سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
283 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
ִ ໋«میتونی به ما اعتماد کنی» لئونارد دستش را روی کمرش گذاشت و اطراف اتاق پذیرایی چرخید فرای ساکت روی مبل نشست.
لئونارد بیش فعاله؟ೀ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
★«کلاین با این کالسکه به خیابان زوتلند برگرد و به کاپیتان بگو برای کمک بیاد اینجا.» لئونارد بشکن زد و به هم تیمی اش نیشخند زد. فکر میکنه که من یه تازه کارم و نباید تو همچین ماموریت خطرناکی شرکت کنم؟ این یارو واقعا مهربونه.... کلاین وقتی منظور لئونارد را فهمید شوکه شد.𖤐
کلاین به لئونارد و سپس به فرای نگاه کرد و گفت: «مراقب باشید.»
«نگران نباش من خیلی به زندگیم اهمیت میدم فقط نگهبانی میدیم و نزدیک نمیشیم.» لئونارد لبخند زد.
❀˖°
⊹ ࣪کلاین مدتی ساکت بود سپس یک سکه پنس مسی برداشت و گفت «بذار یه بار واستون فال بگیرم.» لئونارد تا الان چرخیده بود دستش را تکان داد و از کالسکه بیرون پرید. «مثل یه مامان بزرگ غرغروی هشتاد ساله...»𓂃࣪˖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✶لئونارد که بدنش انعطاف ناپذیر شده بود نتوانست به موقع شلیک کند؛ او فقط توانست شانه اش را عقب بکشد و دستش را بلند بگیرد. تپ سایه سیاه با ساعدش اصابت کرد و خارهای بدنش در پوست او فرو رفت. آن یک گل زیبا و سرخ روشن بود منشأ آن نامعلوم بود. در درد لئونارد گلی که آغشته در خونش بود را کنار انداخت. بنگ او یک گلوله به تاکهای در حال پخش شدن شلیک کرد و باعث شد از آنها مایع قرمز تیره بیرون بریزد..𖥔 ݁ ˖๋ ࣭
⋆⑅˚₊لئونارد که تازه وارد طبقه اول شده بود ناگهان سرش را چرخاند گویا به چیزی گوش میکرد. حالت چهره اش تغییر کرد سریع آستینش را بالا داد و به زخم گل نگاه کرد. با ساختار او ناگهان خون ریزی زخم متوقف شد؛ هنوز چند ورم سرخ به جا مانده بود. چهره لئونارد شوم شد. او انگشت اشاره چپش را نیشگون گرفت و ناخنش را کند! صورتش از شدت درد به هم ریخت ولی متوقف نشد؛ همانطور که چیزی را می خواند با ناخنش زخم لخته شده را برید. وقتی ناخن با خون قرمز تیره اش آغشته شد چند تار مو از فرق سرش کند و ناخن را با مویش پوشاند. در حین حال لئونارد ناخن خونین که توسط مویش پوشانده شده بود را به گوشه ای انداخت و آن را دید که میسوزد و بو مستهجن آزاد میکند. ناخن و مویش سریع ناپدید شدند و فقط خاکستر باقی گذاشتند. ༘ ೀ⋆。
ྀིکلاین صوت خوش نوایی را شنید که از ساختمان هدف می آمد. گوشش را تیز کرد تا بهتر بشنود کلاین تایید کرد که آن صوت محبوب محلی بود که لئونارد میچل همیشه همهمه میکرد. پر از کلمات ساده بود.وقتی لئونارد میچل متوجه ورود کلاین شد لحنش را تغییر داد و صدایش نرم تر و جذاب تر شد.𓂃࣪˖
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
˖๋ ࣭ ⭑دان گیج گاهش را مالید و برای چند ثانیه مکث کرد او به کلاین به قصد تست از او گفت: «اگه تو بودی ماموریت امروز رو چجوری انجام میدادی؟ فرض كن من لئونارد و فرای تنها اعضای تیمت بودیم» کلاین اخم کرد و بیشتر از ده ثانیه فکر کرد. «اول فال میگرفتم که آیا مراسم به زودی انجام میشه یا نه اگه جواب منفی بود اونوقت به تماشا می پرداختم و نزدیک نمی شدم؛ بعد به پلیس خبر میدادم تا پرسنل اطراف رو اعزام کنن و حداقل پنج تا توپ جمع میکردم که تا وقتی که تریسی له شه به ساختمون شلیک کنن. اون یا میتونست تا با ساختمون بترکه یا بین شلیک توپ فرار کنه که این به آسونی فاشش میکرد. تا اون موقع تو و بقیه رو تو نقاط مختلف میکاشتم....»
او هر چه بیشتر میگفت هیجان زده تر میشد. او احساس می کرد که این ایده ساده و موثر وحشیانه و قاطعانه بود. خیلی هم امن و مناسب بود. دان لئونارد و فرای بهت زده شدند آنها برای مدت زیادی چیزی برای گفتن نداشتند. «کاپیتان این ایده خوبی نیست؟» کلاین که هیچ واکنشی ندید قلبش به خاطر هیجان سریع می تپید. دان چند ثانیه ساکت شد و گفت «نه ایده خوبیه ولی به فرض این که بتونیم تایید کنیم به زور نابود کردن محراب نتیجه فاجعه بار نده.... آه به عنوان یه شبح قدیمی ما خیلی به تکیه به خودمون و قدرتمون به عنوان فرارو و تفنگهامون عادت داریم به اینکه به مردم عادی درگیر اتفاقات ماوراء طبیعی شن عادت نداریم...» خیلی خب من همیشه طرفدار سرسخت بمباران توپی بودم... کلاین در قلبش اشاره کرد.
⋆.ೃ࿔*:・
❀˖°روی سکو تریسی لباس بلند بژ پوشیده بود و کلاه گرد زنانه پوشیده بود از اطراف کلاه تور آویزان بود و نیمی از صورتش را پوشانده بود. ظاهرش تار و غیر قابل تشخیص شده بود.𓍢 ִ ໋