ای بابا. آقای جعفر میاحی فوت شدن. ناراحت شدم
😭5
بچه ها. اگه کسی تجربهٔ سوشال انگزایتی داشته یا داره، میتونه به ربات پیام بده؟ برای ساختن یه انیمیشن دربارهٔ سوشال انگزایتی شدیدا نیازه. خیلی ممنونتون میشم اگه پیام بدین. واستون هم تونستم جبران میکنم
@FinchStuffBot
@FinchStuffBot
❤6
Колония имени Горького | کولونی گورکی pinned «بچه ها. اگه کسی تجربهٔ سوشال انگزایتی داشته یا داره، میتونه به ربات پیام بده؟ برای ساختن یه انیمیشن دربارهٔ سوشال انگزایتی شدیدا نیازه. خیلی ممنونتون میشم اگه پیام بدین. واستون هم تونستم جبران میکنم @FinchStuffBot»
در رابطه با اعلام حکومت نظامی کرهٔ جنوبی، هر وقت دیدید یه حکومتی به طبل کمونیستا میکوبه برای انجام کاری بدونید بدجور خراب کرده
👍2👎1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
در رابطه با اعلام حکومت نظامی کرهٔ جنوبی، هر وقت دیدید یه حکومتی به طبل کمونیستا میکوبه برای انجام کاری بدونید بدجور خراب کرده
نمودار محبوبیت رئیس جمهور «یون». Approval rate این بزرگوار نزدیک ۲۰ درصد شده
Why not? Blame communists for the incompetence of the state and the status quo
Forwarded from غریبه.
نمیخوام درس بخونم دکمه غلط کردمش کو؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 The Elephant Man(1980)
Колония имени Горького | کولونی گورکی
🎥 The Elephant Man(1980)
درگیر شدن با مرد فیلم نما، درگیر شدن با موضوعی است که فراتر از قلمرو مرئی است و محدودیتهای هویت و بتهای کاذب اومانیسم را آشکار میکند. در فیلم دیوید لینچ ما با جان مریک، شخصی که بدنش دژدیس و نوعی اختلال در نظم طبیعی است، کسی که وجودش چالشگر مختصات دنیاییاست که میخواهد او را تعریف کند، روبرو میشویم.
مریک تنها انسانی رنجور از دژدیسی نیست؛ او رویداد انسانیت در خالصترین حالت آن است. ظاهر او، با کراهت و آزاردهندگیاش، چون گسستی در دوگانهٔ بصری زیبایی و زشتی عمل میکند. بدنش، مکانی برای طرد شدگیِ آن چیزی است که دولت و جامعه به دنبال نامرئی کردن آناند، چرا که تصویر آنها از آنچه که انسان باید باشد، تهدید میکند. اما این طرد شدگی به نحوی متناقض جایگاه حقیقت اوست.
جهان بورژوایی لندن ویکتوریایی، با طبقه بندیهای سفت و سخت و جستجوی بیامان عادی بودگی، با مریک مواجه میشود؛ شخصی که از تقلیل به ترحم یا چیزی برای تماشا شدن امتناع میکند. وی به عنوان چیزی برای جذابیت و وحشت، یک اعجوبه در یک سیرک سیار نمایش داده میشود. اما با پیشروی روایت این مریک نیست که هیولا است، بلکه هیولا، آن جهانیاست که انطباق را ایجاب کرده؛ جهانی که زندگی را به محدودیتهای ظاهر و سودمندی تقلیل میدهد.
مریک در رنج خویش، چیزی بنیادین را دربارهٔ وجود آشکار میکند. این که سوژهٔ انسانی قابل تقلیل به بدن نیست. این ایدهٔ انسانیت و وفاداری به حقیقت درون است که سوژه را تعریف میکند. در وقار شکننده اما استوار خویش، مریک، تجسم قدرت روح انسان است که خویش را فراتر از وقایع گوشت و پوست ابراز میکند. او کتاب میخواند، رؤیا میبیند، عشق میورزد و در این اعمال، وی اعلام میکند که «من یک حیوان نیستم، من یک انسانم». این گزاره روشی بر حقیقت است، نوعی تصدیق هستی که تار و پود تعصب و طبقه را میشکافد.
مرگ او یک تراژدی نیست، بلکه کامل شدن یک ابراز وجود است. مرگ وی تحقق زندگیای است که تنها و تنها به یک ایده وفادار است؛ این ایده که انسان، چیزی که دیده میشود نه، که آن چیزیاست که اندیشیده شده و فراتر از مرئیبودگی زندگی کند. مریک در اینجا با مفهوم افلاطونی انسان همسو میشود؛ به عنوان موجودی که فراتر از جهان مادی، به دنیای ایدهها میرود.
بنابراین ستایش مرد فیلنما، ستایش سوژهای است که با وجود همۀ مشکلات، انسانیت خود را در دنیایی که آن را انکار میکند اعلام میدارد. این به معنای تأیید قدرت پوچی است - بدن دژدیس مریک، طرد شدن او، رنج او - به عنوان جایگاه یک حقیقت ابدی. زیرا دقیقاً در حاشیهها، در چهرههایی که توسط جهان طرد و معیوب شدهاند، امکان ظهور انسانیتی نوین از نو متولد میشود.
در این جا، جان مریک قهرمان حقیقت است. زندگی او، گواهی بر قدرت شکستناپذیر روح انسان، ما را به بازاندیشی معنای انسان بودن وادار میکند. نه به عنوان یک طبقهبندی شناخت، بلکه به عنوان جایگاهی از پتانسیل بیکران، فراتر از ظاهر، فراتر از انطباق - سوژه ای وفادار به حقیقت وجود خویش.
@finchstuff
مریک تنها انسانی رنجور از دژدیسی نیست؛ او رویداد انسانیت در خالصترین حالت آن است. ظاهر او، با کراهت و آزاردهندگیاش، چون گسستی در دوگانهٔ بصری زیبایی و زشتی عمل میکند. بدنش، مکانی برای طرد شدگیِ آن چیزی است که دولت و جامعه به دنبال نامرئی کردن آناند، چرا که تصویر آنها از آنچه که انسان باید باشد، تهدید میکند. اما این طرد شدگی به نحوی متناقض جایگاه حقیقت اوست.
جهان بورژوایی لندن ویکتوریایی، با طبقه بندیهای سفت و سخت و جستجوی بیامان عادی بودگی، با مریک مواجه میشود؛ شخصی که از تقلیل به ترحم یا چیزی برای تماشا شدن امتناع میکند. وی به عنوان چیزی برای جذابیت و وحشت، یک اعجوبه در یک سیرک سیار نمایش داده میشود. اما با پیشروی روایت این مریک نیست که هیولا است، بلکه هیولا، آن جهانیاست که انطباق را ایجاب کرده؛ جهانی که زندگی را به محدودیتهای ظاهر و سودمندی تقلیل میدهد.
مریک در رنج خویش، چیزی بنیادین را دربارهٔ وجود آشکار میکند. این که سوژهٔ انسانی قابل تقلیل به بدن نیست. این ایدهٔ انسانیت و وفاداری به حقیقت درون است که سوژه را تعریف میکند. در وقار شکننده اما استوار خویش، مریک، تجسم قدرت روح انسان است که خویش را فراتر از وقایع گوشت و پوست ابراز میکند. او کتاب میخواند، رؤیا میبیند، عشق میورزد و در این اعمال، وی اعلام میکند که «من یک حیوان نیستم، من یک انسانم». این گزاره روشی بر حقیقت است، نوعی تصدیق هستی که تار و پود تعصب و طبقه را میشکافد.
مرگ او یک تراژدی نیست، بلکه کامل شدن یک ابراز وجود است. مرگ وی تحقق زندگیای است که تنها و تنها به یک ایده وفادار است؛ این ایده که انسان، چیزی که دیده میشود نه، که آن چیزیاست که اندیشیده شده و فراتر از مرئیبودگی زندگی کند. مریک در اینجا با مفهوم افلاطونی انسان همسو میشود؛ به عنوان موجودی که فراتر از جهان مادی، به دنیای ایدهها میرود.
بنابراین ستایش مرد فیلنما، ستایش سوژهای است که با وجود همۀ مشکلات، انسانیت خود را در دنیایی که آن را انکار میکند اعلام میدارد. این به معنای تأیید قدرت پوچی است - بدن دژدیس مریک، طرد شدن او، رنج او - به عنوان جایگاه یک حقیقت ابدی. زیرا دقیقاً در حاشیهها، در چهرههایی که توسط جهان طرد و معیوب شدهاند، امکان ظهور انسانیتی نوین از نو متولد میشود.
در این جا، جان مریک قهرمان حقیقت است. زندگی او، گواهی بر قدرت شکستناپذیر روح انسان، ما را به بازاندیشی معنای انسان بودن وادار میکند. نه به عنوان یک طبقهبندی شناخت، بلکه به عنوان جایگاهی از پتانسیل بیکران، فراتر از ظاهر، فراتر از انطباق - سوژه ای وفادار به حقیقت وجود خویش.
@finchstuff
Forwarded from 𝐋𝐚𝐩𝐮𝐭𝐚 // اتاق شمارهٔ ۶ (Milad)
Midnightsun
روز به روز بهترم داره نمیشه، برعکس داره پسرفت میکنه و قابل تشخیص تر میشه
یه مقالهای بود درباره این که "هوش مصنوعی به بنبست خلاقیت رسید"
نمیدونم چقد میتونه از این بالاتر بره خلاقیتش ولی فعلا مثلا تو عکس ساختن گندش در اومده.
هوش مصنوعی دست کم تو این مرحله از تکاملی که الان توش قرار داره با پردازش عکسهای توی اینترنت عکسهاشو میسازه و خلاقیتش محدود میانگینی از خلاقیتهای قبلی انسانه.
حتی با ساختن عکسهای مختلف توسط هوش مصنوعی و ورودشون به سطح اینترنت خلاقیت هوش مصنوعی کمتر و کمترم میشه چون نمونههایی از ازشون الهام میگیره تقریبا شبیه هم میشن.
نمیدونم چقد میتونه از این بالاتر بره خلاقیتش ولی فعلا مثلا تو عکس ساختن گندش در اومده.
هوش مصنوعی دست کم تو این مرحله از تکاملی که الان توش قرار داره با پردازش عکسهای توی اینترنت عکسهاشو میسازه و خلاقیتش محدود میانگینی از خلاقیتهای قبلی انسانه.
حتی با ساختن عکسهای مختلف توسط هوش مصنوعی و ورودشون به سطح اینترنت خلاقیت هوش مصنوعی کمتر و کمترم میشه چون نمونههایی از ازشون الهام میگیره تقریبا شبیه هم میشن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من هر دو دقیقه یه بار میرفتم شجره شونو چک میکردم
😭4
Forwarded from TechTrolls! (Finch)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این یک دقیقهٔ صامت از تمام سریال ارباب حلقه ها و سیکوئل استار وارز محتواش بیشتر بود
Forwarded from منابع بیگانه
آنقدر عادی به نظر میرسد که تصور میکنیم طبیعیست!
محض شناخت خود و اجتماعی که در اون زندگی میکنیم و رفتارها و افکار، توصیه میکنم نگاهی به مسئلهی هابیتوس بوردیه بندازید. به خصوص دوستانی که روانشناسی، نوروساینس، علوم شناختی کار میکنن. چرا که شما خیلی از این موارد رو ممکنه به عنوان اکتهای عادی، روزمره و حتی طبیعی توصیف کنید اما با مطالعه هابیتوس متوجه میشید با چیزی بیش از اون سر کار دارید: آنچنان ساخته شده و عمیق که به نظر طبیعی میرسد.
هابیتوس، مسئلهای ماندگار و مسریست. ساخته میشود و میسازد. هابیتوس ارتباط بین ساختارهای ماکرو و میکروی اجتماع را ممکن میسازد. هابیتوس موجب میشود که ما بتوانیم در "نهادها" دوام بیاوریم. اگر شما میتوانید چهارساعت پشت هم، در یک پوزیشن، ثابت بنشینید و جزوه بنویسید و در دانشگاه، مورد پذیرش باشید، با فرم دادن هابیتوس ممکن میشود. علاقهی شما به خوراکیهای شیرین، از هابیتوس منجر میشود و در نظر شما انقدر عمیق و عادی به نظر میرسید که تصور میکنید مسئلهای طبیعیست و حتی براساسش تئوری علمی میدهید، آزمایش طرح میکنید و نظریه مینویسید، فارغ از توجه به این مسئله که جهانشمول نیست و به دلیل وجود مسئلهی عجیب هابیتوس است.
این شما و این هابیتوس!
https://www.cambridge.org/core/books/abs/pierre-bourdieu/habitus/5FA4EF3F00B10A8D420BFDC4F959B52C
https://www.powercube.net/other-forms-of-power/bourdieu-and-habitus/
https://www.simplypsychology.org/pierre-bourdieu-habitus.html
محض شناخت خود و اجتماعی که در اون زندگی میکنیم و رفتارها و افکار، توصیه میکنم نگاهی به مسئلهی هابیتوس بوردیه بندازید. به خصوص دوستانی که روانشناسی، نوروساینس، علوم شناختی کار میکنن. چرا که شما خیلی از این موارد رو ممکنه به عنوان اکتهای عادی، روزمره و حتی طبیعی توصیف کنید اما با مطالعه هابیتوس متوجه میشید با چیزی بیش از اون سر کار دارید: آنچنان ساخته شده و عمیق که به نظر طبیعی میرسد.
هابیتوس، مسئلهای ماندگار و مسریست. ساخته میشود و میسازد. هابیتوس ارتباط بین ساختارهای ماکرو و میکروی اجتماع را ممکن میسازد. هابیتوس موجب میشود که ما بتوانیم در "نهادها" دوام بیاوریم. اگر شما میتوانید چهارساعت پشت هم، در یک پوزیشن، ثابت بنشینید و جزوه بنویسید و در دانشگاه، مورد پذیرش باشید، با فرم دادن هابیتوس ممکن میشود. علاقهی شما به خوراکیهای شیرین، از هابیتوس منجر میشود و در نظر شما انقدر عمیق و عادی به نظر میرسید که تصور میکنید مسئلهای طبیعیست و حتی براساسش تئوری علمی میدهید، آزمایش طرح میکنید و نظریه مینویسید، فارغ از توجه به این مسئله که جهانشمول نیست و به دلیل وجود مسئلهی عجیب هابیتوس است.
این شما و این هابیتوس!
https://www.cambridge.org/core/books/abs/pierre-bourdieu/habitus/5FA4EF3F00B10A8D420BFDC4F959B52C
https://www.powercube.net/other-forms-of-power/bourdieu-and-habitus/
https://www.simplypsychology.org/pierre-bourdieu-habitus.html
Cambridge Core
Habitus (Chapter 3) - Pierre Bourdieu
Pierre Bourdieu - July 2008
Forwarded from ناصر فکوهی/ فایلهای دیداری-شنیداری
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#کوتهنوشتهای_اجتماعی/هشت/ #عادتواره/ #ناصر_فکوهی/ خوانش نویسنده / 1401
بوردیو، نظام فکری خود را مدیون دو سنت بزرگ فکری در جامعهشناسی است: امیل دورکیم و کارل مارکس که این دو، هرکدام مستقل از دیگری، بر محوری اساسی در نظریه اجتماعی تاکید داشتهاند: کُنش. نکتهای که بوردیو همواره خود بر آن تاکید داشته و با مروری کوتاه بر اندیشهاش این امر را درک میکنیم. از این دو، عادتواره(هابیتوس) واژهای است بیشتر دورکیمی تا مارکسی که بوردیو آن را از خلال دستگاه فکری مارکسی و بهرهبردن از اندیشه بینرشتهای خود، با روانشناسی، علومشناختی، فلسفه و جامعهشناسی سبک زندگی و به ویژه نظام کُنش که ستون فقرات نظریه اوست، ترکیب میکند تا نشان دهد، عاملیت و ساختار را نباید در یک رابطه متقابل سلبی، بلکه در یک همافزایی ایجابی پایدار، یعنی به گفته خودش دو ساختار ساختاریافته و ساختاردهنده، درک کرد. اینجا، «تکرار» در زمان-فضاهای کُنش است که عاملیت را با استفاده از «قابلیتها»، «تمایز» و «مبادله سرمایه»، بازتعریف کرده و میسازد.
بوردیو، نظام فکری خود را مدیون دو سنت بزرگ فکری در جامعهشناسی است: امیل دورکیم و کارل مارکس که این دو، هرکدام مستقل از دیگری، بر محوری اساسی در نظریه اجتماعی تاکید داشتهاند: کُنش. نکتهای که بوردیو همواره خود بر آن تاکید داشته و با مروری کوتاه بر اندیشهاش این امر را درک میکنیم. از این دو، عادتواره(هابیتوس) واژهای است بیشتر دورکیمی تا مارکسی که بوردیو آن را از خلال دستگاه فکری مارکسی و بهرهبردن از اندیشه بینرشتهای خود، با روانشناسی، علومشناختی، فلسفه و جامعهشناسی سبک زندگی و به ویژه نظام کُنش که ستون فقرات نظریه اوست، ترکیب میکند تا نشان دهد، عاملیت و ساختار را نباید در یک رابطه متقابل سلبی، بلکه در یک همافزایی ایجابی پایدار، یعنی به گفته خودش دو ساختار ساختاریافته و ساختاردهنده، درک کرد. اینجا، «تکرار» در زمان-فضاهای کُنش است که عاملیت را با استفاده از «قابلیتها»، «تمایز» و «مبادله سرمایه»، بازتعریف کرده و میسازد.
Forwarded from منابع بیگانه
تجربههای روانپزشکانه
هابیتوس" سخن به میان میآورد که به مثابه سرمایهای درونی یا منشی شخصی برای تک تک افراد یک جامعه عمل میکند. بوردیو هابیتوس را نقطهی تلاقی بسیار حیاتی سوبژکتیویته و ابژکتیویته یک جامعه میداند که مانند موتوری محرک و الهام بخش، درون انسان را گرم و شعلهور نگه میدارد و چراغی فراراه او می نهد در تاریکی بحران.
چیستی هابیتوس
راه مارکس
هژمونی فرهنگی که گرامشی آن را بسط و توسعه داد، سعی بر روشنسازی این موضوع دارد که در طی مناسباتی که بین افراد برقرار هست، قرار دادی به شکل اینکه افراد جامعه از آن در ظاهر مطلع هستند در تمامی سطوح(فرهنگی-اقتصادی-سیاسی) بین افراد برقرار شده و روی آنها سلطه…
تماشای این ویدیو خالی از لطف نیست