روزای روشن، خداحافظ
سرزمین من، خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت؟
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت؟
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه، دلا پاییزه
باروون قحطی از ابر میریزه
همه باهم قهر، همه ازهم دور
روزا مث شب، شبا سوت و کور
سرزمین من، خداحافظ
روزای خوبت بگو کجا رفت؟
تو قصه ها رفت یا از اینجا رفت؟
انگار که اینجا هیچکی زنده نیست
گریه فراوون وقت خنده نیست
گونه ها خیسه، دلا پاییزه
باروون قحطی از ابر میریزه
همه باهم قهر، همه ازهم دور
روزا مث شب، شبا سوت و کور
همه عزادار، سر به گریبون
مردا سر دار، زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم، کابوس میبینیم
نوبت میگیریم گیج و بیهدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا، اینجور میگذرن
هرجا که بخوان، مارو میبرن
مردا سر دار، زنا تو زندون
نه تو آسمون نه رو زمینیم
انگار که خوابیم، کابوس میبینیم
نوبت میگیریم گیج و بیهدف
واسه مردن هم باید رفت تو صف
روزا و شبا، اینجور میگذرن
هرجا که بخوان، مارو میبرن
آخه تا به کی آروم بشینیم؟
حسرت بکشیم گریه ببینیم؟
ای زن تنها، مرد آواره
وطن دل توست، شده صد پاره
پاشو کاری کن، فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش.
حسرت بکشیم گریه ببینیم؟
ای زن تنها، مرد آواره
وطن دل توست، شده صد پاره
پاشو کاری کن، فکر چاره باش
فکر این دل پاره پاره باش.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عالیقاپو _ اردبیل
Forwarded from دوات
داشتم فکر میکردم «فوقش چهارتا باتوم میخوریم. نمیکشنمون که.» بعد یادم اومد کشتن که الان اینجای کاریم.
هرچیزی که یه زمانی باعث حال خوبم باشه، سببِ وحشتم میشه، چون به محض اینکه از دست بره، حالم بدتر از "قبل از اون چیز" میشه.