واران – Telegram
واران
1.8K subscribers
464 photos
305 videos
10 files
127 links
🌸شعرهای واران(جلیل صفربیگی)
کانال رباعی،نو رباعی @kar471
🌸ارتباط با واران @js471
Download Telegram
ای شیخ خدای را بە نانی نفروش
ایمانت را به استخوانی نفروش
این زندگی سگی چە ارزش دارد؟
قرآنِ خدا را بە قِرانی نفروش
#واران
و این منم
زنی تنها
در آستانه‌ی فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده‌ی زمین

و یأس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دست‌های سیمانی
زمان گذشت
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

ساعت چهار بار نواخت
امروز روز اول دی ماه است.
من راز فصل‌ها را می‌دانم
و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم.

نجات دهنده در گور خفته است
و خاک، خاک پذیرنده
اشارتی‌ست به آرامش
زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت

در کوچه باد می‌آید
در کوچه باد می‌آید
و من به جفت‌گیری گل‌ها می‌اندیشم
به غنچه‌هایی با ساقه‌های لاغر کم خون

و این زمان خسته‌ی مسلول
و مردی از کنار درختان خیس می‌گذرد
مردی که رشته‌های آبی رگهایش
مانند مارهای مرده از دو سوی گلو گاهش
بالا خزیده‌اند

و در شقیقه‌های منقلبش آن هجای خونین را تکرار می‌کنند

- سلام
- سلام

و من به جفت گیری گل‌ها می‌اندیشم...

#فروغ_فرخزاد

https://whatsapp.com/channel/0029Vb8eHwh6GcGLhBnnUa22
از خون من است
چلچراغت روشن
ای زخم !
کە لالە کردەای در دل من

#واران
#نورباعی
نشسته‌ایم به یادت ز گریه تنگ در آب
شکسته‌ایم چو گوهر هزار رنگ در آب

همین نه طاقتم از گریه داغ خودداری‌ست
نشست دست ز تمکین‌ کدام سنگ در آب

در ملایمتی زن ز حاسد ایمن باش
که‌ شعله را به خس و خار نیست جنگ در آب

که راست بر لب جو آرزوی مطرب و می
شکسته است نواهای موج چنگ در آب

کشید شعلەی دل سر ز جیب اشک آخر
محال بود نهفتن دم نهنگ در آب

ز سخت‌جانی خود بی‌تو در شب هجران
نشسته در عرق خجلتم چو سنگ در آب

ز گریه خاک جهان بی‌تو داده‌ایم به باد
هنوز چون مژه‌ها می‌زنیم چنگ در آب

نگشت شعلەی حسنت‌ کم از هجوم عرق
چه‌سان جدا شود از برگ لاله رنگ در آب

زمانه موسم توفان نوح را ماند
که غرقه است جهانی ز نام و ننگ در آب

همه غضنفر وقتیم تا به جای خودیم
وگرنه ماهی ساحل بود پلنگ در آب

ز موج‌ گریەی من عالمی چمن چوش است
فکنده‌ام به خیال‌ کسی فرنگ در آب

ز انفعال‌ گنه ناله‌ام عرق نفس است
چو موج سست پری می‌کند خدنگ در آب

به هرچه می‌نگرم مست وهم‌پیمایی‌ست
فتاده است در این روزگار بنگ در آب

از این محیط‌ کسی برد آبرو بیدل
که چون‌ گهر نفس خود گرفت تنگ در آب

#بی‌دل
بر پشت خودت بشو سوار ای جادە
از خویش بلند کن غبار ای جادە
در دست تو نقشه هم نباشد باشد
پا را بگذار در فرار ای جاده
#واران
Forwarded from درنگ
برای پاسخ به پرسش های یک پژوهش جامعه شناختی مرتبط با شعر معاصر، به مشارکت دوستانی نیاز داریم که:
۱ شاعر نباشند و شعر منتشر نکنند.
۲شعر سه دهه ی اخیر را دنبال کنند.
۳ مخاطب حرفه ای و جدی شاعران امروز_ سه دهه اخیر_ در رسانه های اجتماعی باشند یا دست کم صفحات شاعران را دنبال کنند.
۴ تا حدودی به مقدمات شعر سه دهه ی اخیر آشنا باشند.(اختیاری)
دوستان می توانند در دایرکت اینستاگرام m.lutij پیام بگذارند. یا در واتساب و تلگرام به این شماره اعلام حضور نمایند
09119140191
.
با احترام
محمد لوطیج
زیبایی تو خواب مرا ریخت به هم

آرامش مرداب مرا ریخت به هم

زیبا تر از آنی که تحمل بکنم

زیبایی‌ات اعصاب مرا ریخت به هم

#جلیل_صفربیگی

@asru1
Forwarded from 🌷عشاق شعر🌷 (س)
در جام سرم شراب انداخته‌‌اند
یک گوشه مرا خراب انداخته‌اند

من در بلمی در وسط اقیانوس
پاروی مرا در آب انداخته‌اند

#جلیل_صفربیگی

🍃🌸🍃🌸🍃
جنونی با دل گمگشته از کو‌ی تو می‌آید
دماغ من پریشان است یا بوی تو می‌آید

کناری‌ نیست‌ کان سیب‌ ذقن حسرت نبرد آنجا
به‌این شور جنون غلتیدن ازکوی تو می‌آید

گل باغ چه نیرنگ است‌تمهید جنون من
که بر خود تا گریبان می‌درم بوی تو می‌آید

اگربر خود نپیچم برکدامین وضع دل بندم
درین‌ صورت به یادم پیچش موی تو می‌آید

من و بر آتش‌ دل‌ آب‌ پاشیدن‌ چه‌ حرف‌ است این
جبین‌ هم‌ گر نم ‌آرد شرمم‌ از خوی‌ تو می‌آید

چه آغوش است یارب موجەی دریای رحمت را
که هرکس ره ندارد هیچ‌سو، سوی تو می‌آید

کشیدی سر به جیب اما نبردی بوی تحقیقی
هنوز آیینه صیقل‌خواه زانوی تو می‌آید

چو شمع‌از تیغ‌تسلیم وفاگردن مکش بیدل
اگر سررفت‌،‌ گو رو، رنگ برروی تو می‌آید

#بی‌دل
گیسوی تو قصه‌ای پر از تعلیق است
جمعی است که حاصلش فقط تفریق است

موهات چلیپایی و ابرو کوفی
خط لب تو چقدر نستعلیق است


****


وقتی «به سلامت» است روی لب تو
انگار قیامت است روی لب تو

لب بر لب تو ... دوباره بر می‌گردم
این بوسه امانت است روی لب تو


****


زیبایی تو خواب مرا ریخت به هم
آرامش مرداب مرا ریخت به هم

زیباتر از آنی که تحمل بکنم
زیبایی‌ات اعصاب مرا ریخت به هم


#جلیل_صفربیگی



✍️✍️✍️
دوستانتان را به دنیای رباعیات زیبای فارسی دعوت کنید!
از خونِ جگر شد دلِ ما آکندە
جز گریه نیامد به لبِ ما خندە
ظالم کە به نیش می کِشد دنیا را
دندان های تمامان را کندە
#واران
#محاکات

لبِ خشک مظلوم را گو بخند
که دندان ظالم بخواهند کند
#سعدی
با چشم گشودە می تواند آیا
در آب نمک، زخم، ببیند رویا؟
ای ماهیِ اعصاب خرابِ تنها
سیگار چگونە می کشی در دریا؟
#واران
بارم سرِخویش است به دوش که ببندم؟
#بی‌دل
کم سنگ بینداز دراین تنهایی
آشفتە نکن خوابِ بە این رویایی
در حوض دلم پا نگذاری دیگر
ای ماه هزار برکەی هرجایی

#واران
نگذار کە هرزەها زبان باز کنند
با نام تو ای عشق دکان بازکنند
گِل گیر دهان قصه پردازان را
بگذار کە زخم ها دهان بازکنند
#واران
              
هر که مست است مست روی علیست
هر چه مستی است از سبوی علیست

تاک را کاشت با دو دست خودش
باده یک قطره از وضوی علیست

ای که پرسیدی آمدم ز کجا
بر تنت گرد و خاک کوی علیست

هر کسی اصل خویش را جوید
به یقین گرم جستجوی علیست

از علی آمده است هر چه که هست
بازگشت همه به سوی علیست

آنچه تنزیل بر محمد شد
با خدا شرح گفتگوی علیست

معنی (اینما تولوا...) چیست
هر طرف رو کنید روی علیست

او خدا نیست نه! خدا او نیست
که خدا هم در آرزوی علیست

هو علی، هو علی، علی، هو هو
دو جهان غرق های و هوی علیست

#واران
Forwarded from اکرام بسیم
در جوانی روشِ حالت پیری دارم
چون گلِ زرد، بهارم به خزان می‌ماند

«اشرف مازندارانی-قرن یازدهم و دوازدهم»

@ikrsim
در میکده بر شراب سطری بنویس
بی‌دفتر و بی‌کتاب سطری بنویس
بگذار بدانند که کی رد شده است
با خون خودت بر آب سطری بنویس
#واران



بر همه چيزي کتابت بُوَد، مگر بر آب.
اگر گذر کني بر دريا، از خون خويش بر آب کتابت کن!
تا آن که از پيِ تو درآيد، داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفته‌اند.


#شیخ_فریدالدین_عطار_نیشابوری
#تذکره_الاولیاء
#مستعلیق

تا کی ز گلوی  ما صدا خواهد کند ؟
صوت و سخن و حرف و هجا خواهد کند؟
موی سَرِ ما ریختە شد، پس ایام
کی سبلت ظلم را ز جا خواهد کند؟
#واران
#محاکات

خطابی با فلک کردم که از راه جفا کُشتی
شهان عالم‌آرای و جوانمردان برمک را

زمام حلّ و عقد خود نهادی در کف جمعی
که از روی خرد باشد بر ایشان صد شرف سگ را

نهان در گوش هوشم گفت: فارغ باش از این معنی
که سبلت برکَند ایّام هر ده روز یک‌یک را

#انوری_ابیوردی