دوباره بلند شید. برای بار هزار و یکم خاک روی زانوهاتون رو تکون بدید و بلند شید چون رمزش ادامه دادنِ.
Forwarded from Independent🪁
ماجرا رو برای دوستهات تعریف میکنی و بعد میبینی چقدر احمق، بچه، سادهلوح، طفلک و امیدوار بودی.
من اگه صد خودم رو بذارم خیلی راحت رها میکنم. ولی چون تاحالا صدمو براش نذاشتم نمیتونم.
Forwarded from مَرد سانفرانسیسکویی
توی هرمرتبهای که هستی حست اینه دیره. دوسال بعد میفهمی اون تایمی که فکر میکردی دیره اتفاقا تایم مناسبی برای شروع بوده و الآن دیره. جالبه دوسال بعدترشم بازم دچار همچین دیدگاهی نسبت به دوسال قبلت و حال حاضرت میشی و این حس تا آخرین روز زندگیت باهات هست و تکرار میشه. سر همینه که میگم هیچوقت برای شروع دیر نیست.
نمیدونم چطوریه که به قولی که به بقیه دادم تا سر حد مرگ عمل میکنم اما هیچوقت پای قولهایی که به خودم دادم نموندم.
نیاز دارم با کسی که منو واقعا میشناسه صحبت کنم و بهم بگه چیکار کنم. کسی که واقعا ازش مطمئن باشم و بدونم منو بهتر از خودم میشناسه و هر چیزی که میگه درسته.
تا حالا بیشتر از هزار بار کم اوردم و دقیقا به همون اندازه بلند شدم و دوباره ادامه دادم.
بعضی وقتا انقدر غمگین و دلگیرم دلم میخواد برای چند روز نباشم. اصلا یه چند روز بمیرم بعد دوباره بیام زندگی کنم.