايران و چين در کشورهاي ثالث متأثر از کمربند-جاده
🔹 توسعه سواحل مکران
🔹 همکاري در زمينه فناوري و ارتباطات راه دور
🔹 همکاريهاي مالي، اقتصادي و تجاري
🔹 همکاريهاي نظامي، دفاعي و امنيتي دوجانبه
🔹 همکاري سياسي
✅ چهار. دو کشور در اين برنامه، ذيل اقدامات اجرايي، برخي فعاليتها و اقداماتي را برشمردهاند که بايد انجام شود تا اهداف مندرج در ضميمه (1) و همکاريهاي مندرج در ضميمه (2) محقق شوند. اين اقدامات اجرايي گاه خيلي کلي نظير «گسترش همکاريهاي مالي، بانکي و بيمهاي در چارچوب اصلو بازار و قوانين دو کشور» است و گاه خيلي ريز ميشود و به مقولهاي نظير «همکاري درباره توليد برق و کود از زبالههاي شهري»، «گشايش شعبات نمايندگي بانکهاي ايراني در مناطق ويژه اقتصادي چين»، «سرمايهگذاري مشترک در ساخت شهرهاي هوشمند»، «تأمين مواد با کربن کم براي ايران»، «دانش فني ارقام برنج هيبريد» يا «همکاري پيرامون راههاي مقابله و تثبيت گرد و غبار در ايران» ميپردازد.
✅ پنج. به نظرم حساسترين جملات در اين ضمائم عبارتند از:
⭕️ چين به عنوان واردکننده ثابت نفت خام ايران خواهد بود و اميدوار است که ايران به نگرانيهاي چين درباره بازگشت سرمايهگذاري در بخش نفت ايران توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ طرف چيني نيز متقابلاً به استفاده بهينه از منابع مالي بهدست آمده از فروش نفت به چين توجه نمايد. (ضميمه 1)
⭕️ تلاش مشترک براي ايجاد مکانيزم واردات پايدار نفت خام از ايران. (ضميمه 2)
⭕️ ارتقاي جايگاه ايران در ابتکار کمربند-جاده چين (ضميمه 1)
⭕️ گفتوگو درباره آغاز احداث کريدور خط آهن زيارتي پاکستان-ايران-عراق-سوريه (ضميمه 2)
⭕️ همکاري در ايجاد مراکز صنعتيمحور/ خدماتيمحور /فناوريمحور در بنادر و جزاير منتخب با هدف توليد و صادرات خدمات و کالاهاي مشترک به کشورهاي منطقه (ضميمه 1)
⭕️ توسعه جزاير منتخب با هدف ايجاد مراکز منطقهاي صنايع غذايي، دريايي، پتروشيمي و گردشگري (ضميمه 3)
✅ خلاصه پيشنويس منتشرشده سند همکاري ايران و چين براي اينکه بدانيم کلاً اين سند چيست خوب است و در قسمت بعدي (انتشار 25 يا 26 تيرماه) تحليلم درباره آنرا مينويسم.
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
در رحمت و رأفت بگشایید
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من از پرونده سه جوانی که به اعدام محکوم شدهاند هیچ اطلاعی ندارم. من با هر گونه خشونتی از جنس حمله به اموال عمومی، تخریب و آتش زدن و اعمال مسلحانه و... هم مخالفم. خشونت از سوی هر گروه، فرد یا قدرتی درمان دردهای این کشور نیست.
✅ من حقوقدان هم نیستم تا درباره روند رسیدگی به پرونده و رعایت عدالت در آن قضاوت کنم. این را اما از منظری جامعهشناختی میدانم که کارکرد مجازات، بازسازی وجدان اخلاقی جامعه است. جرم باعث ضربه خوردن وجدان اخلاقی جامعه و انسجام اجتماعی میشود و مجازات از منظری اجتماعی برای آن است که جامعه بار دیگر بر وجدان اخلاقی و انسجام تأکید کند.
✅ سارق را برای تأکید بر احترام حق مالکیت، قاتل را برای نشان دادن اهمیت حرمت جان، و آنکه را افترا میبندد برای تاکید بر حرمت آبروی آدمیان مجازات میکنند. مجازات کنش جمعی جامعه است و اثرگذاریاش به آن است که اکثریت شهروندان درستی آنرا به رسمیت بشناسند، ارزشی را که بر آن تأکید میکند محترم بدانند و انسجام اجتماعی ضربهخورده را ترمیم کنند. اگر اختلاسگران و فاسدان اقتصادی را اعدام کنند، صرفنظر از درستی و نادرستی حقوقی و قانونی، جامعه کنونی آنرا به رسمیت میشناسد و احساس میکند انسجاماش ذرهای بهبود یافته است.
✅ آقایان و خانمها، من نمیدانم محکومین، سه جوان زیر سی سال، شاکی خصوصی دارند یا ندارند، محارب هستند یا نیستند، اما از حجم مخالفت اجتماعی با این اعدام میفهمم که در آن بازسازی اخلاقی، تأکید بر ارزشهای انسانی و اجتماعی، و بازسازی انسجام اجتماعی زخمخورده از رخدادهای آبان نودوهشت نهفته نیست.
✅ اجرای این حکم چند ده میلیون زخم خورده از وقایع آبان نودوهشت را زخمیتر میسازد. دادگاه در دنیای امروز فقط یک اتاق نیست، پهنای آن افکار عمومی است. میلیونها انسان هیئت منصفه شدهاند و شما حتی برای قانع کردن این هیئت منصفه میلیونی نسبت به درست بودن حکم تلاش نکردهاید.
✅ جان انسانها را همواره میتوان گرفت، جان رفته اما باز نمیگردد. زخم آبان را بیش از آنچه هست عمیق نکنید. ماده 477 آئین دادرسی کیفری راه بازنگری در پرونده، تأخیر در اجرای حکم و تغییر را باز گذاشته است. صلاح مملکت و مملکتداری تعمیق زخمهای اجتماعی و عفونی کردن آنها نیست.
✅ من از هیچ محارب، کسی که دست به خشونت میزند، شیشه میشکند، تخریب میکند یا خون میریزد حمایت نمیکنم، اما اجرای حکم صادره در دل شرایط امروز جامعه زخمخورده از بحران اقتصادی، وقایع آبان، انبوه مفسدان اقتصادی، تحریمهای بینالمللی، تورم افسارگسیخته، داغ بازمانده از سقوط هواپیمای اوکراینی و ... مصلحت کشور نیست. بستر آماده برای خشونت منتسب به اين سه جوان را هم فراموش نکنيد. در رحمت و رأفت بگشایید و باب گفتوگو باز کنید، اگر فکر نمیکنید به حقیقت، لااقل به مصلحت نزدیکتر است.
✅ نکته آخر: مؤسسه رحمان کتابی با عنوان «آتش خاموش: نگاهی به اعتراضات آبان 98» منتشر کرده است. میدانم برای تهیه چنین گزارشهایی در ایران در شرایط فقدان اطلاعات و همکاری نکردن نهادها و ... چه خون دلی باید خورد. علیرغم همه دشواریها، کتاب خوبی برای ریشهیابی بحران آبان نودوهشت است. کتاب (ضمیمه به این یادداشت) را بخوانید و به این بیندیشید که اجرای حکم اعدام سه جوان، هر چند مجرم به زعم قاضی، کدام یک از دردهایی را که در این کتاب مشاهده میکنید، درمان خواهد کرد.
⭕️ آنکه رئوف است، میبخشد و مصلحت را در نظر میگیرد، ضعیف نیست؛ اخلاقی است، عاقل و دوراندیش است.
⭕️ اگر باور دارید که حکم عین عدالت است، لااقل از منظر مصلحت حکمرانی، تعجیل نکنید بلکه بکوشید شهروندان را قانع کنید که عین عدالت اجرا میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ من از پرونده سه جوانی که به اعدام محکوم شدهاند هیچ اطلاعی ندارم. من با هر گونه خشونتی از جنس حمله به اموال عمومی، تخریب و آتش زدن و اعمال مسلحانه و... هم مخالفم. خشونت از سوی هر گروه، فرد یا قدرتی درمان دردهای این کشور نیست.
✅ من حقوقدان هم نیستم تا درباره روند رسیدگی به پرونده و رعایت عدالت در آن قضاوت کنم. این را اما از منظری جامعهشناختی میدانم که کارکرد مجازات، بازسازی وجدان اخلاقی جامعه است. جرم باعث ضربه خوردن وجدان اخلاقی جامعه و انسجام اجتماعی میشود و مجازات از منظری اجتماعی برای آن است که جامعه بار دیگر بر وجدان اخلاقی و انسجام تأکید کند.
✅ سارق را برای تأکید بر احترام حق مالکیت، قاتل را برای نشان دادن اهمیت حرمت جان، و آنکه را افترا میبندد برای تاکید بر حرمت آبروی آدمیان مجازات میکنند. مجازات کنش جمعی جامعه است و اثرگذاریاش به آن است که اکثریت شهروندان درستی آنرا به رسمیت بشناسند، ارزشی را که بر آن تأکید میکند محترم بدانند و انسجام اجتماعی ضربهخورده را ترمیم کنند. اگر اختلاسگران و فاسدان اقتصادی را اعدام کنند، صرفنظر از درستی و نادرستی حقوقی و قانونی، جامعه کنونی آنرا به رسمیت میشناسد و احساس میکند انسجاماش ذرهای بهبود یافته است.
✅ آقایان و خانمها، من نمیدانم محکومین، سه جوان زیر سی سال، شاکی خصوصی دارند یا ندارند، محارب هستند یا نیستند، اما از حجم مخالفت اجتماعی با این اعدام میفهمم که در آن بازسازی اخلاقی، تأکید بر ارزشهای انسانی و اجتماعی، و بازسازی انسجام اجتماعی زخمخورده از رخدادهای آبان نودوهشت نهفته نیست.
✅ اجرای این حکم چند ده میلیون زخم خورده از وقایع آبان نودوهشت را زخمیتر میسازد. دادگاه در دنیای امروز فقط یک اتاق نیست، پهنای آن افکار عمومی است. میلیونها انسان هیئت منصفه شدهاند و شما حتی برای قانع کردن این هیئت منصفه میلیونی نسبت به درست بودن حکم تلاش نکردهاید.
✅ جان انسانها را همواره میتوان گرفت، جان رفته اما باز نمیگردد. زخم آبان را بیش از آنچه هست عمیق نکنید. ماده 477 آئین دادرسی کیفری راه بازنگری در پرونده، تأخیر در اجرای حکم و تغییر را باز گذاشته است. صلاح مملکت و مملکتداری تعمیق زخمهای اجتماعی و عفونی کردن آنها نیست.
✅ من از هیچ محارب، کسی که دست به خشونت میزند، شیشه میشکند، تخریب میکند یا خون میریزد حمایت نمیکنم، اما اجرای حکم صادره در دل شرایط امروز جامعه زخمخورده از بحران اقتصادی، وقایع آبان، انبوه مفسدان اقتصادی، تحریمهای بینالمللی، تورم افسارگسیخته، داغ بازمانده از سقوط هواپیمای اوکراینی و ... مصلحت کشور نیست. بستر آماده برای خشونت منتسب به اين سه جوان را هم فراموش نکنيد. در رحمت و رأفت بگشایید و باب گفتوگو باز کنید، اگر فکر نمیکنید به حقیقت، لااقل به مصلحت نزدیکتر است.
✅ نکته آخر: مؤسسه رحمان کتابی با عنوان «آتش خاموش: نگاهی به اعتراضات آبان 98» منتشر کرده است. میدانم برای تهیه چنین گزارشهایی در ایران در شرایط فقدان اطلاعات و همکاری نکردن نهادها و ... چه خون دلی باید خورد. علیرغم همه دشواریها، کتاب خوبی برای ریشهیابی بحران آبان نودوهشت است. کتاب (ضمیمه به این یادداشت) را بخوانید و به این بیندیشید که اجرای حکم اعدام سه جوان، هر چند مجرم به زعم قاضی، کدام یک از دردهایی را که در این کتاب مشاهده میکنید، درمان خواهد کرد.
⭕️ آنکه رئوف است، میبخشد و مصلحت را در نظر میگیرد، ضعیف نیست؛ اخلاقی است، عاقل و دوراندیش است.
⭕️ اگر باور دارید که حکم عین عدالت است، لااقل از منظر مصلحت حکمرانی، تعجیل نکنید بلکه بکوشید شهروندان را قانع کنید که عین عدالت اجرا میشود.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
داستان برنامه همکاری 25 سال با چین چیست؟ (قسمت دوم)
مسألهها و سناریوی خوشبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ خلاصه تنها متن منتشرشده از برنامه همکاری 25 ساله با چین را ارائه کردم (اینجا). این برنامه با دو عدم قطعیت مواجه است: یک. هنوز برنامه و محتوای سند قطعی نشده است؛ و دو. برنامه 25 ساله است و با عدم قطعیتهایی در طول زمان مواجه است. ما میتوانیم درباره سناریوهای مختلف در آینده سخن بگوییم. سناریوی خوشبینانه موضوع این یادداشت است، اما پیش از آن باید مسأله را هم مشخص کنیم، یعنی این برنامه قرار است چه مسائلی را حل کند.
مسأله چیست؟
✅ من فکر میکنم مسأله ایران ما بالاخص در یک دهه گذشته و در چشمانداز پیش رو، بهطور عمده چند محور زیر است:
🔹یک. فروش نفت به حد بسیار پایینی رسیده که برای کشوری با وابستگی عظیم به این منبع، رنجآور است.
🔹دو. تحریمها ارتباطات بانکی را هدف گرفتهاند، نقل و انتقال پول به حد بسیار دشوار، گاه ناممکن و بسیار پرهزینه رسیده است.
🔹سه. سرمایهگذاری خارجی در ایران صورت نمیگیرد، انتقال فناوری بسیار اندک و دشوار است، همکاریهای فناورانه به حداقل رسیده و چشمانداز توسعه فناوری از مسیر تعامل با جهان تیره است.
🔹چهار. صادرات بقیه منابع (غیر از نفت) و محصولات ساختهشده به دلیل تحریمهای بانکی، با مشکل نقل و انتقال پول مواجه است.
🔹پنج. ایران علیرغم قرار داشتن در نقطهای بسیار راهبردی و به نوعی پل گذار مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی از شرق به غرب جهان، به دلیل تحریمها از کلیه مسیرهای اصلی عبور هوایی، زمینی، دریایی، ریلی و حتی خطوط عبور انرژی (برق، گاز) حذف شده است.
🔹شش. فضای ناامنی سرمایهگذاری، فساد و سیاستهای اقتصادی مسبب تورم و بیارزش شدن پول ملی، حجم عظیم فرار سرمایه از کشور را باعث شده است.
🔹هفت. تحت تأثیر شرایط فوق، نرخ تشکیل سرمایه در کشور پایین و در طول یک دهه گذشته منفی بوده، در نتیجه ظرفیتهای تولید ملی، اشتغال و افزایش کیفیت زندگی پایدار کاهش یافته است. این فرایند در نهایت به بیکاری بیشتر، تشدید آسیبهای اجتماعی و در افق پدیدار شدن بحرانهای اجتماعی، بیثباتی و ناامنی میشود.
✅ مسائل دیگری هم هست که به نوعی تحت تأثیر همین مسائل هستند یا برای نشان دادن اهمیت وضعیتی که در آن قرار داریم، همین هفت مورد کفایت میکند.
سناریوی اول: خوشبینانه
✅ خطوط کلی این سناریو میتواند این گونه ترسیم شود:
🔹 یک. نفت به چین فروخته میشود و منابع حاصل از آن نزد بانکهای چینی سرمایهگذاری شده و به اضافه سرمایه چینی، در غالب اجرای پروژههای توسعه صنعتی در ایران سرمایهگذاری میشود. (هدف: بیاثر کردن تحریمهای بانکی و نفتی، افزایش سرمایهگذاری، تولید رونق اقتصادی)
🔹 دو. بقیه قدرتها بالاخص آمریکا با مشاهده خروج ایران از انزوای اقتصادی، شروع رونق و ایجاد اتحاد استراتژیک میان تهران و پکن، به اشتباه راهبردی خود در تحریم ایران و محدود کردن ایران به انتخاب تنها گزینه موجود، چین، پی برده و تلاش برای باز کردن گره تحریمها و راه دادن مجدد ایران به عرصه تعاملات جهانی شروع میشود. (حل کردن کمی ریشهای مشکل تحریمها)
🔹سه. چینیها نقش مهمتری به ایران در ابتکار «جاده-کمربند» (OBOR) میدهند و توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب ایران در عرصههای دریایی، زمینی و ریلی شروع میشود. پیوندهای صنعت هوایی دو کشور نیز استفاده دیگری از مزیتهای جغرافیای ایران است.
🔹چهار. جذب سرمایه چین، این کشور را به امنیت ایران حساستر میسازد. چین همچنین به نیروی ادغامکننده ایران در مناسبات بینالمللی کمتنشتر تبدیل میشود.
🔹پنج. تولید مشترک محصولات با چین، تجربه، تکنیکها، نفوذ و سایر نیروهای تجاری چین را تا اندازهای در خدمت توسعه تجارت ایران و سایر کشورها قرار میدهد.
🔹شش. چین فاقد انگارههای سلطهجویانه غربی، گفتمان حقوق بشری و ظرفیت سیطره ژئوپلتیک بر ایران است، و از اینرو مخاطرات رابطه با قدرتی نظیر آمریکا در توسعه رابطه با چین نهفته نیست.
🔹هفت. توسعه اقتصادی از مسیر تعامل با چین، بحران ناشی از نرخ پایین سرمایهگذاری، اشتغال پایین و تبدیل آن به بحران اجتماعی و بیثباتی سیاسی را درمان میکند.
🔹هشت. فقدان اشتراکات فرهنگی، دینی و دانش زبانی ایرانیان از زبان چینی، سیطره فرهنگی چین بر جامعه ایرانی را نیز نامحتمل میسازد.
✅ اینها در حد یک یادداشت مختصر، ابعاد نگاه خوشبینانه به برنامه همکاری با چین هستند. سناریوهای بینابینی و بدبینانه را نیز در دو نوشتار بعدی توضیح میدهم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
مسألهها و سناریوی خوشبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ خلاصه تنها متن منتشرشده از برنامه همکاری 25 ساله با چین را ارائه کردم (اینجا). این برنامه با دو عدم قطعیت مواجه است: یک. هنوز برنامه و محتوای سند قطعی نشده است؛ و دو. برنامه 25 ساله است و با عدم قطعیتهایی در طول زمان مواجه است. ما میتوانیم درباره سناریوهای مختلف در آینده سخن بگوییم. سناریوی خوشبینانه موضوع این یادداشت است، اما پیش از آن باید مسأله را هم مشخص کنیم، یعنی این برنامه قرار است چه مسائلی را حل کند.
مسأله چیست؟
✅ من فکر میکنم مسأله ایران ما بالاخص در یک دهه گذشته و در چشمانداز پیش رو، بهطور عمده چند محور زیر است:
🔹یک. فروش نفت به حد بسیار پایینی رسیده که برای کشوری با وابستگی عظیم به این منبع، رنجآور است.
🔹دو. تحریمها ارتباطات بانکی را هدف گرفتهاند، نقل و انتقال پول به حد بسیار دشوار، گاه ناممکن و بسیار پرهزینه رسیده است.
🔹سه. سرمایهگذاری خارجی در ایران صورت نمیگیرد، انتقال فناوری بسیار اندک و دشوار است، همکاریهای فناورانه به حداقل رسیده و چشمانداز توسعه فناوری از مسیر تعامل با جهان تیره است.
🔹چهار. صادرات بقیه منابع (غیر از نفت) و محصولات ساختهشده به دلیل تحریمهای بانکی، با مشکل نقل و انتقال پول مواجه است.
🔹پنج. ایران علیرغم قرار داشتن در نقطهای بسیار راهبردی و به نوعی پل گذار مسیرهای دریایی، زمینی و هوایی از شرق به غرب جهان، به دلیل تحریمها از کلیه مسیرهای اصلی عبور هوایی، زمینی، دریایی، ریلی و حتی خطوط عبور انرژی (برق، گاز) حذف شده است.
🔹شش. فضای ناامنی سرمایهگذاری، فساد و سیاستهای اقتصادی مسبب تورم و بیارزش شدن پول ملی، حجم عظیم فرار سرمایه از کشور را باعث شده است.
🔹هفت. تحت تأثیر شرایط فوق، نرخ تشکیل سرمایه در کشور پایین و در طول یک دهه گذشته منفی بوده، در نتیجه ظرفیتهای تولید ملی، اشتغال و افزایش کیفیت زندگی پایدار کاهش یافته است. این فرایند در نهایت به بیکاری بیشتر، تشدید آسیبهای اجتماعی و در افق پدیدار شدن بحرانهای اجتماعی، بیثباتی و ناامنی میشود.
✅ مسائل دیگری هم هست که به نوعی تحت تأثیر همین مسائل هستند یا برای نشان دادن اهمیت وضعیتی که در آن قرار داریم، همین هفت مورد کفایت میکند.
سناریوی اول: خوشبینانه
✅ خطوط کلی این سناریو میتواند این گونه ترسیم شود:
🔹 یک. نفت به چین فروخته میشود و منابع حاصل از آن نزد بانکهای چینی سرمایهگذاری شده و به اضافه سرمایه چینی، در غالب اجرای پروژههای توسعه صنعتی در ایران سرمایهگذاری میشود. (هدف: بیاثر کردن تحریمهای بانکی و نفتی، افزایش سرمایهگذاری، تولید رونق اقتصادی)
🔹 دو. بقیه قدرتها بالاخص آمریکا با مشاهده خروج ایران از انزوای اقتصادی، شروع رونق و ایجاد اتحاد استراتژیک میان تهران و پکن، به اشتباه راهبردی خود در تحریم ایران و محدود کردن ایران به انتخاب تنها گزینه موجود، چین، پی برده و تلاش برای باز کردن گره تحریمها و راه دادن مجدد ایران به عرصه تعاملات جهانی شروع میشود. (حل کردن کمی ریشهای مشکل تحریمها)
🔹سه. چینیها نقش مهمتری به ایران در ابتکار «جاده-کمربند» (OBOR) میدهند و توسعه کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب و شرق-غرب ایران در عرصههای دریایی، زمینی و ریلی شروع میشود. پیوندهای صنعت هوایی دو کشور نیز استفاده دیگری از مزیتهای جغرافیای ایران است.
🔹چهار. جذب سرمایه چین، این کشور را به امنیت ایران حساستر میسازد. چین همچنین به نیروی ادغامکننده ایران در مناسبات بینالمللی کمتنشتر تبدیل میشود.
🔹پنج. تولید مشترک محصولات با چین، تجربه، تکنیکها، نفوذ و سایر نیروهای تجاری چین را تا اندازهای در خدمت توسعه تجارت ایران و سایر کشورها قرار میدهد.
🔹شش. چین فاقد انگارههای سلطهجویانه غربی، گفتمان حقوق بشری و ظرفیت سیطره ژئوپلتیک بر ایران است، و از اینرو مخاطرات رابطه با قدرتی نظیر آمریکا در توسعه رابطه با چین نهفته نیست.
🔹هفت. توسعه اقتصادی از مسیر تعامل با چین، بحران ناشی از نرخ پایین سرمایهگذاری، اشتغال پایین و تبدیل آن به بحران اجتماعی و بیثباتی سیاسی را درمان میکند.
🔹هشت. فقدان اشتراکات فرهنگی، دینی و دانش زبانی ایرانیان از زبان چینی، سیطره فرهنگی چین بر جامعه ایرانی را نیز نامحتمل میسازد.
✅ اینها در حد یک یادداشت مختصر، ابعاد نگاه خوشبینانه به برنامه همکاری با چین هستند. سناریوهای بینابینی و بدبینانه را نیز در دو نوشتار بعدی توضیح میدهم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
👍1
Homo housebound
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology
"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings. Past human species classified in this way include Homo erectus and Homo habilis, which lived millions of years ago. The only surviving member of this typology is Homo sapiens, the “wise man” who lives on the planet today.
Homo sapiens has relied on the ability to think and create to overcome nature. In the age of Covid-19, however, he must take on a different character: to be housebound. To become “Homo housebound”, in the context of its ancestral lineage.
Homo sapiens has conquered the world, but isolation is the route to survival for Homo housebound. To survive, he must resign from the external world - an undesired result of the accomplishments of Homo sapiens. He must now adapt to and practice home living, and even make changes to the nature of his house.
Homo housebound must provide a place to change clothes by the front door, and perhaps a bathroom behind the entrance to keep the viruses out of the house. To survive, he now has to practice hours of entertainment at home, read books, listen to music, surf the Internet, and even exercise at home. Homo housebound must learn to tolerate each other in close proximity.
Homo housebound needs new institutions, technologies, interests, behaviors and habits. His dependence on the Internet increases, and his desires and sensitivities change. He can no longer go to restaurants, gyms or even religious ceremonies. He gets used to living through cyberspace in order to survive, and he who rejects the new way of life puts his life in danger.
Homo housebound needs institutions that minimize the need to leave the home: organizations that are telework-based. A new class order may be formed on the basis of the distinction between jobs suitable for teleworking (possibly white-collars) and others. Homo sapiens conquered the world, expanded tourism, and created a variety of human gatherings (conferences, stadiums, theaters, cinemas, weddings, mourning, marches, etc.). Homo housebound gets stuck at home and experiences his world in isolation.
Homo housebound conflicts with Homo sapiens in the philosophy of life. The pleasures of Homo sapiens lie in the hustle and bustle of collective presence, overcoming nature, and extroversion, while Homo housebound creeps inward to survive. Life becomes difficult or life-threatening for humans who are extroverted and have no way inward. Homo sapiens strives to build a secure and trustable world, and Homo housebound experiences and institutionalizes coexistence with distrust of everything. Those in closest proximity become untrustable under the threat of virus.
Homo sapiens has struggled for centuries to forget death from life, while Homo housebound actively adapts to ever-present risk of death. "Living with death" becomes part of his experience. Homo housebound experiences loneliness not only in life but also in death. Collective mourning is as taboo as weddings and any collective ceremonies.
In the words of Marx, Homo sapiens worked "together" to change the world. Homo housebound distances from others in order to survive, while the world changes, some becomes poorer, more unequality and more prone to violence. The perception of life expectancy changes. Death before one’s time has become common and expected, as it was in old times.
Showing off becomes unnecessary. There is no wedding or celebration to flaunt clothes and fashion or the grandeur of one’s house. Homo housebound does not even offer the glory of his house to guests and may live more unpretentiously. Even the perception of physical beauty changes. What is beauty behind a mask?
@fazeli_mohammad
Mo_fazeli@sbu.ac.ir
Complete post👇👇
https://vrgl.ir/kXpq5
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology
"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings. Past human species classified in this way include Homo erectus and Homo habilis, which lived millions of years ago. The only surviving member of this typology is Homo sapiens, the “wise man” who lives on the planet today.
Homo sapiens has relied on the ability to think and create to overcome nature. In the age of Covid-19, however, he must take on a different character: to be housebound. To become “Homo housebound”, in the context of its ancestral lineage.
Homo sapiens has conquered the world, but isolation is the route to survival for Homo housebound. To survive, he must resign from the external world - an undesired result of the accomplishments of Homo sapiens. He must now adapt to and practice home living, and even make changes to the nature of his house.
Homo housebound must provide a place to change clothes by the front door, and perhaps a bathroom behind the entrance to keep the viruses out of the house. To survive, he now has to practice hours of entertainment at home, read books, listen to music, surf the Internet, and even exercise at home. Homo housebound must learn to tolerate each other in close proximity.
Homo housebound needs new institutions, technologies, interests, behaviors and habits. His dependence on the Internet increases, and his desires and sensitivities change. He can no longer go to restaurants, gyms or even religious ceremonies. He gets used to living through cyberspace in order to survive, and he who rejects the new way of life puts his life in danger.
Homo housebound needs institutions that minimize the need to leave the home: organizations that are telework-based. A new class order may be formed on the basis of the distinction between jobs suitable for teleworking (possibly white-collars) and others. Homo sapiens conquered the world, expanded tourism, and created a variety of human gatherings (conferences, stadiums, theaters, cinemas, weddings, mourning, marches, etc.). Homo housebound gets stuck at home and experiences his world in isolation.
Homo housebound conflicts with Homo sapiens in the philosophy of life. The pleasures of Homo sapiens lie in the hustle and bustle of collective presence, overcoming nature, and extroversion, while Homo housebound creeps inward to survive. Life becomes difficult or life-threatening for humans who are extroverted and have no way inward. Homo sapiens strives to build a secure and trustable world, and Homo housebound experiences and institutionalizes coexistence with distrust of everything. Those in closest proximity become untrustable under the threat of virus.
Homo sapiens has struggled for centuries to forget death from life, while Homo housebound actively adapts to ever-present risk of death. "Living with death" becomes part of his experience. Homo housebound experiences loneliness not only in life but also in death. Collective mourning is as taboo as weddings and any collective ceremonies.
In the words of Marx, Homo sapiens worked "together" to change the world. Homo housebound distances from others in order to survive, while the world changes, some becomes poorer, more unequality and more prone to violence. The perception of life expectancy changes. Death before one’s time has become common and expected, as it was in old times.
Showing off becomes unnecessary. There is no wedding or celebration to flaunt clothes and fashion or the grandeur of one’s house. Homo housebound does not even offer the glory of his house to guests and may live more unpretentiously. Even the perception of physical beauty changes. What is beauty behind a mask?
@fazeli_mohammad
Mo_fazeli@sbu.ac.ir
Complete post👇👇
https://vrgl.ir/kXpq5
ویرگول
Homo housebound
Mohammad Fazeli – Lecturer in Sociology Shahid Beheshti University"Homo" is the prefix denoting the typology of human beings Past human s…
انسان خانهنشین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هومو (Homo) پیشوندی برای انواع انسانهاست. برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدهاند عبارتند از هومو-اِرِکتوس (Homo-erectus) و هومو-هابیلیس (Homo-habilis) که از میلیونها سال پیش زیستهاند و مشهورترین آنها هوموساپینس (Homo-sapiens)، انسان خردمند یا انسانی است که امروز بر روی کره زمین زندگی میکند.
✅ هر گونه انسان بر قابلیتی متکی شده و انسان خردمند به توانایی اندیشیدن، خلق فناوری و ... تکیه کرده است. هومو-ساپینس اما امروز باید خصیصه دیگری به خود بگیرد و به سیاق نامگذاری گونههای پیشین او را میشود هومو-هاوسباوند (Homo-housebound) یا «انسان خانهنشین» نامید.
✅ هاوسباوند (Housebound) در انگلیسی به انسانی میگویند که به دلیل بیماری یا پیری خانهنشین شده است. دانش اندک زبان انگلیسی من به واژه بهتری قد نمیدهد. هومو-هاوسباوند شاید آوردهای برای تفکر درباره وضعیت انسان روزگار کرونا داشته باشد.
✅ هومو-ساپینس به جهان سرک کشید و فتح کرد و هومو-هاوسباوند رمز بقایش ماندن در خانه و انزواست. انسان خانهنشین اگر طبیعت را فتح نکند بخت بیشتری برای بقا دارد. انزوای نجاتبخش هومو-هاوسباوند محصول پیروزیهای هومو-ساپینس است. او باید اکنون خانهنشینی را تجربه و تمرین کند و حتی در ریخت خانهاش هم تغییراتی ایجاد کند.
✅ هومو-هاوسباوند باید در ورودی خانهاش جایی برای آویختن لباسها بسازد و شاید یک دستشویی و حمام پشت در ورودی برای آنکه ویروسها را با خودش تا ته خانه نبرد. او حالا باید برای زنده ماندن ساعتها سرگرم شدن در محیط خانه را تمرین کند، کتاب بخواند، موسیقی گوش دهد، اینترنت را زیر و رو کرده و حتی در خانه ورزش کند. هومو-هاوسباوند باید بیشتر تحمل کردن یکدیگر در خانه را نیز یاد بگیرد.
✅ انسان خانهنشین نهادها، فناوری، علائق، رفتارها و عادات جدید نیاز دارد. وابستگیاش به اینترنت بیشتر میشود، حساسیتهایش هم تغییر میکنند. او حالا نمیتواند برای گذران فراغت به رستوران، ورزشگاه یا حتی مراسم مذهبی برود. او به دوز زیستن از طریق فضای مجازی عادت میکند تا زنده بماند و آنکه علیه خانهنشینی میشورد، جانش را به خطر میاندازد.
✅ انسان خانهنشین حالا در چارچوب الزامات خانهنشینی باید به نهادهایی فکر کند که نیاز به خروج از خانه را به حداقل میرسانند، سازمانهایی که بر اساس دورکاریاند. نظم طبقاتی جدید شاید بر بنیان تناسب مشاغل برای دورکاری (احتمالاً یقهسفیدها) و غیر آن شکل میگیرد. هوموساپینس جهان را فتح کرد، توریسم را گسترش داد، زیر و زبر کره زمین را کاوید و انواع جمعها (همایش، کنفرانس، ورزشگاه، تئاتر، سینما، عروسی، عزا، راهپیمایی و ...) خلق کرد. هومو-هاوسباوند در خانه گیر میافتد و جهانش را در انزوای بسیار تجربه میکند.
✅ انسان خانهنشین در فلسفه زیستن هم با فلسفه زیست هومو-ساپینس مدرن تعارض پیدا میکند. لذتهای هومو-ساپینس در غوغای حضور جمعی، غلبه بر طبیعت و برونگرایی نهفتهاند و هومو-هاوسباوند به ناچار برای زنده ماندن به درون خود میخزد. زندگی برای هوموهایی که به غایت برونگرا باشند و راهی به درون خود ندارند، سخت یا توأم با مخاطره مرگ میشود. هومو-ساپینس میکوشد جهانی مطمئن و قابل اعتماد بسازد و هومو-هاوسباوند همزیستی با بیاعتمادی به همه چیز را تجربه و نهادینه میکند. نزدیکترینها غیرقابل اعتماد میشوند زیرا کرونا از هر نزدیکی، نزدیکتر است.
✅ هومو-ساپینس قرنها برای دور و حتی فراموش کردن مرگ از زندگی تلاش کرده و هومو-هاوسباوند سازگاری با مخاطره دائمی مرگ را که قابل عادیسازی هم نیست، تجربه میکند. «مرگزیستی» بخشی از تجربه او میشود. هاوسباوند تنهایی را نه فقط در زندگی بلکه در مرگ نیز تجربه میکند. عزاداری جمعی هم تابوست همان گونه که عروسی و هر گونه شادی جمعی تابو میشود.
✅ ساپینسها به قول مارکس «با هم» کار کردند تا جهان را تغییر دهند؛ هاوسباوندها از هم فاصله میگیرند تا زنده بمانند اما جهان تغییر میکند در حالی که بسیاری فقیرتر، جهان نابرابرتر و مستعدتر برای خشونت میشود. تصور از سن مناسب برای مرگ هم تغییر کرده است. مرگ زیر سن پیری هم ممکن و معمول شده است.
✅ خودنمایی غیرضروریتر میشود، عروسی یا عزایی برای نمایش لباس و مُد تا عظمت و شکوه خانه و تالار نیست. هاوسباوند حتی شکوه خانهاش را هم به میهمان عرضه نمیکند و شاید بیپیرایهتر زندگی کند. تصور از زیبایی هم عوض میشود و اصلاً زیبایی پشت ماسک چه معنایی دارد؟
ادامه نوشتار 👇👇👇
https://vrgl.ir/MrmXl
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ هومو (Homo) پیشوندی برای انواع انسانهاست. برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدهاند عبارتند از هومو-اِرِکتوس (Homo-erectus) و هومو-هابیلیس (Homo-habilis) که از میلیونها سال پیش زیستهاند و مشهورترین آنها هوموساپینس (Homo-sapiens)، انسان خردمند یا انسانی است که امروز بر روی کره زمین زندگی میکند.
✅ هر گونه انسان بر قابلیتی متکی شده و انسان خردمند به توانایی اندیشیدن، خلق فناوری و ... تکیه کرده است. هومو-ساپینس اما امروز باید خصیصه دیگری به خود بگیرد و به سیاق نامگذاری گونههای پیشین او را میشود هومو-هاوسباوند (Homo-housebound) یا «انسان خانهنشین» نامید.
✅ هاوسباوند (Housebound) در انگلیسی به انسانی میگویند که به دلیل بیماری یا پیری خانهنشین شده است. دانش اندک زبان انگلیسی من به واژه بهتری قد نمیدهد. هومو-هاوسباوند شاید آوردهای برای تفکر درباره وضعیت انسان روزگار کرونا داشته باشد.
✅ هومو-ساپینس به جهان سرک کشید و فتح کرد و هومو-هاوسباوند رمز بقایش ماندن در خانه و انزواست. انسان خانهنشین اگر طبیعت را فتح نکند بخت بیشتری برای بقا دارد. انزوای نجاتبخش هومو-هاوسباوند محصول پیروزیهای هومو-ساپینس است. او باید اکنون خانهنشینی را تجربه و تمرین کند و حتی در ریخت خانهاش هم تغییراتی ایجاد کند.
✅ هومو-هاوسباوند باید در ورودی خانهاش جایی برای آویختن لباسها بسازد و شاید یک دستشویی و حمام پشت در ورودی برای آنکه ویروسها را با خودش تا ته خانه نبرد. او حالا باید برای زنده ماندن ساعتها سرگرم شدن در محیط خانه را تمرین کند، کتاب بخواند، موسیقی گوش دهد، اینترنت را زیر و رو کرده و حتی در خانه ورزش کند. هومو-هاوسباوند باید بیشتر تحمل کردن یکدیگر در خانه را نیز یاد بگیرد.
✅ انسان خانهنشین نهادها، فناوری، علائق، رفتارها و عادات جدید نیاز دارد. وابستگیاش به اینترنت بیشتر میشود، حساسیتهایش هم تغییر میکنند. او حالا نمیتواند برای گذران فراغت به رستوران، ورزشگاه یا حتی مراسم مذهبی برود. او به دوز زیستن از طریق فضای مجازی عادت میکند تا زنده بماند و آنکه علیه خانهنشینی میشورد، جانش را به خطر میاندازد.
✅ انسان خانهنشین حالا در چارچوب الزامات خانهنشینی باید به نهادهایی فکر کند که نیاز به خروج از خانه را به حداقل میرسانند، سازمانهایی که بر اساس دورکاریاند. نظم طبقاتی جدید شاید بر بنیان تناسب مشاغل برای دورکاری (احتمالاً یقهسفیدها) و غیر آن شکل میگیرد. هوموساپینس جهان را فتح کرد، توریسم را گسترش داد، زیر و زبر کره زمین را کاوید و انواع جمعها (همایش، کنفرانس، ورزشگاه، تئاتر، سینما، عروسی، عزا، راهپیمایی و ...) خلق کرد. هومو-هاوسباوند در خانه گیر میافتد و جهانش را در انزوای بسیار تجربه میکند.
✅ انسان خانهنشین در فلسفه زیستن هم با فلسفه زیست هومو-ساپینس مدرن تعارض پیدا میکند. لذتهای هومو-ساپینس در غوغای حضور جمعی، غلبه بر طبیعت و برونگرایی نهفتهاند و هومو-هاوسباوند به ناچار برای زنده ماندن به درون خود میخزد. زندگی برای هوموهایی که به غایت برونگرا باشند و راهی به درون خود ندارند، سخت یا توأم با مخاطره مرگ میشود. هومو-ساپینس میکوشد جهانی مطمئن و قابل اعتماد بسازد و هومو-هاوسباوند همزیستی با بیاعتمادی به همه چیز را تجربه و نهادینه میکند. نزدیکترینها غیرقابل اعتماد میشوند زیرا کرونا از هر نزدیکی، نزدیکتر است.
✅ هومو-ساپینس قرنها برای دور و حتی فراموش کردن مرگ از زندگی تلاش کرده و هومو-هاوسباوند سازگاری با مخاطره دائمی مرگ را که قابل عادیسازی هم نیست، تجربه میکند. «مرگزیستی» بخشی از تجربه او میشود. هاوسباوند تنهایی را نه فقط در زندگی بلکه در مرگ نیز تجربه میکند. عزاداری جمعی هم تابوست همان گونه که عروسی و هر گونه شادی جمعی تابو میشود.
✅ ساپینسها به قول مارکس «با هم» کار کردند تا جهان را تغییر دهند؛ هاوسباوندها از هم فاصله میگیرند تا زنده بمانند اما جهان تغییر میکند در حالی که بسیاری فقیرتر، جهان نابرابرتر و مستعدتر برای خشونت میشود. تصور از سن مناسب برای مرگ هم تغییر کرده است. مرگ زیر سن پیری هم ممکن و معمول شده است.
✅ خودنمایی غیرضروریتر میشود، عروسی یا عزایی برای نمایش لباس و مُد تا عظمت و شکوه خانه و تالار نیست. هاوسباوند حتی شکوه خانهاش را هم به میهمان عرضه نمیکند و شاید بیپیرایهتر زندگی کند. تصور از زیبایی هم عوض میشود و اصلاً زیبایی پشت ماسک چه معنایی دارد؟
ادامه نوشتار 👇👇👇
https://vrgl.ir/MrmXl
@fazeli_mohammad
ویرگول
انسان خانهنشین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتیهومو Homo پیشوندی برای انواع انسانهاست برخی از انواع انسان که به این ترتیب طبقهبندی شدها…
داستان برنامه همکاری 25 سال با چین چیست؟ (قسمت سوم)
سناریوی بدبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای من درباره برنامه همکاری 25 ساله با چین شامل دو قسمت بوده است:
قسمت اول: خلاصه متن برنامه
قسمت دوم: مسألهها و سناریوی خوشبینانه
✅ این یادداشت اختصاص دارد به خلاصه آنچه که میتواند سناریوی بدبینانه تلقی شود.
✅ سناریوی بدببینانه – به مانند سناریوی خوشبینانه، از نگاه سیاستگذاری که از طرف ایران مایل به امضای این برنامه باشد و برای حل مسائل به آن نظر دارد - میتواند شامل بندهای زیر باشد:
☑️ ابعاد اقتصادی
⭕️ یک. چین به دلیل فاش شدن برنامه و خسارتی که به روابط تجاریاش با کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا یا روسیه وارد میکند، اصلاً زیر بار امضای برنامه نرود. بقیه موارد به شرط امضای برنامه توسط چین قابل بررسی است.
⭕️ دو. انتقال نفت به چین و انباشت منابع مالی ایران در بانکهای چینی از روز اول اجرای برنامه آغاز میشود اما بازگشت سرمایهها در قالب طرحها و اقدامات چین، زمانبر است. هر نوع تعلل چین، سبب عدم توازن در منافع برنامه برای دوطرف میشود.
⭕️ سه. انتقال نفت به چین آغاز میشود و معادل آن منابع مالی در بانکهای چینی به نام ایران ذخیره میشود، اما طرف چینی در اجرای تفاهمنامه – به دلایل مختلف از جمله تحریمهای احتمالی علیه شرکتهای چینی – تعلل میکند. طرف چینی همچنین از افزودن سرمایه چینی به منابع مالی ناشی از فروش نفت ایران خودداری کرده یا به نسبت مناسب این کار را انجام نمیدهد.
⭕️ چهار. شرکتهای چینی فعالیت در ایران را شروع میکنند اما به همان دلیل که دفعات قبلی پروژههای ایرانی رها کردند (تحریمهای آمریکا) باز هم طرحها نیمهکاره رها میشوند.
⭕️ پنج. کشورهای ثالث (بالاخص کشورهای میزبان ابتکار کمربند-جاده) از پذیرش همکاری مشترک ایران و چین در خاک خودشان به دلیل بیم از تحریمهای آمریکا امتناع میکنند.
⭕️ شش. شرکتهای چینی در پروژههای ساخت بزرگراه، سد،نیروگاه، ریل و ... وارد میشوند که همگی (جز در بخشهایی اندک) دارای فناوری پایین (Low-tech) محسوب میشوند و عملاً ارتقای فناوری برای ایران صورت نمیگیرد و فقط بخشی از منابع مالی حاصل از فروش نفت ایران، در قالب پروژههای فناوری پایین به کشور برمیگردد.
⭕️ هفت. چین عملاً از ورود به همه طرحهایی که در تضاد با منافع راهبردهای شریکهای تجاری بزرگ خود در جهان یا منطقه – نظیر آمریکا، عربستان و ... – است خودداری میکند؛ طرحهایی که ظرفیت استفاده از کریدورها یا مزایای خطوط لوله، برق، بنادر، نفت و ... را میدهند.
⭕️ هشت. طرح ساخت مخازن ذخیره نفت ایران در چین یا ساخت پالایشگاههایی در چین که از نفت ایران استفاده میکنند، به دلیل مخالفت آمریکا یا تأثیر بر منافع عربستان و مخالفتشان و در نتیجه تأثیر بر روابط تجاری چین با آمریکا و عربستان،به مرحله اجرا نرسند.
⭕️ نه. زمان اجرای پروژهها توسط چین در خاک ایران به قدری طولانی میشوند که عملاً برای درمان دردهای شدیدی که سیاستگذار ایرانی برای درمان آنها در کوتاهمدت فشار احساس میکند، بهکار نمیآیند.
⭕️ ده. منافع اقتصادی حاصل از برنامه همکاری برای طرف چینی به اندازهای نخواهد شد که برای جبران هزینههای حمایت کردن از ایران در عرصه بینالمللی انگیزه مؤثری باشد.
⭕️ یازده. شرکتهای ایرانی و نظام فنی-مهندسی و تجهیزات اساساً غربی در صنعت هوایی، نیروگاهها و ... پذیرای فناوری چینی نیست و هزینه تغییر از میراث غربی به فناوری چینی بسیار بالا باشد به نحوی که عملاً حاصلی برای ایران نداشته باشد.
⭕️ دوازده. هزینههای همکاری با ایران برای چین به اندازهای باشد که هر گونه بازنگری در ابتکار کمربند-جاده (OBOR) و تقویت نقش ایران در آن برای چین غیراقتصادی و هزینهزا باشد.
⭕️ سیزده. طرف چینی ممکن است به تداوم ارسال نفت از سوی ایران – به علل مختلف – اطمینان نداشته و از ایجاد زیرساختهای پالایشگاهی یا ذخیرهسازی متناسب با مقدار نفتی که ایران مایل به فروش آن است خودداری کند.
⭕️ چهارده. چین تمایلی به وابسته کردن خود به نفت وارداتی از ایران نداشته و از همینرو خریدار کل نفت ایران نباشد و از سرمایهگذاری مورد نیاز ایران برای توسعه میادین نفتی امتناع کند.
⭕️ پانزده. نوع صنایع صادراتگرای چین و تقابل آن با صنعت مبتنی بر جایگزینی واردات ایران، میتواند به فشار سنگینتر بر صنایع داخلی، از دست رفتن مشاغل بیشتر و نابهسامانی افزونتر در اقتصاد ایران مننتهی شود.
بقيه مقاله 👇👇👇👇
https://vrgl.ir/XHRDk
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
سناریوی بدبینانه
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ نوشتههای من درباره برنامه همکاری 25 ساله با چین شامل دو قسمت بوده است:
قسمت اول: خلاصه متن برنامه
قسمت دوم: مسألهها و سناریوی خوشبینانه
✅ این یادداشت اختصاص دارد به خلاصه آنچه که میتواند سناریوی بدبینانه تلقی شود.
✅ سناریوی بدببینانه – به مانند سناریوی خوشبینانه، از نگاه سیاستگذاری که از طرف ایران مایل به امضای این برنامه باشد و برای حل مسائل به آن نظر دارد - میتواند شامل بندهای زیر باشد:
☑️ ابعاد اقتصادی
⭕️ یک. چین به دلیل فاش شدن برنامه و خسارتی که به روابط تجاریاش با کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا یا روسیه وارد میکند، اصلاً زیر بار امضای برنامه نرود. بقیه موارد به شرط امضای برنامه توسط چین قابل بررسی است.
⭕️ دو. انتقال نفت به چین و انباشت منابع مالی ایران در بانکهای چینی از روز اول اجرای برنامه آغاز میشود اما بازگشت سرمایهها در قالب طرحها و اقدامات چین، زمانبر است. هر نوع تعلل چین، سبب عدم توازن در منافع برنامه برای دوطرف میشود.
⭕️ سه. انتقال نفت به چین آغاز میشود و معادل آن منابع مالی در بانکهای چینی به نام ایران ذخیره میشود، اما طرف چینی در اجرای تفاهمنامه – به دلایل مختلف از جمله تحریمهای احتمالی علیه شرکتهای چینی – تعلل میکند. طرف چینی همچنین از افزودن سرمایه چینی به منابع مالی ناشی از فروش نفت ایران خودداری کرده یا به نسبت مناسب این کار را انجام نمیدهد.
⭕️ چهار. شرکتهای چینی فعالیت در ایران را شروع میکنند اما به همان دلیل که دفعات قبلی پروژههای ایرانی رها کردند (تحریمهای آمریکا) باز هم طرحها نیمهکاره رها میشوند.
⭕️ پنج. کشورهای ثالث (بالاخص کشورهای میزبان ابتکار کمربند-جاده) از پذیرش همکاری مشترک ایران و چین در خاک خودشان به دلیل بیم از تحریمهای آمریکا امتناع میکنند.
⭕️ شش. شرکتهای چینی در پروژههای ساخت بزرگراه، سد،نیروگاه، ریل و ... وارد میشوند که همگی (جز در بخشهایی اندک) دارای فناوری پایین (Low-tech) محسوب میشوند و عملاً ارتقای فناوری برای ایران صورت نمیگیرد و فقط بخشی از منابع مالی حاصل از فروش نفت ایران، در قالب پروژههای فناوری پایین به کشور برمیگردد.
⭕️ هفت. چین عملاً از ورود به همه طرحهایی که در تضاد با منافع راهبردهای شریکهای تجاری بزرگ خود در جهان یا منطقه – نظیر آمریکا، عربستان و ... – است خودداری میکند؛ طرحهایی که ظرفیت استفاده از کریدورها یا مزایای خطوط لوله، برق، بنادر، نفت و ... را میدهند.
⭕️ هشت. طرح ساخت مخازن ذخیره نفت ایران در چین یا ساخت پالایشگاههایی در چین که از نفت ایران استفاده میکنند، به دلیل مخالفت آمریکا یا تأثیر بر منافع عربستان و مخالفتشان و در نتیجه تأثیر بر روابط تجاری چین با آمریکا و عربستان،به مرحله اجرا نرسند.
⭕️ نه. زمان اجرای پروژهها توسط چین در خاک ایران به قدری طولانی میشوند که عملاً برای درمان دردهای شدیدی که سیاستگذار ایرانی برای درمان آنها در کوتاهمدت فشار احساس میکند، بهکار نمیآیند.
⭕️ ده. منافع اقتصادی حاصل از برنامه همکاری برای طرف چینی به اندازهای نخواهد شد که برای جبران هزینههای حمایت کردن از ایران در عرصه بینالمللی انگیزه مؤثری باشد.
⭕️ یازده. شرکتهای ایرانی و نظام فنی-مهندسی و تجهیزات اساساً غربی در صنعت هوایی، نیروگاهها و ... پذیرای فناوری چینی نیست و هزینه تغییر از میراث غربی به فناوری چینی بسیار بالا باشد به نحوی که عملاً حاصلی برای ایران نداشته باشد.
⭕️ دوازده. هزینههای همکاری با ایران برای چین به اندازهای باشد که هر گونه بازنگری در ابتکار کمربند-جاده (OBOR) و تقویت نقش ایران در آن برای چین غیراقتصادی و هزینهزا باشد.
⭕️ سیزده. طرف چینی ممکن است به تداوم ارسال نفت از سوی ایران – به علل مختلف – اطمینان نداشته و از ایجاد زیرساختهای پالایشگاهی یا ذخیرهسازی متناسب با مقدار نفتی که ایران مایل به فروش آن است خودداری کند.
⭕️ چهارده. چین تمایلی به وابسته کردن خود به نفت وارداتی از ایران نداشته و از همینرو خریدار کل نفت ایران نباشد و از سرمایهگذاری مورد نیاز ایران برای توسعه میادین نفتی امتناع کند.
⭕️ پانزده. نوع صنایع صادراتگرای چین و تقابل آن با صنعت مبتنی بر جایگزینی واردات ایران، میتواند به فشار سنگینتر بر صنایع داخلی، از دست رفتن مشاغل بیشتر و نابهسامانی افزونتر در اقتصاد ایران مننتهی شود.
بقيه مقاله 👇👇👇👇
https://vrgl.ir/XHRDk
(اگر ميپسنديد به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
Telegram
دغدغه ایران
داستان برنامه همکاري 25 ساله با چين چيست؟ (قسمت اول)
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
محمد فاضلي – عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي
✅ متن «ويرايش نهايي برنامه همکاريهاي جامع (25 ساله) ايران و چين» در 18 صفحه و از طرف دبيرخانه سازوکار عالي مشارکت جامع راهبردي ايران و چين در خرداد 1399…
مصرف بهینه برق در ساعات اوج مصرف روز و شب را فراموش نکنیم. لطفا به اشتراک بگذارید. @fazeli_mohammad
دو کتاب برای شناخت چین
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کسب شناخت درباره چین یکی از برنامههای مطالعاتی بود که در بخش سیاست خارجی بین سالهای 1392 تا 1396 که من در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشتم، دنبال میشد.
✅ یکی از کارهایی که ذیل این برنامه مطالعاتی انجام میشد، جمعآوری، مطالعه و در مواردی ترجمه آثار مهم راهبردی درباره چین بود. ترجمه گزارشهای اندیشکدههای راهبردی مهم جهان درباره چین بخشی از این برنامه مطالعاتی بود.
✅ یکی از کارهایی که به تناسب علاقه شخصی انجام میدادم، مطالعه این آثار و خلاصه کردن راهبردیترین نکات آنها بود. گیرندگان ترجمه این متون اغلب فرصت خواندن متون چند ده صفحهای ندارند، لاجرم مطالب را در یکی دو صفحه خلاصه میکردم تا اگر علاقمند شدند به اصل متن هم مراجعه کنند. حاصل این کار البته دوران خوبی از مطالعه متون مربوط به چین بود.
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک در هفته گذشته بخشی از آن متون ترجمهشده را در دو جلد منتشر کرده است. بحث برنامه همکاری با چین در هفتههای اخیر داغ شده است. مناسب دیدم این دو مجلد را معرفی کنم تا حداقل کارشناسان و مراکز مطالعات راهبردی کشور بتوانند از آنها استفاده کنند.
📚 جلد اول: استراتژیهای آینده چین
فصل یک. نیمه پر لیوان موازنه، اطمینانبخشی و اراده مجدد در رابطه استراتژیک ایالات متحده – چین
فصل دو. نفی پایان تاریخ: یک تلقی بدیل چینی از نظم بینالمللی؟
فصل سه. چین 2025: چشمانداز پژوهش و نوآوری
فصل چهار. چین در خاورمیانه: اژدهای محتاط
فصل پنج. روابط اقتصادی اتحادیه اروپا-چین تا سال 2025
فصل شش. صنایع کارخانهای چین در 2025
📚جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده ابریشم
فصل اول. جاده ابریشم جدید: چین، ایالات متحده و آینده آسیای مرکزی
فصل دوم. چشمانداز و اقدامات مربوط به احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم
فصل سوم. کمربند اقتصادی جاده ابریشم با در نظر گرفتن دلالتهای امنیتی و جنبههای همکاری اروپا و چین
فصل چهارم. شناخت طرح کمربند و جاده چین
فصل پنجم. آیندههای چینی افق 2025
فصل ششم. واکنش اروپا به طرح یک کمربند یک جاده
✅ این دو کتاب در جمعاً 746 صفحه توسط مرکز بررسیهای استراتژیک منتشر شدهاند.
https://www.instagram.com/p/CC3u670pvgJ/?igshid=b8oftfjnecm
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ کسب شناخت درباره چین یکی از برنامههای مطالعاتی بود که در بخش سیاست خارجی بین سالهای 1392 تا 1396 که من در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری مسئولیت داشتم، دنبال میشد.
✅ یکی از کارهایی که ذیل این برنامه مطالعاتی انجام میشد، جمعآوری، مطالعه و در مواردی ترجمه آثار مهم راهبردی درباره چین بود. ترجمه گزارشهای اندیشکدههای راهبردی مهم جهان درباره چین بخشی از این برنامه مطالعاتی بود.
✅ یکی از کارهایی که به تناسب علاقه شخصی انجام میدادم، مطالعه این آثار و خلاصه کردن راهبردیترین نکات آنها بود. گیرندگان ترجمه این متون اغلب فرصت خواندن متون چند ده صفحهای ندارند، لاجرم مطالب را در یکی دو صفحه خلاصه میکردم تا اگر علاقمند شدند به اصل متن هم مراجعه کنند. حاصل این کار البته دوران خوبی از مطالعه متون مربوط به چین بود.
✅ مرکز بررسیهای استراتژیک در هفته گذشته بخشی از آن متون ترجمهشده را در دو جلد منتشر کرده است. بحث برنامه همکاری با چین در هفتههای اخیر داغ شده است. مناسب دیدم این دو مجلد را معرفی کنم تا حداقل کارشناسان و مراکز مطالعات راهبردی کشور بتوانند از آنها استفاده کنند.
📚 جلد اول: استراتژیهای آینده چین
فصل یک. نیمه پر لیوان موازنه، اطمینانبخشی و اراده مجدد در رابطه استراتژیک ایالات متحده – چین
فصل دو. نفی پایان تاریخ: یک تلقی بدیل چینی از نظم بینالمللی؟
فصل سه. چین 2025: چشمانداز پژوهش و نوآوری
فصل چهار. چین در خاورمیانه: اژدهای محتاط
فصل پنج. روابط اقتصادی اتحادیه اروپا-چین تا سال 2025
فصل شش. صنایع کارخانهای چین در 2025
📚جلد دوم: چشمانداز اقتصادی کمربند جاده ابریشم
فصل اول. جاده ابریشم جدید: چین، ایالات متحده و آینده آسیای مرکزی
فصل دوم. چشمانداز و اقدامات مربوط به احداث کمربند اقتصادی جاده ابریشم
فصل سوم. کمربند اقتصادی جاده ابریشم با در نظر گرفتن دلالتهای امنیتی و جنبههای همکاری اروپا و چین
فصل چهارم. شناخت طرح کمربند و جاده چین
فصل پنجم. آیندههای چینی افق 2025
فصل ششم. واکنش اروپا به طرح یک کمربند یک جاده
✅ این دو کتاب در جمعاً 746 صفحه توسط مرکز بررسیهای استراتژیک منتشر شدهاند.
https://www.instagram.com/p/CC3u670pvgJ/?igshid=b8oftfjnecm
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
اگر یکی از این کارهایی که خدا میکنه ...
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قدیمیهای روستا سادگی و بیپیرایگی خاصی داشتند که سبب میشد گاهی حرف و سخنشان عمق و زیبایی عجیبی داشته باشد. دیروز با خویشاوندی صحبت میکردم و به مناسبتی به یک داستان قدیمی از پیرمردی در روستای مصلحآباد (واقع در فراهان اراک) اشاره کرد. میگفت:
پنجاه شصت سال پیش درست در همین تیرماه که وقت خرمن کردن گندم بوده است، باران نابههنگام تابستانی شدیدی میبارد و حاصل زندگی مردم روی آب میافتد و به هدر میرود. پیرمردی از سر استیصال، وضعیت رنجآور از دست رفتن حاصل یک سال زحمت و حتماً بیم نقص معاش در یک سال آینده، میگوید: «اِگِه فقط یکّی از این کارایی که خدا بعضی وقتا میکنه، مُو بِکُنُم، مردم تو دِه رام نمیدن.»
✅ خدا که البته حکیم، قادر و عالم بر همه چیز است و پیرمرد از سر درماندگی چنین لب به شکایت گشوده بود و به کرامت حق نظر داشته؛ اما سخناش الهامبخش پرسشی سوزاننده است.
✅ من از دیروز فکر میکنم به اینکه اگر مردم عادی به اندازه عواقب خسارتبار فقط یکی از پندارها، گفتارها، کردارها و تصمیمهای برخی سیاستمداران و مقامات و مديران اجرایی در طول عمرشان به منافع جامعه ضربه زده بودند/بزنند، چه بلایی سرشان میآمد/میآید و به چه جرمی محاکمه میشدند/میشوند.
✅ این سؤال در نسبت مردم و همه سیاستمداران جهان صادق است و درست به همین دلیل، پاسخگویی البته چیز خوب و مهمی است؛ و فاصله قدرت چیز بدی است بدون پاسخگویی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ قدیمیهای روستا سادگی و بیپیرایگی خاصی داشتند که سبب میشد گاهی حرف و سخنشان عمق و زیبایی عجیبی داشته باشد. دیروز با خویشاوندی صحبت میکردم و به مناسبتی به یک داستان قدیمی از پیرمردی در روستای مصلحآباد (واقع در فراهان اراک) اشاره کرد. میگفت:
پنجاه شصت سال پیش درست در همین تیرماه که وقت خرمن کردن گندم بوده است، باران نابههنگام تابستانی شدیدی میبارد و حاصل زندگی مردم روی آب میافتد و به هدر میرود. پیرمردی از سر استیصال، وضعیت رنجآور از دست رفتن حاصل یک سال زحمت و حتماً بیم نقص معاش در یک سال آینده، میگوید: «اِگِه فقط یکّی از این کارایی که خدا بعضی وقتا میکنه، مُو بِکُنُم، مردم تو دِه رام نمیدن.»
✅ خدا که البته حکیم، قادر و عالم بر همه چیز است و پیرمرد از سر درماندگی چنین لب به شکایت گشوده بود و به کرامت حق نظر داشته؛ اما سخناش الهامبخش پرسشی سوزاننده است.
✅ من از دیروز فکر میکنم به اینکه اگر مردم عادی به اندازه عواقب خسارتبار فقط یکی از پندارها، گفتارها، کردارها و تصمیمهای برخی سیاستمداران و مقامات و مديران اجرایی در طول عمرشان به منافع جامعه ضربه زده بودند/بزنند، چه بلایی سرشان میآمد/میآید و به چه جرمی محاکمه میشدند/میشوند.
✅ این سؤال در نسبت مردم و همه سیاستمداران جهان صادق است و درست به همین دلیل، پاسخگویی البته چیز خوب و مهمی است؛ و فاصله قدرت چیز بدی است بدون پاسخگویی.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from اتچ بات
امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ منتخب اول. «سلام آیندگان ایران زمین، شما که پنجاه سال بعد و بعدتر پا به این جهان پیچیده میگذارید. امیدوارم حال و روزتان خوب باشد. ما سخت نگران شما و آینده هستیم. همهی مردم از حال شما و آینده میپرسند و میخواهند بدانند آینده این جامعه خوب است یا بد؟ جامعه رو به ویرانی میرود یا آبادانی، پیشرفت میکند یا پسرفت، امیدی به آن هست یا نیست؟» (نامهای به نسل آینده، ص. 225)
✅ منتخب دوم. «مهمترین مشکل کشور ما این است که با وقوع هر حادثهای، انگار نخستین بار است این اتفاق برایمان افتاده است. نمیتوانیم حتی از تجربیات گذشته خود استفاده کنیم. یعنی به علت وجود فرهنگ شفاهی بین مردم و حتی مسئولان امر، تجربیات گذشته به صورت جامع مکتوب نشده است.» این جمله را یک عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان چند روز بعد از زلزله بم گفته است.
✅ منتخب سوم. آرنولد ویلسون اولین مورخی بود که تاریخ زلزلهها در ایران را بررسی کرد. ویلسون مقالهاش را در سال 1930 چاپ کرد و فهرستی از زلزلهها که بین 1500 تا 1930 میلادی در ایران رخ داده بود تهیه کرد. زلزلههای 1800 تا 1908 میلادی هفتاد مورد و از 1908 تا 1930 نیز پنجاه زلزله (هر شش ماه یکی) ثبت شده است.
سه قطعه بالا را از کتاب «فرهنگ و فاجعه: جستارهایی انسانشناختی درباره مصیبتهای جمعی در ایران» نوشته نعمتاله فاضلی که انتشارات فرهامه در سال 1399 منتشر کرده است انتخاب کردهام. نویسنده به گفته خودش «مردمشناس و مردمنگار مردممدار» است. او به زبان مردم و برای آنکه مسائل روز و حتی پیچیده را به بخشی از آگاهی مردم تبدیل کند دست به قلم میبرد.
✅ چرا حوادث طبیعی نظیر زلزله برای مورخی انگلیسی جلب توجه کرده و نود سال پیش درباره آن تحقیق کرده و مقاله نوشته است؟ و چرا این وقایع هر بار در ایران خودمان رخ میدهند گویی اولین بار است و تجارب گویی ثبت نشده یا به کفایت ثبت نشدهاند و بهکار گرفته نمیشوند؟ سؤال مهم این است که چرا «تجارب حاصل از فجایع به بخشی از فرهنگ تبدیل نمیشوند؟» کتاب سعی میکند از این حد فراتر رفته و فجایع ناشی از حوادث طبیعی را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند.
✅ کتاب به زبانی بسیار جذاب و ساده، فاجعهشناسی، نقش علوم اجتماعی و انسانی در فاجعهشناسی و ابعاد مختلف حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله و کرونا را بررسی کرده و تلاش میکند تجربه انسانی ایرانی از این حوادث را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند. کتاب برای جامعه ایرانی که با تحلیل غیرفنی حوادثی نظیر زلزله، سیل و کرونا آشنا نیست و همواره آنها را پدیدههای طبیعی در حیطه علوم فنی، مهندسی و پزشکی دیده، جالب و نوآورانه است.
✅ بخش مربوط به کرونا موضوعی زنده و در چارچوب زندگی روزمره امروز ایرانیان را بررسی میکند. ابعاد مختلف این پدیده از ضربه فرهنگی کرونا تا نوروز، سیاست انتقادی سلامت، زندگی در قرنطینه، مسئولیتپذیری شهروندی و ... در رابطه با کرونا بررسی شدهاند. کتاب واقعاً به هدف نویسندهاش یعنی بردن این مباحث به دل گفتوگوی اجتماعی درباره آنها و تبدیل کردنشان به بخشی از آگاهی جامعه ایرانی پایبند است.
✅ نویسنده در آخرین بخش کتاب، رابطه علم، دانشگاه و ضرورت بازنگری در دانشگاه برای مواجهه با پاندمی کرونا را بررسی میکند. تغییر در آموزش عالی برای مواجه شدن با پدیدههای طبیعی و وضعیت ناشی از پاندمی پیام مهم این بخش است.
✅ یکی از جذابترین بخشهای کتاب برای بسیاری میتواند مقدمه نویسنده درباره خودش، هدفش و سیر رسیدن او به نقطهای باشد که اکنون در آن ایستاده است؛ اما برای من نامهای که نویسنده به نسل آینده ایرانیان نوشته جذابتر است: «نامهای به نسل آینده: امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی».
✅ پیام کتاب هم میتواند همین باشد: اگر تلاش و با یکدیگر گفتوگو کنیم و همه حوادث طبیعی و غیرطبیعی را همچون تجربههایی عمیق به بخشی از فرهنگ مبدل سازیم، به تدریج ظرفیت زیستن با امید بدون خوشبینی و تاب آوردن در مقابل پیچیدگی جهان را کسب خواهیم کرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ منتخب اول. «سلام آیندگان ایران زمین، شما که پنجاه سال بعد و بعدتر پا به این جهان پیچیده میگذارید. امیدوارم حال و روزتان خوب باشد. ما سخت نگران شما و آینده هستیم. همهی مردم از حال شما و آینده میپرسند و میخواهند بدانند آینده این جامعه خوب است یا بد؟ جامعه رو به ویرانی میرود یا آبادانی، پیشرفت میکند یا پسرفت، امیدی به آن هست یا نیست؟» (نامهای به نسل آینده، ص. 225)
✅ منتخب دوم. «مهمترین مشکل کشور ما این است که با وقوع هر حادثهای، انگار نخستین بار است این اتفاق برایمان افتاده است. نمیتوانیم حتی از تجربیات گذشته خود استفاده کنیم. یعنی به علت وجود فرهنگ شفاهی بین مردم و حتی مسئولان امر، تجربیات گذشته به صورت جامع مکتوب نشده است.» این جمله را یک عضو هیئت مدیره سازمان نظام مهندسی ساختمان چند روز بعد از زلزله بم گفته است.
✅ منتخب سوم. آرنولد ویلسون اولین مورخی بود که تاریخ زلزلهها در ایران را بررسی کرد. ویلسون مقالهاش را در سال 1930 چاپ کرد و فهرستی از زلزلهها که بین 1500 تا 1930 میلادی در ایران رخ داده بود تهیه کرد. زلزلههای 1800 تا 1908 میلادی هفتاد مورد و از 1908 تا 1930 نیز پنجاه زلزله (هر شش ماه یکی) ثبت شده است.
سه قطعه بالا را از کتاب «فرهنگ و فاجعه: جستارهایی انسانشناختی درباره مصیبتهای جمعی در ایران» نوشته نعمتاله فاضلی که انتشارات فرهامه در سال 1399 منتشر کرده است انتخاب کردهام. نویسنده به گفته خودش «مردمشناس و مردمنگار مردممدار» است. او به زبان مردم و برای آنکه مسائل روز و حتی پیچیده را به بخشی از آگاهی مردم تبدیل کند دست به قلم میبرد.
✅ چرا حوادث طبیعی نظیر زلزله برای مورخی انگلیسی جلب توجه کرده و نود سال پیش درباره آن تحقیق کرده و مقاله نوشته است؟ و چرا این وقایع هر بار در ایران خودمان رخ میدهند گویی اولین بار است و تجارب گویی ثبت نشده یا به کفایت ثبت نشدهاند و بهکار گرفته نمیشوند؟ سؤال مهم این است که چرا «تجارب حاصل از فجایع به بخشی از فرهنگ تبدیل نمیشوند؟» کتاب سعی میکند از این حد فراتر رفته و فجایع ناشی از حوادث طبیعی را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند.
✅ کتاب به زبانی بسیار جذاب و ساده، فاجعهشناسی، نقش علوم اجتماعی و انسانی در فاجعهشناسی و ابعاد مختلف حوادث طبیعی نظیر سیل، زلزله و کرونا را بررسی کرده و تلاش میکند تجربه انسانی ایرانی از این حوادث را به بخشی از فرهنگ تبدیل کند. کتاب برای جامعه ایرانی که با تحلیل غیرفنی حوادثی نظیر زلزله، سیل و کرونا آشنا نیست و همواره آنها را پدیدههای طبیعی در حیطه علوم فنی، مهندسی و پزشکی دیده، جالب و نوآورانه است.
✅ بخش مربوط به کرونا موضوعی زنده و در چارچوب زندگی روزمره امروز ایرانیان را بررسی میکند. ابعاد مختلف این پدیده از ضربه فرهنگی کرونا تا نوروز، سیاست انتقادی سلامت، زندگی در قرنطینه، مسئولیتپذیری شهروندی و ... در رابطه با کرونا بررسی شدهاند. کتاب واقعاً به هدف نویسندهاش یعنی بردن این مباحث به دل گفتوگوی اجتماعی درباره آنها و تبدیل کردنشان به بخشی از آگاهی جامعه ایرانی پایبند است.
✅ نویسنده در آخرین بخش کتاب، رابطه علم، دانشگاه و ضرورت بازنگری در دانشگاه برای مواجهه با پاندمی کرونا را بررسی میکند. تغییر در آموزش عالی برای مواجه شدن با پدیدههای طبیعی و وضعیت ناشی از پاندمی پیام مهم این بخش است.
✅ یکی از جذابترین بخشهای کتاب برای بسیاری میتواند مقدمه نویسنده درباره خودش، هدفش و سیر رسیدن او به نقطهای باشد که اکنون در آن ایستاده است؛ اما برای من نامهای که نویسنده به نسل آینده ایرانیان نوشته جذابتر است: «نامهای به نسل آینده: امید بدون خوشبینی و زیستن در پیچیدگی».
✅ پیام کتاب هم میتواند همین باشد: اگر تلاش و با یکدیگر گفتوگو کنیم و همه حوادث طبیعی و غیرطبیعی را همچون تجربههایی عمیق به بخشی از فرهنگ مبدل سازیم، به تدریج ظرفیت زیستن با امید بدون خوشبینی و تاب آوردن در مقابل پیچیدگی جهان را کسب خواهیم کرد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍2
Forwarded from اتچ بات
مجلسی مثل قیر شفاف!!
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مجلس یا دولت هر وقت تصمیم میگیرند کالایی زیر قیمت بازار توزیع کنند (مثال ارز 4200 تومانی) یا از افراد و گروههای خاص به اسم تولید، سازندگی، حمایت از فقرا و مصرفکنندگان حمایت کنند، حواسم به توزیع رانتهای گُنده جلب میشود.
✅ عبارات مناسب برای توزیع رانت در این کشور، حمایت از تولید، کمک به فقرا، توسعه زیرساخت و عباراتی شبیه به اینهاست و اگر با کلمات انقلابی، ضدلیبرال و حمایت از داخل ترکیب شوند، معجونی میشوند حیرتانگیز.
✅ کلیات طرح دادن حواله قیر رایگان امروز در مجلس تصویب شد. هر تن قیر 4 تا 5 میلیون تومان قیمت دارد و ارزش این میزان قیر بین 8 تا 10 هزار میلیارد تومان معادل 400 تا 500 میلیون دلار 20 هزار تومانی است.
✅ مطلبی آماده میکردم درباره توزیع رانت ناشی از این اقدام مجلس انقلابی ضدفساد که فایل صوتی #پویا_ناظران درباره ابعاد مختلف این مصوبه مفسدهآمیز و توزیع رانت خالص انبوه، و ضرورت شفافیت را دیدم.
✅ این فایل صوتی کارم را راحت کرد. احتیاج به هیچ نوشتهای نیست، همه چیز را توضیح داده است. فساد نهفته در مصوبه مجلس با ژست ضدفساد، و ضرورت شفافیت. ده دقیقه فایل بیشتر نیست.
✅ مجلس قبل این مصوبه را از بودجه به دلایل متعدد از جمله فساد و نرسیدن به اهداف ذکرشده برای آن، حذف کرده بود. مجلس یازدهم با قید دو فوریت آنرا برگرداند. این شیوه مناسب مواجهه با مشکلات اقتصادی است!! با فوریت
#عمق_فساد
#حواله_قیر_رایگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مجلس یا دولت هر وقت تصمیم میگیرند کالایی زیر قیمت بازار توزیع کنند (مثال ارز 4200 تومانی) یا از افراد و گروههای خاص به اسم تولید، سازندگی، حمایت از فقرا و مصرفکنندگان حمایت کنند، حواسم به توزیع رانتهای گُنده جلب میشود.
✅ عبارات مناسب برای توزیع رانت در این کشور، حمایت از تولید، کمک به فقرا، توسعه زیرساخت و عباراتی شبیه به اینهاست و اگر با کلمات انقلابی، ضدلیبرال و حمایت از داخل ترکیب شوند، معجونی میشوند حیرتانگیز.
✅ کلیات طرح دادن حواله قیر رایگان امروز در مجلس تصویب شد. هر تن قیر 4 تا 5 میلیون تومان قیمت دارد و ارزش این میزان قیر بین 8 تا 10 هزار میلیارد تومان معادل 400 تا 500 میلیون دلار 20 هزار تومانی است.
✅ مطلبی آماده میکردم درباره توزیع رانت ناشی از این اقدام مجلس انقلابی ضدفساد که فایل صوتی #پویا_ناظران درباره ابعاد مختلف این مصوبه مفسدهآمیز و توزیع رانت خالص انبوه، و ضرورت شفافیت را دیدم.
✅ این فایل صوتی کارم را راحت کرد. احتیاج به هیچ نوشتهای نیست، همه چیز را توضیح داده است. فساد نهفته در مصوبه مجلس با ژست ضدفساد، و ضرورت شفافیت. ده دقیقه فایل بیشتر نیست.
✅ مجلس قبل این مصوبه را از بودجه به دلایل متعدد از جمله فساد و نرسیدن به اهداف ذکرشده برای آن، حذف کرده بود. مجلس یازدهم با قید دو فوریت آنرا برگرداند. این شیوه مناسب مواجهه با مشکلات اقتصادی است!! با فوریت
#عمق_فساد
#حواله_قیر_رایگان
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1
غریبانههای #آخرین_پراید
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آخرین پراید روز سییک تیر نودونه تولید شد. خودروها در ایران گویی وجه نمادین عجیبی دارند و فراتر از خودرو بودن، معانی و دلالتهای بسیار در خود پنهان میکنند.
✅ پرده اول. آخرین پیکان در بیستوپنج اردیبهشت هشتادوچهار با حضور اسحاق جهانگیری که آن موقع وزیر صنایع و معادن بود به موزه میپیوندد. او روی کاپوت آن پیکان نوشت: «پیکان ارابهای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل گرفت و امروز میرود تا نظارهگر اعتلای این صنعت باشد.»
معصومه ابتکار هم که آن زمان رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بود روی کاپوت مینویسد «توقف تولید پیکان نمادی از عصر نوین تحولات سبز در صنایع کشور و نشانهای از عزم ملی برای حفاظت از محیطزیست است.» (عکسها اینجا)
✅ پرده دوم. سیویک تیر نودونه، آخرین پراید از خط تولید خارج شده و از سرنوشت نامبرده اطلاعی در دست نیست. روی کاپوت آخرین پراید جز خداحافظی هیچ چیز نوشته نشد و ظاهراً هیچ مقامی در مراسم حضور نداشت و پراید غریبانه رفت.
✅ پیکان و پراید فقط خودرو نیستند بلکه جلوههایی از تاریخ سیاسی، اقتصادی و صنعتیشدن ایران در این دو مجسم میشود. خوب که به چشمان #آخرین_پراید بنگری درباره خیلی چیزها حرف میزند.
✅ چشمانش میگویند: پیکان که میرفت آقای صنایع و معادن امید داشت که در موزه بنشیند و نظارهگر اعتلای صنعت خودرو باشد. خانم محیطزیست هم عزم ملی برای حفظ محیطزیست را جستوجو میکرد. پژو 206 خودرویی کمفاصله با دنیا تولید میشد. مشارکت با خودروسازهای معتبری در دنیا در جریان و امید به بهتر شدن زنده بود.
✅ دوباره میگوید: کسی روی من جز خداحافظی چیزی ننوشت. گویی امیدی نیست من نظارهگر هیچ اعتلایی، عزمی برای بهتر شدن یا حفظ چیزی باشم؛ آره این جوری است؟ کسی جرأت ندارد چیزی بنویسد. آن نوشتههای قبلی به آرزو تبدیل شدند تا واقعیت؛ و حالا حال و حوصله آرزو کردن هم ندارید؟
✅ بیچاره بغض دارد و میگوید: آیا شما قرنی را که پیکان در میانهاش رسید، پس از شصت سال با خداحافظی من، جمعبندی میکنید؟ این دستآورد شما در نیم قرن صنعتیشدن است؟ شرم نمیکنید؟
✅ دوباره که به چشمان آخرین پراید خیره شوی، بغض در گلو میگوید: «موضوع اصلاً شخصی نیست، فرد خاصی مد نظرم نیست، حرفم ساختاری است. پیکان که میرفت همه این آدمها بودند. آقای جهانگیری و خانم ابتکار بودند، آمدند بدرقه پیکان، الان هم هستند. آنها که بدرقه پیکان نیامده بودند هم همه هستند. آنها که بعد از پیکان زمان محمود احمدینژاد آمدند هم هستند. گزارش تحقیق و تفحص مجلس دهم از خودروسازی را هم که دیدهای که چه افتضاحی است؟ آن ساختارها هم هستند. این وسط فقط من اضافیام؟ فقط من باید این طور غریبانه بروم؟ گیریم من رفتم، شما با مکررها، بدون هیچ ایده نویی، به جایی میرسید؟»
✅ سرت را پایین میاندازی و دوباره #آخرین_پراید بغضاش میترکد: «وقتی جهانگیری روی کاپوت پیکان مینوشت، سال اول سند چشمانداز ایران 1404 بود. یک ماشین چینی که سری میان سرها باشد تو خیابانهای شهر نبود؛ پنج سال دیگر میرسید به 1404، خیابانها را دیدهای؟ پر از ماشین چینی شده است. ای روزگار!!»
✅ بیچاره از دست خودش هم شاکی است،خودمونیتر هم شده و میگه: «بیستوشش سال پیش آمدم قاتق نونتون بشم، بلای جونتون شدم. شما هم درست سوار من نشدید اما منم کم از شما نکشتم و لت و پار نکردم. خدا از سر تقصیرات منم بگذره.»
✅ داشتم با عکس #آخرین_پراید خداحافظی میکردم که گفت: «از ما که گذشت، عمر ما را که هدر کردید، سورنتو و سراتو و اسپورتیج و اپتیما نشدیم، همون پرایدی که بودیم موندیم؛ اما شما ی فکری به حال خودتون کنید، این جوری به جایی نمیرسید؛ از ما کرهایها که یاد نگرفتید، از این چینیها یاد بگیرید، البته چینگیر نشید.»
✅ خداحافظی کردیم. بیچاره نمیدانست چقدر حق بزرگی بر گردن من دارد. کلی ایده بر محور پراید ساخته و پرداختهام. نمیدانست چقدر جایگاه مهمی در تاریخ، ذهن و ساختار معاصر ما دارد. حال و حوصله خواندن و گوش کردن نداشت، والا متن و صوتهای زیر را برایش میفرستادم تا در غربت خداحافظی، به اهمیت خودش پی ببرد.
افسانه پیل و پراید
پرایدی شدن و توسعه
فیل چگونه سوار پراید میشود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ آخرین پراید روز سییک تیر نودونه تولید شد. خودروها در ایران گویی وجه نمادین عجیبی دارند و فراتر از خودرو بودن، معانی و دلالتهای بسیار در خود پنهان میکنند.
✅ پرده اول. آخرین پیکان در بیستوپنج اردیبهشت هشتادوچهار با حضور اسحاق جهانگیری که آن موقع وزیر صنایع و معادن بود به موزه میپیوندد. او روی کاپوت آن پیکان نوشت: «پیکان ارابهای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل گرفت و امروز میرود تا نظارهگر اعتلای این صنعت باشد.»
معصومه ابتکار هم که آن زمان رئیس سازمان حفاظت محیطزیست بود روی کاپوت مینویسد «توقف تولید پیکان نمادی از عصر نوین تحولات سبز در صنایع کشور و نشانهای از عزم ملی برای حفاظت از محیطزیست است.» (عکسها اینجا)
✅ پرده دوم. سیویک تیر نودونه، آخرین پراید از خط تولید خارج شده و از سرنوشت نامبرده اطلاعی در دست نیست. روی کاپوت آخرین پراید جز خداحافظی هیچ چیز نوشته نشد و ظاهراً هیچ مقامی در مراسم حضور نداشت و پراید غریبانه رفت.
✅ پیکان و پراید فقط خودرو نیستند بلکه جلوههایی از تاریخ سیاسی، اقتصادی و صنعتیشدن ایران در این دو مجسم میشود. خوب که به چشمان #آخرین_پراید بنگری درباره خیلی چیزها حرف میزند.
✅ چشمانش میگویند: پیکان که میرفت آقای صنایع و معادن امید داشت که در موزه بنشیند و نظارهگر اعتلای صنعت خودرو باشد. خانم محیطزیست هم عزم ملی برای حفظ محیطزیست را جستوجو میکرد. پژو 206 خودرویی کمفاصله با دنیا تولید میشد. مشارکت با خودروسازهای معتبری در دنیا در جریان و امید به بهتر شدن زنده بود.
✅ دوباره میگوید: کسی روی من جز خداحافظی چیزی ننوشت. گویی امیدی نیست من نظارهگر هیچ اعتلایی، عزمی برای بهتر شدن یا حفظ چیزی باشم؛ آره این جوری است؟ کسی جرأت ندارد چیزی بنویسد. آن نوشتههای قبلی به آرزو تبدیل شدند تا واقعیت؛ و حالا حال و حوصله آرزو کردن هم ندارید؟
✅ بیچاره بغض دارد و میگوید: آیا شما قرنی را که پیکان در میانهاش رسید، پس از شصت سال با خداحافظی من، جمعبندی میکنید؟ این دستآورد شما در نیم قرن صنعتیشدن است؟ شرم نمیکنید؟
✅ دوباره که به چشمان آخرین پراید خیره شوی، بغض در گلو میگوید: «موضوع اصلاً شخصی نیست، فرد خاصی مد نظرم نیست، حرفم ساختاری است. پیکان که میرفت همه این آدمها بودند. آقای جهانگیری و خانم ابتکار بودند، آمدند بدرقه پیکان، الان هم هستند. آنها که بدرقه پیکان نیامده بودند هم همه هستند. آنها که بعد از پیکان زمان محمود احمدینژاد آمدند هم هستند. گزارش تحقیق و تفحص مجلس دهم از خودروسازی را هم که دیدهای که چه افتضاحی است؟ آن ساختارها هم هستند. این وسط فقط من اضافیام؟ فقط من باید این طور غریبانه بروم؟ گیریم من رفتم، شما با مکررها، بدون هیچ ایده نویی، به جایی میرسید؟»
✅ سرت را پایین میاندازی و دوباره #آخرین_پراید بغضاش میترکد: «وقتی جهانگیری روی کاپوت پیکان مینوشت، سال اول سند چشمانداز ایران 1404 بود. یک ماشین چینی که سری میان سرها باشد تو خیابانهای شهر نبود؛ پنج سال دیگر میرسید به 1404، خیابانها را دیدهای؟ پر از ماشین چینی شده است. ای روزگار!!»
✅ بیچاره از دست خودش هم شاکی است،خودمونیتر هم شده و میگه: «بیستوشش سال پیش آمدم قاتق نونتون بشم، بلای جونتون شدم. شما هم درست سوار من نشدید اما منم کم از شما نکشتم و لت و پار نکردم. خدا از سر تقصیرات منم بگذره.»
✅ داشتم با عکس #آخرین_پراید خداحافظی میکردم که گفت: «از ما که گذشت، عمر ما را که هدر کردید، سورنتو و سراتو و اسپورتیج و اپتیما نشدیم، همون پرایدی که بودیم موندیم؛ اما شما ی فکری به حال خودتون کنید، این جوری به جایی نمیرسید؛ از ما کرهایها که یاد نگرفتید، از این چینیها یاد بگیرید، البته چینگیر نشید.»
✅ خداحافظی کردیم. بیچاره نمیدانست چقدر حق بزرگی بر گردن من دارد. کلی ایده بر محور پراید ساخته و پرداختهام. نمیدانست چقدر جایگاه مهمی در تاریخ، ذهن و ساختار معاصر ما دارد. حال و حوصله خواندن و گوش کردن نداشت، والا متن و صوتهای زیر را برایش میفرستادم تا در غربت خداحافظی، به اهمیت خودش پی ببرد.
افسانه پیل و پراید
پرایدی شدن و توسعه
فیل چگونه سوار پراید میشود؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Instagram
دغدغه ایران
. آخرین پیکان، آخرین پراید، آخرش چی؟! . آخرین روز تیرماه، آخرین تولد پراید هم بود. . مهم اما ساختار اقتصادی پراید ساز است. آخرین پیکان هم روزی مرخص شده بود. . جمله اسحاق جهانگیری روی آخرین پیکان را بخوانیم. . پیکان ارابه ای بود که صنعت خودرو بر دوش آن شکل…
نسل چ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دو سه سال است شاهد شکلگیری نسلی از جوانان دانشجو، هنرمند، نویسنده و روزنامهنگار هستم که من به آنها #نسل_چ میگویم، آدمهایی که «چرا و چگونه» برایشان اولویت است. من هنوز درباره آنها تحقیق نکردهام اما بهواسطه ارتباط با شماری از ایشان، مشخصات زیر را برای آنها قائلم.
✅ یک. «#نسل_چ» نسخهای از «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند. یعنی چه؟ یعنی دیگر اینکه کسی خودش را اصلاحطلب یا اصولگرا معرفی کند، شعارهای این دو گروه را سر بدهد و به شخصیتهای مهم این دو گروه ابراز ارادت کند، برایشان کفایت نمیکند. اینها از این حد خیلی فراتر رفتهاند و به مشخصاتی رسیدهاند که در ادامه مینویسم.
✅ دو. اینها اغلب دانشجویان رشتههای مختلف، دغدغهدار، دوستدار ایران و مواجهشده با برخی واقعیتهای مهم هستند که فهمیدهاند حکومتداری در کنار امر سیاسی، امری فنی، علمی، کارشناسی و مواجهه با واقعیت پیچیدهای است که با شعار تسلیم اراده کسی نمیشود.
✅ سه. اعضای نسل چرا و چگونه وقتی به شعارهایی نظیر «ایران برای همه ایرانیان» (شعاری مشهور در اردوی اصلاحطلبان) یا «کار جهادی- انقلابی» (شعاری مشهور در اردوین اصولگرایان) میرسند، میگویند «اینها که میگویی خوب، حالا چگونه عمل کنیم؟ یعنی چگونه میشود که ایران برای همه ایرانیان شود یا معنای عملیاتی کار جهادی-انقلابی چیست؟»
✅ چهار. این نسل محصول همین دانشگاهها هستند که با همه نقصانهایش، این گروه را با علم، دنیای کارشناسی، کشورهای دیگر و روشهای عقلانی آشنا کرده است. آنکه تندتر شعار میدهد – چه اصولگرا چه اصلاحطلب – برای اینها حجیت ندارد، اول میپرسند چرا این حرف را میزنی و بعد میگویند چگونه به آنچه میگویی برسیم؟
✅ پنج. این نسل خودآگاه و ناخودآگاه واقعیت سختی را که پیش رو دارد لمس کرده است. آنها در سنین ازدواج هستند اما نمیتوانند ازدواج کنند، دیدهاند که با این وضع اقتصاد و چشمانداز اقتصادی به حداقلهای زندگی هم نمیرسند و به یک معنا، دشواری و واقعیتهای تلخ زندگی که به مدد فضای مجازی در دسترس همه قرار گرفته، چشمشان را به سوی آینده گشوده است. اینها توخالی بودن بسیاری حرفها، وعدهها، آرمانها، آدمها، شعارها، ایدهها و ... از همه جناحها و اندیشهها را دیدهاند و قادرند علیه آنها استدلال کنند.
✅ شش. زیستن در محیط دانشگاه با همه تکثرها، ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و تساهل برای کنار هم نگه داشتن یک جامعه هشتاد میلیونی را به ایشان یاد داده است. آنها از همان سر کلاس لیسانس یاد میگیرند که چادری-مانتویی، ریشدار-بیریش، دختر-پسر، اصلاحطلب-اصولگرا و ... باید کنار هم زندگی کنند. سؤالشان این میشود که چرا بزرگترهای قوم قادر نیستند این تنوع را درک و تحمل کنند؟
✅ هفت. اینها خودشان دست به قلم شدهاند، پشت دوربین نشستهاند، کار پژوهشی میکنند و کارشان اسطورهشکنی است. جنسشان جوری است که مرید هیچ کس نمیشوند، زبانشان به نقد گویاست، اغلبشان یک زبان خارجی بلدند و ارتباطات گسترده با رفقای خارج رفتهشان هم دارند. دنبال ایدههای نو برای زیستن و زندگی هستند. مسئولیتی هم در قبال ایران احساس میکنند. بیتفاوت نیستند.
✅ هشت. زندگی برای اینها خودش اصالت دارد. دنیا هم اصالت دارد. اینها دیدهاند که تحقیر دنیا آخرش سر به بیکاری، فقر، آسیب اجتماعی و فروپاشی اخلاقی میزند. آنها دائم میپرسند «چرا وضع این گونه است؟» و «چگونه باید بهبود ایجاد کرد؟» آنها همه جا هستند، اندیشکده، دانشگاه، حوزه، سینما، موسیقی، کارآفرینی، تلگرام و ... ؛ و محصول انتقادی و کارشناسی و از جنس چرا و چگونه، مثل فیلم، گزارش، گزارش سیاستی، پادکست و ... درباره مسألههای واقعی از اقتصاد گرفته تا زباله، طلاق تا قیر رایگان، شفافیت آراء نمایندگان، طرحهای دولت و سیاست خارجی تولید میکنند.
✅ نه. #نسل_چ از «باید» بیزار است. اینها «باید بشود» #نسل_ب را ارزش نمینهد. آنها یک عمر شنیدهاند که قیمتها باید کنترل بشود، طلاق باید کم شود، جوانها باید دیندار باشند، اقتصاد باید پررونق بشود؛ و در مقابل همه اینها میپرسند چرا و چگونه این گونه بشود؟ چرا برای زیر سؤال بردن برخی بایدهاست، و چگونه برای یافتن راه تحقق بایدهایی که قبول دارند.
✅ صحنه اجتماعی ایران امروز پذیرای مواجهه #نسل_ب (آنها که فقط باید تعیین میکردند و میکنند) و #نسل_چ است، نسلی که از چرایی و چگونگی میپرسد و اسطوره به رسمیت نمیشناسد و از قالبهای تهی، هر چه باشد، فراتر میرود و ابزارهای پاسخگویی نیز دارد.
✅ آیا شما اعضای #نسل_چ را ملاقات کردهاید؟ آیا شما خودتان یکی از اعضای نسل_چ هستید؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ دو سه سال است شاهد شکلگیری نسلی از جوانان دانشجو، هنرمند، نویسنده و روزنامهنگار هستم که من به آنها #نسل_چ میگویم، آدمهایی که «چرا و چگونه» برایشان اولویت است. من هنوز درباره آنها تحقیق نکردهام اما بهواسطه ارتباط با شماری از ایشان، مشخصات زیر را برای آنها قائلم.
✅ یک. «#نسل_چ» نسخهای از «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تموم ماجرا» هستند. یعنی چه؟ یعنی دیگر اینکه کسی خودش را اصلاحطلب یا اصولگرا معرفی کند، شعارهای این دو گروه را سر بدهد و به شخصیتهای مهم این دو گروه ابراز ارادت کند، برایشان کفایت نمیکند. اینها از این حد خیلی فراتر رفتهاند و به مشخصاتی رسیدهاند که در ادامه مینویسم.
✅ دو. اینها اغلب دانشجویان رشتههای مختلف، دغدغهدار، دوستدار ایران و مواجهشده با برخی واقعیتهای مهم هستند که فهمیدهاند حکومتداری در کنار امر سیاسی، امری فنی، علمی، کارشناسی و مواجهه با واقعیت پیچیدهای است که با شعار تسلیم اراده کسی نمیشود.
✅ سه. اعضای نسل چرا و چگونه وقتی به شعارهایی نظیر «ایران برای همه ایرانیان» (شعاری مشهور در اردوی اصلاحطلبان) یا «کار جهادی- انقلابی» (شعاری مشهور در اردوین اصولگرایان) میرسند، میگویند «اینها که میگویی خوب، حالا چگونه عمل کنیم؟ یعنی چگونه میشود که ایران برای همه ایرانیان شود یا معنای عملیاتی کار جهادی-انقلابی چیست؟»
✅ چهار. این نسل محصول همین دانشگاهها هستند که با همه نقصانهایش، این گروه را با علم، دنیای کارشناسی، کشورهای دیگر و روشهای عقلانی آشنا کرده است. آنکه تندتر شعار میدهد – چه اصولگرا چه اصلاحطلب – برای اینها حجیت ندارد، اول میپرسند چرا این حرف را میزنی و بعد میگویند چگونه به آنچه میگویی برسیم؟
✅ پنج. این نسل خودآگاه و ناخودآگاه واقعیت سختی را که پیش رو دارد لمس کرده است. آنها در سنین ازدواج هستند اما نمیتوانند ازدواج کنند، دیدهاند که با این وضع اقتصاد و چشمانداز اقتصادی به حداقلهای زندگی هم نمیرسند و به یک معنا، دشواری و واقعیتهای تلخ زندگی که به مدد فضای مجازی در دسترس همه قرار گرفته، چشمشان را به سوی آینده گشوده است. اینها توخالی بودن بسیاری حرفها، وعدهها، آرمانها، آدمها، شعارها، ایدهها و ... از همه جناحها و اندیشهها را دیدهاند و قادرند علیه آنها استدلال کنند.
✅ شش. زیستن در محیط دانشگاه با همه تکثرها، ضرورت همزیستی مسالمتآمیز، مدارا و تساهل برای کنار هم نگه داشتن یک جامعه هشتاد میلیونی را به ایشان یاد داده است. آنها از همان سر کلاس لیسانس یاد میگیرند که چادری-مانتویی، ریشدار-بیریش، دختر-پسر، اصلاحطلب-اصولگرا و ... باید کنار هم زندگی کنند. سؤالشان این میشود که چرا بزرگترهای قوم قادر نیستند این تنوع را درک و تحمل کنند؟
✅ هفت. اینها خودشان دست به قلم شدهاند، پشت دوربین نشستهاند، کار پژوهشی میکنند و کارشان اسطورهشکنی است. جنسشان جوری است که مرید هیچ کس نمیشوند، زبانشان به نقد گویاست، اغلبشان یک زبان خارجی بلدند و ارتباطات گسترده با رفقای خارج رفتهشان هم دارند. دنبال ایدههای نو برای زیستن و زندگی هستند. مسئولیتی هم در قبال ایران احساس میکنند. بیتفاوت نیستند.
✅ هشت. زندگی برای اینها خودش اصالت دارد. دنیا هم اصالت دارد. اینها دیدهاند که تحقیر دنیا آخرش سر به بیکاری، فقر، آسیب اجتماعی و فروپاشی اخلاقی میزند. آنها دائم میپرسند «چرا وضع این گونه است؟» و «چگونه باید بهبود ایجاد کرد؟» آنها همه جا هستند، اندیشکده، دانشگاه، حوزه، سینما، موسیقی، کارآفرینی، تلگرام و ... ؛ و محصول انتقادی و کارشناسی و از جنس چرا و چگونه، مثل فیلم، گزارش، گزارش سیاستی، پادکست و ... درباره مسألههای واقعی از اقتصاد گرفته تا زباله، طلاق تا قیر رایگان، شفافیت آراء نمایندگان، طرحهای دولت و سیاست خارجی تولید میکنند.
✅ نه. #نسل_چ از «باید» بیزار است. اینها «باید بشود» #نسل_ب را ارزش نمینهد. آنها یک عمر شنیدهاند که قیمتها باید کنترل بشود، طلاق باید کم شود، جوانها باید دیندار باشند، اقتصاد باید پررونق بشود؛ و در مقابل همه اینها میپرسند چرا و چگونه این گونه بشود؟ چرا برای زیر سؤال بردن برخی بایدهاست، و چگونه برای یافتن راه تحقق بایدهایی که قبول دارند.
✅ صحنه اجتماعی ایران امروز پذیرای مواجهه #نسل_ب (آنها که فقط باید تعیین میکردند و میکنند) و #نسل_چ است، نسلی که از چرایی و چگونگی میپرسد و اسطوره به رسمیت نمیشناسد و از قالبهای تهی، هر چه باشد، فراتر میرود و ابزارهای پاسخگویی نیز دارد.
✅ آیا شما اعضای #نسل_چ را ملاقات کردهاید؟ آیا شما خودتان یکی از اعضای نسل_چ هستید؟
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Forwarded from اتچ بات
موفقیت کوچک: مطالعات اجتماعی طرحهای صنعت آب و برق
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✳️ یکونیم سال قبل، بعد از تأسیس #مرکز_امور_اجتماعی_منابع_آب_و_انرژی در وزارت نیرو طی نامهای از وزیر نیرو خواستیم انجام مطالعات اجتماعی برای دسته مشخصی از طرحهای صنعت آب و برق را الزامی کنند. کدام دسته؟
✳️ شورای عالی حفاظت محیطزیست در سال 1390 گرفتن مجوز محیطزیستی برای مجموعهای از طرحهای توسعهای در کشور را تصویب کرده است. استدلال ما این بود که اگر گرفتن مجوز محیطزیستی برای آن دسته از طرحها ضرورت دارد پس انجام مطالعه اجتماعی و سنجش و ارزیابی تأثیرات اجتماعی آنها هم ضروری است.
✳️ اکنون بعد از یکونیم سال، رایزنیهای متعدد و جلب مشارکت و همراهی بخشهای مختلف وزارت نیرو و شرکتهای مادرتخصصی، «فهرست خدمات مطالعات اجتماعی طرحها» که به تفکیک طرحهای صنعت آب و آبفا؛ و برق و انرژی تهیه شده، توسط رضا اردکانیان ابلاغ شده است.
✳️ یک موفقیت کوچک در مسیر عقلانیتر شدن توسعه است. توهم ندارم و اصلاً فکر نمیکنم از این به بعد همه این طرحها باکیفیت از نظر اجتماعی مطالعه میشوند. راهی طولانی برای تدوین شرح خدمات مطالعات اجتماعی در هر دو بخش آب و برق پیش رو داریم و پس از آن گنجاندن این نوع مطالعات در نظام فنی و اجرایی کشور، و تصویب در سازمان برنامه و بودجه که همگی دشوار و زمانبر است.
✳️ این ابلاغ وزیر نیرو در کنار آئیننامه مصوب دولت در زمینه تهیه پیوست اجتماعی برای سیاستها، برنامهها و اقدامات توسعهای که قبلاً (لینک زیر) دربارهاش نوشتهام، گامهای مثبتی برای توجه بیشتر به عقلانیت اجتماعی در مسیر توسعه است. باز هم تلاش خواهیم کرد.
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1969
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✳️ یکونیم سال قبل، بعد از تأسیس #مرکز_امور_اجتماعی_منابع_آب_و_انرژی در وزارت نیرو طی نامهای از وزیر نیرو خواستیم انجام مطالعات اجتماعی برای دسته مشخصی از طرحهای صنعت آب و برق را الزامی کنند. کدام دسته؟
✳️ شورای عالی حفاظت محیطزیست در سال 1390 گرفتن مجوز محیطزیستی برای مجموعهای از طرحهای توسعهای در کشور را تصویب کرده است. استدلال ما این بود که اگر گرفتن مجوز محیطزیستی برای آن دسته از طرحها ضرورت دارد پس انجام مطالعه اجتماعی و سنجش و ارزیابی تأثیرات اجتماعی آنها هم ضروری است.
✳️ اکنون بعد از یکونیم سال، رایزنیهای متعدد و جلب مشارکت و همراهی بخشهای مختلف وزارت نیرو و شرکتهای مادرتخصصی، «فهرست خدمات مطالعات اجتماعی طرحها» که به تفکیک طرحهای صنعت آب و آبفا؛ و برق و انرژی تهیه شده، توسط رضا اردکانیان ابلاغ شده است.
✳️ یک موفقیت کوچک در مسیر عقلانیتر شدن توسعه است. توهم ندارم و اصلاً فکر نمیکنم از این به بعد همه این طرحها باکیفیت از نظر اجتماعی مطالعه میشوند. راهی طولانی برای تدوین شرح خدمات مطالعات اجتماعی در هر دو بخش آب و برق پیش رو داریم و پس از آن گنجاندن این نوع مطالعات در نظام فنی و اجرایی کشور، و تصویب در سازمان برنامه و بودجه که همگی دشوار و زمانبر است.
✳️ این ابلاغ وزیر نیرو در کنار آئیننامه مصوب دولت در زمینه تهیه پیوست اجتماعی برای سیاستها، برنامهها و اقدامات توسعهای که قبلاً (لینک زیر) دربارهاش نوشتهام، گامهای مثبتی برای توجه بیشتر به عقلانیت اجتماعی در مسیر توسعه است. باز هم تلاش خواهیم کرد.
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1969
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چرا در تلگرام و اینستاگرام می نویسیم؟
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ویدئوی دو دقیقهای که میبینید به دقت نشان میدهد چرا وقت گرانبها را برای نوشتن در تلگرام و اینستاگرام صرف میکنم/میکنیم.
✅ ایدهها را به اشتراک میگذاریم تا دنیای بهتر، با مشارکت همه، حتی آنها که از من/ما متنفرند، آفریده شود.
این شعار مهمی است: #به_اشتراک_بگذار. تببین و توضیح معنا و عمق این شعار، کار مهمی است که هنوز به درستی انجام ندادهایم.
#دغدغه_ایران، #به_اشتراک_بگذار، #محمد_فاضلی
✅ به این عبارت فکر کنیم:
مهم نیست کسانی هستند که از شما خوششان نمیآید یا از شما متنفرند، مهم این است که برای داشتن دنیای بهتر به مشارکت، همراهی و نظر آنها نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ ویدئوی دو دقیقهای که میبینید به دقت نشان میدهد چرا وقت گرانبها را برای نوشتن در تلگرام و اینستاگرام صرف میکنم/میکنیم.
✅ ایدهها را به اشتراک میگذاریم تا دنیای بهتر، با مشارکت همه، حتی آنها که از من/ما متنفرند، آفریده شود.
این شعار مهمی است: #به_اشتراک_بگذار. تببین و توضیح معنا و عمق این شعار، کار مهمی است که هنوز به درستی انجام ندادهایم.
#دغدغه_ایران، #به_اشتراک_بگذار، #محمد_فاضلی
✅ به این عبارت فکر کنیم:
مهم نیست کسانی هستند که از شما خوششان نمیآید یا از شما متنفرند، مهم این است که برای داشتن دنیای بهتر به مشارکت، همراهی و نظر آنها نیازمندیم.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذاريد.)
@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ گردش نخبگان و مینروبی تاریخ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ تجربه هر خریدار
مشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صحیح فروشنده آنرا به یاد نمیآورند ولی یک بار خرید کالای بیکیفیت یا برخورد بد فروشنده کافی است تا دهها مشتری دیگر را از خرید کردن از آن فروشگاه بازدارند و آنرا به یاد بسپرند. ما خاطرات بد از فروشندهها، مغازهها و شرکتها را برای همیشه به خاطر میسپریم.
این حکایت برای هر سیاستمدار و سیاستگذاری هم صادق است. مردم به حق، کار مؤثر، ایده درست، سلامت و اثربخشی سیاستمدار و سیاستگذار را وظیفه او میدانند و خطاهایش را هم – حتی اندک – بزرگ و گاه نابخشودنی تصویر میکنند، وای به حال خطایی که خودش هم بهواقع بزرگ باشد.
⭕️ سیاست و مینگذاری تاریخ
اوضاع جوری شده که هر اتفاق مثبتی که میافتد، هر ایده نو و خوبی که طرح میشود، هر کار جدیدی خوبی که شروع میکنی/میشود، از همان لحظه اول یک لکههایی بر دامن آن مینشانند، آیه یأس میخوانند و عباراتی شبیه به اینکه «این هم بازی و نمایش است» شروع میشود. یکی از آن عباراتی که در این گونه مواقع خیلی به چشم میآید این است: «فلانی که این کار را کرده کسی نیست که اون سال همان کار نادرست/بد را کرد؟» جواب که مثبت باشد، اعتماد به کل ایده و کار نو و درست از بین میرود.
هر سیاستگذار و سیاستمداری، ردیفی از سخنان و اقدامات دارد که گروههای مهمی از جامعه آنها را نادرست و نابخشودنی تلقی میکنند. این برای سیاستمداران و سیاستگذاران جهان در همه اعصار صادق است، استثنا هم ندارد. مردم همواره خطاها و کردارهای نادرست را به یاد میآورند و به ایده، حرف و کار درست جدیدی که خطاکاران پیشین شروع کنند اعتماد نمیکنند یا بهسختی اعتماد میکنند.
سخنان، تصمیمات و کارهای نادرست/بد سیاستمداران و سیاستگذاران مینهایی است که آنها در تاریخ زندگی خودشان و عرصه سیاست کار میگذارند. مسیر زندگی هر سیاستمدار و سیاستگذاری یک یا چند مین دارد که محصول پیچیدگیهای سیاست/سیاستگذاری، خطاهای شخصی ناخواسته، خطاهای سیستمی یا خطاهای عمدی و ناشی از فساد و منافع شخصی و گروهی است. سیاستمداران به این ترتیب تاریخ زندگی خود و دوران زمامداریشان را مینگذاری میکنند.
⭕️ اهمیت گردش نخبگان
مین خودبهخود منفجر نمیشود مگر اینکه کسی از روی آن عبور کند. اگر جریان سیاست دائم از مسیر زندگی سیاستمداران و سیاستگذاران تکراری بگذرد، عین گذر چندباره از مسیری است که آنها با سخنان و کردارهای سابق خود مینگذاری کردهاند. آنها حتی وقتی تصمیم بگیرند مسیر تازهای بروند، تصمیم جدیدی بگیرند و سخن نوینی بگویند، مردم همه آن خاطرات بد را به یاد میآورند. مردم به اجبار یا ناخودآگاه از مسیر مینگذاری شده زندگی همان نخبگان سیاسی عبور میکنند و خاطره اشتباهات مثل مین در ذهنشان منفجر میشود.
مردم در شرایط فقدان #گردش_نخبگان و بروز #رسوب_نخبگان، وقتی یکی از نخبگان رسوبکرده یا کسی که منتسب به آنهاست، حرف، ایده یا کردار جدیدی را پیش میکشد، مینهای گذشته در ذهنشان منفجر میشود. عدهای میروند فیلم و عکس مینها را پیدا کرده و منفجر میکنند و هر ایده جدید قربانی بیاعتمادی حاصل از انفجار مینهایی در گذشته میشود. #رسوب_نخبگان به این ترتیب، تاریخ سیاست/سیاستگذاری را به میدان مین تبدیل میکند و اصلیترین قربانی این مینها، اعتماد، همبستگی، انسجام و امید اجتماعی است.
گردش نخبگان سبب میشود هر آدمی با همه دستآوردها و البته مینهایی که در تاریخ زندگی خودش و سیاست کار گذاشته است، برود و به تاریخ بپیوندد. فرصت پیدا میشود تا آدمهای جدید بیایند و بدون خطر رفتن روی مینهای کار گذاشتهشده در تاریخ، حرف، ایده و کار جدید مطرح کنند و اعتماد زمینه شکلگیری پیدا کند.
#رسوب_نخبگان در راهروهای سیاست عمومی، عین رسوب چربی در رگهای بدن، باعث سفتی رگهای سیاست میشود و خونرسانی – خلق و جذب ایدههای جدید – را مختل میسازد؛ و جامعه عین بیماران قلبی-عروقی، تنگی نفس میگیرد، رنگش کبود میشود، از طراوت و تازگی میافتد، کار سنگین نمیکند و به روزمرگی و زوال میافتد.
☑️ تجویز راهبردی
#گردش_نخبگان واقعی، راهی به سوی دمیدن خون تازه، اعتمادسازی و ممانعت از قربانی شدن هر ایده نوینی است؛ نخبگانی تازه که در نظر اکثریت جامعه حامل اکسیژن، نه دیاکسید کربن، هستند. #گردش_نخبگان واقعی راه مؤثر مینروبی از تاریخ سیاست و سیاستگذاری، خلق، بسط و تعمیق امید اجتماعی است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
⭕️ تجربه هر خریدار
مشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صحیح فروشنده آنرا به یاد نمیآورند ولی یک بار خرید کالای بیکیفیت یا برخورد بد فروشنده کافی است تا دهها مشتری دیگر را از خرید کردن از آن فروشگاه بازدارند و آنرا به یاد بسپرند. ما خاطرات بد از فروشندهها، مغازهها و شرکتها را برای همیشه به خاطر میسپریم.
این حکایت برای هر سیاستمدار و سیاستگذاری هم صادق است. مردم به حق، کار مؤثر، ایده درست، سلامت و اثربخشی سیاستمدار و سیاستگذار را وظیفه او میدانند و خطاهایش را هم – حتی اندک – بزرگ و گاه نابخشودنی تصویر میکنند، وای به حال خطایی که خودش هم بهواقع بزرگ باشد.
⭕️ سیاست و مینگذاری تاریخ
اوضاع جوری شده که هر اتفاق مثبتی که میافتد، هر ایده نو و خوبی که طرح میشود، هر کار جدیدی خوبی که شروع میکنی/میشود، از همان لحظه اول یک لکههایی بر دامن آن مینشانند، آیه یأس میخوانند و عباراتی شبیه به اینکه «این هم بازی و نمایش است» شروع میشود. یکی از آن عباراتی که در این گونه مواقع خیلی به چشم میآید این است: «فلانی که این کار را کرده کسی نیست که اون سال همان کار نادرست/بد را کرد؟» جواب که مثبت باشد، اعتماد به کل ایده و کار نو و درست از بین میرود.
هر سیاستگذار و سیاستمداری، ردیفی از سخنان و اقدامات دارد که گروههای مهمی از جامعه آنها را نادرست و نابخشودنی تلقی میکنند. این برای سیاستمداران و سیاستگذاران جهان در همه اعصار صادق است، استثنا هم ندارد. مردم همواره خطاها و کردارهای نادرست را به یاد میآورند و به ایده، حرف و کار درست جدیدی که خطاکاران پیشین شروع کنند اعتماد نمیکنند یا بهسختی اعتماد میکنند.
سخنان، تصمیمات و کارهای نادرست/بد سیاستمداران و سیاستگذاران مینهایی است که آنها در تاریخ زندگی خودشان و عرصه سیاست کار میگذارند. مسیر زندگی هر سیاستمدار و سیاستگذاری یک یا چند مین دارد که محصول پیچیدگیهای سیاست/سیاستگذاری، خطاهای شخصی ناخواسته، خطاهای سیستمی یا خطاهای عمدی و ناشی از فساد و منافع شخصی و گروهی است. سیاستمداران به این ترتیب تاریخ زندگی خود و دوران زمامداریشان را مینگذاری میکنند.
⭕️ اهمیت گردش نخبگان
مین خودبهخود منفجر نمیشود مگر اینکه کسی از روی آن عبور کند. اگر جریان سیاست دائم از مسیر زندگی سیاستمداران و سیاستگذاران تکراری بگذرد، عین گذر چندباره از مسیری است که آنها با سخنان و کردارهای سابق خود مینگذاری کردهاند. آنها حتی وقتی تصمیم بگیرند مسیر تازهای بروند، تصمیم جدیدی بگیرند و سخن نوینی بگویند، مردم همه آن خاطرات بد را به یاد میآورند. مردم به اجبار یا ناخودآگاه از مسیر مینگذاری شده زندگی همان نخبگان سیاسی عبور میکنند و خاطره اشتباهات مثل مین در ذهنشان منفجر میشود.
مردم در شرایط فقدان #گردش_نخبگان و بروز #رسوب_نخبگان، وقتی یکی از نخبگان رسوبکرده یا کسی که منتسب به آنهاست، حرف، ایده یا کردار جدیدی را پیش میکشد، مینهای گذشته در ذهنشان منفجر میشود. عدهای میروند فیلم و عکس مینها را پیدا کرده و منفجر میکنند و هر ایده جدید قربانی بیاعتمادی حاصل از انفجار مینهایی در گذشته میشود. #رسوب_نخبگان به این ترتیب، تاریخ سیاست/سیاستگذاری را به میدان مین تبدیل میکند و اصلیترین قربانی این مینها، اعتماد، همبستگی، انسجام و امید اجتماعی است.
گردش نخبگان سبب میشود هر آدمی با همه دستآوردها و البته مینهایی که در تاریخ زندگی خودش و سیاست کار گذاشته است، برود و به تاریخ بپیوندد. فرصت پیدا میشود تا آدمهای جدید بیایند و بدون خطر رفتن روی مینهای کار گذاشتهشده در تاریخ، حرف، ایده و کار جدید مطرح کنند و اعتماد زمینه شکلگیری پیدا کند.
#رسوب_نخبگان در راهروهای سیاست عمومی، عین رسوب چربی در رگهای بدن، باعث سفتی رگهای سیاست میشود و خونرسانی – خلق و جذب ایدههای جدید – را مختل میسازد؛ و جامعه عین بیماران قلبی-عروقی، تنگی نفس میگیرد، رنگش کبود میشود، از طراوت و تازگی میافتد، کار سنگین نمیکند و به روزمرگی و زوال میافتد.
☑️ تجویز راهبردی
#گردش_نخبگان واقعی، راهی به سوی دمیدن خون تازه، اعتمادسازی و ممانعت از قربانی شدن هر ایده نوینی است؛ نخبگانی تازه که در نظر اکثریت جامعه حامل اکسیژن، نه دیاکسید کربن، هستند. #گردش_نخبگان واقعی راه مؤثر مینروبی از تاریخ سیاست و سیاستگذاری، خلق، بسط و تعمیق امید اجتماعی است.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید.)
شبکه توسعه:
@I_D_Network
دغدغه ایران:
@fazeli_mohammad
ویرگول
گردش نخبگان و مینروبی تاریخ
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تجربه هر خریدارمشتریان فروشگاهها هزاران بار خرید کالای باکیفیت از یک فروشگاه یا برخورد صح…
Forwarded from اتچ بات
برخی واقعیات اقتصاد ایران
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مرکز پژوهشهای مجلس اندیشکده معتبری است. این مرکز در خرداد 1399 گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور ارائه کرده که خلاصه دادههای آن به شرح زیر است.
متوسط رشد اقتصادی در سالهای مختلف: 11.4 درصد (1341 تا 1356)، منفی 4.8 درصد (1357 تا 1367)، 5 درصد (1368 تا 1391) و 0.2 درصد (1392 تا 1398). رشد اقتصادی بین سالهای 1391 تا 1398 به شدت پرنوسان و بین منفی 8.3 تا 14 درصد با متوسط نزدیک به صفر بوده است.
نرخ تشکیل سرمایه ثابت از 1390 پیوسته نزولی بوده و از نظر ظرفیت رشد اقتصادی در سالهای آتی هشداردهنده است.
نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران بهطور متوسط 20 درصد بوده در حالیکه متوسط نرخ تورم جهان در سال 2018 برابر 2.4 درصد بوده است.
تعداد شاغلین کشور از 1394 تا 1398 حدود 3 میلیون نفر افزوده شده اما این افراد عمدتاً در بخش غیرشرکتی متمرکز بر خدمات خردهفروشی، تعمیرات، حمل و نقل و واسطهگری اضافه شدهاند. حدود 2.5 میلیون نفر نیز در زمستان 1398 اشتغال ناقص (کمتر از 44 ساعت در هفته کار) داشتهاند.
نرخ بیکاری بین 7.2 در سمنان تا 18.7 درصد در کرمانشاه متغیر است؛ و بیکاری فارغالتحصیلان بین 11.2 درصد در سمنان تا 28.5 درصد در کرمانشاه متفاوت است.
درآمد سرانه کشور از 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصد داشته است. قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یکسوم کاهش یافته است.
اگر رشد 8 درصد سالیانه در اقتصاد ایران محقق شود 6 سال طول میکشد تا درآمد به سطح سرانه سال 1390 بازگردد.
حدود 60 درصد شاغلین کشور تحت پوشش بیمه نیستند. زنان 38.3 درصد شاغلین اشتغال رسمی (دارای بیمه) و 61.7 درصد شاغلین مشاغل غیررسمی (فاقد بیمه) را تشکیل میدهند.
15.4 میلیون نفر از شاغلین کشور در بنگاههای کوچک کار میکنند که با توجه به وابستگی به منابع داخلی برای تأمین سرمایه در معرض آسیبهای شدیدتر در کوتاهمدت قرار دارند.
شکاف نابرابری بر اثر رشد اقتصادی منفی و تورم بالا در حال تشدید شدن است.
فقر مطلق به معنای ناتوان در کسب حداقل استانداردهای زندگی و معیشت در حال افزایش است. نرخ فقر کشوری از 15.1 درصد در سال 1391 به 15.5 در سال 1392 و پس از آن تا پایان سال 1397 به 18.4 رسیده و در سالهای 1398 و 1399 با توجه به شرایط اقتصادی بیشتر شده است.
نرخ فقر بین 5 تا 32 درسد در استانهای مختلف متغیر است. استانهای نیمه شرقی کشور نرخ فقر بالاتری دارند.
رتبه محیط کسبوکار ایران 99 از 140 در جهان و 17 از 20 کشور منطقه است. کشورهای تاجیکستان، پاکستان و یمن رتبهای بدتر از ایران در منطقه دارند.
رتبه ایران در شاخص «انجام کسبوکار» 127 از 190 است و در منطقه کشورهای لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
رتبه ایران در حقوق مالکیت 103 از 129 است و کشورهای لبنان، پاکستان و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
شکاف قابل توجهی بین هزینهها و درآمدهای دولت (کسری تراز عملیاتی) وجود دارد و این شکاف در حال افزایش است. تأمین منابع مالی از محلی غیر از درآمدهای پایدار در سالهای اخیر در حال افزایش بوده است.
نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت تقریباً روند ثابتی داشته (نشاندهنده بهبود نیافتن وضعیت تحصیل مالیات) و از اهداف در نظر گرفته شده برای برنامه ششم فاصله دارد. عمدهترین بخش مالیات از مالیات بر «درآمد شرکتها» تأمین میشود و سهم «مالیات بر درآمد شخصی» در مقایسه با کشورهای پردرآمد کم است. ایران به نسبت هر سه دسته کشورهای دارای درآمد کم،متوسط و زیاد، سهم بسیار بیشتری مالیات از شرکتها میگیرد.
پایه پولی ظرف 8 سال (از 1390 تا آذر 1398) 4.1 برابر؛ و نقدینگی 6.4 برابر شده است. پایه پولی در آذر 1398 به 314.2 هزار میلیارد تومان (همت) و نقدینگی به 2262.3 همت رسیده است.
42 درصد واردات 1397-1390 از سه کشور چین، امارات و کره جنوبی؛ و 70 درصد واردات از 10 کشور انجام شده است.
تعداد کشورهایی که 80 درصد درآمد صادراتی ایران را تأمین میکردهاند از 23 کشور در سال 1380 به 9 کشور در سال 1397 کاهش یافته است.
ایران در سال 1397 به 147 کشور کالا صادر کرده که 54 درصد آن به امارات، چین و عراق بوده است.
محصولات معدنی، محصولات صنایع شیمیایی و گروه مواد پلاستیکی در سال 1397 تأمینکننده دوسوم درآمد ارزش کشور بودهاند.
ریشههای این وضعیت نيز در گزارش بررسی شده است.
✅ این گزارش نامناسب بودن وضع و بدتر از آن، روند قهقرایی را نشان میدهد؛ و سالهای دشوار پیش رو و ضرورت تصمیمهای سخت و سختکوشیها برای رسیدن به وضع بهتر را نشان میدهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@fazeli_mohammad
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی
✅ مرکز پژوهشهای مجلس اندیشکده معتبری است. این مرکز در خرداد 1399 گزارشی از وضعیت اقتصاد کشور ارائه کرده که خلاصه دادههای آن به شرح زیر است.
متوسط رشد اقتصادی در سالهای مختلف: 11.4 درصد (1341 تا 1356)، منفی 4.8 درصد (1357 تا 1367)، 5 درصد (1368 تا 1391) و 0.2 درصد (1392 تا 1398). رشد اقتصادی بین سالهای 1391 تا 1398 به شدت پرنوسان و بین منفی 8.3 تا 14 درصد با متوسط نزدیک به صفر بوده است.
نرخ تشکیل سرمایه ثابت از 1390 پیوسته نزولی بوده و از نظر ظرفیت رشد اقتصادی در سالهای آتی هشداردهنده است.
نرخ تورم بلندمدت اقتصاد ایران بهطور متوسط 20 درصد بوده در حالیکه متوسط نرخ تورم جهان در سال 2018 برابر 2.4 درصد بوده است.
تعداد شاغلین کشور از 1394 تا 1398 حدود 3 میلیون نفر افزوده شده اما این افراد عمدتاً در بخش غیرشرکتی متمرکز بر خدمات خردهفروشی، تعمیرات، حمل و نقل و واسطهگری اضافه شدهاند. حدود 2.5 میلیون نفر نیز در زمستان 1398 اشتغال ناقص (کمتر از 44 ساعت در هفته کار) داشتهاند.
نرخ بیکاری بین 7.2 در سمنان تا 18.7 درصد در کرمانشاه متغیر است؛ و بیکاری فارغالتحصیلان بین 11.2 درصد در سمنان تا 28.5 درصد در کرمانشاه متفاوت است.
درآمد سرانه کشور از 1390 تا 1398 کاهشی 34 درصد داشته است. قدرت خرید هر فرد ایرانی نسبت به سال 1390 حدود یکسوم کاهش یافته است.
اگر رشد 8 درصد سالیانه در اقتصاد ایران محقق شود 6 سال طول میکشد تا درآمد به سطح سرانه سال 1390 بازگردد.
حدود 60 درصد شاغلین کشور تحت پوشش بیمه نیستند. زنان 38.3 درصد شاغلین اشتغال رسمی (دارای بیمه) و 61.7 درصد شاغلین مشاغل غیررسمی (فاقد بیمه) را تشکیل میدهند.
15.4 میلیون نفر از شاغلین کشور در بنگاههای کوچک کار میکنند که با توجه به وابستگی به منابع داخلی برای تأمین سرمایه در معرض آسیبهای شدیدتر در کوتاهمدت قرار دارند.
شکاف نابرابری بر اثر رشد اقتصادی منفی و تورم بالا در حال تشدید شدن است.
فقر مطلق به معنای ناتوان در کسب حداقل استانداردهای زندگی و معیشت در حال افزایش است. نرخ فقر کشوری از 15.1 درصد در سال 1391 به 15.5 در سال 1392 و پس از آن تا پایان سال 1397 به 18.4 رسیده و در سالهای 1398 و 1399 با توجه به شرایط اقتصادی بیشتر شده است.
نرخ فقر بین 5 تا 32 درسد در استانهای مختلف متغیر است. استانهای نیمه شرقی کشور نرخ فقر بالاتری دارند.
رتبه محیط کسبوکار ایران 99 از 140 در جهان و 17 از 20 کشور منطقه است. کشورهای تاجیکستان، پاکستان و یمن رتبهای بدتر از ایران در منطقه دارند.
رتبه ایران در شاخص «انجام کسبوکار» 127 از 190 است و در منطقه کشورهای لبنان، عراق، افغانستان، سوریه و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
رتبه ایران در حقوق مالکیت 103 از 129 است و کشورهای لبنان، پاکستان و یمن وضعیتی بدتر از ایران دارند.
شکاف قابل توجهی بین هزینهها و درآمدهای دولت (کسری تراز عملیاتی) وجود دارد و این شکاف در حال افزایش است. تأمین منابع مالی از محلی غیر از درآمدهای پایدار در سالهای اخیر در حال افزایش بوده است.
نسبت مالیات به تولید ناخالص داخلی در بلندمدت تقریباً روند ثابتی داشته (نشاندهنده بهبود نیافتن وضعیت تحصیل مالیات) و از اهداف در نظر گرفته شده برای برنامه ششم فاصله دارد. عمدهترین بخش مالیات از مالیات بر «درآمد شرکتها» تأمین میشود و سهم «مالیات بر درآمد شخصی» در مقایسه با کشورهای پردرآمد کم است. ایران به نسبت هر سه دسته کشورهای دارای درآمد کم،متوسط و زیاد، سهم بسیار بیشتری مالیات از شرکتها میگیرد.
پایه پولی ظرف 8 سال (از 1390 تا آذر 1398) 4.1 برابر؛ و نقدینگی 6.4 برابر شده است. پایه پولی در آذر 1398 به 314.2 هزار میلیارد تومان (همت) و نقدینگی به 2262.3 همت رسیده است.
42 درصد واردات 1397-1390 از سه کشور چین، امارات و کره جنوبی؛ و 70 درصد واردات از 10 کشور انجام شده است.
تعداد کشورهایی که 80 درصد درآمد صادراتی ایران را تأمین میکردهاند از 23 کشور در سال 1380 به 9 کشور در سال 1397 کاهش یافته است.
ایران در سال 1397 به 147 کشور کالا صادر کرده که 54 درصد آن به امارات، چین و عراق بوده است.
محصولات معدنی، محصولات صنایع شیمیایی و گروه مواد پلاستیکی در سال 1397 تأمینکننده دوسوم درآمد ارزش کشور بودهاند.
ریشههای این وضعیت نيز در گزارش بررسی شده است.
✅ این گزارش نامناسب بودن وضع و بدتر از آن، روند قهقرایی را نشان میدهد؛ و سالهای دشوار پیش رو و ضرورت تصمیمهای سخت و سختکوشیها برای رسیدن به وضع بهتر را نشان میدهد.
(اگر میپسندید به اشتراک بگذارید)
@fazeli_mohammad
Telegram
attach 📎
👍1