Forwarded from یولداش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در نظام دیکتاتوری سرمایهداری ،همیشه دیوار آرزوهای ۹۹ درصدی ها توسط ۱ درصدی ها بلعیده شده و میشود.
@yoldash1349
@yoldash1349
Forwarded from کومار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نام و یادت گرامی؛ فریبرز رئیسدانا.
۲۳ دی ۱۳۲۳
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
۲۳ دی ۱۳۲۳
۲۶ اسفند ۱۳۹۸
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وان لا اموت اشتياقا ومت..
Ouch
نخیر شما تو لیست کسایی هستی که داره از وقتش درست استفاده میکنه
چیزی که به ظاهر دیده میشه نیست
Колония имени Горького | کولونی گورکی
چیزی که به ظاهر دیده میشه نیست
من باطنشم دیدم، درست میگه
"Opal"
دست خط آدم موردعلاقهام اولشه
:)))))))))))))))))))))))))))))))))))))))
Forwarded from فغانسوی با رسی (Roçi.)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from Колония имени Горького | کولونی گورکی (Finch)
Колония имени Горького | کولونی گورکی
@Maghakintel – بهار خجسته - رئیسدانا
اگر این بهار
باز خجسته از پس الوند
روی به سوی وطن آرد،
اگر آن پاره ابر سیاه، برق زند ناگه
قهقههی مستانه سر آرد
و زار زار ز شوق، گریه ببارد
کبک دَری را به سبزههای سبز غزل
و آهوی زرد را به بیشه بخواند،
اگر بنفشه از کنارهی جوبارهها
پیام به پونهها برساند
و نازِ تابِ شکوفههای گلابی
به کوچه، عطر ببیزد،
اگر لالهی سرکش، به صحرا بماند
و بادِ در گذر را، مدیحهگوی قمریکان کوچه بسازد
وین بادِ مشک بیز
واماندگان زمهریری این دیار را به هوش بیارد،
اگر رمز سرخیِ سوری را
شهاب به گوش لاله رساند
آنگاه به هنگامهای، باری،
به بیدزارِ مردم، همه برگهای نو میروید
شتابناک یاسِ تازه زاد به یاری میدود
سرو پیر عربده میزند
لشگر نرگس ز جای میجنبد
و باغ به دورِ سرو میچرخد
نوروزِ کامکار به بدگردشی، چیره میگردد
وین عید روشن، آن بد سگال را به تاریکخانه، سلسله میبندد
خوشا زمانی که بهارِ خجسته در آید
درخت پر شکوفه ببالد
سرخ گل سر از قلمرو بهمن به در آرد
و سپیدی قلههای سربلندِ دور، درودگو آید
نسیم عطر خنده او
میخندد بیآنکه لب بگشاید
برقی در نگاه بیندازد یا شیاری بر گونهها برکشد
میخندد و من صدای نسیم خنده او را
زیر پلکهای چشمانم میشنوم
تا نیمنگاهی دیگر،
دو بار جهان را دور میزنم
یکی زین سو به شادمانی،
یکی باژگونه به امید وزیدن نسیمی باز
در چشم بر هم زدنی،
دور میشود دور...
- فریبرز رئیس دانا
باز خجسته از پس الوند
روی به سوی وطن آرد،
اگر آن پاره ابر سیاه، برق زند ناگه
قهقههی مستانه سر آرد
و زار زار ز شوق، گریه ببارد
کبک دَری را به سبزههای سبز غزل
و آهوی زرد را به بیشه بخواند،
اگر بنفشه از کنارهی جوبارهها
پیام به پونهها برساند
و نازِ تابِ شکوفههای گلابی
به کوچه، عطر ببیزد،
اگر لالهی سرکش، به صحرا بماند
و بادِ در گذر را، مدیحهگوی قمریکان کوچه بسازد
وین بادِ مشک بیز
واماندگان زمهریری این دیار را به هوش بیارد،
اگر رمز سرخیِ سوری را
شهاب به گوش لاله رساند
آنگاه به هنگامهای، باری،
به بیدزارِ مردم، همه برگهای نو میروید
شتابناک یاسِ تازه زاد به یاری میدود
سرو پیر عربده میزند
لشگر نرگس ز جای میجنبد
و باغ به دورِ سرو میچرخد
نوروزِ کامکار به بدگردشی، چیره میگردد
وین عید روشن، آن بد سگال را به تاریکخانه، سلسله میبندد
خوشا زمانی که بهارِ خجسته در آید
درخت پر شکوفه ببالد
سرخ گل سر از قلمرو بهمن به در آرد
و سپیدی قلههای سربلندِ دور، درودگو آید
نسیم عطر خنده او
میخندد بیآنکه لب بگشاید
برقی در نگاه بیندازد یا شیاری بر گونهها برکشد
میخندد و من صدای نسیم خنده او را
زیر پلکهای چشمانم میشنوم
تا نیمنگاهی دیگر،
دو بار جهان را دور میزنم
یکی زین سو به شادمانی،
یکی باژگونه به امید وزیدن نسیمی باز
در چشم بر هم زدنی،
دور میشود دور...
- فریبرز رئیس دانا
❤3