This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزشمار قیام:
۵ روز
سرود آفتابکاران جنگل
با صدای ترلان اشتیاق عزیز
شعر:سعید سلطانپور
آهنگ: فولکور ارمنی
۵ روز
سرود آفتابکاران جنگل
با صدای ترلان اشتیاق عزیز
شعر:سعید سلطانپور
آهنگ: فولکور ارمنی
۱۱ سپتامبر سالگرد کودتای آگوستو پینوشه علیه رییس جمهور منتخب شیلی «سالوادور آلنده»
Forwarded from ادبیات دیگر
در اتاق پذیرایی سرخ، سالوادور آلنده به انتظار آنان بود. در بر پیراهنی آستین بلند، کلاهخود معدنچیان بر سر، بدون کراوات و بر لباسش جابهجا لکههای خون. مسلسل خودکار را در دست داشت، اما به اجبار در صرف مهمات خویشتندار بود.
آلنده، ژنرال پالاسیوس را خوب میشناخت. یکچند روز پیش به آگوستیو اولیوارس گفته بود که او مرد خطرناکی است و روابطی نزدیک با سفارت آمریکا دارد. به هنگامی که آلنده، ژنرال پالاسیوس را بر روی پلکان دید به جانبش فریاد کشید:«خائن!» و گلولهیی به سوی او شلیک کرد که در دستش نشست.
بنا بر روایت شاهدی که از من خواست تا نامش برده نشود، رئیسجمهور در تیراندازی با دارو دستۀ جانی به قتل رسید. پس از آن، سایر افسران، در یک تشریفات نظامی، به جسد او شلیک کردند. در آخر کار، درجهداری با ته قنداق تفنگ خود بهشدت به صورتش کوبید.
آلنده: استوار، قاطع در تصمیمهایش، و غیرقابل پیشگویی. یکی از وزرای کابینهاش به من گفته بود:« آنچه آلنده فکر میکند، تنها آلنده میداند.» آلنده عاشق زندگی بود، عاشق گلها و دوستدار سگها. مرد روزی بود با اندکک سنت قدیمی، یادداشتهای معطر و میعادهای نهانی. عظیمترین فضیلتش انجام هر کار به تمام و کمال بود، اما آن که سرنوشت میتوانست ارزانی او کند تنها عظمت سوگین و نادرِ مردن بود در دفاع مسلحانۀ بازندۀ نابههنگام قانون بورژوازی، در دفاع از دادگاه عالی که او را به رسمیت نشناخته بود اما قاتلینش را حلالزاده شمرد، در دفاع از کنگرۀ درمانده که او را حرامزاده نامیده بود اما در برابر خواست غاصبین به خوشخدمتی خم به تن آورد، در دفاع از آزادی احزاب مخالف که روحشان را به فاشیسم فروخته بودند، در دفاع از تمام جهیزیۀ بیدخوردۀ یک سیستم پلشت که او بر آن بود تا از میانش براندازد بیآنکه گلولهیی شلیک شود.
آنچه در شیلی، در حکم عظمیترین اندوه و درد برای شیلیاییها، پیش آمد، در تاریخ در مقام چیزی است که بر همۀ ما فرزندان این قرن گذشت و تا جاوادن در زندگیمان خواهد ماند.
مرگ سالوادور آلنده|گابریل گارسیا مارکز|ترجمه:یارتا یاران
@adabyate_digar|#History|#Book|#BookR|#Marquez|https://news.1rj.ru/str/our_Archive/302
آلنده، ژنرال پالاسیوس را خوب میشناخت. یکچند روز پیش به آگوستیو اولیوارس گفته بود که او مرد خطرناکی است و روابطی نزدیک با سفارت آمریکا دارد. به هنگامی که آلنده، ژنرال پالاسیوس را بر روی پلکان دید به جانبش فریاد کشید:«خائن!» و گلولهیی به سوی او شلیک کرد که در دستش نشست.
بنا بر روایت شاهدی که از من خواست تا نامش برده نشود، رئیسجمهور در تیراندازی با دارو دستۀ جانی به قتل رسید. پس از آن، سایر افسران، در یک تشریفات نظامی، به جسد او شلیک کردند. در آخر کار، درجهداری با ته قنداق تفنگ خود بهشدت به صورتش کوبید.
آلنده: استوار، قاطع در تصمیمهایش، و غیرقابل پیشگویی. یکی از وزرای کابینهاش به من گفته بود:« آنچه آلنده فکر میکند، تنها آلنده میداند.» آلنده عاشق زندگی بود، عاشق گلها و دوستدار سگها. مرد روزی بود با اندکک سنت قدیمی، یادداشتهای معطر و میعادهای نهانی. عظیمترین فضیلتش انجام هر کار به تمام و کمال بود، اما آن که سرنوشت میتوانست ارزانی او کند تنها عظمت سوگین و نادرِ مردن بود در دفاع مسلحانۀ بازندۀ نابههنگام قانون بورژوازی، در دفاع از دادگاه عالی که او را به رسمیت نشناخته بود اما قاتلینش را حلالزاده شمرد، در دفاع از کنگرۀ درمانده که او را حرامزاده نامیده بود اما در برابر خواست غاصبین به خوشخدمتی خم به تن آورد، در دفاع از آزادی احزاب مخالف که روحشان را به فاشیسم فروخته بودند، در دفاع از تمام جهیزیۀ بیدخوردۀ یک سیستم پلشت که او بر آن بود تا از میانش براندازد بیآنکه گلولهیی شلیک شود.
آنچه در شیلی، در حکم عظمیترین اندوه و درد برای شیلیاییها، پیش آمد، در تاریخ در مقام چیزی است که بر همۀ ما فرزندان این قرن گذشت و تا جاوادن در زندگیمان خواهد ماند.
مرگ سالوادور آلنده|گابریل گارسیا مارکز|ترجمه:یارتا یاران
@adabyate_digar|#History|#Book|#BookR|#Marquez|https://news.1rj.ru/str/our_Archive/302
Telegram
Our Archive
مرگ سالوادور آلنده
گابریل گارسیا مارکز
ترجمه: یارتا یاران
@adabyate_digar
گابریل گارسیا مارکز
ترجمه: یارتا یاران
@adabyate_digar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چکامه - ویکتور خارا: مانیفست (بیانیه)
اخرین سرود ویکتور خارا پیش از کشته شدن با چهل گلوله توسط نیروهای پینوشه
اخرین سرود ویکتور خارا پیش از کشته شدن با چهل گلوله توسط نیروهای پینوشه
Forwarded from راه مارکس
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
"تنها چیزی که برای من باقی می ماند این است که به کارگران بگویم: من استعفا نمی دهم! من در یک گذار تاریخی قرار گرفته ام، من برای وفاداری به مردم زندگی خود را هزینه خواهم کرد. و من به آنها می گویم که مطمئن هستم دانه هایی که در وجدان هزاران و هزاران شیلیایی کاشته ایم هیچگاه خشک نمی شوند.
آنها زور و قدرت دارند و خواهند توانست بر ما مسلط شوند، اما فرایندهای اجتماعی را نه جنایت می تواند متوقف کند و نه زور. تاریخ از آن ماست و مردم تاریخ می سازند."
-آخرین صحبت های رفیق سالوادور آلنده پیش از مرگ در جریان کودتا. ۱۱سپتامبر۱۹۷۳
#ویدئو | راه مارکس
@MarxWay
آنها زور و قدرت دارند و خواهند توانست بر ما مسلط شوند، اما فرایندهای اجتماعی را نه جنایت می تواند متوقف کند و نه زور. تاریخ از آن ماست و مردم تاریخ می سازند."
-آخرین صحبت های رفیق سالوادور آلنده پیش از مرگ در جریان کودتا. ۱۱سپتامبر۱۹۷۳
#ویدئو | راه مارکس
@MarxWay
Forwarded from 🕷️Je suis fâché contre le monde🇵🇱
لغو خانواده=کاهش بیماری های روانی و اعتیاد
👍1
Forwarded from سعید هلیچی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کوتاه شده اینه اگه نمیخواید یا نمیتونید شعر کامل رو گوش کنید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزشمار قیام:
۴ روز
به یادِ بدنهای شریفی که سکوت در برابر استبداد و ارتجاع را تاب نیاورند و در راه درهم شکستنِ دیوارِ ستبرِ خفقان، به خاک افتادند، به یاد آنها که درست در همین لحظات، پشت دیوارهای بلندِ زندانها، در راه آرمانِ آزادی و برابری، مقاومت میکنند.
۴ روز
به یادِ بدنهای شریفی که سکوت در برابر استبداد و ارتجاع را تاب نیاورند و در راه درهم شکستنِ دیوارِ ستبرِ خفقان، به خاک افتادند، به یاد آنها که درست در همین لحظات، پشت دیوارهای بلندِ زندانها، در راه آرمانِ آزادی و برابری، مقاومت میکنند.
❤2
جردن پیترسون از جوانی چرت زیاد میگفت. چرا باید اژدها، نمودی از چیزی باشه که ازش میترسم یا میترسیم؟
افغان ستیزی داره بیداد میکنه. حداقل انتظار داشتم جامعه +LGBTQ و زنان تحت ستم و فمینیست ها نسبت به این قضیه سمپاتیک تر باشن بنا به تجربه زیسته و درک روابط قدرت(فرادست و فرودست). اما ظاهرا در این اقشار هم باید با فاشیسم مبارزه کنیم. مشمئز کننده تر اینه که این افراد نژادپرست هنگام ابراز نژادپرستی شون، نقاب قربانی هم بر صورت میزنن. شرم آوره. در واقع این افغان ها هستن که باید از زندگی در میان وحوشی چون شما بترسن.
❤6👎1