Out of this world – Telegram
Out of this world
787 subscribers
1.21K photos
73 videos
47 links
از فا، تا دو، به می گِریَم.
من آتانازم، اینجا آلبوم عکسای منه.
.

https://news.1rj.ru/str/BluChtBot?start=67aeac01bcdeab818f49
Download Telegram
Out of this world
Photo
اینجوری که میشه، از قبل هم حالت بهتره
آره همین.
سلام بابا لنگ دراز عزیز
نمیدونم چرا به طور ناگهانی حال روحیم انقدر خوب شده.
خیلی خوبم
دلم میخواد برقصم تنهایی
یا بلند بلند آواز "کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم، روزی که بختم باز بشه بی یار بشه اون که اومد به خوابم" رو بخونم.
یا بارون بیاد بدون چتر برم زیرش، بارون هم نم نم نباشه و سرتاپا خیسم کنه و وقتی برگشتم خونه مجبور شم لباسامو مستقیم بندازم توی حموم.
یا برم روی تپه های خارج شهر داد بزنم و بعدش قل بخورم روی زمین.
یا کتاب هری پاتر قسمت اولش رو بخونم.
یا شازده کوچولو رو برای بار ۱۸۲۶۲۸۲۶۳۸۱ ام جلوم باز کنم و کلمه به کلمه و با دقت بخونمش و لذت ببرم.
یا برای خودم کیک بپزم و با خامه تزئینش کنم.
برای یه اجرای تئاتر طراحی پوستر کنم.
مجسمه معشوقمو بسازم و بهش تقدیم کنم.
امشب توی رگام زندگی جریان داره.
هوهووووو
دوستدار همیشگی شما.
Gisoo
Bomrani
برقصیم
رقص رویایی
Out of this world
Bomrani – Gisoo
نمیدانم چرا ناگه نمودی مویت را کوته
آی آی آی آی
سر زلف پریشان را ز دامانت کردی جدا
آی آی آی آی
فکندی بر خاک پایت بیفتاد از شانه هایت
آی آی آی آی
آمد باد بهار
سرمست و بی قرار
رقص آن گیسوی پریشانت کو؟
گویی از لطافت
آزرده شانه ات
در زیر بار گیسو!
آخ که چقدر این خستگی قشنگه.
در واقع قلب به احساس هیچ ربطی نداره،
اما بعضی آدما هستن که قلب منو این شکلی میکنن.
خونه‌ی ما، دورِ دوره.
امشب وقتی کلینیک بودم، مثل همیشه افراد زیادی اونجا بودن و بدون استثنا همگی بی‌حال و مریض‌حال بودن. و مثل همیشه فضای اونجا رو خاکستری میدیدم و هیچ رنگی نبود.
تا اینکه سمت راستم رو نگاه کردم و یه دختر کوچولو وارد کلینیک شد. موهاش طلایی و فرفری بود، لباش غنچه و صورتی، چشماشم اندازه مشتِ من و به رنگ آبی مایل به طوسی، با مژه های بلند، یه سویشرت خرگوشی شکل هم پوشیده بود با گوشای دراز صورتی. سرشم به سمت راست خم میکرد و لوس‌طور با باباش حرف میزد، وقتی هم‌راه میرفت کفشاش جیلینگ جیلینگ صدا میداد.
فقط اون بود که رنگی بود، روزمو ساخت.دوس داشتم توی همه بیمارستانا یدونه از اون نی‌نی ها بذارم تا مریضا بدون نیاز به معاینه و تجویز، خوب بشن.
Living on the road.
گفتم: میشه بِنگَری؟
گفت: بفرما.
گفتم: نه از اونا که بقیه رو می‌نگری نه. میشه دلبرانه بِنگَری؟
گفت: برو بابا.
رفت.
اینکه به تمام برنامه هات برسی و به خودت جایزه بدی خیلی قشنگه.
Forwarded from شوریدگی‌چشمانت
داشتم به جمشید میگفتم
«رابطه‌ی عاشقانه حاصل جمع دوستی است به اضافه‌ی چند لحظه فوران میل؛ به آغوش به لمس به حضور مداوم»
برگشت گفت: آخ از لمس آغوش.
خیس میشم با تو هرشب،
زیرِ بارونی که نیست.
دستتو محکم گرفتم،
تو خیابونی که نیست.
باشم و عاشق نباشم،
کارِ آسونی که نیست.
عاشقت میشم دوباره،
عاشق اونی که نیست.