Forwarded from موسسه حامی علوم انسانی
موسسه حامی علوم انسانی
✅ اسامى برندگان #بورسيه_تحصيلى سال ٢٠١٩ موسسه حامى علوم انسانى www.haamee.org @haameeorg
#ایده
به افراد علاقه مند به حمایت مالی از موسسه حامی علوم انسانی, در مورد وجود این موسسه اطلاع دهید.
به افراد علاقه مند به حمایت مالی از موسسه حامی علوم انسانی, در مورد وجود این موسسه اطلاع دهید.
#stat2
پروژه پایانی:
پروژه پایانی درس اقتصادسنجی ۲،در موضوع ارایه پیشنهاد سیاستی برای طراحی برنامه حمایت اجتماعی به شیوه یارانه مشروط به بانک توسعه آمریکا (IDB) است. در قالب این پروژه، مقرر شده که مقالات زیر در گروههای ۵ نفره تحلیل شده و در قالب گزارشی، به سوالات زیر در مورد هر یک پاسخ داده شود:
- در هر مقاله، نویسندگان به چه پرسش علیای پاسخ میدهند؟
- در هر مقاله، نویسندگان از کدام روش اقتصادسنجی استفاده کردهاند؟
- اعتبار داخلی و خارجی نتایج مقاله (internal and external validty) در چه حدی است؟
- نویسندگان چگونه نتایج مطالعه را به شیوه «تحلیل حساسیت» بررسی کردهاند؟
- یافتهها و نتایج مقالات چیست؟
- تفسیر عملیاتی نتایج هر مقاله چیست؟
مقالات:
مقاله Borraz درمورد یارانه مشروط در کشور اوروگویه:
https://scielo.conicyt.cl/scielo.php?noscript=sci_arttext&pid=S0717-68212009000200006
مقاله Fenandez درمورد اثر یارانه مشروط بر تغییر در بازار کار در کشور پرو:
https://ideas.repec.org/p/dls/wpaper/0140.html
مقاله Garganta درمورد اثر یارانه مشروط برای مراقبت از کودکان خانوار دارای مشاغل غیررسمی بر کاهش اشتغال مادران در کشور آرژانتین:
https://izajolp.springeropen.com/articles/10.1186/s40173-017-0089-x
مقاله Gonzalez-Rozada درمورد اثر ارایه یارانه مشروط بر تغییر در بازار کار در کشور اکوادور:
https://ideas.repec.org/p/udt/wpecon/2011-04.html
مقاله Teixeira درمورد اثر یارانه مشروط بر وضعیت اشتغال در کشور برزیل:
https://ipcig.org/pub/IPCWorkingPaper61.pdf
پروژه پایانی:
پروژه پایانی درس اقتصادسنجی ۲،در موضوع ارایه پیشنهاد سیاستی برای طراحی برنامه حمایت اجتماعی به شیوه یارانه مشروط به بانک توسعه آمریکا (IDB) است. در قالب این پروژه، مقرر شده که مقالات زیر در گروههای ۵ نفره تحلیل شده و در قالب گزارشی، به سوالات زیر در مورد هر یک پاسخ داده شود:
- در هر مقاله، نویسندگان به چه پرسش علیای پاسخ میدهند؟
- در هر مقاله، نویسندگان از کدام روش اقتصادسنجی استفاده کردهاند؟
- اعتبار داخلی و خارجی نتایج مقاله (internal and external validty) در چه حدی است؟
- نویسندگان چگونه نتایج مطالعه را به شیوه «تحلیل حساسیت» بررسی کردهاند؟
- یافتهها و نتایج مقالات چیست؟
- تفسیر عملیاتی نتایج هر مقاله چیست؟
مقالات:
مقاله Borraz درمورد یارانه مشروط در کشور اوروگویه:
https://scielo.conicyt.cl/scielo.php?noscript=sci_arttext&pid=S0717-68212009000200006
مقاله Fenandez درمورد اثر یارانه مشروط بر تغییر در بازار کار در کشور پرو:
https://ideas.repec.org/p/dls/wpaper/0140.html
مقاله Garganta درمورد اثر یارانه مشروط برای مراقبت از کودکان خانوار دارای مشاغل غیررسمی بر کاهش اشتغال مادران در کشور آرژانتین:
https://izajolp.springeropen.com/articles/10.1186/s40173-017-0089-x
مقاله Gonzalez-Rozada درمورد اثر ارایه یارانه مشروط بر تغییر در بازار کار در کشور اکوادور:
https://ideas.repec.org/p/udt/wpecon/2011-04.html
مقاله Teixeira درمورد اثر یارانه مشروط بر وضعیت اشتغال در کشور برزیل:
https://ipcig.org/pub/IPCWorkingPaper61.pdf
f8843.pdf
103.7 KB
#آموزنده
یکی از راهکارهای دولت این کشور برای دسترسی حداکثری به خانوار، الزام همگانی برای تکمیل فرم مالیاتی است, مستقل از آن که درآمد دارند یا خیر.
هرچند که محتوای این فرم تنها به جمع آوری اطلاعات پایه محدود است, ولی همین میزان داده هم می تواند بسیار در امر. ارتباط با شهروندان یاری رسان باشد.
به پیوست, فرم مالیاتی شماره 8843 مربوط به افراد بدون درآمد ارسال شده است.
یکی از راهکارهای دولت این کشور برای دسترسی حداکثری به خانوار، الزام همگانی برای تکمیل فرم مالیاتی است, مستقل از آن که درآمد دارند یا خیر.
هرچند که محتوای این فرم تنها به جمع آوری اطلاعات پایه محدود است, ولی همین میزان داده هم می تواند بسیار در امر. ارتباط با شهروندان یاری رسان باشد.
به پیوست, فرم مالیاتی شماره 8843 مربوط به افراد بدون درآمد ارسال شده است.
#dev2
گزارش سیاستی موسسه رشد بینالملل در مورد مساله دشواری جمعاوری مالیات در کشورهای در حال توسعه:
این مقاله ضمن یادآوری مسایل پیشروی افزایش درآمد مالیاتی دولت، راهکار کشورهای توسعهیافته برای دریافت مالیات بر مصرف، سود و دستمزد را برای کشورهای درحال توسعه ناکافی دانسته و در ادامه، اعمال مالیات بر مواد اولیه تولید (raw material tax)، مالیات بر گردش مالی (turn over tax) و مالیات بر تجارت خارجی (وضع تعرفه) را به عنوان راهکار پیشنهادی به صورت خلاصه بررسی میکند.
دانلود مقاله:
https://www.theigc.org/wp-content/uploads/2016/04/IGCJ4293_Taxing-to-develop_WEB-FINAL.pdf
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
مقاله Timothy Besley درمورد آسیب شناسی درآمد مالیاتی کم در کشورهای در حال توسعه:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/jep.28.4.99
مقاله Dina Pemoranz درمورد همین رابطه:
http://www.hbs.edu/faculty/Publication%20Files/pomeranz_no-taxation-without_836f714c-2440-4333-9ed1-d01de1b49933.pdf
گزارش سیاستی موسسه رشد بینالملل در مورد مساله دشواری جمعاوری مالیات در کشورهای در حال توسعه:
این مقاله ضمن یادآوری مسایل پیشروی افزایش درآمد مالیاتی دولت، راهکار کشورهای توسعهیافته برای دریافت مالیات بر مصرف، سود و دستمزد را برای کشورهای درحال توسعه ناکافی دانسته و در ادامه، اعمال مالیات بر مواد اولیه تولید (raw material tax)، مالیات بر گردش مالی (turn over tax) و مالیات بر تجارت خارجی (وضع تعرفه) را به عنوان راهکار پیشنهادی به صورت خلاصه بررسی میکند.
دانلود مقاله:
https://www.theigc.org/wp-content/uploads/2016/04/IGCJ4293_Taxing-to-develop_WEB-FINAL.pdf
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
مقاله Timothy Besley درمورد آسیب شناسی درآمد مالیاتی کم در کشورهای در حال توسعه:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/jep.28.4.99
مقاله Dina Pemoranz درمورد همین رابطه:
http://www.hbs.edu/faculty/Publication%20Files/pomeranz_no-taxation-without_836f714c-2440-4333-9ed1-d01de1b49933.pdf
#macro2
نیمه دوم ترم دوم تحصیلی
هفته سوم
این هفته به مبحث سیاستگذاری مالی (fiscal policy) در اقتصاد کلان اختصاص داشت. در این راستا:
- در مورد چرخههای بدهی دولت و تغییر آن همراه با تغییر در جریان ورود سرمایه به کشور (procyclicality)
- قید بودجه دولت
- هم ارزی ریکاردو – بارو ((Barro-Ricardo equivalence
- محرک مالی (fiscal stimulus) و اثر ضریب افزاینده (Multiplier effect)
- هموارسازی مالیات (tax smoothing)
- توجیحات سیاسی داشتن کسری بودجه
مرجع این مبحث، فصل ۱۳ کتاب اقتصاد کلان رومر بود.
مقالههای مرتبط در به این موضوع:
مقاله Alberto Alesina:
https://scholar.harvard.edu/files/alesina/files/fiscaladjustments_lessons-1.pdf
مقاله Olivier Blanchard:
https://www.jstor.org/stable/pdf/23469713.pdf?refreqid=excelsior%3A4a478452874e152c955abac9db5dc3a3&seq=1#page_scan_tab_contents
یادداشت سیاستی Enrique Mnedoza:
https://voxeu.org/article/determining-size-fiscal-multiplier
یادداشت سیاستی Raju Huidrom:
https://voxeu.org/article/fiscal-multipliers-and-fiscal-positions-new-evidence
یادداشت سیاستی Fernando Broner:
https://voxeu.org/article/fiscal-multipliers-are-larger-when-foreigners-hold-debt
نیمه دوم ترم دوم تحصیلی
هفته سوم
این هفته به مبحث سیاستگذاری مالی (fiscal policy) در اقتصاد کلان اختصاص داشت. در این راستا:
- در مورد چرخههای بدهی دولت و تغییر آن همراه با تغییر در جریان ورود سرمایه به کشور (procyclicality)
- قید بودجه دولت
- هم ارزی ریکاردو – بارو ((Barro-Ricardo equivalence
- محرک مالی (fiscal stimulus) و اثر ضریب افزاینده (Multiplier effect)
- هموارسازی مالیات (tax smoothing)
- توجیحات سیاسی داشتن کسری بودجه
مرجع این مبحث، فصل ۱۳ کتاب اقتصاد کلان رومر بود.
مقالههای مرتبط در به این موضوع:
مقاله Alberto Alesina:
https://scholar.harvard.edu/files/alesina/files/fiscaladjustments_lessons-1.pdf
مقاله Olivier Blanchard:
https://www.jstor.org/stable/pdf/23469713.pdf?refreqid=excelsior%3A4a478452874e152c955abac9db5dc3a3&seq=1#page_scan_tab_contents
یادداشت سیاستی Enrique Mnedoza:
https://voxeu.org/article/determining-size-fiscal-multiplier
یادداشت سیاستی Raju Huidrom:
https://voxeu.org/article/fiscal-multipliers-and-fiscal-positions-new-evidence
یادداشت سیاستی Fernando Broner:
https://voxeu.org/article/fiscal-multipliers-are-larger-when-foreigners-hold-debt
#stat2
مقاله Jon Kleinberg درمورد استفاده از روشهای یادگیری ماشین در امر قضاوت درمورد زندانی کردن یا نکردن افراد:
در این مقاله، براساس دادههای شهر نیویورک، توانایی شناسایی متهمان دارای امکان بالقوه برای تکرار جرم قاضیها با آنچه که در واقع رخ داده، مقایسه شده و سپس الگوریتمی برای پیشبینی امکان تکرار جرم افراد طراحی و ارایه شدهاست.
یافته مقاله آن است که قاضیها در مورد افراد با ریسک بالای تکرار جرم، بیشترین میزان خطای تصمیمگیری را تجربه کرده و این افراد را کم تر از بهینه جریمه می کنند.
https://cs.stanford.edu/people/jure/pubs/bail-qje17.pdf
مقاله Jon Kleinberg درمورد استفاده از روشهای یادگیری ماشین در امر قضاوت درمورد زندانی کردن یا نکردن افراد:
در این مقاله، براساس دادههای شهر نیویورک، توانایی شناسایی متهمان دارای امکان بالقوه برای تکرار جرم قاضیها با آنچه که در واقع رخ داده، مقایسه شده و سپس الگوریتمی برای پیشبینی امکان تکرار جرم افراد طراحی و ارایه شدهاست.
یافته مقاله آن است که قاضیها در مورد افراد با ریسک بالای تکرار جرم، بیشترین میزان خطای تصمیمگیری را تجربه کرده و این افراد را کم تر از بهینه جریمه می کنند.
https://cs.stanford.edu/people/jure/pubs/bail-qje17.pdf
#آموزنده
یکی از رویکردهای جالب در تدریس، دعوت از مهمانان متخصص در موضوعات مختلف در جلسات درسی مربوط به ایشان، با حفظ اصل «مسوولیت مدیریت کلاس با استاد اصلی درس» است.
برای مثال، در درس اقتصاد توسعه (#dev2)، جلسات مربوط به اقتصاد آموزش را استادی با حوزه پژوهشی در حوزه «آموزش» و جلسات مربوط به چالش درآمد مالیاتی در کشورهای در حال توسعه را استادی فعال در همین رابطه تدریس کرد.
لازم به ذکره که این اساتید الزاماً در همین دانشگاه فعال نیستند و از دانشگاهها دیگر در همین شهر هم دعوت میشوند.
خوب این رویکرد با آن چه که در ایران تجربه کردیم، متفاوته: ارتباط بین اساتید متخصص در حوزههای مختلف چه در یک دانشگاه و چه در دانشگاههای مختلف یک شهر -مثلا تهران- آن چنان که باید قوی نیست. به نظر میاد که با اتخاذ چنین رویکردی، میتوان ضمن افزایش کارایی کلاسهای درس، به ارتقای شبکه حرفهای اقتصاددانان هم کمک کرد.
درخواست از دانشجویان: لطفاً این ایده را با اساتید خود در میان بگذارید.
یکی از رویکردهای جالب در تدریس، دعوت از مهمانان متخصص در موضوعات مختلف در جلسات درسی مربوط به ایشان، با حفظ اصل «مسوولیت مدیریت کلاس با استاد اصلی درس» است.
برای مثال، در درس اقتصاد توسعه (#dev2)، جلسات مربوط به اقتصاد آموزش را استادی با حوزه پژوهشی در حوزه «آموزش» و جلسات مربوط به چالش درآمد مالیاتی در کشورهای در حال توسعه را استادی فعال در همین رابطه تدریس کرد.
لازم به ذکره که این اساتید الزاماً در همین دانشگاه فعال نیستند و از دانشگاهها دیگر در همین شهر هم دعوت میشوند.
خوب این رویکرد با آن چه که در ایران تجربه کردیم، متفاوته: ارتباط بین اساتید متخصص در حوزههای مختلف چه در یک دانشگاه و چه در دانشگاههای مختلف یک شهر -مثلا تهران- آن چنان که باید قوی نیست. به نظر میاد که با اتخاذ چنین رویکردی، میتوان ضمن افزایش کارایی کلاسهای درس، به ارتقای شبکه حرفهای اقتصاددانان هم کمک کرد.
درخواست از دانشجویان: لطفاً این ایده را با اساتید خود در میان بگذارید.
#dev2
مقاله Thomas Baunsgaard درمورد کاهش درآمد مالیاتی دولتها ناشی از کاهش تعرفههای وارداتی/صادراتی:
در این مقاله، روند تاثیر کاهش تعرفههای تجاری بر تغییر در درآمد مالیاتی دولتها بررسی شده و سپس میزان جایگزینی این درآمد از دست رفته (به علت کاهش تعرفه) با درآمد مالیاتی از محل دیگر انواع مالیاتها مورد مطالعه قرار گرفتهاست.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0047272709001479?via%3Dihub
مقاله دیگر در همین رابطه:
مقاله Anders Jensen در مورد تغییر در درآمد مالیاتی ناشی از تغییر ساختار اشتغال کشورها:
http://www.andersditlevjensen.com/uploads/6/3/5/6/63566141/jensen_employment_structure_and_pit.pdf
مقاله Thomas Baunsgaard درمورد کاهش درآمد مالیاتی دولتها ناشی از کاهش تعرفههای وارداتی/صادراتی:
در این مقاله، روند تاثیر کاهش تعرفههای تجاری بر تغییر در درآمد مالیاتی دولتها بررسی شده و سپس میزان جایگزینی این درآمد از دست رفته (به علت کاهش تعرفه) با درآمد مالیاتی از محل دیگر انواع مالیاتها مورد مطالعه قرار گرفتهاست.
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0047272709001479?via%3Dihub
مقاله دیگر در همین رابطه:
مقاله Anders Jensen در مورد تغییر در درآمد مالیاتی ناشی از تغییر ساختار اشتغال کشورها:
http://www.andersditlevjensen.com/uploads/6/3/5/6/63566141/jensen_employment_structure_and_pit.pdf
#ناصرـخسروـوار
#توسعه
#آب
#سیل_سراسری_ایران
سیل و قهاریت طبیعت یا ما و مادرکشی؟
سیل سراسری باعث شده مجدد بحران آب کشور مورد توجه جدی قرار گیرد. عکسالعملها در مورد ابرچالش آب
در بین دو رویکرد افراطی «همهاش تقصیر مدیریت و الگوی مصرف است» و «همهچیز ناشی از تغییر اقلیم است» نوسان دارد.
اما حقیقت این اسن ایران در زمینه آب با سه مشکل رو به رو هست ۱. خشکی ۳۲. خشکسالی و ۳. سو مصرف
دو مورد اول از ید قدرت ما به صورت مستقیم خارج است. اگر به نقشههای الگوی بارش جهانی و منابع آب زیر زمینی که در پیوست آمده نگاه کنیم میبینیم که ما بر روی کمربند خشک زمین قرار داریم. خوشبختانه نه به خشکی صحرای سینا.
بهعلاوه سرعت تجدید منابع آب زیرزمینی در کشور پایین هست. و بدتر اینکه وقتی منابع آب زیرزمینی با اضافه برداشت رو به رو هستند، ظرفیت تجدید پذیریشون را از دست میدهند.
شکل سوم پیوست وقتی ست که ما از بالا به زمین نگاه میکنیم، گرچه مادر زمین عمدتا سبز پوشاست اما ما انقدر خاص هستیم که بر روی کمبربند قهوهای قبای سبز سکنی داریم. که یکی از نشانگرهای خشکی در منطقه ماست. از سوی دیگر کاهش «متوسط بارش» در طی دو دهه پیش ر #خشکسالی را رقم زده.
سیل اخیر نشان دهنده تغییر روند خشکسالی نمیتواند باشد. شکل دوم نشان میدهد که مناطق قابل توجهی در کشور ما با #خطر_همزمان_خشکسالی_سیل رو به رو هستند. بنابراین وقوع سیل به معنای حل مشکل برونزای ما نیست، خطر از سر دریاچه ارومیه نگذشته و سفرههای زیرزمینی پر نشدهاند.
#خشکی و #خشکسالی میتوانند از مداخلات بشری متاثر شوند، اما ابعاد بازی بزرگتر و پایدار تر از آن است که عملها و عکسالعملهای یک کشور به تنهایی جهت وقایع را تغییر دهد. خشکسالی کشورما چه ناشی از مداخلات آزمایشی کشورهای همسایه و غیر همسایه در الگوهای بارش منطقهای باشد چه ناشی از اقتدار طبیعیت در اصل بازیپذیر بودن ما در مقابل بازیساز بودن تغییری ایجاد نمیکند. در مورد سو مصرف: مساله #قیمتگذاری_غلط آب و عدم انعکاس کمبود آب در قیمت آن؛ الگوی مصرف در بعد خانوار، کشاورزی و صنعت را تخریب کردهاست. ارزانی آب به همراه خرد بودن زمینهای کشاورزی، مسایل دموگرافیک، مداخلات در بازار محصولات کشاورزی و ویژگیهای بنگاههای صنعتی! موجب شده تولیدکننده آب (و #حاملهای_انرژی) را جایگزین بهرهوری و نیروی کار کند.
دست آخر اینکه، مساله قیمتگذاری نامتوازن و انحصار بی حصارو کوتاهنگر دولتی در مساله تامین آب یک روی دیگر سکه هم دارد که اولا پروژههای آبی ضررده هستند، ثانیا پرداخت یارانه آب نیز مزید بر آن بودجه را تحلیل میبرد
yon.ir/dxjAF
—————————-
گزارش در مورد منابع آبی جهان :
yon.ir/rlCxY
#توسعه
#آب
#سیل_سراسری_ایران
سیل و قهاریت طبیعت یا ما و مادرکشی؟
سیل سراسری باعث شده مجدد بحران آب کشور مورد توجه جدی قرار گیرد. عکسالعملها در مورد ابرچالش آب
در بین دو رویکرد افراطی «همهاش تقصیر مدیریت و الگوی مصرف است» و «همهچیز ناشی از تغییر اقلیم است» نوسان دارد.
اما حقیقت این اسن ایران در زمینه آب با سه مشکل رو به رو هست ۱. خشکی ۳۲. خشکسالی و ۳. سو مصرف
دو مورد اول از ید قدرت ما به صورت مستقیم خارج است. اگر به نقشههای الگوی بارش جهانی و منابع آب زیر زمینی که در پیوست آمده نگاه کنیم میبینیم که ما بر روی کمربند خشک زمین قرار داریم. خوشبختانه نه به خشکی صحرای سینا.
بهعلاوه سرعت تجدید منابع آب زیرزمینی در کشور پایین هست. و بدتر اینکه وقتی منابع آب زیرزمینی با اضافه برداشت رو به رو هستند، ظرفیت تجدید پذیریشون را از دست میدهند.
شکل سوم پیوست وقتی ست که ما از بالا به زمین نگاه میکنیم، گرچه مادر زمین عمدتا سبز پوشاست اما ما انقدر خاص هستیم که بر روی کمبربند قهوهای قبای سبز سکنی داریم. که یکی از نشانگرهای خشکی در منطقه ماست. از سوی دیگر کاهش «متوسط بارش» در طی دو دهه پیش ر #خشکسالی را رقم زده.
سیل اخیر نشان دهنده تغییر روند خشکسالی نمیتواند باشد. شکل دوم نشان میدهد که مناطق قابل توجهی در کشور ما با #خطر_همزمان_خشکسالی_سیل رو به رو هستند. بنابراین وقوع سیل به معنای حل مشکل برونزای ما نیست، خطر از سر دریاچه ارومیه نگذشته و سفرههای زیرزمینی پر نشدهاند.
#خشکی و #خشکسالی میتوانند از مداخلات بشری متاثر شوند، اما ابعاد بازی بزرگتر و پایدار تر از آن است که عملها و عکسالعملهای یک کشور به تنهایی جهت وقایع را تغییر دهد. خشکسالی کشورما چه ناشی از مداخلات آزمایشی کشورهای همسایه و غیر همسایه در الگوهای بارش منطقهای باشد چه ناشی از اقتدار طبیعیت در اصل بازیپذیر بودن ما در مقابل بازیساز بودن تغییری ایجاد نمیکند. در مورد سو مصرف: مساله #قیمتگذاری_غلط آب و عدم انعکاس کمبود آب در قیمت آن؛ الگوی مصرف در بعد خانوار، کشاورزی و صنعت را تخریب کردهاست. ارزانی آب به همراه خرد بودن زمینهای کشاورزی، مسایل دموگرافیک، مداخلات در بازار محصولات کشاورزی و ویژگیهای بنگاههای صنعتی! موجب شده تولیدکننده آب (و #حاملهای_انرژی) را جایگزین بهرهوری و نیروی کار کند.
دست آخر اینکه، مساله قیمتگذاری نامتوازن و انحصار بی حصارو کوتاهنگر دولتی در مساله تامین آب یک روی دیگر سکه هم دارد که اولا پروژههای آبی ضررده هستند، ثانیا پرداخت یارانه آب نیز مزید بر آن بودجه را تحلیل میبرد
yon.ir/dxjAF
—————————-
گزارش در مورد منابع آبی جهان :
yon.ir/rlCxY
روزنوشت
#آموزنده یکی از اتفاقهای خوب دانشکده، فراهم کردن شرایط به نسبت عادلانه برای بهره بردن دانشجویان از هم صحبتی با اساتیده. برنامه هفتگی دیدار با اساتید در انتهای هفته قبل بر درب استاد مربوطه نصب میشه. امکان ثبت زمان برای صحبت تنها به دانشجویان استاد در…
#آموزنده
سازوکار دیگر برای افزایش امکان دسترسی افراد غیردانشجو به اساتید برای ملاقاتی کوتاه، استفاده از فضای اینترنت برای تنظیم وقت ملاقاته. برای این کار، اساتید از سامانه timetrade.com استفاده میکنند.
نمونه صفحه یکی از اساتید برای دریافت وقت ملاقات:
https://my-schedule.timetrade.com/app/td-4872893/workflows/jhqnc/schedule/welcome?wfsid=16a5be04-baba97f6-16a5bdb5-baba97f6-00000002-gsbuqg7i9e61un8c1711bkm2r7f7gu48&view=full&fs=1
سازوکار دیگر برای افزایش امکان دسترسی افراد غیردانشجو به اساتید برای ملاقاتی کوتاه، استفاده از فضای اینترنت برای تنظیم وقت ملاقاته. برای این کار، اساتید از سامانه timetrade.com استفاده میکنند.
نمونه صفحه یکی از اساتید برای دریافت وقت ملاقات:
https://my-schedule.timetrade.com/app/td-4872893/workflows/jhqnc/schedule/welcome?wfsid=16a5be04-baba97f6-16a5bdb5-baba97f6-00000002-gsbuqg7i9e61un8c1711bkm2r7f7gu48&view=full&fs=1
#case
اصلاح ساختار صندوق بازنشستگی در چین:
این هفته به بررسی چالشهای کشورهای دارای نظام بازنشستگی از نوع پرداخت براساس مصرف (Pay as you go) و مصایب تغییر سیستم به نوع دارای تامین مالی کامل (Fully funded) اختصاص دارد.
این موضوع، درقالب بررسی مساله کسری در صندوقهای بازنشستگی کشور چین مورد مطالعه قرار گرفت. کشور چین مشابه ایران، با مساله کاهش نرخ پشتیبانی (نسبت تعداد افراد کارکن به افراد بازنشسته) در صندوقهای بازنشستگی مواجه است، مسالهای که حاصل افزایش متوسط سن بازنشستگان ناشی از بهبود وضعیت سلامت و تغذیه و کاهش نسبی جمعیت کارکن، ناشی از سیاست کنترل موالید آن کشور است.
از جمله راهحلهای اتخاذ شده در آن کشور برای تسهیل روند تبدیل مدل صندوق بازنشستگی از شکل Pay as you go به مدل Fully funded، افزایش سن بازنشستگی به ۶۵ سال و تغییر سهم بیمه کارکنان بودهاست.
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
گزارش بانک جهانی در مورد تحول نظام صندوق بازنشستگی در کشور چین:
http://documents.worldbank.org/curated/en/967081468261926761/pdf/Chinas-pension-system-a-vision.pdf
گزارش صندوق جهانی پول در اطلاح نظام بازنشستگی در کشور چین:
https://www.imf.org/external/pubs/ft/fandd/2018/12/social-protection-in-china-wills.htm
اصلاح ساختار صندوق بازنشستگی در چین:
این هفته به بررسی چالشهای کشورهای دارای نظام بازنشستگی از نوع پرداخت براساس مصرف (Pay as you go) و مصایب تغییر سیستم به نوع دارای تامین مالی کامل (Fully funded) اختصاص دارد.
این موضوع، درقالب بررسی مساله کسری در صندوقهای بازنشستگی کشور چین مورد مطالعه قرار گرفت. کشور چین مشابه ایران، با مساله کاهش نرخ پشتیبانی (نسبت تعداد افراد کارکن به افراد بازنشسته) در صندوقهای بازنشستگی مواجه است، مسالهای که حاصل افزایش متوسط سن بازنشستگان ناشی از بهبود وضعیت سلامت و تغذیه و کاهش نسبی جمعیت کارکن، ناشی از سیاست کنترل موالید آن کشور است.
از جمله راهحلهای اتخاذ شده در آن کشور برای تسهیل روند تبدیل مدل صندوق بازنشستگی از شکل Pay as you go به مدل Fully funded، افزایش سن بازنشستگی به ۶۵ سال و تغییر سهم بیمه کارکنان بودهاست.
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
گزارش بانک جهانی در مورد تحول نظام صندوق بازنشستگی در کشور چین:
http://documents.worldbank.org/curated/en/967081468261926761/pdf/Chinas-pension-system-a-vision.pdf
گزارش صندوق جهانی پول در اطلاح نظام بازنشستگی در کشور چین:
https://www.imf.org/external/pubs/ft/fandd/2018/12/social-protection-in-china-wills.htm
Forwarded from روزنوشت
#توسعه
#ابرچالش_بازنشستگی
#حکمرانی
صندوقهای بازنشستگی مطلب نخست
یکی از پرحاشیهترین انتصابهای دولت، انتصاب #سیدـمیعادـصالحی در راس #صندوق_بازنشستگی_کشوری بودهاست. برای قضاوت در باب میزان درست بودن این انتصاب دودسته عوامل را باید لحاظ کرد ۱. نیازمندیهای صندوق و ۲. ویژگیهای مدیر مربوطه
صندوق کشوری دومین صندوق بازنشستگی کشور بعد از تامین اجتماعی ست. و در بطن ابرچالش موسوم به بازنشستگی قرار دارد. بر اساس آمار و ارقام به نظر میرسد صندوق کشوری وضعیتی کمتر اسفباری دارد.
ابرچالش بازنشستگی از منظر اقتصادی و کلان-مالی یعنی در حال حاضر منابع نقد ورودی به صندوقها از مصارف نقد آنها (حقوق و مزایای بازنشستگان) کمتر است (مساله نقدناپذیری) و در آینده بسیار نزدیک تعهدات صندوقهای بازنشستگی از دارایی آنها فزونی میگیرد(مساله عدم اعسار)
بار فعلی کسری صندوقها بر روی دوش بودجهاست. بحرانی که کشور آستانه آن قرار دارد (تقریبا یکی و دوجب آن سو تر از آستانه را هم رفتهاست) به دلیل همزمان شدن با نرخ پایین اشتغال و کوچک شدن سفره خانوار از سال ۸۶ (با شاخص متوسط مصرف) عواقب اجتماعی تلخ و فراگیری دارد
تلخ به دلیل تعمیق فقر در گروههای آسیبپذیر(مستمری بگیران) و فراگیر به دلیل اینکه دامن تمامی شاغلین امروز را هم کما بیش خواهد گرفت. اما این بحران از کجا آمد؟ و اصلاح مسیر چه محدودیتهایی دارد و چه مقدماتی میطلبد؟ آیا در موارد مشابه کشورها سر به سلامت بردند؟
منشا عدم نقدینگی فعلی در دو دسته ۱.تغییرات جمعیتشناسانه و ۲.ساختار مالیه عمومی دولت و نقش کسری بودجه مستمر خلاصه میشود. تغییرات جمعیتی آن تغییر ساختار تامین اجتماعی را در کشورهایی نظیر آمریکا، چین و فرانسه متاثر کرده. و سرریز مشکلات بودجه مواردی چون یونان و آرژانتین را رقم زده
تغییرات جمعیتی یعنی با بهبود بهداشت، درمان و رشد اقتصادی امید به زندگی افزایش پیدا کرده، با افزایش امید به زندگی فاصله زمانی بازنشستگی تا فوت افزایش پیدا کردهاست. در ایران به صورت خاص اگر فرد در حدود ۲۲ سالگی وارد بازار کار شود بعد از سی سال بازنشسته شود
در نتیجه به صورت متوسط ۳۳ سال مستمری بگیر صندوق بازنشستگی خواهد بود. اما مداخلات از انتهای دهه ۷۰ تا سالهای ابتدایی دهه ۹۰ باعث شده که سن بازنشستگی به زیر پنجاه سال سقوط کند. در بسیاری کشورها بر خلاف ایران بازنشستگی بر مبنای سن است
سن بازنشستگی در دنیا در پاسخ به تغییرات جمعیتی از سال ۲۰۰۰ به بعد مستمرا افزایش پیدا کرده و بین ۶۲ تا ۷۲ سال نوسان دارد(آمریکا و کانادا واغلب کشورهای آمریکای جنوبی ۶۵ و دانمارک ۷۲) مساله دیگر عدم افزایش متناسب اشتغال است. که موجب میشود ورودی صندوقها کاهش پیدا کند
برای پایداری مالی صندوقها معمولا در مدلهای مشابه سیستم تامین اجتماعی ایران نسبت تعداد سپردهگذاران به مستمری بگیران نباید زیر پنج به یک باشد. تخمینهای خوشبینانه و بدبینانه این نسبت را برای دو صندوق اصلی کشوری بین ۳ تا ۱ برآورد میکنند
برای داشتن معیار باید در نظر بگیریم که امریکا از سال ۲۰۱۷ برای سال ۲۰۴۳ که نسبت مزبور به زیر ۳ خواهد رسید.(در صورت ادامه روند فعلی قوانین ) هشدار و اصلاح را آغاز کردهاست.
با توجه به نوع مشتریانشان صندوقهای بازنشستگی نیازمند جریان درآمدی نقد، مستمر و کم ریسکهستند.اما در مورد چرخه معیوب بودجه و رابطه مالی آن با صندوقها قصه به این منوال است که در پنجاه سال دولتها همواره با کسری بودجه رو به رو بودهاند. در غیاب ابزارهای مالی شفاف و بازارپذیر،
یکی از راههای تامین مالی کسری بودجه مستمر کشور بعد از نیم قرن، دست اندازی به پساندازهای نقد، از جمله بانکها و صندوقهای بازنشستگی بوده است. این دست اندازیها، تبدیل داراییهای نقد و با کیفیت بانکها و صندوقها به دارایی های غیر نقد و کم کیفیت را در پی داشته
سبد دارایی بانکها با وامهای دولتی و تسهیلات تبصرهای و تکلیفی پر شدهاست و بخش قابل توجهی از سبد دارایی صندوقها را «بدهی دولت» و شرکتها تشکیل میدهد. این داراییها نقد نیستند! بنابراین تامین منابع نقد ماهانه برای تامین هزینههای صندوقها بر دوش بودجه قرار میگیرد
و چرخه معیوب کسری بودجه تشدید میشود. علیرغم اندازه بزرگ دارایی صندوقها در شکل بنگاهداری، درآمد نقد آنها و ریسکهای مرتبط با شرکتداری حتا نیمی از نیاز مصارف نقد را هم کفایت نمیکند. شکل یک خلاصه این صحبتها را در خود نشان میدهد
تا اینجا تنها در مورد روند ایجاد ابرچالش از منظر اقتصادی صحبت کردم، اما میدونم قطعا خسته شدید برای همین دو بعد دیگر مشکل یعنی ظرفیت اجرایی و بعد سیاسی (اقتصاد سیاسی) مشکل، راهحلهای موجود و باید و نبایدهای احتمالی پیشرو را در پستهای بعدی بحث خواهیم کرد.
http://yon.ir/Sjyt0
#ابرچالش_بازنشستگی
#حکمرانی
صندوقهای بازنشستگی مطلب نخست
یکی از پرحاشیهترین انتصابهای دولت، انتصاب #سیدـمیعادـصالحی در راس #صندوق_بازنشستگی_کشوری بودهاست. برای قضاوت در باب میزان درست بودن این انتصاب دودسته عوامل را باید لحاظ کرد ۱. نیازمندیهای صندوق و ۲. ویژگیهای مدیر مربوطه
صندوق کشوری دومین صندوق بازنشستگی کشور بعد از تامین اجتماعی ست. و در بطن ابرچالش موسوم به بازنشستگی قرار دارد. بر اساس آمار و ارقام به نظر میرسد صندوق کشوری وضعیتی کمتر اسفباری دارد.
ابرچالش بازنشستگی از منظر اقتصادی و کلان-مالی یعنی در حال حاضر منابع نقد ورودی به صندوقها از مصارف نقد آنها (حقوق و مزایای بازنشستگان) کمتر است (مساله نقدناپذیری) و در آینده بسیار نزدیک تعهدات صندوقهای بازنشستگی از دارایی آنها فزونی میگیرد(مساله عدم اعسار)
بار فعلی کسری صندوقها بر روی دوش بودجهاست. بحرانی که کشور آستانه آن قرار دارد (تقریبا یکی و دوجب آن سو تر از آستانه را هم رفتهاست) به دلیل همزمان شدن با نرخ پایین اشتغال و کوچک شدن سفره خانوار از سال ۸۶ (با شاخص متوسط مصرف) عواقب اجتماعی تلخ و فراگیری دارد
تلخ به دلیل تعمیق فقر در گروههای آسیبپذیر(مستمری بگیران) و فراگیر به دلیل اینکه دامن تمامی شاغلین امروز را هم کما بیش خواهد گرفت. اما این بحران از کجا آمد؟ و اصلاح مسیر چه محدودیتهایی دارد و چه مقدماتی میطلبد؟ آیا در موارد مشابه کشورها سر به سلامت بردند؟
منشا عدم نقدینگی فعلی در دو دسته ۱.تغییرات جمعیتشناسانه و ۲.ساختار مالیه عمومی دولت و نقش کسری بودجه مستمر خلاصه میشود. تغییرات جمعیتی آن تغییر ساختار تامین اجتماعی را در کشورهایی نظیر آمریکا، چین و فرانسه متاثر کرده. و سرریز مشکلات بودجه مواردی چون یونان و آرژانتین را رقم زده
تغییرات جمعیتی یعنی با بهبود بهداشت، درمان و رشد اقتصادی امید به زندگی افزایش پیدا کرده، با افزایش امید به زندگی فاصله زمانی بازنشستگی تا فوت افزایش پیدا کردهاست. در ایران به صورت خاص اگر فرد در حدود ۲۲ سالگی وارد بازار کار شود بعد از سی سال بازنشسته شود
در نتیجه به صورت متوسط ۳۳ سال مستمری بگیر صندوق بازنشستگی خواهد بود. اما مداخلات از انتهای دهه ۷۰ تا سالهای ابتدایی دهه ۹۰ باعث شده که سن بازنشستگی به زیر پنجاه سال سقوط کند. در بسیاری کشورها بر خلاف ایران بازنشستگی بر مبنای سن است
سن بازنشستگی در دنیا در پاسخ به تغییرات جمعیتی از سال ۲۰۰۰ به بعد مستمرا افزایش پیدا کرده و بین ۶۲ تا ۷۲ سال نوسان دارد(آمریکا و کانادا واغلب کشورهای آمریکای جنوبی ۶۵ و دانمارک ۷۲) مساله دیگر عدم افزایش متناسب اشتغال است. که موجب میشود ورودی صندوقها کاهش پیدا کند
برای پایداری مالی صندوقها معمولا در مدلهای مشابه سیستم تامین اجتماعی ایران نسبت تعداد سپردهگذاران به مستمری بگیران نباید زیر پنج به یک باشد. تخمینهای خوشبینانه و بدبینانه این نسبت را برای دو صندوق اصلی کشوری بین ۳ تا ۱ برآورد میکنند
برای داشتن معیار باید در نظر بگیریم که امریکا از سال ۲۰۱۷ برای سال ۲۰۴۳ که نسبت مزبور به زیر ۳ خواهد رسید.(در صورت ادامه روند فعلی قوانین ) هشدار و اصلاح را آغاز کردهاست.
با توجه به نوع مشتریانشان صندوقهای بازنشستگی نیازمند جریان درآمدی نقد، مستمر و کم ریسکهستند.اما در مورد چرخه معیوب بودجه و رابطه مالی آن با صندوقها قصه به این منوال است که در پنجاه سال دولتها همواره با کسری بودجه رو به رو بودهاند. در غیاب ابزارهای مالی شفاف و بازارپذیر،
یکی از راههای تامین مالی کسری بودجه مستمر کشور بعد از نیم قرن، دست اندازی به پساندازهای نقد، از جمله بانکها و صندوقهای بازنشستگی بوده است. این دست اندازیها، تبدیل داراییهای نقد و با کیفیت بانکها و صندوقها به دارایی های غیر نقد و کم کیفیت را در پی داشته
سبد دارایی بانکها با وامهای دولتی و تسهیلات تبصرهای و تکلیفی پر شدهاست و بخش قابل توجهی از سبد دارایی صندوقها را «بدهی دولت» و شرکتها تشکیل میدهد. این داراییها نقد نیستند! بنابراین تامین منابع نقد ماهانه برای تامین هزینههای صندوقها بر دوش بودجه قرار میگیرد
و چرخه معیوب کسری بودجه تشدید میشود. علیرغم اندازه بزرگ دارایی صندوقها در شکل بنگاهداری، درآمد نقد آنها و ریسکهای مرتبط با شرکتداری حتا نیمی از نیاز مصارف نقد را هم کفایت نمیکند. شکل یک خلاصه این صحبتها را در خود نشان میدهد
تا اینجا تنها در مورد روند ایجاد ابرچالش از منظر اقتصادی صحبت کردم، اما میدونم قطعا خسته شدید برای همین دو بعد دیگر مشکل یعنی ظرفیت اجرایی و بعد سیاسی (اقتصاد سیاسی) مشکل، راهحلهای موجود و باید و نبایدهای احتمالی پیشرو را در پستهای بعدی بحث خواهیم کرد.
http://yon.ir/Sjyt0
#معرفی_کتاب
تاریخ بیهقی!
بیهقی در ضرورت نوشتنش میگوید «چون دولت ایشان را مشغول کرده... پس من به خلیفتی ایشان این کار بر گرفتم» و در چهارچوب نقد #حکمرانی «تاریخها دیدهام ... که اندر آن زیادت و نقصان بسیار کردند و بدان آرایش خواستند آن [عملکرد پادشاهان قبلی] خواستهاند»
استاد #سیاستگذار عمومیست
شیوهنگارش، توصیفات قوی از وقایع(مشاهده محور)، رعایت جانب انصاف، توام کردن نقد و مدح، تکیه بر مکانیزمهای علت و معلولی و شیوه بیان کردن خواست و دادن پیشنهاد در تا یخ بیهقی بسیار شبیه آن چیزیست که یادداشت نویست خوب سیاستی باید رعایت کند.
به علاوه بیهقی به صورت بسیار مشهود و بدون ایجاد دشمنی، در بسیاری از وقایع ساختار قدرت، روابط و رفتار سیاسی افراد را متذکر میشود. که معمولا باید در هر پیشنهاد و کفتگوی سیاستی «بدون اشاره مستقیم» به عنوان «قید» در نظر گرفته شود.
تاریخ بیهقی!
بیهقی در ضرورت نوشتنش میگوید «چون دولت ایشان را مشغول کرده... پس من به خلیفتی ایشان این کار بر گرفتم» و در چهارچوب نقد #حکمرانی «تاریخها دیدهام ... که اندر آن زیادت و نقصان بسیار کردند و بدان آرایش خواستند آن [عملکرد پادشاهان قبلی] خواستهاند»
استاد #سیاستگذار عمومیست
شیوهنگارش، توصیفات قوی از وقایع(مشاهده محور)، رعایت جانب انصاف، توام کردن نقد و مدح، تکیه بر مکانیزمهای علت و معلولی و شیوه بیان کردن خواست و دادن پیشنهاد در تا یخ بیهقی بسیار شبیه آن چیزیست که یادداشت نویست خوب سیاستی باید رعایت کند.
به علاوه بیهقی به صورت بسیار مشهود و بدون ایجاد دشمنی، در بسیاری از وقایع ساختار قدرت، روابط و رفتار سیاسی افراد را متذکر میشود. که معمولا باید در هر پیشنهاد و کفتگوی سیاستی «بدون اشاره مستقیم» به عنوان «قید» در نظر گرفته شود.
Walton,_Michael_Reforming_Social.pdf
1.3 MB
#case
جزوه درسی Michael Walton درمورد اصلاح ساختار صندوق بازنشستگی در چین:
این هفته به بررسی چالشهای کشورهای دارای نظام بازنشستگی از نوع پرداخت براساس توازن درآمد با هزینه (Pay as you go) و مصایب تغییر سیستم به نوع دارای تامین مالی کامل (Fully funded) اختصاص داشت. در این جلسه، روند تبدیل مدل صندوق بازنشستگی از شکل Pay as you go به مدل Fully funded، و تبعات انواع روش های تامین مالی این تغییر بررسی شد.
این موضوع، درقالب بررسی مساله کسری در صندوقهای بازنشستگی کشور چین مورد مطالعه قرار گرفت. کشور چین مشابه ایران، با مساله کاهش نرخ پشتیبانی (نسبت تعداد افراد کارکن به افراد بازنشسته) در صندوقهای بازنشستگی مواجه است، مسالهای که حاصل افزایش متوسط سن بازنشستگان ناشی از بهبود وضعیت سلامت و تغذیه و کاهش نسبی جمعیت کارکن، ناشی از سیاست کنترل موالید آن کشور است.
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
مقاله Mukul Asher درمورد اصلاح نظام تامین اجتماعی در کشور چین:
http://bit.ly/2vc6MJ3
مشارکت در بهبود ترجمه اصطلاحات:
https://docs.google.com/spreadsheets/d/1H72xqZo2mLr9Ys7OidoIhHwmSWzgij-Px6xuKqsa98c/edit#gid=0
جزوه درسی Michael Walton درمورد اصلاح ساختار صندوق بازنشستگی در چین:
این هفته به بررسی چالشهای کشورهای دارای نظام بازنشستگی از نوع پرداخت براساس توازن درآمد با هزینه (Pay as you go) و مصایب تغییر سیستم به نوع دارای تامین مالی کامل (Fully funded) اختصاص داشت. در این جلسه، روند تبدیل مدل صندوق بازنشستگی از شکل Pay as you go به مدل Fully funded، و تبعات انواع روش های تامین مالی این تغییر بررسی شد.
این موضوع، درقالب بررسی مساله کسری در صندوقهای بازنشستگی کشور چین مورد مطالعه قرار گرفت. کشور چین مشابه ایران، با مساله کاهش نرخ پشتیبانی (نسبت تعداد افراد کارکن به افراد بازنشسته) در صندوقهای بازنشستگی مواجه است، مسالهای که حاصل افزایش متوسط سن بازنشستگان ناشی از بهبود وضعیت سلامت و تغذیه و کاهش نسبی جمعیت کارکن، ناشی از سیاست کنترل موالید آن کشور است.
اطلاعات بیشتر در این رابطه:
مقاله Mukul Asher درمورد اصلاح نظام تامین اجتماعی در کشور چین:
http://bit.ly/2vc6MJ3
مشارکت در بهبود ترجمه اصطلاحات:
https://docs.google.com/spreadsheets/d/1H72xqZo2mLr9Ys7OidoIhHwmSWzgij-Px6xuKqsa98c/edit#gid=0
Forwarded from روزنوشت
#آموزنده
در رشته تحصیلی که دنبال می کنم -یعنی سیاستگذاری- تسلط زبانی در دو حوزه نگارش و برقراری ارتباط شفاهی، یکی از موارد لازم برای موفقیته.
اینجا آموختم که تقویت مهارتهای زبانی شغلی پارهوقت برای تمام عمر اهالی این حوزه است.
افرادی میبینم که با وجود آن که زبان اولشان انگلیسی است و سالها در دانشگاه تدریس کردهاند، همچنان «هر روز» دیکشنری انگلیسی (به انگلیسی) و کتاب گرامر انگلیسی میخوانند. منظور از خواندن دیکشنری این است که هر روز وقتی برای مرور یک صفحه از دیکشنری اختصاص میدهند و به همین ترتیب تا صفحه آخر پیش میروند و دوباره از اول شروع میکنند.
من که ابتدا متحیر این رفتار شدهبودم، پرسوجو کردم که مگر انگلیسی زبان اولتان نیست؟ پس چرا دیکشنری می خوانید؟ پاسخ این بود که «همیشه میتوان بهتر شد».
هرچند یادگیری چنین رویههایی بهمعنای تکرار عینی آنها نیست، ولی فکر کردم که هر فرد بتواند با توجه به شناختی که از روحیه خود دارد، برنامهای برای تقویت مهارتهای زبانی خود در دستور کار قرار دهد.
پیشنهاد:
کتاب دستور زبان فارسی پرویز خانلری میتواند برای شروع خوب باشد: https://www.adinehbook.com/gp/product/9643151972
کانال تلگرام قند پارسی برای آموزش دستور زبان فارسی: @qande_parsi
در رشته تحصیلی که دنبال می کنم -یعنی سیاستگذاری- تسلط زبانی در دو حوزه نگارش و برقراری ارتباط شفاهی، یکی از موارد لازم برای موفقیته.
اینجا آموختم که تقویت مهارتهای زبانی شغلی پارهوقت برای تمام عمر اهالی این حوزه است.
افرادی میبینم که با وجود آن که زبان اولشان انگلیسی است و سالها در دانشگاه تدریس کردهاند، همچنان «هر روز» دیکشنری انگلیسی (به انگلیسی) و کتاب گرامر انگلیسی میخوانند. منظور از خواندن دیکشنری این است که هر روز وقتی برای مرور یک صفحه از دیکشنری اختصاص میدهند و به همین ترتیب تا صفحه آخر پیش میروند و دوباره از اول شروع میکنند.
من که ابتدا متحیر این رفتار شدهبودم، پرسوجو کردم که مگر انگلیسی زبان اولتان نیست؟ پس چرا دیکشنری می خوانید؟ پاسخ این بود که «همیشه میتوان بهتر شد».
هرچند یادگیری چنین رویههایی بهمعنای تکرار عینی آنها نیست، ولی فکر کردم که هر فرد بتواند با توجه به شناختی که از روحیه خود دارد، برنامهای برای تقویت مهارتهای زبانی خود در دستور کار قرار دهد.
پیشنهاد:
کتاب دستور زبان فارسی پرویز خانلری میتواند برای شروع خوب باشد: https://www.adinehbook.com/gp/product/9643151972
کانال تلگرام قند پارسی برای آموزش دستور زبان فارسی: @qande_parsi
Adinehbook
دستور زبان فارسی
دستور زبان فارسی ~پرویز خانلری - نشر توس - فروشگاه اینترنتی کتاب و پایگاه آنلاین جامع اطلاعاتی کتاب در ایران - جستجو، خرید آنلاین و ارسال کتاب
روزنوشت
#آموزنده در رشته تحصیلی که دنبال می کنم -یعنی سیاستگذاری- تسلط زبانی در دو حوزه نگارش و برقراری ارتباط شفاهی، یکی از موارد لازم برای موفقیته. اینجا آموختم که تقویت مهارتهای زبانی شغلی پارهوقت برای تمام عمر اهالی این حوزه است. افرادی میبینم که با وجود…
#آموزنده
شفاف بنویسیم!
در حال خواندن گزارش در مورد چالش های صندوق های بازنشستگی کشور، با پاراگرافی مواجه شدم که یادآور اهمیت توجه به شفافیت در نگارش بود.
متاسفانه ، مطالعه تمامی 28 صفحه قبلی گزارش برای کشف معنای این پاراگراف، کفایت نکرده و در بخش بعد هم توضیح بیشتری ارایه نشده است.
در این پاراگراف نوشته شده:
"نگاهی به صورت های مالی سازمان تأمين اجتماعی طی سنوات 1383-1392 بیانگر این مهم است که طی این بازه زمانی، مطالبات صندوق از دولت از 28 درصد به حدود 71 درصد رسيده درحالی که سهم منابع حاصل از سرمایه گذاری از حدود 31 درصد به حدود 16 درصد رسيده است."
در این پاراگراف مشخص نیست که مرجع مقایسه این درصدها چیست. مطالبات صندوق از دولت ها از 28 درصد «چه چیزی» به 71 درصد «چه چیزی» افزایش پیدا کرده است.
درخواست ها:
1. با دوباره خوانی مطالب مکتوب خود، به تسهیل درک مطلب برای مخاطبین کمک کنیم.
2. برای افزایش مهارت خود در شفاف نویسی، به کتاب دستور زبان فارسی پرویز خانلری مراجعه کنیم.
شفاف بنویسیم!
در حال خواندن گزارش در مورد چالش های صندوق های بازنشستگی کشور، با پاراگرافی مواجه شدم که یادآور اهمیت توجه به شفافیت در نگارش بود.
متاسفانه ، مطالعه تمامی 28 صفحه قبلی گزارش برای کشف معنای این پاراگراف، کفایت نکرده و در بخش بعد هم توضیح بیشتری ارایه نشده است.
در این پاراگراف نوشته شده:
"نگاهی به صورت های مالی سازمان تأمين اجتماعی طی سنوات 1383-1392 بیانگر این مهم است که طی این بازه زمانی، مطالبات صندوق از دولت از 28 درصد به حدود 71 درصد رسيده درحالی که سهم منابع حاصل از سرمایه گذاری از حدود 31 درصد به حدود 16 درصد رسيده است."
در این پاراگراف مشخص نیست که مرجع مقایسه این درصدها چیست. مطالبات صندوق از دولت ها از 28 درصد «چه چیزی» به 71 درصد «چه چیزی» افزایش پیدا کرده است.
درخواست ها:
1. با دوباره خوانی مطالب مکتوب خود، به تسهیل درک مطلب برای مخاطبین کمک کنیم.
2. برای افزایش مهارت خود در شفاف نویسی، به کتاب دستور زبان فارسی پرویز خانلری مراجعه کنیم.
#dev2
یکی از موضوعات سیاست گذاری عمومی در موضوع اقتصاد حوزه سلامت، مداخله قیمتی در خدمات سلامت و ارایه یارانه سلامت است، اتفاقی که در ایران هم در قالب طرح بیمه سلامت رقم خورد.
هر چند که هدف اولیه سیاست گذاران، بهره مندی «محروم ترین ها» از برنامه ها است، در بسیاری موارد عواید برنامه اجرا شده به اقشار ثروتمندتر می رسد.
در این جلسه اقتصاد توسعه، یادآوری شد که به پشتوانه نظریه اقتصادی، برای اجتناب از ابتلا به این آفت برنامه های حمایتی دولت، ضروری است که حمایت ها برای خدماتی ارایه شود که دو قید در مورد آن ها صادق باشد: اول، کشش قیمت مصرف کننده برای آن ها پایین باشد و دوم، کشش درآمدی کالا پایین باشد (یعنی کالای لوکس نباشد).
در مورد خاص سیاست گذاری حوزه سلامت، این موضوع در قالب کشش بالای درآمدی استفاده از خدمات درمان در کشور آمریکا مورد بررسی قرار گرفت، موضوعی که تعمیم آن به ایران، نیازمند مطالعه در مورد کشش درآمدی نیست به خدمات درمانی و بیمه در کشورمان است.
مقالات پشتیبان این جلسه:
مقاله Jishnu Das در مورد یارانه سلامت:
https://ideas.repec.org/a/eee/deveco/v83y2007i1p1-36.html
مقاله Nazmul Chaudhuri درمورد خدمات سلامت و آموزش در کشورها در حال توسعه:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/089533006776526058
یکی از موضوعات سیاست گذاری عمومی در موضوع اقتصاد حوزه سلامت، مداخله قیمتی در خدمات سلامت و ارایه یارانه سلامت است، اتفاقی که در ایران هم در قالب طرح بیمه سلامت رقم خورد.
هر چند که هدف اولیه سیاست گذاران، بهره مندی «محروم ترین ها» از برنامه ها است، در بسیاری موارد عواید برنامه اجرا شده به اقشار ثروتمندتر می رسد.
در این جلسه اقتصاد توسعه، یادآوری شد که به پشتوانه نظریه اقتصادی، برای اجتناب از ابتلا به این آفت برنامه های حمایتی دولت، ضروری است که حمایت ها برای خدماتی ارایه شود که دو قید در مورد آن ها صادق باشد: اول، کشش قیمت مصرف کننده برای آن ها پایین باشد و دوم، کشش درآمدی کالا پایین باشد (یعنی کالای لوکس نباشد).
در مورد خاص سیاست گذاری حوزه سلامت، این موضوع در قالب کشش بالای درآمدی استفاده از خدمات درمان در کشور آمریکا مورد بررسی قرار گرفت، موضوعی که تعمیم آن به ایران، نیازمند مطالعه در مورد کشش درآمدی نیست به خدمات درمانی و بیمه در کشورمان است.
مقالات پشتیبان این جلسه:
مقاله Jishnu Das در مورد یارانه سلامت:
https://ideas.repec.org/a/eee/deveco/v83y2007i1p1-36.html
مقاله Nazmul Chaudhuri درمورد خدمات سلامت و آموزش در کشورها در حال توسعه:
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/089533006776526058
ideas.repec.org
Money for nothing: The dire straits of medical practice in Delhi, India, by Das, Jishnu; Hammer, Jeffrey
The quality of medical care received by patients varies for two reasons: differences in doctors'competence or differences in doctors'incentives. Using medical vignettes, the authors evaluated competence for a sample of doctors in Delhi. One month later, they…
#ناصرـخسروـوار
#توسعه
#تله_درآمد_متوسط چیست؟
تله درآمد متوسط یعنی همزمان با رشد اقتصادی درآمد سرانه کشورهای در حال توسعه رشد میکند، اما به درآمد سرانهی کشورهای ثروتمند نمیرسند. نمودارپیوست یکی از راههای نشون دادن این پدیدهاست. بهعلاوه #تلهـفقر هم مطرح میشه که در مورد باقی موندن کشورها فقیر در فقر صحبت میکنه. کشورهای خیلی محدودی مثل اتیوپی و چین از تله فقر خارج شدند. و کشورهایی نظیر سنگاپور، تایوان، تایلند و کره از تله درآمد متوسط. خروج از ت.د.م را تو ادبیات معادل رد کردن مرز درآمد سرانه ۱۰۰۰۰ دلار هم میدونند.
ویژگی مشترک رشد این کشورها رشد بخش حقیقی از ناحیه صنعت بوده. بهعلاوه این کشورها عموما قبل از turning point تکنولوژی روی اونها سرمایهگذاری کردند. مثلا قبل از جهش صنعت استیل (ژاپن) قبل از انقلاب خودرو (کره) قبل از انقلاب آی تی (تایلند و کره و سنگاپور ) سرمایهگذاریهای عظیم در این زمینهها داشتند
اما این تنها پدیده مورد مشاهده در مورد این کشورها نیست، و کشورهایی هم بودند که با این سرمایهگذاریهای بخشی موفق نبودند. ویژگیهای مهم دیگر این کشورها، تقاضای بینالمللی بوده که باهاش رو به رو بودند. ویژگی پایهای دیگرشون حفظ ثبات اقتصادی در سطح کلان هست و تقویت نهادهای خالق بازار.
نهادهای خالق بازار یعنی: حقوق مالکیت، قدرت تنفیذ قرارداد و توانایی حل و فصل مخاصمه، عدم سرکوب قیمت... مجموعهی نهادهای ثباتساز و بازارساز و ورود موثر دولتها در مصادیق شکست بازار و شکست دولت! باعث تشکیل سرمایه فیزیکی و انسانی، و مهمتر از اون بهبود بهرهوری شده. در مورد وجود تله فقر در سطح کشورها با اطمینان کمتری میشه حرف زد. اما مسلم این هست که کشوری مثل اتیوپی در حالی که موتور پیشران رشدش کشاورزی هست، نزدیک پانزده سال هست رشد بالای ۵ درصد و کاهش بالای ۲۰ درصد فقر را تجربه کرده. دادهها نشون میده منطقه سومالی لند هم این مسیر را پیش گرفته.
yon.ir/kxkcq
——————
پ.ن پایگاه داده مدیسن یکی از پایگاههای غنی دادهاست که میشه برای مطالعات توسعه و استخراج فکتهای میانکشوری ازش استفاده کرده
#توسعه
#تله_درآمد_متوسط چیست؟
تله درآمد متوسط یعنی همزمان با رشد اقتصادی درآمد سرانه کشورهای در حال توسعه رشد میکند، اما به درآمد سرانهی کشورهای ثروتمند نمیرسند. نمودارپیوست یکی از راههای نشون دادن این پدیدهاست. بهعلاوه #تلهـفقر هم مطرح میشه که در مورد باقی موندن کشورها فقیر در فقر صحبت میکنه. کشورهای خیلی محدودی مثل اتیوپی و چین از تله فقر خارج شدند. و کشورهایی نظیر سنگاپور، تایوان، تایلند و کره از تله درآمد متوسط. خروج از ت.د.م را تو ادبیات معادل رد کردن مرز درآمد سرانه ۱۰۰۰۰ دلار هم میدونند.
ویژگی مشترک رشد این کشورها رشد بخش حقیقی از ناحیه صنعت بوده. بهعلاوه این کشورها عموما قبل از turning point تکنولوژی روی اونها سرمایهگذاری کردند. مثلا قبل از جهش صنعت استیل (ژاپن) قبل از انقلاب خودرو (کره) قبل از انقلاب آی تی (تایلند و کره و سنگاپور ) سرمایهگذاریهای عظیم در این زمینهها داشتند
اما این تنها پدیده مورد مشاهده در مورد این کشورها نیست، و کشورهایی هم بودند که با این سرمایهگذاریهای بخشی موفق نبودند. ویژگیهای مهم دیگر این کشورها، تقاضای بینالمللی بوده که باهاش رو به رو بودند. ویژگی پایهای دیگرشون حفظ ثبات اقتصادی در سطح کلان هست و تقویت نهادهای خالق بازار.
نهادهای خالق بازار یعنی: حقوق مالکیت، قدرت تنفیذ قرارداد و توانایی حل و فصل مخاصمه، عدم سرکوب قیمت... مجموعهی نهادهای ثباتساز و بازارساز و ورود موثر دولتها در مصادیق شکست بازار و شکست دولت! باعث تشکیل سرمایه فیزیکی و انسانی، و مهمتر از اون بهبود بهرهوری شده. در مورد وجود تله فقر در سطح کشورها با اطمینان کمتری میشه حرف زد. اما مسلم این هست که کشوری مثل اتیوپی در حالی که موتور پیشران رشدش کشاورزی هست، نزدیک پانزده سال هست رشد بالای ۵ درصد و کاهش بالای ۲۰ درصد فقر را تجربه کرده. دادهها نشون میده منطقه سومالی لند هم این مسیر را پیش گرفته.
yon.ir/kxkcq
——————
پ.ن پایگاه داده مدیسن یکی از پایگاههای غنی دادهاست که میشه برای مطالعات توسعه و استخراج فکتهای میانکشوری ازش استفاده کرده
#توسعه
#تلهـفقر
بازهم #سیل و#حکمرانی تا #کنکور کمتر از سه ماه مانده. بچههای مناطق سیل زده فرصت طلایی عید را از دست دادهاند شرایط فعلی آنها هم چه از منظر فیزیکی، چه روحی برای درس خواندن مناسب نیست. این رقابت برای آنها کاملا نابرابر است. در این زمان محدود دو تا راهکار سیاستی ممکن است. ۱. تاخیر در برگزاری کنکور ۲. ایجاد تبعیض مثبت (positive affirmation) تاخیر در برگزاری کنکور حاشیه زمانی از دست رفته در رقابت را جبران نمیکند. مثل اینکه یک دونده ماراتن در یک سوم پایانی متوقف و مجروح شود، هر چه قدر خط پایان را دور ببریم جبران پذیر نیست، بنابراین توصیه پذیر نیست
ما تبعیض مثبت با توجه به تعدد راههای پیاده سازی خلاقانه احتمالا شرایط رقابتی را نزدیک تر میکند. تبعیض مثبت یعنی در اختصاص موقعیتهای شغلی، اجتماعی و تحصیلی برای گروههای بازمانده یا اقلیت مانند زنان، رنگین پوستان، اقلیتهای مذهبی و قومی یا مهاجرین؛ سهمیه ویژه قایل شویم. تبعیض مثبت از منظر اخلاق اجتماعی با ایده ارتقا عدالت توضیح داده میشود. اما معمولا اثر آن بر ارتقا بهرهوری منجر به تعادلهای اجتماعی بهینه تر نیز میشود. سوالهایی که باید در این زمینه پاسخ داد ۱. معیار تبعیض چه باشد ۲. نحوهی اعمال تبعیض ۳. نقاط ضعف پیادهسازی
گروه هدف تبعیض مثبت دانشآموزان ساکن/مقیم در مناطق سیل زده هستند. بنابراین به نظر میرسد که انتخاب جغرافیایی، انتخاب معقولی برای اختصاص سهمیه باشد. این معیار ممکن اینست بر اساس کد محل سکونت دفترچههای کنکور، مدرسه پیشدانشگاهی که در آن ثبت نام کردند و ... اعمال شود. اعمال تبعیض رنج وسیعی از شیوهها را شامل میشود: از تخصیص اولیه تعدادی از صندلیها در هر دانشگاه با توسط به میانگین پذیرفتهشدگان این مناطق در سالهای گذشته در آن دانشگاه/رشته، تا اعمال ضریب مثبت بر تراز خام آنها قبل از اعلام رتبه. شخصا با روشهای مبتنی بر اختصاص صندلی موافقترم. زیرا اختلال در نمره، نظامهای انگیزشی را تحت تاثیر قرار میدهد. و اساسا به دلیل پیچیدهتر بودن یا شفافیت کمتر قابلیت اجرایی کمتر و فساد پذیری بیشتری دارد.
نهایتا هر پیشنهاد سیاستی «دارای گروه هدف» تحت تاثیر دو چالش عمده قرار دارد میزان «پوشش» (coverage) و نرخ نشت» (leakage) نرخ پوشش یعنی چند درصد از افراد دانشآموزان آسیب دیده از سیل به این طریق حمایت میشوند. و نرخ نشتی! یعنی چند درصد از افراد حمایت شده، واجد صلاحیت نبودهاند. این دو معیار مهمترین سنجههایی هستند که بر اساس آن باید معیار تبعیض را انتخاب کرد.
آخرین حرفم را بزنم و دعاتونیم کنیم. خیلی از دانشآموزان در سال کنکور دچار شوکهای منفی خارج از اراده نظیر از دست دادن بستگان، درآمد، ازدواج و مانند آن میشوند. اما فرض بر این است که وقوع شوکهای فردی پدیدهای تصادفیست. اما شوک منفی سیل سیستماتیک و تحقق یافتهاست. به همین دلیل نیازمند مداخله فعال، سریع و موثر سیاستگذار است. و این مداخله با توجه به تاثیر آن در عملکرد ماههای آینده میباید زودتر اعلام شود. دست آخر ممنون میشم اگر افراد موثر در خبرگزاریها یا هر سیاستگذار مرتبط را منشن کنید یا این پیشنهاد «خام» را به دستشان برسانید.
#تلهـفقر
بازهم #سیل و#حکمرانی تا #کنکور کمتر از سه ماه مانده. بچههای مناطق سیل زده فرصت طلایی عید را از دست دادهاند شرایط فعلی آنها هم چه از منظر فیزیکی، چه روحی برای درس خواندن مناسب نیست. این رقابت برای آنها کاملا نابرابر است. در این زمان محدود دو تا راهکار سیاستی ممکن است. ۱. تاخیر در برگزاری کنکور ۲. ایجاد تبعیض مثبت (positive affirmation) تاخیر در برگزاری کنکور حاشیه زمانی از دست رفته در رقابت را جبران نمیکند. مثل اینکه یک دونده ماراتن در یک سوم پایانی متوقف و مجروح شود، هر چه قدر خط پایان را دور ببریم جبران پذیر نیست، بنابراین توصیه پذیر نیست
ما تبعیض مثبت با توجه به تعدد راههای پیاده سازی خلاقانه احتمالا شرایط رقابتی را نزدیک تر میکند. تبعیض مثبت یعنی در اختصاص موقعیتهای شغلی، اجتماعی و تحصیلی برای گروههای بازمانده یا اقلیت مانند زنان، رنگین پوستان، اقلیتهای مذهبی و قومی یا مهاجرین؛ سهمیه ویژه قایل شویم. تبعیض مثبت از منظر اخلاق اجتماعی با ایده ارتقا عدالت توضیح داده میشود. اما معمولا اثر آن بر ارتقا بهرهوری منجر به تعادلهای اجتماعی بهینه تر نیز میشود. سوالهایی که باید در این زمینه پاسخ داد ۱. معیار تبعیض چه باشد ۲. نحوهی اعمال تبعیض ۳. نقاط ضعف پیادهسازی
گروه هدف تبعیض مثبت دانشآموزان ساکن/مقیم در مناطق سیل زده هستند. بنابراین به نظر میرسد که انتخاب جغرافیایی، انتخاب معقولی برای اختصاص سهمیه باشد. این معیار ممکن اینست بر اساس کد محل سکونت دفترچههای کنکور، مدرسه پیشدانشگاهی که در آن ثبت نام کردند و ... اعمال شود. اعمال تبعیض رنج وسیعی از شیوهها را شامل میشود: از تخصیص اولیه تعدادی از صندلیها در هر دانشگاه با توسط به میانگین پذیرفتهشدگان این مناطق در سالهای گذشته در آن دانشگاه/رشته، تا اعمال ضریب مثبت بر تراز خام آنها قبل از اعلام رتبه. شخصا با روشهای مبتنی بر اختصاص صندلی موافقترم. زیرا اختلال در نمره، نظامهای انگیزشی را تحت تاثیر قرار میدهد. و اساسا به دلیل پیچیدهتر بودن یا شفافیت کمتر قابلیت اجرایی کمتر و فساد پذیری بیشتری دارد.
نهایتا هر پیشنهاد سیاستی «دارای گروه هدف» تحت تاثیر دو چالش عمده قرار دارد میزان «پوشش» (coverage) و نرخ نشت» (leakage) نرخ پوشش یعنی چند درصد از افراد دانشآموزان آسیب دیده از سیل به این طریق حمایت میشوند. و نرخ نشتی! یعنی چند درصد از افراد حمایت شده، واجد صلاحیت نبودهاند. این دو معیار مهمترین سنجههایی هستند که بر اساس آن باید معیار تبعیض را انتخاب کرد.
آخرین حرفم را بزنم و دعاتونیم کنیم. خیلی از دانشآموزان در سال کنکور دچار شوکهای منفی خارج از اراده نظیر از دست دادن بستگان، درآمد، ازدواج و مانند آن میشوند. اما فرض بر این است که وقوع شوکهای فردی پدیدهای تصادفیست. اما شوک منفی سیل سیستماتیک و تحقق یافتهاست. به همین دلیل نیازمند مداخله فعال، سریع و موثر سیاستگذار است. و این مداخله با توجه به تاثیر آن در عملکرد ماههای آینده میباید زودتر اعلام شود. دست آخر ممنون میشم اگر افراد موثر در خبرگزاریها یا هر سیاستگذار مرتبط را منشن کنید یا این پیشنهاد «خام» را به دستشان برسانید.
روزنوشت
#توسعه #تلهـفقر بازهم #سیل و#حکمرانی تا #کنکور کمتر از سه ماه مانده. بچههای مناطق سیل زده فرصت طلایی عید را از دست دادهاند شرایط فعلی آنها هم چه از منظر فیزیکی، چه روحی برای درس خواندن مناسب نیست. این رقابت برای آنها کاملا نابرابر است. در این زمان محدود…
#ایده
پاسخ یکی از دانشجویان دکتری اقتصاد در دانشکده اقتصاد لندن (London School of Economics) به پیغام پیشنهاد اختصاص سهمیه به داوطلبین کنکور سراسری ساکن در مناطق سیل زده:
با وجود اینکه با حمایت از هموطنان سیلزده توسط دولت همدل هستم اما به دلایل زیر تبعیض مثبت در کنکور به نفع متقاضیان مناطق سیل زده را ابزار سیاستی مناسبی نمیدانم.
۱. آیا به این فکر کرده اید که آیا اصولا سازوکار جورسازیای وجود دارد که بتواند این تبعیض مثبت را در بازار کنکور ایران اعمال کند؟ کنکور در ایران دارای انواع و اقسام سهمیههای پیچیده با قوانین مختلف است که هیچ تئوریای برای اعمال آنها وجود ندارد! مثلا اینکه X درصد صندلیهای دانشگاه به خانواده شهدا اختصاص دارد مشروط بر اینکه Y درصد آخرین نفر قبولی را آورده باشند با وجود اینکه در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد اما در عمل هیچ سازوکاری در دنیا برای اعمال آن توسعه پیدا نکرده است (که بعد از جور کردن دانشجو-دانشگاه عدهای از دانشجویان شاکی نشوند٬ اتفاقی که در ایران همیشه میافتند). حال این را در کنار هزار جور سهمیه استان/بوم/ناحیه/جنسیت/منطقه و زیرگروههای مختلف قرار دهید تا متوجه شوید مسئله جورسازی دانشجو-دانشگاه در ایران چقدر پیچیده است. دردناک اینجاست که سازمان سنجش اساسا به وجود مسئله جورسازی آگاه نیست که در مرحله بعد بخواهد از رهاورد و یافتههای این شاخه از علم اقتصاد استفاده کند. تصور غالب در سازمان سنجش و سیاستگذاران این است که تمام این سهمیهها به راحتی با اضافه کردن دو خط کد به پروگرم کامپیوتری فعلی انجام شدنی است؛ در حالی که هیچکداممان نمیدانیم دانشجویان در جعبه سیاه سازمان سنجش چگونه به دانشگاهها مچ میشوند. جالب است بدانیم تنها پیچیدگی تخصیص دانشجویان به دانشگاهها در ترکیه وجود زیرگروههای مختلف است اما Abdulkadiroglu Sonmez (2003) و Balinski Sonmez (1999) نشان میدهند همین پیچیدگی کوچک میتواند چقدر در طراحی سازوکار ریزهکاری وارد میکند. لذا شاید در نگاه اول تبعیض مثبت در کنکور عادلانه به نظر برسد اما باید بدانیم عملا راهی برای اعمال آن (علی الخصوص با وجود سهمیههای موجود) وجود ندارد و در صورتی که سازمان سنجش را مجبور به انجام این کار کنیم احتمالا تنها چند خط کد به جعبه سیاهشان اضافه خواهند کرد که خدا میداند چه طور کار خواهد کرد و چند نفر را بدبخت میکند.
۲. اگر بپذیریم به هر دلیلی الزام ایجاد تبعیض مثبت به نفع گروهی وجود دارد٬ باید به جای استفاده از روشهای بسیار پیچیده موجود که هرچند در ظاهر دلچسب و شاید به عدالت نزدیکتر باشد اما فاقد پشتوانه علمی و در عمل غیرقابل اعمال است٬ از روشهای سادهای که در سایر کشورها نیز به کار گرفته شده استفاده کنیم. یکی از این راهها تخصیص ثابت درصدی از صندلیها به اقلیت است (بدون اینکه قید کنیم باید Y درصد آخرین نفر قبولی آزاد را آورده باشند). با توجه به خصوصیات و ابعاد کنکور این روش چندان موجه به نظر نمیرسد٬ مضاف بر اینکه Kojima (2012) نشان داده چنین سهمیههایی حتی میتوانند در انتها به ضرر گروه اقلیت تمام شود. روش سادهی دیگر که مطمئن باشیم امکان اعمال آن وجود دارد آن است که تراز/رتبه افراد اقلیت را از همان ابتدا افزایش دهیم و بعد اجازه دهیم در یک سازوکار ساده بر اساس زودتر پر شدن کدرشته دانشجویان دانشگاه و رشته مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
۳. سیل در مناطق مختلف به صورت ۰ و ۱ نبوده٬ بلکه یک طیف را شامل میشود. ملاک ما برای تخصیص تبعیض مثبت چگونه باید باشد؟ آیا در نظر گرفتهاید در صورتی که یک روستا مشمول این تبعیض مثبت شود و روستای کناری در فاصله چند کیلومتری مشمول نشود٬ این قانون میتواند منشا چه حجمی از تعارضات اجتماعی-سیاسی باشد؟
۴. همانطور که گفتم گمان نمیکنم هیچ کجای دنیا مانند ایران این حجم از سهمیههای عجیب و غریب و پیچیده را داشته باشد. باید با این روش مقابله کنیم نه اینکه سنتی را بنا کنیم که در آینده در صورت رخداد هر واقعهای امکان سو برداشت از آن باشد. شاید بهینه اجتماعی ایستا متمایل به ایجاد این سهمیه باشد اما باید افق طولانی مدت را دید که در صورتی که این سنت نهادینه شود آیا خیر اجتماعی آن بر آفتهایش غلبه خواهد یافت؟ فرض کنید خدای ناکرده سال دیگر زلزله ۵ ریشتری یک روستا را لرزاند٬ آیا باید به آن روستا سهمیه اختصاص داد؟ اگر زلزله ۶ ریشتر بود چه طور؟ اگر ۶.۵ بود؟ ۶.۶؟ آیا معیار عینیای وجود دارد؟
دسترسی به مقالات مرجع:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0022053198924693
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/000282803322157061
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0899825612000437
پاسخ یکی از دانشجویان دکتری اقتصاد در دانشکده اقتصاد لندن (London School of Economics) به پیغام پیشنهاد اختصاص سهمیه به داوطلبین کنکور سراسری ساکن در مناطق سیل زده:
با وجود اینکه با حمایت از هموطنان سیلزده توسط دولت همدل هستم اما به دلایل زیر تبعیض مثبت در کنکور به نفع متقاضیان مناطق سیل زده را ابزار سیاستی مناسبی نمیدانم.
۱. آیا به این فکر کرده اید که آیا اصولا سازوکار جورسازیای وجود دارد که بتواند این تبعیض مثبت را در بازار کنکور ایران اعمال کند؟ کنکور در ایران دارای انواع و اقسام سهمیههای پیچیده با قوانین مختلف است که هیچ تئوریای برای اعمال آنها وجود ندارد! مثلا اینکه X درصد صندلیهای دانشگاه به خانواده شهدا اختصاص دارد مشروط بر اینکه Y درصد آخرین نفر قبولی را آورده باشند با وجود اینکه در نگاه اول ممکن است ساده به نظر برسد اما در عمل هیچ سازوکاری در دنیا برای اعمال آن توسعه پیدا نکرده است (که بعد از جور کردن دانشجو-دانشگاه عدهای از دانشجویان شاکی نشوند٬ اتفاقی که در ایران همیشه میافتند). حال این را در کنار هزار جور سهمیه استان/بوم/ناحیه/جنسیت/منطقه و زیرگروههای مختلف قرار دهید تا متوجه شوید مسئله جورسازی دانشجو-دانشگاه در ایران چقدر پیچیده است. دردناک اینجاست که سازمان سنجش اساسا به وجود مسئله جورسازی آگاه نیست که در مرحله بعد بخواهد از رهاورد و یافتههای این شاخه از علم اقتصاد استفاده کند. تصور غالب در سازمان سنجش و سیاستگذاران این است که تمام این سهمیهها به راحتی با اضافه کردن دو خط کد به پروگرم کامپیوتری فعلی انجام شدنی است؛ در حالی که هیچکداممان نمیدانیم دانشجویان در جعبه سیاه سازمان سنجش چگونه به دانشگاهها مچ میشوند. جالب است بدانیم تنها پیچیدگی تخصیص دانشجویان به دانشگاهها در ترکیه وجود زیرگروههای مختلف است اما Abdulkadiroglu Sonmez (2003) و Balinski Sonmez (1999) نشان میدهند همین پیچیدگی کوچک میتواند چقدر در طراحی سازوکار ریزهکاری وارد میکند. لذا شاید در نگاه اول تبعیض مثبت در کنکور عادلانه به نظر برسد اما باید بدانیم عملا راهی برای اعمال آن (علی الخصوص با وجود سهمیههای موجود) وجود ندارد و در صورتی که سازمان سنجش را مجبور به انجام این کار کنیم احتمالا تنها چند خط کد به جعبه سیاهشان اضافه خواهند کرد که خدا میداند چه طور کار خواهد کرد و چند نفر را بدبخت میکند.
۲. اگر بپذیریم به هر دلیلی الزام ایجاد تبعیض مثبت به نفع گروهی وجود دارد٬ باید به جای استفاده از روشهای بسیار پیچیده موجود که هرچند در ظاهر دلچسب و شاید به عدالت نزدیکتر باشد اما فاقد پشتوانه علمی و در عمل غیرقابل اعمال است٬ از روشهای سادهای که در سایر کشورها نیز به کار گرفته شده استفاده کنیم. یکی از این راهها تخصیص ثابت درصدی از صندلیها به اقلیت است (بدون اینکه قید کنیم باید Y درصد آخرین نفر قبولی آزاد را آورده باشند). با توجه به خصوصیات و ابعاد کنکور این روش چندان موجه به نظر نمیرسد٬ مضاف بر اینکه Kojima (2012) نشان داده چنین سهمیههایی حتی میتوانند در انتها به ضرر گروه اقلیت تمام شود. روش سادهی دیگر که مطمئن باشیم امکان اعمال آن وجود دارد آن است که تراز/رتبه افراد اقلیت را از همان ابتدا افزایش دهیم و بعد اجازه دهیم در یک سازوکار ساده بر اساس زودتر پر شدن کدرشته دانشجویان دانشگاه و رشته مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
۳. سیل در مناطق مختلف به صورت ۰ و ۱ نبوده٬ بلکه یک طیف را شامل میشود. ملاک ما برای تخصیص تبعیض مثبت چگونه باید باشد؟ آیا در نظر گرفتهاید در صورتی که یک روستا مشمول این تبعیض مثبت شود و روستای کناری در فاصله چند کیلومتری مشمول نشود٬ این قانون میتواند منشا چه حجمی از تعارضات اجتماعی-سیاسی باشد؟
۴. همانطور که گفتم گمان نمیکنم هیچ کجای دنیا مانند ایران این حجم از سهمیههای عجیب و غریب و پیچیده را داشته باشد. باید با این روش مقابله کنیم نه اینکه سنتی را بنا کنیم که در آینده در صورت رخداد هر واقعهای امکان سو برداشت از آن باشد. شاید بهینه اجتماعی ایستا متمایل به ایجاد این سهمیه باشد اما باید افق طولانی مدت را دید که در صورتی که این سنت نهادینه شود آیا خیر اجتماعی آن بر آفتهایش غلبه خواهد یافت؟ فرض کنید خدای ناکرده سال دیگر زلزله ۵ ریشتری یک روستا را لرزاند٬ آیا باید به آن روستا سهمیه اختصاص داد؟ اگر زلزله ۶ ریشتر بود چه طور؟ اگر ۶.۵ بود؟ ۶.۶؟ آیا معیار عینیای وجود دارد؟
دسترسی به مقالات مرجع:
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0022053198924693
https://www.aeaweb.org/articles?id=10.1257/000282803322157061
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0899825612000437
www.aeaweb.org
School Choice: A Mechanism Design Approach
(June 2003) - A central issue in school choice is the design of a student assignment mechanism. Education literature provides guidance for the design of such mechanisms but does not offer specific mechanisms. The flaws in the existing school choice plans…