مذاکره ناب – Telegram
مذاکره ناب
640 subscribers
1.6K photos
270 videos
42 files
284 links
Admin :

@tabatabamohsen

برگزاریِ دوره هایِ سازمانی برای ارتقای مدیران و کارشناسان
اصول و فنون مذاکره ،
ارتباط موثر ،
مدیریتِ استراتژیک ،
تفکر سیستمی ،
مدیریت تعارض ،
الفنت کوچینگ
همراه : 09121385503
شماره یِ دفتر : 02126652634
Download Telegram
سالها بود که میخوﺍستم اﺯ فردﺍ شروع کنم، اما همیشه فردﺍ یک رﻭﺯ ﺍز من جلوتر بوﺩ؛ سال ها گذشت تا فهمیدم باید اﺯ همین الاﻥ شرﻭع کنم!

#ﺩيل_كاﺭنگى

🌞 @leanstrategy
کارخانه ها در آینده فقط دو کارمند خواهند داشت، یک انسان و یک سگ. انسان آنجا خواهد بود تا به سگ غذا دهد. سگ آنجا خواهد بود تا نگذارد انسان دست به تجهیزات بزند.

وارن بنیس

🌞 @leanstrategy
10 کار مدیران چابک

1- کار کمتر:
کار در جریان را در سطح سبد محصول محدود کنید، اتلاف را حذف نمایید، تمرکز ایجاد کنید، کارهای موازی کمتری انجام دهید، مسائل را ساده نگاه دارید.

2- اکتشاف و تطبیق:
به جای دنبال کردن برنامه ای مشخص، اکتشاف کنید و خود را با آموخته هایتان تطبیق دهید.

3- یادگیری سریع:
چرخه های بازخورد را کوتاه کنید، تحملِ پذیرش اشتباهات را داشته باشید و برای یادگیری و بهبود مستمر ارزش قائل شوید.

4- یک تیم، یک هدف:
برای جلوگیری از انباشته شدن کارها، تیمهایی محصول محور ، متحد و چندتخصصی با هدفی مشترک تشکیل دهید و سیاسی کاری را سرکوب کنید.

5- تمرکز روی ارزش:
به جای هزینه، روی ارزش تمرکز کنید، ارزش را هر چه زودتر و به تدریج تحویل دهید و روی ساخت محصولِ درست تمرکز کنید.

6- توانمندسازی تیمها:
با الهام بخشیدن و تعامل با تیمها، فرصتی برای ایجاد محرک های ذاتی مانند اختیار ، تسلط و هدف فراهم کنید.

7- پذیرش واقعیت های سخت:
در پذیرش مشکلات و واقعیت های سخت باز عمل کنید و تیم خود را در حل مشکلات یاری و حمایت نمایید و همواره به یاد داشته باشید که چابکی مشکلات شما را حل نمیکند، بلکه آنها را برایتان نمایان می سازد.

8- افکار بزرگ، شروع کوچک:
چشم اندازی بزرگ داشته باشید ولی آنرا در بخش های کوچک تحویل دهید.

9- همکاری:
نقش خود را به خوبی ایفا نمایید و اعضای تیم خود را حمایت کنید و به افراد فرصت دهید که حضوری فعال در پروژه ها داشته باشند.

10- رهبری نمونه بودن :
ابتدا خود چابک باشید، از تکنیک های آن استفاده کنید، اصول چابکی را به معرض نمایش قرار دهید و مانند رهبری خدمتگزار رفتار نمایید.


🌞 @leanstrategy
زندگی مسابقه نیست.

نمودار بالا،میانگین سنی اولین کارِ بزرگ و تاثیرگذاری است که افراد در هر حرفه‌ای انجام می‌دهند.میانگین کلی این موضوع37سال است.یعنی به طور کلی ما در37سالگی اولین کار بزرگ زندگی حرفه‌ای خود را انجام می‌دهیم. یا مثلا پزشکان، مهندسین و وکلا به طور میانگین در41سالگی اوج موفقیت را می‌بینند.

چه بسیار افراد که فکر می‌کنند باید تا 25 یا نهایت 30 سالگی به اوج برسند و غیر از این باشد خود را یک بازنده می‌بینند. چه بسیار والدینی که با همین نگاه، زندگی را یک عمر بر فرزندان خود زهر می‌کنند و وی هر چه قدر هم که بدرخشد بازهم فکر می‌کند که دیر رسیده و سرزنش والدین را با خود حمل می‌کند.

علاوه بر این نمودار،نتیجه تحقیقات اخیر دانشگاهMIT،نشان می‌دهد که استارتاپ‌های موفق و کسب و کارهای پر سود به طور میانگین در سن42 تا 45سالگی بنیانگذارانشان تاسیس شده‌اند.

🔹 پس دفعه بعدی که یکی از والدهای درونی یا بیرونیتان داشت شما را با دیگران مقایسه می‌کرد که در18 سالگی از توی28ساله جلوتر است، صرفا لبخند بزنید و یاد این مطلب بیافتید.

محمدرضا بحرینیان،بنیانگذار شرکت رابین

🌞 @leanstrategy
👌🏻👌🏻👌🏻

🌞 @leanstrategy
Forwarded from مذاکره ناب
دوره BP توانمند سازی مدیران با دکتر طباطبایی

در حال ثبت نام

❄️ @leanstrategy
اعتماد به نفس برای یک چانه‌زنی موفق کافی نیست

همه می‌دانند که برای چانه‌زنی در مورد اضافه حقوق یا ارتقای شغلی، داشتن اعتماد به نفس ضروری است. اما به جز اعتماد به نفس، عوامل شناختی دیگری هم وجود دارد که افراد را هنگام مذاکره در مورد یک موضوع، به عقب می‌راند.

مثلا تحقیقات نشان می‌دهد بیشتر زنان اگر اشتباهی در محیط کار مرتکب شوند، فکر می‌کنند دلیل آن نداشتن مهارت‌های لازم بوده است. اما اگر به یک دستاورد حرفه‌ای برسند، آن را شانسی می‌دانند. بدتر آن است که در بررسی عملکرد کارکنان، این چرخه بازخورد منفی به قضاوت‌های تبعیض‌آمیز منجر می‌شود.

برای غلبه بر این موانع چه باید کرد؟ ضمن اینکه فرد باید همه دلایلی را که شایسته افزایش حقوق یا ارتقای شغلی است به خودش یادآوری کند، باید نگاهش را به چانه‌زنی‌های پرتنش تغییر دهد و بر سه حوزه متمرکز شود:

۱. تمرین، تمرین و تمرین:

وقتی تصمیم گرفتید در مذاکره با مدیرتان چه بگویید، بیان آن جملات را با دوست یا همکار نزدیک‌تان تمرین کنید. این کار علاوه بر اینکه اضطرابتان را هنگام مواجه شدن با مدیر کم می‌کند، باعث می‌شود از نظرات یا انتقادات کسی که با او تمرین می‌کنید، بهره ببرید.

۲. اضطراب‌تان را بپذیرید:

صحبت کردن در مورد افزایش حقوق یا ارتقای شغلی ذاتا کار پراسترسی است و وقتی به دل چنین مذاکره‌ای می‌روید، این اضطراب چند برابر می‌شود. به جای اینکه این واکنش‌های روانی را یک امر منفی بدانید، به خودتان القا کنید که چنین حسی طبیعی است. به خودتان بگویید حتما می‌خواهید کار مهمی انجام دهید که بدنتان چنین واکنشی نشان داده و به این ترتیب، حس‌تان را مثبت کنید.

۳. از وسواس فکری پرهیز کنید:

به ساعت نگاه می‌کنید و می‌بینید یک ربع دیگر به قرارتان با رئیس برای صحبت در مورد افزایش حقوق باقی مانده است. چیزهایی که قرار است بگویید را برای آخرین بار با خودتان مرور می‌کنید، درست است؟ خیر، اشتباه است. دقایقی مانده به شروع جلسه، وقت آماده شدن نیست؛ بلکه از این زمان برای خالی کردن ذهن‌تان استفاده کنید. مثلا به موسیقی محبوب‌تان گوش دهید، پیاده‌روی کوتاهی داشته باشید یا هر کاری که لازم است برای آرامش‌تان انجام دهید.

منبع: Fast Company

🌞 @leanstrategy
استخدام مربی برای مدیران یکی از روندهای مرسوم در دهه‌های اخیر در جهان است. مدیران پیش از استخدام مربی باید برای این مرحله آماده باشند.

در سال‌های اخیر اقدام برای جذب مربی برای مدیران کسب‌وکارها افزایش چشمگیری داشته است. اگرچه این روند عموما در کشورهای توسعه‌یافته مانند آمریکا در حال رشد است، اما توسعه‌ی تجارت و کسب‌وکارهای جهانی، نفوذ آن به کشورهای دیگر را نیز غیر قابل اجتناب کرده است. به‌عنوان مثال در سال گذشته فقط در ایالات متحده‌ی آمریکا حدود یک میلیارد دلار هزینه برای استخدام مربیان شخصی، کاری و مدیریتی هزینه شده که افزایش حدود ۲۰ درصدی نسبت به پنج سال گذشته را نشان می‌دهد. آمار دیگر، رشد ۶۰ درصدی تعداد مربیان کسب‌وکار از سال ۲۰۰۷ تاکنون را نشان می‌دهد.

🌞 @leanstrategy
نمی‌توان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت!

مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت می‌گذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار می‌افتد. برای مثال به‌دلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن می‌افتد و کارمند جوان و بی‌تجربه‌ای را انتخاب می‌کند.

با این حال نمی‌توان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمی‌آیند.

در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی می‌پردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب می‌شوند.

۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه می‌گیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت می‌دانند و ترجیح می‌دهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروه‌هایی کنند که به آنها اعتماد داشته و می‌دانند که از عهده مدیریت کارها بر می‌آیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیم‌ها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر به‌منظور تمرکز و یافتن راه‌حل برای مسائل مهم کمک می‌گیرد.

۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندی‌های شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرف‌هایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت می‌دهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال می‌خواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداش‌های کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتاده‌ای اهمیت نمی‌دهند.

۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار می‌کنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالب‌تر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست می‌دهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سخت‌تر از گذشته کار می‌کنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر می‌شوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک می‌کنند.

۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارت‌های مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل می‌شود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت می‌گذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روش‌هایی را به‌کار می‌برند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده می‌کردند. به تاکتیک‌هایی که دارای انگیزه بوده فکر می‌کنند و تاکتیک‌های دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیم‌گیری می‌کنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راه‌هایی برای تقویت کارآیی خود هستند.

منبع: Forbes
هنر مدیریت

🌞 @leanstrategy
🔶 ⁣دوره‌ی آموزشی مدیریت ناب، راهبری خویشتن

⁣ مهارت‌های ارتباطی
هدف‌گذاری شخصی
برنامه‌ریزی توسعه فردی

🗓 از⁣ ۳ مرداد ⁣ تهران⁣
ثبت‌نام در دوره: ⁣evnd.co/aEW0U

@evandchannel
۱۰ توصیه برای کسب و کار در بحران اقتصادی

۱- وارد هیچ قرض، بدهی و فعالیت های ریسکی جدیدی نشیم.

۲- ترجیحا فقط با بهترین و وفادار ترین مشتری هامون همکاری کنیم که البته خیلی بستگی به شرکت داره.

۳- مصارف هزینه اضافی را شناسایی و حذف کنیم و تا اونجا که میشه خرید خود را محدود کنیم و فقط به شکل نقدی یا کوتاه مدت فروش داشته باشیم.

۴- مسائل مالی را بیش از پیش ارزیابی و دقت کنیم و حتی پیش بینی های مختلف رو در نظر بگیریم. سختگیری خیلی زیادی در قسمت مالی لازمه.

۵- از زمان آزادی که داریم برای آموزش های علمی و روانی کارکنان برای دوران بحران استفاده کنیم.

۶- از تحقیق و توسعه و نوآوری در فعالیت های فعلی یا جدید غافل نشیم چون این فرآیند متوقف نمیشه. مثل از آب گل آلود ماهی گرفتن میمونه.

۷- از حمایت احساسی و نزدیک شدن تیم به هم غافل نشیم.
بیرون این سازمان شرایط سختی هست ولی داخل شرکت فضا باید دوستانه، بدون استرس و صمیمی باشه. برای این کار، فعالیتهای گروهی خیلی کمک میکنه.

۸- با سختگیری و ریزبینی بیشتری بازاریابی و تبلیغات انجام دهیم و فقط روش هایی ادامه دار باشن که جوابشون رو پس دادن


۹- استانداردهای بالاتری از قبل برای همکاری های جدید داشته باشیم. با هر کسی وارد معامله نشیم چون وضع خیلی ها خرابه ممکنه ما ضرر کنیم.

۱۰- سعی کنیم اخراج افراد جزو آخرین گزینه هامون باشه بخصوص در این اوضاع چون ضررهای عجیبی به روحیه شرکت میزنه.

🌞 @leanstrategy
ویژگی های استارت‌آپ‌ها در مقایسه با کسب‌وکارهای بزرگ

۱. چابکی:

شرکت‌های بزرگ باید مدل ثابتی را برای خود حفظ کرده اما استارت‌آپ، می‌تواند هرآنچه که خواست در کسب‌وکار به اجرا برساند.

⁣۲. ترکیب تیم‌ها:

⁣⁣⁣در استارت‌آپ تیم ممکن است از سه نفر و یا بیشتر تشکیل شده باشد، که به‌شکل نزدیکی در کنار هم هستند.

⁣۳. بروکراسی کمتر:

⁣⁣استارت‌آپ‌ها فاقد بروکراتیک غیرضروری بوده که در شرکت‌های بزرگ در جریان است.

⁣۴. قیمت‌گذاری رقابتی:

راه ⁣استارت‌آپ‌ها برای مذاکره بر سر قیمت باز بوده و مشتریان بیشتری هم با این روش حفظ کنند.

۵. هویت:

⁣⁣⁣استارت‌آپ‌ها از پرسنل کمتری برخوردار هستند و تمایل دارند به هویتی در برند خود دست یابند که برای آن‌ها در‌دسترس بوده.

🌞 @leanstrategy
⬅️ درمانی خاص برای لکنت زبان :

این راه کارها شامل تلاش برای تغییر جنبه های زمانی نا مناسب . سطوح تنش فیزیکی همراه با تولید گفتار است و شامل مدل دهی درمان گر و استفاده از موارد زیر می باشد:
⬅️. سرعت صحبت کردن کند تر (کندی متوسط 160-130 کلمه در دقیقه)
⬅️ مکث های طولانی تر حین تغییر نوبت (تقریبا به طول 1 ثانیه)
⬅️ توضیحات بیشتر (به خصوص درباره موضوعات مورد علاقه ی کودک ارائه شود و سوالات کمتری از کودک پرسیده شود.
⬅️جملات کوتاه تر و ساده تر ( به طول 3 تا 6 کلمه)
⬅️. کمتر گفتار کودک قطع شود.
علاوه بر موارد بالا در هر جلسه، درمانگر تمرینات یا بازی هایی را ایجاد می کند که نقشهای تعاملی خاصی را آموزش می دهند و باعث تسهیل روانی گفتار کودک می شوند. این نقش ها عبارتند از:

• برای دیگران صحبت کنید.
• برای نوبت خود در مکالمه منتظر بمانید.
• در حالی که دیگران صحبت می کنند صحبت نکنید.
• بطور مناسب از رعایت نوبت استفاده کنید.
دلایل استفاده از این نقش ها این است که به وسیله کنترل کردن میزان قطع صحبت، صحبت کردن خارج از نوبت، تصحیح گفتار دیگران در گروه و غیره، کودکان باید تجربه ضرورت های زمانی کمتر را آغاز نمایند که همگی باعث تهسیل روانی وی می شوند. همچنین به کودک کمک می نمابند تا نسبت به اشتباهات گفتاریش پذیرنده تر و بردبار تر رفتار نماید

🌞
@leanstrategy
برنديگ شخصي، قدرت نفوذ
چگونه بر دیگران اثر بگذاریم و در دیگران نفوذ کنیم؟

٣٠٠ سال قبل از میلاد مسیح، ارسطو گفته بود: "ما گفتار نیک مردان را کامل تر و آسان تر از دیگران باور می کنیم."
این یعنی اگر ما منش و شخصیت کسی را قبول داشته باشیم حرف هایش را هم بیشتر می پذیریم.

برای همه ما لازم است که از قدرت و موقعیتی برخوردار باشیم که بتوانیم روی دیگران اثر بگذاریم.
وقتی رئیس هستیم در مورد کارکنان، وقتی معلم هستیم در مورد دانشجویان، وقتی فروشنده هستیم در مورد خریداران، وقتی سیاستمدار هستیم در مورد رای دهندگان و وقتی کارمند هستیم در مورد مافوق!

چه چیزهائی باعث می شود که ما موثرتر و نافذتر باشیم.
چه چیزهائی به ما قدرت می دهد که نظرات دیگران را تغییر دهیم و آنها را با خودمان همراه کنیم.
امروز قدرتمندترین افراد کسانی هستند که می توانند دیگران را قانع و همراه کنند.

یکی از جنبه های مهم در فرآیند اثرگذاری و اقناع ، اعتبار فرستنده پیام یا کسی است که می خواهد اثرگذار باشد.

اگر می خواهیم قدرتمند، اثرگذار و نافذ باشیم:

۱. مردم باید ما را در موضوع مورد نظر متخصص بدانند.

۲. آنها باید ما را خیرخواه خود بدانند. این خیرخواهی را باید قبلا نشان داده و اثبات کرده باشیم.

۳. دیگران باید احساس کنند ما دراین موضوع نفع شخصی نداریم( برای مثال معلمی را در نظر بگیریدکه کتابی را در کلاس درس به دانشجویان معرفی می کند که خودش آن را تالیف یا ترجمه یا منتشر نکرده است).

۴. مردم باید ما را جذاب ببینند و دوست داشته باشند.
اگر خود ما را دوست نداشته باشند دشوار است که نظر و باور ما را دوست بدارند.
استفاده از افراد جذاب و دوست داشتنی در تبلیغات به همین دلیل است.

۵. نباید صراحتا اعلام و تاکید کنیم که می خواهیم دیگران را تحت تاثیر قرار داده و تغییر دهیم.

۶. باید از زبان مشترک با مخاطب برای اثرگذاری بر او استفاده کنیم.
شباهت ما با او ، شانس ما را برای اثرگذاری افزایش می دهد.
تحقیقات نشان داده است که بچه های سیاهپوست ، توصیه های دندانپزشکان سیاهپوست را بیشتر از وقتی می پذیرند که همین توصیه ها توسط دندانپزشک سفید پوست ارائه شود.

۷. هر قدر خود ما به آنچه می گوئیم باورو اطمینان و اشتیاق داشته باشیم، کسب تائید و همراهی دیگران هم راحت تر است، لذا در طرح ایده نباید مردد یا بی تفاوت به نظر برسيم.

منبع هنر مدیریت

🌞 @leanstrategy
مهمترین تصمیمات یک مدیر

در تلاشی برای بررسی تصمیمات مهم رهبران، مؤسسه تحقیقاتی Vistage نظر بیش از ۱۰۰۰ مدیرعامل شرکت ‌های بزرگ با کارایی بالا و کسب ‌و‌ کار‌ های کوچک و متوسط (SMB) را به وسیله این پرسش بررسی کرد: " تصمیم مهم و کلیدی که امسال گرفتید چیست؟ " پاسخ‌ های مدیرعامل ها به ۵ گروه تقسیم شد:

1. مدیریت استعداد‌ها (۳۷%)
برنامه‌ریزی و شناخت استعداد‌ها، مدیریت منابع انسانی، اصلاح نظام پرداخت حقوق، مشارکت و تعهد کارمندان و مدیریت عملکرد.

2. مدیریت مشتری (۲۹.۴%)
پیدا کردن، بدست آوردن و حفظ مشتریان در دنیای دیجیتال جدید.

3. مدیریت مالی (۱۷.۷%)
تجزیه و تحلیل درآمد، هزینه‌ و سود؛ مدیریت و گسترش سرمایه، استفاده از منابع مالی برای دستیابی به اهداف سازمان.

4. اداره‌ عملیات کسب‌و کار (۱۰.۹%)
توسعه زیرساخت‌ کسب ‌و ‌کار، هماهنگی درخواست‌ های مشتری و منابع مربوط به کار، بهینه ‌سازی تجهیزات تولید و زنجیره‌ی تأمین.

5. رهبری (۵%)
انتخاب تاکتیک‌ها، تکنیک‌ها و استراتژی‌ هایی که مدیران عامل را قادر می‌سازد تا دیدگاه خود را به اجرا درآورند یا به اهدافشان دستیابی پیدا کنند.

🌞 @leanstrategy