روزنوشت – Telegram
روزنوشت
2.98K subscribers
540 photos
77 videos
288 files
3.48K links
یادداشت‌هایی درمورد توسعه بر اساس دروس دانشکده حکمرانی دانشگاه هاروارد

ابتدای کانال:

https://news.1rj.ru/str/kennedy_notes/3

ارتباط با ادمین:

kennedynotes1@gmail.com
Download Telegram
#tax

جلسه سوم: مالیات و نابرابری


۱- ابعادی از نابرابری که دولت می‌تواند با سیستم مالیات و کمک‌های حمایتی خود برطرف کند:

نابرابری در حوزه سلامت، آموزش، دسترسی به فرصت‌ها و ثروت

۲- برای اندازه‌گیری میزان نابرابری، بر داده درآمد پیش از اعمال مالیات (pre-tax income) تمرکز می‌کنیم، چرا که می‌تواند نشان‌دهند نابرابری ایجادشده توسط بازارها باشد.

۳- اجزای درآمد پیش از اعمال مالیات: درآمد بازارهای پولی (دستمزد و سود سرمایه)، درآمد غیرپولی (تولید خانگی، دریافت مستقیم کالا و خدمات) و نقل‌و‌انتقالات خصوصی (private transfers)

۴- تا پیش از مقاله سال ۲۰۰۳ توماس پیکتی و دیگران، روش غالب اندازه نابرابری درآمد، داده‌های نظرسنجی (survey) بود. از آن پس ولی، استفاده از داده‌های اداری (administrative data) متداول شد. منبع داده متداول: فرم‌های بازگشت مالیات (income tax return forms)

۵- مزیت‌های استفاده از داده‌های اداری بر نظرسنجی: اول، دقت بیشتر در سطوح درآمد بالا، درآمد ناشی از سود سرمایه و درآمد از محل خوداشتغالی. دوم، هزینه کمتر جمع‌اوری داده

۶- مزیت‌های استفاده از داده‌های نظرسنجی بر داده‌های اداری: داده‌های اداری، فاقد اطلاعات درمورد درآمدهای غیرملزم به پرداخت مالیات (کمتر از حداقل درآمد مشمول مالیات) و اطلاعات درمورد افراد در بخش غیررسمی اقتصاد هستند.

۷- روش‌ اندازه‌گیری نابرابری در این درس: سهم درآمد بخش خاصی از جامعه از کل درآمد جامعه (مانند ۱٪، یا ۱۰٪ ثروتمندترین). این روش شفاف‌تر از روش شاخص جینی برای نابرابری است.

۸- یک چالش مشترک بین کشورها، اندازه‌گیری رشد اقتصادی تجربه‌شده در سطوح مختلف درآمد جامعه است. چرا که درآمد گروه های مختلف جامعه حاصل نظرسنجی‌ها و داده‌های اداری است که به علل ذکر شده (در بند ۵ و ۶)، نادقیق هستند.

۹- برای حل این مساله، در مقاله Facundo Alvaredo و دیگران (۲۰۱۸)، روش DINA برای تعیین توزیع درآمد کشور بین گروه های مختلف مردم طراحی شده‌است. در این روش، داده‌های نظرسنجی و داده‌های اداری، با داده حساب‌های ملی تلفیق شده و سپس مورد تحلیل قرار می‌گیرند. ولی این روش هم‌چنان قادر به اندازه‌گیری ارزش تولیدات خانگی که منبع مهم درآمدی برای خانوار کمک درآمد است، نیست.

داده‌ نابرابری در کشورها:

- به صورت متوسط در جهان، ۵۰٪ فقیرتر جامعه، حدود ۱۵-۲۰٪ درآمد جامعه رو به خود اختصاص میدن. در خاورمیانه، به‌صورت متوسط، ۵۰٪ فقیرتر جامعه، حدود ۱۰٪ درآمد رو به خود اختصاص میدن.

- به صورت متوسط در جهان، ۱۰٪ ثروتمندتر جامعه، حدود ۴۰-۵۰٪ درآمد جامعه رو به خود اختصاص میدن. در خاورمیانه، به‌صورت متوسط، ۱۰٪ ثروتمندتر جامعه، حدود ۶۰٪ درآمد رو به خود اختصاص میدن.


۱۰- بانک داده نابرابری جهانی:
https://wid.world/


منابع:

درمورد روش DINA برای اندازه‌گیری نابرابری:

https://wid.world/document/dinaguidelines-v1/

مقاله Facundo Alvaredo در موضوع نابرابری و رشد اقتصادی:

http://gabriel-zucman.eu/files/ACPSZ2018.pdf




@kennedy_notes
#معرفی
#pdia


در پاسخ به گسترش کرونا، موسسه توانمندسازی دولت دانشگاه (Building State Capability Program)، وبلاگی برای ارایه راهکار خود جهت کمک به دولت‌ها در خروج از این بحران راه‌اندازی کرده. شش بخش اول این سلسله وبلاگ‌ها به ترتیب زیر است. این لیست تکمیل خواهدشد.


بخش اول: http://bit.ly/2Qs30q0

بخش دوم: http://bit.ly/2J1CMX2

بخش سوم: http://bit.ly/2IVeBJR

بخش چهارم: http://bit.ly/2J01Xt7

بخش پنجم: http://bit.ly/2U2Ws36

بخش ششم: http://bit.ly/2WsizBM



جهت اطلاع از مطالب آتی این موسسه،‌ در خبرنامه آن عضو شوید:

https://buildingstatecapability.com

مطالب Matt Andrews رو در مورد مقابله با کرونا و توانمندسازی دولت در این آدرس بخوانید:

https://twitter.com/governwell


@kennedy_notes
#معرفی
#ایده


یک راه برای نظم‌بخشی به شیوه مطالعه منابع اطلاعاتی آنلاین، شامل اخبار و وبلاگ‌ها، استفاده از وبسایت feedly به آدرس زیر است:

https://feedly.com


درمورد نحوه کار با این وبسایت و اپلیکیشن موبایل آن، در این آدرس بخوانید:

https://www.zoomit.ir/2014/5/25/11211/zoomapp-feedly/

حساب توییتر آقای Matt Andrews:

@governwell



@kennedy_notes
#tax

جلسه چهارم: مالیات با وجود تحرک بین‌المللی نیروی کار و سرمایه (international mobility of labor and capital)- بخش اول


این جلسه بر مطالعه اثر سهولت جابجایی نیروی کار و سرمایه به داخل و خارج مرزهای کشور بر سیاست مالیاتی کشور متمرکز است.

ایده کلی ان است که هر چه امکان جابجایی نیروی کار یا سرمایه بیشتر مقدور باشد، کمتر می‌توان نرخ مالیات را افزایش داد. این رابطه در مورد کشورهای کوچک‌تر، قوی‌تر است.

۱- مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Kleven:
در این مقاله، تجربه کاهش نرخ مالیات بر نیروی کار از ۵۵٪ به ۳۰٪ در کشور دانمارک در سال ۱۹۹۱ مورد بررسی قرار گرفته‌است. افرادی با سطوح درآمد بسیار بالا مشمول این کاهش نرخ مالیات شده‌بودند.

این مقاله نشان می‌دهد که به دنبال کاهش نرخ مالیات، تعداد مهاجرین دارای درآمد بالا به کشور دانمارک بسیار افزایش پیدا کرده‌است.

این مقاله همچنین، گویای اثرات جانبی سیاست‌های مالیاتی یک کشور بر کشورهای دیگر، به‌خصوص کشورهای همسایه است.

۲- مقاله سال ۲۰۱۴ نوشته Zucman:
در این مقاله، سه شیوه مواجهه با مالیات بر سرمایه و سپس مشکلات آن‌‌ها بررسی شده‌ و به این منظور، بر شیوه فرار از مالیات شرکت گوگل تمرکز شده‌است.

مالیات در محل تولید (source-based taxation): مالیات باید در محل تولید محصول به کشور متبوع پرداخت شود.
مالیات در طول زنجیره تولید (arm’s length pricing): اگر دو بخش زنجیره تولید در دو کشور متفاوت هستند، هر بخش باید سهم مالیات خود را بر کالای تولید در کشور متبوع به دولت متبوع دهد. برای مثال، اگر خط تولید شرکت اپل در دو کشور آمریکا و چین تقسیم شده‌است، بخش چینی، به دولت چین مالیات بدهد و بخش آمریکایی، به دولت آمریکا.

قرارداد دوطرفه مالیاتی بین کشوری (bi-lateral treaty negotiation): این ایده که مسایل بین‌المللی باید دو جانبه بین کشورهای ذی نفع حل شود.


مشکلات سیستم مالیات کنونی کشورها:

- شرکت‌های دارای شعب بین‌المللی، با دستکاری حساب‌های مالی، سود خود را در شعب واقع در کشورهای دارای کمترین نرخ مالیات به ثبت می‌رسانند.

- به دشواری می‌توان برای برخی کالاها، مخصوصا از جنس «برند» قیمت تعیین کرد. مثال: تعیین قیمت سرمایه ناملموس شرکت گوگل، دشوار است.


@kennedy_notes
#tax

جلسه چهارم: مالیات با وجود تحرک بین‌المللی نیروی کار و سرمایه (international mobility of labor and capital)- بخش دوم


۳- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشتهAlstadsaeter و دیگران:
این مقاله، میزان فرار مالیاتی در مالیات بر سرمایه صاحبین حساب در موسسه مالی HSBC در کشورهای دانمارک، نروژ و سوید را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

یافته مقاله: احتمال پنهان کردن ثروت مشمول مالیات، با افزایش میزان ثروت به شدت افزایش پیدا می‌کند. با این حال، درصد سرمایه پنهان شده برای فرار مالیاتی، در تمام سطوح ثروت تقریبا ثابت و حدود ۴۰٪!!!!!! است.
------------------------------------------------

این مقالات نشان می‌دهند که فرار مالیاتی با انتقال سرمایه به خارج از کشور، یا مهاجرت نیروی انسانی به کشورهای دارای مالیات کمتر، در سطوح درآمد بالا رخ می‌دهند و از این رو،‌منجر به کاهش میزان زیادی از درآمد مالیاتی کشورها می‌شود.

با این شیوه فرار مالیاتی، تلاش دولت‌ها برای ایجاد نظام مالیاتی تصاعدی (progressive tax system) با هدف بازتوزیع ثروت در جامعه و کاهش نابرابری، ناکام می‌ماند. به ویژه آن که دولت‌ها با علم به این تمایل به فرار مالیاتی ثروتمندترین‌ها و برای کاهش آن، به تدریج نرخ مالیات خود را در بین اقشار با درآمد متوسط و کم افزایش داده‌اند و از نرخ مالیات اقشار ثروتمند تر کم کرده‌اند. ولی این تصمیم، به قیمت افزایش نابرابری در جامعه تمام می‌شود.


جمع‌بندی پایانی: به علت اثربخشی متقابل کشورهای مختلف از سیاست‌های مالیاتی یکدیگر، لازم است سیاست مالیاتی به صورت هماهنگ و در قالب سازمان‌ها/قراردادهای بین‌المللی تدوین و اجرا شوند.


منابع:

اول مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Zucman:

https://gabriel-zucman.eu/files/Zucman2014JEP.pdf

دوم مقاله سال ۲۰۱۹ نوشتهAlstadsaeter :

http://gabriel-zucman.eu/files/AJZ2019.pdf

سوم،‌ مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Moretti:

https://www.nber.org/papers/w26387

چهارم، مقاله سال ۲۰۱۷ نوشته Moretti:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20150508


پنجم، ‌مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Egger:


https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20160600


@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#معرفی
#pdia


در پاسخ به گسترش کرونا، موسسه توانمندسازی دولت دانشگاه (Building State Capability Program)، وبلاگی برای ارایه راهکار خود جهت کمک به دولت‌ها در خروج از این بحران راه‌اندازی کرده. شش بخش اول این سلسله وبلاگ‌ها به ترتیب زیر است. این لیست تکمیل خواهدشد.


بخش اول: http://bit.ly/2Qs30q0

بخش دوم: http://bit.ly/2J1CMX2

بخش سوم: http://bit.ly/2IVeBJR

بخش چهارم: http://bit.ly/2J01Xt7

بخش پنجم: http://bit.ly/2U2Ws36

بخش ششم: http://bit.ly/2WsizBM



جهت اطلاع از مطالب آتی این موسسه،‌ در خبرنامه آن عضو شوید:

https://buildingstatecapability.com

مطالب Matt Andrews رو در مورد مقابله با کرونا و توانمندسازی دولت در این آدرس بخوانید:

https://twitter.com/governwell


@kennedy_notes
#tax

جلسه پنجم: اصول مالیات در کشورهای در حال توسعه


در این کلاس، چهار بعد طراحی سیاست مالیاتی در کشورها مورد مطالعه قرار می‌گیرد: بازدهی، هزینه عملیاتی، برابری و پرداخت‌کنندگان مالیات


۱- هزینه بازدهی سیاست نظام مالیاتی:

درصورتی که نظام مالیاتی منجر به تغییر تصمیمات اقتصادی بنگاه‌ها و خانوار شود، هزینه‌ای از جنس تلفات بازدهی به اقتصاد کشور وارد می‌کند. مثال‌هایی از این آسیب: کاهش ساعات کاری و میزان پس‌انداز و ثروت برای افراد و میزان تولید برای شرکت‌ها در واکنش به نظام مالیاتی.

هزینه بازدهی به صورت خاص در تغییر درآمد مالیاتی حاصل از اصلاح نظام مالیاتی تبلور پیدا می‌کند. اثر اصلاح نظام مالیاتی بر درآمد مالیاتی را می‌توان به دو بخش اثر خودکار و رفتاری تقسیم کرد. برای مثال، اگر درآمد فرد قبل از افزایش نرخ مالیات به میزان ۱٪، یک میلیون تومان باشد، میزان افزایش درآمد مالیاتی کشور با این افزایش نرخ مالیات، به شیوه زیر محاسبه خواهدشد:

اثر خودکار (mechanical effect): تغییر در درآمد مالیاتی اگر نرخ مالیات تغییر کند ولی رفتار شهروندان بدون تغییر بماند. این اثر برابر: ۱ میلیون تومان * ۱٪ = ۱۰ هزار تومان

اثر رفتاری (behavioral effect): تغییر در درآمد مالیاتی ناشی از تغییر در رفتار شهروندان. فرض کنید که میزان کاهش ساعات کاری، معادل با ۳۰ تومان باشد.

به این ترتیب، اثر تمام‌شده تغییر نرخ مالیات بر درآمد مالیاتی، برابر با حاصل جمع این دو تغییر خواهد بود. در این مثال، میزان درآمد مالیاتی کشور، به جای ۱۰۰۰۰ تومان، به میزان ۹۹۷۰ تومان افزایش پیدا می‌کند.


۲- هزینه عملیاتی نظام مالیاتی:

به صورت نسبت بین هزینه جمع‌اوری مالیات تقسیم بر درآمد مالیاتی، محاسبه می‌شود. شامل هزینه‌های سازمانی، مانند هزینه تهیه و ارسال صورت حساب‌های مالیاتی، ثبت پرداخت‌های مالیاتی و اجرای قانون مالیاتی است.

هزینه عملیاتی در سطوح پایین توسعه کشورها بسیار بالاست و به تدریج با افزایش سطح توسعه کشورها، کاهش پیدا می‌کند. میزان هزینه عملیاتی اعمال مالیات در انواع مختلف مالیات متفاوت است. لذا در تعیین میزان سهم مالیات بخش‌های مختلف در درآمد مالیاتی، هزینه جمع‌اوری درآمد را باید در نظر گرفت.


۳- برابری (equity):

به دو سوال پاسخ می‌دهد: هدف سیاست مالیاتی دریافت منابع از چه اقشاری و توزیع آن در میان کدام اقشار است؟ چه عواملی تعیین کننده ترجیحات افراد/دولت‌ها برای باتوزیع منابع هستند؟ توضیح بیشتر در جلسه ششم کلاس.

۴- پرداخت‌کنندگان مالیات:

بار مالیاتی تعیین شده در قانون برای اقشار مختلف، الزاما با بار مالیاتی در محل اجرا یکسان نیست. برای مثال، اگر طبق قانون، مالیات بر تولیدکننده اعمال شود، آن‌ها می‌توانند با افزایش قیمت محصول، بخشی از بار مالیاتی را به مصرف‌کننده منتقل کنند.

در این میان، طرفی از سمت عرضه یا تقاضا که دارای کشش تولید یا مصرف بیشتری برای کالا دارد (production elasticity vs. consumption elasticity)، کمتر متحمل بار مالیاتی محصولات موردنظر می‌شوند.

برای مثال، اگر مالیات بر تولید‌کنندگان در حوزه‌ای اعمال شود که بخش غیررسمی اقتصاد (که به التبع مالیات نمی‌دهد) فعال است، بخش بیشتری از بار مالیاتی بر دوش تولیدکننده باقی می‌ماند و بخش کمتری به مصرف‌کننده منتقل می‌شود. چرا که مصرف‌کننده می‌تواند درصورت افزایش قیمت کالای تولیدکننده رسمی، کالای خود را از بازار غیررسمی خریداری کند.


منابع:

اول، مقاله Youssef Benzarti درمورد نافعین کاهش نرخ مالیات

در این مقاله، شواهد کاهش نرخ مالیات بر ارزش افزوده در رستوران‌ها در فرانسه در سال ۲۰۰۹ بررسی شده‌است. این کاهش مالیات، با هدف افزایش اشتغال در رستوران‌ها صورت گرفته‌بود.

نویسنده با تحلیل سهم صاحبین رستوران‌ها، مشتریان و کارکنان رستوران، نتیجه می‌گیرد که برندگان این کاهش نرخ مالیت، صاحبین رستوران‌ها بوده‌اند. در نهایت، به علت تغییر ناچیز قیمت‌ها در رستوران‌ها، این کاهش مالیات به افزایش تعداد مشتری و در نتیجه، افزایش تعداد نیزوی کار فعال در این حوزه، نینجامیده است.

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/pol.20170504


دوم، مقاله Juan Carlos Serrato درمورد اثر کاهش نرخ مالیات بر شرکت‌ها:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20141702


@kennedy_notes
#tax


جلسه ششم: نحوه بازتوزیع ثروت در جامعه


یک سیستم مالیاتی عموما بین دو هدف برابری و بازدهی تعادل ایجاد می‌کند.

به صورت ایده‌آل، دولت نظام مالیاتی را باید مبتنی بر توانایی افراد قرار دهد. ولی از آن‌جا که توانایی افراد قابل مشاهده و اندازه‌گیری نیست، براساس درآمد افراد مالیات اخذ می‌کند.

۱- مدل‌های بازتوزیع

مدل کانونی مالیات بر درآمد بهینه، در مقاله سال ۱۹۷۱ نوشته Mirrlees معرفی شده.
به صورت کلی، مدل‌های بازتوزیعی، بر مبنای رفاه‌گرایی (welfarism) پایه‌گذاری شده‌اند و در آن‌ها، مطلوبیت افراد از مصرف کالاها، بهینه می‌شود.

۲- معروف‌ترین توابع رفاه:

مطلوبیت‌گرایی (utilitarian) که در آن تمرکز بر بیشینه کردن حاصل جمع مطلوبیت تک تک افراد جامعه است و رالزی (rawlsian) که در آن تمرکز بر حداکثر کردن مطلوبیت محروم‌ترین فرد جامعه است.

۳- این کلاس بر مدل تابع رفاه اجتماعی مطلوبیت‌گرا تمرکز دارد. دو فرضیه این مدل: تابع مطلوبیت تمام افراد یکسان است. مطلوبیت حاشیه‌ای درآمد، با افزایش درآمد کاهش می‌یابد.

نتیجه این مدل: برای برقراری عدالت در مطلوبیت از مصرف، لازم است از افراد در سطوح درآمد بالا مالیات گرفت و در بین افراد در درآمد پایین توزیع کرد.

۴- این مدل استاندارد، قادر به درنظر گرفتن دیگر جنبه‌های عدالت توزیعی نیست. مانند:
برابری در دسترسی به فرصت‌ها: نقش خانواده در داشتن درآمد بالا و نقش شانس و تلاش برای کسب درآمد.

۵- مقاله ۲۰۱۶ Saez مدلی عمومی‌تر برای تابع رفاه اجتماعی معرفی می‌کند که در آن، میزان درآمد بازتوزیع شده بین افراد، تابع دو عامل است: مطلوبیت فرد از مبلغ دریافتی و میزان کمک دیگر افراد به فرد.

۶- آیا جامعه خواهان بازتوزیع منابع و حمایت از اقشار ضعیف‌تر است؟ پاسخ مقاله Kuziemko در سال ۲۰۱۵ درمورد جامعه آمریکا این است که «خیر». جامعه خواهان بازتوزیع نیست.

۷- مقاله سال ۲۰۱۸ Alesina و دیگران نشان میدهد که هرچقدر افراد امید بیشتری داشته‌باشند که در آینده وضعیت رفاه خود یا فرزندانشان بهبود پیدا کند، کمتر از سیاست‌های حمایتی دولت برای اقشار آسیب‌پذیر حمایت می‌کنند.


منابع:


اول، مقاله Ilyana Kuziemko درمورد اثر اطلاع‌رسانی درمورد وضعیت نابرابری در جامعه به مردم، بر اشتیاق مردم به درخواست از دولت برای کاهش نابرابری:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20130360

دوم، مقاله Alberto Alesina درمورد نقش انتظار افراد درمورد افزایش ثروت در آینده بر حمایت آن‌ها از برنامه‌های توزیع ثروت از طریق مالیات

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20162015

سوم، مقاله Saez:

https://eml.berkeley.edu/~saez/saez-stantchevaAER16.pdf


@kennedy_notes
#tax

جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش اول


۱- نظریه مالیات بر درآمد

میزان مالیات بر درآمد تابعی از درآمد اظهار شده، نرخ مالیات و میزان حداقل درآمد مشمول مالیات است. درآمد مالیاتی حاصل جمع مالیات بردرآمد افراد است.

تابع هدف دولت، بیشینه کردن حاصل جمع وزنی مطلوبیت تک تک افراد جامعه است، به شرطی که هزینه تهیه کالاهای عمومی (public goods)، کمتر یا مساوی درآمد مالیاتی باشد.

۲- میزان حداقل درآمد مشمول مالیات، تحت این شرایط کاهش می‌یابد:
با کاهش علاقه برای بازتوزیع درآمد به اقشار کم‌درآمد، هزینه بازدهی و عملیاتی ناشی از اخذ مالیات از اقشار کم درآمد کاهش یابد.

۳- براساس مقاله Chetty در سال ۲۰۰۹، برای اندازه‌گیری هزینه ناشی از تلفات بازدهی (efficiency loss)، تنها کافی است که میزان درآمد از دست رفته (revenue loss) ناشی از تغییر در نظام مالیاتی اندازه‌گیری شود.
۴- مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Kleven:

این مقاله میزان کشش درآمد قابل مالیات افراد را نسبت به سطح حداقل درآمد مشمول مالیات در کشور پاکستان بررسی می‌کند. این مقاله، پدیده دسته‌بندی bunching درآمد افراد را پیرامون سطح حداقل درآمد نشان می‌دهد و اندازه کم‌گویی میزان درآمد را تخمین می‌زد.


@kennedy_notes
#آموزنده


امروز در جلسه‌ای اینترنتی، Ricardo Hausmann درمورد تبعات اقتصاد کلان کرونا برای کشورهای در حال توسعه صحبت کرد.

خلاصه صحبت:

۱- اقدامات دولت‌ها برای توقف تراکنش‌ها با هدف کنترل کرونا، به‌صورت شوک عرضه به اقتصاد وارد می‌شود. اثرات این شوک اولیه طرف عرضه، از طریق هر دو کانال عرضه و تقاضا بر بخش های مختلف اقتصاد اثر می‌گذاره.

۲- از این رو، رفتار اقتصاد، مانند شوک سال ۱۹۷۰ حاصل از بحران نفتی خواهدبود و نه مانند بحران سال ۲۰۰۸ که از جنس شوک طرف تقاضای اقتصاد بود. این نکته‌ای است که بسیاری از اقتصاددانان اشتباه می‌گیرند.

۳- اتخاذ سیاست مالی می‌تواند به شکلی غیرمستقیم و با کمک به مردم و بنگاه‌ها برای افزایش تحمل شوک اقتصاد، برای خروج از بحران کمک کند.

۴- راهکارهای مالی برای خروج از این بحران:

- حفظ پرداخت درآمد به کارمندان یا پرداخت بیمه بیکاری
(Maintain payment of payroll or provide unemployment insurance)

- تامین وام‌ برای شرکت‌ها
- تامین regulatory forbearance برای بانک‌ها. تا بدین ترتیب بتوانند موعد پرداخت وام‌ها را به تعویق بیاندازند.

۴- برای کشورهایی که فضای سیاست‌گذاری مالی (fiscal space) ندارد:

- اولویت‌دهی خود را در دامنه آن چه که می‌توانند، بر سیستم سلامت، حفظ سطح زندگی مردم و حفظ حیات شرکت‌ها قرار دهند.

- می‌توانند به روش quantitative easing، اوراق قرضه بازارهای نوظهور یا بانک مرکزی آمریکا را خریداری کنند.

- می‌توانند از این شیوه‌های اعتباری صندوق بین‌المللی پول (IMF) استفاده کنند:

IMF’s Rapid Finance Instrument, Stand-by arrangements, other IFIs

۵- این وضعیت قفل شدن اقتصاد نمی‌تواند تا ابد پیدا کند. برای خروج تدریجی از وضعیت، می‌توان از حساس‌ترین بخش‌ها که دارای ارتباط کم انسانی هستند، شروع کرد. هم‌چنین باید فرکانس آزمون‌های کرونا افزایش یابد و قرنطینه تنها به افراد مبتلا به بیماری، محدود شود.

به این منظور، لازم است که سرعت تطبیق اقتصاد با آشکار شدن تدریجی اطلاعات درمورد موارد ابتلا، درمان و قابلیت‌های موجود، تطبیق یابد.

* به علت عدم اطمینان از معادل دقیق فارسی برخی اصطلاحات، عین متن انگلیسی در پیام مورد استفاده قرار گرفته.

درمورد Ricardo Hausmann:

https://www.hks.harvard.edu/faculty/ricardo-hausmann



@kennedy_notes
Forwarded from روزنوشت
#ایده

در باب ارتباط بین مراکز علمی:


آن چه که این‌جا تجربه کرده‌ام، همکاری مراکز مختلف علمی با بکدیگر است. این همکاری شکل‌های مختلفی دارد:

- دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشگاه‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از دانشگاه‌های MIT و Tufts درس بگیریم (و متقابلا، آن‌ها هم امکان انتخاب واحد از هاروارد دارند).

- دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشکده‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از هر یک از دانشکده‌های دانشگاه درس بگیریم.

- افراد از دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی دیگر برای ارایه کار خود به‌عنوان مهمان برای یک جلسه درس، در بخشی یا در تمامی وقت، دعوت می‌شوند.

امروز در درس استفاده از داده برای سیاست‌گذاری، مهمانی از media lab دانشگاه MIT تحقیقات تیم درمورد تحلیل داده توییتر را توضیح می‌دهد. ایده آن است که هرچند حاضرین کلاس تخصصی در این رابطه ندارند، ولی مدیران آینده هستند و لازم است که به آن‌چه در رسانه‌های اجتماعی می‌گذرد، آگاه باشند.

مشابه این کار به راحتی می‌تواند در ایران انجام شود:

- با وجود سیستم گلستان برای انتخاب واحد دانشگاهی، عملا اطلاعات تمام دروس دانشگاه‌های مختلف به صورت آنلاین و تحت یک نظام واحد موجود است. لذا تنها می‌ماند انجام کارهای اداری و سپس برقرار ارتباط بین دانشکده‌ها و دانشگاه‌های مختلف.

- با وجود مراکز فوق‌العاده‌ای چون IPM و حوزه سیستم‌های پیچیده دانشگاه شهید بهشتی (دو مثال که می‌دانم)، مواد لازم برای انجام این کار در ایران موجود است.


البته این تنها یک مثال است و می تواند با این ایده، بین بخش های مختلف بدنه علمی کشور ارتباط برقرار کرد.


درخواست:

- این ایده را با دانشگاه محل تحصیل خود در میان بگذارید.

- برای ایجاد این ارتباط، داوطلب شوید.

- اگر مرکز دیگری جز IPM و دانشگاه شهید بهشتی می‌شناسید، اطلاع بدید تا معرفی کنیم.


پیوندها:


صفحه media lab:

https://www.media.mit.edu/research/?filter=groups

صفحه IPM:

complexity.ipm.ir

صفحه سیستم‌های پیچیده دانشگاه شهید بهشتی:

https://www.sbu.ac.ir/Cols/Physics/Pages/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C.aspx
روزنوشت
#ایده در باب ارتباط بین مراکز علمی: آن چه که این‌جا تجربه کرده‌ام، همکاری مراکز مختلف علمی با بکدیگر است. این همکاری شکل‌های مختلفی دارد: - دانشجویان امکان انتخاب درس از دانشگاه‌های دیگر در زمان انتخاب واحد آنلاین دارند. برای مثال، ما می‌توانیم از دانشگاه‌های…
#ایده


در همین رابطه، به نظرم ارتباط پایدار و سازنده بین انواع مراکز سیاست‌گذاری در دانشگاه‌ها، اندیشکده‌ها و وزارت‌خانه‌ها و سمن‌های مربوطه بتواند ضمن فراهم آوردن شرایط یادگیری متقابل، به تجمیع تدریجی تجربه و پیشرفت کمک کند.

این ارتباط می‌تواند حداقل در سطح فردی و بین کارشناسان شکل گیرد و سپس به تدریج به شکل ارتباط سازمانی تکامل یابد. هرچند که حتی باقی ماندن ارتباط در سطح فردی هم خود نقش مهمی در انتقال تجربه بین سازمان‌ها خواهدداشت.

یک راه ساده برای تشکیل چنین ارتباطی، شرکت مستمر در جلسات ارایه در دیگر مراکز و مشارکت در فرآیند آن‌هاست.


@kennedy_notes
#ایده
#tax


در حین مطالعه مقالات درمورد سیستم مالیات در آمریکا، دانمارک و پاکستان، متوجه شدم که دو شیوه اخذ مالیات دارند: در سطح کشوری و در سطح استانی (یا ایالتی).

ولی در ایران گویا نظام مالیات به صورت متمرکز و تنها به صورت کشوریه.

ممنون میشم اگر کسی درمورد علت این شیوه متمرکز مالیات در کشورمان اطلاع داره یا کتاب یا مرجعی برای مطالعه می‌تونه معرفی کنه، پیغام بده.
-----------------------------------
در پاسخ به این پیام، مخاطبی مقاله زیر نوشته سعید زنگنه شهرکی رو معرفی کرد:

https://bit.ly/2woAIWs


@kennedy_notes
روزنوشت
#tax جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش اول ۱- نظریه مالیات بر درآمد میزان مالیات بر درآمد تابعی از درآمد اظهار شده، نرخ مالیات و میزان حداقل درآمد مشمول مالیات است. درآمد مالیاتی حاصل جمع مالیات بردرآمد افراد است. تابع هدف دولت، بیشینه کردن حاصل جمع وزنی…
#tax

جلسه هفتم: مالیات بر درآمد- بخش دوم



۵- مزیت شیوه تخمین bunching نسبت به difference in difference آن است که: به‌صورت تصویری، شکل بهتری در اختیار قرار می‌دهد. ولی از طرفی، درصورتی که رخداد دیگری به صورت همزمان با رخداد اصلی در نزدیکی حداقل میزان درآمد لازم برای پرداخت مالیات در حال وقوع باشد، امکان شناسایی آن وجود ندارد.

۶- مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Kleven:

این مقاله میزان فرار مالیاتی در پرداخت مالیات بر درآمد را در کشور دانمارک به صورت تقریبی محاسبه می‌کند. نویسنده نتیجه می‌گیرد که میزان فرار مالیاتی در موارد اعلام درآمد توسط فرد/شرکت ناظر، تقریبا برابر با «صفر» است. ولی این نرخ درمورد درآمدهای ثبت شده به شیوه خود اظهاری، بین ۳۰-۴۰٪ است. یعنی اگر افراد دارای دو منبع درآمد باشند، یکی به‌صورت خوداشتغالی و دیگری به‌صورت اشتغال شرکتی، به‌صورت متوسط، درآمد اعلامی برای فعالیت خوداشتغالی، حدود ۳۰-۴۰٪ کمتر از درآمد واقعی است.

۷- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Jensen:

هرچقدر نظام‌های مالیاتی از سیستم خوداشتغالی و گزارش‌دهی مستقل، به سمت اشتغال شرکتی و گزارش‌دهی توسط عوامل دیگر تغییر کنند، توانایی دولت‌ها برای دریافت مالیات افزایش می‌یابد. در طی روند توسعه کشورها، این تغییر با کاهش تدریجی حداقل درآمد مشمول مالیات همراه شده‌است.

۸- مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Piketty و Qian، به علت‌یابی افزایش درآمد مالیاتی چین، در مقابل سکون درآمد مالیاتی هند می‌پردازد. مقاله نشان می‌دهد که در کنار افزایش درآمد در چین، عدم تغییر مکرر حداقل درآمد مشمول مالیات به‌صورت ضریبی از رشد اقتصادی و افزایش تدریجی دامنه افراد مشمول مالیات، عوامل مهم این افزایش درآمد مالیاتی در چین بوده‌اند.

این در حالی است که در کشور هند، میزان حداقل درآمد مشمول مالیات به صورت سیستمی در طی سال‌ها افزایش پیدا کرده‌است و از این رو، مبنای مالیاتی کشور (tax base) با وجود تجربه رشد اقتصادی، ثابت باقی مانده‌است.


منابع:


اول، مقاله سال ۲۰۱۳ نوشته Kleven:

https://academic.oup.com/qje/article-abstract/128/2/669/1943151?redirectedFrom=fulltext


دوم، مقاله سال ۲۰۱۱ نوشته Kleven:

https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.3982/ECTA9113


سوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Jensen:

https://www.nber.org/papers/w25502
چهارم، مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Pikitty & Qian:

http://piketty.pse.ens.fr/fichiers/public/PikettyQian2009_AEJPP.pdf

پنجم، مقاله سال ۲۰۰۹ نوشته Chetty:

http://www.rajchetty.com/chettyfiles/taxable_income_formula_aej.pdf


@kennedy_notes
#tax

جلسه هشتم: مالیات بر درآمد شرکت‌ها

تمرکز این جلسه بر مالیات بر درآمد شرکت‌ها و نحوه تاثیر آن بر تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری شرکت‌ها است. به این منظور، دو مدل قدیمی و جدید برای عوامل اثرگذار بر سرمایه‌گذاری شرکت‌ها معرفی می‌شود.

۱- مدل قدیمی تامین سرمایه بنگاه‌ (توضیح در مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan):

در مدل قدیمی، راه اصلی تامین سرمایه بنگاه‌ها از طریق فروش سهام است. این در حالی است که در دنیای واقعی، بخش قابل توجهی از سرمایه جدی تاز طریق سرمایه‌گذاری‌های داخلی صورت می‌گیره. پیشبینی این مدل آن است که افزایش نرخ مالیات بر سرمایه، میزان سرمایه‌گذاری را کاهش می‌دهد.

۲- مدل جدید تامین سرمایه بنگاه‌ (توضیح در مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan):

در مدل جدید، تامین سرمایه عمدتا با سرمایه‌گذاری سود حاصل از فعالیت اقتصادی صورت می‌گیره. در این حالت، با تغییر در نرخ مالیات بر سرمایه، میزان سرمایه‌گذاری بنگاه‌ها تغییر نمی‌کند.


۳- مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan:

این مقاله اثر کاهش نرخ مالیات بر سود سهام (dividend tax rate) در آمریکا از ۳۸،۶ درصد به ۱۵ درصد بر تغییر در سرمایه‌گذاری شرکت‌ها بررسی می‌کند. این تغییر در نرخ، در سال ۲۰۰۳ رخ داده‌بود.

این مقاله نشان می‌دهد که کاهش همیشگی نرخ مالیات بر سود سهام، «میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها را تغییر نمی‌دهد». این نتیجه، مطابق با پیشبینی مدل «جدید» برای مالیات بر سود سرمایه است.

پیشنهاد نویسندگان مقاله آن است که کاهش نرخ مالیات بر سرمایه تنها بر شرکت‌هایی که دارای محدودیت نقدینگی هستندُ اعمال شود. شرکت‌های با سابقه کم یا کوچک، عمدتآ در این دسته قرار می‌گیرد. رفتار این شرکت‌ها تحت مدل قدیمی برای سرمایه‌گذاری کار می‌کنند. هم‌چنین این کاهش نرخ، به صورت همیشگی بوده و دارای تاریخ سررسید نباشد.


۴- مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Moon:

در این مقاله، اثر تغییر سیاست مالیات بر سود سرمایه (capital gains tax rate) بر میزان سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در کشور کره جنوبی مورد بررسی قرار گرفته‌است. این مقاله نشان می‌دهد که کاهش نرخ مالیات بر سود سرمایه، باعث افزایش سرمایه‌گذاری در بنگاه‌های دارای مساله محدودیت نقدینگی می‌شوند.


منابع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Moon:

https://scholar.princeton.edu/sites/default/files/terrysmoon/files/jmp_terrymoon.pdf


دوم، مقاله سال ۲۰۱۵ نوشته Yagan:

https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/aer.20130098


@kennedy_notes
تبعات اقتصادی ویروس به زبان ساده

رشته توئیت ریکاردو ریس استاد جوان اقتصاد LSE انگلستان و مرکز آموزشی گرزنزی سوئیس.
(خواندن این رشته توئیت به دانشجویان اقتصادی که میخواهند بفهمند دانش اقتصاد چگونه به آنها ابزار تحلیل وقایع دهد، توصیه می گردد.)

https://twitter.com/R2Rsquared/status/1238461002024472579?s=20

#اقتصاد_ویروس

🔹اقتصاد در گذر زمان:
@m_ali_mokhtari
#ایده


در این نوروز، حداقل به یک نفر که خانواده یا دوستی ندارد، زنگ بزنید، عید رو تبریک بگید و بپرسید که آیا به حمایت‌تان نیاز دارند یا خیر.

اگر نیاز بود، حمایت کنید.



@kennedy_notes
#معرفی


یکی از دانشجویان دانشکده کسب و کار لندن, در این کانال آموخته هاش رو به اشتراک می ذاره:

@lbsnotes


@kennedy_notes
#tax

جلسه نهم:‌ مالیات بر ثروت- بخش اول

این جلسه به مطالعه اثر مالیات بر تجمیع ثروت در کشورهای توسعه‌یافته اختصاص دارد. به این منظور، کشش ثروت خانوار به نرخ مالیات بر ثروت، محاسبه می‌شود.

(درمورد مفهوم کشش قیمتی، در این آدرس بخوانید: https://bit.ly/2J3EKX5)

۱- عموما اندازه‌گیری میزان حساسیت خانوار به نرخ مالیات بر ثروت دشوار است، چرا که:

اول، تعداد کمی از کشورها درمورد میزان ثروت شهروندان داده جمع‌اوری می‌کنند. علت آن است که مالیاتی بر ثروت وضع نشده و لذا انگیزه‌ای برای جمع‌اوری داده وجود ندارد.

دوم، ایجاد تغییر برون‌زا در انگیزه مالیاتی مردم دشوار است.

سوم، اندازه‌گیری میزان فرار مالیاتی دشوار است.


۲- مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jakobsen:

این مقاله میزان تاثیر تغییر در نرخ مالیات بر ثروت در کشور دانمارک را بر میزان ثروت کسب‌شده توسط مردم بررسی می‌کند. در سیاست مورد مطالعه در این مقاله، میزان حداقل درآمد مشمول متاهلین، دوبرابر شده‌است.

در این مقاله، میزان نظری اثربخشی سیاست (intent to treat)‌ اندازه‌گیری می‌شود. از این رو، تخمین پژوهش اثر واقعی این سیاست مالیاتی را «کمتر از مقدار واقعی اثر» است. برای یادآوری این مفاهیم، مطالب جلسات ۱۴ و ۱۵ درس #stats رو مرور کنید.

- میزان عکس‌العمل افراد در میزان ثروت، با افزایش سن رابطه مستقیم دارد: افراد مسن‌تر بیشتر تصمیمات خود برای جمع‌اوری ثروت را با این تغییر سیاست، تغییر می‌دهند.

- ظرف ۲۰ سال از تصویب این قانون، میزان ثروت افراد ثروتمند به میزان ۲۰٪ بیشتر از مقدار آن درصورت عدم تصویب قانون افزایش پیدا کرده‌است. در همین مدت، ، میزان ثروت افراد خیلی ثروتمند به میزان ۷۰٪ بیشتر از مقدار آن درصورت عدم تصویب قانون افزایش پیدا کرده‌است.

۳- طرفداران اخذ ثروت بر مالیات در آمریکا، آن را عاملی برای کمک به سیستم مالیات تصاعدی (progressive tax) کشور می‌دانند.

۴- در آمریکا، Saez و Zucman بر موضوع مالیات بر ثروت تحقیق می‌کنند و این سایت را برای شبیه‌سازی اثر مالیات بر ثروت بر نظام مالیات تصاعدی کشور طراحی کرده‌اند: https://taxjusticenow.org/#/wealthtax
--------------------------

یادآوری، برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://news.1rj.ru/str/kennedy_notes/1144



@kennedy_notes
#tax

جلسه نهم:‌ مالیات بر ثروت- بخش دوم

۵- در مقابل، Summers-Sarin مخالف اخذ مالیات بر ثروت هستند. چرا که:
اول، درآمد حاصل از این مالیات، کمتر از مقدار تخمینی توسط Saez و Zucman است.
دوم، نرخ فرار مالیاتی بسیار بیشتر از میزان تخمینی توسط Saez و Zucman است.
سوم، اخذ مالیات بر ثروت ثروتمندان، الزاما رابطه بین داشتن ثروت و قدرت را تضعیف نمی‌کند و برای مثال، در آمریکا با داشتن اندوخته‌ای بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار، می‌توان از نظر سیاسی اثرگذار بود.

۶- نکته مهم این است که بسیاری از کشورهای اروپایی سابقا مالیات بر ثروت داشتند ولی به تدریج، آن را کنار گذاشتند. علل این تغییر سیاستی در اروپا و درس‌های #آموزنده برای آمریکا:

اول، نظام مالیاتی کشورها تنها بر ثروت «داخل کشور» افراد نظارت داشت و لذا برای ثروتمندان کافی بود که ثروت خود را از کشور خارج کنند و به این ترتیب از مالیات معاف شوند. این در حالی است که در نظام مالیات آمریکا، شهروندان کشور در هر جای کره زمین که درآمد کسب کنند، ملزم به پرداخت مالیات به کشور خود هستند. تنها راه فرار از این اصل، ترک شهروندی کشور و اخذ شهروندی کشوری دیگر است!

دوم، در کشورهای اروپایی، سطح حداقل ثروت لازم برای مالیات بر ثروت، بسیار پایین تعیین شده‌بود. به این ترتیب، افرادی که بیشتر ثروت‌شان از جنس دارایی غیرنقدی بود (مانند مسکن)، با مشکل نقدینگی مواجه می‌شدند. یک راه حل آمریکا برای اجتناب از این مشکل، تعیین میزان حداقل ثروت در سطحی بسیار بالاست. مانند پیشنهاد وارن (نامزد دموکرات انتخابات) برای میزان ۵۰ میلیون دلار حداقل ثروت مشمول مالیات بر ثروت.

سوم، برای سرمایه‌های غیر قابل قیمت‌گذاری، باید راه‌حل پیدا کرد. در مقاله Saez و Zucman راه‌حل‌های زیر برای مساله ثیمت‌گذاری ارایه شده‌است:
قیمت‌گذاری براساس کسب‌و‌کار مشابه: برای کسب‌و‌کارهای بزرگ استفاده از قیمت‌کذاری در بازارهای ثانویه و نقل‌و‌انتقالات سهام
برای کسب‌و‌کارهای کوچک: استفاده از فرمول برای محاسبه سود، فروش و موجودی انبار.
برای آثار هنری و دیگر کالاهای باارزش: استفاده از ارزش بیمه


منابع:

اول، مقاله سال ۲۰۱۸ نوشته Jakobsen:
http://gabriel-zucman.eu/files/JJKZ2018.pdf

دوم، مقاله سال ۲۰۱۹ نوشته Saez و Zucman:

https://www.brookings.edu/wp-content/uploads/2019/09/Saez-Zucman_conference-draft.pdf
--------------------------

یادآوری، برای مطالعه مقالات اقتصادی، لازم است اقتصادسنجی بدانید. خلاصه مطالب درس اقتصادسنجی را در این آدرس ببینید:

https://news.1rj.ru/str/kennedy_notes/1144



@kennedy_notes