Out of this world
Bomrani Makan Ashgvari – Baado Otobaan
به خواب میروم
آکورد میشوم
از فا، تا دو، به می__گِریَم
آکورد میشوم
از فا، تا دو، به می__گِریَم
تویی و باد و اتوبان
چشمات
دستات
تویی و باد و اتوبان
لبهات
بوسههات
تویی و باد و اتوبان
رویا
U turn
چشمات
دستات
تویی و باد و اتوبان
لبهات
بوسههات
تویی و باد و اتوبان
رویا
U turn
اینکه سرتو گرم کنی تا فکرا حمله نکنن از همه چیز فجیع تره.
از اون فجیع تر اینه که بازم آخر روز، آخر شب، آخر مکالمه، آخر خنده ها، آخر فیلم، آخر کتاب، همونجایی که سرگرمیهات تموم شدن، میبینی هنوز توی همون نقطهای؛ و حمله میکنن.
از اون فجیع تر اینه که بازم آخر روز، آخر شب، آخر مکالمه، آخر خنده ها، آخر فیلم، آخر کتاب، همونجایی که سرگرمیهات تموم شدن، میبینی هنوز توی همون نقطهای؛ و حمله میکنن.
Forwarded from روزانههای یه روانشناس
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچهی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچهی کوچک ما سیب نداشت؟
-حمید مصدق | #شعر_اول
من به چه دلهره از باغچهی همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز،
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچهی کوچک ما سیب نداشت؟
-حمید مصدق | #شعر_اول