مذاکره ناب – Telegram
مذاکره ناب
639 subscribers
1.6K photos
270 videos
42 files
285 links
Admin :

@tabatabamohsen

برگزاریِ دوره هایِ سازمانی برای ارتقای مدیران و کارشناسان
اصول و فنون مذاکره ،
ارتباط موثر ،
مدیریتِ استراتژیک ،
تفکر سیستمی ،
مدیریت تعارض ،
الفنت کوچینگ
همراه : 09121385503
شماره یِ دفتر : 02126652634
Download Telegram
جلسه دوم از دوره آموزشی
مدیریت با استراتژی ناب (BP1) با دکتر طباطبایی برگزار شد
علاقه مندان به فراگیری رهبری بر خود ، هدفگذاری و تکنیک های برنامه ریزی فروش می توانند با شماره
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
تماس بگیرند،
و یا با ادمین همین کانال در ارتباط باشند.

🍃 @leanstrategy
🔴روزه پرهیز بگیریم.

ﮐﺎﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯾمان ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺮﺍﻧﺪﻥ ﮔﻨﺠﺸﮏ ﺭﻭﺯﻩ ﺭﺍ ﺑﺎﻃﻞ می‌کند ﻭ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪﻥ ﮔﺮﺑﻪ‌ﺍﯼ ﻭ ﻟﻪ‌ﮐﺮﺩﻥ ﮔﻞ‌ﻫﺎﯼ ﺭﻭﯾﯿﺪﻩ ﻻﯼ ﻋﻠﻒﻫﺎﯼ ﺳﺒﺰ ﻭ ﭼﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﯾﺎﺱ ﺑﻪﺑﻬﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﺧﻮﺵ ﻭ ﻧﺎاﻣﯿﺪ کردن ﺳﮕﯽ.

ﮐﺎﺵ ﮐﺴﯽ ﺑﺮﺍﯾمان ﺍﺯ ﻣﺒﻄﻼﺕ ﺭﻭﺯﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﺭﺳﺎﻧﺪﻥ ﻏﺒﺎﺭ ﻏﻢ ﺑﻪ ﻗﻠﺐ ﺩﯾﮕﺮﯼ.
ﭼﺸﺎﻧﺪﻥ ﺷﻮﺭﯼ ﺍﺷﮏ ﺑﻪ ﻟﺐﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ.
پرت ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺳﺎﻝﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺭﻭﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ.
ﻭ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺟﺪﺍﻥ ﺗﻦﭘﺮﻭﺭ ﺩﺭ ﺁﺏ بیﺗﻔﺎﻭتی.
ﻭ ﺑﺎقیﻣﺎﻧﺪﻥ ﺑﺮ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺑﯽﻣﺴﺌﻮﻟﯿتی ﺗﺎ ﺍﺫﺍﻥ ﺻﺒﺢ.

ﭼﻪ ﻓﺮقی ﻣﯽﮐﻨﺪ #ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ
ﯾﺎ ﺗﯿﺮ ﯾﺎ ﺟﻮﻻﯼ. ﻫﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺩﺳتی ﺭﺍ ﮔﺮﻓتی، ﺩلی ﺭﺍ به‌دﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﯼ، ﺍﺷکی ﺭﺍ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﯼ، ﺍﻧﺴﺎنی.

ﺭﻭﺯﻩ #ﭘﺮﻫﯿﺰ ﺑﮕﯿریم
ﭘﺮﻫﯿﺰ ﺍﺯ ﻗﻀﺎﻭﺕ، ﺩﺭﻭﻍ، ﺭﯾﺎ، ﺗﻬﻤﺖ
حسادت، ﺩﻭﺭﻭیی، ﻧﯿﺮﻧﮓ. ﻭﮔﺮﻧﻪ ﺗﺎ
ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎیی ﺑﻮﺩﻩﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ
ﮔﺮﺳﻨگی ﮐﺸﯿﺪﻩﺍﻧﺪ
ﻭلی ﻫﺮﮔﺰ ﺭﻭﺯﻩ نبوده اند

🍃 @leanstrategy
دوره آموزشی مدیریت با استراتژی ناب تمدید شد.
برای ثبت نام در این دوره از طریق راههای درج شده زیر همین بنر با ما در ارتباط باشید.
☝🏻☝🏻☝🏻

🍃 @leanstrategy
الاغ باهوش

یک گروه از اعضای هیات علمی و دانشجویان دانشگاه با گروهی از کشاورزان سنتی در یک منطقه بسیار عقب مانده مکزیک کار می کردند. این گروه می خواستند به بهتر شدن محصولاتشان کمک کنند. دهقان ها از این همکاری استقبال کردند و تصمیم بر این شد تا با حفر یک کانال بزرگ آب را از منبع اصلی به طرف مزرعه بیاورند و با کانال های کوچک تر آب را میان مزرعه ها تقسیم کنند. برای این کار می بایست مناسب ترین مسیرها را برای مزرعه هایشان که روی تپه قرار داشت تعیین کنند. دانشگاهیان تصمیم گرفتند تا با استفاده از ابزارهای اندازه گیری که میبایست از دانشگاه بیاورند این کار را برایشان انجام دهند.
دهقان ها گفتند که این ابزارها لازم نیست و اگر یک الاغ را در جایی از تپه ببندند و مقداری علف را در جای دیگری از تپه قرار دهند و الاغ را آزاد کنند، حیوان مناسبترین مسیر را برای رسیدن به علف انتخاب خواهد کرد. دانشگاهیان به این‌ گفته تردید داشتند، و ابزارهای خودشان را آوردند. آنها رفتار الاغ را آزمایش کردند و مشاهده کردند که نتیجه همان بود که ابزارها نشان می دادند.

نتیجه:
۱. هرقدر انسان به دانسته های خودش بیشتر افتخار کند با دشواری بیشتری از دیگران می آموزد، به ویژه اگر آن دیگران با موضوع بیگانه باشند.

۲. معمولا تصور می شود که بهترین راه برای انجام یک کار سخت ترین راه است!

منبع: کتاب هنرحل مسئله

🍃 @leanstrategy
۳۲۰ کوهنورد در یک صف درلبه دره معروف به دره مرگ برای فتح بلندترین قله جهان (اورست)

🍃 @leanstrategy
۵ راه شگفت‌زده کردن مشتریان

قبل از شروع هر کاری،‌ از خود بپرسید «آیا کاری که می‌کنید قابلیت تاثیرگذاری بر مشتری‌ها را دارد؟» اگر نتوانید جواب این سوال را پیدا کنید، به احتمال زیاد کسب‌وکارتان مشتریان ثابتی نخواهد داشت.

تاثیرگذار بودن کسب‌وکارهای کوچک به قدری مهم است که باید یکی از اصل‌های ارتباط شما و مشتری‌ها باشد. چرا؟ زیرا اگر بتوانید آن‌ها را تحت تاثیر قرار بدهید، مشتری‌های ثابتی پیدا خواهید کرد که آن‌ها نیز با تعریف کردن از برند شما باعث جذب مشتری‌های جدید می‌شوند.

اکنون سوال اینجاست که چگونه مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار دهید؟ اگر شما مشتری‌هایتان را بشناسید، متوجه می‌شوید چه چیزی آن‌ها را شگفت‌زده می‌کند. با توجه به نکات زیر، شما می‌توانید عامل تاثیرگذار مخصوص کسب‌وکار خود را پیدا کنید.

۱. استفاده از دست‌خط خودتان

چه چیزی به مشتری‌ها نشان می‌دهد که شما برای آن‌ها وقت بیشتری گذاشته‌اید؟ یک دست‌نوشته! ما این روزها به ندرت یادداشت یا دست‌نوشته دریافت می‌کنیم؛ اما حتما به یاد می‌آورید که وقتی از دوستان کارت پستال یا نوشته‌ای دریافت می‌کردید،‌ چقدر هیجان‌زده می‌شدید. «ایتسی» سفارش من را با این یادداشت تحویل داد: «ممنون کیمبرلی، امیدوارم از خریدت لذت ببری!» من بسیار تحت تاثیر قرار گرفتم و به سرعت عکسش را در «اسنپ چت» به اشتراک گذاشتم. این کار نیازمند اختصاص دادن وقت بیشتر برای هر مشتری است اما نتیجه بسیار خوبی خواهد داشت.

۲. اهمیت بسته‌بندی

در سال ۲۰۱۶، ۵۱ درصد از خریدها به صورت آنلاین بود. سفارش‌های آنلاین باید برای مشتری‌ها ارسال شوند، بنابراین بسته‌بندی آن‌ها باید متفاوت باشد. کاری کنید که باز کردن بسته‌بندی به یک لحظه خاطره‌انگیز تبدیل شود. زمانی که از یک شرکت محلی جواهری خریدم، آن را در یک کیسه کوچک که در جعبه‌ای براق قرار داشت، به همراه یک بروشور کوچک درباره شرکت و چند برچسب تحویل دادند. همه چیز طوری طراحی شده بود که باز کردن بسته‌بندی را جذاب‌تر کند. شما هم با دقت در بسته‌بندی می‌توانید مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار دهید.

۳. اعتماد به مشتری

گاهی اوقات اعتمادکردن به مشتری‌ها می‌تواند بهترین راه برای تحت تاثیر قرار دادن آن‌ها باشد. سرپرست بازاریابی ما، ‌کوین اسرج، یک آباژور از یک شرکت لوازم خانگی خریده بود؛ بعد از باز کردن بسته‌بندی متوجه شد یکی از پایه‌ها کمی آسیب دیده است؛ او با شرکت تماس گرفت، در حالی که هنوز تردید داشت، زیرا به احتمال زیاد باید برای برگرداندن آن بسته بزرگ به شرکت هزینه‌ای پرداخت می‌کرد: اما در کمال تعجب آن‌ها جنس جدیدی ارسال کردند و جنس قبلی را برای اثبات از مشتری نخواستند. آن‌ها همه چیز را برای مشتری آسان کرده بودند. واضح است که این کار هر کسی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و او را برای خریدهای بعدی مشتاق‌تر می‌کند.

۴. هدیه‌ها تاثیرگذارند

مردم عاشق وسایل مجانی هستند، اما تاثیر یک هدیه دور از انتظار و هوشمند بسیار بیشتر است. سال گذشته یکی از دوستانم دندان عقلش را کشیده بود. کشیدن دندان معمولا تجربه جالبی نیست اما بسته‌ای که در روز بعد دریافت کرد این تجربه را برای او کمی خوشایندتر کرد. درون بسته یک کارت هدیه ده دلاری برای خرید ماست یخ‌زده و یک یادداشت از دندان‌پزشکش بود. او نوشته بود که ماست یخ‌زده به بهبود درد لثه‌هایش کمک خواهد کرد. حتما شما می‌توانید واکنش ما و دوستم را تصور کنید،‌ بله ما بسیار شگفت‌زده شدیم.

۵. و حالا کمی تفاوت

مردم زمانی تحت تاثیر قرار می‌گیرند که شما کارهای معمولی را به صورت خارق‌العاده انجام دهید. همه ما از خراب شدن وسیله محبوبمان پس از کمی استفاده نا امید می‌شویم. معمولا مشتری باید به دنبال رسید خرید بگردد تا اگر کالا هنوز شامل گارانتی می‌شود آن را تعویض کند. اما یک کارخانه چاقوسازی در سن‌دی‌گو (این کارخانه متعلق به دو فرد با تجربه است که برای ارتش چاقو می‌سازند) عکس‌العمل متفاوتی دارد؛ آن‌ها به محصولات خود اعتماد زیادی دارند، بنابراین چاقوهای آن‌ها گارانتی مادام‌العمر دارند؛‌ آن‌ها با این تفاوت مشتری‌ها را تحت تاثیر قرار می‌دهند.


🍃 @leanstrategy
شش گام برای مدیریت یک کارمند ناراضی

کارمندان ناراضی افرادی هستند که مدیران ناگزیر با آنها سر و کار دارند. مشکل اصلی در ارتباط با کارمندان ناراضی این است که آنها می‌توانند یک خطرپذیری یا ریسک بزرگ را به شرکت شما وارد کنند. پس:

۱. حرفه‌ای عمل کنید؛
صرف‌نظر از این که کارمندان ناراضی چگونه رفتار می‌‌ کنند شما در مقابل آنها هیجانات خود را کنترل کرده و کاملاً منطقی و حرفه ای عمل کنید.

۲. اجازه ندهید که مسأله ای جدی شود؛
وقتی برای اولین بار متوجه می‌ شوید که کارمند ناراضی وجود دارد؛ پشت گوش نیندازید و فوراً نسبت به حل این مشکل اقدام کنید.

۳. این مسأله‌ را خصوصی نگه دارید؛
بجای مواجهه با یک کارمند ناخرسند در مقابل دیدگان همه‌ ترتیبی بدهید که این رویارویی بسیار خصوصی‌تر اتفاق بیفتد مثلاً در یک دفتر خصوصی.

۴. همه چیز را مستند کنید؛
امروزه گاهی دادخواهی برای کم‌مایه‌ترین دلایل و پیش پا افتاده‌ترین مسائل اتفاق می‌افتد. ضمن اینکه مستند سازی برای ثبت تجربیات ضرورت دارد.

۵. به آنها قدرت و اختیار ندهید؛
مادام که کارمندان ناراضی از انجام امور بنحو شایسته و معمول قصور ورزند یا کاری کنند که شرکت دچار کاهش سرعت شود به آنها قدرت و اختیار عمل ندهید.

۶. دستیار و مشاور انتخاب کنید؛
اگر احساس می‌کنید که کارمندی بتواند معضل جاری را تا حد یک مشکل خطرناک و حل‌نشدنی بالا ببرد، در انتخاب یک دستیار یا مشاور تردید نکنید.

کلام آخر:
در هر حال ممکن است این اتفاق برای شما هم بیفتد و مدیریت صحیح شما می‌تواند کمک کند تا از موقعیت‌هایی که بالقوه خطرناک و فراگیر هستند، اجتناب کنید. هیچ کسی نمی‌خواهد سر و کارش با کارمندان ناراضی باشد، اما دیر یا زود با این بخش از کار نیز مواجه خواهید شد. پس بهتر است همواره آماده یک رویارویی مناسب و درخور باشید.


🍃 @leanstrategy
💫💫💫داشتم به میهمانم میگفتم :
اگر راحت تر است رویه نایلونی روی مبل های سفید را بردارم ؛ البته اراده کرده بودم قبل از رسیدنشان برشان دارم ؛ او تعارف کرد و گفت :
راحت است ؛ من اما گرمم شد و برش داشتم ؛ بعد یک دفعه حس کردم چقدر راحت تر است !
سه سالی می شد خریدمشان اما هیچ لک و ضربه ای بر آنها نیفتاده
اگر چه بیشتر اوقات بدلیل ماندن همین روپوش نایلونی بر رویشان از لذت راحتی شان محروم مانده ام .
بعد یاد همه روکش های زندگی خودم و اطرافیانم افتادم ؛ روکش روی ...
موبایل ها
شیشه ها
صندلی های ماشین
کنترل های تلویزیون
روکش روی لباس های کمد و ...

که همه این روکش ها دال بر دو نکته است :
یا بر نالایقی خود باور داریم
یا اینکه قرار است چنین چیزهای بی ارزشی را به ارث بگذاریم

هر روز در روابط روزمره امان همین روکش ها را بر رفتارمان می گذاریم
تا فلانی نفهمد عصبانی هستیم
تا فلانی نفهمد چقدر خوشحالیم
تا فلانی نفهمد چقدر شکست خورده ایم

نقاب ها و روکش ها را استفاده می کنیم برای اینکه اعتقاد داریم ؛ اینگونه شخصیت اجتماعی ما برای یک روز مبادا بهتر است
کدام روز مبادا ؟! زندگی همین امروز است

🍃 @leanstrategy
اشتباه های بزرگ زبان بدن

"زبان بدن یک ابزار بسیار قدرتمند است. ما قبل از اینکه سخن بگوییم، زبان بدنمان سخن می گوید، و ظاهرا ۸۰ درصد از آنچه در یک محاوره می فهمید با زبان بدن خوانده می شود نه کلمات!"

دبورا بول؛ نویسنده و مدیر خانه اپرای سلطنتی میگوید:
بدن ما زبان خاص خودش را دارد و حرف هایی که می زند همیشه خوب و خوشایند نیست. زبان بدنتان احتمالا جزئی از شخصیت شما گشته، و این نکته ایست که ممکن است تا به حال به آن فکر نکرده باشید. اگر این موضوع درست باشد، وقت آن رسیده تا فکری به حال آن کنید چرا که ممکن است حرفه و شغل خود را از بین ببرید.

شرکت تَلنت اسمارت با آزمایش بیش از یک میلیون آدم دریافت 90 درصد از آنهایی که دارای هوش عاطفی/هیجانی بالا هستند، واقف به قدرت سیگنال های غیر گفتاری خود در ارتباطات می باشند. دکتر تراویس برادبری رئیس این شرکت می نویسد؛ وقتی دارید سخت کار می کنید و برای رسیدن به هدفتان هر کاری انجام می دهید، هر چیزی که موجب پیشرفت شما می شود، قدرتمند بوده و راه شما برای رسیدن به موفقیت را هموار می سازد. فقط حواستان باشد که قربانی هیچ یک از اشتباهات فاحش زبان بدن که در ذیل می آید نشوید:

۱. ژست اغراق آمیز؛ باعث می شود که شما در حال بسط دادن واقعیت (خالی بندی) دیده شوید. بهتر است دست های خود را آزاد کرده و کف دستتان را نشان دهید تا با این کار نشان دهید که چیزی برای مخفی کردن ندارید.

۲. دست به سینه؛ یک سد فیزیکی ایجاد می کند و نشان از آن است که در مواجهه با حرفی که طرف مقابل می زند باز و پذیرا نیستید. فرقی نمی کند که گفتگوی شما لذت بخش بوده و لبخند بزنید چرا که طرف مقابلتان این حس را پیدا می کند که می خواهید او را در محاوره مغلوب کنید. حتی اگر شما در حالت دست به سینه راحت تر هستید، برای ارتباط برقرار کردن بهتر باید این ژست را عوض کنید.

۳. نا هماهنگی؛ میان حرف ها و وضعیت فیزیکی بدنتان موجب می شود که طرف مقابل حس کند که یک جای کار ایراد دارد و این سوء ظن در او ایجاد شود که در صدد فریب او می باشید، هر چند که ندانید چرا و چگونه. به عنوان مثال، یک لبخند عصبی و رد کردن یک پیشنهاد در یک محاوره به شما کمک نمی کند چیزی را که می خواهید بدست آورید بلکه طرف مقابل را بر آن میدارد که نتواند با شما کار کند؛ چرا که او فکر می کند چیز دیگری در نظر دارید.

۴. فاصله گرفتن و دور ایستادن از دیگران؛ یا وارد نشدن در گفتگو حاکی از آن است که شما به بحث پیش رو علاقه ای نداشته و راحت نیستید و احتمالا حتی به گوینده ی سخن اعتمادی ندارید. سعی کنید وارد گفتگو با کسی که سخن می گوید شده و به نشان گوش دادن به حرف های او سر خود را آرام تکان دهید. این نشان دهنده تمرکز و توجه کامل شما به وی می باشد.

۵. خمیده و افتاده بودن؛ نشان دهنده این است که خسته شده و هیچ علاقه ای به جایی که در آن هستید ندارید. شما هیچ وقت به رئیستان نمی گویید: "من نمی فهمم چرا باید به حرف های تو گوش بدم"، اما اگر خمیده باشید، لزومی به گفتن آن نیست چرا که وضعیت بدنتان با صدای بلند و خیلی شفاف این حرف را می گوید!

"مغز انسان قدرت جسم را با فضایی که وضعیت بدنی طرف مقابل وی در آن اشغال می کند، یکسان می کند! صاف ایستادن و به عقب کشیدن شانه ها یک حالت قدرتمندانه است. این وضعیت فضای بیشتری از مغز طرف مقابل را پر می کند و بر عکس آن وقتی شانه ها افتاده، فضای کمتر را اشغال کرده و منعکس کننده قدرت کمتر است. حفظ حالت خوب؛ فرمان به احترام بیشتر داده و تعهد دو طرف در محاوره را ارتقا می دهد."

۶. اجتناب از تماس چشمی؛ ایجاد کننده حالتی است که دارید چیزی را مخفی می کنید و این سوء ظن را بر می انگیزد. کمبود تماس چشمی همچنین حاکی از فقدان اعتماد به نفس و علاقمندی بوده که شما خواهان ارتباط در یک جلسه کاری نیستید. ارتباط چشمی پایدار، از سوی دیگر، به معنای فرافرستادن اعتماد به نفس، رهبری، قدرت، و هوش است...

منبع:هنر مدیریت

🍃 @leanstrategy
چگونه درخواست افزایش حقوق موفقیت آمیزی داشته باشیم؟

درخواست پول کردن کار سختی است زیرا از طرفی دوست ندارید ناسپاس، پر توقع و سمج نشان داده شوید و از طرف دیگر اگر بدانید جواب تان «خیر» است هرگز آن را مطرح نخواهید کرد.

شما با این که فکر می کنید ارزش تان بیشتر است یا به پول بیشتری نیاز دارید، هرگز درخواست افزایش حقوق تان را مطرح نکرده و هرگز آن را دریافت نمی کنید.

این رفتار به همین شکل ادامه می یابد تا اینکه به دنبال موقعیت بهتر آنجا را ترک می کنید. هفته ها به دنبال کار می گردید و سختی های زیادی می کشید. یا کار ایده آل را به دست می آورید یا خیر. این احتمال 50-50 است. به جای این کار می توانید با رعایت نکات زیر درخواست درستی ارائه داده و با افزایش حقوق تان از اتاق مدیر بیرون بیایید.

در زمان درست اقدام کنید
بیشتر مردم در زمان نادرستی این درخواست را ارائه می دهند. برای مثال زمانی که از شرکت ناراضی هستند یا می خواهند آنجا را ترک کنند. آنها به دنبال دلیل دیگری برای ماندن هستند و آن دلیل پول است. در این هنگام طرز تفکری که فرد با آن وارد اتاق مدیر می شود این است که «آنها قدر من را نمی دانند» و این فکر منفی او را به هیچ جایی نمی رساند. بهترین زمان برای درخواست افزایش حقوق زمانی است که کاری را به شکل مناسب انجام داده اید و رئیس تان از آن خوشحال است.
تنها زمانی درخواست کنید که همه چیز عالی پیش رفته است.

باید زمان بندی تان را با شرکت هماهنگ کنید. مثلا در آخر سال که بودجه ی سال بعد شرکت را می نویسند زمان مناسبی برای این کار نیست. وقتی که به شما مسئولیت بیشتری داده می شود یا کار بزرگی انجام می دهید بهترین زمان برای این درخواست است زیرا مدیر به خوبی به ارزش های شما آگاه شده است.

ارزش خود را بدانید
به یاد داشته باشید که هرگز با خواستن پول بیشتر نمی توانید به آن دست پیدا کنید. همه می خواهند پول بیشتری داشته باشند. از این رو باید تحقیق کنید. آیا کسانی که سطح مهارت های شان مانند شماست نیز همین مقدار پول دریافت می کنند؟ بهتر است درخواست تان منطقی باشد.

باید مانند مدیر تان فکر کنید. آیا توانسته اید کار مؤثری برای شرکت انجام دهید؟ مشتری ها از رفتار شما راضی هستند؟ آیا ایده ی پول آوری به شرکت ارائه داده اید؟ چه کاری برای شرکت کرده اید؟ اگر مدیر متوجه این کارهای شما نشده، وظیفه ی شماست که او را با این حقایق رو به رو کنید.

کنترل تان را از دست ندهید
داد نزنید و از تهدید یا لغات بد استفاده نکنید. باید شخصیت عالی و متعهدی را به مدیرتان نشان دهید. با رعایت اخلاق، نتیجه ی بهتری عایدتان خواهد شد.

مسئولیت بیشتری قبول کنید
هر شرکتی باید کارهای مشخصی را به پایان برساند و حقوق کارمندانش را پرداخت کند. شاید اگر مسئولیت بیشتری را قبول کنید بتوانید نیاز شرکت به استخدام دیگری را رفع کرده و حقوق بیشتری دریافت کنید. با این کار هم شرکت لازم نیست پول بیشتری برای استخدام فرد جدید پرداخت کند هم شما به حقوق بیشتری دست می یابید.

اگر جواب «خیر» است دست خالی بیرون نیایید!
اگر همه ی این استراتژی ها با شکست مواجه شد مطمئنا در موقعیت سنگینی خواهید بود. از مدیر بپرسید که شما را راهنمایی کند که چه کاری می توانید انجام دهید تا در آینده به حقوق بیشتری دست پیدا کنید. با این کار سنگینی فضا از بین می رود.

درخواست افزایش حقوق کار آسانی نیست اما با رعایت این نکات می توانید شرایط خوبی فراهم کرده و شاید بار دیگر راحت تر این درخواست را ارائه دهید.


🍃 @leanstrategy
🔴 مفهوم هزینه فرصت

⭕️▪️میلتون فریدمن برنده جایزه نوبل مي گوید:چیزی به عنوان ناهار رایگان وجود ندارد.

تصور کنید پیتزا فروشی همسايه در موقع ناهار پيتزا و نوشابه را صفر تومان می فروشد. خیلی خوب است نه؟
ولی این ناهار رایگان نیست!!

چرا⁉️
دلیلش این است که ممكن است این پیتزا و نوشابه هزينه پولي نداشته باشد،اما در واقع هر موقعيتي كه شما را وادار می کند که يك انتخاب را انجام دهيد نتيجه اش يك هزينه فرصت است یعنی انتخاب شما در خوردن پیتزا در همسایگی تان به این معنی است که در حال از دست دادن فرصت ناهار خوردن در جاهای دیگر هستيد.

شما ممکن است چند ساعت از شب را صرف تلگرام کردن و پیغام گذاشتن براي دوستانتان كنيد و هیچ پولی بابت این کار ندهيد.

به این ترتیب ممکن است فکر كنيد كه تلگرام رایگان است،اما واقعیت این است که این کار هم هزینه اي دارد.

به این فکر کنید که با وقت گذاشتن پای تلگرام چه فرصتي را از دست مي دهيد؟

🔆مفهوم بنیادی و مهم به نام هزینه فرصت:

هزینه فرصت بدين معناست که هرگاه ما تصمیم به استفاده از یک منبع می‌گیریم، در واقع ما از فرصت استفاده کردن از آن منبع در جایی دیگر و به شکلی دیگر، چشم پوشی کرده‌ایم.

فرض کنید شما تصمیم می‌گیرید برای ادامه تحصیل دهید و کارشناسی ارشد بگیرید،فرضا هزینه‌های شما اعم از هزینه رفت‌وآمد و خرید کتاب ها و…معادل با X میلیون تومان باشد.
آیا هزینه رفتن شما به دانشگاه همین مقدار خواهد بود؟

مسلماً اینطور نیست،شما همچنین باید هزینه فرصتِ هایی که از دست می دهید را نیز محاسبه کنید.

اگر شما همین زمان را کار می کردید می‌توانستید درآمدی معادل با 2X میلیون تومان داشته باشید، پس هزینه واقعیِ تحصیل شما می شود:

هزینه های مستقیم و آشکار + هزینه فرصت از دست دادن یک کار با درآمد 2X میلیونی.

🔆هزینه های فرصت ضمنی و فرار هستند‼️

خواست هاي نامحدود در مواجهه با منابع محدود، ما را در وضعیتي قرار مي دهد كه بايد مدام انتخاب کنیم.

در سطح ملی نیز هزینه فرصت منابعی كه در بخش بهداشت و درمان صرف مي شود فرصت از دست رفته براي هزینه کرد پول در آموزش و پرورش است.


هر زمان که منبعی(R)را به چیزی(A)تخصیص می دهید، هزینه فرصت آن را حساب کنید.

💡زمان، پول، خانه، مغازه، برند،اعتبار، تجهیزات، اطلاعات و ارتباطات منابع شما هستند.

برای هر کاری که آن ها را به کار می گیرید از خود بپرسید که من به جز این کار چه استفاده های دیگری از آن می توانم بکنم؟

🔆بالاترین بازده بین کارهای مختلف می شود هزینه فرصت شما.

حالا باز هم منطقی است که آن منبع (R) را به فعالیت (A) تخصیص دهید.
آنگاه خواهید دید که چقدر راحت از زمان مان را هدر می دادیم،بی مورد از اعتبارمان خرج می کردیم، بی منطق از مغازه مان استفاده می کردیم./ترفند مدیریت

🍃 @leanstrategy
معرفی دوره ای بی نظیر با صدای استاد

🍃 @leanstrategy
گاهی اوقات بهتر است همه چیز را آن طور که هست نگاه کرد، اندوه را آزاد گذاشت تا دوره‌اش را بگذراند...
اما اگر از دست آدم برآید ، البته که خوشحال بودن مهم‌ترین موهبت دنیاست!
به هر شکلی که باشد خوشحال بودن نقش مهمی در خوشبخت بودن دارد...

🍃 @leanstrategy