Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
833 videos
93 files
736 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
لباس میخوامم😭
1👍1
منم همینطور
منم همینطور
👍1
این چه سوالیه آخه؟
Forwarded from Dog at the door
بگذریم، شوکران از دهن افتاد
👍1
آخر این موقع شب هوس شاهنامه به دلم انداختن
Forwarded from "Opal"
بعد از این که ضحاک توسط فریدون و در کوه البرز مدفون می‌شه، فریدون به خواسته‌ی مردم و کاوه‌ پادشاه جهان می‌شه.
فریدون به دلیل احترام زیادی که برای کاوه قائل بوده، جهان رو بین سه پسر کاوه تقسیم می‌کنه.
خاور و روم رو به پسر بزرگتر کاوه، یعنی "سَلم" می‌سپره.
چین و توران رو به پسر بعدی، یعنی "تور" می‌سپره.
و در نهایت زیباترین بخش جهان، ایران و دشت نیزه وران رو به پسر کوچک کاوه، به "ایرج" می‌سپره.
Forwarded from "Opal"
ایران از بقیه‌ی مناطق سرسبزتر و آبادتر و حاصلخیزتر بوده. به‌خاطر همین پادشاهی بر دشت نیزه‌وران و ایران انگار پادشاهی بر گل سرسبد جهان محسوب می‌شده.
به همین خاطر بود که تور و سلم، خشمگین شدند و کینه‌‌ای در قلبشون نسبت به ایرج شکل گرفت.
Forwarded from "Opal"
سلم و تور این خشم و نارضایتی خودشون رو به فریدون اعلام کردند و ایرج هم از مشکلی که پیش اومده مطلع شد. به‌ همین دلیل تصمیم گرفت که برای رفع کینه و کدورت بره و با برادرها صحبت کنه.
ایرج در ملاقاتی که با سلم و تور داشت، سعی کرد عشق و دوستی و برادری رو بنیان صحبت‌ها وتصمیم‌هاش قرار بده ولی سلم و تور، چیزی از دوستی و برادری نمی‌فهمیدند و حسادت و طمع چشم‌هاشون رو کور کرده بود. این چنین شد که تور در برابر سلم، تخت طلای پادشاهی خودش رو بلند کرد و به سر ایرج کوبید.
سلم هیچ‌کاری نکرد و از ایرج محافظت نکرد.
تور باز هم دست برنداشت. با خنجری که به کمر داشت روی بدن بی‌جون ایرج نشست و سرش رو از بدن جدا کرد.
در نهایت سر جدا شده‌ی ایرج رو در جعبه‌ای چوبی قرار دادند و برای فریدون، ارسال کردند.
Forwarded from "Opal"
فریدون از چیزی که دید، به شدت غمگین شد. در وصف گریه‌ها و غم فریدون فردوسی ابیات قابل توجهی رو نوشته که متاسفانه حفظ نیستم.
اما این غم به قدری قوی بود که فریدون رو به فکر انتقامی انداخت که برای گرفتنش زیادی پیر و ناتوان شده بود.
در نهایت، بالاخره زمانش رسید. زمان به فریدون عمری طولانی و پسری داد به اسم منوچهر.
فریدون منوچهر رو به خوبی تربیت کرد و پرورش داد و هنگامی که منوچهر فردی بالغ شد، به انتقام ایرج به جنگ با تور و سلم رفت.
منوچهر جنگید و غم رو به خشم و خشم رو به پیروزی تبدیل کرد. تور و سلم رو کشت.
در نهایت، فریدون فرمانروایی ایران و دشت نیزه‌وران و توران و چین و روم و خاور رو به منوچهر سپرد و تونست کمی به غمش تسکین ببخشه.
Forwarded from "Opal"
نمی‌دونم چه‌جوری بگم.
Forwarded from "Opal"
ابیات این داستان
Forwarded from "Opal"
اشکتون رو در میاره.