Forwarded from "Opal"
Колония имени Горького | کولونی گورکی
st, alex – the strokes - one way trigger (slowed and reverb)
It's just a trigger that goes once and you'll be unafraid.
Колония имени Горького | کولونی گورکی
https://news.1rj.ru/str/Katyusha_o
از خوبان زمانه هستن. دوست داشتید جوین بدید
Küsüb Getdi
Sara Qədimova
Гөјдәки о тәнһа улдуз, санки мәни андырыр,
Дүшүндүкҹә һиҹран оду, үрәјими јандырыр,
Бәлкә инди гәм ичиндә бахыр о да јоллара,
Ахы нијә өз ешгими дүз демәдим мән јара?
Дүшүндүкҹә һиҹран оду, үрәјими јандырыр,
Бәлкә инди гәм ичиндә бахыр о да јоллара,
Ахы нијә өз ешгими дүз демәдим мән јара?
اما برای شادمانی؛
سیارهی ما چندان آماده نیست
خوشی را باید از چنگِ
روزهای آینده بیرون کشید
در این زندگی، مُردن دشوار نیست
ساختنِ زندگی بسیار دشوارتر است.
ولادیمیر مایاکوفسکی
سیارهی ما چندان آماده نیست
خوشی را باید از چنگِ
روزهای آینده بیرون کشید
در این زندگی، مُردن دشوار نیست
ساختنِ زندگی بسیار دشوارتر است.
ولادیمیر مایاکوفسکی
❤5
I wrestle with the depths of my own existence, questioning the relentless continuation of my journey. Life's offerings seem shrouded in pain, leaving me to ponder the bitterness that clings to my every step. In the quiet echoes, I plead with anyone listening, yearning for liberation from this ceaseless misery. Perhaps only in death's gentle embrace can I find the solace that eludes me in this imprisoning existence. I endure in silence, enduring the hope that one day death's merciful touch will release me from this enduring torment.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاییز بود،
و سرد بود،
در کنار انسان ها بودم،
اما تنها
کرامر علیه کرامر (۱۹۷۹)
و سرد بود،
در کنار انسان ها بودم،
اما تنها
کرامر علیه کرامر (۱۹۷۹)
Forwarded from ineptias
Everything I want is out of my mental/economical league 😍
Forwarded from "Opal"
شما به چه چیزی نیاز دارید؟
"Opal"
شما به چه چیزی نیاز دارید؟
یه شعر
اشعار خیلی جالبن. موجب میشن عمق نگاه یه نفر رو، رقص با پای برهنه روی فرش و چمن رو، آغوش رو، لبخند عزیزترینت رو، اتاق پرنور رو بدون این که شاهدش باشی به زنده ترین شکل در ذهنت تصور کنی. بعضی آدم ها هم مثل شعر هستن. وقتی تو فکراتن مثل قایق بر تک تک عناصر زیباشون شناوری.
اشعار خیلی جالبن. موجب میشن عمق نگاه یه نفر رو، رقص با پای برهنه روی فرش و چمن رو، آغوش رو، لبخند عزیزترینت رو، اتاق پرنور رو بدون این که شاهدش باشی به زنده ترین شکل در ذهنت تصور کنی. بعضی آدم ها هم مثل شعر هستن. وقتی تو فکراتن مثل قایق بر تک تک عناصر زیباشون شناوری.
Forwarded from .
Колония имени Горького | کولونی گورکی
کاظمالساهر – حب بلا حدود
شعر نزار قبانی با صدای کاظم الساهر.
❤4
Колония имени Горького | کولونی گورکی
حکایت سه جواهر(۱۹۹۵)
حکایت سه جواهر رو دیدم. گریه میکنم.
Contes des trois diamants
Contes des trois diamants
Forwarded from Finch
Колония имени Горького | کولونی گورکی
A Bar at the Folies-Bergère
در تصویر یک حقیقت داریم و یک بازتاب. حقیقت امر یک زن بارتندر بی روح و بیگانه ست. تنها، خسته از کار و در تلاش برای بازتولید نیروی کارش برای کار مشقت بار روز آینده. اما بازتاب چیزیه که باید باشه. زن در حال صحبت گرم با یک مشتری هست، دیگه تنها نیست. گویا اون جمعیت پشت هم از تنهاییش میکاهه. دیگه کار واسش مشقت نیست، گویا کارش رو دوست داره. این تصویر بیش از هرچیزی به «ازخودبیگانگی» اشاره داره. هانا آرنت در کتابش «وضع بشر» میان ۳ نوع فعالیت تمایز قائل میشه:
۱. کار مشقت بار(labor): بنیادی ترین فعالیت بشر برای بازتولید جسمانی خودش هست که نیاز های فیزیولوژیک رو برطرف میکنه. این نوع فعالیت به طور حلقه وار تکرار میشه و چیز تازه ای نداره. محصولش هم مصرف میشه برای زنده موندن.
۲.کار(work): فعالیتی هست که موجب دست ورزی جهان اطرافمون میشه. این نوع فعالیت حاصلش، محصولاتی هستش که در حیات طولانی مدت انسان به کار میان مثل زیرساخت ها
۳. عمل(action): انسانی ترین فعالیت هست که شامل تعاملات معنادار و نزدیکی به آنچه که ذات مینامیم میشه. حاصل این فعالیت بازتولید فکری و ایجاد تفکرات و فعالیت های نوین فرهنگی و سیاسی هست.
در این تصویر ما شاهد تفاوت کار مشقت بار و کار هستیم. مشقت در دنیایی در گرو استثمار که موجب میشه هر چه بیشتر انسان از انسانیت خودش بیگانه بشه و کار که در یک جهان عادلانه نه تنها موجب دور شدن از انسانیت نیست بلکه در راستای نزدیک شدن و بازتولید نیروی فکری برای زندگی و جهانی بهتره. کار در این جهان عادل دیگر عذاب نه، که یک فعل اختیاری و خودانگیخته هست.
۱. کار مشقت بار(labor): بنیادی ترین فعالیت بشر برای بازتولید جسمانی خودش هست که نیاز های فیزیولوژیک رو برطرف میکنه. این نوع فعالیت به طور حلقه وار تکرار میشه و چیز تازه ای نداره. محصولش هم مصرف میشه برای زنده موندن.
۲.کار(work): فعالیتی هست که موجب دست ورزی جهان اطرافمون میشه. این نوع فعالیت حاصلش، محصولاتی هستش که در حیات طولانی مدت انسان به کار میان مثل زیرساخت ها
۳. عمل(action): انسانی ترین فعالیت هست که شامل تعاملات معنادار و نزدیکی به آنچه که ذات مینامیم میشه. حاصل این فعالیت بازتولید فکری و ایجاد تفکرات و فعالیت های نوین فرهنگی و سیاسی هست.
در این تصویر ما شاهد تفاوت کار مشقت بار و کار هستیم. مشقت در دنیایی در گرو استثمار که موجب میشه هر چه بیشتر انسان از انسانیت خودش بیگانه بشه و کار که در یک جهان عادلانه نه تنها موجب دور شدن از انسانیت نیست بلکه در راستای نزدیک شدن و بازتولید نیروی فکری برای زندگی و جهانی بهتره. کار در این جهان عادل دیگر عذاب نه، که یک فعل اختیاری و خودانگیخته هست.
👍1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
در تصویر یک حقیقت داریم و یک بازتاب. حقیقت امر یک زن بارتندر بی روح و بیگانه ست. تنها، خسته از کار و در تلاش برای بازتولید نیروی کارش برای کار مشقت بار روز آینده. اما بازتاب چیزیه که باید باشه. زن در حال صحبت گرم با یک مشتری هست، دیگه تنها نیست. گویا اون…
اونقدری که با ذوق برای مرد هلندی در حال پرواز اینا رو میگم حال ندارم اینجا بگم😂😂😂
Telegram
Sunt lacrimae rerum
Unreliable narrator
http://t.me/HidenChat_Bot?start=96280113
http://t.me/HidenChat_Bot?start=96280113