Колония имени Горького | کولونی گورکی
تو یه گروه درخواست کتاب عضوم. از هر ۱۰ تا درخواست ۸ تاش اینه. I've lost hope in these people
البته نه. اشتباه من در وهله اول اینه که این مسئله رو تقصیر سوژه میندازم. این ها انسان هایی هستن که از شدت کار و سختی های مادی ازخودبیگانه و سوژه زدایی شدن. به همین علت موجودیت شون رو در یک کالای ازخودبیگانه یعنی پول پیدا میکنن. کارگرانی با سندرم استکهلم که شاید روزی به جای استثمارگران شون بشینن و به قولی «پولدار» بشن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
When someone asks what I'm scared of
❤1
Forwarded from Fou
یه کتاب برای مرحله کشوری مسابقه کتابخوانی برام فرستادن،
داستان جنگ افغانستان و کشتن رهبر القاعده و ... رو از زبون دوتا پهپاد که زن و شوهرن😐 و بچهدار هم نمیشن😐 و اخرشم عاشق علی خامنهای میشن و جاسوس موساد بودن و رها میکنن😂، روایت کرده. تا الان کتابای چرتی خونده بودم ولی این دیگه اخرش بود.
داستان جنگ افغانستان و کشتن رهبر القاعده و ... رو از زبون دوتا پهپاد که زن و شوهرن😐 و بچهدار هم نمیشن😐 و اخرشم عاشق علی خامنهای میشن و جاسوس موساد بودن و رها میکنن😂، روایت کرده. تا الان کتابای چرتی خونده بودم ولی این دیگه اخرش بود.
🤯3
Forwarded from "Opal"
Колония имени Горького | کولونی گورکی
st, alex – the strokes - one way trigger (slowed and reverb)
It's just a trigger that goes once and you'll be unafraid.
Колония имени Горького | کولونی گورکی
https://news.1rj.ru/str/Katyusha_o
از خوبان زمانه هستن. دوست داشتید جوین بدید
Küsüb Getdi
Sara Qədimova
Гөјдәки о тәнһа улдуз, санки мәни андырыр,
Дүшүндүкҹә һиҹран оду, үрәјими јандырыр,
Бәлкә инди гәм ичиндә бахыр о да јоллара,
Ахы нијә өз ешгими дүз демәдим мән јара?
Дүшүндүкҹә һиҹран оду, үрәјими јандырыр,
Бәлкә инди гәм ичиндә бахыр о да јоллара,
Ахы нијә өз ешгими дүз демәдим мән јара?
اما برای شادمانی؛
سیارهی ما چندان آماده نیست
خوشی را باید از چنگِ
روزهای آینده بیرون کشید
در این زندگی، مُردن دشوار نیست
ساختنِ زندگی بسیار دشوارتر است.
ولادیمیر مایاکوفسکی
سیارهی ما چندان آماده نیست
خوشی را باید از چنگِ
روزهای آینده بیرون کشید
در این زندگی، مُردن دشوار نیست
ساختنِ زندگی بسیار دشوارتر است.
ولادیمیر مایاکوفسکی
❤5
I wrestle with the depths of my own existence, questioning the relentless continuation of my journey. Life's offerings seem shrouded in pain, leaving me to ponder the bitterness that clings to my every step. In the quiet echoes, I plead with anyone listening, yearning for liberation from this ceaseless misery. Perhaps only in death's gentle embrace can I find the solace that eludes me in this imprisoning existence. I endure in silence, enduring the hope that one day death's merciful touch will release me from this enduring torment.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز بود،
و سرد بود،
در کنار انسان ها بودم،
اما تنها
کرامر علیه کرامر (۱۹۷۹)
و سرد بود،
در کنار انسان ها بودم،
اما تنها
کرامر علیه کرامر (۱۹۷۹)
Forwarded from ineptias
Everything I want is out of my mental/economical league 😍
Forwarded from "Opal"
شما به چه چیزی نیاز دارید؟
"Opal"
شما به چه چیزی نیاز دارید؟
یه شعر
اشعار خیلی جالبن. موجب میشن عمق نگاه یه نفر رو، رقص با پای برهنه روی فرش و چمن رو، آغوش رو، لبخند عزیزترینت رو، اتاق پرنور رو بدون این که شاهدش باشی به زنده ترین شکل در ذهنت تصور کنی. بعضی آدم ها هم مثل شعر هستن. وقتی تو فکراتن مثل قایق بر تک تک عناصر زیباشون شناوری.
اشعار خیلی جالبن. موجب میشن عمق نگاه یه نفر رو، رقص با پای برهنه روی فرش و چمن رو، آغوش رو، لبخند عزیزترینت رو، اتاق پرنور رو بدون این که شاهدش باشی به زنده ترین شکل در ذهنت تصور کنی. بعضی آدم ها هم مثل شعر هستن. وقتی تو فکراتن مثل قایق بر تک تک عناصر زیباشون شناوری.