یه نفر چنل رو ترک کرد. فکر کنم صحبت دوست نداشت
Wh- WHAT?
همتون هی ریپلای میزنید تایید میکنید خب بیاید حرف بزنیم دیگه-
فکر کنم همه منتظریم
سلام ادمین جدیدم. دلیل؟ باید تو دیلی همه ادمین باشم.
Sunt lacrimae rerum
دقیق
بیا صحبت. نژنینسینمیمی
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
کتاب فیلم یا سریالی بوده که خیلی خوشحالتون کرده باشه؟
Star wars: the clone wars
منو خوشحال نکرده و علت افسردگیم هست ولی بدونش هم نمیتونم زندگی کنم. شاید برای دراما زندگی میکنم
منو خوشحال نکرده و علت افسردگیم هست ولی بدونش هم نمیتونم زندگی کنم. شاید برای دراما زندگی میکنم
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
برنامهای برای سال جدید دارین؟ چیزی هست که واسش هیجان داشته باشین؟ چیزی هست که امسال اتفاق افتاده باشه و بابتش خوشحال باشین؟
چیز های زیادی هست که امسال بابتش خوشحال باشم. دوستان فوقالعاده ارزشمندی مثل خودت پیدا کردم. با آرای قشنگم وارد رابطه شدم
She is my once and for all love
حقیقتا خوشحالم
She is my once and for all love
حقیقتا خوشحالم
🍓4😭3
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
خیلی واستون خوشحالم و بوس به هردوتون🤧💞
یه هدف دیگه هم دارم امسال. مارکس خوانی رو تموم کنم. خیلی دارم طولش میدم
Sunt lacrimae rerum
اگه دوست داشتید از tbr ١٤٠٣تون بگید
۱. کلیات آثار هیوم
۲. کلیات مارکس
۳. استارت داستایوسکی (همهٔ آثارش؟)
۲. کلیات مارکس
۳. استارت داستایوسکی (همهٔ آثارش؟)
Forwarded from 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺 (Grimm-Pitch)
جز گزینهها نیست ولی لیا نور ماه کامله که یه محلهی تاریک رو نصفه شب روشن کرده
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
ask your friends which light are you
صبا، از نظرم تو از جنس نور خورشید هستی، وقتی که ابرهای خاکستری رو بعد باران میشکافه و اشک های ملکوتی که بر زمین ریخته شدن رو با بوسه های گرمش پاک میکنه. همون نوری که باعث میشه کشتزار ها چون جواهر بدرخشن. گویا نقاشی ای از جنس امید و تولد دوباره میکشه با رنگ های فوق العاده ای که به همراه میاره.
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵)
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
جز گزینهها نیست ولی لیا نور ماه کامله که یه محلهی تاریک رو نصفه شب روشن کرده
میشه بهش یه چیزی اضافه کنم؟
که از شب قبلش بارون اومده و تو چاله های کف آسفالت آب جمع شده و نور ماه میافته توشون، که یه بارون خیلی خیلی نرم میاد و هر از گاهی یه قطره ازش توی اون چاله ی پر از آب میافته و باعث تکون خوردن نور ماه تو دل آب میشه.
که از شب قبلش بارون اومده و تو چاله های کف آسفالت آب جمع شده و نور ماه میافته توشون، که یه بارون خیلی خیلی نرم میاد و هر از گاهی یه قطره ازش توی اون چاله ی پر از آب میافته و باعث تکون خوردن نور ماه تو دل آب میشه.
از نظرم عاشوب از جنس نور شمعه. امیدی در تاریکی، گرمایی در اوج سرما. همیشه بیم این رو داره که ممکنه خاموش شه اما به روشی بس منحصر به فرد میدرخشه. گویا با درخشش خودش و رقصش در تاریکی داستان های فراموش شده و راز های گفته نشده رو زمزمه میکنه و اون ها رو با نقاشی هایی که بر دیوار رسم میکنه روایت میکنه و در عین حال با گرمای خودش صورت آدم رو نوازش میکنه. نور منحصر به فردش گویا دهلیز های تاریک ذهن رو روشن میکنه تا داستان ها چون گل هایی که زیر نور ماه قرار میگیرن بشکفن.
چون شدیدا سیمپ پارتنرم هستم واسه اونم میگم
آرا واسه من یک نور تعیین شده نیست. اگر تمام ستاره های رقصان آسمون رو بچینم، باز به پای نوری که آرا قلبم رو باهاش گرم میکنه نمیرسه. گویا به نوری ملکوتی با چشمانی فانی نگاه میکنی. به هنگام گرگ و میش، لحظه ای که مرز رویا و واقعیت دیگر قابل تشخیص نیست نمایان میشه. وقتی بهش خیره میشی، گویا نور هزاران هزار نورافکن، جوهر وجود و لحظهٔ آفرینش رو نمایان میکنن. غنودن زیر چنین نوری به سان نگریستن به کیمیای الهی هستش که هر پدیدهٔ عادی رو بدل میکنه به یک پدیدهٔ شگفت آور. با هر پرتو، پژواک نجوای ستارگان رو میشه در دهلیز های زمان شنید. نگریستن به این نور چون نگریستن به نوعی استعلا در میان در میان هرج و مرج هستی هستش.
آرا واسه من یک نور تعیین شده نیست. اگر تمام ستاره های رقصان آسمون رو بچینم، باز به پای نوری که آرا قلبم رو باهاش گرم میکنه نمیرسه. گویا به نوری ملکوتی با چشمانی فانی نگاه میکنی. به هنگام گرگ و میش، لحظه ای که مرز رویا و واقعیت دیگر قابل تشخیص نیست نمایان میشه. وقتی بهش خیره میشی، گویا نور هزاران هزار نورافکن، جوهر وجود و لحظهٔ آفرینش رو نمایان میکنن. غنودن زیر چنین نوری به سان نگریستن به کیمیای الهی هستش که هر پدیدهٔ عادی رو بدل میکنه به یک پدیدهٔ شگفت آور. با هر پرتو، پژواک نجوای ستارگان رو میشه در دهلیز های زمان شنید. نگریستن به این نور چون نگریستن به نوعی استعلا در میان در میان هرج و مرج هستی هستش.
🥰5❤1