رباعی - نو رباعی – Telegram
رباعی - نو رباعی
2.04K subscribers
1.58K photos
101 videos
105 files
1.69K links
رباعی - نو رباعی
ارتباط با جلیل صفربیگی: @js471
Download Telegram
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
از خونِ جگر شد دلِ ما آکندە
جز گریه نیامد به لبِ ما خندە
ظالم کە به نیش می کِشد دنیا را
دندان های تمامان را کندە
#واران
#محاکات

لبِ خشک مظلوم را گو بخند
که دندان ظالم بخواهند کند
#سعدی
"یک قدم تا طلوع" ماه آینده منتشر خواهد شد


کتاب شعر یک قدم تا طلوع شامل ۱۸۴ رباعی و نورباعی در ۱۰۰ صفحه ، سروده‌ی "حسن شوهانی" و با مقدمه‌ی استاد جلیل صفربیگی از نشر سیب سرخ تهران در ماه آینده چاپ و منتشر می‌شود.

این اولین مجموعه شعر بنده است.


@hasanshohani67
Forwarded from شفیعی کدکنی
@shafiei_kadkani

ـــــــــــــــــــــــ
رباعی؛
نوعی شعرِ ایرانیِ خالص



یک: رباعی، نوعی شعرِ ایرانی خالص بوده که سال‌ها قبل از تولّد رودکی در مجامعِ صوفیه با آن سماع می‌کردند.

دو: رباعی، در اصطلاح صوفیه بیشتر بر شعر‌های فلکلوری، یا شعر‌هایی که گویندگانش ناشناخته بوده‌اند، اطلاق می‌شده است و غالباً سرودهٔ مردمِ عاشق‌پیشهٔ کوچه و بازار بوده است.

سه: رباعی‌هایی که در حَلَقاتِ صوفیهٔ قرن سوم می‌خوانده‌اند، به زبان عربی نبوده است و به احتمال قوی به زبان دَری، یا از نمونه‌های فَهلَویات، بوده است.
[تا عصر احمد غزالی (متوفی ۵۲۰) قَوّالی به شعرِ فارسی، در خانقاه‌های بغداد، هنوز رایج بوده است.]

چهار: رباعی، در زبانِ عرب، نخستین بار توسط شاعران ایرانی و خراسانی پایان قرن چهارم و آغاز قرن پنجم، سروده شده است و تا آن تاریخ در زبانِ عرب سابقه نداشته است.

محمدرضا شفیعی کدکنی
موسیقی شعر، چاپ دوازدهم، تهران: ۱۳۸۹، صص ۴۷۸–۴۷۷

https://www.instagram.com/shafiei_kadkani
Forwarded from کتاب و حکمت
ای خاک ز دردِ دل نمی‌یارم گفت
کامروز اجل در تو چه گوهر بنهفت

دام دل عالمی فتادت در دام
دلبند خلایقی در آغوش تو خفت

#مجدالدین_همگر
@Ketab_va_hekmat
به بهرام بیضایی

ای قله ی سرسفید، ای کوه سترگ
ای صخره ی زخم خورده ازپنجه ی گرگ
اکران مدام " سگ کشی" هست اینجا
"باشو" حالا غریبه ای است بزرگ

#دکتر_رضا_علی_اکبری
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
با چشم گشودە می تواند آیا
در آب نمک، زخم، ببیند رویا؟
ای ماهیِ اعصاب خرابِ تنها
سیگار چگونە می کشی در دریا؟
#واران
Forwarded from جگرگوشه‌ها
0303
موبد: هان! پندنامه‌یی باید داد
دست همگان چکامه‌یی باید داد
زن: خلق ز پند و بند سیر آمده است
قرصی نان، پاره جامه‌یی باید داد


#بهرام_بیضایی
#محمدعلی_شیوا
@jegargooshe_ha
اینجا تپش زمانه در دست تب است
هذیان "کجاست روز؟" بر روی لب است
هی شب پی شب شد و نیامد فردا
عمریست که اظهر من الشمس شب است

#حسن_شوهانی
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
کم سنگ بینداز دراین تنهایی
آشفتە نکن خوابِ بە این رویایی
در حوض دلم پا نگذاری دیگر
ای ماه هزار برکەی هرجایی

#واران
Forwarded from تماشا
چند رباعی


می‌خواهی، بی خویشتنم کن نم‌نم
با حال خوشت هم‌سخنم کن نم‌نم
از دور به زیبایی‌ها می‌نگرم
آیینه بیار، روشنم کن نم‌نم



چون گوش پُر از شنیدنم کن نم‌نم
چون چشم به رنگ دیدنم کن نم‌نم
زیبایی‌های روزگارانم را
بردار، چو جامه بر تنم کن نم‌نم



چون بغض پُر از شکستنم کن نم‌نم
از هرچه بد است ایمنم کن نم‌نم
آوار پریشانی بسیار مرا
چون اشک روان به دامنم کن نم‌نم



دور از تب و تاب شیونم کن نم‌نم
حال خوش را پیرهنم کن نم‌نم
از این همه دیوار دلم می‌گیرد
با آینه‌ها هم‌سخنم کن نم‌نم



تاریک شدم، تو روشنم کن نم‌نم
من خالی‌ام و پُر از منم کن نم‌نم
وقتی که به حرف‌های خود شک دارم
حتّی با خویش دشمنم کن نم‌نم



شعبان کرم‌دخت
      دی ۱۴٠۴
       بابلسر
       کانال شعر من

@karamdokht
از چشم تو انداخت مرا این تقدیر
خون دل من ریخته شد بی تقصیر
تو حسرت تلخ ناصرالدین شاهی
در نامه‌ی محرمانه‌ی قتل امیر

#علی_کاملی
Forwarded from خشت روی خشت (محمد)
حس می‌کردم پرنده آواز من است
حس می‌کردم که ابر پرواز من است
حس می‌کردم که در تماشای وجود
سرسبزی هر درخت ابراز من است
▪️▫️▪️

گُل در این باغ، عندلیبی دارد
این باغ خودش درخت سیبی دارد
در دشت شقایقیم و بر وفق مراد
از داغ تو، هر دلی نصیبی دارد
▪️▫️▪️

در میکده شد غالیه‌مویی که مپرس
در سوگ نشست ماهرویی که مپرس
من، کینِ سیاوشم، تو، سوگند خوری؟
[هِق‌هِق زد خنجر از گلویی که مپرس]
▪️▫️▪️

این ابر اگر هوای پرواز کند
این سرو اگر اقامه‌ی ناز کند
آن خطبه‌ی خون چقدر جاری نشود؟
زخم من و تو چنانچه سر باز کند
▪️▫️▪️

ایکاش شقایقی به بار آید از او
یا سرو قدی که سر به دار آید از او
ما را نبوَد دلی که در کار آید
ما منتظریم تا چه کار آید از او
▪️▫️▪️

با ناز خود از نیاز گویم؟ هیهات
با شمع ز سوز و ساز گویم؟ هیهات
بر کُشته‌ی خود نماز گویم؟ هیهات
وان قصه دوباره باز گویم؟ هیهات
▪️▫️▪️

می‌آمد و جان عاشقانش در مشت
زرتشت و صلیب تازیانش بر پشت
هم جام می‌ام گرفت پیش از چرخشت
هم پیش رخم سیاوشانم را کشت
▪️▫️▪️

گفتا خواهم که تا کنار تو رسم
سر بردارم، فرازِ دارِ تو رسم
گفتم به کنار دار خواهی تو‌ رسید
اما نرسد مرا به کار تو رسم
▪️▫️▪️

با نرگسِِ خویش، مست پنداشت مرا
با آن لبِ لعل، باده انگاشت مرا
گفتا لبِ سرخ و باده‌ی سرخ خوش است
گفتا و به خون خویش واداشت مرا
▪️▫️▪️

گفتا که تو را چگونه تصویر کنم؟
گفتم زخمم! فقط نمک‌گیر کنم
این‌سان که مُزوِّران به تعجیل خوشند
بد نیست در انتظارشان دیر کنم
▪️▫️▪️

هر‌چند که جهد کرده‌ای بسیاری
نتوانستی مرا ز خود واداری
ای آن که تو کُشته‌ی دو صد بازاری
جز با لب یار، بر نیاید کاری

https://news.1rj.ru/str/DoBeytKashi
نقّاشِ رُخَت زِ طعنه‌ها آسوده‌ست
کز صنعتِ خود هرچه توان بنموده‌ست
سَر تا پایت چنان که باید بوده‌ست
گویی که کسی به آرزو فرموده‌ست
#عبدالواسع_جبلی
شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گریه‌ای که چشمم را خوست
از خون دلم هر مژه‌ای پنداری
سیخیست که پارەی جگر بر سر اوست

#ابوسعید_ابوالخیر
🔻🔻🔻🔻🔻

#ترانه
#رباعی
#ترانه_پیشینیان

یک

زانو زده طفل غنچه در مکتب تو
یک جزو نوشته لاله از مشرب تو

رخسار تو چیست؟ ارغوان‌زار شفق
برگ گل آفتاب، یعنی لب تو

دو

دل از غم تو حال خرابی دارد
جان هم ز فراقت اضطرابی دارد

گفتی که مرا به خواب خواهی دیدن
این را به کسی بگو که خوابی دارد

سه

عشق تو چو من دردکشی می‌خواهد
سودای تو دیوانه‌وشی می‌خواهد

زین شعله‌فروز معصیت، روی متاب
دیگ کرم تو آتشی می‌خواهد

چار

روزی که عطای دم بدم خواهی کرد
رحمت بر خلق، بیش و کم خواهی کرد

یاد کرم تو کرده‌ام وقت گناه
یاد گنهم وقت کرم خواهی کرد؟


#طغرای_مشهدی
در گذشته به سال ۱۰۴۶ خورشیدی

🔻🔻🔻🔻🔻

T.me/sanjarisina
Forwarded from واران (جلیل صفربیگی)
نگذار کە هرزەها زبان باز کنند
با نام تو ای عشق دکان بازکنند
گِل گیر دهان قصه پردازان را
بگذار کە زخم ها دهان بازکنند
#واران
ماه از شب خاموش، زدوده ست تورا
خورشید شرر پوش، ستوده ست تو را
مادر تو نمرده ای فقط شعر شدی
شعری که خدا خودش سروده ست تو را


از این همه تبعیض که مایوس شوند
با دوست و با غریبه مانوس شوند
در فلسفه گاه هفت با هشت یکی ست
گر زاویه های دید معکوس شوند

#عباس_وهاج
چون قطره‌ی باران، دل ِ یاران خیس است
همواره شب امیدواران خیس است
نه! گریه نکرده‌ام، خیالت راحت!
چشمم به مرورِ روزگاران خیس است

#زهیر_توکلی

@abbashosseinnejad
Forwarded from جگرگوشه‌ها
0306
اینجا همه بانگ چنگ و نوشانوش است
خمخانه‌ی رندان تولّانوش است
هرکس که طفیل ساقی کوثر شد
قانع به غدیر نیست، دریانوش است


#محمدعلی_شیوا
@jegargooshe_ha
شد از دو جهان نصیب ما حب علی
از دوزخ مان کرده جدا حب علی
گفتند: آتش خلق نمی‌شد هرگز
لو اجتمع الناس علی حب علی

▪️

هرچند که در سکوت و تنهایی تو
غم نیست که مرتضای طاهایی تو
بر تخت مقام «انت منّی» در عرش
هارونی و هم‌شانهٔ موسایی تو

▪️

رفته‌ست دلم به ناکجا ادرکنی
ای راه رسیدن به خدا ادرکنی
من سائلم و رسیده ام وقت رکوع
ای صاحب تخت انما ادرکنی

▪️

هر خطبه‌اش از سمت خدا می‌آید
از جانب افلاک، صدا می‌آید
از آن سوی پرده مصطفی در معراج
حس کرد صدای مرتضی می‌آید

#علی_کاملی