Forwarded from Sunt lacrimae rerum
اطلاعات رندوم و به دردنخور امروزتون:
[Or rather, let's talk about one of my obsessions: iconic angst bitches in history💅🥸]
سوفونیسب شاهدخت کارتاژ بود که درگیر دسیسههای امپراتوری رم باستان میشه.
اول، اون با Masinissa نامزد میشه. حاکم Massylii(کشوری در شمال آفریقا)
این ازدواج یه اتحاد سیاسی بوده که این دو کشور رو در برابر رم قوی کنه.
اما بعد یکی از کارتاژیها فکر میکنه که ازدواج با syphax برای سوفونیسب بهتره. سایفکس شاه کشوری بوده که در همون زمان با رم متحد بوده. یه دلیل دیگه هم این بوده که میگن سایفکس عاشق سوفونیسب بوده و لشکریانش رو چند بار برای گرفتنش به کارتاژ می فرسته و آزارشون میده.
با وجود این که مسینیسا واقعا سوفونیسب رو دوست داشته، راضی میشه که عقب بکشه.
سوفونیسب زن باهوش و زیبایی بوده.
کسیو دربارهش مینویسه:
clever, ingratiating, and altogether so charming that the mere sight of her or even the sound of her voice sufficed to vanquish every one, even the most indifferent
هرچند توی بعضی روایتهای تاریخی دیگه، میگن فقط یه دختر جوون بوده.
با این حال به کسی شناخته میشه که به کارتاژ وفاداره، عاشق موسیقی و ادبیاته و میتونه نیتش رو پشت معصومیتش پنهان کنه.
سوفونیسب کاری میکنه که سایفکس بر علیه رم بشه، اتحادش رو با رم بشکنه و به نفع کارتاژ بجنگه.
حتی توی جنگ utica، سایفکس با مسینیسا، نامزد قبلی سوفونیسب میجنگه
در نهایت سایفکس شکست میخوره و سوفونیسب اسیر میشه و به دست مسینیسا و رم میفته.
مسینیسا عاشقش بوده و با هم ازدواج میکنن تا صلح رو برگردونن. سوفونیسب موفق میشه مسینیسا رو قانع کنه که تو ازدواجش با سایفکس نقشی نداشته و قربانی بوده.
اسکیپیو، (ژنرال و نماینده رم) با این ازدواج مخالف بوده چون فکر میکرده سوفونیسب مسینیسا رو هم برعلیه رم میکنه.
از طرفی میترسیدن به محض عقب کشیدن کارتاژیها و رمیها، مرد نقابش رو بندازه و شاهدخت کارتاژ رو برای انتقام شکنجه بده. اسکیپیو دستور میده سوفونیسب به رم بیاد و تو رژه پیروزی شرکت کنه.
مسینیسا باهاش موافقت میکنه تا خشم رم رو به جون نخره. اما پیش سوفونیسب میره و مخفیانه قانعش میکنه که با خوردن زهر خودش رو بکشه تا از خشم رم در امان بمونه. شاهدخت قبول میکنه، زهر رو سر میکشه و موقرانه میمیره.
[Or rather, let's talk about one of my obsessions: iconic angst bitches in history💅🥸]
سوفونیسب شاهدخت کارتاژ بود که درگیر دسیسههای امپراتوری رم باستان میشه.
اول، اون با Masinissa نامزد میشه. حاکم Massylii(کشوری در شمال آفریقا)
این ازدواج یه اتحاد سیاسی بوده که این دو کشور رو در برابر رم قوی کنه.
اما بعد یکی از کارتاژیها فکر میکنه که ازدواج با syphax برای سوفونیسب بهتره. سایفکس شاه کشوری بوده که در همون زمان با رم متحد بوده. یه دلیل دیگه هم این بوده که میگن سایفکس عاشق سوفونیسب بوده و لشکریانش رو چند بار برای گرفتنش به کارتاژ می فرسته و آزارشون میده.
با وجود این که مسینیسا واقعا سوفونیسب رو دوست داشته، راضی میشه که عقب بکشه.
سوفونیسب زن باهوش و زیبایی بوده.
کسیو دربارهش مینویسه:
clever, ingratiating, and altogether so charming that the mere sight of her or even the sound of her voice sufficed to vanquish every one, even the most indifferent
هرچند توی بعضی روایتهای تاریخی دیگه، میگن فقط یه دختر جوون بوده.
با این حال به کسی شناخته میشه که به کارتاژ وفاداره، عاشق موسیقی و ادبیاته و میتونه نیتش رو پشت معصومیتش پنهان کنه.
سوفونیسب کاری میکنه که سایفکس بر علیه رم بشه، اتحادش رو با رم بشکنه و به نفع کارتاژ بجنگه.
حتی توی جنگ utica، سایفکس با مسینیسا، نامزد قبلی سوفونیسب میجنگه
در نهایت سایفکس شکست میخوره و سوفونیسب اسیر میشه و به دست مسینیسا و رم میفته.
مسینیسا عاشقش بوده و با هم ازدواج میکنن تا صلح رو برگردونن. سوفونیسب موفق میشه مسینیسا رو قانع کنه که تو ازدواجش با سایفکس نقشی نداشته و قربانی بوده.
اسکیپیو، (ژنرال و نماینده رم) با این ازدواج مخالف بوده چون فکر میکرده سوفونیسب مسینیسا رو هم برعلیه رم میکنه.
از طرفی میترسیدن به محض عقب کشیدن کارتاژیها و رمیها، مرد نقابش رو بندازه و شاهدخت کارتاژ رو برای انتقام شکنجه بده. اسکیپیو دستور میده سوفونیسب به رم بیاد و تو رژه پیروزی شرکت کنه.
مسینیسا باهاش موافقت میکنه تا خشم رم رو به جون نخره. اما پیش سوفونیسب میره و مخفیانه قانعش میکنه که با خوردن زهر خودش رو بکشه تا از خشم رم در امان بمونه. شاهدخت قبول میکنه، زهر رو سر میکشه و موقرانه میمیره.
Forwarded from تین تین، ابرِ نارنجی (Tina)
Noticing to everything is everything to me especially when it’s about life , nature or me. Noticing is beautiful.
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Gary Jules – Mad World
Going nowhere, going nowhere
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Going nowhere, going nowhere
Hide my head I want to drown my sorrow
No tomorrow
No tomorrow
No tomorrow
No tomorrow
It's easy to believe in people when they're succeeding. But that's not what we're about. We have to believe in each other when we fail.
- captain Tom Chandler
🎥 The last ship
- captain Tom Chandler
🎥 The last ship
❤2
Der Mensch lebt oft so gedankenlos hin, wenn er an ein Ende denkt, ist ihm alles verloren, und er fängt an zu verzweifeln.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Lion of the Desert
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Lion of the Desert
فیلم فوق العاده «شیر صحرا»
با بازی آنتونی کویین و عمر شریف
با بازی آنتونی کویین و عمر شریف
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Lion of the Desert
فیلم تاریخی اسپویل نداره ولی اگه نمیخواید اسپویل شید نبینیدش
Am I condemned for simply being born into this skin? For daring to harbor dreams of a life unencumbered by the weight of judgment and prejudice? Is it just to bear the burden of sins yet to be committed, to carry the weight of a verdict not yet pronounced?
امشب درس الگوریتم رو تموم نکنم از آخوند کمترم
🫡5
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
Let's unlock new personalities together
You have to learn to love the small things in life, like a hot bath. You have to love the small things, when you've nothing else.
- sand dan glokta
✍ Joe Abercrombie
📚 The first law: The blade itself
- sand dan glokta
✍ Joe Abercrombie
📚 The first law: The blade itself
👍1
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
Every few months, I just want to end this chapter and start a new one, so I dye my hear or begin to learn a new skill
But at least once a year, when I'm really sick at the old me, now that's when I start a cult
But at least once a year, when I'm really sick at the old me, now that's when I start a cult
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
نظریه ی کم طرفدار:
شرلوک باهوش ترین عضو خانواده ی هلمز نیست.
شرلوک باهوش ترین عضو خانواده ی هلمز نیست.