سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
283 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
ˊˎ-لئونارد بدبینانه خندید «کلاین بین ما دو تا نیازی به وانمود نیست من دیدم که از کنترل ۲۰۴۹ خودتو آزاد کردی و میدونم خاصی و تو هم باید حس کرده باشی که من با فراروهای عادی متفاوتم.»
لبخندش محو شد و به چشمان کلاین نگاه کرد.
«بهت گفتم که افراد خاص زیادی تو این دنیا هستن که توانایی انجام کارهایی رو دارن که بقیه نمیتونن مثل تو .... و من این دنیا تاریخچه طولانی ای داره اشیاء جادویی زیادی هستن که مردم میخوان به دست بیارن تا کنترل کنن اونها میخوان ستاره ی نمایش خودشون شن مردم زیادی اونطوری نیستن ولی غیر ممکنه که فقط یکی دو تا ازشون باشه به نظر من به فرارو با رازهای خودش فرد بد یا تبه کار نیست به نظرم نیاز نیست به منبع توانایی خاصشون و نمادشون اهمیت بدیم.... تا وقتی که کارهات من اشباح یا شهر تینگن رو به خطر نندازه هنوز شریک منی؛ همینطور امیدوارم تو هم با نگاهی مشابه به من نگاه کنی البته بهتره دربارش با مقام های بالا حرف نزنیم اون پیرای خرفت از مد افتاده و سنت گرا هستن و همیشه فکر میکنن افراد خاص بدون شک کنترلشون رو از دست میدن بدون شک توسط اغوای خدایان شیطانی و شیاطین فریب میخورن.»
ولی اسرار من از تصوراتت بیشتره. کلاین با خود فکر کرد و رور است گفت «منم افکارم با تو یکیه فقط به کارها و انگیزه هات نگاه میکنم و واسم مهم نیست چقدر خاص هستی تلاشم رو هم میکنم دنبال رازهات نرم.»
بعد گفتن این در قلبش گفت نه راستش خیلی کنجکاوم ولی فعلا دارم تحمل میکنم همم لئونارد فکر میکنه ستاره ی نمایشه؟ چه جور تصادفی داشته و چه شیء جادویی ای داره؟
لئونارد دکمه های پیراهنش رو باز کرد و با خنده سرش را برای تایید تکان داد. «خوشحالم که به یه درکی رسیدیم.»
⊹ ࣪
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⋆。˚تو رمانهای اکشن این ملاقات بین دو شخصیت اصلیه چرخ های تاریخ به حرکت در میان. چه بی شرم کلاین لبخندی سرسری زد. سرعت لئونارد بیشتر شد چشمان سبزش براق تر شد و گوشه های لبهایش بالا رفت.ྀི
.˖๋ ࣭ ⭑قلب کلاین به تپش افتاد او احساس میکرد که لئونارد در هنرهای تاریک دانش بیش از حد زیادی داشت. «مشکلی نداره.» لئونارد خندید او ناگهان از کنار کلاین گذشت و به سمت سالن رفت چیز دیگری نگفت.
این مرد واقعا سبک خاصی داره‌..‌.⭒๋࣭⭑
ִ ໋«میتونی به ما اعتماد کنی» لئونارد دستش را روی کمرش گذاشت و اطراف اتاق پذیرایی چرخید فرای ساکت روی مبل نشست.
لئونارد بیش فعاله؟ೀ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
★«کلاین با این کالسکه به خیابان زوتلند برگرد و به کاپیتان بگو برای کمک بیاد اینجا.» لئونارد بشکن زد و به هم تیمی اش نیشخند زد. فکر میکنه که من یه تازه کارم و نباید تو همچین ماموریت خطرناکی شرکت کنم؟ این یارو واقعا مهربونه.... کلاین وقتی منظور لئونارد را فهمید شوکه شد.𖤐
کلاین به لئونارد و سپس به فرای نگاه کرد و گفت: «مراقب باشید.»
«نگران نباش من خیلی به زندگیم اهمیت میدم فقط نگهبانی میدیم و نزدیک نمیشیم.» لئونارد لبخند زد.
❀˖°
⊹ ࣪کلاین مدتی ساکت بود سپس یک سکه پنس مسی برداشت و گفت «بذار یه بار واستون فال بگیرم.» لئونارد تا الان چرخیده بود دستش را تکان داد و از کالسکه بیرون پرید. «مثل یه مامان بزرگ غرغروی هشتاد ساله...»𓂃࣪˖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✶لئونارد که بدنش انعطاف ناپذیر شده بود نتوانست به موقع شلیک کند؛ او فقط توانست شانه اش را عقب بکشد و دستش را بلند بگیرد. تپ سایه سیاه با ساعدش اصابت کرد و خارهای بدنش در پوست او فرو رفت. آن یک گل زیبا و سرخ روشن بود منشأ آن نامعلوم بود. در درد لئونارد گلی که آغشته در خونش بود را کنار انداخت. بنگ او یک گلوله به تاکهای در حال پخش شدن شلیک کرد و باعث شد از آنها مایع قرمز تیره بیرون بریزد..𖥔 ݁ ˖๋ ࣭
⋆⑅˚₊لئونارد که تازه وارد طبقه اول شده بود ناگهان سرش را چرخاند گویا به چیزی گوش میکرد. حالت چهره اش تغییر کرد سریع آستینش را بالا داد و به زخم گل نگاه کرد. با ساختار او ناگهان خون ریزی زخم متوقف شد؛ هنوز چند ورم سرخ به جا مانده بود. چهره لئونارد شوم شد. او انگشت اشاره چپش را نیشگون گرفت و ناخنش را کند! صورتش از شدت درد به هم ریخت ولی متوقف نشد؛ همانطور که چیزی را می خواند با ناخنش زخم لخته شده را برید. وقتی ناخن با خون قرمز تیره اش آغشته شد چند تار مو از فرق سرش کند و ناخن را با مویش پوشاند. در حین حال لئونارد ناخن خونین که توسط مویش پوشانده شده بود را به گوشه ای انداخت و آن را دید که میسوزد و بو مستهجن آزاد میکند. ناخن و مویش سریع ناپدید شدند و فقط خاکستر باقی گذاشتند. ༘ ೀ⋆。