🄷ell in winter🧋 – Telegram
🄷ell in winter🧋
244 subscribers
3.97K photos
988 videos
20 files
550 links
نمیدونم کی هستم، دارم تلاش میکنم یادم بیاد. تا اون موقع هانا صدام کن.
Entp
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1937803019
Download Telegram
من چیم بجز پیچ و تاب ای تی پی در سلول های بی هدفم.
اگه فردا مردم چی؟
Forwarded from Rashōmon (ᵐᵉʰʳᵃˢᵃ)
توییت میزنین بهترین کاری که ۱۴۰۱ در حق خودم انجام دادم این بود که خودکشی نکردم؟😍
دود. من فک میکردم پلن هممون خودکشیه و ناراحتم که یک سال دیگه گذشت و بنده هنوز زنده.
تو همه‌ی داستانو از سمت خودت شنیدی
تا حالا یه بار داستان منو گوش کردی؟
کی میخواست گوش بده که به روحم دست زدی و انداختیم دور آخه؟
همه ترجیح میدادن یه دختریو ببینن که ترکت کرده
تو نخواستی بشنوی قلبمو
بچه ها، ببینین، اینجا خونه‌ی منه. خونه‌ی خونه‌ی من.
اگه حس میکنین اینجا راحت نیستین، حس میکنین به زور رودروایسی و به خجالت اینجایین و اصلا دلتون نمیخواد به من گوش بدین، برین و منو از این اورثینک خلاص کنین. اینجا آخرین پناه منه و نمیخوام آخرین پناهم پیش کسی باشه که دلش نمیخواد بهم گوش کنه.
👍3
ناشناسم هست اینجا.
👌1
کاش روزی بود که میتوانستیم فقط و صرفا «نباشیم»
Tavalodam
Shervin
لطفا یه بار برام تولد بگیرین تا من با این آهنگ فاز جوجه خروس بگیرم
ثبات روحیم مثل تخمه ژاپنیه، دنبال یه تلنگره تا بشکنه
کاش خونه بودم شروین گوش میکردم و نبودنتو شعر میکردم.
خونه‌ی پدربزرگ بزرگ بود، دو تا باغ داشت. حوض نداشت ولی یه نارنج بزرگ وسط حیاط بود. نارنجه پر از برگ و میوه بود، پر از راز و رمز. اینقدر راز و رمز که یه روز مامان بزرگ وقتی محوش بود عقب عقبکی افتاد زمین، راز و رمزش دیگه نذاشت مامان بزرگ بلند شه از زمین. هفته‌ی بعدش پدربزرگ شاخ و برگ نارنجو با اره برید، بردپشت خونه و سوزوند، آتیشش بزرگ شد، بزرگ شد و همه‌ی دنیا رو گرفت. همه محو شعله‌ی بزرگ آتیش نارنج شدن. راز و رمز نارنج میسوخت، همینجور راز و رمز خونه‌ی پدربزرگ.
اون لحظه‌ای که وقتی واسه کسی آهنگ میفرستی و خوشش میاد عین اینه که از یه فامیل آدم حسابی عیدی زیاد بگیری