انقدر جدیدا به درختها توجه میکنم که میخوام بگم:
سلام من لوراکس هستم، وکیلِ آغاجها.
سلام من لوراکس هستم، وکیلِ آغاجها.
Forwarded from پیادهگرد
میری توییتر انگار هفتهی بعد انقلابه!
میای تو خیابون میبینی کسی اعتصاب نکرده و همه دارن میرن و میان انگار که هیچ خبری نیست.
دائما بین امیدواری و ناامیدی پاسکاری میشی.
میای تو خیابون میبینی کسی اعتصاب نکرده و همه دارن میرن و میان انگار که هیچ خبری نیست.
دائما بین امیدواری و ناامیدی پاسکاری میشی.
توی شهرمون یه کوچه بود، نه شهرداری براش چراغ گذاشته بود، نه توی خونههاش آدمای زیادی زندگی میکردن... اینجوری شد که نوری به اون کوچه نمیتابید و من اسمشو گذاشته بودم "تاریکترین کوچهی تاریکِ دنیا"
خلاصه که ای نورِ دورِ من!
این روزها تاریکم، تاریک تر از تاریکترین کوچهی تاریک دنیا.
خلاصه که ای نورِ دورِ من!
این روزها تاریکم، تاریک تر از تاریکترین کوچهی تاریک دنیا.
Forwarded from دوات
واقعیت اینه که ذات زندگی رنجه. اونجاییش قشنگه که همهی ما از این واقعیت خبر داریم.
و همراه میشیم، تا آسونتر بگذره.
و همراه میشیم، تا آسونتر بگذره.
Forwarded from دوات
همیشه خودتی و خودت ولی یه وقتایی بد میخوره توی صورتت که مَرد، خودتی و خودت.