Forwarded from ~Episodes`of hell
همتون دارید از ایرانمون میرید
تو این خونهٔ متروک
من میمونم و حوضم.
تو این خونهٔ متروک
من میمونم و حوضم.
Forwarded from elen white. (elen)
+هنر اگرچه نان نمیشود، اما شراب زندگیست.
"ما عزادار ایران و هممیهنانمون هستیم، ولی سوگواری نمیکنیم، سوگواری بمونه برای بعد از آزادی."
Forwarded from دوات
من اون مورچهم که تو با خودکار دورش خط کشیدی. میچرخم دور خودم پشت مرزی که تو نذاشتی.
Forwarded from دوات
در سیزده سالگی فکر میکردم توی ۲۸ سالگیم جزو اخترشناسهای مطرح ناسا باشم. الان دارم میرم خیار بگیرم چون برای شامم قیمه درست کردم و نمیشه بدون سالاد شیرازی.
Forwarded from دوات
زندگیم رو مرتب میکنم اگه دلم انقد به پروپای مغزم نپیچه و به برنامههام گند نزنه.
کسی می شُست آنسو دست های سرخ رنگش را
کسی آن گوشه پر می کرد با سرعت تفنگش را
کسی را دیگران سمت طناب دار می بردند
کسی را چشم بسته سینه ی دیوار می بردند
جهان با ترس هایش زیر چشمان درشتت بود
صدایم کردی و چاقوی سرخی توی مشتت بود
مرا در اشک هایت مثل ماهی تلخ،حل کردی
مرا چاقو زدی و لحظه ی آخر بغل کردی
صدایت کردم و زنگ صدایت در صدایم بود
تو را بوسیدم و خون تو روی دست هایم بود
دو تا ماهی ِ مرده داخل یک طشت ِ خون بودیم
دو شاخه روی نعش ِ یک درخت واژگون بودیم
درختان جوان را زیر باران دفن می کردند
جوان بودیم و ما را در خیابان دفن می کردند…
قسمتی از شعرحامد ابراهیم پور
کسی آن گوشه پر می کرد با سرعت تفنگش را
کسی را دیگران سمت طناب دار می بردند
کسی را چشم بسته سینه ی دیوار می بردند
جهان با ترس هایش زیر چشمان درشتت بود
صدایم کردی و چاقوی سرخی توی مشتت بود
مرا در اشک هایت مثل ماهی تلخ،حل کردی
مرا چاقو زدی و لحظه ی آخر بغل کردی
صدایت کردم و زنگ صدایت در صدایم بود
تو را بوسیدم و خون تو روی دست هایم بود
دو تا ماهی ِ مرده داخل یک طشت ِ خون بودیم
دو شاخه روی نعش ِ یک درخت واژگون بودیم
درختان جوان را زیر باران دفن می کردند
جوان بودیم و ما را در خیابان دفن می کردند…
قسمتی از شعرحامد ابراهیم پور