something's fishy 🧜🏽 – Telegram
something's fishy 🧜🏽
4.68K subscribers
174 photos
13 videos
42 links
نوستالژی دیگر مثل سابق نیست.
- پیتر دِ فریس

Fishy here also:
https://www.instagram.com/fishispunk
Download Telegram
🫱🏼‍🫲🏽
27🤝2
ایران، حتی در تاریک‌ترین روزهایش هم، وسوسه‌ی ماندن دارد.
31💔21😭2
💔51😭2
اگر کسی نتش وصل شد بهم از حالش خبر بده 🫂
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
44💔17👀4
هر ویدئویی که از اجساد می‌بینم همین سوال واسم پیش میاد: زن‌ها کجان؟
من به چشم دیدم زن‌هایی که تیر خوردن رو. اسم ده‌ها زنی که در اعتراضات کشته شدن بیرون اومده. ولی بین اجساد زنی دیده نمیشه.
با پیکر بی‌جان زن‌ها چیکار می‌کنن؟!
😨55💔38😢9
خاک بر سر راجر واترز. درد و بلای چلسی هارت بخوره تو سرت.
🤝43
something's fishy 🧜🏽
خاک بر سر راجر واترز. درد و بلای چلسی هارت بخوره تو سرت.
روی تی‌شرت پینک فلویدم باید بنویسم «جز راجر»
🤝33
وقتایی که اینقدر حالم بده که حتی گریه هم نمی‌تونم بکنم، چای می‌ریزم و شیرینی می‌خورم.
خیلی سوهان ساعدی‌نیا دوست دارم. امروز رفتم از سوپریِ ایرانی شهرمون سوهان بخرم که گفت نداریم.
اموال ساعدی‌نیا هم مصادره شده. ممکنه دیگه هیچوقت نداشته باشن.
یه سوهان چیه؟ یه شیرینی کنار چای واسه وقتی که نمی‌تونی حتی از خانوادت خبر بگیری چیه؟
این حرومزاده‌ها همینم ازمون گرفتن.
یک بدبختی توی زندگیم ندارم که باعث و بانیش آخوند نباشه.
💔72
هنوز هم از ایلام خبری نیست.
از کردستان.
از خوزستان.
از لرستان.
از بیشتر کشورمون بی‌خبریم.
💔72
یه روز اینا میرن.
ولی اون روز ممکنه هیچکدوم از دوستام نباشن
💔69😢3
یه کاری کردن که هر ایرانی همچین صحنه‌هایی رو به چشم دیده باشه.
دِ حرومزاده‌ها، چطوری، بر کی، تا کِی قراره حکومت کنین؟!؟
خودشون هم می‌دونن از همه نظر جز نظامی سقوط کردن و دارن با تمام قدرت چنگ می‌زنن.
💔56
«دل تو ایرانه، تن آواره‌ست»
💔37
نمی‌تونم درک کنم بقیه چطور به زندگی ادامه میدن.
می‌دونم مشکل از منه که همینجوری گیر کردم، ولی اصلا نمی‌تونم درک کنم بقیه چطور گیر نکردن.
ربطی به این روزها هم نداره. از اولش همینجوری بود.
بقیه کسایی که میومدن اینجا سعی می‌کردن خودشون رو فارغ از اونچه رها کرده بودن، دوباره اینجا بسازن و ریشه جدیدی پیدا کنن.
ولی من هیچوقت نتونستم از چیزی دل بکنم. روی هر چیزی که تو زندگیم رهاش کردم، رد چنگ و پنجه مونده.
اینجا هم مثل تشنه‌ی لب مرگ، هر قطره‌ای که می‌تونستم از ایران پیدا کنم رو جمع کردم.
نمی‌دونم بقیه چطور به چیزهای دیگه فکر می‌کنن و به کارهای دیگه‌شون می‌رسن. مسخره‌ست ولی شنیدن صدای خنده همسایه ایرانیم که داره راجع به کارش با دوستاش پشت تلفن گپ می‌زنه اعصابم رو خورد میکنه. دیدن ایرانیای دیگه تو ترم که دارن برای هم خاطره تعریف می‌کنن حالم رو بد می‌کنه. هر نشانه‌ای از نرمال بودن و وضعیت عادی حالم رو بد می‌کنه.
می‌دونم مشکل از منه که تا این حد مستأصل شدم ولی واقعا نمی‌تونم بفهمم چطور بقیه به اینجا نرسیدن.
💔68🤝8
دلم واسه فالوورام تنگ شده.
خاک بر سر آخوند.
💔694
جداً حیف بودیم عزیزم.
تلاشگر بودیم، شجاع، جسور، پر از رویا، آرزومند، امیدوار و... زیبا بودیم عزیزم
و جوانی ما مفت چنگ این‌ها شد.
1💔83
Forwarded from le vent nous portera
یک لحظه وصل شده‌م و فقط می‌‌خوام بنویسم زن، زندگی، آزادی
برای همیشه.
1💔774
آخرین پیام رها تو چنل تلگرامش
1💔69
بخشی از مقاله زومیت درباره کامنت‌ها:

کلمات و سوالات یکی‌یکی کنار هم می‌نشینند: «اینترنت ندارم»، «خبری نیست؟»، «دلتنگم» و «تو رو خدا وصل کنید» و صد البته هزاران کامنت بیشتر درباره خشم و انتقاد نسبت به وضعیت زندگی و اقتصاد و اجتماع که بسیاری از آن‌ها امکان انتشار ندارد از بس که خشم درون آن‌ها جریان دارد. هزاران کامنت که نه فقط برای بحث سیاسی، نه تنها برای دعوا، بلکه فقط برای اثباتِ یک حقیقتِ تلخ نوشته شده‌اند: ما هنوز هستیم، اما داریم جدا می‌شویم؛ هم از یکدیگر و هم از درون فرو می‌پاشیم.
وقتی کامنت‌ها را در زومیت می‌خوانید متوجه می‌شوید عده‌ زیادی از آن‌ها اصلا متن خبر یا گزارش را که زیر سایه کلی موارد امنیتی نوشته شده نخوانده‌اند و فقط آمده‌اند تا بتوانند «حرف» بزنند و سراغی از دوستان‌شان بگیرند. روی کامنت دوستانشان کلیک می‌کنند و با آن‌ها درد دل یا گاهی هم شوخی کنند. همین الان؛ زیر همین یادداشت هم عده زیادی بدون خواندن مطلب من فقط دنبال خواسته‌هایشان هستند و حق هم دارند، چون از یک حقوق بدیهی شهروندی محروم شده‌اند.
در میان این بغض و نگرانی عمیق، گاهی صدای تک‌وتوکِ کسانی هم شنیده می‌شود که از این وضعیت دفاع می‌کنند، اما چه سود؟ صدای اقلیت در برابر خواست میلیونی مردمی که تشنه‌ ارتباط‌اند، به جایی نمی‌رسد. کاربران با همین آب باریک دنیای اتصالات (یعنی بخش کامنت‌ها) از اقتصاد و معیشت می‌گویند؛ همان نقطه اعتراض و نقدی که همه به وضعیت کنونی دارند و هیچکس نمی‌تواند منکر نابه‌سامانی‌های اقتصادی شود و حتی بالاترین مقام‌های حاکمیتی هم به آن اذعان دارند و بارها گفته‌اند که باید اوضاع بهتر بشود.
مردم این سرزمین که تا دیروز محصور اقتصاد بد بودند و زندگی و معیشت‌شان زیر تیغ بود؛ امروز در کنار این مشکلات در قفسِ محدودیت‌های ارتباطاتی اسیر شده‌اند. آن‌ها در قرن بیست‌ویکم، در عصری که بشر به کهکشان‌ها سفر می‌کند و هوش مصنوعی رازهای هستی را می‌کاود، باید برای فرستادن یک پیامِ ساده، هزار ترفند به کار ببندند و با «پیام‌رسان‌های ملی» و سرعت‌های ناچیز بسازند و بسوزند. مادرها نگران از حال فرزندانشان در آن‌سوی مرزها باشند و ایرانیان خارج از کشور کوچک‌ترین اطلاعی از وقایع داخل کشور نداشته باشند.
1💔27😢2😭2
بازی Disco Elysium واقعا قشنگه.
فضای بازی و تاریخ شهر و کشوری که بازی توش اتفاق میفته خیلی آدم رو یاد ایران می‌اندازه:
شهر رِواشل (Revachol) پایتخت یک امپراتوری بود، ولی ۵۰ سال پیش، این امپراتوری با انقلاب کمونیست‌ها برکنار شد. خود کمونیست‌ها هم از «ائتلاف ملت‌ها» شکست خوردن و از همون موقع رواشل زیر دست ائتلاف کنترل میشه. در این پنجاه سال هم وضعیت فقط بدتر شده.
تو خیابون از کنار دیوارهایی رد میشی که هنوز گلوله و سوراخ‌های تیربار روشون هست. وسط پیاده‌رو، یه چاله بزرگه که جای سقوط یه بمبه. هیچکدوم این‌ها تعمیر نشدن.
به جایی که ساختمون‌های تجاری هستن میگن «منطقه تجاری محکوم به فنا». چون هر استارت‌آپ و بیزینسی که کارش رو شروع می‌کنه، از همون اول تکلیفش معلومه. بعضی واحدها حتی زحمت تخلیه هم به خودشون ندادن. کسی قرار نبود جاشون رو پر کنه.
۵۰ ساله که همه‌چیز رو به زواله. ساختمون‌ها، پیاده‌روها، انسان‌ها و روابطشون، تقریبا همه‌چیز.
بخشی از بازی، یکی از کاراکترها یاد زنی میفته که قبلا توی زندگیش بوده، ولی نسبتش با اون زن رو درست یادش نمیاد. می‌پرسه «همسرم بود؟»
جواب می‌گیره «احمق نباش. کسی تو رواشل ازدواج نمی‌کنه. نه که نخوان، نمی‌تونن. ازدواج هم یکی دیگه از چیزایی که تو رواشل کسی پولش بهش نمی‌رسه».
😭274👀3