Forwarded from "Opal" (Roçi.)
زنگ زدم به لیا جواب نداد بعد لیا زنگ زد بهم
Forwarded from "Opal" (Roçi.)
گفتم الو شما؟ گفت شما بهم زنگ زدید
گفتم نه حتما اشتباهی شده و قطع کردم روش
گفتم نه حتما اشتباهی شده و قطع کردم روش
Forwarded from "Opal" (Roçi.)
ده دقیقه بعد یادم اومد ئه لیا بود
Forwarded from "Opal" (Roçi.)
جفتمون هم رو نشناختیم
باید یه روز برم لاهیجان قبر محمد میرزا کاشف السلطنه رو زیارت کنم
😭2
اگه این آدم بزرگ وجود نمیداشت، الان از نعمت چای محروم میبودیم
😭2
Forwarded from Finch bot
https://news.1rj.ru/str/finchstuff/11208
اگه بهار بری خیلی جو بهشتیای داره موزه و اطرافش
اگه بهار بری خیلی جو بهشتیای داره موزه و اطرافش
Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
باید یه روز برم لاهیجان قبر محمد میرزا کاشف السلطنه رو زیارت کنم
Колония имени Горького | کولونی گورکی
این «آخوند آغشته به خون» سردیس سعدی هستش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍4
It is an error to divide people into the living and the dead: there are people who are dead-alive, and people who are alive-alive. The dead-alive also write, walk, speak, act. But they make no mistakes; only machines make no mistakes, and they produce only dead things. The alive-alive are constantly in error, in search, in questions, in torment.
✍ Yevgeny Zamyatin, 1923
✍ Yevgeny Zamyatin, 1923
#تأملات
جدیدا کتب پداگوژی میخونم برای بهبود تدریسم. چیزی که خیلی توجهمو جلب کرده اینه که چطور محیط عمومی یک کلاس یعنی افراد حاضر در کلاس میتونن مشوق یا بازدارنده باشن در فرآیند یادگیری. این امر هم به دو عامل بستگی داره یعنی «فرهنگ پذیرا» و «توانایی مدرس در سازگار کردن دانش آموزان». جامعهای که کودکان رو پذیرای تفاوتها تربیت میکنه، این امکان رو فراهم میکنه تا یادگیری پویا و دوطرفه حتی برای کمتعامل ترین دانشآموز هم فراهم بشه. اگر فرهنگ پذیرا نباشه، بار برطرف کردن این شکاف بر دوش مدرس هست.
در ایران، حداقل در دورهٔ آموزشی که من درونش تحصیل کردم، هیچکدوم از این دو عامل وجود نداشت و چقدر اساتید جای پر کردن شکاف فرهنگ ناپذیرا، خودشون بخشی از اون فرهنگ درون کلاس شدن و واهمهای که یک دانشآموز ضعیف پنداشته شده در اون «رشته/درس/موضوع» به علل مختلفی در پاسخ به مدرس داشت، موجب طرد شون با تحقیر تمام میشد. در حالی که در بعضی مدارس که پول هنگفتی توسط والدین دانش آموز بهشون پرداخت میشد بحث جور دیگری بود. هرچقدر بیشتر به این موضوع توجه میکنم، بیشتر به چشمم میاد که آموزش به شدت مسئلهای طبقاتی و تأثیرپذیر از روبنای فرهنگی حاصل از طبقهست.
جدیدا کتب پداگوژی میخونم برای بهبود تدریسم. چیزی که خیلی توجهمو جلب کرده اینه که چطور محیط عمومی یک کلاس یعنی افراد حاضر در کلاس میتونن مشوق یا بازدارنده باشن در فرآیند یادگیری. این امر هم به دو عامل بستگی داره یعنی «فرهنگ پذیرا» و «توانایی مدرس در سازگار کردن دانش آموزان». جامعهای که کودکان رو پذیرای تفاوتها تربیت میکنه، این امکان رو فراهم میکنه تا یادگیری پویا و دوطرفه حتی برای کمتعامل ترین دانشآموز هم فراهم بشه. اگر فرهنگ پذیرا نباشه، بار برطرف کردن این شکاف بر دوش مدرس هست.
در ایران، حداقل در دورهٔ آموزشی که من درونش تحصیل کردم، هیچکدوم از این دو عامل وجود نداشت و چقدر اساتید جای پر کردن شکاف فرهنگ ناپذیرا، خودشون بخشی از اون فرهنگ درون کلاس شدن و واهمهای که یک دانشآموز ضعیف پنداشته شده در اون «رشته/درس/موضوع» به علل مختلفی در پاسخ به مدرس داشت، موجب طرد شون با تحقیر تمام میشد. در حالی که در بعضی مدارس که پول هنگفتی توسط والدین دانش آموز بهشون پرداخت میشد بحث جور دیگری بود. هرچقدر بیشتر به این موضوع توجه میکنم، بیشتر به چشمم میاد که آموزش به شدت مسئلهای طبقاتی و تأثیرپذیر از روبنای فرهنگی حاصل از طبقهست.
❤4
Forwarded from "Opal" (Roçi.)
و زمانی که بستر رو کم کم آمادهی پذیرش میکنی، متوجه خلاقیت و هیجان دانشآموز در یادگیری میشی