دغدغه ایران – Telegram
دغدغه ایران
57.9K subscribers
1.11K photos
379 videos
143 files
2.33K links
این تنها رسانه ویژه انتشار نوشته‌های محمد فاضلی در تلگرام است. هیچ کانال دیگری برای نشر نوشته‌هایم ندارم.
Download Telegram
ایران‌تاک رسانه‌ای برای گفت‌وگوهای صادقانه و شفاف درباره مسائل ایران به دور از هیجان و توأم با طمأنینه و عقلانیت است.

Https://www.youtube.com/@irantalks

افتخار ایران‌تاک، همراهی شماست.

@fazeli_mohammad
👍76👎1
🔴معانی ضمنی مهم‌تر از معنای صریح

🔺اعتماد ۱۲ آذر ۱۴۰۴

✍️عباس عبدی

🔘معانی ضمنی و غیرمستقیم بسیاری از گفتارها و رفتارها مهم‌تر از معنای مستقیم آنها هستند و ما نباید خود را در هدف و معنای ظاهری آنها محدود کنیم. اخیراً دو نماینده انقلابی‌گر مجلس جملات تندی را علیه آقای روحانی رییس جمهوری سابق اظهار داشتند که در نوع خود بی‌سابقه بود.

🔘یکی مدعی شد که حسن روحانی، در مرگ فرزندش «مظنون» است و باوجود «ابهام‌ها و پرسش‌های جدی» درباره این پرونده، صلاحيت روحانی برای مسئوليت‌های دولتی همچنان تايید می‌شود. او همچنین روحانی را متهم کرد که در کنار اين ماجرا، «سفرهای طولانی‌مدت به انگلستان» و «پرونده علمی بحث‌برانگیز» داشته است. تمام این موارد به ۲ و ۳ دهه پیش بر‌می‌گردد و بطور حتم همه جزییات آن برای ساختار سیاسی ایران روشن بوده است.

🔘یک نماینده دیگر هم مدعی شد که برخی اتهامات حسن روحانی درحد فساد فی‌الارض است و چنانچه به تمام اتهامات او رسیدگی شود احتمالا به چندبار اعدام محکوم خواهد شد؛ و‌گفت که؛ مجلس 8 پرونده علیه روحانی را به قوه‌قضائیه داده است.

🔘آقای روحانی حتماً می‌توانند از خود دفاع کنند، هر چند بعید می‌دانم که شکایت را مفید بدانند، زیرا انتظار نمی‌رود که در این موارد رسیدگی‌های متعارف صورت گیرد، بنابراین بنده نیز در مقام دفاع یا رد این اتهامات نیستم، چون همان طور که ابتدا نوشتم، معنای ضمنی این ادعاها برای من مهم‌تر از معنای آشکار آنها است.

🔘معنای ضمنی این ادعاها چیست؟ این که در نظامی و ساختاری زندگی می‌کنیم که فردی می‌تواند مظنون به قتل فرزندش باشد و اقداماتی در حد افساد فی‌الارض انجام داده، درعین حال برای سال‌های طولانی در بالاترین سطوح مدیریتی، شامل دبیری شورای عالی امنیت ملی و‌ نمایندگی رهبری در آن، مجمع تشخیص مصلحت، ریاست جمهوری و... بوده و صلاحیت او در همه این موارد تأیید شده است.

🔘در این ساختار فردی وجود دارد که از نظر نماینده مجلس آن مرتکب جرمی شده که شایسته چند بار اعدام است، ولی نه تنها اعدام نمی‌شود، بلکه اساساً پرونده‌ای هم برای او گشوده نمی‌شود. معنای ضمنی این ادعاها بیش از آنکه تعریضی علیه آن فرد باشد، علیه ساختار است.

🔘بیایید فرض کنیم که کسی ضد نظام و ساختار باشد و بخواهد آن را تخریب کامل کند و شواهدی را برای اثبات ادعای خود بیاورد. بهترین کار این است که فرد مجرمی را که جرم او برای همگان اثبات شده پیدا کند و نشان دهد که او در مقامات بالای آن نظام حضور دارد بدون اینکه مجازات شود.

🔘هنگامی که عدالت یک سیستم تا این اندازه بی‌اعتبار شود، برای ان ساختار اعتباری باقی نمی‌ماند. اینجا به دو مسأله حمله شده، یکی به آن فرد و دیگری به ساختاری که آگاهانه او را به کار گرفته است. اهمیت حمله به ساختار و نقد آن ده‌ها و صد برابر نقد به فرد است. در واقع می‌توان گفت که وجود افراد مجرم در چنین ساختاری نتیجه تبعیض قضایی و عدم رسیدگی به اتهامات چنین افرادی است.

🔘به علاوه فرض کنید که ثابت کردیم کسی مرتکب جرمی شده است. در این صورت نمی‌توانیم از آن نتیجه بگیریم که دیگران هم مرتکب جرم شده‌اند. ولی اگر ساختاری تصمیم بگیرد که مجرمی را در بالاترین سطوح به کار گیرد، معنای روشن آن این است که بقیه افراد آن ساختار نیز می‌توانند در وضعیت اتهام‌های مشابه باشند. اگر اتهام‌زننده نیز خودش از درون سیستم و مثلاً نماینده مجلس باشد، به معنای آن است که او در درجه اول نادانسته خود را متهم کرده است.

🔘اتفاقاً مخالفان سیستم و ساختار که چنین اتهامی را به افراد درون سیستم می‌زنند، هدفشان رسیدن به همین نتیجه است که بگویند، همه افراد درون ساختار چنین هستند، ولی کسانی که خود را در موقعیت دفاع از سیستم و ساختار تعریف می‌کنند، مصداق نشستن بر سر شاخ و بریدن از بن هستند که با بریدن شاخه خودشان هم سقوط می‌کنند.

🔘ولی فارغ از این معنای ضمنی، یک واقعیت مهم هم هست، اینکه مقامات مسئول و قضایی نیز با این موارد برخوردی نمی‌کنند. در حالی که اگر کس دیگری اتهامات به مراتب کم‌اهمیت‌تری را بگوید مورد بازخواست قرار می‌گیرد. اگر سخنگوی محترم دستگاه قضایی در خصوص محتوای ضمنی این سخنان نمایندگان نظر دهد بسیار جالب خواهد بود.

🔘مثل آنان که گفتند بالگرد آقای ریسی یک حادثه نبوده، بلکه اقدامی برنامه‌ریزی شده است. معنای ضمنی این حرف نیز در اصل اتهام دروغ‌گویی یا عدم صلاحیت علیه ستاد کل نیروهای مسلح بود ولی به این اتهامات نیز رسیدگی نمی‌شود.
👍113👎4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸یکی از قصص گویان می‌گفت: ای مردم هنگام خوردن و نوشیدن اگر «بسم الله» بگویید شیطان با شما هم کاسه نمی‌شود ولی اگر «بسم الله» نگویید هم کاسه می‌شود. پس نان جو شور بی بسم الله بخورید تا شیطان هم با شما بخورد، بعدش «بسم الله» بگویید و آب بنوشید تا شیطان آن را ننوشد و از عطش بمیرد.

✍🏻نثرالدّر، ابوسعید آبی، محدث‌ و فقیه شیعی ق. پنجم

@sahandiranmehr
👍111👎17
آب و بازمصرف قدرت؛ نسبت نمایندگی، منافع محلی و بحران معرفت‌شناختی حکمرانی

عیسی بزرگ‌زاده
سخنگوی صنعت آب کشور

آب در ایران تنها یک منبع طبیعی نیست؛ تار و پود حافظه جمعی، معماری سکونت و استخوان‌بندی تمدنی ماست. اما همین عنصر حیاتی امروز در مرکز منظومه‌ای پیچیده از «قدرت، منافع، هویت و امنیت» قرار گرفته است؛ منظومه‌ای که در آن آب نه یک «حقیقت زیست‌بومی» بلکه «سرمایه‌ای انتخاباتی» و ابزاری برای «بازمصرف قدرت» شده است. جامعه ایرانی با پدیده‌ای روبه‌روست که می‌توان آن را «دموکراسی محلیِ منابع‌بر» نامید؛ ساختاری که حوزه‌های رأی به جای اتکا بر منطق برنامه‌ریزی کلان، در منطق کم‌یابی منابع معنا پیدا می‌کنند و رقابت بر سر آب، میدان اصلی «بازتوزیع توسعه» می‌شود. از دل چنین ساختاری، تضادی دیرپا پدیدار شده است: نمایندگانی که به جای قانون‌گذاری و مراقبت از منافع ملی، درگیر رقابت‌هایی می‌شوند که حاصل آن «فربگی ناموزون توسعه»، بارگذاری فراتر از مرزهای تاب‌آوری زیست‌بوم و تخریب زیرساخت هستی‌شناختی سرزمین است.

در این میانه، بحران صرفاً بحران مدیریت نیست؛ بحران «معرفت‌شناختی» است. رابطه قدرت با منابع به رابطه‌ای معیوب بدل شده است؛ قدرت از منابع تغذیه می‌کند و سپس همین منابع ابزار تثبیت قدرت بیشتر می‌شوند. سیاست و منبع در «چرخه‌ای خودتولیدگر» به هم گره می‌خورند؛ چرخه‌ای که در آن آب از قلمرو علم و آینده‌نگری خارج شده و وارد قلمرو امتیاز، فشار، توزیع غنیمت و «چانه‌زنی‌های خرد ولی آسیب‌زا» شده است. انتخابات کوتاه‌مدت در برابر سرشت بلندمدت آب، نوعی «ناهمزمانی نهادی» پدید آورده است؛ جایی که افق چهار ساله سیاست، توان دیدن آینده هزار ساله سرزمین را از تصمیم‌گیران می‌گیرد. این همان «کوتاه‌بینی نهادی» است؛ ناتوانی ساختار سیاسی در دیدن آنچه توسعه نیاز دارد، نه آنچه حوزه انتخابیه طلب می‌کند.

از همین‌جا ورود بیش از اندازه قوه مقننه در اجرا شکل می‌گیرد. نمایندگانی که با بهره‌گیری از ابزارهای نظارتی—از سؤال و استیضاح تا اعمال فشار غیررسمی—می‌کوشند در انتخاب مدیران محلی و ملی، تصویب طرح‌ها، صدور مجوزهای آبی و حتی پیدایش و شکل‌گیری پروژه‌های عمرانی مداخله کنند. این مداخله‌گری، بیش از آنکه نشانی از خیر جمعی باشد، نشانه «سیاست‌زدگی منابع» است. آب در منطق توسعه پایدار ماهیتی فراناحیه‌ای و حوضه آبریزی دارد، اما در ساختار کنونی تصمیم‌سازی، در منطق مطالبات محلی زندانی شده است. از منظر فلسفه سیاسی، این رفتار نه‌تنها نقض اصل تفکیک قواست، بلکه نوعی «سرریز قدرت» است؛ لحظه‌ای که قدرت قانونی، مرزهای طبیعی خود را ترک می‌کند و به قلمرو اجرا نفوذ می‌یابد.

اگر آب مسئله‌ای تمدنی است—که هست—آنگاه بازتعریف نقش مجلس تنها اصلاح یک روند اداری نیست؛ بازسازی بنیان‌های حکمرانی است. در جهان امروز، حکمرانی آب مبتنی بر پایداری آینده، حق طبیعت، امنیت بلندمدت و نگاه فراناحیه‌ای است. اما در ایران، آب همچنان در منطق پروژه‌محوری، امتیازدهی منطقه‌ای و رقابت‌های انتخاباتی معنا می‌یابد. تا زمانی که مجلس از میدان منازعه بر سر داشته‌های امروز، به عرصه حفاظت از آینده منتقل نشود، هر اصلاح دیگری ناقص خواهد ماند.

راه برون‌رفت، مجموعه‌ای از اصلاحات نهادی، رفتاری و فرهنگی است. نخست، باید ساختار نمایندگی بازنگری شود؛ تغییر حوزه رأی‌گیری از شهرستان به استان، رقابت را از سطح منابع محدود به سطح برنامه‌ریزی کلان منتقل می‌کند و امکان گفت‌وگو میان مناطق را افزایش می‌دهد. تشکیل «مجلس دوم»—که قرار بود مجمع تشخیص چنین نقشی را ایفا کند و نکرد—می‌تواند دامنه نفوذ یک یا چند نماینده را در اندازه‌های معقول نگه دارد. برخی نیز بر این باورند که اصلاح روش انتخاب دولت، از انتخاب مستقیم به انتخاب توسط حزب حاکم در مجلس، می‌تواند ثبات حکمرانی را افزایش دهد و از چانه‌زنی‌های خرد ولی آسیب‌زا بکاهد.

در کنار تغییرات ساختاری، باید اصلاحات نظارتی و انضباطی را جدی گرفت. افشای الزامی نقش هر مداخله‌گر در تصمیم‌سازی و تصمیم گیری پروژه‌ها و انتصابات، نور را بر تاریک‌ترین نقاط فرایند قدرت می‌تاباند. اصلاح آیین‌نامه‌های داخلی مجلس، محدود کردن دخالت‌های اجرایی، الزام دستگاه‌ها به گزارش‌دهی در سامانه‌های نظارتی و نظارت بر رفتار نمایندگان، شکل تازه‌ای از «اخلاق حکمرانی» را ممکن می‌سازد. سازمانهای مردم نهاد و رسانه‌ها باید ابزارهای آگاهی‌بخش مردم در خصوص رفتار نمایندگی و مدیران باشند. تأسیس «بنیاد ملی نخبگان آب و توسعه» نیز می‌تواند رکن دانشی و پایشی باشد که تصمیمات آبی را از فضای سلیقه‌ای به قلمرو حکمرانی مبتنی بر دانش و آینده‌نگری منتقل کند.
👍56
اما هیچ اصلاح نهادی بدون تحول فرهنگی پایدار نمی‌ماند. باید از «توسعه‌خواهی محلی» به «تمدن‌خواهی سرزمینی» گذر کرد؛ از حق حوزه انتخابیه به حق نسل‌های آینده؛ از توسعه پروژه‌محور به توسعه آینده‌محور. این تغییر رویکرد نه‌تنها اصلاح سیاست، بلکه بازسازی عقلانیت جمعی است: تغییری که آب را از «غنیمت» به «خرد» و از «ابزار قدرت» به «معیار اخلاق توسعه» بدل می‌کند.

سرانجام، مسئله آب آزمون بلوغ سیاسی ایران است. یا گرفتار «بازمصرف قدرت»، «سیاست‌زدگی منابع» و توسعه نامتوازن خواهیم ماند، یا با بازتعریف نقش مجلس و اصلاح معماری نهادی و فرهنگی حکمرانی، به مرحله‌ای می‌رسیم که در آن آب نه موضوع مجادلات محلی، بلکه «آینه خرد جمعی» و «افق بلندمدت تمدن ایرانی» باشد. آینده ایران نه در گرو پروژه‌های پرطمطراق یا وعده‌های انتخاباتی، بلکه در گرو توان دیدن آینده است؛ و مجلس تنها زمانی می‌تواند آینده را ببیند که از میدان «چانه‌زنی‌های خرد ولی آسیب‌زا» به سطح حکمرانی تمدنی و پایداری زیست‌بوم ارتقا یابد.
👍66
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آتش به جان جنگل‌ها
جنگل اولویت کسی نیست


جنگل‌های ایران که یکی از منشأهای سرزندگی و حیات در این سرزمین کم‌آب و نیمه‌خشک هستند، هر ساله در آتش‌های متعدد می‌سوزند. آمارها نشان می‌دهد فقط در هشت ماه اول سال ۱۴۰۴ تعداد ۲۱۰۰ آتش‌سوزی در جنگل‌های ایران رخ داده است. بیش از ۹۰ درصد این آتش‌سوزی‌ها بر اثر مداخله انسانی رخ داده است.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/gge0ivltaPo

امید سجادیان در یک دهه گذشته به صورت تخصصی و حرفه‌ای درگیر آموزش دادن مردم برای مقابله با آتش، جمع‌آوری اطلاعات درباره آتش‌سوزی‌ها و ارتقای سطح توانمندی برای مهار آتش جنگل‌ها بوده است. او در این گفت‌وگو، علل بروز آتش در جنگل‌ها، خسارات ناشی از آن‌ها، راه‌های مقابله با آتش، کاستی‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری در این عرصه، کمبود تجهیزات مقابله با آتش و نکات مهم دیگری درباره مشکل آتش‌سوزی جنگل‌ها در ایران را بررسی می‌کند.

#هیرکانی #آتش_جنگل #آتش_سوزی_جنگل #امید_سجادیان #جنگل_زاگرس

@irantalk_sn
👍98👎1
Forwarded from هم‌میهن
می‌پذیریم ولی کافی نیست

سرمقاله هم‌میهن
۱۵ آذر ۱۴۰۴


🔹آقای پزشکیان در سخنرانی اخیر خود به نکات مهمی درباره انگیزه‌های شخصی خود اشاره کرد و گفت: «من برای پست و مقام نیامده‌ام، نه برای این آمده‌ام که قوم و خویش خود را بر سر کار بیاورم و نه برای اینکه اسم و رسمی درست کنم. خودم را برای این مسئولیت نکشته‌ام، بلکه آمده‌ام تا هرچه از دستم برمی‌آید برای مردم و کشورم انجام بدهم و صادقانه خدمت کنم. من کسی نیستم که در برابر مردم بایستم، بار‌ها گفته‌ام اگر قرار باشد کسی مقابل مردم قرار بگیرد من در آن صف نخواهم بود، اما باید با مردم نشست، حرف زد و برای آینده تصمیم‌های درست گرفت.»

🔹تاکنون و برحسب وظیفه سیاست‌های دولت و شخص رئیس‌جمهور را نقد کرده‌ایم و همچنان ادامه خواهیم داد، درعین‌حال، در صداقت گفتاری و اصول انگیزشی آقای پزشکیان شکی نداریم. ولی دو نکته مهم وجود دارد که بد نیست ایشان به آنها نیز بپردازد.

🔹اولین نکته، عدم کفایت انگیزه خوب برای انجام اقدامات مفید است. انگیزه خوب نه شرط لازم است و نه کافی؛ هرچند فضیلت است. شرط لازم نیست، همچنان که پزشکانی هستند که با انگیزه مادی عمل جراحی می‌کنند و کار خودشان را با همین هدف به بهترین شکلی انجام می‌دهند. بنابراین، ادعای شما درباره انگیزه‌هایتان پذیرفتنی است؛ ولی کافی نیست.

🔹باید مجموعه دولت شما از مسائل کشور نیز شناخت کافی داشته باشد و مهم‌ترین آنها را بدانید و با مردم درباره آن و راه‌حلش حرف بزنید. مسائلی که شما تکرار می‌کنید، درعین‌حال که مسئله مردم هستند؛ ولی ریشه‌ای نیستند. شما هنوز نتوانسته‌اید ایده روشنی برای برون‌رفت از وضع کنونی را به مردم نشان دهید. هنوز حاضر نیستید ریشه‌ای‌ترین مسائل کشور را معرفی کنید. هنوز درباره انرژی هیچ سیاست کارساز و مورد قبولی را ارائه نکرده‌اید. جالب اینکه مکرر تاکید می‌کنید که بدون کارشناسی تصمیم نخواهید گرفت. درحالی‌که امر سیاسی فراتر از کارشناسی است. نگاه و تاییدیه کارشناسی در مسائل سیاسی لازم است؛ ولی کافی نیست. باید اولویت‌های سیاسی را هم در نظر گرفت.

🔹اینجاست که به دومین نکته و ابهام درباره انگیزه‌های شما می‌رسیم. شما هر کاری کنید و هر تصمیمی بگیرید، به اندازه کافی کارشناس پیدا می‌شوند که زیر آن کار و تصمیم را امضا کنند. فراموش نکنیم که کارشناسان هم استخدام دولت هستند. بنابراین، مرجع تشخیص انطباق عمل و تصمیمات شما با انگیزه‌های پیش‌گفته، خودتان هستید و نه هیچ‌کس دیگر. اگر از این زاویه نگاه کنیم، آنگاه متوجه می‌شویم که به‌‌رغم برداشت شما از این که خود را متعهد به وعده‌های داده‌شده می‌دانید، افکارعمومی چنین برداشتی از عملکرد شما ندارد.

🔹آقای پزشکیان! برای سنجش ادعای شما پرسشی را که تاکنون چندین بار مطرح کرده‌ایم با دقت و صراحت بیشتری مطرح می‌کنیم.

🔹شما به امر کارشناسی ارجاع می‌دهید. لطفاً گزارش کارشناسی دفاع از فیلترینگ را منتشر کنید. البته اگر چنین گزارشی وجود داشته باشد. در نقطه مقابل، آن دسته از گزارش‌های رسمی که فیلترینگ را نقد می‌کنند و زیان‌های آن را برمی‌شمارند بدون اینکه کوچکترین سودی برای فیلترینگ داشته باشد نیز در اختیار شما هست. آنها را نیز منتشر کنید. خُب! از نظر کارشناسی چه حجتی حتی در کمترین مقدار وجود دارد که شما هنوز دستور رفع فیلترینگ را نداده‌اید؟ پاسخ مکتوب و صریح دهید.

🔹از امر کارشناسی می‌گذریم که قطعاً پاسخی درخور و حداقلی هم وجود ندارد. اجازه دهید به عدالت نهج‌البلاغه‌ای ورود کنیم. لطفاً دستور دهید وضعیت خط اینترنت کلیه اعضای شورای‌عالی فضای مجازی و کارکنان این شورا و حتی دوستان و اقوام و خانواده آنان را بررسی کنند تا ببینید آیا عضوی هست که خودش و در مرحله بعد خانواده‌اش و یا نزدیکانش فیلتر باشند؟ اگر حتی یکی از آنان سفید باشد درحالی‌که رای‌اش به رفع فیلترینگ منفی است، مسئولیت این تبعیض و بی‌عدالتی متوجه شماست. شما رئیس این شورا هستید.

🔹بفرمایید گزارشی از تعداد خط‌های سفید موجود در کشور در اختیارتان قرار دهند و آن را منتشر کنید. اینها درخواست‌هایی عادی است؛ ولی متأسفانه هیچ‌کدام از این کارها را نخواهید کرد، چون اولویت‌های شما فرق دارد. اگر همین چند کار ساده را درباره فیلترینگ انجام دادید آنگاه نوبت به مسائل مهم‌تر می‌رسد. امروز رفع فیلترینگ کم‌اهمیت‌ترین خواسته عمومی است که به‌سادگی قابل انجام است. اتفاقاً تداومش خیلی سخت‌‌تر از رفع آن است‌.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
👍105👎1
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️خطوط قرمز توهمی و کشورداری قفل شده
علی سرزعیم؛ تحلیل گر اقتصادِ سیاسی


در عصر روشنگری، یک نشریه از تعدادی روشنفکر و اندیشمند آن زمان خواستند که تحولات فکری آن دوران را تحلیل کنند. بهترین مقاله‏ را ایمانوئل کانت-فیلسوف بزرگ مغرب زمین- نوشت. مقاله ‏ای بس کوتاه اما عمیق و ماندگار. شروع مقاله چنین است (قریب به مضمون): «روشنگری برون آمدن آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن... کشیش می‏گوید شک نکن.... شعار روشنگری این است: جرات دانستن داشته باش!». به زبان ساده تر «روشنگری یعنی آدم خودش تصمیم بگیرد از وابستگی فکری و ناتوانی‌ای که خودش مسئولش بوده، آزاد شود».
حرف کانت این است که تا قبل از روشنگری جرات پرسش کردن از انسانها گرفته شده بود و حق پرسش محدود به امور خاصی بود و حتی ارسطو و افلاطون فراتر از نقد شمرده می‏شدند و انسانها آنقدر بالغ و عاقل شمرده نمی‏شدند که در مورد درستی این امور مقدس فکر و اندیشه کنند. این محدودیت را خود آدمی به خود تحمیل کرده بود و به همین دلیل می‏گفت روشنگری برون آمدن آدمی است از نابالغی به تقصیر خویشتن!
حال به همان قیاس می‏توان اصلاحات اقتصادی و اصلاحات سیاسی را برون آمدن تصمیم‏گیران از ناتوانی به تقصیر خویشتن... وقتی همه می‏گویند دست به چیزی نمی‏توان زد و تغییری نمی‏توان داد و همه چیز خط قرمز است و هر تغییری بسیار پیامدهای وخیم داشته باشد. پس شعار اصلاحات این است: جرات اقدام داشته باش! تا پیش از این تصور می‏شد نمی‏توان در مورد بانک آینده کاری کرد اما دیدید که می‏شد. تا پیش از این تصور می‏شد نمی‏توان به قیمت بنزین دست زد اما دیدید و خواهید دید که می‏شد! این تصورها بیشتر توهم بود و محدودیتهای فرضی بود که سیاستمدار به خود تحمیل کرده بود. اینک سیاستمدار می‏بیند که می‏شود! پس باید به پیش رود و شجاعت تغییر داشته باشد.
دولت و حکومت باید شجاعت داشته باشد در ساختن چشم‌انداز نو. شجاعت داشته باشد در تکرار نکردن راه شکست خورده و شجاعت داشته باشد در در کنار گذاشتن آدم ناکارآمد که چندین بار آزمون را پس داده اند!

☑️⭕️تجویز راهبردی: چه باید کرد؟
باید به تفاوت مدیر و کارشناس و یا رهبر و سیاستمدار توجه کرد!
مدیر/کارشناس، محدودیتهای موجود را اعم از اینکه واقعی باشند یا موهوم، عینی باشند یا ذهنی، عملی باشند یا سیاسی، مفروض می‏گیرد و تلاش می‏کند راه حل بهینه مشکلات را در فضایی داخل قیدهای موجود پیدا کند. به همین دلیل نه تنها از نخستین گزینه بهینه (First Best) صرف نظر می‏کند بلکه از دومین گزینه بهینه (Second Best) نیز صرف نظر می‏کند و به گزینه‌‏های فروتر رضایت می‏دهد. کارشناس ذاتا درون چارچوب می اندیشد.

اما یک رهبر یا سیاستمدار کسی است که همه محدودیتها را به رسمیت نمی شناسد بلکه سعی می کند برخی محدودیتهای ذهنی، سیاسی یا موهوم را پس بزند و فضا را برای یافتن گزینه های بهتر فراهم کند. در زمان ما که اقسام قیدها و محدودیتها حق انتخاب کارشناسان و مدیران دولتی را به شدت محدود کرده ما نیازمند رهبران و سیاستمدارانی هستیم که با شجاعت برخی قیدها و محدودیت‌ها را کنار بزنند و نشان دهند که می‌شود به راه حل‌های بهتری دست یافت. رهبر و سیاست مدار قاعدتا باید خارج از چارچوب فکر کند و چارچوب های جدید ایجاد کند.
مثلا آزادکردن واتساپ از قید فیلتر نشان داد که با حذف برخی فیلترها بحرانی گریبان کشور را نخواهد گرفت. انحلال و ادغام بانک آینده بانک هراسی را به دنبال نخواهد داشت. سه نرخی کردن بنزین تبعات اجتماعی نخواهد داشت. اگر در بند قیود موجود بمانیم به راه حل جدیدی نخواهیم رسید و نخ نماشدن و ناکارا بودن راه حل‌های قدیمی نیز اینک واضح است. پس نیاز ضروری ما ایفای نقش رهبری و سیاستمداری توسط کسانی است که مردم به عنوان حلال مسائل برگزیده اند.
کشورداری درون خطوط قرمز توهمی عملا اداره روزمره و تکراری است و رهایی بخش نخواهد بود.

شبکه توسعه
@I_D_Network
👍93👎3
✔️راهبرد(سند) جدید امنیت ملی آمریکا به زبان ساده

✍🏻سهند ایرانمهر

در واشنگتن، هر چند سال یک‌بار دفترچه‌ دستورالعملی درمی‌آورند و اسمش را می‌گذارند «راهبرد امنیت ملی»؛ همان چیزی که در زبان رسمی‌شان سند است. خلاصه‌اش یعنی اینکه آمریکا می‌خواهد دنیا را چطور ببیند، با که بجنگد، با که ببندد، و کجا پایش را روی ترمز یا گاز فشار دهد. این دفترچه، نه قصه است و نه توصیه اخلاقی؛ نقشه‌ راهی است که تمام وزارت‌خانه‌ها و ارتش و شرکت‌هایشان باید با آن کوک شوند.

در نسخه سال ۲۰۱۷، که هم‌زمان با خیز اول ترامپ نوشته شد، جهان را مثل میدانی تصویر کرده بودند که هر کس گرگ‌بودنش را زودتر نشان دهد، برنده است. چین و روسیه را گذاشته بودند وسطِ جدول تهدید‌ها؛ ایران و کره‌شمالی را هم در گوشه پایین جدول به‌عنوان دردسرهای منطقه‌ای که باید مهارشان کرد. همه‌چیز در این سند بوی بدگمانی می‌داد؛ انگار که دنیا دهکده‌ای است که هر لحظه ممکن است آتش بگیرد و آمریکا تنها آتشنشان مقتدر است اگرچه خودش هم کبریت به دست بود.این سند در روحیه‌اش بیشتر به سنت اندیشه‌ای «جکسونی» نزدیک بود یعنی بدبینی به نظم بین‌الملل، فشار، قدرت سخت، و نگاه معامله‌ای به متحدان.

اما نسخه ۲۰۲۵ که محصول بازگشت دوباره همان ترامپ است از جنس دیگری است. هنوز چین را دشمن اول می‌بیند، اما این‌بار نه از سر حس رقابت صرف، بلکه از سر حساب‌‌ و کتاب دقیق‌تر. روسیه را عقب‌تر گذاشته‌اند، و خاورمیانه را با همه هیاهویش انداخته‌اند در صف مسائل درجه‌دو. ایران در این سند، دیگر شبحِ تهدید جهانی نیست؛ یک مشکل منطقه‌ای است که باید مدیریت شود، نه میدان اصلی دوئل. مرکز ثقل سند ۲۰۲۵ دیگر توپ و تانک نیست؛ فناوری، انرژی، زنجیره تأمین، و همان رقابت نفس‌گیر اقتصادی‌ای است که خواب واشنگتن را ربوده.

در نگاه ۲۰۱۷، متحدان آمریکا جماعتی بودند که باید پول بیشتری بدهند تا زیر چتر حمایت قرار بگیرند؛ اما در سند ۲۰۲۵، ناگهان همان متحدان می‌شوند رکن رکینِ مقابله با چین. انگار که نویسندگان تازه یادشان افتاده باشد آمریکا بی‌حلقه یارانش چیزی بیش از یک جزیره نیرومند اما تنها نیست.

سند ۲۰۲۵ هرچند باز هم زیر سایه ریاست‌جمهوری ترامپ دوم نوشته شده از حیث فرم و محاسبه، به دکترین عملگرایانه‌ای نزدیک می‌شود که در دهه‌های پیش در دوره‌هایی مانند دوران نیکسون دیده می‌شد: پذیرش واقعیت چندقطبی، ضرورت مدیریت تنش با رقیب اصلی، اتکا به ائتلاف‌ها و تمرکز بر مزیت فناورانه. به بیان دیگر، ۲۰۱۷ «ترامپیِ خالص» بود؛ ۲۰۲۵ «ترامپیِ مجبور به محاسبه» چیزی میان جاه‌طلبی ژئوپولیتیک و ضرورت‌های سخت دنیای امروز.

این‌دو سند را اگر کنار هم بگذاری، می‌بینی که آمریکا از یک جهان‌بینی تهاجمی و بی‌اعتماد، به یک محاسبه‌ی طولانی‌مدت رسیده: در ۲۰۱۷ جهان را میدان جنگ می‌دیدند؛ در ۲۰۲۵ همان جنگ را ادامه می‌دهند اما با عقل معاش، با درک اینکه نمی‌شود هم‌زمان با چین، روسیه و نیم‌شرق درگیر شد.

در نهایت، راهبرد امنیت ملی دفترچه‌ای است که هر بار نسخه تازه‌اش چاپ می‌شود، بیشتر از آنکه جهان را تعریف کند، پرده‌ای از ذهنیت آمریکا را رو می‌کند؛ ذهنیتی که این‌بار می‌گوید: خاورمیانه را به حداقل دردسر نگه دارید، چین را فراموش نکنید، و بقیه جهان هم هرطور شد، شد.

@sahandiranmehr
👍104👎5
جناب آقای مسعود پزشکیان
رئیس‌جمهور محترم

 
سلام و احترام

دیروز به دستور شما خط انتقال آب خلیج فارس به اصفهان افتتاح شد. استاندار اصفهان گفته‌اند «محور اصلی این پروژه، احیای اکوسیستم‌های تشنه استان است.» در ضمن گفته‌اند «این پروژه مسیر را برای تخصیص آب بیشتر به زیست‌بوم رودخانه، حفظ کامل حقابه‌های زیست‌محیطی تعریف شده و از همه مهم‌تر، احیای تالاب‌های پایین‌دست، به ویژه تالاب بین‌المللی گاوخونی، هموار می‌کند و این یک گشایش تاریخی در مدیریت منابع آب است.»
 
استاندار اصفهان فقط به تاریخی دانستن این گشایش در مدیریت منابع آب قناعت نکرده و فرموده‌اند «ما با تکیه بر دانش و اراده ایرانی، توانستیم بر مسافت طولانی بیش از ۴۰۰ کیلومتر و اختلاف ارتفاع چشمگیری فائق آییم و این دستاورد، الگویی موفق برای اجرای پروژه‌های عظیم انتقال آب در سایر مناطق خشک و نیمه‌خشک کشور است.»
 
جناب رئیس‌جمهور، دقت بفرمایید که در همان لحظه که این گشایش تاریخی در مدیریت منابع آب را اعلام کرده‌اند، از نمد آن کلاهی برای «اجرای پروژه‌های عظیم انتقال آب در سایر مناطق خشک و نیمه‌خشک» هم دوخته‌اند. لاجرم باید نتیجه بگیریم که این گشایش تاریخی، خوشمزه بوده است. اما من متخصصان بسیاری می‌شناسم که با ادلّه متقن به خسارت‌بار بودن این گونه پروژه‌های انتقال آب برای خزانه ملت، محیط‌زیست کشور، و سیاست‌گذاری منابع آبی شهادت می‌دهند.
 
من مجبورم از جنابعالی خواهش کنم از نمدمالان کلاهدوز پروژه‌های انتقال آب – مشخصاً همین پروژه که افتتاح فرمودید – توضیح بخواهید، و امر بفرمایید به چند سؤال زیر پاسخ دهند. اگر هم صلاح ندیدند که پاسخ‌ها را به اطلاع رعیت برسانند، اقلاً خودتان به عنوان رئیس‌جمهور در جریان آمار و ارقام پاسخ‌ها قرار بگیرید.
 
یک. کل آبی که این خط انتقال به اصفهان منتقل می‌کند، چند متر مکعب است؟
 
دو. مقدار آب انتقالی با چند هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری حاصل می‌شود؟
 
سه. هزینه عملیات انتقال (انرژی مصرفی، نگهداری و تعمیرات، و ...) سالیانه چند تومان است؟
 
چهار. قیمت هر متر مکعب آب انتقال‌یافته به اصفهان برای مصرف در صنایع چقدر است؟
 
پنج. مقدار آب انتقال‌یافته، در مقایسه با کل مصارف آب (کشاورزی، شرب و بهداشت، صنعت) حوضه آبریز زاینده‌رود، چند درصد مصارف را شامل می‌شود؟
 
شش. این انتقال آب، سبب افزایش مصرف آب در سراسر حوضه آبریز زاینده‌رود می‌شود یا به کاهش مصرف می‌انجامد؟
 
هفت. حرکت به سمت سطحی از پایداری منابع آب در حوضه آبریز زاینده‌رود، مستلزم چقدر کاهش در مصرف آب است؟
 
هشت. کاهش مقدار مصرف آب موضوع سؤال هفتم، مستلزم چقدر سرمایه‌گذاری و در چه بخش‌هایی است؟
 
نُه. سایر گزینه‌های در دسترس برای کمک به پایدارسازی منابع آب حوضه آبریز زاینده‌رود (کاهش هدررفت، بهبود کشاورزی، تصفیه و بارچرخانی، و ...) مستلزم چه مقدار هزینه بوده و این هزینه‌ها در مقایسه با هزینه‌های انتقال آب خلیج فارس، چه وضعیتی دارند؟
 
ده. هم‌زمان با احداث خط لوله انتقال آب خلیج فارس به اصفهان، چه مقدار در سایر فعالیت‌های ضروری برای پایدارسازی منابع آب حوضه آبریز زاینده‌رود سرمایه‌گذاری و هزینه شده است؟
 
یازده. اثرات محیط‌زیستی حاصل از شیرین‌سازی و نمک‌زدایی این خط انتقال بر آب خلیج فارس، و بالاخص جزایر و نواحی ساحلی متأثر از آن چگونه مدیریت شده است؟ گزارش اثرات محیط‌زیستی این خط انتقال کجاست؟ چه کسی تهیه کرده و سازوکار مدیریت تأثیرات محیط‌زیستی آن چیست؟
 
دوازده. هزینه سرمایه‌گذاری برای ساخت خط انتقال آب خلیج فارس به اصفهان، از کدام محل تأمین شده و به چه شرکت‌هایی پرداخت شده است؟
 
سیزده. فرض کنید هزینه هر متر مکعب آب انتقال‌یافته به اصفهان  فقط ۱ دلار است (که هزینه‌ها بیشتر است.) حالا تصور کنید بازار آبی در حوضه آبریز زاینده‌رود بر مبنای خرید هر متر مکعب آب ۱ دلار راه‌اندازی شود که هدف از آن کاهش مصرف آب با ابزارهای اقتصادی باشد. فکر می‌کنید چقدر آب برای فروش در این حوضه آبریز ارائه می‌شود؟ و چگونه ابزار اقتصادی می‌تواند با ترتیبات مشخصی در خدمت کاهش مصرف آب در حوضه و پایدارسازی قرار گیرد؟
 
جناب آقای پزشکیان، می‌نویسم که در تاریخ ثبت شود و نسل‌های بعد نگویند پدران ما آن‌قدر خِنگ بودند که نفهمیدند این لوله‌کشی‌ها نه برای آب و نه برای درمان درد آب بود. شما هم حواس‌تان باشد، برای بقیه «مناطق خشک و نیمه‌خشک» هم از این خواب‌های لوله‌ای دیده‌اند.
 
۱۶ آذر ۱۴۰۴
محمد فاضلی

#انتقال_آب
 
@fazeli_mohammad
👍463👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جنگل اولویت نیست!

امید سجادیان در این گفت‌وگو درباره وضعیت جنگل‌ها و آتش‌سوزی در آن‌ها نشان می‌دهد که جنگل اولویت سیاست‌گذار و حکمران نیست.

https://youtu.be/gge0ivltaPo

@irantalk_sn
👍108👎2
آتش‌نشانان جنگل را دریابیم
 
محمد فاضلی
 
جنگل‌های ایران بخش مهمی از ظرفیت زیست‌پذیری این سرزمین را می‌سازند. جنگل‌ها که آتش می‌گیرند، گویی ظرفیت زیست‌پذیری این سرزمین می‌سوزد و شایسته نیست از کنار این مشکل که زندگی را تهدید می‌کند به سادگی بگذریم.
 
جنگل‌ها که آتش می‌گیرند، فضای مجازی پر می‌شود از صحنه‌های سوختن جنگل و در پی آن سیل هم‌دردی کردن با جنگل، نقدها به نبود تجهیزات خاموش کردن آتش، و نقد مدیران و مسئولان شروع می‌شود. آتش‌سوزی #جنگل_الیت در جنگل‌های هیرکانی آخرین نمونه از این گونه رخدادها بود.
 
این گونه رخدادها می‌آیند و می‌روند، و خیلی بحث تخصصی و کارشناسی درباره آن‌ها شکل نمی‌گیرد. من در رسانه ایران‌تاک تلاش کردم از حد نقد و اعتراض به مدیریت بد آتش‌سوزی جنگل‌ها فراتر برویم و در گفت‌وگو با یکی از فعالان محیط‌زیست که یک دهه به صورت تخصصی درباره آتش‌سوزی جنگل‌ها کار کرده است، معضل سوختن جنگل‌های ایران را بررسی کنیم.
 
ویدیوی آتش به جان جنگل‌ها
https://youtu.be/gge0ivltaPo

امیدوار بودم ویدیوی این گفت‌وگو دیده شود، ابعاد مشکل آتش‌سوزی جنگل‌ها برای هزاران نفر آشکار گردد، مطالبه‌ای برای رسیدگی تخصصی به آتش‌سوزی جنگل‌ها ایجاد شود، و زمینه‌ای برای کمک به کارزار حمایت از کنشگران محیط‌زیست فعال در زمینه خاموش کردن آتش جنگل‌ها شکل بگیرد که جان بر سر این کار می‌گذارند.
 
#امید_سجادیان و گروه همکارانش برای حفاظت جنگل‌های ایران و در امان داشتن آن‌ها از آتش، از عمر و زندگی خود مایه گذاشته‌اند.

شما را به دیدن ویدیوی گفت‌وگو با او دعوت می‌کنم و به‌ویژه اگر مایل بودید به کارزار کمک مالی و خرید تجهیزات خاموش کردن آتش جنگل که راه‌اندازی کرده است کمک کنید. این کارزار و راه‌های حمایت از آن در ویدیوی گفت‌وگو معرفی شده است.

ویدیوی آتش به جان جنگل‌ها
https://youtu.be/gge0ivltaPo
 
#جنگل_زاگرس #جنگل_هیرکانی #آتش_جنگل

@fazeli_mohammad
👍84
تورم و فلاکت

در این قسمت سراغ کتاب «تورم و اخلاق» می‌رویم؛ روایتی از فرانسه انقلابی که نشان می‌دهد یک تصمیم اشتباه پولی چطور اقتصاد، سیاست و حتی اخلاق جامعه را به خاکستر تبدیل می‌کند.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/qfdJHcpiFkQ

از سقوط ارزش پول و قماربازهای تازه‌ثروتمند شده تا صف‌های طولانی فقر، فساد و گیوتین!

این قسمت، تصویری تاریخی است از بلایی که «خلق نقدینگی» می‌تواند سر یک کشور بیاورد. درسی که میلیون‌ها ایرانی باید بشنوند.

#تورم #نقدینگی

@dirancast_official
👍112
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سیاست‌مدار ایرانی! اولویت تو چیست؟

گفت‌وگو درباره آتش‌سوزی جنگل‌های ایران خیلی روشنگر بود و زوایای مهمی از مدیریت منابع محیط‌زیستی را روشن می‌کند.

https://youtu.be/gge0ivltaPo

بر اساس این گفت‌وگو یک سؤال از سیاست‌مدار ایرانی پرسیده‌ایم.

#آتش_جنگل #جنگل_زاگرس #جنگل_هیرکانی

@irantalk_sn
👍78👎1
Forwarded from فراشرح (روزبه کردونی)
🔴پرل هاربر؛ صدایی که شنیده نشد

📝روزبه کردونی


۷ دسامبر 1941 در هاوایی، مصداق همان دیالوگ مشهور هفت سامورایی بود: «خطر وقتی سراغت می‌آید که همه‌چیز امن به نظر می‌رسد.»

آفتاب ملایم، صدای آرام آب، و سربازانی که یکشنبه‌ای بی‌خطر را آغاز می‌کردند، همه نشانه‌های آرامش بودند؛ اما درست در دل همین آرامش، بزرگ‌ترین شکست اطلاعاتی تاریخ آمریکا شکل می‌گرفت؛ شکستی که نه از نبود داده، بلکه از نبود تخیّل آغاز شد. پرل هاربر بیش از آنکه داستان غرق‌شدن ناوها باشد، روایت چهار اشتباه بزرگ در ذهنیت و تحلیل بود؛ اشتباه‌هایی که واشنگتن را کور کرد: نیت، توان، الگو، و سناریو.

1⃣نخستین شکست، شکست در تحلیل نیت بود. آمریکا پیام‌ها را داشت، رمزها را می‌شکست، لحن دیپلمات‌های توکیو را می‌شنید، اما باور نمی‌کرد ژاپن قصد حمله‌ای گسترده داشته باشد. ناتوانی در فهم نیت دشمن، نخستین آجر دیوار غافلگیری شد.

2⃣دومین شکست، شکست در تحلیل توان بود. واشنگتن باور نداشت ژاپن بتواند ناوگانش را در سکوت کامل پنهان کند، هزاران کیلومتر در اقیانوس پیش بیاید. همین پیش‌فرض ذهنی باعث شد وقتی رادار دسته عظیمی از هواپیماهای ناشناس را دید، افسر ارشد بگوید: «احتمالاً هواپیماهای خودی‌اند.» رادار می‌دید؛ ذهن نمی‌پذیرفت. شکست اطلاعاتی اغلب از «اطمینان به قضاوت قبلی» آغاز می‌شود.

3⃣سومین شکست، شکست در تشخیص الگو بود. نشانه‌ها آشکار بودند: ناپدید شدن ناوهای هواپیمابر ژاپن، سکوت رادیویی غیرعادی، خروج برخی خانواده‌های دیپلمات‌ها. نشانه‌ها قطعات پازلی بودند که اگر کنار هم قرار می‌گرفتند، تصویر خطر را آشکار می‌کردند. اما ذهنیت تحلیلگران اسیر پیش‌فرض‌ها بود؛ اطلاعات وجود داشت، اما الگو دیده نمی‌شد، و در جهان اطلاعات، ندیدن الگو یعنی ندیدن خطر.

4⃣چهارمین شکست، شکست در تفکر سناریویی بود . واشنگتن تنها یک سناریو را جدی گرفته بود: «ژاپن جنوب شرق آسیا را هدف می‌گیرد، نه هاوایی را.» حمله به پرل هاربر—از نگاه آمریکا—دور، غیرمنطقی، ناممکن و بی‌سابقه بود. اما دقیقاً همان‌جا که آمریکا سناریو نمی‌دید، ژاپن فرصت می‌دید. توانایی تصور «نامحتمل»، قلب تحلیل اطلاعاتی است؛ و ناتوانی از آن، آغاز غافلگیری.

در سوی دیگر، خود ژاپن نیز گرفتار اشتباه مهلکی شد: دست‌کم گرفتن واکنش آمریکا. دریاسالار ایسوروکو یاماموتو—معمار حمله—بیش از هرکس پیامدهای واقعی آن عملیات را می‌دانست. او پس از حمله گفت: "می‌ترسم تمام کاری که کرده‌ایم این باشد که غول خفته را بیدار و او را با عزمی وحشتناک پر کرده باشیم."

اگر آمریکا توان ژاپن را دست‌کم گرفته بود، ژاپن نیز ظرفیت پاسخگویی آمریکا را کم‌انگاشته بود. پرل هاربر برخورد دو خطای محاسباتی بود؛ دو سوءتخمین که جهان را در آتش فرو برد.
پرل هاربر یادآور یک حقیقت ساده اما عمیق است:

امنیت از رادار و رمزگشایی آغاز نمی‌شود؛ از ذهنی آغاز می‌شود که بتواند چیزی را تصور کند که هنوز رخ نداده، اما ممکن است رخ دهد و خطر، دقیقاً همان‌جا سراغ انسان می‌آید که همه‌چیز امن به نظر می‌رسد و این روایتی ناتمام است.
🔴متن کامل یادداشت در خبرآنلاین 👇
https://khabaronline.ir/xpk8q

فراشرح
https://news.1rj.ru/str/rkardooni99
👍116👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعدام سلطان‌ها

در اوضاعی که تورم، فلاکت به بار می‌آورد، از فرانسه تا ایران همه دنبال اعدام سلطان‌ها می‌گردند.

دیدن ویدیو
https://youtu.be/qfdJHcpiFkQ

این قسمت، تصویری تاریخی است از بلایی که «خلق نقدینگی» می‌تواند سر یک کشور بیاورد. درسی که میلیون‌ها ایرانی باید بشنوند.

#تورم #نقدینگی

@dirancast_official
👍79
نام کتاب: حکمرانی آب زیرزمینی؛ تحولات و پیشرفت‌ها
گردآورندگان: کارن ویلهولس و همکاران
مترجم: محمد حب‌وطن و محمد ارشدی
با مقدمه: علی باقری و محمد فاضلی
انتشارات: روزنه، تهران
سال انتشار: ۱۴۰۴
قطع: وزیری
تعداد صفحات: ۴۵۴

استحصال بیش از حد منابع آب زیرزمینی منجر به بروز بحران و پدیده‌های نامطلوب محیط‌زیستی در سراسر جهان شده است.

تلاش‌های اغلب کشورها از جمله کشورمان، برای بهبود وضعیت این منابع در عمل چندان موثر نبوده است. اما چرا این‌گونه است؟ ماهیت نامرئی، بدخیم و مشترک آب زیرزمینی و نیز بطئی‌بودن رفتارش آن را به یک مسئله پیچیده تبدیل کرده و باعث شده حکمرانی و مدیریت این منبع کار ساده‌ای نباشد. این کتاب با همین بینش و با ارائه چارچوب‌های تحلیلی و بهم‌پیوستگی‌های میان آب زیرزمینی و سایر نظام‌های فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی و چند مطالعه موردی، بر آن است که نشان دهد حکمرانی و مدیریت درست این منبع نیازمند یک دانش و رویکرد همه‌جانبه‌نگر و بین‌رشته‌ای است.

این کتاب به قلم کارشناسان برجسته از نقاط مختلف جهان است، توانسته خلاء دانشی موجود در این حوزه را پر کند.

خرید اینترنتی کتاب با تخفیف

@fazeli_mohammad
👍66
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جامعه خطرهای بی‌صاحب
چرا جامعه ایران کم‌اعتماد است؟


سهند ایرانمهر معتقد است جامعه ایران دارای مقدار زیادی انسجام اجتماعی افقی است، انسجامی که میان مردم و گروه‌های مردمی برقرار است اما انسجام اجتماعی عمومی، به معنای انسجام بین مردم و حاکمیت تضعیف‌شده است.

او اعتقاد دارد که اعتماد اجتماعی در این جامعه تضعیف شده و علت آن‌را در یکی از خصایص جالب و خطرناک این جامعه می‌داند.

دیدن گفت‌وگو
https://youtu.be/FqK1tSX5-0w

سهند ایرانمهر اعتقاد دارد که جامعه ایران، جامعه‌ای در خطر تهدید است که خطر در آن صاحب ندارد. بی‌صاحب بودن خطر ویژگی‌ای است که او در طرح نظری خود درباره جامعه ایران صورت‌بندی می‌کند و با اتکا به آن ویژگی‌های این جامعه و از جمله علت بروز بی‌اعتمادی را شرح می‌دهد.

او اگرچه وظیفه جامعه‌شناس و تحلیل‌گر را صورت‌بندی خطرها به منظور تعیین شدن صاحب برای آن‌ها می‌داند، اما راهکارهایی برای بیرون رفتن از این وضعیت ارائه می‌دهد که متکی بر تجربه‌های جهانی هم هست.

#سهند_ایرانمهر #جامعه_خطر #اعتماد_اجتماعی #انسجام_اجتماعی #سرمایه_اجتماعی

@irantalk_sn
👍95
کارزاری برای گزارش دادن دولت

محمد فاضلی

کارزاری برای مطالبه ارائه گزارش رسمی دولت درباره انتقال آب دریا به مناطق مرکزی کشور راه‌اندازی شده است.

https://www.karzar.net/275518

از شما هم درخواست می‌کنم این کارزار را امضا کنید.

این کارزار بر اساس نامه‌ای است که من به رئیس‌جمهور پزشکیان نوشته بودم. (متن نامه)

@fazeli_mohammad
👍122👎3
Forwarded from حسین قتیب
در دو دهه اخیر، نظام اداری و حکمرانی جمهوری اسلامی ایران شاهد نوعی جابه‌جایی ساختاری در الگوی تولید و بازتولید نخبگان بوروکراتیک بوده است. اگر در دهه‌های نخست پس از انقلاب و حتی تا اواخر دهه ۱۳۷۰، تکنوکرات‌های حرفه‌ای با تحصیلات ممتاز، تجربه اجرایی گسترده و شبکه‌های ارتباطی فراملی نقش مسلط‌تری در مدیریت اقتصادی و نهادی ایفا می‌کردند، از اوایل دهه ۱۳۸۰ به بعد، مسیر متفاوتی برای صعود اداری گشوده شد. این مسیر، بیش از آنکه بر شایستگی حرفه‌ای، سرمایه آموزشی ممتاز یا توان طراحی سیاست متکی باشد، بر «وفاداری سیاسی»، «شبکه‌سازی در سطوح میانی» و «قابلیت انطباق با منطق قدرت» استوار بود.

در این چارچوب، آنچه می‌توان از آن با عنوان «بروکرات‌های میانمایه» یاد کرد، نه یک برچسب اخلاقی بلکه یک تیپ نهادی است. این تیپ، محصول تغییر در منطق انتخاب مدیران، تضعیف نهادهای تخصص‌محور، و تقدم ملاحظات سیاسی و امنیتی بر عقلانیت
سیاست‌گذاری است.
تمایز بروکرات میانمایه با تکنوکرات حرفه‌ای

تکنوکرات‌های حرفه‌ای، چه در تجربه ایرانی دهه‌های پیشین و چه در الگوهای کلاسیک حکمرانی، معمولا دارای چند ویژگی مشترک‌اند:
تحصیلات عمیق و معتبر دانشگاهی، اغلب در دانشگاه‌های طراز اول داخلی یا بین‌المللی؛
سابقه اجرایی پیوسته و قابل ردیابی در حوزه تخصصی خود؛
و مهم‌تر از همه، پیوند با شبکه‌های دانشی و حرفه‌ای فراتر از مرزهای یک نهاد یا یک جناح سیاسی.

در مقابل، بروکرات میانمایه لزوما فاقد تحصیلات یا تجربه نیست، اما کیفیت این سرمایه‌ها تعیین‌کننده نیست. آنچه تعیین‌کننده است، توان حرکت در شبکه‌های غیررسمی قدرت، حفظ تعادل میان جناح‌های درون نظام، و پرهیز از هرگونه ابتکار پرهزینه یا موضع‌گیری مستقل است. این افراد اغلب از مناصب میانی آغاز می‌کنند، در حاشیه تصمیم‌سازی می‌مانند، و دقیقا به همین دلیل، در دوره‌های بی‌ثباتی سیاسی به گزینه‌ای «کم‌هزینه» برای ارتقا بدل می‌شوند.
دوره دولت محمود احمدی‌نژاد نقطه عطفی در این تحول بود. تضعیف و حتی انحلال موقت سازمان برنامه و بودجه، حذف یا به حاشیه راندن بدنه کارشناسی باسابقه، و بی‌اعتبارسازی دانش برنامه‌ریزی، عملا مسیر را برای ارتقای مدیرانی هموار کرد که بیش از آنکه برنامه‌ریز باشند، مجری اراده سیاسی بودند.
نقد بروکرات‌های میانمایه، نقد افراد نیست. مساله اصلی، ساختاری است که تولید چنین تیپ‌هایی را عقلانی می‌کند. در نظامی که تصمیم‌های کلان اقتصادی و نهادی خارج از نهادهای تخصصی اتخاذ می‌شود، بهترین بروکرات نه خلاق‌ترین یا متخصص‌ترین، بلکه «کم‌مساله‌ترین» فرد است.

پرسش کلیدی این است:
وقتی مسیر ارتقا از شایستگی حرفه‌ای به وفاداری نهادی تغییر می‌کند، چه بر سر ظرفیت دولت برای یادگیری، اصلاح و پاسخ‌گویی می‌آید؟
و مهم‌تر، آیا نظامی که به طور سیستماتیک بروکرات‌های میانمایه تولید می‌کند، می‌تواند در مواجهه با بحران‌های پیچیده اقتصادی و اجتماعی موفق باشد؟

بروکرات‌های میانمایه، نه انحرافی موقتی، بلکه محصول طبیعی تحول حکمرانی در جمهوری اسلامی طی دو دهه اخیرند. از سازمان برنامه و بودجه تا بانک مرکزی، از سیاست مالی تا سیاست پولی، الگوی غالب، ارتقای مدیرانی است که بیش از تخصص، به تطبیق‌پذیری مجهزند. نتیجه، دولتی است که باثبات به نظر می‌رسد، اما از درون تهی از ظرفیت اصلاح ساختاری است.

این مساله، بیش از آنکه یک نقد فردی باشد، هشداری درباره آینده حکمرانی است. اگر مسیرهای ارتقای اداری اصلاح نشوند، بحران نه فقط در سیاست‌ها، بلکه در خود دولت نهادینه خواهد شد
👍174👎1