Колония имени Горького | کولونی گورکی – Telegram
Колония имени Горького | کولونی گورکی
357 subscribers
2.41K photos
834 videos
93 files
740 links
زن زندگی آزادی

گورستان کولونی گورکی:
@Gorky_Colony_Graveyard

منابع کولونی گورکی:
@GorkyColonySources


http://t.me/RedChtBot?start=823056890
Download Telegram
Forwarded from Everyday resistance
این تصویر سرشتِ جهانِ معاصر را نشان می‌دهد که گام به گام به سمت سلطه‌ی کاملِ جاهلان و فرومایگان پیش می‌رود. اگر همین تصویر از افغانستان یا ایران و عراق ‌و ... مخابره شده بود، الان سفیدهای خودبرترپندار و شرقی‌های خودتحقیرکن، چه‌ها که نمی‌نوشتند درباره‌ی حاکمیت دین و جهل و خرافه. ولی چون از قلب #امپریالیسم بیرون می‌آید، هم سفید دهان‌اش بسته است و هم آن شرقی مذکور، دنبال رد پای معجزه می‌گردد. به آخوندهایِ هارِ مسیحی سلام کن. البته سلامِ نازی.


#نئوفاشیسم #ترامپیسم #آمریکا
👏2
Forwarded from 𝑫𝒐𝒓𝒐𝒕𝒉𝒚 𝒊𝒏 𝑴𝒊𝒅𝒅𝒍𝒆 𝑬𝒂𝒓𝒕𝒉 (𝑨𝒔𝒉𝒐𝒌𝒂🩵(𝑲𝒚𝒍𝒆 𝑴𝒂𝒄𝑳𝒂𝒄𝒉𝒍𝒂𝒏'𝒔 𝒅𝒂𝒖𝒈𝒉𝒕𝒆𝒓))
صادق هدایت در خانه
😭1
و عندما تحتاج کالطفل الی حنانی… فعد الی قلبی متی تشاء
-نزار قباني
Forwarded from یولداش
.... تایماز کنار پنجره آمد
و هراسان در شب آتش و کشتار نگریست
همسرت گیسو پریشان کرد
و در برابر دشت پرشعله و دود ایستاد
در برابر دشت‌های درو نشده" شورایی"
در برابر ستاد آتش گرفته "شوراها"
آنجا، مادری در گشود و پیکر به راه افکند
و چشم در چشم چکمه پوشان فریاد زد
مشت برسینه کوفت و فریاد زد:
" مرگ بر خان، مرگ بر سرمایه‌دار"
" زنده باد شوراها، زنده باد خلق"
و صدای درخشانش در گلوله‌ها خاموش شد
آ...ی توماج... توماج
قهرمان "شوراها"، توماج.
....



@yoldash1349
1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
چون یودا می‌گفت با صدق و یقین
ترس ز رنج است که آرد سوی کین
خشم و نفرت ره به تاریکی برند
عشق و بخشش نور جان، ای آناکین
😭3🙏1
Колония имени Горького | کولونی گورکی
Photo
پیر روشن، آن یودای بی‌نظیر
نور جان می‌تافت او، با صد یقین
در دلش دریای حکمت، موج می‌زد بی‌کران
راز هستی می‌نمود او با نگاهی بی‌نشان

آن‌ دگر ویدر، سیاهی شب تار و دژم
در نگاهش شعلهٔ خشم، در دلش اندوه و غم
سایه ای از ظلمت شب در وجودش خانه کرد
نغمهٔ تاریکی و درد از زبانش چکه کرد

گفت یودا، «نور شو ای جان، از درونِ خود بجوش،
تار و پودِ کائنات، هان! با محبت کن تو نوش»
خنده‌ای زد ویدر از کین، «نور چیست جز یک فریب؟
قدرت است این زندگی، هر چه بخواهی آنْ نصیب»

جنگ بین نور و سایه در دلِ هردو روان
هریکی در جستجوی خویشتن کوشید، هان
پیر با نیروی دانش، صلح و آرامش طلب
آن یکی اندر پی قدرت وَ فرّ ایزدی

لیک یودا دید در ویدر، کورسویی از امید،
گفت «ای ویدر، رها کن خشم و کینه را، به عید
بر روشنایی بازگرد و قلبِ خود را پاک ساز،
نورِ مطلق در تو پنهان، بگشا این در، بتاز»

لیک ویدر در سیاهی، سخت‌تر گامی نهاد،
در دلش آتش ز کینه، بیشتر گشته زیاد
آخرِ کار دو جنگجو، غم‌فزا بود و محال،
نور و ظلمت در نبرد، تا بیکران اندر جدال
🤯1
Forwarded from Echo of a Comrade. (Philbert)
زمین‌داران و سرمایه‌داران سعی کردند نفرت کارگران و کشاورزانی را که از فقر رنج می‌بردند، به سوی یهودیان معطوف کنند. در کشورهای دیگر نیز اغلب می‌بینیم که سرمایه‌داران نفرت علیه یهودیان را دامن می‌زنند تا کارگران را کور کنند و توجه آن‌ها را از دشمن واقعی زحمت‌کشان منحرف سازند: سرمایه!


✍🏻 ولادیمیر لنین