Forwarded from Sunt lacrimae rerum
(and even if you were looking for a expression to judge someone, it was probably "cringe", not "pick me"
Though we don't welcome judgemental bitches in this house, but if you're being a judgemental bitch, at least do it with a proper vocabulary)
Though we don't welcome judgemental bitches in this house, but if you're being a judgemental bitch, at least do it with a proper vocabulary)
Forwarded from Blackfishvoice (BFV)
#دانیلا_کلته (Daniela Klette)
از مبارزان "نسل سوم" #فراکسیون ارتش سرخ" (RAF) بعد از پیش از سهدهه زندگی مخفی، در برلین بازداشت شد.
او به همراه دو همرزم دیگر، ارنست-ولکر استاب و بورکهارد گارویگ برای دههها از تحتِ تعقیبترین رزمندگان ضدسرمایهداری اروپا شناخته میشدند.
کلته فعاليتهای خود را در سال۱۹۷۵ با جنبش علیه عضویت آلمان در پیمان تروریستی #ناتو آغاز کرد.
او و همرزمان خود را نسل سومِ فراکسیون ارتش سرخ دانسته و معتقد بودند که بابت شرمِ مشارکت والدینشان در فاجعهی #نازیسم باید علیه تمامی مظاهر غارت و کشتار توسط سرمایهداری و امپریالیسم شورش کرد.
آنها بهجای وابسته شدن به دیگر دولتها، با خلعِ موجودی بانکها بهعنوان نهادهای سازمانهای دزدی از جیب زحمتکشان، امکانات مبارزه را تامین کرده و طی چندین سال، تعداد زیادی از زالوترین روسای بانکها، دیپلماتها، نظامیان و مقامات دادگستری را به هلاکت رساندند.
فراکسیون ارتش سرخ در سال ۱۹۷۰ توسط تنی چند از برجستهترین چریکهای تاریخ از جمله #آندریاس_بادر (Andreas Baader)، #گودرون_انسلین (Gudrun Ensslin)، #هرست_مالر (Horst Mahler) و #اولریکه_ماینهوف (Ulrike Mainhof) پایهگذاری شده بود.
همین سازمان، توانست سفر محمدرضا پهلوی به آلمان را به یکی بزرگترین رسواییهایی سلطنت در عرصهی بینالملی تبدیل کند.
در۲۰ ماه آپریل ۱۹۹۸ راف با انتشار نامهای ۸ صفحهای انحلال خود را اعلام کرده بود. در پایان نامه چنین نوشتند:
" امروز ما به این پروژه پایان میدهیم. چریک شهری به شکل راف دیگر به تاریخ تعلق دارد. انقلاب میگوید: من بودم، من هستم، من خواهم بود."
@Blackfishvoice1
از مبارزان "نسل سوم" #فراکسیون ارتش سرخ" (RAF) بعد از پیش از سهدهه زندگی مخفی، در برلین بازداشت شد.
او به همراه دو همرزم دیگر، ارنست-ولکر استاب و بورکهارد گارویگ برای دههها از تحتِ تعقیبترین رزمندگان ضدسرمایهداری اروپا شناخته میشدند.
کلته فعاليتهای خود را در سال۱۹۷۵ با جنبش علیه عضویت آلمان در پیمان تروریستی #ناتو آغاز کرد.
او و همرزمان خود را نسل سومِ فراکسیون ارتش سرخ دانسته و معتقد بودند که بابت شرمِ مشارکت والدینشان در فاجعهی #نازیسم باید علیه تمامی مظاهر غارت و کشتار توسط سرمایهداری و امپریالیسم شورش کرد.
آنها بهجای وابسته شدن به دیگر دولتها، با خلعِ موجودی بانکها بهعنوان نهادهای سازمانهای دزدی از جیب زحمتکشان، امکانات مبارزه را تامین کرده و طی چندین سال، تعداد زیادی از زالوترین روسای بانکها، دیپلماتها، نظامیان و مقامات دادگستری را به هلاکت رساندند.
فراکسیون ارتش سرخ در سال ۱۹۷۰ توسط تنی چند از برجستهترین چریکهای تاریخ از جمله #آندریاس_بادر (Andreas Baader)، #گودرون_انسلین (Gudrun Ensslin)، #هرست_مالر (Horst Mahler) و #اولریکه_ماینهوف (Ulrike Mainhof) پایهگذاری شده بود.
همین سازمان، توانست سفر محمدرضا پهلوی به آلمان را به یکی بزرگترین رسواییهایی سلطنت در عرصهی بینالملی تبدیل کند.
در۲۰ ماه آپریل ۱۹۹۸ راف با انتشار نامهای ۸ صفحهای انحلال خود را اعلام کرده بود. در پایان نامه چنین نوشتند:
" امروز ما به این پروژه پایان میدهیم. چریک شهری به شکل راف دیگر به تاریخ تعلق دارد. انقلاب میگوید: من بودم، من هستم، من خواهم بود."
@Blackfishvoice1
Forwarded from "Opal"
But have you touched deceit so real,
Felt it disappear, felt your mind let it by?
Felt it disappear, felt your mind let it by?
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Kadim Al Sahir [ey_elahe_naz] – Hal Endaky Shak [ey_elahe_naz]
کاظم الساهر حقیقتا قیصر موسیقی عربه
دو نوع کشتن وجود دارد، یکی اینکه به صراحت با فعل کشتن مشخص می شود، دیگری که به طور معمول در پس این تعبیر ظریف پوشیده می ماند: «زندگی را ناممکن کردن»، شیوه ی ترور آهسته و مبهمی که انبوهی از هم دستان نامرئی را از میان می برد. مرتد سوزی بدون کلاه بوقی و شعله های آتش.
📚 دفترهای زندان، دفتر سوم
✍ آنتونیو گرامشی
📚 دفترهای زندان، دفتر سوم
✍ آنتونیو گرامشی
Колония имени Горького | کولونی گورکی
https://screenrant.com/star-wars-the-bad-batch-season-3-captain-rex-clone-uprising-setup/
عاشوب، مثل این که یه تراژدی خیلی بزرگ قراره بهمون بده دیو فیلونی
دکتری که جون منو موقع به دنیا اومدن نجات داد فوت شد.
خداحافظ دکتر توکل
خداحافظ دکتر توکل
💔17
Forwarded from Sunt lacrimae rerum
But didn't his eyes soften when he saw the heroin?😳
Didn't he growled: who did this to you?
Was there even a kiss when their lips fought for dominance?
Didn't he growled: who did this to you?
Was there even a kiss when their lips fought for dominance?
طرف روزی ۱۲ ساعت کد میزنه و شاکیه که چرا کمه.
من که روزی به زور یه ساعت میتونم کد بزنم 💀💀💀💀💀
من که روزی به زور یه ساعت میتونم کد بزنم 💀💀💀💀💀
💔4
Forwarded from Knocking around~
اَش یه ویدیو برام فرستادم که یهو یاد یه داستانی که توی کتاب اساطیر نورس خونده بودم افتادم.
آقا طی یه ماجراهایی یه یارویی میاد برای خدایان نورس یه دیوار بسازه، بعد اینا گفته بودن اگه تا فلان موقع تموم نشه هیچ دستمزدی نمیگیری. در واقع لوکی قانعشون کرده بود که چنین شرایطی بذارن چون میگفت یارو یه اسب بیشتر نداره و عمرا نمیرسه تا اون موقع تمومش کنه.
خلاصه، یارو اتفاقا خیلی خوب پیش میره و چیزی نمونده دیوار رو تموم کنه، لوکی هم خایه میکنه از خشم بقیهی خدایان و میگه حالا چه خاکی به سر کنم؟ و به نظرتون چیکار میکنه؟ خودش رو به شکل یه اسب ماده در میاره(لوکی میتونست تغییر شکل بده دیگه) و میره اسب یارو رو اغفال میکنه با خودش میبرش یه گوشهی دیگهی دنیا و بعد ازش حامله میشه و یه کره اسب میزاد:))))))))))
My man got pregnant from A HORSE.
آقا طی یه ماجراهایی یه یارویی میاد برای خدایان نورس یه دیوار بسازه، بعد اینا گفته بودن اگه تا فلان موقع تموم نشه هیچ دستمزدی نمیگیری. در واقع لوکی قانعشون کرده بود که چنین شرایطی بذارن چون میگفت یارو یه اسب بیشتر نداره و عمرا نمیرسه تا اون موقع تمومش کنه.
خلاصه، یارو اتفاقا خیلی خوب پیش میره و چیزی نمونده دیوار رو تموم کنه، لوکی هم خایه میکنه از خشم بقیهی خدایان و میگه حالا چه خاکی به سر کنم؟ و به نظرتون چیکار میکنه؟ خودش رو به شکل یه اسب ماده در میاره(لوکی میتونست تغییر شکل بده دیگه) و میره اسب یارو رو اغفال میکنه با خودش میبرش یه گوشهی دیگهی دنیا و بعد ازش حامله میشه و یه کره اسب میزاد:))))))))))
My man got pregnant from A HORSE.
Forwarded from Knocking around~ (Mary)
Knocking around~
اَش یه ویدیو برام فرستادم که یهو یاد یه داستانی که توی کتاب اساطیر نورس خونده بودم افتادم. آقا طی یه ماجراهایی یه یارویی میاد برای خدایان نورس یه دیوار بسازه، بعد اینا گفته بودن اگه تا فلان موقع تموم نشه هیچ دستمزدی نمیگیری. در واقع لوکی قانعشون کرده بود که…
اسب.
میفهمید؟ اسب.
میفهمید؟ اسب.
احتمالا از بیکاری تا چند دقیقه دیگه تراژدی تریستان و ایزولت رو به روایت heather daleشرح بدم
Who knows not the tragedy of Tristan and Isolt?
The fair-haired Cornish harper whose hands held steel and string,
And Ireland's greatest treasure, borne like Helen 'cross the water
While the waves approaching bowed before her beauty.
در اینجا ما شروع داستان رو داریم که شروع میکنه به معرفی دو نفر.
در وهلۀ اول تریستان رو معرفی میکنه که برادرزادۀ شاه cornwall هست و اهل اونجا. بعدش اشاره میکنه که تریستان چنگ می نواخت و در عین حال مبارز قهاری بود.
بعد ایزولت رو معرفی می کنه، یک نجیب زادۀ ایرلندی که به هلن اهل تروا تشبیه میکنه و چنان زیبا بوده که طبیعت هم در مقابلش سر خم میکرده
The fair-haired Cornish harper whose hands held steel and string,
And Ireland's greatest treasure, borne like Helen 'cross the water
While the waves approaching bowed before her beauty.
در اینجا ما شروع داستان رو داریم که شروع میکنه به معرفی دو نفر.
در وهلۀ اول تریستان رو معرفی میکنه که برادرزادۀ شاه cornwall هست و اهل اونجا. بعدش اشاره میکنه که تریستان چنگ می نواخت و در عین حال مبارز قهاری بود.
بعد ایزولت رو معرفی می کنه، یک نجیب زادۀ ایرلندی که به هلن اهل تروا تشبیه میکنه و چنان زیبا بوده که طبیعت هم در مقابلش سر خم میکرده
❤4
All who've heard the telling know the blind and bitter Fates(1)
Placed the cup of love's sweet poison to unconsenting lips;(2)
And as plank fell home to timber and the King beheld his lady,(3)
Carols rang within the church and seagulls screamed.(4)
1. این قسمت اشاره می کنه به سرنوشت تلخ دو تا عاشق که خارج از کنترل هر کدوم بوده
2. اینجا مقدمه چینی میکنه مبنی بر این که عشق تریستان و ایزولت یک عشق ممنوعه بوده و با این حال هیچ چیز مانع این دو نفر نتونسته بشه
3. و در اینجا king beheld his lady اشاره داره به عموی تریستان یعنی شاه cornwall که با ایزولت ازدواج می کنه و تریستان نمیتونه علیه این مسئله حرفی به زبون بیاره
4. یک تضاد در اینجا مشاهده میکنیم که carols rang withing the church که نشان از شادی و خوشحالیه و seagulls screamed نشان از ناراحتی و غم که در عین حال به تضاد میان انتظارات جامعه از تریستان و عشق عمیقش به ایزولت اشاره می کنه
Placed the cup of love's sweet poison to unconsenting lips;(2)
And as plank fell home to timber and the King beheld his lady,(3)
Carols rang within the church and seagulls screamed.(4)
1. این قسمت اشاره می کنه به سرنوشت تلخ دو تا عاشق که خارج از کنترل هر کدوم بوده
2. اینجا مقدمه چینی میکنه مبنی بر این که عشق تریستان و ایزولت یک عشق ممنوعه بوده و با این حال هیچ چیز مانع این دو نفر نتونسته بشه
3. و در اینجا king beheld his lady اشاره داره به عموی تریستان یعنی شاه cornwall که با ایزولت ازدواج می کنه و تریستان نمیتونه علیه این مسئله حرفی به زبون بیاره
4. یک تضاد در اینجا مشاهده میکنیم که carols rang withing the church که نشان از شادی و خوشحالیه و seagulls screamed نشان از ناراحتی و غم که در عین حال به تضاد میان انتظارات جامعه از تریستان و عشق عمیقش به ایزولت اشاره می کنه
❤3