من هرگز توی این دنیا جایی نداشتم، دنبال چیزی بودم که حتی
نمیدونستم چیه. ولی اون چیز رو در وجود تو پیدا کردم. گم شدن
و پیدا شدن، عمر عشق همینقدره، درسته کوتاهه و غم انگیز؛ اما
توی همین زمان کم جاودانه میشه. بهتره همینطوری تموم بشه...
آروم آروم چشمهام رو ببندم در حالی که داری نگاهم میکنی.
نمیدونستم چیه. ولی اون چیز رو در وجود تو پیدا کردم. گم شدن
و پیدا شدن، عمر عشق همینقدره، درسته کوتاهه و غم انگیز؛ اما
توی همین زمان کم جاودانه میشه. بهتره همینطوری تموم بشه...
آروم آروم چشمهام رو ببندم در حالی که داری نگاهم میکنی.
میتونستم رشد دوباره پوست سوختهام رو حس کنم،
صدای جا افتادن دوباره استخوانهام رو میشنیدم،
صدای زمزمه خونام که توی قلب بیقرارم در جریانه،
باز هم رحمتی شامل حالم نشد.
صدای جا افتادن دوباره استخوانهام رو میشنیدم،
صدای زمزمه خونام که توی قلب بیقرارم در جریانه،
باز هم رحمتی شامل حالم نشد.