Forwarded from دیده بان علم ایران
نتایج مهم بزرگترین مطالعه فشار خون در جهان حاصل همکاری پژوهشگران ایرانی اعلام شد/تعداد ایرانیان مبتلا به مرز ۱۰ میلیون نفر رسید/بالاترین فشار خون جهان در کجاست؟
http://www.isw.ir/?p=11316
http://www.isw.ir/?p=11316
🔴معتمدنژاد؛ سنتدار نوآور
🔹کاوشگران روابط عمومی_ بازخوانی اندیشه ها"
✔️دکتر هادی خانیکی:
🔶خبر کوتاه بود و جانکاه، دکتر کاظم معتمدنژاد که برای دانش ارتباطات در ایران پدر بود و برای جامعه تشنه اخلاق ما معلم، ظهر روز پنجشنبه 14 آذر، زندگی پربارش را بدورد گفت .
معتمدنژاد «دانشمند» بود و «اندیشمند» و دریایی وسیع و عمیق دانشش، برای هر شناگری، همواره آرام و دور از طوفان بود. در عین حال، در ذهن طوفان برمیانگیخت و درد در جامشان میریخت، سنتداری در دل میآموخت و نقادی را در روش و از همه مهمتر اخلاق را در عمل .
@prrir
شاید اصطلاح «فرزانه فروتن» به عنوان یک مفهوم مرکب بهتر بتواند به ترسیم چهره او کمک کند. فرزانگی و فروتنی که هر دو دلنشیناند، در همآغوشی خود گرهگشایی حوزههای نظری و عملی در جامعه میشوند. نه فرزانگی و نه فروتنی به آسانی به دست نمیآیند، اما به سادگی در معرض غفلت قرار میگیرند. گاه گنجهای شایگان این زادبوم چون رنجهای رایگان بردهاند، از دیدگان کوتاهبین و ذهنهای منفعتاندیش به دور میمانند. این «گاه»ها در تاریخ معاصر ما کم نبودهاند و نیستند. نام زندهیاد دکتر معتمدنژاد به عنوان «پدر علوم ارتباطات ایران» باید در چنین میدانی شنید. او به واقع «دانش ارتباطات» را «پدری» کرده است. درک این پدری خود کاری کارستان است که هم «آگاهی» و هم «آشنایی» میخواهد .
آگاهی از «چیستی» گامهایی که او در این راه برداشته است یک نیاز است و آشنایی با چگونگی انجام آن یک نیاز دیگر. جهان ارتباطات، چشماندازی به سوی جهانهای دیگر است، در این جهان شاعرانه :
قرن کوتاهتر از ده سال است/ مرز یک واژه بیخاصیت است/ و جهان دهکدهای است/ که صدای همه را می شنوی/ همه را میبینی/ از پنجره کوچک تصویری از خویش
دکتر معتمدنژاد، با نواندیشی و نوآوری و در عین حال، با دوری از شتابزدگی و شفیتگی این جهان را در جامعه علمی ما به موقع نشان داد و این نشانه بزرگ «فرزانگی» اوست .
@prrir
اما آشنایی با «چگونگی» این پدری شاید درس بزرگتر زندگی دکتر معتمدنژاد باشد. اندیشههای بزرگ اگر نتوانند در ظرفهای کوچک نیز برای خود جایی بیابند، تنها در خاطرهها میمانند. هنر مهم مهندسی تدریجی آرمانهای بزرگ است. این دشوارترین بخش کار علمی و فرهنگی در سرزمین ماست. کاری که با انجامش «پدری» را برای دکتر معتمدنژاد در ارتباطات ممکن ساخت .
دکتر معتمدنژاد حق پدری را برای علوم ارتباطات در ایران به کمال برآورد و از میان رفت. جای برای کنشگری نبوده است که او در کار نباشد و خواستی برای اقدام نبود که او بر زمین نهاده باشد. او کارهای بزرگ را به موقع سامان میداد و همین یعنی اینکه او «گنج شایگان» ما بود. نگذاریم که فروتنی او این گنج را پنهان دارد . @iranpopscience
🔹کاوشگران روابط عمومی_ بازخوانی اندیشه ها"
✔️دکتر هادی خانیکی:
🔶خبر کوتاه بود و جانکاه، دکتر کاظم معتمدنژاد که برای دانش ارتباطات در ایران پدر بود و برای جامعه تشنه اخلاق ما معلم، ظهر روز پنجشنبه 14 آذر، زندگی پربارش را بدورد گفت .
معتمدنژاد «دانشمند» بود و «اندیشمند» و دریایی وسیع و عمیق دانشش، برای هر شناگری، همواره آرام و دور از طوفان بود. در عین حال، در ذهن طوفان برمیانگیخت و درد در جامشان میریخت، سنتداری در دل میآموخت و نقادی را در روش و از همه مهمتر اخلاق را در عمل .
@prrir
شاید اصطلاح «فرزانه فروتن» به عنوان یک مفهوم مرکب بهتر بتواند به ترسیم چهره او کمک کند. فرزانگی و فروتنی که هر دو دلنشیناند، در همآغوشی خود گرهگشایی حوزههای نظری و عملی در جامعه میشوند. نه فرزانگی و نه فروتنی به آسانی به دست نمیآیند، اما به سادگی در معرض غفلت قرار میگیرند. گاه گنجهای شایگان این زادبوم چون رنجهای رایگان بردهاند، از دیدگان کوتاهبین و ذهنهای منفعتاندیش به دور میمانند. این «گاه»ها در تاریخ معاصر ما کم نبودهاند و نیستند. نام زندهیاد دکتر معتمدنژاد به عنوان «پدر علوم ارتباطات ایران» باید در چنین میدانی شنید. او به واقع «دانش ارتباطات» را «پدری» کرده است. درک این پدری خود کاری کارستان است که هم «آگاهی» و هم «آشنایی» میخواهد .
آگاهی از «چیستی» گامهایی که او در این راه برداشته است یک نیاز است و آشنایی با چگونگی انجام آن یک نیاز دیگر. جهان ارتباطات، چشماندازی به سوی جهانهای دیگر است، در این جهان شاعرانه :
قرن کوتاهتر از ده سال است/ مرز یک واژه بیخاصیت است/ و جهان دهکدهای است/ که صدای همه را می شنوی/ همه را میبینی/ از پنجره کوچک تصویری از خویش
دکتر معتمدنژاد، با نواندیشی و نوآوری و در عین حال، با دوری از شتابزدگی و شفیتگی این جهان را در جامعه علمی ما به موقع نشان داد و این نشانه بزرگ «فرزانگی» اوست .
@prrir
اما آشنایی با «چگونگی» این پدری شاید درس بزرگتر زندگی دکتر معتمدنژاد باشد. اندیشههای بزرگ اگر نتوانند در ظرفهای کوچک نیز برای خود جایی بیابند، تنها در خاطرهها میمانند. هنر مهم مهندسی تدریجی آرمانهای بزرگ است. این دشوارترین بخش کار علمی و فرهنگی در سرزمین ماست. کاری که با انجامش «پدری» را برای دکتر معتمدنژاد در ارتباطات ممکن ساخت .
دکتر معتمدنژاد حق پدری را برای علوم ارتباطات در ایران به کمال برآورد و از میان رفت. جای برای کنشگری نبوده است که او در کار نباشد و خواستی برای اقدام نبود که او بر زمین نهاده باشد. او کارهای بزرگ را به موقع سامان میداد و همین یعنی اینکه او «گنج شایگان» ما بود. نگذاریم که فروتنی او این گنج را پنهان دارد . @iranpopscience
Forwarded from یادداشتهای شینا انصاری
Forwarded from دیده بان علم ایران
فیزیکدان ایرانی دانشگاه هاروارد، برنده «اسکار علمی» شد
http://www.isw.ir/?p=11770
http://www.isw.ir/?p=11770
Forwarded from Masoud Mohamadi
Forwarded from خبرگزاری خبرآنلاین
وزن همه دستسازهای بشر چقدر است؟
—------------------
دانشمندان برای اولینبار وزن تخمینی لایه تکنوسفر زمین را محاسبه کردند؛ چيزي فراتر از 30 تريليارد تن! / همشهري آنلاين
@khabaronline_ir
—------------------
دانشمندان برای اولینبار وزن تخمینی لایه تکنوسفر زمین را محاسبه کردند؛ چيزي فراتر از 30 تريليارد تن! / همشهري آنلاين
@khabaronline_ir
تولید کاغذ از بازیافت بطری های پلاستیکی
جهان سبز : محققان مکزیکی با دستیابی به روشی جدید و بهینه تر نسبت به روش های موجود ، موفق شدند از بازیافت بطری های پلاستیکی ، کاغذ تولید نمایند .
آقای ناوا ، بنیانگذار شرکت Cronology در مکزیک اعلام کرد که در روش ابداعی آنها از مواد شیمیایی کمتری برای تولید کاغذ استفاده می شود و روش آنها 15 درصد ارزان تر تمام می شود .
توسعه روش فوق باعث کاهش بهره برداری از جنگل ها و قطع کمتر درختان برای تولید کاغذ می شود . در حالی که ارزش بازیافت بطری های پلاستیکی نیز با توجه به جلوگیری از آلوده شدن محیط زیست ، بر کسی پوشیده نیست .
منبع :www.sciencedaily.com
ترجمه : ماهان یوسف پور لزرجان
@jahansabz_greenworld
https://scontent-fra3-1.xx.fbcdn.net/v/t1.0-9/15390711_924250234342793_6737848842427844024_n.jpg?oh=306de2c134d520afc14d4d8bda85d4d3&oe=58F183AF
@iranpopscience
جهان سبز : محققان مکزیکی با دستیابی به روشی جدید و بهینه تر نسبت به روش های موجود ، موفق شدند از بازیافت بطری های پلاستیکی ، کاغذ تولید نمایند .
آقای ناوا ، بنیانگذار شرکت Cronology در مکزیک اعلام کرد که در روش ابداعی آنها از مواد شیمیایی کمتری برای تولید کاغذ استفاده می شود و روش آنها 15 درصد ارزان تر تمام می شود .
توسعه روش فوق باعث کاهش بهره برداری از جنگل ها و قطع کمتر درختان برای تولید کاغذ می شود . در حالی که ارزش بازیافت بطری های پلاستیکی نیز با توجه به جلوگیری از آلوده شدن محیط زیست ، بر کسی پوشیده نیست .
منبع :www.sciencedaily.com
ترجمه : ماهان یوسف پور لزرجان
@jahansabz_greenworld
https://scontent-fra3-1.xx.fbcdn.net/v/t1.0-9/15390711_924250234342793_6737848842427844024_n.jpg?oh=306de2c134d520afc14d4d8bda85d4d3&oe=58F183AF
@iranpopscience
❓آیا پلنگ های اینستاگرام از دانشمندان محبوب ترند؟
از نظر تعداد لایک ها و میزان طرف توجه بودن بله! هیچکدام از برندگان جایزه نوبل یا دانشمندان یا نوابغ تا این حد مورد توجه و اقبال عمومی نیستند. تعداد لایک های دانیل تمت daniel tammet یکی از بزرگترین نوابغ قرن نزدیک به ده هزار تاست در حالیکه اغلب چهره های جنجالی اینستاگرام تنها در بین کاربران ایرانی از پانصد هزار تا گاهی بیش از سه و نیم میلیون فالوور پر و پاقرص دارند. جملات بی محتوا و پر از غلط های نگارشی آنان هزاران مرتبه بازنشر می شود و حتی مخاطبانی که صرفا برای سرگرمی و یا احیانا تمسخر پلنگ های اینستاگرام در بحث ها و کامنت ها مشارکت می کنند، ناخواسته به شهرت بیشتر این افراد دامن می زنند. دنبال کردن زندگی افرادی که نه توانایی و استعداد و هنر خاصی دارند ؛ نه نویسنده اند نه بازیگر نه ورزشکار نه دانشمند نه نقاش نه نوازنده نه مجسمه ساز و نه شاعر؛ بیهودگی دنیای مدرن ماست و به عبارتی جذابیت سرزمین اسباب بازی ها. بطالت عمر و روزمرگی و تکرار زندگی سلبریتی های اینستاگرام به نوعی بازتاب میل ما به بیهودگی و اتلاف وقت است. همان میل و کشش عجیبی که پینوکیو را سوار بر کالسکه سرزمین اسباب بازی ها به دنیایی وارد کرد که در آن ساعت ها عقربه نداشتند.
✳️ عرفان کسرایی
🆔 @elm_o_falsafe. @iranpopscience
از نظر تعداد لایک ها و میزان طرف توجه بودن بله! هیچکدام از برندگان جایزه نوبل یا دانشمندان یا نوابغ تا این حد مورد توجه و اقبال عمومی نیستند. تعداد لایک های دانیل تمت daniel tammet یکی از بزرگترین نوابغ قرن نزدیک به ده هزار تاست در حالیکه اغلب چهره های جنجالی اینستاگرام تنها در بین کاربران ایرانی از پانصد هزار تا گاهی بیش از سه و نیم میلیون فالوور پر و پاقرص دارند. جملات بی محتوا و پر از غلط های نگارشی آنان هزاران مرتبه بازنشر می شود و حتی مخاطبانی که صرفا برای سرگرمی و یا احیانا تمسخر پلنگ های اینستاگرام در بحث ها و کامنت ها مشارکت می کنند، ناخواسته به شهرت بیشتر این افراد دامن می زنند. دنبال کردن زندگی افرادی که نه توانایی و استعداد و هنر خاصی دارند ؛ نه نویسنده اند نه بازیگر نه ورزشکار نه دانشمند نه نقاش نه نوازنده نه مجسمه ساز و نه شاعر؛ بیهودگی دنیای مدرن ماست و به عبارتی جذابیت سرزمین اسباب بازی ها. بطالت عمر و روزمرگی و تکرار زندگی سلبریتی های اینستاگرام به نوعی بازتاب میل ما به بیهودگی و اتلاف وقت است. همان میل و کشش عجیبی که پینوکیو را سوار بر کالسکه سرزمین اسباب بازی ها به دنیایی وارد کرد که در آن ساعت ها عقربه نداشتند.
✳️ عرفان کسرایی
🆔 @elm_o_falsafe. @iranpopscience
Forwarded from DigikalaMag
📰 تمدن بشری چقدر پیشرفت کرده است؟ ( + اینفوگرافیک)
🔗 https://goo.gl/ByPLMd
@DKMag | دیجیکالامگ
#infographic
🔗 https://goo.gl/ByPLMd
@DKMag | دیجیکالامگ
#infographic
"دکتر کاووس حسنلی" استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، در مطلبی با عنوان "پژوهش بازی و دانش فروشی" در سایت شخصاش چنین نوشته اسسایت قرار
در آستانه ی هفته ی پژوهش قرار داریم. چیزی جز آن چه در این طنز گفته ام برای این روزها ندارم!
___________________________
پژوهش بازی و دانش فروشی
مدیری از مدیران خداداد
به استادان فاضل پند می داد
که: «ای دانشوران نکته آموز
حقیقت باورانِ عالم افروز
بدانید این که دنیا در شتاب است
حضور ما در آن بی اجتناب است
نگاه ما در این میدان کلان است
فراتر از زمین است و زمان است
نگاه ما به آفاق جهانی ست
تنک مایه شدن در شان ما نیست
به تعداد مقالاتی که داریم
ره فرزانگی را می سپاریم
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
ندارد هیچ کس با کیفیت کار
بهای هرکسی از ما عیان است:
به قدر وزن «آی اس آی»مان است
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
قیامت هم که تاریک است قطعاَ
شود با نور «آی آس آی» روشن
جهان بی نور «آی آس آی» کور است
وجود او وجودی بی شعور است
اگر معیارتان معیار علمی ست
وزانت در مجلات وطن نیست
مجلات وطن کمتر وزینند
همیشه در ردیف آخرینند
از این رویند در چشم افاضل
شبیه جنسِ تولیداتِ داخل
در اینجا هم رقابت اصل کار است
برای آن که این یک کارزار است
بسیط علم میدان نبرد است
ز میدان برنگردد هر که مرد است
رقابت در حقیقت عینِ جنگ است
قلم در دست ما مثلِ تفنگ است
رقیبان را نباید داد فرصت
خطر را کشت باید با سیاست
چه باکی باشد آن شیرِ ژیان را
که زیر پا گذارد دیگران را»!
چنان با آب و تاب از جنگ می گفت
که طنزم باز اعصابش برآشفت
قلم بی اختیار من روان شد
و با این مثنوی رطب اللسان شد:
«نمی دانم چه شد کم کم چنین شد
چرا «صورت» چنین مسندنشین شد
چنان جذاب شد صورت که معنا
فنا شد در همین صورتگری ها
اگر دانش چراغی پرفروغ است
بدون نور اندیشه دروغ است
گرانقدر است مرواریدِ دانش
ولی هرگز نباشد قدر بینش
چرا اندیشه کم کم شد فراموش
چراغ بینش ما گشت خاموش؟ *
پریشب بهرِ کاری پرس پرسان
شتابان می گذشتم از خیابان
به روی تابلوی دیدم نمایان
نوشته: «مرکز دانش پژوهان»
ز روی کنجکاوی های شامل
مسیرم کج شد و رفتم به داخل
گروهی دیدم آنجا شاد و شنگول
سر هر یک به کاری هست مشغول:
یکی در حال مونتاژ مقاله ست
یکی سرگرم تنظیم رساله ست
یکی در حال دانشنامه بازی ست
یکی مشغول پایان نامه سازی ست
یکی استاد در جعل مدارک
یکی سرگرم کارِ سفته و چک
مدیر مرکز آمد پیش من زود
و در یک لحظه صدها نکته فرمود
که: ما همواره در فکر شماییم
گره هر جا که باشد می گشاییم
خبر دارید اوضاع وطن را؟
تبِ واگیر دانشجوشدن را؟
خبر دارید این خودباوری را؟
بساطِ سبزِ دانش گستری را؟
دهات ما همه با فکر محکم
مزین شد به دانشگاه کم کم
به تدبیرات مسوولان دلسوز
وطن پر شد ز دانشگاه هر روز
هزاران چشم دانشجو به اینجاست
دوای دردشان در مرکزِ ماست
برای این همه جویای دانش
جوابی نیست جز دستِ نوازش
تقاضای نوشتاری زیاد است
از این سو نیز همکاری زیاد است
دو سه روزه مقاله می نویسیم
دو سه ماهه رساله می نویسیم
دمادم از سرِ لطف و ترحم
گره وا می کنیم از کار مردم
یکی خواهان تکلیف کلاسی ست
یکی دنبال متنی اختصاصی ست
یکی گیر است کار ارتقایش
عقب افتاده آن یک پایه هایش
در این جا صد رقم تالیف داریم
برای هر کسی تخفیف داریم
یکی از این مدیران توانا
مقاله می خرد هر ماه از ما
مدیری لایق و زبر و زرنگ است
ولیکن وقت او بسیار تنگ است
اگر تحصیل او غیرِحضوری ست
ولی مدرک برای او ضروری ست
شب و روزش چو در خدمت شود طی
ز سوی ما حمایت می شود هی
اگر خواهد خیالش تخت باشد
ضمانت می کنیم از صفر تا صد
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
کسی را نیست با کیفیتش کار
مجله های داخل سخت گیرند
مقاله را به سختی می پذیرند
ولی با خارجی ها نیست مشکل
به آسانی شود طیِ مراحل
همین امروز با این که خماریم
چهار اکسپتِ «آی اس آی» داریم
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
خلاصه مرکز ما بی بدیل است
تمام انتشاراتش اصیل است
تمام کار ما بی پرده پوشی ست
چرا؟ چون مرکز دانش فروشی ست»
دهانم باز بود از هاج و از واج
سرم موّاج از آن مردِ ورّاج
بدون حرف بیرون رفتم از در
شدم غرق خیالات مکدر:
از اظهاراتِ آن مرد مشعبَد
مرا یاد آمد آن مسوول ارشد
چقدر احساس آن ها مثل هم بود!
تفاوت ها چرا آن قدر کم بود؟!
چه پیش آمد که ما اینجا رسیدیم؟
چرا هر سال خود را سر بریدیم؟!
چنان گشتیم در صورت گرفتار
که شد آیینه ی اخلاقمان تار@iranpopscience
در آستانه ی هفته ی پژوهش قرار داریم. چیزی جز آن چه در این طنز گفته ام برای این روزها ندارم!
___________________________
پژوهش بازی و دانش فروشی
مدیری از مدیران خداداد
به استادان فاضل پند می داد
که: «ای دانشوران نکته آموز
حقیقت باورانِ عالم افروز
بدانید این که دنیا در شتاب است
حضور ما در آن بی اجتناب است
نگاه ما در این میدان کلان است
فراتر از زمین است و زمان است
نگاه ما به آفاق جهانی ست
تنک مایه شدن در شان ما نیست
به تعداد مقالاتی که داریم
ره فرزانگی را می سپاریم
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
ندارد هیچ کس با کیفیت کار
بهای هرکسی از ما عیان است:
به قدر وزن «آی اس آی»مان است
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
قیامت هم که تاریک است قطعاَ
شود با نور «آی آس آی» روشن
جهان بی نور «آی آس آی» کور است
وجود او وجودی بی شعور است
اگر معیارتان معیار علمی ست
وزانت در مجلات وطن نیست
مجلات وطن کمتر وزینند
همیشه در ردیف آخرینند
از این رویند در چشم افاضل
شبیه جنسِ تولیداتِ داخل
در اینجا هم رقابت اصل کار است
برای آن که این یک کارزار است
بسیط علم میدان نبرد است
ز میدان برنگردد هر که مرد است
رقابت در حقیقت عینِ جنگ است
قلم در دست ما مثلِ تفنگ است
رقیبان را نباید داد فرصت
خطر را کشت باید با سیاست
چه باکی باشد آن شیرِ ژیان را
که زیر پا گذارد دیگران را»!
چنان با آب و تاب از جنگ می گفت
که طنزم باز اعصابش برآشفت
قلم بی اختیار من روان شد
و با این مثنوی رطب اللسان شد:
«نمی دانم چه شد کم کم چنین شد
چرا «صورت» چنین مسندنشین شد
چنان جذاب شد صورت که معنا
فنا شد در همین صورتگری ها
اگر دانش چراغی پرفروغ است
بدون نور اندیشه دروغ است
گرانقدر است مرواریدِ دانش
ولی هرگز نباشد قدر بینش
چرا اندیشه کم کم شد فراموش
چراغ بینش ما گشت خاموش؟ *
پریشب بهرِ کاری پرس پرسان
شتابان می گذشتم از خیابان
به روی تابلوی دیدم نمایان
نوشته: «مرکز دانش پژوهان»
ز روی کنجکاوی های شامل
مسیرم کج شد و رفتم به داخل
گروهی دیدم آنجا شاد و شنگول
سر هر یک به کاری هست مشغول:
یکی در حال مونتاژ مقاله ست
یکی سرگرم تنظیم رساله ست
یکی در حال دانشنامه بازی ست
یکی مشغول پایان نامه سازی ست
یکی استاد در جعل مدارک
یکی سرگرم کارِ سفته و چک
مدیر مرکز آمد پیش من زود
و در یک لحظه صدها نکته فرمود
که: ما همواره در فکر شماییم
گره هر جا که باشد می گشاییم
خبر دارید اوضاع وطن را؟
تبِ واگیر دانشجوشدن را؟
خبر دارید این خودباوری را؟
بساطِ سبزِ دانش گستری را؟
دهات ما همه با فکر محکم
مزین شد به دانشگاه کم کم
به تدبیرات مسوولان دلسوز
وطن پر شد ز دانشگاه هر روز
هزاران چشم دانشجو به اینجاست
دوای دردشان در مرکزِ ماست
برای این همه جویای دانش
جوابی نیست جز دستِ نوازش
تقاضای نوشتاری زیاد است
از این سو نیز همکاری زیاد است
دو سه روزه مقاله می نویسیم
دو سه ماهه رساله می نویسیم
دمادم از سرِ لطف و ترحم
گره وا می کنیم از کار مردم
یکی خواهان تکلیف کلاسی ست
یکی دنبال متنی اختصاصی ست
یکی گیر است کار ارتقایش
عقب افتاده آن یک پایه هایش
در این جا صد رقم تالیف داریم
برای هر کسی تخفیف داریم
یکی از این مدیران توانا
مقاله می خرد هر ماه از ما
مدیری لایق و زبر و زرنگ است
ولیکن وقت او بسیار تنگ است
اگر تحصیل او غیرِحضوری ست
ولی مدرک برای او ضروری ست
شب و روزش چو در خدمت شود طی
ز سوی ما حمایت می شود هی
اگر خواهد خیالش تخت باشد
ضمانت می کنیم از صفر تا صد
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
کسی را نیست با کیفیتش کار
مجله های داخل سخت گیرند
مقاله را به سختی می پذیرند
ولی با خارجی ها نیست مشکل
به آسانی شود طیِ مراحل
همین امروز با این که خماریم
چهار اکسپتِ «آی اس آی» داریم
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
خلاصه مرکز ما بی بدیل است
تمام انتشاراتش اصیل است
تمام کار ما بی پرده پوشی ست
چرا؟ چون مرکز دانش فروشی ست»
دهانم باز بود از هاج و از واج
سرم موّاج از آن مردِ ورّاج
بدون حرف بیرون رفتم از در
شدم غرق خیالات مکدر:
از اظهاراتِ آن مرد مشعبَد
مرا یاد آمد آن مسوول ارشد
چقدر احساس آن ها مثل هم بود!
تفاوت ها چرا آن قدر کم بود؟!
چه پیش آمد که ما اینجا رسیدیم؟
چرا هر سال خود را سر بریدیم؟!
چنان گشتیم در صورت گرفتار
که شد آیینه ی اخلاقمان تار@iranpopscience
جشن تولد طوطی و رونمایی از نسخه رنگی قصه های من و بابام
برنامۀ رونمایی کتابهای طوطی با حضور پدیدآورندگان کتابها، پژمان رحیمی زاده، مصطفی خرامان، بابک صابری، شبنم چایچیان، نگین احتسابیان، سارا خرامان، زهره پریرخ و کیانوش غریب پور برگزار خواهد شد.
در این مراسم، نوش آفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک ، ایران گرگین ویراستار ارشد فرهنگنامۀ کودکان و نوجوان و ایرج ضرغام مدیر انتشارات فاطمی دربارۀ کتابهای طوطی و همچنین دربارۀ زنده یاد ایرج جهانشاهی، نویسنده و کارشناس برجستۀ ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان سخنان کوتاهی ایراد خواهند کرد.
علاوه بر آن در این جشن،برگزیدگان اولین دورۀ مسابقۀ داستان نویسی «قصه های من و بابام» معرفی و جوایزی به آنان اهدا خواهد شد.
زمان 20 آذر ماه 1395
@iranpopscience
برنامۀ رونمایی کتابهای طوطی با حضور پدیدآورندگان کتابها، پژمان رحیمی زاده، مصطفی خرامان، بابک صابری، شبنم چایچیان، نگین احتسابیان، سارا خرامان، زهره پریرخ و کیانوش غریب پور برگزار خواهد شد.
در این مراسم، نوش آفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک ، ایران گرگین ویراستار ارشد فرهنگنامۀ کودکان و نوجوان و ایرج ضرغام مدیر انتشارات فاطمی دربارۀ کتابهای طوطی و همچنین دربارۀ زنده یاد ایرج جهانشاهی، نویسنده و کارشناس برجستۀ ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان سخنان کوتاهی ایراد خواهند کرد.
علاوه بر آن در این جشن،برگزیدگان اولین دورۀ مسابقۀ داستان نویسی «قصه های من و بابام» معرفی و جوایزی به آنان اهدا خواهد شد.
زمان 20 آذر ماه 1395
@iranpopscience
Forwarded from Deleted Account
🔵رئیس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نوشهر از ثبت میراث طبیعی درخت چنار روستای کینج کجور با قدمت۷قرن خبر داد.
💠"رویداد نوشهر"💠
https://telegram.me/ruidad
💠"رویداد نوشهر"💠
https://telegram.me/ruidad