Forwarded from Sunt lacrimae rerum
با اشتیاق برنامههای کشتن خودش را مرور میکند، میخواهد تا ابد زنده بماند. همه همان چیز را میخواهند. کسی نمیخواهد چیزی حس کند، همه میخواهند همه چیز را حس کنند. امید دارم که از خاطرشان خارج شوم، اما همین حالا هم به نظر میرسد که اصلا وجود نداشتهام. یکی از این انتلکتها بهش میگفت افسردگی جمعی. من انتلکتتر هستم و بهش میگویم پرده سوم نمايشنامه ژاندارک. اگر برنارد شاو بودم اسمهای ديگری برای "دون ژوان در جهنم" انتخاب میکردم. سلام! من فم فتال در برزخ هستم، یا ingénue در باجهی تلفنی که دارد به سمت چشمهایی ورقلمبیده سقوط میکند.
به واژه من حساسیت پيدا کردهام، زیادی منیت دارد. اما بدون استفاده ازش، همه چیز رسالهای کلی میشود که نصفهشب از openAI ترجمه کردی. واژههای درهم ریختهای که کسی آنها را به هم مربوط نمیکند، احساساتی که هرکسی میتواند داشته باشد. اگر "من" زیادی خودش را نشان بدهد متن دیگر روی خودش سوار نمیشود. کسی نمیخواهد دفتر خاطرات واقعی ماری آنتوانت را بخواند. اگر "من" خودش را نشان ندهد، داستانی در کار نخواهد بود. کسی چیزی را احساس نمیکند، کسی نمیخواهد آثار نقاشیهایش را با کام خودش محو کند و ده روز در آپارتمانش تنها بماند تا مسئول ساختمان برای گرفتن اجاره سراغش برود. پيدا شدن جسد توسط صاحبخانه، تراژدی تکرارشوندهی معاصر به حساب میآید. چیزی به درهمشکستگی پدرکشی و بچهخواری در تراژدیهای قديمی یونانی. خونی ریخته نمیشود، همه تنها میمانند، آدمها درباره تنهایی داستان مینویسند، تنهایی کش میآید و ارتباط، ابزورد میشود. آدم نمیتواند بدون این که خندهاش بگیرد چیزی بگوید. چیزی واقعی که شامل دراز کردن قبض و احوالپرسیهای معمولی نباشد.
هنوز نمیتوانم اصطلاح فرانسوی چیزها را به خودشان ربط بدهم. یکی از این روزها عقلم را از دست میدهم یا در تلاش برای از دست ندادنش، میفهمم که خیلی وقت پیش از دستش دادهام. به جای نامهای که تویش همه چیز را توضیح بدهم، برایت یک داستان مینویسم و اسمش را میدهم خودت انتخاب کنی. فقط از ترکيب "... در ..." استفاده نکن. هیچ واژه فرانسوی هم در کار نباشد. اگر امکان دارد، تمایل دارم کسی نداند مغزم موقع بیرون ریختن از جمجمهام چه شکلی بوده. ولی اگر خواستی برای پیج اینستایت ازش عکس بگیری تگم کن.
به واژه من حساسیت پيدا کردهام، زیادی منیت دارد. اما بدون استفاده ازش، همه چیز رسالهای کلی میشود که نصفهشب از openAI ترجمه کردی. واژههای درهم ریختهای که کسی آنها را به هم مربوط نمیکند، احساساتی که هرکسی میتواند داشته باشد. اگر "من" زیادی خودش را نشان بدهد متن دیگر روی خودش سوار نمیشود. کسی نمیخواهد دفتر خاطرات واقعی ماری آنتوانت را بخواند. اگر "من" خودش را نشان ندهد، داستانی در کار نخواهد بود. کسی چیزی را احساس نمیکند، کسی نمیخواهد آثار نقاشیهایش را با کام خودش محو کند و ده روز در آپارتمانش تنها بماند تا مسئول ساختمان برای گرفتن اجاره سراغش برود. پيدا شدن جسد توسط صاحبخانه، تراژدی تکرارشوندهی معاصر به حساب میآید. چیزی به درهمشکستگی پدرکشی و بچهخواری در تراژدیهای قديمی یونانی. خونی ریخته نمیشود، همه تنها میمانند، آدمها درباره تنهایی داستان مینویسند، تنهایی کش میآید و ارتباط، ابزورد میشود. آدم نمیتواند بدون این که خندهاش بگیرد چیزی بگوید. چیزی واقعی که شامل دراز کردن قبض و احوالپرسیهای معمولی نباشد.
هنوز نمیتوانم اصطلاح فرانسوی چیزها را به خودشان ربط بدهم. یکی از این روزها عقلم را از دست میدهم یا در تلاش برای از دست ندادنش، میفهمم که خیلی وقت پیش از دستش دادهام. به جای نامهای که تویش همه چیز را توضیح بدهم، برایت یک داستان مینویسم و اسمش را میدهم خودت انتخاب کنی. فقط از ترکيب "... در ..." استفاده نکن. هیچ واژه فرانسوی هم در کار نباشد. اگر امکان دارد، تمایل دارم کسی نداند مغزم موقع بیرون ریختن از جمجمهام چه شکلی بوده. ولی اگر خواستی برای پیج اینستایت ازش عکس بگیری تگم کن.
👍1
Forwarded from سطل آشغال
دیدید؟ مرز بین ما و اونها هزاران هزار دریا فاصله هست. اگر آخوند هر راهی رو میره ما دقیقا باید برعکسش رو بریم. هیچ موضع مشترکی نداریم ما. غم ما شادی اونها و غم اونها شادی ماست.
Forwarded from Hegelian Rebellion (genealogically proletarian)
Forwarded from روناسانس 🍉
چرا مهمه خانوادهی آرپی چی کار میکنه؟
چون تمام "صلاحیت" طرف از خانوادهش میاد
چون تمام "صلاحیت" طرف از خانوادهش میاد
👍2
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Phil Collins – True Colors
فیل کالینز فوقالعاده ست
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
اونایی که کلون وارز دیدید، ۹۹ رو یادتونه...؟
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
اونایی که کلون وارز دیدید، ۹۹ رو یادتونه...؟
نکن این کارو با من😭😭😭😭
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
اونایی که کلون وارز دیدید، ۹۹ رو یادتونه...؟
تک تک کلون ها واسم ارزش داشتن
فایوز
۹۹
اکو
هوی
جسی
وکسر
ولف
کاتاپ
فایوز
۹۹
اکو
هوی
جسی
وکسر
ولف
کاتاپ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Star Wars The Clone Wars | Clone Troopers - War
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Clone Wars - Warriors
Колония имени Горького | کولونی گورکی
The Clone Wars - Warriors
اینم برای زخمی کردن شدید
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
اوردر ۶۶ رو که کنار بذاریم، ساقط شدن کلون ها از طرف امپراتوری خودش یه تراژدی جداست😭
اون دو تا قهرمان کلونی که جون شون رو فدا کردن تا همه از نابودی کامینو توسط امپراطوری با خبر بشن😭
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
گریه کنید که ما باید اینو میگرفتیم نه ری...
تیر خورد به قلبم
آیم ری اسکای واکر🤡
آیم ری اسکای واکر🤡
𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉
بهم سریال دارث ویدر بدهید ری و داستانای بیخودش بس😭
نات فان فکت:
میدونستی سیدیوس هر از چندگاهی آناکین رو با پادمه برای لذت خودش آزار میداد؟ یه بار سفینه ای که اولین بار آناکین با پادمه توش سوار شده بود رو آورد و جلوی چشمای آناکین نابودش کرد
میدونستی سیدیوس هر از چندگاهی آناکین رو با پادمه برای لذت خودش آزار میداد؟ یه بار سفینه ای که اولین بار آناکین با پادمه توش سوار شده بود رو آورد و جلوی چشمای آناکین نابودش کرد