کانون پرورش فکری اونقدرا هم که یادم میومد بزرگ نیست، من توسط کتابای ساکت اونجا مسحور شده بودم.
درسته که کتاباش زیاد خفن نیست ولی واسه من هشت ساله اونجا مرکز جادو بود.
مفهوم خدا برام متفاوت شده از هر چیزی که مردم میگن، چیزی که مردم ازش ساختن یه بت دروغینه و حتی چیزی که من دارم هم بتی دروغینه. خدا مارو به عنش هم نگرفته و نخواهد گرفت و قرار نیست کاری بکنه و قرار نیست نجاتمون بده. ما نتیجهی یکی از آزمایش های بی پایانشیم که موفقیت آمیز شده و میخواد ببینه سازگاری این آزمایش (بشریت) با محیطی که خودش ساخته (زمین) به اندازهی بقیهی آزمایش هاش (بقیهی گونه هایی که آفریده) هست یا نه، و امکان داره این آزمایش رو بار های متفاوت روی سیارات متفاوت انجام داده باشه و هر بار شکست خورده باشه یا یه بار موفق شده و تصمیم گرفته با یه پارامتر متفاوت امتحانش کنه.
خدا یه قمار بازه، و ما هم اون برگه هایی هستیم که میتونه برد و باختشو مشخص کنه، و قمار هم انقراضه.
خدا یه قمار بازه، و ما هم اون برگه هایی هستیم که میتونه برد و باختشو مشخص کنه، و قمار هم انقراضه.
👌1
🄷ell in winter🧋
مفهوم خدا برام متفاوت شده از هر چیزی که مردم میگن، چیزی که مردم ازش ساختن یه بت دروغینه و حتی چیزی که من دارم هم بتی دروغینه. خدا مارو به عنش هم نگرفته و نخواهد گرفت و قرار نیست کاری بکنه و قرار نیست نجاتمون بده. ما نتیجهی یکی از آزمایش های بی پایانشیم که…
خب قطعا آزمایش کننده تصمیم نمیگیره واسه یه آزمایشش دلرحمی به خرج بده و به دعاهاشون گوش بده و باور کنه.
و منم چقدر اون دفعاتو جدی گرفتم و چندین بار خودمو تو شعرام سوفی صدا کردم
همتون یه جایی توی دفتر شعرم داشتین، فقط مثل ذهن من فکر نمیکردین که بتونین متوجه بشین کدوم شمایین
کی فکر میکنه آفرین بشه مرگ، ترنج بشه زندگی، پارمیدا بشه سرو، مهرآسا بشه عشق، میتا بشه جنگجوی جنگ آرامش/ملکهی اندوه و من بشم آغوش و همشونو در بر بگیرم؟