Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
عاشوب وایب جنیا میده😭
همون قدر زیبا، همون قدر مهربون، همون قدر وایب mature older sister
پر از اطلاعات بامزه و جالب، سرشار از احساسات غلیظ
(+وایب یه لیوان چای دارچین داغ که حالتو جا میاره)
همون قدر زیبا، همون قدر مهربون، همون قدر وایب mature older sister
پر از اطلاعات بامزه و جالب، سرشار از احساسات غلیظ
(+وایب یه لیوان چای دارچین داغ که حالتو جا میاره)
Fu Inlé
چرا گندالف =))))))
به قدری از داستان ها میدونی و اطلاعات داری که گویا یک روح والا هستی که به اندازه زندگی ۳۰۰ انسان بر زمین قدم گذاشته و ماجراهایی رو پشت سر گذاشه. شوخ طبعی بسیار خاص و بانمکی داری و همیشه میتونی غافلگیر کنی آدمو
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
الک حقیقتا ترکیب تعداد زیادی از کارکترهاست بنظرم
شبیه وایلن از موسیقی و علوم مختلف و اقتصاد و سیاست سر درمیاره شبیه an only child getting homeschooled by the best tutors about literally everything
گاهی وایب old powerful and tired men میدی😭 مثل دارکلینگ سریال
پیک آپ لاین هایی که موقع مسخره بازی میگی وایب جسپر میدن
و بنظرم مثل کز کاملا توانایی براندازی حکومت و بهم ریختن وضع اقتصاد رو داری، اگر که اراده کنی =)
شبیه وایلن از موسیقی و علوم مختلف و اقتصاد و سیاست سر درمیاره شبیه an only child getting homeschooled by the best tutors about literally everything
گاهی وایب old powerful and tired men میدی😭 مثل دارکلینگ سریال
پیک آپ لاین هایی که موقع مسخره بازی میگی وایب جسپر میدن
و بنظرم مثل کز کاملا توانایی براندازی حکومت و بهم ریختن وضع اقتصاد رو داری، اگر که اراده کنی =)
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
الک حقیقتا ترکیب تعداد زیادی از کارکترهاست بنظرم شبیه وایلن از موسیقی و علوم مختلف و اقتصاد و سیاست سر درمیاره شبیه an only child getting homeschooled by the best tutors about literally everything گاهی وایب old powerful and tired men میدی😭 مثل دارکلینگ سریال…
دقیق. الک رو نمیشه خلاصه کرد در شخصیت های خاص. الک خودش پیچیدگی بس زیبایی داره
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
Колония имени Горького | کولونی گورکی
دقیق. الک رو نمیشه خلاصه کرد در شخصیت های خاص. الک خودش پیچیدگی بس زیبایی داره
الک که دوستت باشه همزمان یه کوچولو داری که puppy eyes میتونه بهت زل بزنه تا بهش خوراکی بدی، یه استاد تاریخ و فلسفه و اسطوره شناس و یه پدربزرگ خسته داره
وقتی این چندتا کاراکتر باهم بروز پیدا میکنن انقدر چیزای خوشمزه و جدید ازش یاد میگیری که هیچی دیگه
وقتی این چندتا کاراکتر باهم بروز پیدا میکنن انقدر چیزای خوشمزه و جدید ازش یاد میگیری که هیچی دیگه
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
لیا شبیه آلینا پر از نور و گرماست، شبیه مل وفادار و مسئولیت پذیره، و وایب مشاورهای دربار هم میده که از دولت و سیاست خیلی سر در میارن
Колония имени Горького | کولونی گورکی
مگه آلردی نیستی؟
بی خوابی ادبیاتم رو شاید تحت تاثیر قرار میده و نفهمیدم منظور عاشوبو
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
شما هم اگر دوست داشتین برای من بگین
از نظر من تو مثل دوشس ساتین کرایز از سریال کلون وارز هستی. هم زیبا هستی و هم عاقل. انگار همه رو میشناسی و در عین این که عاشق صلح و آرامشی، ماجراجویی ها و لحظات فوق العاده ای رو رقم میزنی
𝕷𝖚𝖓𝖆 𝕸𝖆𝖑𝖊𝖋𝖎𝖈𝖆𝖗𝖚𝖒🌙
Yep I was forgotten once more:)
یه ساعته فکر میکنم آخه. خیلی باید بگردم
𝕷𝖚𝖓𝖆 𝕸𝖆𝖑𝖊𝖋𝖎𝖈𝖆𝖗𝖚𝖒🌙
Yep I was forgotten once more:)
لونا منو یاد درسو اوزالا میندازه. عاشق معجزه های طبیعت، میتونه به عجیب ترین نحوه اطرافیانش رو شگفت زده کنه
عاشوب هم منو شدیدا یاد آسوکا میندازه. یعنی وقتی که گفتم عاشوب یه راست گفتم آسوکا. گویا عشق بسیار زیبایی به آدمای اطرافش داره. عاشق ماجراجوییه و هر چقدر شخصیتش رو بیشتر کاوش میکنی، به لایه های عمیق تر و زیباتری میرسی.
👍1
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
اینو خوندم یادم به to define is to limit افتاد
Slavoj žižek be like:
Forwarded from Inappropriate amount of shit
اره ولی چیزی که برام عجیبه اینه که حتی به خودمون هم ماسک نشون میدیم
در نتیجه انگار هیچوقت نمیدونی کی نقاب تموم میشه و انسان شروع میشه. فکر میکنم این بازی مرموز، ترسناک و زشتیه. اما در عین حال، این که هرگز نمیشه حقیقتِ ماهیت رو با قراردادهای نمادهاین (مثل زبان) کشف کرد و همه چیز در سایه یه نوع رمز قرار میگیره، باعث میشه زیبایی غریبی پیدا کنه. انگار قدرت این رو داریم که همه چیز رو با کلمات دوباره شکل بدیم، کلماتی که میتونن گذشته رو هم تغییر بدن.
فکر میکنم وسوسهانگیزه.
در نتیجه انگار هیچوقت نمیدونی کی نقاب تموم میشه و انسان شروع میشه. فکر میکنم این بازی مرموز، ترسناک و زشتیه. اما در عین حال، این که هرگز نمیشه حقیقتِ ماهیت رو با قراردادهای نمادهاین (مثل زبان) کشف کرد و همه چیز در سایه یه نوع رمز قرار میگیره، باعث میشه زیبایی غریبی پیدا کنه. انگار قدرت این رو داریم که همه چیز رو با کلمات دوباره شکل بدیم، کلماتی که میتونن گذشته رو هم تغییر بدن.
فکر میکنم وسوسهانگیزه.
Forwarded from ineptias
I only noticed I have a heart when I got the urge to give it to someone. I searched my pockets, my books, my body, my soul, to collect and give away everything important and valuable, I didn’t need any of it. I wasn’t in love or anything, I was deeply out of love with life. The air tasted like ashes of disgust and despair to my ungrateful, dissatisfied, paralysed tongue. My eyes were satiated by the fabricated, alien mundanities. The voices blurred in my head, every last drop of enthusiasm withered right before my aching whimpers, death echoed louder than the wind and it was spring once again. One hoped the rain would wash away the ancient filth, fog and pain, the other prayed for a river of nostalgia, for the agony was pricelessly memorable; the dear exotic souvenirs from hell.
Forwarded from Fu Inlé (Sionnach)
من بچهایی بودم که خیلی زود به حرف اومدم، خیلی زود. هفت ماهگی شروع کردم کلمهها رو تکه تکه گفتن و تا نه ماهگی چندین دسته کلمه رو میتونستم تکرار کنم و به زبون بیارم.
ولی اولین کلمهای که گفتم، با بقیه فرق داشت. همه معمولا با مامان و بابا شروع میکنن. ولی من یه روز که روبهروم نشسته بودن و ازم میخواستن که بگم مامان، دهنم رو باز کردم و گفتم ما..ما....مایع ظرفشویی.
و از همون موقع میل و اشتیاق من به ظرف شستن شکفته شد.
اول دبستان ازم پرسیدن بزرگ شدم میخوام چه کاره بشم و من گفتم میخوام ظرف بشورم. اول دبیرستان وقتی همه بین تجربی و ریاضی مونده بودن من غر میزدم که چرا رشتهی ظرفشوری نداریم. وقتی برای انتخاب رشتهی دانشگاهم پیش مشاور رفتم ک ازم پرسید خودم به چی علاقه دارم گفتم سابیدن کف ماهیتابهای که توش نیمرو سرخ شده.
و هنوز که هنوزه این عشق من از بین نرفته.
ولی اولین کلمهای که گفتم، با بقیه فرق داشت. همه معمولا با مامان و بابا شروع میکنن. ولی من یه روز که روبهروم نشسته بودن و ازم میخواستن که بگم مامان، دهنم رو باز کردم و گفتم ما..ما....مایع ظرفشویی.
و از همون موقع میل و اشتیاق من به ظرف شستن شکفته شد.
اول دبستان ازم پرسیدن بزرگ شدم میخوام چه کاره بشم و من گفتم میخوام ظرف بشورم. اول دبیرستان وقتی همه بین تجربی و ریاضی مونده بودن من غر میزدم که چرا رشتهی ظرفشوری نداریم. وقتی برای انتخاب رشتهی دانشگاهم پیش مشاور رفتم ک ازم پرسید خودم به چی علاقه دارم گفتم سابیدن کف ماهیتابهای که توش نیمرو سرخ شده.
و هنوز که هنوزه این عشق من از بین نرفته.
🥰2🤣1
مردم آذربایجان بین الهام علیف و الهام علیف و الهام علیف، الهام علیف رو انتخاب کردن به عنوان رییس جمهور