دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
58.2K subscribers
1.12K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
ده سؤال بنیادین از «بنیاد»

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

من در متن «فتوحات فتّاح» مختصری درباره «بنیاد مستضعفان چیست؟» و «گفته‌های جنجالی» پرویز فتاح رئیس بنیاد نوشتم. فتوحات را به معنای گشودن به‌کار بردم و اکنون قصد دارم سؤالاتی بپرسم که سخنان رئیس بنیاد درهایی به سوی آن‌ها می‌گشاید.

توضیح: رؤسای بنیاد در گذشته عبارت بوده‌اند از: علی‌نقی خاموشی، محمدعلی رجایی، میرحسین موسوی، محسن رفیق‌دوست، محمد فروزنده و محمد سعیدی‌کیا؛ و از چپ تا راست بر آن ریاست کرده‌اند. سؤالات من ناظر بر کلیت بنیاد است و صرفاً به دوران پرویز فتاح بازنمی‌گردند.

☑️⭕️ سؤالات از بنیاد

طبق اساسنامه بنیاد «به منظور تمرکز اموال خاندان پهلوی و همه کسانی که با وابستگی به این خاندان ثروت‌های نامشروع به دست آورده‌اند و دادگاه انقلاب حکم استرداد ‌اموال مزبور را صادر کرده و می‌کند و تملک آن‌ها از طرف مستضعفان و به مصرف رساندن همه درآمدهای آن اموال در راه بهبود وضع زندگی و به‌خصوص مسکن آنان ...» تشکیل شد.

⭕️ یک. بنیاد برای اولین بار در سال 1396 صورت‌های مالی سال 1395 را ارائه کرد (معادل 28 هزار و 360 میلیارد تومان درآمد عملیاتی، 6هزار و 230 میلیارد تومان سود ناخالص، 3 هزار و 313 میلیارد تومان سود عملیاتی و 2 هزار و 692 میلیارد تومان سود خالص)‌ اما چرا بنیاد هیچ‌گاه گزارشی از کلیه اموال، ارزش دارایی‌ها، درآمدها در سال‌های قبل از 1395، نوع واگذاری‌ها و شیوه هزینه‌کرد درآمدها برای «مستضعفان» برای عموم منتشر نکرده است.

⭕️ دو. چرا بنیاد هیچ‌گاه گزارشی درباره مقدار اموال مصادره‌شده، دلایل مصادره و اثبات کسب نامشروع آن‌ها منتشر نکرده است؟ چه تعداد از مالکان دارایی‌های مصادره‌شده در سالیان بعد با شکایت به دادگاه‌ها اموال مشروع خود را بازگرداندند یا هرگز به اموال خود دست نیافتند؟

⭕️ سه. اگر ملکی به ارزش 200 میلیارد تومان سال‌ها در اختیار برای مدرسه با اجاره غیرواقعی در اختیار فردی بوده است، چه تضمینی هست که بقیه املاک و اموال (که فقط درخصوص بخشی از آن‌ها بیش از یازده هزار پرونده در محاکم قضایی در حال پیگیری است) به همین شیوه در اختیار تعداد بسیار زیاد دیگری نباشد؟

⭕️ چهار. چرا گزارش شفافی درباره شیوه هزینه‌کرد درآمدهای بنیاد برای مستضعفان، در اختیار عموم نیست؟ مردم به عنوان صاحبان این اموال چگونه می‌توانند از به‌کارگماری مدیران مناسب در بنیاد برای این اموال مطمئن شوند؟

⭕️ پنج. تعداد کارکنان بنیاد مستضعفان در ویکی‌پدیا 210 هزار نفر ذکر شده است (به شرط صحت، در نبود آمار رسمی). تعداد کل کارکنان دولت 2 میلیون و 379 هزار و 151 نفر است. کارکنان بنیاد به اندازه 10 درصد کل کارکنان دولت (منهای نیروهای مسلح) در ایران است. حجم دارایی‌های بنیاد و عملیات آن چقدر است که به اندازه 10 درصد دولت نیروی انسانی دارد؟

⭕️ شش. درآمد بنیاد در سال 1398 معادل 36 هزار میلیارد تومان، سود ناخالص 7 هزار میلیارد تومان از عملکرد 169 شرکت ثبت‌شده، و مالیات پرداخت‌شده سال گذشته آن 670 میلیارد تومان بوده است. آیا این عملکرد اقتصادی، برای مثال فقط در مقایسه با شرکت مس سرچشمه با درآمد 22700 میلیارد تومان در سال 98، عملکرد خوبی است؟

⭕️ هفت. عبارت «به‌خصوص مسکن آن‌ها» در اساسنامه بنیاد، ضرورت تمرکز بنیاد بر امور مسکن اقشار آسیب‌پذیر را نشان می‌دهد. آیا بنیاد تاکنون گزارش روشنی برای عموم – نه سازمان‌های بازرسی یا ... – درخصوص عملکرد در زمینه فراهم کردن مسکن این اقشار منتشر کرده است؟ آیا بنیاد در شرایط بحرانی امروز مسکن مستضفعان مسئولیتی دارد؟

⭕️ هشت. اموال مصادره‌شده – به شرط درستی مصادره – متعلق به همه ملت ایران بوده و هست. مردم ایران چه نظارت مشخصی با حصول نتایج شفاف و معطوف به بهبود، بر شیوه استفاده از اموال در اختیار بنیاد دارند؟ سازوکار نظارت بر مبارزه با فساد در بنیاد چیست؟

⭕️ نُه. کشور دارای چندین سازمان حمایت از فقراست: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، سازمان بهزیستی، کمیته امداد امام، بنیاد مستضعفان و ...؛ و میلیون‌ها فقیر نیز در کشور هستند که حمایت اجتماعی از آن ناچیز است؛ به برخی نیز رسیدگی نمی‌شود. آیا زمان یکپارچه‌سازی نظام حمایت اجتماعی و شفاف کردن منابع عظیم درآمد و هزینه این سازمان‌ها و سهم‌شان در رفع فقر فرانرسیده است؟

⭕️ ده. کارآیی و اثربخشی شیوه اداره بنیاد و تأثیر آن بر کاهش فقر، و بالاخص توانمندسازی فقرا، و جایگاه آن در نظام کلی حمایت اجتماعی از فقرا، بر اساس چه شاخص‌هایی، در کدام دستگاه نظری و با چه میزانی از اطمینان و اعتبار سنجیده می‌شود؟

مدیرانی قبلی رفته‌اند، اما #پرویز_فتاح می‌تواند به این سؤالات پاسخ دهد.  

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍3
دو سد بر سر راه ایران آینده

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

همه کم‌وبیش می‌پرسند «آینده چه می‌شود؟» بخشی از پاسخ من این است که ایران آینده بر اساس بسته ماندن و باز شدن دریچه‌های دو سد یا شکستن آن‌ها رقم می‌خورد. این دو سد چیست؟

تصور کنید انسان‌ها در رودخانه جامعه ایران جاری‌اند و در نقطه‌ای رودخانه به دو شاخه تقسیم می‌شود. دیواره‌ای هست که آب (شهروندان) را به دو شاخه تقسیم می‌کند. سدهایی روی هر یک از دو شاخه بسته شده و شهروندان پشت این سدها انباشته می‌شوند.

شاخه اول، شهروندان ناامید (از هر سه قشر فقیر/متوسط/غنی) و بدون باور به امکان اصلاح وضعیت هستند که مشخصه اصلی‌شان انباشت خشم و تبدیل خشم به نفرت است. سدی که جلوی این انباشته بسته شده، ترس از کنش اعتراضی، بیم سرکوب و خشونت است. وضع اقتصادی که بدتر بشود، ورودی رودخانه به این شاخه که آن‌را «شاخه خشم و نفرت» است بیشتر می‌شود. این سد هم مثل بقیه سدها خروجی و دریچه‌ دارد که گاه از آن آب‌باریکه‌ای نظیر یک جنبش اعتراضی (نظیر وقایع آبان 1398، اعتراضات کارگری و ...) بیرون می‌زند.

شاخه دوم رودخانه «شاخه بیم و امید» است. شهروندانی وارد این شاخه می‌شوند که به دلیل وضع اقتصادی بهتر، بیم از ویرانی ناشی از حرکات اعتراضی شدید و سرنوشت‌های خاورمیانه‌ای، و حداقل ظرفیت‌های مشاهده‌شده در سیستم حکمرانی برای پذیرش اصلاح، به عوض «شاخه خشم و نفرت» وارد دریاچه سد «بیم و امید» می‌شوند.

این‌ها دائم حکمرانی را به عقلانیت بیشتر دعوت می‌کنند، تجدیدنظر در اشتباهات را خواهان هستند، می‌نویسند، می‌اندیشند و به افزایش خرد حکمرانی اهتمام دارند؛ اگرچه دل‌شان انباشته از بیم وضعیت قهقرایی اقتصاد، محیط‌زیست و ... است و از اصلاح نشدن ترسناک هستند اما هنوز به دلایلی امید دارند. این سد هم دریچه‌هایی دارد و آب باریکه‌ای از آن خارج می‌شود و شمه‌ای از عقلانیت در نظام حکمرانی و دستگاه اداری، از همین بخش تأثیر می‌پذیرد.

آینده ایران ما در پایین‌دست این دو سد قرار گرفته است. هر دو سد باریکه‌ای از «خشم، خشونت، نفرت» و «امید، عقلانیت و زندگی مسالمت‌آمیز» به سوی آینده ایران جاری کرده‌اند. وضع اکنون نه چنان سیراب از عقلانیت و امید است؛ و نه مملو از نفرت و خشونت؛ اما هر دو سد در حال انباشتن انسان‌ها در پشت خود هستند.

سدی فقر، خشم، نفرت و خشونت انباشت می‌کند و سدی امید، عقلانیت، زندگی مسالمت‌آمیز و رشد و رونق نوید می‌دهد. شواهد نشان می‌دهد ورودی به سد «خشم، خشونت و نفرت» چند برابر ورودی به سد «بیم و امید» است.

حکمرانی سدهایی است که جاری شدن هر دو جریان را مانع شده است. حکمرانی از یک سو با اقتدار مانع از طغیان نیروی انباشته در پشت سد «خشم، نفرت، خشونت» است و از سوی دیگر با تن ندادن به اصلاحات مؤثر جلوی تأثیرگذاری شهروندان سد «بیم و امید» را گرفته است.

این دو سد به یکدیگر هم راه دارند. اگر دریچه‌های سد «بیم و امید» گشوده شود، آبی از جنس عقلانیت، خلاقیت، امیدواری، توانمندی و شکوفایی به سوی آینده ایران جاری می‌شود و آب سد «خشم، نفرت و خشونت» هم به دریاچه سد «بیم و امید» می‌ریزد و فشار از پشت سد «خشم، نفرت و خشونت» برداشته می‌شود. اگر سد «خشم، نفرت و خشونت» بشکند، آب پشت سد «بیم و امید» در دریاچه «خشم، نفرت و خشونت» گم خواهد شد.

پایین‌دست، ایران آینده ماست، که حاکمانش تصمیم می‌گیرند: اولا در آن بالادست روش‌های حکمرانی را اصلاح کنند تا ورودی به دریاچه سد «خشم، نفرت و خشونت» کم و کمتر شود؛ و ثانیاً، دریچه‌های سد «بیم و امید» را بگشایند و عقلانی‌تر کشور را اداره کنند، از تصلب‌ها و جزمیت‌ها برهند و اجازه دهند آب عقلانیت، خلاقیت، امیدواری به سوی دشت ایران آینده جاری شود.

اگر این سدها هیچ‌گاه نشکست و سرریز نکرد چه می‌شود؟ هیچ آبی به سوی آینده جریان نمی‌یابد و در سکون، شهروندان پشت این دو سد مرداب می‌شوند و آینده نیز می‌خشکد. حکمرانان نیز همه توان‌ و سرمایه کشور را صرف می‌کنند تا بر ضخامت و استواری دیواره‌های سد بیفزایند و مرداب را گسترش دهند. آینده فقط وقتی ساخته می‌شود که آبی از سد «بیم و امید» به سوی آینده جاری شود.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍1
دوباره بیست و هشت مرداد و محمد مصدق

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

کودتای بیست و هشت مرداد دل‌مشغولی و موضوع پژوهش رساله دکتری من بوده است، لذا آدم بی‌اطلاع درباره تاریخ ایران آن دوره نیستم.

محمد مصدق مثل بقیه شخصیت‌های سیاسی همواره در معرض تفسیر، نقد، ستایش، قضاوت و بازخوانی باقی خواهد ماند. تفسیر از او بین قهرمان و خادم ملی تا خائن در نوسان است.

مصدق برای ایران بهتر بود یا سیاستمداری مثل قوام یا فروغی؟ مصدق پوپولیست بود یا نبود؟ آیا به دنبال شهرت شخصی بود یا از اصول پیروی می‌کرد؟ نپذیرفتن پیشنهادهای حل مساله ایران و انگلیس درست بود یا نبود؟ اصلا عملیات نظامی ارتش علیه مصدق کودتا بود یا نبود؟ و همین طور صدها سؤال دیگر تا ابد باقی می‌مانند و هیچ گاه پایان نخواهند یافت.

مصدق به گمان من بزرگی و البته اشتباهات سیاسی خودش را داشته، اما در کنار همه اینها شخصیت و اخلاقیات شخصی داشته که بازخوانی او از این منظر مفید است؛ بازخوانی بدون اسطوره ساختن از محمد مصدق؛ اسطوره سازی مثبت یا منفی، ضد واقع بینی و بازخوانی مفید تاریخ است.

فیلم  «مصدق,، نگاهی دیگر: منش، روش و بینش» ساخته #هدی_صابر، اگرچه روایتی یک‌سویه و فقط از نگاه علاقمندان و دوستداران مصدق، و مبتنی بر نظر افراد محدودی است، اما تصویری از اخلاق فردی و سیاسی مصدق ارائه میکند که مخالفان مصدق هم در آنها تشکیک نکرده‌اند (من ندیده‌ام). دیدن فیلم از جهت شناخت این نوع ایران دوستی، اخلاق سیاسی و فردی، خالی از لطف نیست.

#دغدغه_ایران، #کودتای_28_مرداد، #محمد_مصدق

https://www.instagram.com/p/CEBL36BpDt8/?igshid=15jy3vknv48zk

https://www.aparat.com/v/xwODQ

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
جیب‌بُری بلژیکی از بيت‌المال

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

#مارک_ویلموتس سرمربی سابق تیم ملی ایران که فقط شش ماه و چهار بازی روی نیمکت تیم ملی نشسته و حاصل آن هم دو باخت و دو برد برابر تیم‌های ضعیف بوده، بابت دستمزدش شکایت کرده و حالا فدراسیون فوتبال ایران به حداقل پرداخت شش میلیون یورو معادل 160 میلیارد تومان محکوم شده است. گفته می‌شود فدراسیون می‌تواند به دادگاه عالی ورزش دوباره شکایت کند اما نتیجه این بررسی 6 تا 9 ماه طول می‌کشد و جریمه دیرکرد در پرداخت مبلغ تعیین‌شده هر روز 7 هزار یوروست. یعنی اگر در دادگاه عالی ورزش نیز فدراسیون فوتبال محکوم شود مبلغی بین 1.2 تا 1.9 میلیون یورو به مبلغ فوق افزوده می‌شود.

من اخبار فوتبال ایران را منظم دنبال نمی‌کنم ولی همین که چند وقت یکبار صفحه‌ اول روزنامه‌های ورزشی یا سایت‌ها را می‌خوانم، تقریباً همیشه با خبر شکایت مربیان و بازیکنان خارجی مواجه می‌شوم که به دادگاه‌های بین‌المللی شکایت کرده‌اند و تا آن‌جا که یاد دارم همیشه تیم‌های ورزشی حتی بابت استفاده از بازیکنان کم‌کیفیتی که در طول فصل چند بازی هم بیشتر انجام نداده‌اند محکوم می‌شوند و جریمه می‌پردازند. این آخری که دیگر شاهکاری چندجانبه است.

شما اگر در این کشور بخواهید برای انجام پژوهشی با هزینه بیست تا صد میلیون تومان با سازمانی دولتی قرارداد ببندید. بندهای قرارداد چنان محکم است و چک و سفته تضمین می‌ستانند که مو لای درزش نمی‌رود. این تازه وقتی است که موفق شوید جایی پیدا کنید که از پژوهش شما حمایت کند. بیست تومان وام گرفتن از بانک هم همین جور است، باید تا همسران اجداد مرده را گرو بانک بگذارید تا وام پرداخت شود. یک روز که تأخیر در اقساط داشته باشید، ضامن و اهل محل را بابت تأخیر شما خبر می‌کنند. فوتبال و قرارداد با بازیکنان و مربیان خارجی از این قاعده مستثناست.

سال‌هاست مدیر برنامه‌ها، ایجنت‌ها، همان دلال‌های بازیکن، واسطه‌ها و مدیران قراردادهای کلان می‌بندند، باشگاه‌های دولتی از جیب بیت‌المال ارقام میلیاردی و میلیون یورویی قرارداد می‌بندند، تحریم‌ها هم هیچ تأثیری روی آن‌ها ندارد، مشمول سیاست انقباضی هم نمی‌شود؛ و چند ماه بعد تقّش بالا می‌آید که فلان بند قرارداد «پرانتز» داشت و حالا باید خسارت بدهیم.

قراردادهای خارجی در فوتبال ایران چیزی شبیه به جیب‌بری شده است و این آخری #جیب‌بری_بلژیکی است. ویلموتس که همسرش هم وکیل و حقوقدان بود حتماً کارش را خوب‌تر بلد بوده است. امری که یک بار اتفاق بیفتد می‌شود به تصادف، نادانی، غفلت و ... نسبت داد؛ اما وقتی امری چندباره، تکراری و رویه می‌شود، و همیشه یک پای باشگاه‌ها و فدراسیون فوتبال در دادگاه‌های بین‌المللی رسیدگی به شکایات است، این دیگر غفلت و فراموشی نیست؛ کاسبی است، جیب‌بری از مردم ایران است.

خرج که از کیسه مهمان بود‌، حاتم طائی شدن آسان بود. پول بیت‌المال که باشد می‌شود خرج جیب‌بر بلژیکی هم کرد. چند سال پیش مدیر باشگاه رئال مادرید با بحرانی مواجه شد ناشی از این‌که با کارت اعتباری متعلق به باشگاه یک بار بنزین زده بود. این را مقایسه کنید با وضعیتی که فدراسیون فوتبال – که حتما سالی چند میلیارد هم بابت مشاوره حقوقی به وکلا و حقوقدانان می‌پردازد - به‌واسطه یک پرانتز یا بندی از قرارداد کشوری را به پرداخت 6 میلیون یورو خسارت رسانده است.

پیشنهاد می‌کنم تا اطلاع ثانوی که شفافیت برقرار شود و فوتبال نظام تأمین مالی مفسده‌آمیز نداشته باشد، قرارداد بستن با بازیکنان و مربیان خارجی را برای بزرگداشت یاد و خاطره شاهکاری به نام #مربی_ویلموتس، #جیب‌بری_بلژیکی بنامیم. یاد و خاطره قند بلژیکی در ذهن ایرانیان هست، شاید جیب‌بری بلژیکی هم در خاطرشان بماند و مانعی پیش روی این نوع جیب‌بری ماهرانه شود.

امضاکنندگان قرارداد، وکلا و حقوقدانانی که درگیر امضای قرارداد بوده‌اند، واسطه و دلال، مدیران فدراسیون و هر کسی سهمی داشته است، این بار دُنگی به نسبت سهم‌شان در این شاهکار، خسارت را بپردازند. خداوکیلی در این بحران اقتصادی، جیب بیت‌المال را نزنید.  

#جیب‌_بری_بلژیکی
#مارک_ویلموتس

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍1
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ دلارها که پرواز می‌کنند تو فقیر می‌شوی
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


رئیس اتاق بازرگانی تهران به استناد آمار بانک مرکزی گفته است در سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۸ به اندازه ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است. ارقام خروج سرمایه از کشور بین ۲.۵ تا ۱۹.۳ میلیارد دلار در سال‌های مختلف متفاوت بوده است. این آمار ظاهرا خروج ارز توسط توریست‌ها را هم شامل می‌شود.

می‌خواهم با مقایسه‌هایی بزرگی این عدد را نشان دهم شاید آن‌ها که باید جدی‌تر به این اندیشیدند که چرا چنین شده است. سؤال ما پس این است که «معنای ۹۸.۴ میلیارد دلار فرار سرمایه از ایران طی ۹ سال – هر سال ۱۰.۹ میلیارد دلار - چیست؟»

⭕️ معنای اول
این مقدار سرمایه با احتساب هر دلار بیست هزار تومان معادل یک‌میلیون و نهصد و شصت و هشت هزار میلیارد تومان است (۱۹۶۸۰۰۰ میلیارد تومان). این رقم را اگر به ۸۴ میلیون نفر جمعیت ایران تقسیم کنیم بیست‌وسه میلیون و چهارصد و بیست‌وهشت هزار و پانصد و هفتاد و یک تومان می‌شود. هر ایرانی در سال ۵۴۰ هزار تومان یارانه می‌گیرد و این رقم معادل چهل و سه سال یارانه هر ایرانی است.

⭕️ معنای دوم
برآوردهای معاونت اشتغال وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نشان می‌دهد سرمایه‌گذاری لازم برای ایجاد هر فرصت شغلی در مناطق شهری (در سال نود و نه) به‌طور متوسط ۲۸۱ میلیون تومان و در مناطق روستایی ۲۳۲ میلیون تومان است. این ارقام متوسط میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز برای هر فرصت شغلی جدید در بخش‌های اقتصادی بر اساس میزان منابع مورد نیاز زیرساخت‌ها (اعتبارات عمومی)، سهم آورده بخش خصوصی، تسهیلات بانکی و سایر منابع حسب موضوع، را نشان می‌دهد.

مقدار سرمایه خارج‌شده از کشور معادل سرمایه لازم برای ایجاد هفت میلیون فرصت شغلی به‌طور متوسط یا شش میلیون و صد هزار فرصت شغلی صنعتی در مناطق شهری (گران‌ترین نوع مشاغل از نظر سرمایه‌گذاری) است.

⭕️ معنای سوم
آنکتاد (UNCTAD) آژانسی در سازمان ملل متحد است که آمارهای توسعه و بالاخص آمارهای سرمایه‌گذاری خارجی در جهان را منتشر می‌کند. بیایید به جریان‌های سرمایه‌گذاری خارجی در جهان نگاه کنیم و عظمت مصیبت‌بار ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارج‌شده را برآورد کنیم. آمارها را از «گزارش سرمایه‌گذاری جهانی ۲۰۲۰» در بخش جریان‌های سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی مربوط به سال ۲۰۱۹ نقل می‌کنم.

1⃣ کل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در قاره آفریقا ۴۵.۳ و سرمایه‌گذاری مستقیم کل آفریقا در کشورهای بیرون این قاره نیز ۵.۳ میلیارد دلار بوده است.

2⃣ کل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در آسیا ۴۷۳.۸ و سرمایه‌گذاری آسیا در بیرون این قاره ۳۲۷.۶ میلیارد دلار بوده است.

3⃣ ۹۸.۴ میلیارد دلار معادل ۷ سال جذب سرمایه‌گذاری خارجی کره جنوبی، ۷.۵ سال روسیه، ۶ سال ویتنام، ۴ سال ایتالیا، ۳.۷ سال آلمان، ۲.۳ سال هند و ۲.۲ سال اسپانیا است. این ارقام بر اساس میزان جذب سرمایه‌گذاری خارجی این کشورها در سال ۲۰۱۸ محاسبه شده‌اند.

دقت کنید که ظرف نه سال به اندازه ۲.۱۷ برابر کل سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در آفریقا در سال ۲۰۱۹، یک‌پنجم کل سرمایه‌گذاری خارجی در آسیا در همین سال، و به اندازه چهار سال سرمایه‌گذاری خارجی در آلمان یا ایتالیا، و هفت سال سرمایه‌گذاری خارجی در کره جنوبی، سرمایه از کشور خارج شده است.

توضیح: جدولی در صفحه ۲۴۰ «گزارش سرمایه‌گذاری جهانی ۲۰۲۰» نشان می‌دهد که جمع میزان جذب سرمایه‌گذاری خارجی ایران در سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ (شش سال) معادل ۱۶.۴ میلیارد دلار بوده است. من نمی‌دانم آن ۹۸.۴ میلیارد دلار سرمایه خارج‌شده با احتساب این میزان سرمایه‌گذاری خارجی در ایران یا بدون آن بوده است.

☑️ نتیجه‌گیری
نوشته من متن تخصصی اقتصادی نیست و برای مثال پیچیدگی‌های تبدیل سرمایه به فرصت شغلی، دقت‌های مربوط به آمار خروج سرمایه مبتنی بر آمار اقتصادی، یا این‌که سرمایه‌های باقی مانده در ایران نیز به شکل غیرمولدی به طلا، ارز و دارایی‌های سرمایه‌ای غیرمولد بدل شده‌اند را لحاظ نمی‌کند، اما برای درک بزرگی سرمایه خارج‌شده از ایران به‌کار می‌آید.

امیدوارم این متن برای توضیح بخشی از این‌که چرا رشد اقتصادی در طولیک دهه گذشته نزدیک به صفر بوده، چرا نرخ تشکیل سرمایه ثابت منفی، بیکاری و تورم دورقمی، و فقرا رو به ازدیاد بوده‌اند به‌کار بیاید؛ چشم‌ها و گوش‌هایی را برای شنیدن واقعیات باز کند؛ و عزمی برای بررسی و درمان ریشه‌های بی‌ثباتی، بی‌سیاستی یا هر بی‌... مسبب فرار سرمایه و فقیرتر شدن ایرانیان شکل بگیرد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️ پدرخوانده‌ها چگونه از راه می‌رسند؟
محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی


1⃣ تسخیر حکومت در ماداگاسکار
فوکویاما نقل می‌کند یکی از رؤسای جمهوری ماداگاسکار در مراسم آغاز ریاست جمهوری از رئیس مافیا به دلیل کمک به انتخاب شدنش تشکر می‌کند. این جور صاحبان ثروت‌های انبوه مافیایی در آمریکای لاتین، آفریقا و سایر کشورهای در حال توسعه، حتی نماینده مجلس و وزیر هم می‌شوند و سیاست‌ها را تعیین می‌کنند؛ این‌را «تسخیر حکومت» (State capture) می‌گویند.

2⃣ اول دولت یا اول نفت؟
چرا وقتی قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ میلادی یک‌باره چهار برابر شد، کشوری نفتی مثل نروژ خیلی خوب از این منابع برای توسعه استفاده کرد و کشورهای دیگری نظیر ایران، ونزوئلا، نیجریه و سایر اعضای اوپک نتوانستند از این ثروت هنگفت برای توسعه استفاده کنند؟ چرا برخی کشورها به قول خوان پابلو پرز آلفونسو بنیان‌گذار اوپک در نفت هم‌چون «مدفوع شیطان» غرق شدند؟ 

تری لین کارل در کتاب «معمای فراوانی» (نشر نی، ۱۳۸۸) معتقد است اثر متفاوت افزایش قیمت نفت بر کشورهایی نظیر نیجریه، اندونزی، ایران و ونزوئلا در مقایسه با نروژ از آن‌جا ناشی می‌شد که نروژ پیش از کسب درآمد هنگفت نفت به دولت کارآمد مدرن رسیده بود، اما نفت در بقیه کشورها پیش از دولت کارآمد اثربخش وارد شد. او معتقد است «توالی» متغیر تعیین‌کننده است: اول دولت کارآمد بعد رسیدن درآمد نفت؟ یا برعکس؟ این دو اثرات بسیار متفاوتی خواهد داشت؛ تفاوتی در حد نروژ تا ایران و ونزوئلا.

3⃣ آیا مافیا از راه می‌رسد؟
درآمدهای نفت - ۷۰۰ تا ۸۰۰ میلیارد دلار - از آغاز دولت محمود احمدی‌نژاد وارد اقتصاد ایران شد. این درآمد، وارد دولت کم‌ظرفیت، مستعد فساد و بدون توانمندی‌های دولتی نظیر نروژ شد. نسخه غلیظ‌تر افزایش قیمت نفت برای حکومت شاه تکرار شد: حیف‌ومیل، افزایش فساد، تخریب ساختار برنامه‌ریزی و عقلانیت نیم‌بند دولت و پیدایش ثروت‌های افسانه‌ای. تحریم‌ها هم به تضعیف ساخت دولت و تشدید فساد کمک کرد.

تضعیف دولت کم‌ظرفیت، ثروت‌های افسانه‌ای و انبوه تعارض منافع در حکمرانی، حتی اجازه نمی‌داد که سلامت و کیفیت تصمیم‌گیری به اندازه قبل از ۱۳۸۴ باشد. درآمدهای نفتی و رانت از منابع ملی بعد از سال ۱۳۹۲ هم در قالب‌های مختلف (تداوم سرکوب نرخ ارز، ارز ۴۲۰۰، یارانه‌های سیاه، فساد نظام بانکی و در نهایت از جهش بورس در سال‌های ۱۳۹۷ تا به امروز) بر ثروت‌های رانتی انبوه غیرمولد افزودند.

حکومت و دولت در ایران که پیش از سال ۱۳۸۴ هم ظرفیت تصمیم‌سازی، تصمیم‌گیری و اجرای بالایی نداشت و در سیاست خارجی هم درگیر بود، بر اثر  تمرکز ثروت‌های انبوه در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۹ اکنون با معضل بزرگ‌تری روبه‌روست. ظرفیت نیم‌بند حکومت قبل از محمود احمدی‌نژاد، تضعیف شده، نظام مالیاتی اصلاح نشده، نظام بانکی انباشته از ناکارآمدی و نابه‌هنگام بودن در مقیاس استانداردهای جهانی است، قوانین ضد پولشویی و فساد کارآمد عمل نمی‌کنند، و مجموع سیاست‌های اقتصادی به علاوه تنش در سیاست خارجی و بی‌ثباتی مسبب رونق سوداگری شده است و بر ثروت‌های انبوه بی‌نظارت می‌افزاید.

ثروت‌های بزرگ در آمریکا، ژاپن یا اروپا که صاحب دولت‌های مقتدر و کارآمد هستند، کم‌وبیش قادرند سیاست‌ها را با لابی، آدم خریدن، تبلیغات رسانه‌ای و نفوذ در احزاب تحت تأثیر قرار دهند. صاحبان ثروت‌های عظیم در ایران کار راحت‌تری دارند زیرا در فقدان حکمرانی کارآمد، شفاف، بدون تعارض منافع، مجهز به نظام‌های کنترل جابه‌جایی پول و مالیاتی دقیق، دارای سلامت نسبی و پاسخ‌گو، قادرند منافع خود را دیکته کرده و سیاست‌گذار را تسلیم ظرفیت اجبار و نفوذشان کنند.

انباشت ثروت‌های انبوه در جهان در حال توسعه که حکومت کارآمد، دموکراسی اثربخش، رسانه آزاد و قدرت سیاسی پاسخ‌گو ندارند، احتمال مافیایی شدن قدرت و ثروت و در نهایت در برخی کشورها «تسخیر حکومت» و تحمیل سیاست‌های مطلوب صاحبان ثروت بر کل نظام سیاسی را در پی دارد.

ثروت‌های عظیم گذشته و چند برابر شدن‌شان در بورس امسال، در فقدان دولت توسعه‌یافته مدرن، سیاست‌گذار را به تسلیم وامی‌دارند و سیستماتیک شدن فساد قوت می‌گیرد؛ این‌ بار نیروی اجتماعی عظيم ده‌ها میلیون تازه‌وارد بورس را نیز همراه دارند.

جدایی ثروت از قدرت از بنیان‌های دموکراسی است. ثروتمندان بزرگ و شهروندان عادی باید هر کدام یک رأی داشته باشند. ثروتمندان اما در فقدان ابزارهای حکمرانی مدرن کارآمد، با نیروی پول حکومت را تسخیر کرده و به اندازه پول‌شان – بسیار فراتر از یک رأی – بر سیاست اثر می‌گذارند. پدرخوانده های مافیایی واقعی این گونه از راه می‌رسند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@I_D_Network
@fazeli_mohammad
👍1
خاطره‌ای درباره فیلتر تلگرام و پول ملی

محمد فاضلی - عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

یادم هست چند روزی قبل از فیلتر شدن تلگرام برخی مدیران فضای مجازی طرفدار فیلتر کردن در جلسات استدلال می‌کردند که دلیل ضرورت فیلتر کردن تلگرام، خطر آن برای پول ملی و خطر امنیت ملی است.

من به گوش خودم شنیدم و با چشمانم دیدم که می‌گفتند تلگرام قصد دارد یک ارز دیجیتال و پول مخصوص خودش راه بیندازد که پول ملی را از دور خارج می‌کند و سرمایه از کشور فرار می‌کند.

یک هفته بعد از آن تلگرام فیلتر شد و من سه سال است منتظرم تلگرام پول و ارز دیجیتال خودش را منتشر کند و ببینم چه بلایی سر پول ملی و فرار سرمایه می‌آید. رمزارزها هم گسترش یافتند و فیلتر تلگرام هیچ اثری بر تجارت با آنها نگذاشت.

واقعیت این است که پول ملی کم‌ارزش شد، فرار سرمایه هم رخ داد اما به تلگرام ربطی نداشت. انباشت سیاست اقتصادی غلط، بی‌ثباتی و تحریم، و ناکارآمدی انباشته باعث همه اینها بوده؛ همان عللی که فعالان تلگرام درباره‌اش می‌نویسند و مردم در فضای مجازی اصلاح آنها را مطالبه می‌کنند.

یک وقت فکر نکنید دلایل پشتیبان تلاش و طرح برای بستن فضای مجازی به اسم ساماندهی، به دلایل آن مدیران برای فیلتر تلگرام شباهت دارد!! ابدآ، فقط خاطره‌ای یادم آمد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
فرزند یک کالای اقتصادی بادوام است

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

هشدار نسبت به کاهش نرخ زاد و ولد در کشور به تکرار شنیده می‌شود. برخی آمارها هم نشان می‌دهد که نرخ فرزندآوری زنان ایرانی با نرخ زیادی کاهش یافته است. سخنانی درباره برنامه‌های خارجی‌ها برای کاستن از نرخ زادآوری ایرانیان شنیده می‌شود. نرخ فرزندآوری و پیری جمعیت بدون جایگزینی با نسل جوان هم تهدیدی برای هر کشوری است و بنابراین این سؤال مهمی است: چرا مردم (زوج‌ها) تمایل کمتری به فرزندآوری دارند؟

پاسخ دادن به این سؤال از منظری اقتصادی شاید بهترین رویکرد باشد. فرزند اگرچه انسان، حاصل تمایل به بقای نسل، محصول عشق و عاطفه، و حتی مطالبه اطرافیان زوج‌هاست، اما «فرزند یک کالای اقتصادی است که تولید آن به سرمایه‌گذاری بلندمدت نیاز دارد.» تحلیل فرزند به‌مثابه کالای اقتصادی وضعیت جاری را روشن می‌کند.

فرزند علی‌الاصول ارزشمندترین دارایی هر انسان و بلندمدت‌ترین سرمایه اوست. خانواده‌ها معمولاً درآمد، دارایی و مصارف خود را نیز برای سعادت و رفاه فرزندان‌شان می‌خواهند. سرمایه‌گذاری برای داشتن فرزند، سرمایه‌گذاری کوتاه‌مدت برای خرید سکه، دلار یا سهام نیست؛ عین سرمایه‌گذاری برای ساختن کارخانه خودروسازی است.

کسی که سرمایه‌اش را صرف احداث خودروسازی می‌کند به خوبی می‌داند که کارخانه خودروسازی به‌راحتی نقدپذیر و به سادگی قابل خارج کردن از کشور نیست. کسی که سرمایه‌اش را برای احداث خودروسازی صرف کند برای پنجاه سال، همه عمر و حتی نسل‌های بعدی‌اش سرمایه‌گذاری می‌کند. ماهیت این سرمایه‌گذاری با خرید سکه و ارز فرق می‌کند.

تبدیل سرمایه فردی به کارخانه خودروسازی در شرایط معمول و برای انسان عقلایی، فقط در شرایط پیش‌بینی آینده باثبات، شکوفا و پررونق انجام می‌گیرد. سرمایه‌گذاری برای آوردن فرزند به‌مثابه کالای اقتصادی سرمایه‌ای و بادوام هم فقط در شرایط باثبات، قابل پیش‌بینی و چشم‌داشت آینده‌ای بهتر، عقلایی است.

هر تولیدکننده در شرایط محاسبات عقلایی، دست به کار تولید کالایی می‌شود که بتواند به هر طریق سرمایه و نقدینگی لازم برای تولید آن‌را فراهم کند و سود مورد انتظار از تولید کالا در تناسب با انتظارات او باشد. فرزند برای خانواده امروزی بسیار گران دست می‌گیرد. هزینه مسکن، خورد و خوراک، پوشاک، حمل و نقل، آموزش (بالاخص در مدارس غیردولتی)، بهداشت و درمان، تفریح و فراغت، ازدواج و ... بسیار بالاست.

نرخ بیکاری بالاست و والدین چشم‌اندازی برای زمان استقلال یافتن فرزندان و رها شدن والدین از بار سنگین تأمین هزینه‌های آنان ندارند. این‌ها فقط هزینه‌های اقتصادی فرزندآوری است. والدین به شدت برای بیکاری و عواقب روحی و روانی آن، احتمال ابتلا به آسیب‌های اجتماعی و تمایل فرزندان به مهاجرت در صورت تجربه کردن شرایط نامساعد در کشور نیز نگرانی دارند.

سوددهی در سرمایه‌گذاری برای تولید کالایی به نام فرزند، رسیدن لحظه‌ای است که والدین می‌توانند شاهد استقلال فرزندان، لذت بردن از مشاهده زندگی نسبتاً باکیفیت فرزندان، کاسته شدن از دغدغه‌های والدین برای فرزندان و حتی داشتن انتظار دریافت کمک عاطفی، روحی یا حتی مادی از ایشان باشند. مشکلات اقتصادی و چشم‌انداز مبهم آینده، سرمایه‌گذاری برای فرزندآوری به‌مثابه کالای اقتصادی را پرریسک و خطرناک ساخته است.

تصور می‌کنم تحلیل اقتصادی کاهش فرزندآوری مهم‌ترین دلیل برای تبیین نرخ کاهشی زادآوری را بیان می‌کند. خانواده‌های که حتی توان تأمین اقتصادی امروز فرزندان را دارند – طبقات بالا و غنی - نگاه‌شان به آینده مبهم و سرشار از ریسک است. تغییر ارزش‌ها، سبک زندگی و الگوهای فکر و زندگی زنان و مردان امروز در مراتب بعدی قرار دارند.

تصور می‌کنم حتی بخشی از این تغییرات سبک زندگی را هم می‌توان اقتصادی توضیح داد. خانواده‌ای که برای تأمین حداقل رفاه به کار کردن هم‌زمان زن و مرد نیاز داشته باشد، ناچار از پذیرش تغییر سبک زندگی به تک‌فرزندی یا زندگی طولانی‌مدت بدون فرزند تا فراهم شدن ملزومات اولیه زندگی است. این بستر اقتصادی، ارزش‌های خاص خودش را هم می‌آفریند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
کربلا به روایت یزید!!

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

آیا درست است شیعیان کربلا را به روایت یزید بشنوند؟ کربلا روایت‌ها و گفتمان‌های بسیاری دارد و از دیدگاه‌های مختلف بیان شده است. #یاسر_عرب، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده خوش‌فکر، مجموعه‌ای با عنوان عجیب و غریب «#کربلا_به_روایت_یزید» در قالب تلویزیون جمهور (جمهور تی‌وی) تهیه کرده و تاکنون سه قسمت آن‌را منتشر کرده است.

علاقمندان به دیدن مباحثه‌ای درباره جامعه جاهلی، #معنای_جاهلیت، آن‌چه محمد (ص) پیامبر اسلام انجام داد، تحولی که پدید آمد و انحراف به سمت ساختار و حکومت اُمَوی و پیدایش واقعه عاشورا می‌توانند این مجموعه را مشاهده کنند.

⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت اول)،
سی دقیقه

⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت دوم)،
بیست‌وهفت دقیقه

⭕️ کربلا به روایت یزید (قسمت سوم)،
بیست دقیقه

محتوای بسیاری برای اندیشیدن در این مجموعه نهفته است، صرف‌نظر از آن‌که با محتوایش موافق یا مخالف باشید: محتوایی برای اندیشیدن به‌هنگام در محرم کرونایی.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

نشانی جمهور تی‌وی در تلگرام:
@jomhourtv
Forwarded from اتچ بات
این سخنرانی شایسته میلیون‌ها بار شنیده‌شدن است
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
محرم هر سال متون بسیاری درباره عاشورا می‌خوانیم و سخنرانی‌های بسیاری می‌شنویم؛ اما معدودی از آن‌ها آدمی را به فکر فرو می‌برند، و در اندکی از آن‌ها شعور، شجاعت و دانش موج می‌زند.

سخنرانی‌های بسیار کمتری هستند که به غیر از شیعیان و علاقمندان به امام حسین، بتوانند از آن بیاموزند و حادثه‌ای اسلامی-شیعی را در بستر نظریه‌های علوم اجتماعی، و در چارچوبی مفید برای کل بشریت تحلیل کنند.

سخنرانی دکتر داود فیرحی، محقق و استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، با عنوان #عاشورا_و_بحران_خلافت از آن معدود سخنرانی‌هاست که علی‌رغم کوتاه بودن، توضیحی عمیق از شرایط اجتماعی و سیاسی منجر به پیدایش حادثه عاشورا ارائه می‌کند. چند خصیصه این سخنرانی، آن‌را به محتوایی ارزشمند برای شنیدن بدل می‌کند.

به‌کار گرفتن نظریات علوم سیاسی و جامعه‌شناسی برای توضیح شرایط اجتماعی منجر به پیدایش واقعه عاشورا

🔹تبیین سازوکارهای پیدایش فساد سیستماتیک در جامعه

🔹تبیین نسبت جامعه رانتی و کردار و اخلاق حاکمان

🔹فراتر بردن حادثه عاشورا از چارچوبی اسلامی-شیعی، و قرار دادن آن در چارچوب دولت‌پژوهی و شناخت‌های علوم انسانی و اجتماعی

🔹ذکر سخنانی از حسین بن علی بالاخص در آخرین فراز سخنرانی که در آن امام حسین، منطق خود برای پا نهادن به میدان عاشورا را تشریح می‌کند.

این سخنرانی شایسته میلیون‌ها بار شنیده‌شدن است.

#عاشورا_و_بحران_خلافت

#داود_فیرحی

آدرس کانال دکتر داود فیرحی: @Feirahi

(این یادداشت و سخنرانی را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@fazeli_mohammad
👍2
@sokhanranihaa - داود فیرحی - مفهوم فساد و اصلاح در نهضت عاشورا…
@sokhanranihaa
این سخنرانی دکتر داود فیرحی درباره ‍''مفهوم فساد و اصلاح در نهضت عاشورا'' که شب هشتم محرم، پنج‌شنبه، ۶ شهریور ۱۳۹۹ در کانون توحید تهران ارائه شده است، تفسیری مهم و ارزشمند از واقعه عاشورا و کنش سیاسی امام حسین (ع) است.

خود سخنرانی کمتر از یک ساعت است و بقیه فایل پرسش و پاسخ است.
👍6
Forwarded from اتچ بات
‍ ‍ ‍ کتابی که شایسته است شیعیان بخوانند

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

این یادداشت را در عاشورای 1397 منتشر کردم و خیلی از کتاب مرحوم بزرگوار سید جعفر شهیدی استقبال شد.

یافتن کتاب‌هایی که به دور از جزئیات فنی تاریخی، حادثه‌ای نظیر عاشورا را تحلیل کرده باشند و بتوان به نویسنده و اعتبار علمی او نیز اعتماد کرد، کار ساده‌ای برای غیرمتخصصان نیست.

یافتن کتابی که غیر از شرح خود حادثه، درباره ریشه‌های شکل‌گیری حادثه نیز توضیح و تبیین تاریخی و جامعه‌شناختی ارائه کرده باشد، دشوارتر هم هست.

کتاب «پس از پنجاه سال: پژوهشی تازه پیرامون قیام حسین علیه‌السلام» نوشته مرحوم استاد دکتر سیدجعفر شهیدی، یکی از کتاب‌های کم‌نظیر با مشخصات فوق است.

کتاب در سال 1357 (طبق امضای مقدمه نویسنده) نگارش شده و در سال 1359 منتشر شده است.

خواندن کتاب در یکی دو روز، روی صفحه تلفن همراه هم ممکن است. توضیح سیدجعفر شهیدی درباره سنت‌های مکی و مدنی، اثر رانت‌ها و تبعیض‌ها بر پیدایش حادثه، و تأثیر سنت‌های جاهلی بر تحول نظام اجتماعی و سیاسی بسیار روشنگر است.

خواندن این کتاب در ساعاتی با آرامش، در روزی که صدای طبل‌ها و سنج‌ها فضا را پر کرده‌اند و مداحان کمتر درباره معارف عاشورا سخن می‌گویند، تجربه‌ای زیباست.
#پس_از_پنجاه_سال
#سید_جعفر_شهیدی
#تحلیل_واقعه_عاشورا
(این متن و کتاب را اگر می‌پسندید، برای دیگران نیز ارسال کنید.) @fazeli_mohammad

عضویت در کانال شبکه توسعه (@I_D_Network) را برای آشنایی با نظرات محققان بررسی مسائل توسعه ایران، پیشنهاد می کنم.
👍6
فضای مجازی و شعور عاشورایی نوین

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

واقعه کربلا با دو بال در تاریخ پرواز کرده و به دل‌ها و ذهن‌ها سر کشیده است: بال هنر و بال دانش.

بال هنر در قالب نقاشی (تابلو عصر عاشورا)، تئاتر (تعزیه)، فیلم (روز واقعه)، موسیقی (موسیقی روز واقعه، قطعه نی‌نوا)، شعر (اشعار محتشم کاشانی)، معماری (ساختمان تکیه‌ها، مقبره‌ها)، هنرها و صنایع دستی (مصنوعات مذهبی از ضریح‌ امام حسین تا سایر مصنوعات) به ماندگاری، پویایی و غلیان احساس و عاطفه دینی کمک کرده‌اند. من برای هر کدام فقط نمونه‌های بارز ارائه کردم.

بال دانش و معرفت در قالب کتاب، سخنرانی، مقاله و نقد و نظر، بررسی تاریخی و اندیشه‌ورزی مدام در بسط دادن ایده‌ها، ارائه تفسیرها و بیرون کشیدن محتواها از کنش دینی-سیاسی امام حسین (ع) کوشیده است. این کنش دانشی را می‌توان از اولین مقتل‌نویسان نظیر ابومخنف تا به امروز دنبال کرد.

ایران چند دهه گذشته شاهد تلاش‌های امثال مرتضی مطهری، علی شریعتی، صالحی نجف‌آبادی، سیدجعفر شهیدی، رسول جعفریان و بسیاری دیگر بوده است که عاشورا را بر بال معرفت و دانش، تفسیر کرده و معانی بسیار در آن جسته‌اند. معرکه‌ای از آراء درباره این رخداد تاریخی در جریان بوده، هست و خوشبختانه نسل جدیدی از اندیشمندان مسلح به ابزارهای روش‌شناختی و نظری جدید برای تحلیل و تفسیر این حادثه پا به میدان نهاده‌اند.

فضای مجازی در سالیان گذشته و بالاخص امسال که در شرایط کرونا از وجه مناسکی محرم و عاشورا کاسته شده است، نقشی بی‌بدیل در عمومی کردن هر دو بال هنر و دانش عاشورا داشته است. نقاشی، موسیقی، فیلم، سخنرانی و مباحثه عاشورایی با حجم بالایی در معرض دید عموم – و نه نخبگانی که در طول تاریخ همواره مصرف‌کننده کتاب و معرفت عاشورایی بوده‌اند – قرار گرفت.

کتاب‌هایی که حداکثر دو سه هزار تیراژ خورده بودند در مقیاس وسیع در دسترس خواننده قرار گرفتند و مهم‌تر آن‌که صدای سخنرانان بسیار در اختیار عموم قرار گرفت. شور برخاسته از هنر عاشورایی و شعور برآمده از معرفت بر کنش دینی-سیاسی حسین بن علی (ع) هر دو در گفت‌وگویی شورانگیز در فجازی به هم آمیخته شدند و آدمیان بسیاری – خیلی فراتر از معدود نخبگان کتابخوان گذشته بدون فجازی – عاشورا را در هر دو بال هنر و معرفت تجربه کردند.

بسیار خوانده شدن مقتل‌ها، کتاب‌ها و تاریخ‌ها؛ بسیار شنیده شدن سخنرانی‌ها و گفت‌وگوها – که استقبال خیلی خوب شنوندگان را به‌واسطه چند بار به اشتراک گذاشتن برخی از آن‌ها تجربه کرده‌ام – و انبوه دیدن و شنیدن و تجربه کردن موسیقی، فیلم و آثار هنری عاشورایی، خدمتی دیگر از دنیای مدرن و فجازی است. آگاهی بیشتر، انتقادی‌تر و متنوع‌تر بر واقعه کربلا و کنش حسین‌ بن علی (ع) محصول ارزشمند فضای مجازی است؛ مگر برای کسانی که این شناخت شعور جدید بر کربلا را نمی‌پسندند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍11
گزیده خطبه امام حسین (ع) در منا

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

حسین بن علی (ع) در سال 58 هجری در منا به هنگام حج خطبه‌ای خواند که به «خطبه منا» مشهور است. ترجمه فارسی آن حدود 2100 کلمه است. خطبه از سه قسمت تشکیل شده که قسمت اول عمدتاً ذکر مناقب اهل بیت است و با نقد معاویه – یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های بیان خطبه - آغاز می‌شود؛ خطاب بخش دوم و سوم عمدتاً «دانشمندان الهی» و نخبگان جامعه (شما ای گروه نیرومند که به دانش و خیرخواهی معروفید) هستند. این خطبه بنا به گفته تعداد زیادی از شارحان، اوضاع زمانه ایشان و نظم اُمَوی حاکم و انگیزه‌های کنش دینی-سیاسی امام حسین (ع) را تا حد زیاد نشان می‌دهد.

گزیده متن خطبه

این شخص طغیانگر (معاویه) درباره ما و شیعیان ما اعمالی را روا داشت که دیدید و فهمیدید و شاهد بودید. ... شما را سوگند می‌دهم به حقّ خدا بر شما و حقّ رسول خدا (ص) و خویشاوندی من که با پیامبر شما دارم، چون از اینجا (به دیار خود) رفتید، این گفتار مرا عنوان کنید و همه شما در دیار خود از قبایلتان آنان را که به آن‌ها اطمینان دارید دعوت کنید.

ای مردم از آنچه خدا به آن اولیای خود را پند داده پند گیرید، مانند بدگویی او از دانشمندان یهود آنجا که می‌فرماید: «چرا دانشمندان الهی، آنان را از گفتار گناه‌شان باز نمی‌دارند؟»

خداوند آنان را نکوهش کرد؛ چون آنان از ستمگر میان خود کارهای زشت و فساد می‌دیدند و نهی‌شان نمی‌کردند، به طمع آنچه از آن‌ها به ایشان می‌رسید و از بیم آنچه از آن می‌ترسیدند.

خدا امر به معروف و نهی از منکر را که تکلیف واجبی است، از خودش آغاز کرده ... چه امر به معروف و نهی از منکر دعوت به اسلام است، همراه ردّ مظالم و مخالفت با ظالم و تقسیم بیت‌المال و غنایم، و گرفتن زکات از جای خود و صرف آن در مورد بسزای خود.

سپس شما ای گروه نیرومند! دسته‌ای هستید که به دانش و نیکی و خیرخواهی معروفید و به وسیله خدا در دل مردم مهابتی دارید که شرافتمند از شما حساب می‌برد و ناتوان شما را گرامی می‌دارد ... و به هیبت پادشاهان و ارجمندی بزرگان در میان راه، گام برمی‌دارید.

اگرچه از بیشتر حقوق خداوندی کوتاهی کرده‌اید، از این رو حق امامان را سبک شمرده، حقوق ضعیفان را تباه ساخته‌اید و به پندار خود حقّ خود را گرفته‌اید. شما در این راه نه مالی خرج کردید و نه جانی را برای خدا که آن را آفریده به مخاطره‌ انداختید و نه برای رضای خدا با عشیره‌ای درافتادید، آیا شما به درگاه خدا بهشت و همنشینی پیامبران و امان از عذابِ او را آرزو دارید؟

شما می‌بینید که پیمان‌های خدا شکسته شده و نگران نمی‌شوید ... می‌بینید که پیمان رسول خدا (ص) خوار و ناچیز شده ... در خور مسئولیت خود کار نمی‌کنید ... مصیبت شما از همه مردم بزرگ‌تر است؛ زیرا در حفظ منزلت علما مغلوب شدید. کاش (در حفظ آن) تلاش می‌کردید.

این برای آن است که زمام امور و گذرگاه احکام به دست عالمان به خداست که بر حلال و حرام خدا امین‌اند ... و اگر بر آزارها شکیبا بودید و در راه خدا هزینه‌ها (و تعهدها) را تحمل می‌کردید، زمام امور دین خدا به شما سپرده می‌شد و از جانب شما به جریان می‌افتاد و به شما برمی‌گشت؛ ولی شما ظالمان را در جای خودتان نشاندید و امور دین خدا را به آنان سپردید تا به شبهه، کار کنند و در شهوت و دلخواه خود راه روند.

بدین‌سان ضعیفان را به دست آنان سپردید که برخی را برده و مقهور خود ساختند و برخی را ناتوان و مغلوب زندگی روزمره کردند. در امور مملکت به رأی خود تصرف می‌کنند و با هوسرانی خویش ننگ و خواری پدید می‌آورند به سبب پیروی از اشرار و گستاخی بر خدای جبار! در هر شهری خطیبی سخنور بر منبر دارند که به سود آنان سخن می‌گوید، سرتاسر کشور اسلامی بی‌پناه مانده و دستشان در همه جای آن باز است و مردم بردگان آنهایند (مردمی) که هیچ دست برخوردکننده‌ای را از خود نرانند.

آنان که برخی زورگو و معاندند و برخی بر ناتوان سلطه‌گر و تندخوی‌اند، فرمانروایانی که نه خدا شناسند و نه معاد.

شگفتا! و چرا در شگفت نباشم که دیار اسلامی در اختیار فریبکاری نابکار و مالیات‌بگیری ستمگر و فرمانروای بی‌رحم بر مؤمنان است، پس خدا در آنچه ما کشمکش داریم حاکم است و در آنچه اختلاف داریم داوری می‌کند.

خدایا! تو می‌دانی که آنچه از ما سرزد، برای رقابت در فرمانروایی و نیز دسترسی به مال بی‌ارزش دنیا نبود، بلکه از آن‌روست که نشانه‌های آیین تو را بنمایانیم و سروسامان‌بخشی را در سرزمین‌هایت آشکار سازیم تا بندگان ستمدیده تو آسوده گردند و به فرایض و سنن و احکام تو عمل کنند.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍13
گریز از بدبختی با نوآوری

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

داستان اول
«من در ابتدای دهه 1970 به مدت دو سال در کشور ... بودم ... که در آن سال‌ها یکی از فقیرترین ملت‌های قاره آسیا بود. برخی دوستان کره‌ای من به خاطر بیماری‌های قابل پیشگیری جان سپردند و خانواده‌هایی را دیدم که مجبور بودند بین داشتن غذا سر میز، فرستادن بچه به مدرسه یا نگهداری سالمندان خانواده یکی را انتخاب کنند.»

داستان دوم
«کشوری را تصور کنید که میانگین امید به زندگی در آن فقط 45 سال است، آمار مرگ و میر کودکان به 200 مرگ در هر 1000 تولد می‌رسد و کمتر از 5 درصد مردم به آب لوله‌کشی داخل خانه‌های‌شان دسترسی دارند. یک شخص معمولی تقریباً 52 درصد درآمدی را که به سختی به دست آورده خرج خوراک می‌کند. کمک دولت به مردم اندک است و فساد در همه سطوح بیداد می‌کند. رفاقت و نه شایستگی تعیین‌کننده شانس دستیابی به بیشتر مشاغل خدمات کشوری است.»

شما فکر می‌کنید کشورهای دو داستان بالا کدام دو کشور زیر هستند؟

یک. چین – آمریکای قرن نوزدهم
دو. اندونزی-برزیل
سه. مالزی – سوئد قرن نوزدهم
چهار. نیجریه – آفریقای جنوبی
پنج. کره جنوبی – آمریکای قرون نوزدهم
شش. هند – آلمان قرن نوزدهم

گزینه درست را در سطور بعدی معرفی می‌کنم.

اصل داستان
صرف‌نظر از این‌که شما کدام گزینه را انتخاب کنید، این دو داستان را از کتاب «معمای شکوفایی: چگونه نوآوری ملت‌ها را از فقر بیرون می‌آورد؟» نوشته کلیتن کریستنسن و دو همکارش گرفته‌ام که جعفر خیرخواهان آن‌را به فارسی ترجمه کرده و صندوق کارآفرینی امید در پاییز 1398 در 264 صفحه با قیمت 40000 تومان منتشر کرده است.

استدلال کتاب این است که سه نوع نوآوری وجود دارد: تداوم‌بخش، کارآیی‌بخش، بازارآفرین. شرکت تویوتا دو دهه خودرو مدل کمری را در بازار آمریکا فروخته اما برای حفظ فروش بالای آن بر نوآوری تداوم‌بخش این محصول متکی بوده است. صنعت نفت و گاز اما با تکیه بر نوآوری کارایی‌بخش، همان کار قبلی را با نیروی انسانی خیلی کمتری انجام می‌دهد. سوددهی و تولید بیشتر شده اما تحولی در بازار ایجاد نشده است.

نوآوری بازارآفرین اما کاملاً متفاوت است. هِنری فورد در اوایل قرن بیستم خودرو فورد مدلی تی را به بازار عرضه کرد و ضمن ایجاد تحول در صنعت خودرو، صنعت فولاد، پلاستیک، جاده‌سازی، مسکن و ... را تغییر داد. اَپل این کار را با اولین مدل آیفون انجام داد، ماکارونی ایندومی در نیجریه و لوازم خانگی گالانز در کل جهان با اجاق‌های مایکروویو. توسعه بعدی مدل‌های اپل، گالانز یا خودروهای فورد بعدی هم همه تداوم‌بخش و متکی بر نوآوری کارآیی‌بخش بوده‌اند.

عدم مصرف مفهومی مهم در کتاب و حالتی است که جمعیتی کثیر کالا یا خدمتی را از آن جهت که مهارت، دانش، توانایی مالی یا دسترسی به آن ندارند، مصرف نمی‌کنند. نوآوری‌های بازارآفرین بر «عدم مصرف» متمرکز شده و بازار مصرف مناسب را خلق می‌کند، بازاری که فورد، سونی یا شرکت خدمات تلفن همراه در آفریقای فقیر ایجاد کردند.

نویسندگان توضیح می‌دهند که چگونه دو کشور کره جنوبی (داستان اول) و آمریکای قرن نوزدهم (داستان دوم) با #نوآوری_بازارآفرین مسیر توسعه را هموار کردند، و چگونه مکزیک بعد از یک قرن سرمایه‌گذاری روی «نوآوری‌های کارآیی‌بخش» هنوز با جمعیت زیاد درگیر فقر مواجه است. آن‌ها به خوبی داستان فرار از بدبختی آمریکای قرن نوزدهم، توسعه ژاپن و کره جنوبی، و کاستی‌های مکزیک را با اتکا به نظریه خود روایت می‌کنند.

نویسندگان هم‌چنین چگونگی مبارزه با فساد (با اتکا بر داستان کره جنوبی)، کافی نبودن قوانین خوب برای توسعه و مشکلات و ناکافی بودن سرمایه‌گذاری دولت‌ها در زیرساخت (کاری که دولت در ایران زیاد انجام می‌دهد) را نشان می‌دهند.

کتاب البته به متغیرهای اقتصاد سیاسی و بسیاری متغیرهای کلان تاریخی مؤثر بر توسعه نمی‌پردازد، اما اثری خواندنی و بالاخص فصل هشتم آن (قوانین خوب کافی نیست) مکمل کتاب «توانمندسازی حکومت» (نشر روزنه، 1398، ترجمه جعفر خیرخواهان)، و ادبیات مرتبط با اهمیت نوآوری و کارآفرینی در توسعه؛ بررسی و نقد نقش دولت در توسعه (دولت‌پژوهی، ظرفیت دولت و دولت‌های توسعه‌گرا)، و شیوه‌های مبارزه با فساد است.

کتاب برای فعالان اقتصادی، فعالان اکوسیستم‌های استارت‌آپی، سیاست‌گذاران و سیاستمداران متولی توسعه، محققان اقتصاد توسعه، سرمایه‌گذاران و طیفی از علاقمندان به مباحث توسعه، نوآوری، نهادها و حکمرانی بسیار ارزشمند است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad

https://www.instagram.com/p/CEo0012J9Gk/?igshid=16k53j4cv4dg0
👍2
یکی از دانشجویان در این شرایط کرونا که امکان پر کردن پرسشنامه حضوری وجود ندارد، به پر شدن پرسشنامه از این طریق نیاز دارد. هم وطنان کرد و ترک بالای پانزده سال می‌توانند به آن پاسخ دهند.
پیشاپیش سپاس‌گزارم. 👇👇👇👇
روز جهانی خیریه مبارک

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

روز جهانی خیریه به همه انسان‌هایی که برای کاستن از رنج دیگران تلاش می‌کنند، آن‌ها که از مال، زمان، سرمایه، آبرو و اعتبار خود برای پیشبرد اهداف انسان‌دوستانه و ساختن دنیایی بهتر تلاش می‌کنند، مبارک باشد.

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
جو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

روز پنجم سپتامبر مصادف با پانزده شهریور هر سال «روز جهانی خیریه» خوانده شده است. این روز از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال 2012 اعلام شد. هدف از این کار افزایش آگاهی و هم‌چنین جلب توجه به فعالیت‌های فردی، سازمانی و انسان‌دوستانه داوطلبانه بوده است.

تاریخ پنجم سپتامبر نیز برای گرامیداشت یاد «مادر ترزا» انتخاب شده است. مادر ترزا نام مبلغی مذهبی است که در سال 1928 به هند رفت و خود را وقف کمک به فقرا کرد. او در سال 1948 تابعیت هند را پذیرفت و در همان‌جا نیز عمر خود را به پایان برد.

جایزه صلح نوبل در سال 1979 به او «برای یک عمر تلاش برای غلبه بر فقر و پریشانی که تهدیدی برای صلح هستند» اعطا شده است.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)
@fazeli_mohammad

https://www.instagram.com/p/CEwty7OJGs9/?igshid=626euzx6yeyw
این چنین شیری خدا خود نافرید!!

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

طرحی با عنوان «اصلاح موادی از قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران» از سوی برخی نمایندگان به مجلس ارائه شده است. مشخصاتی برای داوطلب ریاست جمهوری در این طرح ذکر شده که محیرالعقول است، نشانی از سقوط ظرفیت علمی، سیاسی و نادیده گرفتن خرد. طرح به دنبال رئیس‌جمهوری است که به قول مولانا «این چنین شیری خدا خود نافرید».

برخی مشخصات داوطلبان

⭕️بهره‌مندی از اطلاعات لازم در حوزه اعتقادات و اصول دین و مذهب در حد «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع»

⭕️توانایی علمی در پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی

⭕️احساس مسئولیت نسبت به امور دینی مردم و ترویج ارزش‌های دینی در جامعه از جمله انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر

⭕️آرمان‌خواهی با در نظر گرفتن واقعیت‌ها

⭕️توانمندی جسمی و روحی و نیز نشاط کاری لازم جهت انجام وظایف و مسئولیت‌ها و برخورداری از روحیه تکلیف‌مداری و مدیریت جهادی و انقلابی

⭕️توان نظارت بر پیگیری امور به طور مستمر و برخورداری از سعه صدر در پیشبرد اهداف و تعامل با دیگران

⭕️اعتقاد راسخ به قانون‌گرایی و پایبندی به قوانین و مقررات به همراه نظم‌پذیری و انضباط در عملکرد

⭕️شایسته‌گزینی و داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه به‌سازی آنها

⭕️ساده‌زیستی و پرهیز از اشرافی‌گری از جمله دقت و حساسیت نسبت به استفاده از بیت‌المال و حفظ آن

⭕️مشورت‌پذیری و نقدپذیری در انجام وظایف و مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی نسبت به اقدامات و عملکرد خود

⭕️شناسایی به موقع مسائل و ضرورت‌های مورد نیاز کشور و اولویت‌بندی امور

⭕️توانایی تحلیل مناسب وضعیت موجود و برنامه‌ریزی جهت آینده

⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند به هنگام ثبت برنامه‌ مکتوب خود را مبتنی بر اسناد بالادستی از جمله قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و سیاست‌های کلی نظام در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ارائه نمایند.

⭕️داوطلبان ریاست جمهوری موظفند برای هر یک از حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی و امنیتی، دفاعی حداقل یک نفر (مجموعا ۵ نفر) به عنوان مشاور به هنگام ثبت‌نام معرفی نمایند. در صورت لزوم ارزیابی برنامه‌ داوطلبان از طریق مصاحبه با مشاوران موضوع این ماده توسط شورای نگهبان انجام می‌پذیرد.

⭕️شورای نگهبان می‌تواند به منظور احراز شرایط داوطلبان ریاست جمهوری ... داوطلبان واجد شرایط اولیه را حسب مورد جهت انجام مصاحبه تخصصی، آزمون و ارزیابی توانمندی افراد همکار و برنامه پیشنهادی دعوت نماید.

چند سؤال

🔹یک. اطلاعات لازم در «حد اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» چقدر است؟ کسی که عمرش را برای رسیدن به این حد از تخصص صرف کرده باشد، اصلاً وقت داشته دانش و مهارت لازم برای ریاست جمهوری را کسب کند؟

🔹دو. طراحان طرح از خودشان پرسیده‌اند رئیس‌جمهور در کارهای اصلی‌اش یعنی نقش‌اش در جلسه کابینه، شوراهای عالی، دیدار با مقامات کشورها و ساماندهی امور کشور چقدر کارش «اثبات حقانیت دین اسلام و مذهب تشیع» و «پاسخگویی به شبهات و تهدیدات در حوزه موضوعات دینی و مذهبی» است؟

🔹سه. صفات ذکرشده برای داوطلبان از قبیل «آرمان‌خواهی با در نظر گرفتن واقعیت‌ها»، «روحیه تکلیف‌مداری»، «مشورت‌پذیری»، «توانایی تحلیل آینده»، «توانایی شناسایی ضرورت‌های مورد نیاز کشور و اولویت‌بندی امور»، «داشتن روحیه کارگروهی و توانایی کادرسازی و هماهنگی و کارآمدسازی ساختارها به همراه به‌سازی آن‌ها»، «نظم‌پذیری» و «سعه صدر» داوطلبان را چگونه می‌سنجید؟ چه کسی می‌سنجد؟ مگر اولویت‌ها برای همه یکسان است که اولویت‌بندی خوب از بد را تشخیص بدهید؟ اولویت‌های مردم کجای این طرح است؟

🔹چهار. اگر شخصی با این همه خصایص مثبت پیدا شود (شیری که بعید می‌دانم خدا آفریده باشد) آن‌وقت آن کسانی که قرار است برنامه او را بررسی کنند، صلاحیت‌اش را تأیید کنند، از مشاوران و خودش امتحان بگیرند و مصاحبه کنند، نباید انسان‌های فرازمینی فراتر از او باید باشند؟

🔹پنج. جایگاه مردم در دیدن و ارزیابی برنامه داوطلبان چیست؟

🔹 شش. بقیه کشورها که امورشان به‌سامان است، رؤسای جمهوری با این مشخصات دارند؟

خواهش و استدعا

استدعا و خواهش داریم نظر به این‌که این طرح درباره ریاست جمهوری کشوری به نام ایران است و ملت ایران قرار است ابرمردی با مشخصات مذکور را برای مدیریت خود برگزینند، طراحان قانون به گونه‌ای آن‌را تدوین کنند که واژه‌های «ملت»، «حقوق ملت»، «منافع ملی»، «ملی»، «ایرانیان»، «توسعه»، «دموکراسی»، «مردم‌سالاری» و «جمهوریت» نیز در متن قانون وجود داشته باشد.

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍2
عصر پسامنابع و بازنگری

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

نشانه‌های بروز و به شدت آشکار شدن عصر جدیدی در جامعه و حکومت جمهوری اسلامی ایران در حال مشاهده است. من قبلاً درباره بروز عصر پسا نوشته‌ام و پسامنابع یکی از مشخصات این عصر است.

#پسامنابع وضعیتی است که امروز دسترسی جامعه و حکومت به هر چهار نوع سرمایه ضروری برای بقا و ارتقا محدود شده است. این سه نوع سرمایه عبارتند از: سرمایه اقتصادی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی.

کاهش سرمایه اقتصادی: دسترسی به فروش نفت بسیار محدود شده و انباشت نتایج چهار دهه سیاست‌های اقتصادی نادرست ظرفیت بازتولید اقتصاد غیرنفتی را به شدت محدود کرده است. سرمایه اقتصادی برآمده از منابع محیط‌زیستی نظیر آب، خاک، جنگل و ... نیز به شدت ضربه دیده‌اند و ظرفیت بازتولید آن‌ها تضعیف شده است.

کاهش سرمایه اجتماعی: آشکار شدن انبوهی از فسادها، انحصارطلبی‌های سیاسی و آشکار شدن ریاکاری‌های سیستماتیک سبب فروریزی اعتماد و ظرفیت مشارکت اجتماعی شده است. نابرابری‌های عظیم سر برآورده‌اند و جلوه‌های خشن و زننده تبعیض، فقر و نابرابری به‌واسطه شبکه‌های اجتماعی مجازی جلوی چشم همه قرار گرفته‌اند. باور به آموزه‌های قوام‌دهنده انسجام اجتماعی نظیر میهن، اخلاق و ... نیز به شدت تضعیف شده است.

کاهش سرمایه فرهنگی: مولدان اندیشه، هنر و شناخت‌های دینی به‌واسطه ناکارآمدی‌های آشکارشده در کاربست حکمرانی مدعی دینداری و مشخص شدن خطاهای شناختی فاحش با بحران مشروعیت مواجه شده‌اند. سخن گفتن از بانکداری اسلامی، علوم انسانی اسلامی و بقیه کاربست‌های حکمرانی دینی با مشکل مشروعیت و پذیرش مواجه شده‌اند.

این سه سرمایه همان گونه که جامعه‌شناسان نشان داده‌اند که می‌توانند به یکدیگر تبدیل شده و تقویت‌کننده همدیگر باشند، به هنگام زوال و تضعیف، تباهی‌کننده یکدیگر نیز هستند. زوال هر کدام به تشدید زوال بقیه می‌انجامد. حلقه‌ای خودتقویت‌شونده از زوال این سه نوع سرمایه شروع شده است که هر واحد تباهی در هر نوع سرمایه، سبب نابودی واحدهایی از بقیه سرمایه‌ها می‌شود.

درست در میانه این سرمایه‌ها که برای بقا و ارتقای هر جامعه و حکومتی ضرورت مطلق دارند، صداهای بازنگری در مسیر طی‌شده بلندتر شده‌اند. گفتارهای ناظر بر ضرورت بازنگری را در کلام و نوشتار کسانی می‌بینیم که پیش‌تر از مدافعان تام و تمام همه مسیرهای طی‌شده و سیاست‌ها بوده‌اند. بسیاری از آن‌ها که کماکان تظاهر به دفاع از وضع موجود می‌کنند در جلسات خصوصی از نامناسب بودن و مصادیقی از زوال هر سه نوع سرمایه می‌گویند.

بخش مهمی از کسانی که امروز صدای شکوه و نقد ملایم و تند هستند، مدافعان و نخبگان پیشین گفتمان حاکم بوده‌اند، اما امروز به تدریج از جریان غالب جدا می‌شوند. اندیشمندترها هیچ توجیه و دلیلی برای تداوم اصرار بر برخی انگاره‌ها نمی‌یابند. آن‌چه که پیش‌تر #نسل_چ خوانده‌ام، پرسش‌هایی مردافکن پیش روی نخبگان حاکم قرار داده‌اند و مولدان سرمایه فرهنگی پیشین را به حامیان ساکت و ملایم #نسل_چ تبدیل کرده‌اند.

#صدای_بازنگری بی‌گمان بلندتر می‌شود و کاستی‌های واقعیت حاضر را دیگر نمی‌توان با وعده‌هایی درباره آینده، تأکید بر ارزش‌هایی که هیچ‌گاه مصداقی در واقعیت نیافته‌اند یا آرمان‌هایی که بسیاری از گویندگان‌شان خود عین مصداق بی‌حرمت کردن آن‌ها هستند از چشم خلق دور داشت.

نکته مهم این است که مردمان و نخبگان، توأمان به یقین دریافته‌اند که فرارسیدن عصر پسامنابع و زوال صورت‌های سرمایه که ثبات اجتماعی و پویایی تمدنی ایران را تهدید می‌کند، محصول کاستی‌ها و کوشش اندک اکثریت مردمان نیست. اکثریت مردمان این سرزمین بسیار کوشیده‌اند، از جان مایه گذاشته‌اند، و چیزی کم نگذاشته‌اند و در فردای این سخت‌کوشی، بر اثر راهی که حاکمان پیش روی ایشان گذاشته‌اند به سختی و دشواری‌های امروز افتاده‌اند.

#صدای_بازنگری، صدای ملایم نقد و اعتراض به این وضعیت است که به سرعت در قشرهای مختلف نخبگان پیش می‌رود. راه بسیار دشواری پیش روی ماست. اگر امروز هم بازنگری واقعی شروع شود بعید است زودتر از دو دهه زمان برای رسیدن به سطحی حداقلی از رضایت طول بکشد. بازنگری جدی تنها راه و به قول «مانموهان سینگ» وزیر اقتصاد و نخست‌وزیر سابق هند، تنها راه «کوتاه‌تر کردن زمان رنج کشیدن است.»

#عصر_پسامنابع، #عصر_بازنگری

(اگر می‌پسندید به اشتراک بگذارید.)

@fazeli_mohammad
👍2