This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Look at your bird laszlo, look at your bird
...بابا میخائیل با لحنی تمسخر آمیز گفت :
از تزار انتظار کمک داشتن ، پناه بردن به لانهٔ ظلم است.
آه ، این مردم چقدر ساده هستند. شش پسر و پنج نوهٔ خود را فدای خاندان رومانوف کردهام، حالا عوضش توی این سنین پیری به یک تکه نان محتاج هستم.
دخترم، میترسم فردا بابا تزارتان عوض نان ، سرب داغ به خودتان بدهد!
📚یکشنبهٔ خونین ۹ ژانویه
✍سلیمان ثانی آخوندوف
از تزار انتظار کمک داشتن ، پناه بردن به لانهٔ ظلم است.
آه ، این مردم چقدر ساده هستند. شش پسر و پنج نوهٔ خود را فدای خاندان رومانوف کردهام، حالا عوضش توی این سنین پیری به یک تکه نان محتاج هستم.
دخترم، میترسم فردا بابا تزارتان عوض نان ، سرب داغ به خودتان بدهد!
📚یکشنبهٔ خونین ۹ ژانویه
✍سلیمان ثانی آخوندوف
👍3
۲۸مِی سالگرد سقوط خونین کمون پاریس"
"کموناردها زندهاند"
◾️ساعت ۴ عصر بود که آخرین سنگر سقوط کرد، خون همهجا را فرا گرفته بود. امروز ٢٨ مِی با ابرهاى تيره سالگرد سقوط خونين كمون پاريس و قتلعام كموناردهاست.
◾️براساس تخمینها حدود ۳۰ هزار نفر در جريان مبارزات خيابانی كشته يا تيرباران شدند، ۳۴ هزار نفر به زندانهای طولانی مدت افتادند و ۷ هزار نفر نفیبلد و اخراج و تبعبد شدند.
◾️از ۲۱ می تا ۲۸ می و سقوط آخرین سنگر، هفته خونین کمون پاریس است. بسیاری را در مقابل دیواری موسوم به دیوار کموناردها که اکنون در محوطه گورستان پرلاشز قرار دارد تیرباران کردند.
◾️هنگامی كه ولادیمیر لنین رهبر و متفكر پرشور انقلابكبير روسيه درگذشت، در مراسم بزرگداشت پيكر او را در تكهای از پرچم سرخ كمون پاريس پيچيدند. تکه دیگری از آن به همراه سفینه فضایی شوروی «وستک ۱» به فضا فرستاده شد.
◾️کمون پاریس بخشی از آينده است كه در گذشته اتفاق افتاده، کشف فرمهای رهاییبخش و از دست دادن همزمان آنهاست. ساعت ۴ عصر بود که آخرین سنگر سقوط کرد، کنار آن دیوار ساعت همیشه روی ۴ باقی خواهد ماند.
«کموناردها هنوز نمردهاند»
"کموناردها زندهاند"
◾️ساعت ۴ عصر بود که آخرین سنگر سقوط کرد، خون همهجا را فرا گرفته بود. امروز ٢٨ مِی با ابرهاى تيره سالگرد سقوط خونين كمون پاريس و قتلعام كموناردهاست.
◾️براساس تخمینها حدود ۳۰ هزار نفر در جريان مبارزات خيابانی كشته يا تيرباران شدند، ۳۴ هزار نفر به زندانهای طولانی مدت افتادند و ۷ هزار نفر نفیبلد و اخراج و تبعبد شدند.
◾️از ۲۱ می تا ۲۸ می و سقوط آخرین سنگر، هفته خونین کمون پاریس است. بسیاری را در مقابل دیواری موسوم به دیوار کموناردها که اکنون در محوطه گورستان پرلاشز قرار دارد تیرباران کردند.
◾️هنگامی كه ولادیمیر لنین رهبر و متفكر پرشور انقلابكبير روسيه درگذشت، در مراسم بزرگداشت پيكر او را در تكهای از پرچم سرخ كمون پاريس پيچيدند. تکه دیگری از آن به همراه سفینه فضایی شوروی «وستک ۱» به فضا فرستاده شد.
◾️کمون پاریس بخشی از آينده است كه در گذشته اتفاق افتاده، کشف فرمهای رهاییبخش و از دست دادن همزمان آنهاست. ساعت ۴ عصر بود که آخرین سنگر سقوط کرد، کنار آن دیوار ساعت همیشه روی ۴ باقی خواهد ماند.
«کموناردها هنوز نمردهاند»
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگاه خیره اولیس - تئو آنجلوپولوس
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلمات آمدهاند و رفتهاند.
بیمار اینجا نشستهام
انتظار میکشم تا زندگی کنم
انتظار میکشم تا بمیرم
انتظار، این مخدر کثیف.
دیگر حرفی برای گفتن نیست
فقط انتظار
که هرکس به تنهایی با آن روبهرو میشود.
آه، زمانی جوان بودم
آنقدر جوان که باور نمیکنید!#چارلز_بوکوفسکی
❤1
Forwarded from دفتر نشر جناب آقای نامحترم (Benyamin)
ببخشید خانوم شما آلبر کامو هستید؟
آخه هر وقت میبینمتون تنها مسئله مهم تو زندگیم این میشه که خودکشی بکنم یا نه.
آخه هر وقت میبینمتون تنها مسئله مهم تو زندگیم این میشه که خودکشی بکنم یا نه.
And Manwë said unto Melkor:'This kingdom thou shalt not take for thine own, wrongfully, for many others have laboured here no less than thou.'
Forwarded from Absence
My routine is simple
I wakeup and suffer
I wakeup and suffer
👍1
Forwarded from تاریخ طبقه کارگر
در چنین روزی ۷ ژوئن ۱۹۵۴ ، آلن تورینگ* ریاضیدان و معروف به پدر علوم کامپیوتر و هوش مصنوعی در سن ۴۱ سالگی بر اثر مسمومیت با سیانور و در پاسخ به آزار و شکنجه ای که متحمل گشته بود خودکشی کرد. او به جرم همجنس گرایی متهم شد و حکمش نیز عقیم سازی شیمیایی بود.
@TarTaKar
@TarTaKar
👍1💔1
هنگامی که سناتور جمهوری بودم، به شهر پامپا رفتم
جایی که هر پنجاه سال یکبار باران می بارد
جایی که زندگی به طور غیر قابل تصوری سخت است
رفتم تا مردمی را ملاقات کنم که به من رای داده بودند
روزی
در لوتا، مردی را دیدم که از معدن زغال بیرون آمده بود
گویا ماسکی از ذغال و خاک عرق صورتش را پوشانده بود
صورتش
از شدت سختی و فلاکت شکلش را از دست داده بود
و چشمانش از خاک سرخ شده بودند
دست پینه بسته شده خویش را به سویم دراز کرده و گفت
هر کجا که رفتی...
از این ستم سخن بگو
از برادرت بگو که در زیرزمین در جهنم زندگی می کند
حس کردم که باید چیزی برای این مرد بنویسم تا در مبارزه اش یاریاش دهم
تا شعر ستم دیدگان را بنویسم
این شد که «سرود های همگانی*» به وجود آمد
- پابلو نرودا
ترجمه از خودم
*Canto general
جایی که هر پنجاه سال یکبار باران می بارد
جایی که زندگی به طور غیر قابل تصوری سخت است
رفتم تا مردمی را ملاقات کنم که به من رای داده بودند
روزی
در لوتا، مردی را دیدم که از معدن زغال بیرون آمده بود
گویا ماسکی از ذغال و خاک عرق صورتش را پوشانده بود
صورتش
از شدت سختی و فلاکت شکلش را از دست داده بود
و چشمانش از خاک سرخ شده بودند
دست پینه بسته شده خویش را به سویم دراز کرده و گفت
هر کجا که رفتی...
از این ستم سخن بگو
از برادرت بگو که در زیرزمین در جهنم زندگی می کند
حس کردم که باید چیزی برای این مرد بنویسم تا در مبارزه اش یاریاش دهم
تا شعر ستم دیدگان را بنویسم
این شد که «سرود های همگانی*» به وجود آمد
- پابلو نرودا
ترجمه از خودم
*Canto general
👍4
باران، چون بازتابی از اشک های سرازیر از گونه هایم، پیوسته میبارید. گویا آسمان از برای تراژدی وجودم میگریست.
- مرشد و مارگاریتا
میخائیل بولگاکف
- مرشد و مارگاریتا
میخائیل بولگاکف