Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
شادی و شعف بسیاری از هم وطنان ام پای پستهای مربوط به شلیک مرزبانی ایران به افغانستانی ها را که میبینم به خودم میگویم نژاد پرستی بیش از هر چیز یعنی بی رحمی. نژاد پرستی یک رذیلت است، به این دلیل که بی رحمی رذیلت است. امروز دیگر نمیتوان بی رحمی را صرفاً به دولت نسبت داد و ادعا کرد که فقط دولت است که بی رحمانه عمل میکند. ما با قسمی بی رحمی منتشر و نوعی قساوت سیستماتیک طرفیم. شما در اینجا با جامعه ای سروکار دارید که تمام ارکانش به درجاتی و به شیوه هایی بی رحم اند. قانون اش بی رحم است، نهادهایش بی رحم است، پلیس اش بی رحم است، مدرسه اش بی رحم است، اقتصادش بی رحم است، مدیران و مسئولان و مأموران اش بی رحم اند، آدم هایش هم، طبعاً، بیش و کم بی رحم شده اند. بی رحمی میگوید «مُردی؟ خُب که چی؟»، «رنج می کشی؟ حقات است»، «گرفتاری؟ خب به درک». یکجور بی حسی یا بی تفاوتی سرد نسبت به «همسایه». بی رحمی به بنیانهای خود جامعه حمله میکند، یعنی به امکانهای همزیستی، مجاورت و ارتباط. جامعه ی بی رحم یک «جامعه ی ناممکن» است. بی رحمی اگر باشد، جامعه ای در کار نیست. جامعه ی بی رحم خودش را از درون می خورد. بی رحمی از کجا میآید؟ بی رحمی از چه چیزهایی تغذیه می کند؟ بی رحمی چگونه ریشه میزند و بسط می یابد؟ و چگونه میتوان بی رحمی را ضعیف کرد، پس زد و مهار کرد؟ پرسشهایی مهمتر از این پرسشها نمیشناسم اگر قرار باشد جامعه ی ما آینده ای داشته باشد.
✍ حسام سلامت
✍ حسام سلامت
💔5
Колония имени Горького | کولونی گورکی
https://youtu.be/sG257cOOnw0?si=KVRcAUtXTEL6vRSn
در نکوهش هیولای «مفید بودن»
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
Blackfishvoice (BFV)
Photo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"زندگی سراسر درد است": این آخرین توئیتِ سارینا بود که در ۱۶ سالگی و با امیدِ درمانِ جمعیِ دردها، شهید شد. ۱۸سالگیات مبارک.
#سارینا_اسماعیل_زاده #علیه_فراموشی
@blackfishvoice1
#سارینا_اسماعیل_زاده #علیه_فراموشی
@blackfishvoice1
💔11
"Opal"
چهجوری لئا سیدو انقدر خوشگله
خیلی نابه
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
عجب سالی بود کاپیتان..!!
تازه اول سالیم کاپیتان
Forwarded from دموس demos
افغانستانیستیزی و دریوریهایش
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان) توجهام را جلب کرده است. برخی از این گزارهها را میشود با ارجاع به فکتها و واقعیتها ابطال یا دستکم تعدیل کرد. مثلاً اینکه افغانستانیها عامل اصلی بیکاریاند یا اکثر جرموجنایتها زیر سر آنهاست و ادعاهایی از این دست. برخی دیگر از این گزارهها اما نیازی به ارائهی واقعیتها و فکتها ندارند. مشکل این گزارهها درون خودشان است. به اصطلاحِ منطقیون «خود-متناقض»اند، یعنی خودشان با خودشان به مشکل میخورند یا، به تعبیر سادهتر، یک بخش جمله با بخش دیگر آن همخوانی ندارد یا مقدمهچینیها با نتیجهگیریها همساز نیست یا همزمان ادعاهای متضادی مطرح میشود، تا جایی که آدم نمیداند باید دُم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را...
@demos1402
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان) توجهام را جلب کرده است. برخی از این گزارهها را میشود با ارجاع به فکتها و واقعیتها ابطال یا دستکم تعدیل کرد. مثلاً اینکه افغانستانیها عامل اصلی بیکاریاند یا اکثر جرموجنایتها زیر سر آنهاست و ادعاهایی از این دست. برخی دیگر از این گزارهها اما نیازی به ارائهی واقعیتها و فکتها ندارند. مشکل این گزارهها درون خودشان است. به اصطلاحِ منطقیون «خود-متناقض»اند، یعنی خودشان با خودشان به مشکل میخورند یا، به تعبیر سادهتر، یک بخش جمله با بخش دیگر آن همخوانی ندارد یا مقدمهچینیها با نتیجهگیریها همساز نیست یا همزمان ادعاهای متضادی مطرح میشود، تا جایی که آدم نمیداند باید دُم خروس را باور کند یا قسم حضرت عباس را...
@demos1402
Telegraph
افغانستانیستیزی و دریوریهایش
برایم جالب شده است بفهمم آنهایی که برای اخراج فلهای افغانستانیها هورا میکشند یا به هر طریقی با این روند همراهاند چگونه فکر میکنند یا ذهنشان چطور کار میکند. در واقع «منطق گزارهها»هاشان (یعنی اظهارات، ادعاها، توجیهات، استدلالها و جملهسازیهاشان)…
Audio
❤1
.
#باقر_رضایی، پناهجوی ۶۰ ساله افغانستانی بر اثر کار اجباری، گرمازدگی و تشنگی در اردوگاه رژیم نازی جمهوری اسلامی در #زابل به قتل رسید.
باقر رضایی، پناهجوی اهل ولسوالی #مالستان ولایت #غزنی #افغانستان پیشتر در جریان بازداشتهای دستهجمعی پناهجویان، مهاجران و شهروندان افغانستانی توسط مزدوران گشتاپوی جمهوری اسلامی ربوده شده و به شکنجهگاهی در زابل منتقل شده بود.
نزدیکان او در مصاحبهای گفتهاند که "ماموران ایرانی او و دیگر مهاجران را در اردوگاه بدون آب و غذا نگهداری کردند و آنها را وادار به کار اجباری کردند."
دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی نه تنها با به راه انداختن جنگ علیه ساکنان افغانستانیتبار جغرافیای ایران، تلاش میکند ناکارآمدی و ناتوانی خودش را لاپوشانی کند، بلکه از سرکوب گستردهی افغانستانیها که به کشتارهای روزانه در بلوچستان و کوردستان گسترش یافته، به عنوان ابزار سرکوب گستردهی فرودستان و طبقهی کارگر جغرافیای ایران سود میجوید. گشتاپوی جمهوری اسلامی پناهجویان و کارگران را به طور دستهجمعی از محلهای کار و خیابانها، از خانه و کارگاهها میدزدند، پولهایشان را میگیرند، از مدرسه اخراجشان میکنند، مدارک شناساییشان را پاره میکنند و آنها را پس از چندین مرحله اخاذی به اردوگاههای (شکنجهگاهها) در خراسان و بلوچستان منتقل میکنند. اردوگاههایی که عمدا در قحطی تحمیلی و شکنجه فرو رفتهاند، غذای کافی برای هزاران نفر از انسانهایی که به اجبار در این اردوگاههای گرفتارند مهیا نمیشود، آب آشامیدنی برای نیست، خبری از لوازم بهداشتی نیست، و در گرمای طاقتفرسا، ابتداییترین سیستم تهویه و سرمایش وجود ندارد. برای گریز از این اردوگاهها، تنها چاره پرداختن میلیونها تومان پول به دلالان دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی است. چندین میلیون برای مینیبوسها تا مرز، چندین میلیون برای گروههای مختلف دلالان، برای خرید آب و غذا، برای زنده مانده. علاوه بر این سرکوبگران جمهوری اسلامی به سیاق دوران بردهداری پناهجویان زندانی را مجبور به کار اجباری میکنند. بدون آب و غذا، باقر رضایی، پناهجوی ۶۰ ساله را ساعتها به کار واداشتند تا جان شیرینش را از دست داد. آنچه جمهوری اسلامی با تکیه بر نژادپرستی و دیگریستیزی عمومی علیه مردمان افغانستانی ساکن جغرافیای ایران میکند کمتر از فاشیسم نیست. بیش از ۱۰۰۰۰ کودک بدون سرپرست دیپورت شدند. در ۱۸ روز اخیر بیش از ۴۵۰ هزار نفر اخراج شدهاند.
صدای شهریور
#باقر_رضایی، پناهجوی ۶۰ ساله افغانستانی بر اثر کار اجباری، گرمازدگی و تشنگی در اردوگاه رژیم نازی جمهوری اسلامی در #زابل به قتل رسید.
باقر رضایی، پناهجوی اهل ولسوالی #مالستان ولایت #غزنی #افغانستان پیشتر در جریان بازداشتهای دستهجمعی پناهجویان، مهاجران و شهروندان افغانستانی توسط مزدوران گشتاپوی جمهوری اسلامی ربوده شده و به شکنجهگاهی در زابل منتقل شده بود.
نزدیکان او در مصاحبهای گفتهاند که "ماموران ایرانی او و دیگر مهاجران را در اردوگاه بدون آب و غذا نگهداری کردند و آنها را وادار به کار اجباری کردند."
دستگاه حکومتی جمهوری اسلامی نه تنها با به راه انداختن جنگ علیه ساکنان افغانستانیتبار جغرافیای ایران، تلاش میکند ناکارآمدی و ناتوانی خودش را لاپوشانی کند، بلکه از سرکوب گستردهی افغانستانیها که به کشتارهای روزانه در بلوچستان و کوردستان گسترش یافته، به عنوان ابزار سرکوب گستردهی فرودستان و طبقهی کارگر جغرافیای ایران سود میجوید. گشتاپوی جمهوری اسلامی پناهجویان و کارگران را به طور دستهجمعی از محلهای کار و خیابانها، از خانه و کارگاهها میدزدند، پولهایشان را میگیرند، از مدرسه اخراجشان میکنند، مدارک شناساییشان را پاره میکنند و آنها را پس از چندین مرحله اخاذی به اردوگاههای (شکنجهگاهها) در خراسان و بلوچستان منتقل میکنند. اردوگاههایی که عمدا در قحطی تحمیلی و شکنجه فرو رفتهاند، غذای کافی برای هزاران نفر از انسانهایی که به اجبار در این اردوگاههای گرفتارند مهیا نمیشود، آب آشامیدنی برای نیست، خبری از لوازم بهداشتی نیست، و در گرمای طاقتفرسا، ابتداییترین سیستم تهویه و سرمایش وجود ندارد. برای گریز از این اردوگاهها، تنها چاره پرداختن میلیونها تومان پول به دلالان دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی است. چندین میلیون برای مینیبوسها تا مرز، چندین میلیون برای گروههای مختلف دلالان، برای خرید آب و غذا، برای زنده مانده. علاوه بر این سرکوبگران جمهوری اسلامی به سیاق دوران بردهداری پناهجویان زندانی را مجبور به کار اجباری میکنند. بدون آب و غذا، باقر رضایی، پناهجوی ۶۰ ساله را ساعتها به کار واداشتند تا جان شیرینش را از دست داد. آنچه جمهوری اسلامی با تکیه بر نژادپرستی و دیگریستیزی عمومی علیه مردمان افغانستانی ساکن جغرافیای ایران میکند کمتر از فاشیسم نیست. بیش از ۱۰۰۰۰ کودک بدون سرپرست دیپورت شدند. در ۱۸ روز اخیر بیش از ۴۵۰ هزار نفر اخراج شدهاند.
صدای شهریور
💔2