هر آنکس که اراده ای از خویشتن ندارد، با مردگان تفاوتی ندارد.
👍1
شهر ها را مردمان گوناگون میسازند. مردمانی از یک نوع، توان بنا نهادن شهری را ندارند.
📚 سیاست
✍ ارسطو
📚 سیاست
✍ ارسطو
Колония имени Горького | کولونی گورکی
من
من هم همینطور
Колония имени Горького | کولونی گورکی
نه تو نه
یعنی میگی من اراده دارم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Колония имени Горького | کولونی گورکی
جلوی یه نفر ندارم
عه. کنجکاوی بهم چیره شد بیام فضولی
چون همیشه شکر میون کلام شیرینتون، من اراده چندانی ندارم دوستان اگر که مثال میخواید
"Opal"
من اگه عاشق بشم باید از دوستهام درخواست کنم تحملم کنند
تکذیب میکنم. واژهٔ «تحمل» اشتباهه. خیلی ناز میشی
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کسی که سریال Person of Interest رو میخواد برای بار اول ببینه حسودیم میشه
📺 Person of Interest
📺 Person of Interest
🔥1
Fu Inlé
"It was a different matter with the Mujahideen, as they called themselves. Warriors of Allah. Oh please. If God existed, he would certainly not need a band of ragtag goat-fuckers to sort out his stuff. They were bandits, dushmans, pure and simple. They saw…
علتی شد ترجمه جالبم رو دوباره بذارم
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Dushman(allahu akbar) - unknown
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
Forwarded from Recherché
هیچ زنی هیچوقت دوست نداشته که هرروز ساعتها توی آشپزخونه بایسته و غذا درست کنه و ظرف بشوره و بسابه و خونه تمیز کنه و همزمان به بچههایی که بدنیا آوردتشون و بچهای که باهاش ازدواج کرده برسه.
هرکس بهتون میگه: «مادر من عاشق این بود که به ما برسه و اصلاً بخاطر همین زندگی میکرد» یا کاملاً دروغ میگه و یا متوجه این قضیه نیست که اون زن چارهای جز دوست داشتن کاری که مجبور بوده انجامش بده چون انتخاب دیگهای نداشته نداره.
به طور خلاصه یک موجود نفهمه که سرش رو کرده زیر برف.
چندین نسل از زنهارو در سنین خیلی خیلی کم شوهر بدین، از بچگی توی گوششون بخونین که تنها زمانی معنا پیدا میکنند و ارزشمندند که شوهر کنند و بچهدار بشند و به شوهر و بچهاشون برسند و تا آخر عمرشون رُل همسر و مادر رو بازی کنند و این رُل فقط بخشی از شخصیتشون نباشه بلکه تمام شخصیتشون باشه وگرنه مشکل دارند و باید رام بشند و…
به چندین نسل از زنها اجازهی تحصیل و کار و استقلال مالی داشتن ندید و بعد بگید: اوه مادر من/ زنمن عاشق خونهداریه.
مگه آپشن دیگهای داشت؟
مگه میتونست اصلاً صداش رو بلند کنه و بگه من میخوام درس بخونم. من میخوام کار کنم. من نمیخوام توی سیزده سالگی ازدواج کنم.
من نمیخوام با اولین بچهام چهارده سال اختلاف سنی داشته باشم.
من نمیخوام هشت تا بچه پس بندازم.
من نمیتونم همزمان هم به اینهمه بچه برسم، هم به شوهرم، هم تازه مهمونداری هم بکنم.
میتونست بگه؟
اصلاً به ذهنش هم نمیرسید که زندگی میتونه اینجوری نباشه.
چون مادرش و مادربزرگش هم مثل خودش زندگی کرده بودند.
وقتی میبینم یک سری دوران قدیم رو از پشت یک عینک صورتی نگاه میکنند و آرزو میکنند کاشکی در همون زمان قدیم بدنیا میاومدند یاد این زنها میافتم که چون در اون دوران بدنیا اومدند حق «کسی شدن» رو نداشتند.
میلیونها زن در سراسر دنیا حق نقاششدن، دکتر شدن، نویسنده شدن، وکیل شدن، خلبان شدن، ریاضیدان شدن، مهندس شدن رو نداشتند چون رسم و رسوم و دین و سنت حکم میکرد که «زن رو چه به کسی شدن؟ زن فقط در قالب مادر و همسر میتونه کسی باشه. نه بیشتر.»
وقتی میبینم کسی در بیوی پیجش فقط زده همسر و مادر با عکس پروفایل گل پیش خودم میگم: هزاران زن آرزوشون بوده که در این دوران بدنیا بیان تا باهاشون مثل یک انسان برخورد بشه نه ماشین جوجهکشی.
اونوقت توی ابله بیخاصیت چنین موقعیت اکازیونی رو بخاطر همسرت با پدرت داری میسوزونی.
من رو یاد اون خانوم چادری پیانیست انداخت که آهنگی که میزد رو به پدرش تقدیم کرد که سالیان سال اجازه نداده بود این زن دست به ساز بزنه:)))
پ.ن: مسلماً عقلتون باید برسه که ما راجعبه استثنائات حال حاضر صحبت نمیکنیم.
راجع به اکثریت حرف میزنیم. بخصوص زنانی که مادران و مادربزرگان و جد شما محسوب میشند.
زنانی که صداشون به هیچجایی نرسید.
«منزل» صدا میشدند یا به اسم شوهرشون. با سنگ قبری که حتماً باید نام پدر و شوهر و مادر بودن یا نبودنش روش ذکر میشد بدون هیچ عکسی.
هرکس بهتون میگه: «مادر من عاشق این بود که به ما برسه و اصلاً بخاطر همین زندگی میکرد» یا کاملاً دروغ میگه و یا متوجه این قضیه نیست که اون زن چارهای جز دوست داشتن کاری که مجبور بوده انجامش بده چون انتخاب دیگهای نداشته نداره.
به طور خلاصه یک موجود نفهمه که سرش رو کرده زیر برف.
چندین نسل از زنهارو در سنین خیلی خیلی کم شوهر بدین، از بچگی توی گوششون بخونین که تنها زمانی معنا پیدا میکنند و ارزشمندند که شوهر کنند و بچهدار بشند و به شوهر و بچهاشون برسند و تا آخر عمرشون رُل همسر و مادر رو بازی کنند و این رُل فقط بخشی از شخصیتشون نباشه بلکه تمام شخصیتشون باشه وگرنه مشکل دارند و باید رام بشند و…
به چندین نسل از زنها اجازهی تحصیل و کار و استقلال مالی داشتن ندید و بعد بگید: اوه مادر من/ زنمن عاشق خونهداریه.
مگه آپشن دیگهای داشت؟
مگه میتونست اصلاً صداش رو بلند کنه و بگه من میخوام درس بخونم. من میخوام کار کنم. من نمیخوام توی سیزده سالگی ازدواج کنم.
من نمیخوام با اولین بچهام چهارده سال اختلاف سنی داشته باشم.
من نمیخوام هشت تا بچه پس بندازم.
من نمیتونم همزمان هم به اینهمه بچه برسم، هم به شوهرم، هم تازه مهمونداری هم بکنم.
میتونست بگه؟
اصلاً به ذهنش هم نمیرسید که زندگی میتونه اینجوری نباشه.
چون مادرش و مادربزرگش هم مثل خودش زندگی کرده بودند.
وقتی میبینم یک سری دوران قدیم رو از پشت یک عینک صورتی نگاه میکنند و آرزو میکنند کاشکی در همون زمان قدیم بدنیا میاومدند یاد این زنها میافتم که چون در اون دوران بدنیا اومدند حق «کسی شدن» رو نداشتند.
میلیونها زن در سراسر دنیا حق نقاششدن، دکتر شدن، نویسنده شدن، وکیل شدن، خلبان شدن، ریاضیدان شدن، مهندس شدن رو نداشتند چون رسم و رسوم و دین و سنت حکم میکرد که «زن رو چه به کسی شدن؟ زن فقط در قالب مادر و همسر میتونه کسی باشه. نه بیشتر.»
وقتی میبینم کسی در بیوی پیجش فقط زده همسر و مادر با عکس پروفایل گل پیش خودم میگم: هزاران زن آرزوشون بوده که در این دوران بدنیا بیان تا باهاشون مثل یک انسان برخورد بشه نه ماشین جوجهکشی.
اونوقت توی ابله بیخاصیت چنین موقعیت اکازیونی رو بخاطر همسرت با پدرت داری میسوزونی.
من رو یاد اون خانوم چادری پیانیست انداخت که آهنگی که میزد رو به پدرش تقدیم کرد که سالیان سال اجازه نداده بود این زن دست به ساز بزنه:)))
پ.ن: مسلماً عقلتون باید برسه که ما راجعبه استثنائات حال حاضر صحبت نمیکنیم.
راجع به اکثریت حرف میزنیم. بخصوص زنانی که مادران و مادربزرگان و جد شما محسوب میشند.
زنانی که صداشون به هیچجایی نرسید.
«منزل» صدا میشدند یا به اسم شوهرشون. با سنگ قبری که حتماً باید نام پدر و شوهر و مادر بودن یا نبودنش روش ذکر میشد بدون هیچ عکسی.
👍9❤1🤓1