معرفی و نقد کتاب "حق حیوان، خطای انسان" (تام ریگان، ترجمه بهنام خداپناه، نشر کرگدن) نوشته محسن زمانی در سایت معرفی و نقد کتاب وینش
https://vinesh.org/نقد-و-معرفی-کتاب-حق-حیوان،-خطای-انسان/
@kargadanpub
https://vinesh.org/نقد-و-معرفی-کتاب-حق-حیوان،-خطای-انسان/
@kargadanpub
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
پیاز خودآگاهی
خودآگاهی مانند پیاز است؛ چندین لایه دارد و هر چه بیشتر لایهها را پوست میکَنید بیشتر احتمال دارد اشکتان دربیاید.
فرض کنید اولین لایۀ پیاز خودآگاهی درک سادۀ احساسات و عواطف خودمان باشد: «در این مواقع احساس خوشحالی میکنم.» «این مرا ناراحت میکند.» «این به من امید میدهد.»
متأسفانه بسیاری از افراد حتی در سادهترین مراحل خودآگاهی هم با مشکل مواجه هستند. من این را خوب میدانم، زیرا خودم یکی از آنها هستم. من و همسرم گاهی اوقات چنین مکالمۀ بامزهای داریم:
او: چی شده؟
من: چیزی نیست.
او: نه چیزی هست، بگو.
من: خوبام. جدی میگویم.
او: مطمئنی؟ به نظر ناراحت میآیی.
من: (با خندهای عصبی) جداً؟ نه خوبام. باور کن.
(نیمساعت بعد...)
من: برای همین است که حالم خوب نیست. طرف جوری رفتار میکند انگار من وجود خارجی ندارم.
همۀ ما نقاط کور عاطفی داریم، که بیشترشان به عواطفی مربوطاند که از کودکی به ما یاد دادهاند که نامناسباند و نباید بروز دهیم. سالها زمان میبرَد تا این نقاط کور را در خودمان شناسایی کنیم و سپس احساسات درگیر را به شکلی مناسب بروز دهیم. اما این عمل مهم است و به زحمتش میارزد.
@eudemonia
خودآگاهی مانند پیاز است؛ چندین لایه دارد و هر چه بیشتر لایهها را پوست میکَنید بیشتر احتمال دارد اشکتان دربیاید.
فرض کنید اولین لایۀ پیاز خودآگاهی درک سادۀ احساسات و عواطف خودمان باشد: «در این مواقع احساس خوشحالی میکنم.» «این مرا ناراحت میکند.» «این به من امید میدهد.»
متأسفانه بسیاری از افراد حتی در سادهترین مراحل خودآگاهی هم با مشکل مواجه هستند. من این را خوب میدانم، زیرا خودم یکی از آنها هستم. من و همسرم گاهی اوقات چنین مکالمۀ بامزهای داریم:
او: چی شده؟
من: چیزی نیست.
او: نه چیزی هست، بگو.
من: خوبام. جدی میگویم.
او: مطمئنی؟ به نظر ناراحت میآیی.
من: (با خندهای عصبی) جداً؟ نه خوبام. باور کن.
(نیمساعت بعد...)
من: برای همین است که حالم خوب نیست. طرف جوری رفتار میکند انگار من وجود خارجی ندارم.
همۀ ما نقاط کور عاطفی داریم، که بیشترشان به عواطفی مربوطاند که از کودکی به ما یاد دادهاند که نامناسباند و نباید بروز دهیم. سالها زمان میبرَد تا این نقاط کور را در خودمان شناسایی کنیم و سپس احساسات درگیر را به شکلی مناسب بروز دهیم. اما این عمل مهم است و به زحمتش میارزد.
@eudemonia
Forwarded from آمیزش افقها (محمد هدایتی)
✅بیدادِ ظالمان شما نیز بگذرد
⭕️درباره کتاب «شکستن طلسم وحشت»
✔️«مهمان هایمان را بردیم به دهکده ساحلی به نام آمیلا نگرا، برای دیدن خانه پابلو نرودا. آنجا با چند بچه مدرسه ای حدوداً ده ساله گفتگوی جالبی داشتیم: در کمال شگفتی ما بچه ها نمی دانستند واژه «دیکتاتوری» یعنی چه. مگر می شود؟ در شیلی، در کشوری که برای چند دهه یک دیکتاتوری تمام عیار حکم رانده بود. بچه ها تحت تاثیر نظام آموزشیِ ایدئولوژیک، تصور و اساساً مفهومی از دیکتاتوری نداشتند. اما مسئله فقط سرکوب نظام حاکم نبود، والدین بچه ها هم نمی خواستند مغز بچه هایشان آغشته به «سیاست» شود. والدینی که خود قربانی همین دیکتاتوری بودند و عزیرانشان را گرفته بود. چرا؟ به خاطر ترس.
✔️آریل دورفمن در کتاب درخشان «شکستن طلسم وحشت» از خلال مواجهه با مورد پینوشه در شیلی، به مسئله دیکتاتوری در جهان معاصر هم می پردازد. صفحاتی از کتاب براستی تکان دهنده اند. گزارش صرفاً مختصری از شکنجه ها در شیلی، در سال های پس از کودتا علیه سالوادور آلنده. دهشتناک. از کشته شدن هزاران نفر که حتی مدفنشان معلوم نیست، از «ناپدیدشدگان».
✔️کتاب با خبری آغاز می شود که دورفمان و خیلی های دیگر در شیلی سال های رویایش را می پروراندند. دادگاهی در اسپانیا ژنرال پینوشه را به کشتار گسترده و نقض حقوق بشر متهم کرده و حالا پینوشه در حالیکه برای مداوا در انگلستان به سر می برد به دردسر افتاده است. آنجا در بازداشت خانگی است تا تکلیف مشخص شود. حالا پروسه طولانی و حتی خسته کننده ای آغاز می شود از دادگاهی ها، لابی ها، زیر و رو کردن بندهای حقوقی. پینوشه، پس از چندسال از چنگ قانون می گریزد، اما بالاخره نشان داده شد که او هم انسانی فراتر از قانون نیست، که در لحظاتی زنگ ها برای او هم به صدا درآمده اند. طلسم شکست و خیلی ها تازه ترس شان ریخت، که از آنچه بر آن ها رفته بود گفتند.
✔️دورفمان که خود تبعیدیِ نظام پینوشه است در تمام این سال ها در آرزوی چنین روزی بوده. اما حالا می ترسد« ترسی که اجازه نمی دهد از شکست دیکتاتوری ها در سراسر جهان معصومانه لذت ببرم». چگونه ترسی است این؟ اینکه کودتاچیان دوباره برخیزند، دوباره کشتار و شکنجه و تبعید؟ یا نه ترسی از جنس دیگر. از جنس خود دیکتاتوری و بلایی که از پسِ سال ها بر اذهان می آورد. ترسی که در تمام شیلی هست. دورفمان آنقدری صداقت دارد حتی به طرفداران پینوشه هم مجالی برای ترسیدن از طرف های مقابلشان را بدهد. بده. ترسی که نمی توان یک سره نادیده اش گرفت و بی بنیادش خواند.
✔️اما، این سال ها، سال های دیکتاتوری و کشتار، برای دورفمن و غالب مردم شیلی سال های در پستویی پنهان شدن و لرزیدن نبود. سال های مقاومت هم بود، حداقل از طریق حافظه، از طریق خاطره. در تمام این سال ها همه بازماندگانِ کسانی که به «ناپدیدشدگان» موسوم بودند چیزی را حفظ کردند، خاطره را و بازگویی اش را. خاطره کودتا، کشتارها و ناپدیدشدگان را. تا دم و دستگاه رسمی حکومت که در کار دستکاری حافظه اند کامیاب نشوند. آرزویی را هم حفظ کردند، اینکه روزی خود پینوشه، شخص او، «گناهکار» شناخته شود، اگر نه ،حداقل «مورد سوال» قرار گیرد.
✔️گذار از نظام پینوشه بالاخره روزی اتفاق می افتاد. اما چگونه؟ با ترس ها چه باید کرد. دورفمن با وجود این ترس ها خواهان نوعی قاطعیت است، و علیه تمام کسانی استدلال می کند که گذار شیلی به سوی دموکراسی را با نادیده گرفتن گذشته ممکن می دانند، «بگذارید گذشته آرام بمیرد». نه. این را اصلاح طلبانی می گویند در ظاهر با اهدافی نیک، اما نمی دانند با صرف پاک کردن گذشته نمی شود پیش رفت. گذشته را باید دائم فراخواند، نه همچون شبحی دست و پاگیر. برای اینکه واقعا بشود از طرحی نو سخن گفت باید با گذشته کلنجار رفت و عاملین کشتار را به پرسش گرفت. پرسش از کاروان های مرگ، اولین پرسش از هر برنامه گذار است.
کتاب دورفمان ما را وا می دارد به «پرسش از دیکتاتوری ها» دوباره فکر کنیم. به جنایت هایشان، به تکنیک های عجیب شکنجه و چرایی شان، به ناچیز شدن شان ارزش جان انسان، به حقوق ملی و بین المللی که از کنار این جنایات به راحتی می گذرد، به اینکه مبادا محاکمه دیکتاتور باعث شود دیکتاتورها در جاهای دیگر به خشونت شان شدت بخشند. و در نهایت به فرجام دیکتاتورها و سعادت تماشای سقوطشان. و البته رسوایی شان در تاریخ
✍️محمد هدایتی
http://uupload.ir/files/60pj_42347778._uy1000_ss1000_.jpg
https://news.1rj.ru/str/fusionofhorizons/518
⭕️درباره کتاب «شکستن طلسم وحشت»
✔️«مهمان هایمان را بردیم به دهکده ساحلی به نام آمیلا نگرا، برای دیدن خانه پابلو نرودا. آنجا با چند بچه مدرسه ای حدوداً ده ساله گفتگوی جالبی داشتیم: در کمال شگفتی ما بچه ها نمی دانستند واژه «دیکتاتوری» یعنی چه. مگر می شود؟ در شیلی، در کشوری که برای چند دهه یک دیکتاتوری تمام عیار حکم رانده بود. بچه ها تحت تاثیر نظام آموزشیِ ایدئولوژیک، تصور و اساساً مفهومی از دیکتاتوری نداشتند. اما مسئله فقط سرکوب نظام حاکم نبود، والدین بچه ها هم نمی خواستند مغز بچه هایشان آغشته به «سیاست» شود. والدینی که خود قربانی همین دیکتاتوری بودند و عزیرانشان را گرفته بود. چرا؟ به خاطر ترس.
✔️آریل دورفمن در کتاب درخشان «شکستن طلسم وحشت» از خلال مواجهه با مورد پینوشه در شیلی، به مسئله دیکتاتوری در جهان معاصر هم می پردازد. صفحاتی از کتاب براستی تکان دهنده اند. گزارش صرفاً مختصری از شکنجه ها در شیلی، در سال های پس از کودتا علیه سالوادور آلنده. دهشتناک. از کشته شدن هزاران نفر که حتی مدفنشان معلوم نیست، از «ناپدیدشدگان».
✔️کتاب با خبری آغاز می شود که دورفمان و خیلی های دیگر در شیلی سال های رویایش را می پروراندند. دادگاهی در اسپانیا ژنرال پینوشه را به کشتار گسترده و نقض حقوق بشر متهم کرده و حالا پینوشه در حالیکه برای مداوا در انگلستان به سر می برد به دردسر افتاده است. آنجا در بازداشت خانگی است تا تکلیف مشخص شود. حالا پروسه طولانی و حتی خسته کننده ای آغاز می شود از دادگاهی ها، لابی ها، زیر و رو کردن بندهای حقوقی. پینوشه، پس از چندسال از چنگ قانون می گریزد، اما بالاخره نشان داده شد که او هم انسانی فراتر از قانون نیست، که در لحظاتی زنگ ها برای او هم به صدا درآمده اند. طلسم شکست و خیلی ها تازه ترس شان ریخت، که از آنچه بر آن ها رفته بود گفتند.
✔️دورفمان که خود تبعیدیِ نظام پینوشه است در تمام این سال ها در آرزوی چنین روزی بوده. اما حالا می ترسد« ترسی که اجازه نمی دهد از شکست دیکتاتوری ها در سراسر جهان معصومانه لذت ببرم». چگونه ترسی است این؟ اینکه کودتاچیان دوباره برخیزند، دوباره کشتار و شکنجه و تبعید؟ یا نه ترسی از جنس دیگر. از جنس خود دیکتاتوری و بلایی که از پسِ سال ها بر اذهان می آورد. ترسی که در تمام شیلی هست. دورفمان آنقدری صداقت دارد حتی به طرفداران پینوشه هم مجالی برای ترسیدن از طرف های مقابلشان را بدهد. بده. ترسی که نمی توان یک سره نادیده اش گرفت و بی بنیادش خواند.
✔️اما، این سال ها، سال های دیکتاتوری و کشتار، برای دورفمن و غالب مردم شیلی سال های در پستویی پنهان شدن و لرزیدن نبود. سال های مقاومت هم بود، حداقل از طریق حافظه، از طریق خاطره. در تمام این سال ها همه بازماندگانِ کسانی که به «ناپدیدشدگان» موسوم بودند چیزی را حفظ کردند، خاطره را و بازگویی اش را. خاطره کودتا، کشتارها و ناپدیدشدگان را. تا دم و دستگاه رسمی حکومت که در کار دستکاری حافظه اند کامیاب نشوند. آرزویی را هم حفظ کردند، اینکه روزی خود پینوشه، شخص او، «گناهکار» شناخته شود، اگر نه ،حداقل «مورد سوال» قرار گیرد.
✔️گذار از نظام پینوشه بالاخره روزی اتفاق می افتاد. اما چگونه؟ با ترس ها چه باید کرد. دورفمن با وجود این ترس ها خواهان نوعی قاطعیت است، و علیه تمام کسانی استدلال می کند که گذار شیلی به سوی دموکراسی را با نادیده گرفتن گذشته ممکن می دانند، «بگذارید گذشته آرام بمیرد». نه. این را اصلاح طلبانی می گویند در ظاهر با اهدافی نیک، اما نمی دانند با صرف پاک کردن گذشته نمی شود پیش رفت. گذشته را باید دائم فراخواند، نه همچون شبحی دست و پاگیر. برای اینکه واقعا بشود از طرحی نو سخن گفت باید با گذشته کلنجار رفت و عاملین کشتار را به پرسش گرفت. پرسش از کاروان های مرگ، اولین پرسش از هر برنامه گذار است.
کتاب دورفمان ما را وا می دارد به «پرسش از دیکتاتوری ها» دوباره فکر کنیم. به جنایت هایشان، به تکنیک های عجیب شکنجه و چرایی شان، به ناچیز شدن شان ارزش جان انسان، به حقوق ملی و بین المللی که از کنار این جنایات به راحتی می گذرد، به اینکه مبادا محاکمه دیکتاتور باعث شود دیکتاتورها در جاهای دیگر به خشونت شان شدت بخشند. و در نهایت به فرجام دیکتاتورها و سعادت تماشای سقوطشان. و البته رسوایی شان در تاریخ
✍️محمد هدایتی
http://uupload.ir/files/60pj_42347778._uy1000_ss1000_.jpg
https://news.1rj.ru/str/fusionofhorizons/518
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
چاپ اول «هنر ظریف بیخیالی» در مدت سه هفته تمام شد.
این استقبال گسترده، آن هم در اوضاع بحرانزدۀ کنونی نشر، نشان از آن دارد که کتاب بر نیازها و مشکلات مبتلابه قشر تحصیلکرده و کتابخوان دست گذاشته است.
این کتاب با اتکا بر مبانی فلسفی و روانشناختی قدرتمندی نوشته شده است و امیدواریم بتواند کمک کند نقطۀ ثقل زندگی خود را بیابیم، «از عهد سست و سخنهای سخت خویش» بگذریم و برای خلق یک زندگی غنی و ارزشمند سبکبار شویم.
چاپ دوم هفتۀ بعد عرضه خواهد شد.
@eudemonia
این استقبال گسترده، آن هم در اوضاع بحرانزدۀ کنونی نشر، نشان از آن دارد که کتاب بر نیازها و مشکلات مبتلابه قشر تحصیلکرده و کتابخوان دست گذاشته است.
این کتاب با اتکا بر مبانی فلسفی و روانشناختی قدرتمندی نوشته شده است و امیدواریم بتواند کمک کند نقطۀ ثقل زندگی خود را بیابیم، «از عهد سست و سخنهای سخت خویش» بگذریم و برای خلق یک زندگی غنی و ارزشمند سبکبار شویم.
چاپ دوم هفتۀ بعد عرضه خواهد شد.
@eudemonia
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
#در_دست_ترجمه
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
@eudemonia
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
@eudemonia
علم بر صحنۀ نمایش
نگاهی به نمایشنامه فارم هال، نوشته محمدرضا اسمخانی، سایت فرهنگ امروز
https://bit.ly/2Ee06OG
نگاهی به نمایشنامه فارم هال، نوشته محمدرضا اسمخانی، سایت فرهنگ امروز
https://bit.ly/2Ee06OG
فرهنگ امروز
علم بر صحنۀ نمایش
ایدۀ جدایی «علم» از «جامعه-سیاست» پندار خامی است که باید از ذهن دانشمندان کنار گذاشته شود و باید آنها این را بهعنوان یک قاعده بپذیرند که هم تکوین و حفظ یک نظام علمی بهشدت وابسته به شرایط اجتماعی-فرهنگی موجود است و هم اینکه تحقق و موجودیت یافتن یک نظام…
Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
📝📝📝 «تراژدی یک دموکراسی متزلزل»
✍🏻نگاهی به کتاب «شکستن طلسم وحشت» به قلم #مریم_نورائینژاد
چکیده:
✅ در زمانهای که تقریبا همه امور انسانی و اجتماعی شکل جهانی به خود گرفته، حتی اگر از جهانیسازی متنفر هم باشیم باز هم هر روز با مصادیق آن برخورد داریم. در این شرایط، تکلیف امری مثل عدالت چیست؟ آیا میشود به عدالت هم نگاه جهانی داشت؟ آیا جهان امروز که بهواسطه ارتباطات و سرمایه هر روز مرزهایش کمرنگ و کمرنگتر میشوند؛ عدالت را هم جهانی میکند؟ آیا رسیدن به عقوبت برای مستبدان، بدون توجه به اینکه در چه کشوری مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند؛ یک پیروزی برای بشریت محسوب میشود؟
✅ برای اندیشیدن به پاسخ این سوالات بد نیست کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفتانگیز و پایانناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه نوشته آریل دورفمن استاد برجسته ادبیات شیلی را ورق بزنیم. روایتی تلخ و تکاندهنده که به قصد گزارش محاکمه پینوشه نوشته شده اما بهشکلی هنرمندانه، روایتی منحصربهفرد و جذاب از هفده سال دیکتاتوری، استبداد و آنچه بر مخالفان حکومت شیلی گذشته را به دست میدهد.
http://up.upinja.com/u1ls2.jpeg
✅ متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
tinyurl.com/y22nbsq5
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
✍🏻نگاهی به کتاب «شکستن طلسم وحشت» به قلم #مریم_نورائینژاد
چکیده:
✅ در زمانهای که تقریبا همه امور انسانی و اجتماعی شکل جهانی به خود گرفته، حتی اگر از جهانیسازی متنفر هم باشیم باز هم هر روز با مصادیق آن برخورد داریم. در این شرایط، تکلیف امری مثل عدالت چیست؟ آیا میشود به عدالت هم نگاه جهانی داشت؟ آیا جهان امروز که بهواسطه ارتباطات و سرمایه هر روز مرزهایش کمرنگ و کمرنگتر میشوند؛ عدالت را هم جهانی میکند؟ آیا رسیدن به عقوبت برای مستبدان، بدون توجه به اینکه در چه کشوری مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند؛ یک پیروزی برای بشریت محسوب میشود؟
✅ برای اندیشیدن به پاسخ این سوالات بد نیست کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفتانگیز و پایانناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه نوشته آریل دورفمن استاد برجسته ادبیات شیلی را ورق بزنیم. روایتی تلخ و تکاندهنده که به قصد گزارش محاکمه پینوشه نوشته شده اما بهشکلی هنرمندانه، روایتی منحصربهفرد و جذاب از هفده سال دیکتاتوری، استبداد و آنچه بر مخالفان حکومت شیلی گذشته را به دست میدهد.
http://up.upinja.com/u1ls2.jpeg
✅ متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
tinyurl.com/y22nbsq5
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
▪️آیین بودا میگوید ایدۀ «خود» یک برساختۀ ذهنی مندرآوردی است و شما باید این فکر را که اساساً «خودی» وجود دارد، رها کنید. این معیار ذهنی که با آن خود را تعریف میکنید، در واقع شما را به دام میاندازد و در نتیجه به نفع شماست که همهچیز را رها کنید. به عبارت دیگر آیین بودا شما را تشویق میکنید که بیخیال باشید.
▪️شاید این سخن سستی به نظر برسد، اما چنین رویکردی به زندگی منافع روانشناسانهای دارد. وقتی از گفتن داستانهایی دربارۀ خودمان، به خودمان، دست بکشیم، خودمان را آزاد میکنیم تا بتوانیم واقعاً عمل کنیم (و شکست بخوریم) و رشد کنیم.
▪️وقتی فردی پیش خودش میپذیرد: «شاید من در روابط عاطفی استعدادی ندارم.» آنگاه ناگهان آزاد میشود، که به اقدام و عمل روی بیاورد و به ازدواج ناموفقش خاتمه دهد. زیرا هیچ هویتی ندارد که بخواهد با ماندن در یک ازدواج مزخرف و فلاکتبار از آن محافظت کند و چیزی را به خودش ثابت کند.
▪️وقتی آن دانشجو با خودش میگوید: «شاید من آدم متمرّدی نیستم و فقط ترسیدهام»، آنگاه او آزاد خواهد بود تا دوباره بزرگ فکر کند. او دیگر واهمهای نخواهد داشت از اینکه رؤیاهای آکادمیکش را دنبال کند یا حتی شکست بخورد.
▪️من برای شما هم خبرهای خوب دارم و هم خبرهای بد: از مشکلاتی که شما دارید تعداد خیلی کمی هست که خاص یا منحصربهفرد باشد. به همین دلیل است که بیخیال شدن اینقدر رهاییبخش است.
▪️ترسی که مبنایش اطمینانی نامعقول است با خودش نوعی خودبینی میآورد. وقتی فرض کنید این هواپیمای شماست که قرار است سقوط کند، یا این ایدۀ کسبوکار شماست که دیگران به آن خواهند خندید، یا این شما هستید که دیگران مسخرهاش خواهند کرد، تلویحاً به خودتان میگویید: «من استثنا هستم. من با دیگران فرق دارم. من متفاوت و خاص هستم.»
▪️این خودشیفتگیِ محض است. احساس میکنید مشکلات شما سزاوار برخورد متفاوتی هستند. احساس میکنید حل مشکلات شما فرمول خاصی دارد که از قوانین جهان مادی پیروی نمیکند.
▪️توصیۀ من: خاص نباشید، منحصر بهفرد نباشید. معیارهایتان را به شیوهای آزاد و معمولی از نو تعریف کنید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان ستارهای در حال طلوع یا نابغهای کشفنشده نسنجید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان یک قربانی بدبخت یا بازندهای غمگین نسنجید. به جایش خودتان را بر مبنای هویتهای معمولی بسنجید: یک دانشجو، یک یار و همدم، یک دوست یا یک آفریننده.
▪️هویتی که برای خودتان انتخاب میکنید هر چه خاصتر و نامعمولتر باشد، تهدید بیشتری احساس خواهید کرد. به همین دلیل، خودتان را در سادهترین و معمولیترین شکل ممکن تعریف کنید.
@eudemonia
https://news.1rj.ru/str/kargadanpub/707
▪️شاید این سخن سستی به نظر برسد، اما چنین رویکردی به زندگی منافع روانشناسانهای دارد. وقتی از گفتن داستانهایی دربارۀ خودمان، به خودمان، دست بکشیم، خودمان را آزاد میکنیم تا بتوانیم واقعاً عمل کنیم (و شکست بخوریم) و رشد کنیم.
▪️وقتی فردی پیش خودش میپذیرد: «شاید من در روابط عاطفی استعدادی ندارم.» آنگاه ناگهان آزاد میشود، که به اقدام و عمل روی بیاورد و به ازدواج ناموفقش خاتمه دهد. زیرا هیچ هویتی ندارد که بخواهد با ماندن در یک ازدواج مزخرف و فلاکتبار از آن محافظت کند و چیزی را به خودش ثابت کند.
▪️وقتی آن دانشجو با خودش میگوید: «شاید من آدم متمرّدی نیستم و فقط ترسیدهام»، آنگاه او آزاد خواهد بود تا دوباره بزرگ فکر کند. او دیگر واهمهای نخواهد داشت از اینکه رؤیاهای آکادمیکش را دنبال کند یا حتی شکست بخورد.
▪️من برای شما هم خبرهای خوب دارم و هم خبرهای بد: از مشکلاتی که شما دارید تعداد خیلی کمی هست که خاص یا منحصربهفرد باشد. به همین دلیل است که بیخیال شدن اینقدر رهاییبخش است.
▪️ترسی که مبنایش اطمینانی نامعقول است با خودش نوعی خودبینی میآورد. وقتی فرض کنید این هواپیمای شماست که قرار است سقوط کند، یا این ایدۀ کسبوکار شماست که دیگران به آن خواهند خندید، یا این شما هستید که دیگران مسخرهاش خواهند کرد، تلویحاً به خودتان میگویید: «من استثنا هستم. من با دیگران فرق دارم. من متفاوت و خاص هستم.»
▪️این خودشیفتگیِ محض است. احساس میکنید مشکلات شما سزاوار برخورد متفاوتی هستند. احساس میکنید حل مشکلات شما فرمول خاصی دارد که از قوانین جهان مادی پیروی نمیکند.
▪️توصیۀ من: خاص نباشید، منحصر بهفرد نباشید. معیارهایتان را به شیوهای آزاد و معمولی از نو تعریف کنید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان ستارهای در حال طلوع یا نابغهای کشفنشده نسنجید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان یک قربانی بدبخت یا بازندهای غمگین نسنجید. به جایش خودتان را بر مبنای هویتهای معمولی بسنجید: یک دانشجو، یک یار و همدم، یک دوست یا یک آفریننده.
▪️هویتی که برای خودتان انتخاب میکنید هر چه خاصتر و نامعمولتر باشد، تهدید بیشتری احساس خواهید کرد. به همین دلیل، خودتان را در سادهترین و معمولیترین شکل ممکن تعریف کنید.
@eudemonia
https://news.1rj.ru/str/kargadanpub/707
Telegram
نشر کرگدن
#چاپ_دوم
منتشر شد.
@kargadanpub
منتشر شد.
@kargadanpub
🎊🎊🎊 کتاب نخست از مجموعه اسلامپژوهی منتشر شد:
مضامین اصلی قرآن. فضلالرحمان. ترجمه فاطمه علاقهبندی
@kargadanpub
مضامین اصلی قرآن. فضلالرحمان. ترجمه فاطمه علاقهبندی
@kargadanpub
🎊🎊🎊 کتاب دوم از مجموعه اسلامپژوهی منتشر شد:
اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری. فضلالرحمان. ترجمه زهرا ایرانبان
@kargadanpub
اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری. فضلالرحمان. ترجمه زهرا ایرانبان
@kargadanpub
نشر کرگدن بهتدریج نسخه الکترونیکی کتابهای خود را بر روی سایت طاقچه قرار خواهد داد.
لینک کتاب فضیلت بر روی سایت طاقچه
https://bit.ly/2TymQTb
@kargadanpub
لینک کتاب فضیلت بر روی سایت طاقچه
https://bit.ly/2TymQTb
@kargadanpub
طاقچه
دانلود کتاب و کتاب صوتی با طاقچه
طاقچه فروشگاه کتاب، کتاب صوتی ، مجله و روزنامهی الکترونیکی است. با طاقچه میتوانید کتابها را به صورت قانونی بخرید و آنها را روی سایت یا اپلیکیشن طاقچه بخوانید.
Forwarded from مهرداد عباسی (فاطمه عباسی)
انتشار دو شماره نخست مجموعه اسلامپژوهی
در واپسین روزهای سال ۱۳۹۷ خورشیدی دو کتاب نخست از مجموعۀ «اسلامپژوهی» نشر کرگدن ـ که دبیری و ویراستاری علمی آن بر عهدۀ من است ـ روانۀ بازار شدند. هر دو کتاب نوشتۀ فضلالرحمان (1919-1988)، اسلامشناس تجددگرای پاکستانیـامریکایی، است که سال جاری میلادی مصادف با یکصدمین زادروز اوست. نخستین کتاب مجموعه، «مضامین اصلی قرآن» (ترجمۀ فاطمه علاقهبندی)، توصیفی است از محتوای قرآن بهتفکیک موضوع و شرحی است بر مهمترین مباحث مطرحشده در قرآن ازجمله خدا، انسان، جامعه، شیطان، نبوت و معاد. کتاب دوم، «اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری» (ترجمۀ زهرا ایرانبان)، تلاشی است برای بازاندیشی در میراث اسلام و بهویژه روشمندسازیِ تفسیر قرآن و نیز عرضهی راهحلی عملی برای رفع تقابل اسلام و مدرنیته حول محور اصلاح نظام آموزشی سنتی در میان مسلمانان. امیدوارم انتشار همزمان این دو کتاب در قالب دو شمارۀ نخست مجموعۀ اسلامپژوهی بهانهای شود برای آشنایی بیشتر محققان حوزۀ مطالعات اسلام با آرا و اندیشههای این نویسنده و متفکر سرشناس قرن بیستم. هر دوی این کتابها بهنوعی با پایاننامۀ مترجمان آنها در ارتباط بوده است و نخستین تجربۀ جدی این دو مترجم در کار ترجمه به حساب میآید. از یک سو، امیدوارم که این دو مترجم در این حد متوقف نمانند و به ترجمههای بیشتر و بزرگتر ترغیب شوند و از دیگرسو، امید دارم که دیگر دانشجویان نیز وارد این عرصه شوند و به غنای مجموعۀ اسلامپژوهی بیفزایند.
به نقل از «خانه مجازی مهرداد عباسی»:
http://air.ir/Z4op4
@drmehrdadabbasi
در واپسین روزهای سال ۱۳۹۷ خورشیدی دو کتاب نخست از مجموعۀ «اسلامپژوهی» نشر کرگدن ـ که دبیری و ویراستاری علمی آن بر عهدۀ من است ـ روانۀ بازار شدند. هر دو کتاب نوشتۀ فضلالرحمان (1919-1988)، اسلامشناس تجددگرای پاکستانیـامریکایی، است که سال جاری میلادی مصادف با یکصدمین زادروز اوست. نخستین کتاب مجموعه، «مضامین اصلی قرآن» (ترجمۀ فاطمه علاقهبندی)، توصیفی است از محتوای قرآن بهتفکیک موضوع و شرحی است بر مهمترین مباحث مطرحشده در قرآن ازجمله خدا، انسان، جامعه، شیطان، نبوت و معاد. کتاب دوم، «اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری» (ترجمۀ زهرا ایرانبان)، تلاشی است برای بازاندیشی در میراث اسلام و بهویژه روشمندسازیِ تفسیر قرآن و نیز عرضهی راهحلی عملی برای رفع تقابل اسلام و مدرنیته حول محور اصلاح نظام آموزشی سنتی در میان مسلمانان. امیدوارم انتشار همزمان این دو کتاب در قالب دو شمارۀ نخست مجموعۀ اسلامپژوهی بهانهای شود برای آشنایی بیشتر محققان حوزۀ مطالعات اسلام با آرا و اندیشههای این نویسنده و متفکر سرشناس قرن بیستم. هر دوی این کتابها بهنوعی با پایاننامۀ مترجمان آنها در ارتباط بوده است و نخستین تجربۀ جدی این دو مترجم در کار ترجمه به حساب میآید. از یک سو، امیدوارم که این دو مترجم در این حد متوقف نمانند و به ترجمههای بیشتر و بزرگتر ترغیب شوند و از دیگرسو، امید دارم که دیگر دانشجویان نیز وارد این عرصه شوند و به غنای مجموعۀ اسلامپژوهی بیفزایند.
به نقل از «خانه مجازی مهرداد عباسی»:
http://air.ir/Z4op4
@drmehrdadabbasi