❓آیا پلنگ های اینستاگرام از دانشمندان محبوب ترند؟
از نظر تعداد لایک ها و میزان طرف توجه بودن بله! هیچکدام از برندگان جایزه نوبل یا دانشمندان یا نوابغ تا این حد مورد توجه و اقبال عمومی نیستند. تعداد لایک های دانیل تمت daniel tammet یکی از بزرگترین نوابغ قرن نزدیک به ده هزار تاست در حالیکه اغلب چهره های جنجالی اینستاگرام تنها در بین کاربران ایرانی از پانصد هزار تا گاهی بیش از سه و نیم میلیون فالوور پر و پاقرص دارند. جملات بی محتوا و پر از غلط های نگارشی آنان هزاران مرتبه بازنشر می شود و حتی مخاطبانی که صرفا برای سرگرمی و یا احیانا تمسخر پلنگ های اینستاگرام در بحث ها و کامنت ها مشارکت می کنند، ناخواسته به شهرت بیشتر این افراد دامن می زنند. دنبال کردن زندگی افرادی که نه توانایی و استعداد و هنر خاصی دارند ؛ نه نویسنده اند نه بازیگر نه ورزشکار نه دانشمند نه نقاش نه نوازنده نه مجسمه ساز و نه شاعر؛ بیهودگی دنیای مدرن ماست و به عبارتی جذابیت سرزمین اسباب بازی ها. بطالت عمر و روزمرگی و تکرار زندگی سلبریتی های اینستاگرام به نوعی بازتاب میل ما به بیهودگی و اتلاف وقت است. همان میل و کشش عجیبی که پینوکیو را سوار بر کالسکه سرزمین اسباب بازی ها به دنیایی وارد کرد که در آن ساعت ها عقربه نداشتند.
✳️ عرفان کسرایی
🆔 @elm_o_falsafe. @iranpopscience
از نظر تعداد لایک ها و میزان طرف توجه بودن بله! هیچکدام از برندگان جایزه نوبل یا دانشمندان یا نوابغ تا این حد مورد توجه و اقبال عمومی نیستند. تعداد لایک های دانیل تمت daniel tammet یکی از بزرگترین نوابغ قرن نزدیک به ده هزار تاست در حالیکه اغلب چهره های جنجالی اینستاگرام تنها در بین کاربران ایرانی از پانصد هزار تا گاهی بیش از سه و نیم میلیون فالوور پر و پاقرص دارند. جملات بی محتوا و پر از غلط های نگارشی آنان هزاران مرتبه بازنشر می شود و حتی مخاطبانی که صرفا برای سرگرمی و یا احیانا تمسخر پلنگ های اینستاگرام در بحث ها و کامنت ها مشارکت می کنند، ناخواسته به شهرت بیشتر این افراد دامن می زنند. دنبال کردن زندگی افرادی که نه توانایی و استعداد و هنر خاصی دارند ؛ نه نویسنده اند نه بازیگر نه ورزشکار نه دانشمند نه نقاش نه نوازنده نه مجسمه ساز و نه شاعر؛ بیهودگی دنیای مدرن ماست و به عبارتی جذابیت سرزمین اسباب بازی ها. بطالت عمر و روزمرگی و تکرار زندگی سلبریتی های اینستاگرام به نوعی بازتاب میل ما به بیهودگی و اتلاف وقت است. همان میل و کشش عجیبی که پینوکیو را سوار بر کالسکه سرزمین اسباب بازی ها به دنیایی وارد کرد که در آن ساعت ها عقربه نداشتند.
✳️ عرفان کسرایی
🆔 @elm_o_falsafe. @iranpopscience
Forwarded from DigikalaMag
📰 تمدن بشری چقدر پیشرفت کرده است؟ ( + اینفوگرافیک)
🔗 https://goo.gl/ByPLMd
@DKMag | دیجیکالامگ
#infographic
🔗 https://goo.gl/ByPLMd
@DKMag | دیجیکالامگ
#infographic
"دکتر کاووس حسنلی" استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، در مطلبی با عنوان "پژوهش بازی و دانش فروشی" در سایت شخصاش چنین نوشته اسسایت قرار
در آستانه ی هفته ی پژوهش قرار داریم. چیزی جز آن چه در این طنز گفته ام برای این روزها ندارم!
___________________________
پژوهش بازی و دانش فروشی
مدیری از مدیران خداداد
به استادان فاضل پند می داد
که: «ای دانشوران نکته آموز
حقیقت باورانِ عالم افروز
بدانید این که دنیا در شتاب است
حضور ما در آن بی اجتناب است
نگاه ما در این میدان کلان است
فراتر از زمین است و زمان است
نگاه ما به آفاق جهانی ست
تنک مایه شدن در شان ما نیست
به تعداد مقالاتی که داریم
ره فرزانگی را می سپاریم
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
ندارد هیچ کس با کیفیت کار
بهای هرکسی از ما عیان است:
به قدر وزن «آی اس آی»مان است
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
قیامت هم که تاریک است قطعاَ
شود با نور «آی آس آی» روشن
جهان بی نور «آی آس آی» کور است
وجود او وجودی بی شعور است
اگر معیارتان معیار علمی ست
وزانت در مجلات وطن نیست
مجلات وطن کمتر وزینند
همیشه در ردیف آخرینند
از این رویند در چشم افاضل
شبیه جنسِ تولیداتِ داخل
در اینجا هم رقابت اصل کار است
برای آن که این یک کارزار است
بسیط علم میدان نبرد است
ز میدان برنگردد هر که مرد است
رقابت در حقیقت عینِ جنگ است
قلم در دست ما مثلِ تفنگ است
رقیبان را نباید داد فرصت
خطر را کشت باید با سیاست
چه باکی باشد آن شیرِ ژیان را
که زیر پا گذارد دیگران را»!
چنان با آب و تاب از جنگ می گفت
که طنزم باز اعصابش برآشفت
قلم بی اختیار من روان شد
و با این مثنوی رطب اللسان شد:
«نمی دانم چه شد کم کم چنین شد
چرا «صورت» چنین مسندنشین شد
چنان جذاب شد صورت که معنا
فنا شد در همین صورتگری ها
اگر دانش چراغی پرفروغ است
بدون نور اندیشه دروغ است
گرانقدر است مرواریدِ دانش
ولی هرگز نباشد قدر بینش
چرا اندیشه کم کم شد فراموش
چراغ بینش ما گشت خاموش؟ *
پریشب بهرِ کاری پرس پرسان
شتابان می گذشتم از خیابان
به روی تابلوی دیدم نمایان
نوشته: «مرکز دانش پژوهان»
ز روی کنجکاوی های شامل
مسیرم کج شد و رفتم به داخل
گروهی دیدم آنجا شاد و شنگول
سر هر یک به کاری هست مشغول:
یکی در حال مونتاژ مقاله ست
یکی سرگرم تنظیم رساله ست
یکی در حال دانشنامه بازی ست
یکی مشغول پایان نامه سازی ست
یکی استاد در جعل مدارک
یکی سرگرم کارِ سفته و چک
مدیر مرکز آمد پیش من زود
و در یک لحظه صدها نکته فرمود
که: ما همواره در فکر شماییم
گره هر جا که باشد می گشاییم
خبر دارید اوضاع وطن را؟
تبِ واگیر دانشجوشدن را؟
خبر دارید این خودباوری را؟
بساطِ سبزِ دانش گستری را؟
دهات ما همه با فکر محکم
مزین شد به دانشگاه کم کم
به تدبیرات مسوولان دلسوز
وطن پر شد ز دانشگاه هر روز
هزاران چشم دانشجو به اینجاست
دوای دردشان در مرکزِ ماست
برای این همه جویای دانش
جوابی نیست جز دستِ نوازش
تقاضای نوشتاری زیاد است
از این سو نیز همکاری زیاد است
دو سه روزه مقاله می نویسیم
دو سه ماهه رساله می نویسیم
دمادم از سرِ لطف و ترحم
گره وا می کنیم از کار مردم
یکی خواهان تکلیف کلاسی ست
یکی دنبال متنی اختصاصی ست
یکی گیر است کار ارتقایش
عقب افتاده آن یک پایه هایش
در این جا صد رقم تالیف داریم
برای هر کسی تخفیف داریم
یکی از این مدیران توانا
مقاله می خرد هر ماه از ما
مدیری لایق و زبر و زرنگ است
ولیکن وقت او بسیار تنگ است
اگر تحصیل او غیرِحضوری ست
ولی مدرک برای او ضروری ست
شب و روزش چو در خدمت شود طی
ز سوی ما حمایت می شود هی
اگر خواهد خیالش تخت باشد
ضمانت می کنیم از صفر تا صد
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
کسی را نیست با کیفیتش کار
مجله های داخل سخت گیرند
مقاله را به سختی می پذیرند
ولی با خارجی ها نیست مشکل
به آسانی شود طیِ مراحل
همین امروز با این که خماریم
چهار اکسپتِ «آی اس آی» داریم
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
خلاصه مرکز ما بی بدیل است
تمام انتشاراتش اصیل است
تمام کار ما بی پرده پوشی ست
چرا؟ چون مرکز دانش فروشی ست»
دهانم باز بود از هاج و از واج
سرم موّاج از آن مردِ ورّاج
بدون حرف بیرون رفتم از در
شدم غرق خیالات مکدر:
از اظهاراتِ آن مرد مشعبَد
مرا یاد آمد آن مسوول ارشد
چقدر احساس آن ها مثل هم بود!
تفاوت ها چرا آن قدر کم بود؟!
چه پیش آمد که ما اینجا رسیدیم؟
چرا هر سال خود را سر بریدیم؟!
چنان گشتیم در صورت گرفتار
که شد آیینه ی اخلاقمان تار@iranpopscience
در آستانه ی هفته ی پژوهش قرار داریم. چیزی جز آن چه در این طنز گفته ام برای این روزها ندارم!
___________________________
پژوهش بازی و دانش فروشی
مدیری از مدیران خداداد
به استادان فاضل پند می داد
که: «ای دانشوران نکته آموز
حقیقت باورانِ عالم افروز
بدانید این که دنیا در شتاب است
حضور ما در آن بی اجتناب است
نگاه ما در این میدان کلان است
فراتر از زمین است و زمان است
نگاه ما به آفاق جهانی ست
تنک مایه شدن در شان ما نیست
به تعداد مقالاتی که داریم
ره فرزانگی را می سپاریم
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
ندارد هیچ کس با کیفیت کار
بهای هرکسی از ما عیان است:
به قدر وزن «آی اس آی»مان است
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
قیامت هم که تاریک است قطعاَ
شود با نور «آی آس آی» روشن
جهان بی نور «آی آس آی» کور است
وجود او وجودی بی شعور است
اگر معیارتان معیار علمی ست
وزانت در مجلات وطن نیست
مجلات وطن کمتر وزینند
همیشه در ردیف آخرینند
از این رویند در چشم افاضل
شبیه جنسِ تولیداتِ داخل
در اینجا هم رقابت اصل کار است
برای آن که این یک کارزار است
بسیط علم میدان نبرد است
ز میدان برنگردد هر که مرد است
رقابت در حقیقت عینِ جنگ است
قلم در دست ما مثلِ تفنگ است
رقیبان را نباید داد فرصت
خطر را کشت باید با سیاست
چه باکی باشد آن شیرِ ژیان را
که زیر پا گذارد دیگران را»!
چنان با آب و تاب از جنگ می گفت
که طنزم باز اعصابش برآشفت
قلم بی اختیار من روان شد
و با این مثنوی رطب اللسان شد:
«نمی دانم چه شد کم کم چنین شد
چرا «صورت» چنین مسندنشین شد
چنان جذاب شد صورت که معنا
فنا شد در همین صورتگری ها
اگر دانش چراغی پرفروغ است
بدون نور اندیشه دروغ است
گرانقدر است مرواریدِ دانش
ولی هرگز نباشد قدر بینش
چرا اندیشه کم کم شد فراموش
چراغ بینش ما گشت خاموش؟ *
پریشب بهرِ کاری پرس پرسان
شتابان می گذشتم از خیابان
به روی تابلوی دیدم نمایان
نوشته: «مرکز دانش پژوهان»
ز روی کنجکاوی های شامل
مسیرم کج شد و رفتم به داخل
گروهی دیدم آنجا شاد و شنگول
سر هر یک به کاری هست مشغول:
یکی در حال مونتاژ مقاله ست
یکی سرگرم تنظیم رساله ست
یکی در حال دانشنامه بازی ست
یکی مشغول پایان نامه سازی ست
یکی استاد در جعل مدارک
یکی سرگرم کارِ سفته و چک
مدیر مرکز آمد پیش من زود
و در یک لحظه صدها نکته فرمود
که: ما همواره در فکر شماییم
گره هر جا که باشد می گشاییم
خبر دارید اوضاع وطن را؟
تبِ واگیر دانشجوشدن را؟
خبر دارید این خودباوری را؟
بساطِ سبزِ دانش گستری را؟
دهات ما همه با فکر محکم
مزین شد به دانشگاه کم کم
به تدبیرات مسوولان دلسوز
وطن پر شد ز دانشگاه هر روز
هزاران چشم دانشجو به اینجاست
دوای دردشان در مرکزِ ماست
برای این همه جویای دانش
جوابی نیست جز دستِ نوازش
تقاضای نوشتاری زیاد است
از این سو نیز همکاری زیاد است
دو سه روزه مقاله می نویسیم
دو سه ماهه رساله می نویسیم
دمادم از سرِ لطف و ترحم
گره وا می کنیم از کار مردم
یکی خواهان تکلیف کلاسی ست
یکی دنبال متنی اختصاصی ست
یکی گیر است کار ارتقایش
عقب افتاده آن یک پایه هایش
در این جا صد رقم تالیف داریم
برای هر کسی تخفیف داریم
یکی از این مدیران توانا
مقاله می خرد هر ماه از ما
مدیری لایق و زبر و زرنگ است
ولیکن وقت او بسیار تنگ است
اگر تحصیل او غیرِحضوری ست
ولی مدرک برای او ضروری ست
شب و روزش چو در خدمت شود طی
ز سوی ما حمایت می شود هی
اگر خواهد خیالش تخت باشد
ضمانت می کنیم از صفر تا صد
مهم امروز «تعداد» است و «آمار»
کسی را نیست با کیفیتش کار
مجله های داخل سخت گیرند
مقاله را به سختی می پذیرند
ولی با خارجی ها نیست مشکل
به آسانی شود طیِ مراحل
همین امروز با این که خماریم
چهار اکسپتِ «آی اس آی» داریم
زمین با مهر «آی اس آی» برجاست
سپهر از لطف «آی آس آی» برپاست
خلاصه مرکز ما بی بدیل است
تمام انتشاراتش اصیل است
تمام کار ما بی پرده پوشی ست
چرا؟ چون مرکز دانش فروشی ست»
دهانم باز بود از هاج و از واج
سرم موّاج از آن مردِ ورّاج
بدون حرف بیرون رفتم از در
شدم غرق خیالات مکدر:
از اظهاراتِ آن مرد مشعبَد
مرا یاد آمد آن مسوول ارشد
چقدر احساس آن ها مثل هم بود!
تفاوت ها چرا آن قدر کم بود؟!
چه پیش آمد که ما اینجا رسیدیم؟
چرا هر سال خود را سر بریدیم؟!
چنان گشتیم در صورت گرفتار
که شد آیینه ی اخلاقمان تار@iranpopscience
جشن تولد طوطی و رونمایی از نسخه رنگی قصه های من و بابام
برنامۀ رونمایی کتابهای طوطی با حضور پدیدآورندگان کتابها، پژمان رحیمی زاده، مصطفی خرامان، بابک صابری، شبنم چایچیان، نگین احتسابیان، سارا خرامان، زهره پریرخ و کیانوش غریب پور برگزار خواهد شد.
در این مراسم، نوش آفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک ، ایران گرگین ویراستار ارشد فرهنگنامۀ کودکان و نوجوان و ایرج ضرغام مدیر انتشارات فاطمی دربارۀ کتابهای طوطی و همچنین دربارۀ زنده یاد ایرج جهانشاهی، نویسنده و کارشناس برجستۀ ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان سخنان کوتاهی ایراد خواهند کرد.
علاوه بر آن در این جشن،برگزیدگان اولین دورۀ مسابقۀ داستان نویسی «قصه های من و بابام» معرفی و جوایزی به آنان اهدا خواهد شد.
زمان 20 آذر ماه 1395
@iranpopscience
برنامۀ رونمایی کتابهای طوطی با حضور پدیدآورندگان کتابها، پژمان رحیمی زاده، مصطفی خرامان، بابک صابری، شبنم چایچیان، نگین احتسابیان، سارا خرامان، زهره پریرخ و کیانوش غریب پور برگزار خواهد شد.
در این مراسم، نوش آفرین انصاری دبیر شورای کتاب کودک ، ایران گرگین ویراستار ارشد فرهنگنامۀ کودکان و نوجوان و ایرج ضرغام مدیر انتشارات فاطمی دربارۀ کتابهای طوطی و همچنین دربارۀ زنده یاد ایرج جهانشاهی، نویسنده و کارشناس برجستۀ ادبیات کودکان و نوجوانان کشورمان سخنان کوتاهی ایراد خواهند کرد.
علاوه بر آن در این جشن،برگزیدگان اولین دورۀ مسابقۀ داستان نویسی «قصه های من و بابام» معرفی و جوایزی به آنان اهدا خواهد شد.
زمان 20 آذر ماه 1395
@iranpopscience
Forwarded from Deleted Account
🔵رئیس میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نوشهر از ثبت میراث طبیعی درخت چنار روستای کینج کجور با قدمت۷قرن خبر داد.
💠"رویداد نوشهر"💠
https://telegram.me/ruidad
💠"رویداد نوشهر"💠
https://telegram.me/ruidad
🔸چرا درست نمینویسیم؟
موارد مکتوب ما به چند دسته تقسیم میشود; بخشی از موارد مکتوب اداری هستند که در ادارهها به کار میروند، دستهای روزنامهها هستند که در فضای حقیقی قرار دارند، دستهای در فضای مجازی هستند، و بخشی به صورت کتابهای علمی آموزشی و کتابهایی که به صورت عام منتشر میشوند هستند، که هرکدام از اینها زبان و معیار امروز آن را نمایندگی میکنند که اشکالات کلی دارند و از نظر اصول خط فارسی یکدست نیستند. برخی کلمات را به صورت منفصل و برخی متصل مینویسند، نیمفاصله و فاصلهها را رعایت نمیکنند و در موارد تایپی علایم زیر و بالای خط مانند کسره و فتحه و تنوین را به دلیل اینکه با دو کلید کیبورد انجام میشود و سخت است رعایت نمیکنند.
غلطهای املایی نیز کم و بیش در این متون وجود دارد. البته در متون علمی دانشگاهی شاید کمتر باشد اما در دنیای مجازی اشتباهات و کاربردهای نادرست و غلط بیشتر است و از واژههای بیگانه استفاده بیشتری میکنند. واژههای مصوب فرهنگستان را استفاده نمیکنند و خیلی اوقات از وجود این واژهها بیخبرند.
در دنیای مجازی مسئله حادتر است. وقتی وارد سایتها و دنیای مجازی میشویم مانند تلگرام، فیسبوک و واتسآپ و... مسئله خیلی حادتر میشود. به دلیل اینکه فضا دوستانه و محفلی میشود و هر جور نوشتهای در فضای پیامکی راه مییابد، افراد به خود اجازه میدهند کلمات را بشکنند، کوتاه کنند و یا رمزی بنویسند.
ترجمه «قوز بالا قوز» شده است؛ متنهایی که ماهیت ترجمه دارند درستنویسی در آنها بدتر است. نثر به اندازه کافی خراب است و ترجمه آن را خرابتر میکند. البته منظور من مترجمان زبردست نیست بلکه کسانی را میگویم که سردستی و تحتاللفظی و گوگلی ترجمه میکنند و خود نمیتوانند متن را بخوانند.
ما نهادی داریم که وظیقه برقرار کردن انضباط در نوشتن را به عهده دارد، قوانین و کتابهایی در این زمینه دارد و وبگاهی که در دسترس عموم قرار دارد؛ هیچکدام از گروههای یادشده خود را موظف به رعایت مصوبات فرهنگستان نمیدانند. اساسا فرهنگ استفاده از قوانین وجود ندارد. ما قوانین بسیاری داریم که زیر پا گذاشته میشود مانند قوانین راهنمایی و رانندگی؛ کسانی هستند که زمانی که پلیس نباشد قوانین را زیر پا میگذارند. در درستنویسی پلیسی وجود ندارد و مردم به این مسئله که درستنویسی چقدر اهمیت دارد فکر نمیکنند. به نظر مشکل آنجاست که مردم عموما فرهنگ رعایت قوانین را ندارند زیرا درست نوشتن قوانین سنگین و غیرقابل انجامی ندارد.
تنها قانونی که برای زبان فارسی وجود دارد «منع به کار بردن کلمات بیگانه» است که مصوبه مجلس است و قانون دیگری در زمینه درستنویسی نداریم. تنها قانونی هم که وجود دارد رعایت نمیشود.
شاعران ما از شباهت کلمات استفاده میکنند تا یک صنعت ادبی درست کنند اما اشتباهنویسی با هنر فرق دارد. تبلیغات نیز قوانینی دارد و نمیتوانیم به هر بهانهای بحث تبلیغات را پیش بکشیم و دچار غلطنویسی شویم. غلطنویسی در تبلیغات به معنای شلختگی در نثر فارسی نباید باشد. اگر هنر دارند به شکل دیگر نشان دهند؛ چرا باید غلط بنویسند؟ این کار شایستهای نیست و نفعی ندارد و ضررش بیشتر متوجه فرهنگ و هویت ملی ماست. باید جلو آنها گرفته شود. البته قوانینی در این مورد وجود ندارد.
درست نوشتن چیزی است که از خود جامعه باید شروع شود، دولت با زور نمیتواند از افراد بخواهد که درست بنویسند و افراد باید خود بدانند که زبان، هویت و فرهنگ آنهاست و اگر زبان را درست به کار نبرند به هویت و فرهنگشان خدشه وارد میشود. باید جنبه فرهنگی برای مردم مهم باشد و افراد نسبت به این مسئله آگاه شوند.
حسین ذوالفقاری- رییس مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
@iranpopscience
موارد مکتوب ما به چند دسته تقسیم میشود; بخشی از موارد مکتوب اداری هستند که در ادارهها به کار میروند، دستهای روزنامهها هستند که در فضای حقیقی قرار دارند، دستهای در فضای مجازی هستند، و بخشی به صورت کتابهای علمی آموزشی و کتابهایی که به صورت عام منتشر میشوند هستند، که هرکدام از اینها زبان و معیار امروز آن را نمایندگی میکنند که اشکالات کلی دارند و از نظر اصول خط فارسی یکدست نیستند. برخی کلمات را به صورت منفصل و برخی متصل مینویسند، نیمفاصله و فاصلهها را رعایت نمیکنند و در موارد تایپی علایم زیر و بالای خط مانند کسره و فتحه و تنوین را به دلیل اینکه با دو کلید کیبورد انجام میشود و سخت است رعایت نمیکنند.
غلطهای املایی نیز کم و بیش در این متون وجود دارد. البته در متون علمی دانشگاهی شاید کمتر باشد اما در دنیای مجازی اشتباهات و کاربردهای نادرست و غلط بیشتر است و از واژههای بیگانه استفاده بیشتری میکنند. واژههای مصوب فرهنگستان را استفاده نمیکنند و خیلی اوقات از وجود این واژهها بیخبرند.
در دنیای مجازی مسئله حادتر است. وقتی وارد سایتها و دنیای مجازی میشویم مانند تلگرام، فیسبوک و واتسآپ و... مسئله خیلی حادتر میشود. به دلیل اینکه فضا دوستانه و محفلی میشود و هر جور نوشتهای در فضای پیامکی راه مییابد، افراد به خود اجازه میدهند کلمات را بشکنند، کوتاه کنند و یا رمزی بنویسند.
ترجمه «قوز بالا قوز» شده است؛ متنهایی که ماهیت ترجمه دارند درستنویسی در آنها بدتر است. نثر به اندازه کافی خراب است و ترجمه آن را خرابتر میکند. البته منظور من مترجمان زبردست نیست بلکه کسانی را میگویم که سردستی و تحتاللفظی و گوگلی ترجمه میکنند و خود نمیتوانند متن را بخوانند.
ما نهادی داریم که وظیقه برقرار کردن انضباط در نوشتن را به عهده دارد، قوانین و کتابهایی در این زمینه دارد و وبگاهی که در دسترس عموم قرار دارد؛ هیچکدام از گروههای یادشده خود را موظف به رعایت مصوبات فرهنگستان نمیدانند. اساسا فرهنگ استفاده از قوانین وجود ندارد. ما قوانین بسیاری داریم که زیر پا گذاشته میشود مانند قوانین راهنمایی و رانندگی؛ کسانی هستند که زمانی که پلیس نباشد قوانین را زیر پا میگذارند. در درستنویسی پلیسی وجود ندارد و مردم به این مسئله که درستنویسی چقدر اهمیت دارد فکر نمیکنند. به نظر مشکل آنجاست که مردم عموما فرهنگ رعایت قوانین را ندارند زیرا درست نوشتن قوانین سنگین و غیرقابل انجامی ندارد.
تنها قانونی که برای زبان فارسی وجود دارد «منع به کار بردن کلمات بیگانه» است که مصوبه مجلس است و قانون دیگری در زمینه درستنویسی نداریم. تنها قانونی هم که وجود دارد رعایت نمیشود.
شاعران ما از شباهت کلمات استفاده میکنند تا یک صنعت ادبی درست کنند اما اشتباهنویسی با هنر فرق دارد. تبلیغات نیز قوانینی دارد و نمیتوانیم به هر بهانهای بحث تبلیغات را پیش بکشیم و دچار غلطنویسی شویم. غلطنویسی در تبلیغات به معنای شلختگی در نثر فارسی نباید باشد. اگر هنر دارند به شکل دیگر نشان دهند؛ چرا باید غلط بنویسند؟ این کار شایستهای نیست و نفعی ندارد و ضررش بیشتر متوجه فرهنگ و هویت ملی ماست. باید جلو آنها گرفته شود. البته قوانینی در این مورد وجود ندارد.
درست نوشتن چیزی است که از خود جامعه باید شروع شود، دولت با زور نمیتواند از افراد بخواهد که درست بنویسند و افراد باید خود بدانند که زبان، هویت و فرهنگ آنهاست و اگر زبان را درست به کار نبرند به هویت و فرهنگشان خدشه وارد میشود. باید جنبه فرهنگی برای مردم مهم باشد و افراد نسبت به این مسئله آگاه شوند.
حسین ذوالفقاری- رییس مرکز تحقیقات زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس
@iranpopscience
[Forwarded from Nasrin Mosadegh]
پروژه انديشه ي توران
در اين روزها كه جامعه ي فرهنگي و دوستداران كودك در سراسر ايران در سوگ از دست دادن مادر تعليم و تربيت ايران و دختر ايران توران نشسته است، انجمن فرهنگي پژوهشي درخت كوچك زندگي پروژه اي به نام "انديشه ي توران " طراحي و در دست أجرا دارد.
خانم مير هادي به ما آموختند" غم بزرگ را به كارهاي بزرگ تبديل كنيد "
در اين طرح بر آن شديم در اين چند" ماه باقي مانده از سال تحصيلي به ملاقات مسولان آموزش و پرورش مناطق، مديران و معلمان مدارس برويم و با معرفي و أهداي كتاب هاي خانم ميرهادي مخصوصا كتاب " جستجو در رأه ها و روش هاي تربيت "انديشه و تجارب ارزشمند بانوي بزرگوارمان را ترويج دهيم .
آنچه در اين ملاقات ها موضوع گفتگو خواهد بود خلاصه اي از انديشه ي توران در مورد حذف رقابت،احترام و حق انتخاب، همفكري و مشورت، دوستي با طبيعت و مهرباني با حيوانات، اهميت اكتشاف در آموزش و ناكارآمدي تنبيه وخشونت، و اهميت مشاركت به جاي مطيع ساختن كودكان و همكاري و همياري به جاي سخت گيري و شدت عمل ، صبوري و شاگردنوازي به جاي ترس از مدرسه و معلم است.
و به قول توران دختر ايران " بياييد تا عشق به معلمي را دوباره بيدار كنيم "
ما فروتنانه و بي دريغ با معلم و استاد بزرگوارمان پيمان مي بنديم كه هر درسي از أيشان و معلمان بزرگ ديگر چون باغچه بان و صمد بهرنگي آموخته ايم را به كشور عزيزمان ايران و هر فردي كه قدم در رأه تعليم و تربيت كودكان اين مرز و بوم بر مي دارد باز پس دهيم .
در اين رأستا ضمن معرفي و اهدأ كتاب ها وآثار خانم ميرهادي اماده ايم تا كارگاه هايي رايگان براي مربيان ، والدين و كودكان در مدارس برگزار كنيم.
انجمن فرهنگي پژوهشي درخت كوچك زندگي @iranpopscience
پروژه انديشه ي توران
در اين روزها كه جامعه ي فرهنگي و دوستداران كودك در سراسر ايران در سوگ از دست دادن مادر تعليم و تربيت ايران و دختر ايران توران نشسته است، انجمن فرهنگي پژوهشي درخت كوچك زندگي پروژه اي به نام "انديشه ي توران " طراحي و در دست أجرا دارد.
خانم مير هادي به ما آموختند" غم بزرگ را به كارهاي بزرگ تبديل كنيد "
در اين طرح بر آن شديم در اين چند" ماه باقي مانده از سال تحصيلي به ملاقات مسولان آموزش و پرورش مناطق، مديران و معلمان مدارس برويم و با معرفي و أهداي كتاب هاي خانم ميرهادي مخصوصا كتاب " جستجو در رأه ها و روش هاي تربيت "انديشه و تجارب ارزشمند بانوي بزرگوارمان را ترويج دهيم .
آنچه در اين ملاقات ها موضوع گفتگو خواهد بود خلاصه اي از انديشه ي توران در مورد حذف رقابت،احترام و حق انتخاب، همفكري و مشورت، دوستي با طبيعت و مهرباني با حيوانات، اهميت اكتشاف در آموزش و ناكارآمدي تنبيه وخشونت، و اهميت مشاركت به جاي مطيع ساختن كودكان و همكاري و همياري به جاي سخت گيري و شدت عمل ، صبوري و شاگردنوازي به جاي ترس از مدرسه و معلم است.
و به قول توران دختر ايران " بياييد تا عشق به معلمي را دوباره بيدار كنيم "
ما فروتنانه و بي دريغ با معلم و استاد بزرگوارمان پيمان مي بنديم كه هر درسي از أيشان و معلمان بزرگ ديگر چون باغچه بان و صمد بهرنگي آموخته ايم را به كشور عزيزمان ايران و هر فردي كه قدم در رأه تعليم و تربيت كودكان اين مرز و بوم بر مي دارد باز پس دهيم .
در اين رأستا ضمن معرفي و اهدأ كتاب ها وآثار خانم ميرهادي اماده ايم تا كارگاه هايي رايگان براي مربيان ، والدين و كودكان در مدارس برگزار كنيم.
انجمن فرهنگي پژوهشي درخت كوچك زندگي @iranpopscience
نادرترین گل دنیا در ایران!
◀️این گل تنها در ایران و بخش کوچکی از جمهوری آذربایجان میروید. سوسن چلچراغ فقط در روستای داماش و نمین اردبیل،یافت میشود و در خرداد و تیر گل دارد. @iranpopscience
◀️این گل تنها در ایران و بخش کوچکی از جمهوری آذربایجان میروید. سوسن چلچراغ فقط در روستای داماش و نمین اردبیل،یافت میشود و در خرداد و تیر گل دارد. @iranpopscience
رژه گلها در هلند
جشنواره گل های هلند امسال با موضوع آثار هنرمند معروف ون گوگ آغاز شد.@iranpopscience
جشنواره گل های هلند امسال با موضوع آثار هنرمند معروف ون گوگ آغاز شد.@iranpopscience
رژه گلها در هلند
جشنواره گل های هلند امسال با موضوع آثار هنرمند معروف ون گوگ آغاز شد.@iranpopscience
جشنواره گل های هلند امسال با موضوع آثار هنرمند معروف ون گوگ آغاز شد.@iranpopscience
🌞ناسا لبخند خورشید را ثبت کرد🌞
در تصویر جدیدی که روز جمعه از ستاره خورشید گرفته و توسط ناسا منتشر شده است، می توانیم لبخند زیبایی را روی صورت این ستاره درخشان ببینیم.
@irresearchers
@iranpopscienc
در تصویر جدیدی که روز جمعه از ستاره خورشید گرفته و توسط ناسا منتشر شده است، می توانیم لبخند زیبایی را روی صورت این ستاره درخشان ببینیم.
@irresearchers
@iranpopscienc
Forwarded from اتچ بات
پارس نامه
به مناسبت صد وسی امین سال تولد #ملک_الشعرا #بهار
شادروان محمدتقی صبوری ملقب به ملک الشعرا بهار در 12 ربیع الاول سال 1304ه.ق برابر با 20 آذر سال 1265 شمسی در شهر مشهد دیده به جهان گشود. پدرش میرزا محمدکاظم صبوری فرزند حاج محمدباقر کاشانی رئیس صنف حریربافان مشهد بود ولی پدر بهار به تحصیل ادبیات پرداخت و در فن شعر به چنان مهارتی رسید که از سوی ناصرالدین شاه قاجار به ملک الشعرایی آستان قدس نائل شد. لقبی که پس از مرگ او به فرزند هجده ساله اش محمدتقی رسید. مادر بهار نیز از یک خانواده بازرگان گرجستانی بود.
محمدتقی از سنین کودکی نزد پدرش، ادیب نیشابوری و سیدعلی درگزی اصول ادبیات را آموخت. نخستین قصیده اش را در مقام ملک الشعرایی برای ورود مظفرالدین شاه به خراسان سرود:
رسید مرکب فیروز خسرو ایران
ایا خراسان دگر چه خواهی از یزدان.
اما دو سال پس از فوت پدرش با اینکه این سمت «ملک الشعرا» یی را از دست مظفرالدین شاه گرفته بود و برای امرار معاش به آن نیاز داشت، رسما به جرگه مشروطه خواهان پیوست و وارد عرصه سیاست شد و سرود:
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
کارایران با خداست
بهار بعدها در مقدمه کتاب تاریخ احزاب سیاسی اش نوشت: «من مدیحه سرا نیستم اگر روزی قصیده ای در وصف شاه سابق گفتم این عمل را به قصد حفظ جان و ناموس و انجام وظیفۀ پدری و شوهری نسبت به خانواده فقیرم انجام دادم...»
سال 1336 قمری انجمن ادبی دانشکده را تاسیس کرد و نیز مجله ای ادبی و اجتماعی به همین نام انتشار داد. او در این عرصه به مقامات دولتی هم رسید چندین دوره نماینده مردم خراسان و تهران در مجلس شورای ملی شد. اما از دوره ششم مجلس به بعد برای مدتی از فعالیتهای سیاسی دست کشید و مشغول کارهای فرهنگی شد از جمله تدریس تاریخ ادبیات پیش از اسلام تا امروز، تصحیح کتاب تاریخ سیستان، تاریخ طبری و مجمل التواریخ ، سبک شناسی و... پرداخت.
پس از سال 1320 دوباره با ایجاد شرایط باز سیاسی، وارد این عرصه شد تاریخ مختصر احزاب سیاسی را منتشر کرد و اقدام به چاپ روزنامه نوبهار کرد. و در زمان نخست وزیری احمد قوام به وزارت فرهنگ منصوب شد اما چند ماه بعد در جریان وقایع آذربایجان استعفا داد. برای دور 15 مجلس به نمایندگی برگزیده شد اما به سبب کسالت آن را به پایان نرساند .
او به دلیل ابتلا به سل دوره ای برای درمان به سوئیس سفر کرد اما چون نتیجه نگرفت به ایران بازگشت. بهار در جمع هواداران صلح که آخرین فعالیت سیاسی اش بود آخرین قصیده اش را هم به نام «جغد جنگ» با این مطلع سرود:
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
او در اول اردیبهشت ماه سال 1330 چشم از جهان فروبست. و طومار پنجاه ساله شاعری اش برای ابد پیچیده شد.
@iranpopscience
برگرفته از مقدمه دیوان ملک الشعرا بهار
به مناسبت صد وسی امین سال تولد #ملک_الشعرا #بهار
شادروان محمدتقی صبوری ملقب به ملک الشعرا بهار در 12 ربیع الاول سال 1304ه.ق برابر با 20 آذر سال 1265 شمسی در شهر مشهد دیده به جهان گشود. پدرش میرزا محمدکاظم صبوری فرزند حاج محمدباقر کاشانی رئیس صنف حریربافان مشهد بود ولی پدر بهار به تحصیل ادبیات پرداخت و در فن شعر به چنان مهارتی رسید که از سوی ناصرالدین شاه قاجار به ملک الشعرایی آستان قدس نائل شد. لقبی که پس از مرگ او به فرزند هجده ساله اش محمدتقی رسید. مادر بهار نیز از یک خانواده بازرگان گرجستانی بود.
محمدتقی از سنین کودکی نزد پدرش، ادیب نیشابوری و سیدعلی درگزی اصول ادبیات را آموخت. نخستین قصیده اش را در مقام ملک الشعرایی برای ورود مظفرالدین شاه به خراسان سرود:
رسید مرکب فیروز خسرو ایران
ایا خراسان دگر چه خواهی از یزدان.
اما دو سال پس از فوت پدرش با اینکه این سمت «ملک الشعرا» یی را از دست مظفرالدین شاه گرفته بود و برای امرار معاش به آن نیاز داشت، رسما به جرگه مشروطه خواهان پیوست و وارد عرصه سیاست شد و سرود:
با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست
کارایران با خداست
بهار بعدها در مقدمه کتاب تاریخ احزاب سیاسی اش نوشت: «من مدیحه سرا نیستم اگر روزی قصیده ای در وصف شاه سابق گفتم این عمل را به قصد حفظ جان و ناموس و انجام وظیفۀ پدری و شوهری نسبت به خانواده فقیرم انجام دادم...»
سال 1336 قمری انجمن ادبی دانشکده را تاسیس کرد و نیز مجله ای ادبی و اجتماعی به همین نام انتشار داد. او در این عرصه به مقامات دولتی هم رسید چندین دوره نماینده مردم خراسان و تهران در مجلس شورای ملی شد. اما از دوره ششم مجلس به بعد برای مدتی از فعالیتهای سیاسی دست کشید و مشغول کارهای فرهنگی شد از جمله تدریس تاریخ ادبیات پیش از اسلام تا امروز، تصحیح کتاب تاریخ سیستان، تاریخ طبری و مجمل التواریخ ، سبک شناسی و... پرداخت.
پس از سال 1320 دوباره با ایجاد شرایط باز سیاسی، وارد این عرصه شد تاریخ مختصر احزاب سیاسی را منتشر کرد و اقدام به چاپ روزنامه نوبهار کرد. و در زمان نخست وزیری احمد قوام به وزارت فرهنگ منصوب شد اما چند ماه بعد در جریان وقایع آذربایجان استعفا داد. برای دور 15 مجلس به نمایندگی برگزیده شد اما به سبب کسالت آن را به پایان نرساند .
او به دلیل ابتلا به سل دوره ای برای درمان به سوئیس سفر کرد اما چون نتیجه نگرفت به ایران بازگشت. بهار در جمع هواداران صلح که آخرین فعالیت سیاسی اش بود آخرین قصیده اش را هم به نام «جغد جنگ» با این مطلع سرود:
فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
که تا ابد بریده باد نای او
او در اول اردیبهشت ماه سال 1330 چشم از جهان فروبست. و طومار پنجاه ساله شاعری اش برای ابد پیچیده شد.
@iranpopscience
برگرفته از مقدمه دیوان ملک الشعرا بهار
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر یک پیمان بینالمللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ (مصادف با ۲۰ آذر ماه) در پاریس به تصویب رسیده است. این اعلامیه نتیجهٔ مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام انسانها مستحق آن هستند را بهصورت جهانی بیان میدارد، در نتیجه حقوق بشر به حقوقی گفته میشود که همگان در همه زمانها و مکانها از آن برخوردارند، متن کامل این بیانیه روی وبگاه سازمان ملل متحد منتشر شده است.
اعلامیهٔ مذکور شامل سی ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعیای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کردهاست. لایحه جهانی حقوق بشر از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و دو پروتکل انتخابی آن تشکیل شده است. در سال ۱۹۶۶ مجمع عمومی دو لایحه جزئیتر مذکور را به تصویب رساند. در سال ۱۹۷۶ هنگامی که لایحه جهانی حقوق بشر توسط تعداد کافی از ملتها مورد تأیید قرار گرفت، به حقوق بینالملل تبدیل شد.
مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزامآور بوده و از اعتبار حقوق بینالملل برخوردارست، زیرا به صورت گستردهای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار میرود. کشورهای تازه استقلال یافتهٔ زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجاندهاند.
@iranpopscience
اعلامیهٔ مذکور شامل سی ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعیای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کردهاست. لایحه جهانی حقوق بشر از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و دو پروتکل انتخابی آن تشکیل شده است. در سال ۱۹۶۶ مجمع عمومی دو لایحه جزئیتر مذکور را به تصویب رساند. در سال ۱۹۷۶ هنگامی که لایحه جهانی حقوق بشر توسط تعداد کافی از ملتها مورد تأیید قرار گرفت، به حقوق بینالملل تبدیل شد.
مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزامآور بوده و از اعتبار حقوق بینالملل برخوردارست، زیرا به صورت گستردهای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار میرود. کشورهای تازه استقلال یافتهٔ زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجاندهاند.
@iranpopscience
Telegram
attach 📎