Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
834 videos
93 files
740 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
16 to 18 hours a day
مرد حسابی من اینقدر نمیتونم حتی بیدار بمونم، تو چطور میتونستی ۱۸ ساعت کار کنی
Forwarded from ادبیات دیگر
بُعد فرهنگى-اجتماعى و سياسىِ فاشیسم بر پایه اقتدارگرایی و ملی‌گرایی بنا شده است، و یکی از اصول اساسی آن سرکوب سیستماتیک صداهای متفاوت و مخالف است که اغلب از طریق سانسور، تبلیغات و ایجاد ترس انجام می‌شود.

گروه‌ها و رژیم‌های فاشیستی با کنترل و ایجاد یکنواختی، افرادی را که اقتدارشان را به چالش می‌کشند یا دیدگاه‌های جایگزین ارائه می‌دهند، خاموش می‌کنند. این سرکوب، آزادی اندیشه و بیان را از بین می‌برد و جوامع را به پژواک‌هایی از روایت‌های مورد تأیید فاشيسم تبدیل می‌کند. با هدف قرار دادن روشنفکران، هنرمندان و فعالان، فاشیسم تنوع نظرها را نابود می‌کند.

فاشیسم اغلب برای کسانی که مشتاق یک نسخه ایده‌آل از گذشته هستند، جذابیت دارد؛ یک "عصر طلایی" که ممکن است هرگز به‌طور واقعی وجود نداشته باشد. جنبش‌های فاشیستی، با تمجید از روایت‌های تاریخی انتخابی، وعده بازگشت به دورانی از عظمت، نظم و افتخار ملی را می‌دهند. این گذشته‌ رمانتیک معمولاً یک افسانه‌ ساخته‌شده است که پیچیدگی‌ها و بی‌عدالتی‌های تاریخ را نادیده می‌گیرد.

برای تعمیق تأثیر خود بر افراد، فاشیسم از جنگ روانی استفاده می‌کند و با دست گذاشتن روى احساساتی مانند ترس، خشم و نوستالژی، نظرات عمومی را کنترل می‌کند.

از طریق تبلیغات، شيوع اطلاعات غلط و قربانی‌کردن گروه‌های خاص—مانند اقلیت‌ها یا مخالفان—فاشیسم حس قربانی-شدنِ-جمعی را القا کرده و ناامیدی را به سوی گروه‌های مورد هدف (اقليت ها و مخالفان) هدایت می‌کند، در حالی که نیات واقعی خود را پنهان می‌کند.

این فريب و جنگ روانی وفاداری به هدف فاشیستی را تقویت می‌کند و وعده کاذب بازپس‌گیری عظمت گذشته را قابل دستیابی جلوه می‌دهد. با این حال، این تاکتیک‌ها جوامع را به سوی سرکوب و درگیری سوق می‌دهند و هرگونه امید به پیشرفت واقعی، اتحاد، و رسيدن به آزادى را از بین می‌برند.

در بسیاری از موارد، افرادی که به ایدئولوژی‌های فاشیستی جذب می‌شوند ممکن است به دنبال فراری از پیچیدگی و مسئولیت تفکر مستقل باشند.

جذابیت فاشیسم تا حدی در توانایی آن برای ارائه پاسخ‌های ساده و قاطع به مشکلات پیچیده نهفته است. برای کسانی که از عدم قطعیت یا احساس ناتوانی دچار استیصال شده‌اند، تسلیم شدن به یک رهبر یا ایدئولوژی که وعده نظم و وضوح می‌دهد، می‌تواند از نظر روانی آرامش‌بخش باشد.

این به این معنا نیست که آن‌ها نمی‌توانند برای خود فکر کنند، بلکه به این معناست که آن‌ها به امنیت حاصل از هم‌گرایی و حذف مسئولیت شخصی جذب می‌شوند. فاشیسم اغلب این تمایلات را با ایجاد ترس، تمجید از اطاعت و شیطانی جلوه دادن مخالفت‌ها كنترل می‌کند، به گونه‌ای که تفکر مستقل خطرناک یا حتی خیانت‌آمیز به نظر می‌رسد. در چنین سیستم‌هایی، تفکر انتقادی نه تنها سرکوب می‌شود بلکه به طور سیستماتیک تضعیف می‌گردد، و این وابستگی به رهبری اقتدارگرا را بیشتر تقویت می‌کند.

خاموش کردن صدای مخالف نه تنها نقض حقوق بشر است، بلکه ابزاری برای حفظ قدرت، جلوگیری از پیشرفت و تداوم بی‌عدالتی است.

آزادی نیازمند تفکر انتقادی و پذیرش دیدگاه‌ها و هويت‌هاى متنوع است.

هنگامی که با ایده "عصر طلایی"  مواجه می‌شوید، برای هوشیار و انتقادی ماندن باید این سوالات را از خود بپرسید:

١. روايت چه کسی از گذشته در حالِ ستایش است؟
آیا این "عصر طلایی" همه را شامل می‌شود، یا برخی گروه‌ها را نادیده گرفته یا به حاشیه رانده است؟

٢. کدام جنبه‌های تاریخ حذف یا تحریف شده‌اند؟
آیا حقایق ناخوشایند این دوران، مانند نابرابری، سرکوب یا درگیری، نادیده گرفته شده‌اند؟

٣. این روایت چه احساساتی را تلاش می‌کند برانگیزد؟
آیا از حس نوستالژی، ترس یا دلتنگی برای دستکاری ادراک من استفاده می‌کند؟

٤. چه کسی از این روایت سود می‌برد؟
آیا کسی از ایده "عصر طلایی" برای کسب قدرت، سرکوب مخالفت یا توجیه سیاست‌های انحصاری استفاده می‌کند؟

٥. آیا این دیدگاه از گذشته واقع‌گرایانه است یا رمانتیک‌شده؟
آیا شواهد ادعای ایده‌آل بودن این دوره را تأیید می‌کنند، یا این تصویر بر اساس افسانه‌ها و خاطرات انتخابی ساخته شده است؟

٦.هدف از نگاه به گذشته چیست؟
آیا هدف، یادگیری از گذشته و بهبود آینده است، یا مقاومت در برابر پیشرفت و حفظ کنترل؟

با پرسیدن این سوالات، می‌توانید از تحريفات و بزرگ نمايى‌هاى احتمالی آگاه شوید و به طور انتقادی ارزیابی کنید که آیا این روایت در خدمت حقیقت و عدالت است یا صرفاً به نفع صاحبان قدرت.


نورايمان قهارى
@adabyatedigar
آرا. واقعا خوشبختم باهات وارد رابطه شدم
😭11🍓6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Everyday resistance
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دبیر سابق #حزب_پان_ایرانیست می‌گوید بعد از اخراج #حجت_کلاشی از این حزب، سپاه از او برای بازداشت افراد استفاده می‌کرده و به حزب فشار می‌آورده که او را مجددا عضو کنند.
همین حضرت آقا اکنون از مشاوران #رضا_پهلوی است. پهلوی نام او را برای اضافه شدن به "شورای جرج‌تاون" پیشنهاد داده بوده است‌.
هر روز برگ تازه‌‌ای از روابط سپاه-پهلوی افشا می‌شود ولی در نبود رسانه‌های فراگیر و مستقل برای معرفی این افراد، بخشی از افکار عمومی این دزدِ دلقک را ولی فقیه خود می‌دانند‌.

#ساواکی_سپاهی_پیوندتان_مبارک #پهلوی_سوپاپ_اطمینان_جمهوری_اسلامی #جنبش_نئونازی_ایرانی #پهلوی_استفراغ_ملت_ایران
👌2👍1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
The story of Franz Stigler and Charlie Brown
context: A Bf 109 G-6 (Franz Stigler) was approaching to a B-17E Flying Fortress (Charlie Brown). He was ready to open fire and destroy the bomber, but he saw that the tail gunner wasn't in his site, so he advanced a bit more to saw the right side literally destroyed, where the 3 gunners were trying to lay and survive, he advanced a bit more to see where was the pilot (keep in mind that the B-17 was just with 2 engines shotted down, 1 damaged and just 1 of the engines were in perfect conditions, including that bomber just had a part of the tail, so they were losing alttitude very fast). In that moment Stigler knew that he couldn't shot down a ally bomber in that conditions, that wouldn't be human, just a monster would do it, so his best decision was to go with the bomber and escolt it through the german defenses (the german AA couldn't destroy a enemy meanwhile a german fighter is near him, cuz the explosion can damage the plane and probably do it lose the control) and let it to the americans in the sea.
ماریا!
از به فراموشی سپردن نامت ترسان‌ام
چون شاعری که از به فراموشی سپردن واژه‌ای ترسان است
که زادهٔ رنج شب است،
و به سان نیروی ایزدی

ولادیمیر مایاکوفسکی
6
Forwarded from What is your desire? |زن؛ زندگی؛ آزادی| (Judi 𐂂)
یاد اون نامه‌ی مارکس به انگلز افتادم که می‌گفت «متأسفم زنت مرده، ولی من از اجاره‌ام عقبم، فلان قدر بهم قرض بده».