Колония имени Горького | کولونی گورکی
نه تو نه
یعنی میگی من اراده دارم؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Колония имени Горького | کولونی گورکی
جلوی یه نفر ندارم
عه. کنجکاوی بهم چیره شد بیام فضولی
چون همیشه شکر میون کلام شیرینتون، من اراده چندانی ندارم دوستان اگر که مثال میخواید
"Opal"
من اگه عاشق بشم باید از دوستهام درخواست کنم تحملم کنند
تکذیب میکنم. واژهٔ «تحمل» اشتباهه. خیلی ناز میشی
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به کسی که سریال Person of Interest رو میخواد برای بار اول ببینه حسودیم میشه
📺 Person of Interest
📺 Person of Interest
🔥1
Fu Inlé
"It was a different matter with the Mujahideen, as they called themselves. Warriors of Allah. Oh please. If God existed, he would certainly not need a band of ragtag goat-fuckers to sort out his stuff. They were bandits, dushmans, pure and simple. They saw…
علتی شد ترجمه جالبم رو دوباره بذارم
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Dushman(allahu akbar) - unknown
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
(Russian and Persian subnoscripts)
Душман (Аллах Акбар) - неизвестно
دشمن (الله اکبر) - ناشناس
ترجمه و زیرنویس از خودم
*«شوروی» در اینجا به معنی فرد اهل شوروی هست
@finchstuff
Forwarded from Recherché
هیچ زنی هیچوقت دوست نداشته که هرروز ساعتها توی آشپزخونه بایسته و غذا درست کنه و ظرف بشوره و بسابه و خونه تمیز کنه و همزمان به بچههایی که بدنیا آوردتشون و بچهای که باهاش ازدواج کرده برسه.
هرکس بهتون میگه: «مادر من عاشق این بود که به ما برسه و اصلاً بخاطر همین زندگی میکرد» یا کاملاً دروغ میگه و یا متوجه این قضیه نیست که اون زن چارهای جز دوست داشتن کاری که مجبور بوده انجامش بده چون انتخاب دیگهای نداشته نداره.
به طور خلاصه یک موجود نفهمه که سرش رو کرده زیر برف.
چندین نسل از زنهارو در سنین خیلی خیلی کم شوهر بدین، از بچگی توی گوششون بخونین که تنها زمانی معنا پیدا میکنند و ارزشمندند که شوهر کنند و بچهدار بشند و به شوهر و بچهاشون برسند و تا آخر عمرشون رُل همسر و مادر رو بازی کنند و این رُل فقط بخشی از شخصیتشون نباشه بلکه تمام شخصیتشون باشه وگرنه مشکل دارند و باید رام بشند و…
به چندین نسل از زنها اجازهی تحصیل و کار و استقلال مالی داشتن ندید و بعد بگید: اوه مادر من/ زنمن عاشق خونهداریه.
مگه آپشن دیگهای داشت؟
مگه میتونست اصلاً صداش رو بلند کنه و بگه من میخوام درس بخونم. من میخوام کار کنم. من نمیخوام توی سیزده سالگی ازدواج کنم.
من نمیخوام با اولین بچهام چهارده سال اختلاف سنی داشته باشم.
من نمیخوام هشت تا بچه پس بندازم.
من نمیتونم همزمان هم به اینهمه بچه برسم، هم به شوهرم، هم تازه مهمونداری هم بکنم.
میتونست بگه؟
اصلاً به ذهنش هم نمیرسید که زندگی میتونه اینجوری نباشه.
چون مادرش و مادربزرگش هم مثل خودش زندگی کرده بودند.
وقتی میبینم یک سری دوران قدیم رو از پشت یک عینک صورتی نگاه میکنند و آرزو میکنند کاشکی در همون زمان قدیم بدنیا میاومدند یاد این زنها میافتم که چون در اون دوران بدنیا اومدند حق «کسی شدن» رو نداشتند.
میلیونها زن در سراسر دنیا حق نقاششدن، دکتر شدن، نویسنده شدن، وکیل شدن، خلبان شدن، ریاضیدان شدن، مهندس شدن رو نداشتند چون رسم و رسوم و دین و سنت حکم میکرد که «زن رو چه به کسی شدن؟ زن فقط در قالب مادر و همسر میتونه کسی باشه. نه بیشتر.»
وقتی میبینم کسی در بیوی پیجش فقط زده همسر و مادر با عکس پروفایل گل پیش خودم میگم: هزاران زن آرزوشون بوده که در این دوران بدنیا بیان تا باهاشون مثل یک انسان برخورد بشه نه ماشین جوجهکشی.
اونوقت توی ابله بیخاصیت چنین موقعیت اکازیونی رو بخاطر همسرت با پدرت داری میسوزونی.
من رو یاد اون خانوم چادری پیانیست انداخت که آهنگی که میزد رو به پدرش تقدیم کرد که سالیان سال اجازه نداده بود این زن دست به ساز بزنه:)))
پ.ن: مسلماً عقلتون باید برسه که ما راجعبه استثنائات حال حاضر صحبت نمیکنیم.
راجع به اکثریت حرف میزنیم. بخصوص زنانی که مادران و مادربزرگان و جد شما محسوب میشند.
زنانی که صداشون به هیچجایی نرسید.
«منزل» صدا میشدند یا به اسم شوهرشون. با سنگ قبری که حتماً باید نام پدر و شوهر و مادر بودن یا نبودنش روش ذکر میشد بدون هیچ عکسی.
هرکس بهتون میگه: «مادر من عاشق این بود که به ما برسه و اصلاً بخاطر همین زندگی میکرد» یا کاملاً دروغ میگه و یا متوجه این قضیه نیست که اون زن چارهای جز دوست داشتن کاری که مجبور بوده انجامش بده چون انتخاب دیگهای نداشته نداره.
به طور خلاصه یک موجود نفهمه که سرش رو کرده زیر برف.
چندین نسل از زنهارو در سنین خیلی خیلی کم شوهر بدین، از بچگی توی گوششون بخونین که تنها زمانی معنا پیدا میکنند و ارزشمندند که شوهر کنند و بچهدار بشند و به شوهر و بچهاشون برسند و تا آخر عمرشون رُل همسر و مادر رو بازی کنند و این رُل فقط بخشی از شخصیتشون نباشه بلکه تمام شخصیتشون باشه وگرنه مشکل دارند و باید رام بشند و…
به چندین نسل از زنها اجازهی تحصیل و کار و استقلال مالی داشتن ندید و بعد بگید: اوه مادر من/ زنمن عاشق خونهداریه.
مگه آپشن دیگهای داشت؟
مگه میتونست اصلاً صداش رو بلند کنه و بگه من میخوام درس بخونم. من میخوام کار کنم. من نمیخوام توی سیزده سالگی ازدواج کنم.
من نمیخوام با اولین بچهام چهارده سال اختلاف سنی داشته باشم.
من نمیخوام هشت تا بچه پس بندازم.
من نمیتونم همزمان هم به اینهمه بچه برسم، هم به شوهرم، هم تازه مهمونداری هم بکنم.
میتونست بگه؟
اصلاً به ذهنش هم نمیرسید که زندگی میتونه اینجوری نباشه.
چون مادرش و مادربزرگش هم مثل خودش زندگی کرده بودند.
وقتی میبینم یک سری دوران قدیم رو از پشت یک عینک صورتی نگاه میکنند و آرزو میکنند کاشکی در همون زمان قدیم بدنیا میاومدند یاد این زنها میافتم که چون در اون دوران بدنیا اومدند حق «کسی شدن» رو نداشتند.
میلیونها زن در سراسر دنیا حق نقاششدن، دکتر شدن، نویسنده شدن، وکیل شدن، خلبان شدن، ریاضیدان شدن، مهندس شدن رو نداشتند چون رسم و رسوم و دین و سنت حکم میکرد که «زن رو چه به کسی شدن؟ زن فقط در قالب مادر و همسر میتونه کسی باشه. نه بیشتر.»
وقتی میبینم کسی در بیوی پیجش فقط زده همسر و مادر با عکس پروفایل گل پیش خودم میگم: هزاران زن آرزوشون بوده که در این دوران بدنیا بیان تا باهاشون مثل یک انسان برخورد بشه نه ماشین جوجهکشی.
اونوقت توی ابله بیخاصیت چنین موقعیت اکازیونی رو بخاطر همسرت با پدرت داری میسوزونی.
من رو یاد اون خانوم چادری پیانیست انداخت که آهنگی که میزد رو به پدرش تقدیم کرد که سالیان سال اجازه نداده بود این زن دست به ساز بزنه:)))
پ.ن: مسلماً عقلتون باید برسه که ما راجعبه استثنائات حال حاضر صحبت نمیکنیم.
راجع به اکثریت حرف میزنیم. بخصوص زنانی که مادران و مادربزرگان و جد شما محسوب میشند.
زنانی که صداشون به هیچجایی نرسید.
«منزل» صدا میشدند یا به اسم شوهرشون. با سنگ قبری که حتماً باید نام پدر و شوهر و مادر بودن یا نبودنش روش ذکر میشد بدون هیچ عکسی.
👍9❤1🤓1
𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘺 𝘢𝘧𝘵𝘦𝘳 𝘦𝘵𝘦𝘳𝘯𝘪𝘵𝘺
میشه حرف بزنیم؟ حالتون چطوره، چی کار میکنین؟ TT
صبااااااا
چطوریییی
چطوریییی
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Phil Collins – No Way Out (Theme from Brother Bear)
Everywhere I turn, I hurt someone
But there's nothing I can say to change the things I've done
Of all the things I hid from you, I cannot hide the shame
And I pray someone, something will come to take away the pain
There's no way out of this dark place
No hope, no future
I know I can't be free
But I can't see another way
I can't face another day
Tell me where, did I go wrong?
Everyone I loved, they're all gone
I'd do everything so differently, but I can't turn back the time
There's no shelter from the storm inside of me, oh
There's no way out of this dark place
No hope, no future
I know I can't be free
But I can't see another way
Oh, and I can't face another day
Can't believe the words I hear
It's like an answer to a prayer
When I look around I see (oh, I can see)
This place, this time, this friend of mine, ooh-ooh
I know It's hard but you found somehow
To look into your heart and to forgive me now
You've given me the strength to see just where my journey ends
You've given me the strength to carry on, oh
I see the path from this dark place
I see my future
Your forgiveness has set me free
Oh, and I can see another way
I can face another day
I can see the path
(I see the future)
I see the path from this dark place
I see my future
I can see the path
(I see the future)
I see the path from this dark place
💔1