طوری رفتار کنید انگار مرد ثروتمندی هستید، آنگاه مطمئنا ثروتمند خواهید شد.
طوری رفتار کنید انگار اعتماد به نفس زیادی دارید آنگاه مردم مطمئنا به شما اعتماد خواهند کرد،
طوری رفتار کنید انگار تجربه ی زیادی دارید، آنگاه مردم توصیه های شما را دنبال خواهند کرد.
طوری رفتار کنید انگار موفقیت بزرگی کسب کرده اید انگاه به یقین همانطور که من اینجا ایستاده ام، موفق خواهید شد.
👤 راندا برن
🍂 @leanstrategy
طوری رفتار کنید انگار اعتماد به نفس زیادی دارید آنگاه مردم مطمئنا به شما اعتماد خواهند کرد،
طوری رفتار کنید انگار تجربه ی زیادی دارید، آنگاه مردم توصیه های شما را دنبال خواهند کرد.
طوری رفتار کنید انگار موفقیت بزرگی کسب کرده اید انگاه به یقین همانطور که من اینجا ایستاده ام، موفق خواهید شد.
👤 راندا برن
🍂 @leanstrategy
مذاکره ناب
هوش فروش (SQ) آیا میدانید استراتژی ناب در فروش چیست ؟ آیا میدانید هوش فروش اساسا مربوط به فروش جنس یا خدمت نمی شود ؟ آیا میدانید مسیر حقیقت وجودی شما کدام مسیر است ؟ آیا میدانید معجزه خفته در حقیقت وجودی شما چیست ؟ آیا میدانید برای هدفگذاری صحیح در زندگی…
سلام و عرض ادب خدمت دوستان و همراهان گرامی،
گروه آموزشی خردگستران تصمیم دارد دوره آموزشی هوش فروش با دکتر طباطبایی را در آذر ماه مجددا برگزار کند،
لذا این گروه تصمیم گرفته است که ابتدا شروع ثبت نام این دوره آموزشی را به اعضای محترم کانال استراتژی ناب اطلاع رسانی کند که قبل از پر شدن ظرفیت کلاس بتوانند ثبت نام خود را انجام دهند،
برای مشاوره و ثبت نام از راه های ارتباطی زیر استفاده کنید:
تلفن ثابت:
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
همراه:
۰۹۱۲۰۲۳۶۹۴۳
اینستاگرام:
ktrgoup
🍂 @leanstrategy
گروه آموزشی خردگستران تصمیم دارد دوره آموزشی هوش فروش با دکتر طباطبایی را در آذر ماه مجددا برگزار کند،
لذا این گروه تصمیم گرفته است که ابتدا شروع ثبت نام این دوره آموزشی را به اعضای محترم کانال استراتژی ناب اطلاع رسانی کند که قبل از پر شدن ظرفیت کلاس بتوانند ثبت نام خود را انجام دهند،
برای مشاوره و ثبت نام از راه های ارتباطی زیر استفاده کنید:
تلفن ثابت:
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
همراه:
۰۹۱۲۰۲۳۶۹۴۳
اینستاگرام:
ktrgoup
🍂 @leanstrategy
مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد؟
در بیست سال اخیر، گالوپ با بیش از یک میلیارد مشتری از سراسر جهان مصاحبه کرد و از آنها در مورد اینکه یک مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد پرسید و همانطور که انتظار میرفت توقعات مشتریان از شرکتها، از صنعتی به صنعت دیگر و در هر بخشی متفاوت بود.
اما آنچه در این میان جالب توجهتر بود اینکه همه مشتریان روی چهار مقوله کلیدی بیش از سایر موضوعات تاکید داشتند و در صورت برآورده شدن این انتظارات چهارگانه، به طرفداران دائمی و مبلغان محصولات و خدماتی که استفاده میکردند، تبدیل میشدند.
این چهار مقوله در سطوح زیر طبقهبندی میشوند:
سطح یک: در نازلترین سطح، مشتریان از یک شرکت انتظار «دقت» دارند.
به عنوان مثال: اگر به رستورانی رفتند، همان غذایی که سفارش دادند به آنها تحویل شود. در این سطح، چنانچه شرکتها نتوانند این انتظارات حداقلی را برآورده سازند، صرفنظر از اینکه کارکنان، تا چه میزان برخورد دوستانهای با آنها داشته باشند و مواردی از این دست، نارضایتی مشتریان امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
سطح دو: سطح بعدی، «فراهم بودن» است.
در این سطح مشتریان توقع دارند، مثلا بانک منتخبشان، در ساعات طولانیتر به خدمترسانی برای مشتریان پرداخته و کارمندان بیشتری جهت پاسخگویی حضور داشته باشند یا رستورانی که انتخاب کردهاند از امکانات بیشتری برخوردار باشد.
مشتریان معتقدند که فراهم آوردن این امکانات از وظایف بدیهی شرکتها محسوب میشود و دقت و فراهم بودن امکانات شرط لازم برای کسب رضایت مشتری هستند، اما کافی نیستند و برای برآورده ساختن آنها از سوی شرکتها نمیتواند از مشتریان معمولی، طرفداران دوآتشه و همیشگی بسازد.
سطح سوم: در این سطح، مشتریان، توقع شراکت و همراهی دارند.
آنها از شرکتها انتظار دارند که به آنها گوش فرا دهند، نسبت به خواستههایشان واکنش نشان داده و به گونهای رفتار کنند که مشتری مطمئن شود شرکت در کنار آنهاست و نه در مقابلشان. بهخاطر وجود همین انتظارات است که بانکها در پیامکهایشان روز تولد مشتریان را تبریک میگویند.
سطح چهارم: پیشرفتهترین سطح انتظارات مشتریان، مشاوره است.
شرکت مشهور آمازون، همیشه به مشتریان خود فهرستی دقیق و کامل از کتابهایی را توصیه میکند که ممکن است برایشان جذاب و خواندنی باشد. آمازون با این مشاورهها، در واقع به آنها آموزشهای رایگانی میدهد که ارزش و کاربردهای فراوانی برای آنها دارد.
بهطور کلی، سطوح سوم و چهارم انتظارات مشتریان یعنی همکاری و مشاوره، اگر به خوبی و با دقت برآورده شوند، باعث تبدیل مشتریان معمولی به طرفداران دوآتشه و همیشگی خواهند شد.
حال سوال اینجاست که چگونه میتوان این انتظارات سطح بالا را برآورده ساخت؟
واقعیت آن است که پاسخ به این سوال فقط در مواردی همچون استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیک یا تنظیم دقیق مراحل کار خلاصه نمیشود و برای تحقق آنها به کارمندان زبده، با استعداد و باانگیزه در خط مقدم ارتباط با مشتریان نیاز هست که با استفاده از واژگان درست و با انتخاب لحنی مناسب برای هر کدام از مشتریان به گونهای با آنها برخورد کنند که به آنها حس همکار و همیار بودن و همچنین مشاوره دادن القا کرده و پس از مدتی آنها را به مشتریان پروپاقرص و وفادار شرکت تبدیل کنند.
بررسیهای موسسه گالوپ، نشان داده که مدیران بزرگ به خوبی توانستهاند کارمندانشان را بهگونهای هدایت کنند که در وهله اول، از ایجاد و گسترش نارضایتی بین مشتریان جلوگیری کنند و در گام بعدی با تقویت مهارتهای گوش کردن و آموزش دادن به دیگران، بهگونهای با مشتریان برخورد کنند که به آنها از یکسو حس همیاری و از سویی دیگر حس یادگیری القا کنند و به این ترتیب از آنها طرفدارانی دوآتشه و دائمی بسازند.
منبع:
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3314630
🍂 @leanstrategy
در بیست سال اخیر، گالوپ با بیش از یک میلیارد مشتری از سراسر جهان مصاحبه کرد و از آنها در مورد اینکه یک مشتری واقعا چه چیزی از یک شرکت میخواهد پرسید و همانطور که انتظار میرفت توقعات مشتریان از شرکتها، از صنعتی به صنعت دیگر و در هر بخشی متفاوت بود.
اما آنچه در این میان جالب توجهتر بود اینکه همه مشتریان روی چهار مقوله کلیدی بیش از سایر موضوعات تاکید داشتند و در صورت برآورده شدن این انتظارات چهارگانه، به طرفداران دائمی و مبلغان محصولات و خدماتی که استفاده میکردند، تبدیل میشدند.
این چهار مقوله در سطوح زیر طبقهبندی میشوند:
سطح یک: در نازلترین سطح، مشتریان از یک شرکت انتظار «دقت» دارند.
به عنوان مثال: اگر به رستورانی رفتند، همان غذایی که سفارش دادند به آنها تحویل شود. در این سطح، چنانچه شرکتها نتوانند این انتظارات حداقلی را برآورده سازند، صرفنظر از اینکه کارکنان، تا چه میزان برخورد دوستانهای با آنها داشته باشند و مواردی از این دست، نارضایتی مشتریان امری اجتنابناپذیر خواهد بود.
سطح دو: سطح بعدی، «فراهم بودن» است.
در این سطح مشتریان توقع دارند، مثلا بانک منتخبشان، در ساعات طولانیتر به خدمترسانی برای مشتریان پرداخته و کارمندان بیشتری جهت پاسخگویی حضور داشته باشند یا رستورانی که انتخاب کردهاند از امکانات بیشتری برخوردار باشد.
مشتریان معتقدند که فراهم آوردن این امکانات از وظایف بدیهی شرکتها محسوب میشود و دقت و فراهم بودن امکانات شرط لازم برای کسب رضایت مشتری هستند، اما کافی نیستند و برای برآورده ساختن آنها از سوی شرکتها نمیتواند از مشتریان معمولی، طرفداران دوآتشه و همیشگی بسازد.
سطح سوم: در این سطح، مشتریان، توقع شراکت و همراهی دارند.
آنها از شرکتها انتظار دارند که به آنها گوش فرا دهند، نسبت به خواستههایشان واکنش نشان داده و به گونهای رفتار کنند که مشتری مطمئن شود شرکت در کنار آنهاست و نه در مقابلشان. بهخاطر وجود همین انتظارات است که بانکها در پیامکهایشان روز تولد مشتریان را تبریک میگویند.
سطح چهارم: پیشرفتهترین سطح انتظارات مشتریان، مشاوره است.
شرکت مشهور آمازون، همیشه به مشتریان خود فهرستی دقیق و کامل از کتابهایی را توصیه میکند که ممکن است برایشان جذاب و خواندنی باشد. آمازون با این مشاورهها، در واقع به آنها آموزشهای رایگانی میدهد که ارزش و کاربردهای فراوانی برای آنها دارد.
بهطور کلی، سطوح سوم و چهارم انتظارات مشتریان یعنی همکاری و مشاوره، اگر به خوبی و با دقت برآورده شوند، باعث تبدیل مشتریان معمولی به طرفداران دوآتشه و همیشگی خواهند شد.
حال سوال اینجاست که چگونه میتوان این انتظارات سطح بالا را برآورده ساخت؟
واقعیت آن است که پاسخ به این سوال فقط در مواردی همچون استفاده از پیشرفتهای تکنولوژیک یا تنظیم دقیق مراحل کار خلاصه نمیشود و برای تحقق آنها به کارمندان زبده، با استعداد و باانگیزه در خط مقدم ارتباط با مشتریان نیاز هست که با استفاده از واژگان درست و با انتخاب لحنی مناسب برای هر کدام از مشتریان به گونهای با آنها برخورد کنند که به آنها حس همکار و همیار بودن و همچنین مشاوره دادن القا کرده و پس از مدتی آنها را به مشتریان پروپاقرص و وفادار شرکت تبدیل کنند.
بررسیهای موسسه گالوپ، نشان داده که مدیران بزرگ به خوبی توانستهاند کارمندانشان را بهگونهای هدایت کنند که در وهله اول، از ایجاد و گسترش نارضایتی بین مشتریان جلوگیری کنند و در گام بعدی با تقویت مهارتهای گوش کردن و آموزش دادن به دیگران، بهگونهای با مشتریان برخورد کنند که به آنها از یکسو حس همیاری و از سویی دیگر حس یادگیری القا کنند و به این ترتیب از آنها طرفدارانی دوآتشه و دائمی بسازند.
منبع:
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3314630
🍂 @leanstrategy
چرا اشتیاق سازمانی مهم است؟
افزایش اشتیاق پرسنل اثرات قابل توجهی در پارامترهای مثبت نیروی انسانی مانند رضایت شغلی، افزایش انگیزه های کاری، سلامت روانی در محیط کار، کاهش استرس و شادی بیشتر دارد. همزمان منجر به بهبود فاکتورهای کارایی یک سازمان میشود. بطور خلاصه آمارها نشان میدهد، در شرکتهایی که از نظر اشتیاق پرسنل جزء 25 درصد بالا هستند:
• 65درصد خروج نیروی انسانی کمتر
• 48 درصد کاهش حوادث ایمنی کار
• 41درصد کاهش خطاهای کیفی
• 37 درصد کاهش غیبت از کار
• 21 درصد افزایش بهره وری
• 22درصد سودآوری بالاتر
• و10 درصد افزایش در سنجش های رضایت مشتری وجود دارد. (Stephen Wendel,2014)
آخرین گزارش منتشر شده موسسه گالوپ ( معتبرترین موسسه سنجش و بهبود اشتیاق سازمانی در جهان) نشان میدهد سطح اشتیاق در کارمندان ایرانی 9 درصد و بسیار پایین تر از متوسط جهانی آن(16 درصد) میباشد. سطح اشتیاق کاری در اکثر کشورهای توسعه یافته بالای 30 درصد است. این آمار نشان میدهد که از هر 100 شاغل ایرانی تنها 9 نفر با علاقه و اشتیاق و متعهدانه کار میکنند!
🍂 @leanstrategy
افزایش اشتیاق پرسنل اثرات قابل توجهی در پارامترهای مثبت نیروی انسانی مانند رضایت شغلی، افزایش انگیزه های کاری، سلامت روانی در محیط کار، کاهش استرس و شادی بیشتر دارد. همزمان منجر به بهبود فاکتورهای کارایی یک سازمان میشود. بطور خلاصه آمارها نشان میدهد، در شرکتهایی که از نظر اشتیاق پرسنل جزء 25 درصد بالا هستند:
• 65درصد خروج نیروی انسانی کمتر
• 48 درصد کاهش حوادث ایمنی کار
• 41درصد کاهش خطاهای کیفی
• 37 درصد کاهش غیبت از کار
• 21 درصد افزایش بهره وری
• 22درصد سودآوری بالاتر
• و10 درصد افزایش در سنجش های رضایت مشتری وجود دارد. (Stephen Wendel,2014)
آخرین گزارش منتشر شده موسسه گالوپ ( معتبرترین موسسه سنجش و بهبود اشتیاق سازمانی در جهان) نشان میدهد سطح اشتیاق در کارمندان ایرانی 9 درصد و بسیار پایین تر از متوسط جهانی آن(16 درصد) میباشد. سطح اشتیاق کاری در اکثر کشورهای توسعه یافته بالای 30 درصد است. این آمار نشان میدهد که از هر 100 شاغل ایرانی تنها 9 نفر با علاقه و اشتیاق و متعهدانه کار میکنند!
🍂 @leanstrategy
"مدیریت با قدم زدن در صحنه عملیات "
( MBWA)
روشها یا فنون مدیریت جهانشمول نیستند به این معنا که ممکن است اجرای آنها در همه زمانها و مکانها موفقیت آمیز نباشد. اما دست کم در مورد بسیاری از فنون مدیریت می توان گفت که بکارگیری آنها در مواقعی خاص راهگشا و حل کننده برخی مشکلات است.
مثلا در سازمانها یا بنگاه های اقتصادی که از پویایی کمی برخوردار بوده یا نوعی حس رخوت در میان کارکنان شیوع دارد، مدیر می تواند با درگیر شدن در کارهای زیرمجموعه خود و نفوذ به پایین ترین سطوح کاری سازمان خود، برای به حرکت در آوردن چرخهای سازمان تلاش کند. به این کار اصطلاحا "مدیریت با قدم زدن در صحنه عملیات " management by well around یا به اختصار (MBWA)گفته می شود.
ظاهرا اولین بار این اصطلاح از شیوه عمل یکی از مدیران یک شرکت خودروسازی برگرفته شد که احساس می کرد در محیط کارخانه و خطوط تولید، تحرک کارکنان و سرپرستان کم بوده و همین مساله باعث پایین آمدن راندمان شده است. بنابراین به جای آنکه در اتاق خود بنشیند و سعی کند با جلسات و دستورات مسایل را حل کند، به میان کارخانه آمد و سعی نمود مشکلات را در کف صحنه برطرف کند.
در ایران بسیاری از سازمانهای دولتی با مشکل پایین بودن بازده و گرفتار شدن در انبوه مشکلات روزمره درگیر هستند و مدیران توان حل کردن آنها را ندارند. ضمن آنکه به دلیل ترس از عواقب تصمیمات، بسیاری از مدیران از اخذ تصمیم درباره مسایل جدید و بی سابقه گریزان هستند و آن را به مدیران بالاتر ارجاع می دهند.
در این شرایط شاید استفاده مدیران از چنین تکنیکی بتواند راهگشا باشد. وقتی مدیران به جای نشستن در اتاق خود و اتکا به گزارشهای مکتوب و شفاهی که عمدتا جهت دار تنظیم شده است، در صحنه حضور یابند و تلاش کنند که واقعیت را خود ببینند و در برخی موارد در همانجا اقدام به تصمیم گیری کنند، می توان امید داشت که پویایی به بدنه سازمان تزریق شده و تاحدی از رخوت سازمان بکاهد.
البته قابل حدس است که مشکلات یک سازمان فقط با بهره گیری از چنین فنونی قابل رفع نیست اما استفاده از این فن می تواند برای به حرکت در آوردن سازمان مفید باشد.
منبع:هنر مدیریت
🍂 @leanstrategy
( MBWA)
روشها یا فنون مدیریت جهانشمول نیستند به این معنا که ممکن است اجرای آنها در همه زمانها و مکانها موفقیت آمیز نباشد. اما دست کم در مورد بسیاری از فنون مدیریت می توان گفت که بکارگیری آنها در مواقعی خاص راهگشا و حل کننده برخی مشکلات است.
مثلا در سازمانها یا بنگاه های اقتصادی که از پویایی کمی برخوردار بوده یا نوعی حس رخوت در میان کارکنان شیوع دارد، مدیر می تواند با درگیر شدن در کارهای زیرمجموعه خود و نفوذ به پایین ترین سطوح کاری سازمان خود، برای به حرکت در آوردن چرخهای سازمان تلاش کند. به این کار اصطلاحا "مدیریت با قدم زدن در صحنه عملیات " management by well around یا به اختصار (MBWA)گفته می شود.
ظاهرا اولین بار این اصطلاح از شیوه عمل یکی از مدیران یک شرکت خودروسازی برگرفته شد که احساس می کرد در محیط کارخانه و خطوط تولید، تحرک کارکنان و سرپرستان کم بوده و همین مساله باعث پایین آمدن راندمان شده است. بنابراین به جای آنکه در اتاق خود بنشیند و سعی کند با جلسات و دستورات مسایل را حل کند، به میان کارخانه آمد و سعی نمود مشکلات را در کف صحنه برطرف کند.
در ایران بسیاری از سازمانهای دولتی با مشکل پایین بودن بازده و گرفتار شدن در انبوه مشکلات روزمره درگیر هستند و مدیران توان حل کردن آنها را ندارند. ضمن آنکه به دلیل ترس از عواقب تصمیمات، بسیاری از مدیران از اخذ تصمیم درباره مسایل جدید و بی سابقه گریزان هستند و آن را به مدیران بالاتر ارجاع می دهند.
در این شرایط شاید استفاده مدیران از چنین تکنیکی بتواند راهگشا باشد. وقتی مدیران به جای نشستن در اتاق خود و اتکا به گزارشهای مکتوب و شفاهی که عمدتا جهت دار تنظیم شده است، در صحنه حضور یابند و تلاش کنند که واقعیت را خود ببینند و در برخی موارد در همانجا اقدام به تصمیم گیری کنند، می توان امید داشت که پویایی به بدنه سازمان تزریق شده و تاحدی از رخوت سازمان بکاهد.
البته قابل حدس است که مشکلات یک سازمان فقط با بهره گیری از چنین فنونی قابل رفع نیست اما استفاده از این فن می تواند برای به حرکت در آوردن سازمان مفید باشد.
منبع:هنر مدیریت
🍂 @leanstrategy
احساس رضايت مسئله مهمي است كه امروزه بسياري از ما را به خود درگير كرده است .
نخستين قدمي كه در جهت احساس رضايت مي توان برداشت اينست كه آگاه شويم كه به دنبال چيزهاي جديد و مختلف رفتن هرگز ما را ارضا نمي كند و احساس رضايت ما مهمتر از اينست كه در چرخه ي بي انتهاي حسرت ، ميل و مصرف گم شود .
مصرف بيشتر ، كار بيشتر ، تعطيلات بيشتر و عشاق بيشتر نتيجه بخش نخواهد بود .نكته مهم اينجاست كه براي رسيدن به احساس رضايت لازم است ميزان خودآگاهي و درك شخصي خود را بالا برده و روح خود را پرورش بدهيم و بدانيم كه احساس رضايت از درون نشات مي گيرد .
دکترنیلوفراله وردی
🍂 @leanstrategy
نخستين قدمي كه در جهت احساس رضايت مي توان برداشت اينست كه آگاه شويم كه به دنبال چيزهاي جديد و مختلف رفتن هرگز ما را ارضا نمي كند و احساس رضايت ما مهمتر از اينست كه در چرخه ي بي انتهاي حسرت ، ميل و مصرف گم شود .
مصرف بيشتر ، كار بيشتر ، تعطيلات بيشتر و عشاق بيشتر نتيجه بخش نخواهد بود .نكته مهم اينجاست كه براي رسيدن به احساس رضايت لازم است ميزان خودآگاهي و درك شخصي خود را بالا برده و روح خود را پرورش بدهيم و بدانيم كه احساس رضايت از درون نشات مي گيرد .
دکترنیلوفراله وردی
🍂 @leanstrategy
در مواجه با ترک شغل ناگهانی کارکنان، چه کار کنیم تا آسیب نبینیم؟"
وقتی یکی از کارکنان شرکت، ناگهان شغل خود و شرکت را ترک میکند، مدیران با چالش عملیاتی بزرگی مواجه میشوند.
اگر شما بجای این مدیران باشید، برای آنکه وظایف کسی که شغلش را ترک کرده است، تحت پوشش قرار دهید بدون آنکه بار کاری بیشتری به اعضای باقیمانده تحمیل کنید، چه کار میکنید؟
پیشنهادات 👇👇👇
پیش از هر کاری، موقعیت پیش آمده را به اعضای شرکت اطلاع دهید و آنها را در جریان مسأله پیشآمده، قرار دهید. وضعیت پیشآمده را توضیح دهید و به تیمتان اطمینان دهید که برای حل این مشکل و پیدا کردن جایگزین مناسب، به شدت در حال تلاش هستید.
به کارکنانتان بگویید که برای مدت کوتاهی با مسأله افزایش حجم کاری مواجه خواهید بود، اما سعی کنید به آنها بفهمانید که این ترک شغل ناگهانی میتواند فرصتی باشد برای توسعه کارراهه و رشد آنها؛ بعنوان مثال بگویید: «علی در حال ترک شغل و شرکتمان است. آیا کسی از شما علاقمند هست کاری را که علی در حال انجامش بود، یاد بگیرد؟».
با واحد منابع انسانی هماهنگ کنید تا هرچه سریعتر آگهی اعلان شغلی را در شرکت نصب کند. این کار باعث میشود تا اعضای آن واحد بدانند که این افزایش حجم کاری موقتی است.
از اعضای شرکت بخواهید در مورد مهارتها، تجارب و ویژگیهایی که فرد جایگزین باید داشته باشد، نظراتشان را بگویند. شاید آنها کسی را میشناسند که برای این شغل مناسب است و او را به شما معرفی کنند. همچنین، ممکن است بتوانید جای خالی را با ارتقای کسی از داخل پر کنید.
بنابراین، در چنین شرایطی سعی کنید که کارکنان واحد خود را آرام نگه دارید و خیال آنها را از این بابت که این وضعیت موقتی خواهد بود و بزودی پایان خواهد یافت، راحت کنید تا این ترک شغل ناگهانی به روحیه و عملکرد اعضای شرکت آسیبی وارد نکند.
منبع:اچ آر یار
🍂 @leanstrategy
وقتی یکی از کارکنان شرکت، ناگهان شغل خود و شرکت را ترک میکند، مدیران با چالش عملیاتی بزرگی مواجه میشوند.
اگر شما بجای این مدیران باشید، برای آنکه وظایف کسی که شغلش را ترک کرده است، تحت پوشش قرار دهید بدون آنکه بار کاری بیشتری به اعضای باقیمانده تحمیل کنید، چه کار میکنید؟
پیشنهادات 👇👇👇
پیش از هر کاری، موقعیت پیش آمده را به اعضای شرکت اطلاع دهید و آنها را در جریان مسأله پیشآمده، قرار دهید. وضعیت پیشآمده را توضیح دهید و به تیمتان اطمینان دهید که برای حل این مشکل و پیدا کردن جایگزین مناسب، به شدت در حال تلاش هستید.
به کارکنانتان بگویید که برای مدت کوتاهی با مسأله افزایش حجم کاری مواجه خواهید بود، اما سعی کنید به آنها بفهمانید که این ترک شغل ناگهانی میتواند فرصتی باشد برای توسعه کارراهه و رشد آنها؛ بعنوان مثال بگویید: «علی در حال ترک شغل و شرکتمان است. آیا کسی از شما علاقمند هست کاری را که علی در حال انجامش بود، یاد بگیرد؟».
با واحد منابع انسانی هماهنگ کنید تا هرچه سریعتر آگهی اعلان شغلی را در شرکت نصب کند. این کار باعث میشود تا اعضای آن واحد بدانند که این افزایش حجم کاری موقتی است.
از اعضای شرکت بخواهید در مورد مهارتها، تجارب و ویژگیهایی که فرد جایگزین باید داشته باشد، نظراتشان را بگویند. شاید آنها کسی را میشناسند که برای این شغل مناسب است و او را به شما معرفی کنند. همچنین، ممکن است بتوانید جای خالی را با ارتقای کسی از داخل پر کنید.
بنابراین، در چنین شرایطی سعی کنید که کارکنان واحد خود را آرام نگه دارید و خیال آنها را از این بابت که این وضعیت موقتی خواهد بود و بزودی پایان خواهد یافت، راحت کنید تا این ترک شغل ناگهانی به روحیه و عملکرد اعضای شرکت آسیبی وارد نکند.
منبع:اچ آر یار
🍂 @leanstrategy
قاعده بیستم شمس:
اندیشیدن به پایانِ راه کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که برمیداری. ادامهاش خودبهخود میآید.
📕ملت عشق
🍂 @leanstrategy
اندیشیدن به پایانِ راه کاری بیهوده است. وظیفه تو فقط اندیشیدن به نخستین گامی است که برمیداری. ادامهاش خودبهخود میآید.
📕ملت عشق
🍂 @leanstrategy
نحوه مدیریت نسل جدید نیروی کار
نسل جدید، بیش از تاکید بر وسیله، بر هدف متمرکز است. آنها به نتایج نگاه میکنند نه اقدامات. روش موفقیت شما برای آنها چندان مهم نیست. آنها باید به هر بهایی موفق شوند. چنین نگرشی برای نسلهای پیشین قابلقبول نیست و نتیجه آن، گاهی تضاد و اختلاف ارزشی و اخلاقی است. با توجه به این تفاوتها، رهبران و مدیران ارشد سازمانها باید راههایی موثر برای مدیریت پیدا کنند. آنها باید متوجه باشند که به زودی، نسبت کارکنان نسل جدید از بقیه کارکنان بیشتر میشود. در مواقع بسیاری، نسلهای پیشین نسبت به توانمندیها، قابلیتها و انطباقپذیری نسل جدید، احساس خطر خواهند کرد. البته این موضوع چندان جدید نیست و همواره تفاوتهایی بین نسلها وجود داشته است. در هر صورت، شکاف بیننسلی کنونی با توجه به پیشرفت سریع فناوریها و تغییر در فضای کار، بیش از همیشه است. برخی از تفاوتها و شکافها نیز ناشی از غرور و سیستمهای ارزشی متفاوت است. با توجه به جدی بودن مساله، رهبران و مدیران عامل باید فهرستی از چالشهای رایج فراهم کرده و راهکاری برای کاهش شکاف نسلی پیدا کنند.
آکادمی مدیریت منابع انسانی
🍂 @leanstrategy
نسل جدید، بیش از تاکید بر وسیله، بر هدف متمرکز است. آنها به نتایج نگاه میکنند نه اقدامات. روش موفقیت شما برای آنها چندان مهم نیست. آنها باید به هر بهایی موفق شوند. چنین نگرشی برای نسلهای پیشین قابلقبول نیست و نتیجه آن، گاهی تضاد و اختلاف ارزشی و اخلاقی است. با توجه به این تفاوتها، رهبران و مدیران ارشد سازمانها باید راههایی موثر برای مدیریت پیدا کنند. آنها باید متوجه باشند که به زودی، نسبت کارکنان نسل جدید از بقیه کارکنان بیشتر میشود. در مواقع بسیاری، نسلهای پیشین نسبت به توانمندیها، قابلیتها و انطباقپذیری نسل جدید، احساس خطر خواهند کرد. البته این موضوع چندان جدید نیست و همواره تفاوتهایی بین نسلها وجود داشته است. در هر صورت، شکاف بیننسلی کنونی با توجه به پیشرفت سریع فناوریها و تغییر در فضای کار، بیش از همیشه است. برخی از تفاوتها و شکافها نیز ناشی از غرور و سیستمهای ارزشی متفاوت است. با توجه به جدی بودن مساله، رهبران و مدیران عامل باید فهرستی از چالشهای رایج فراهم کرده و راهکاری برای کاهش شکاف نسلی پیدا کنند.
آکادمی مدیریت منابع انسانی
🍂 @leanstrategy
چرا کارکنان از شما مانند طاعون دوری میکنند
اکثر افراد تمایل ندارند با کسانی که از آنها متنفر هستند، معاشرتی داشته باشند. آنها این احساس را به شیوههای گوناگونی بروز میدهند. معمولترین نشانهی این احساس دوری از آن فرد است. آنها همهی تلاش خود را انجام میدهند تا مجبور به ملاقات با او نشوند.
کارمندان شاید تمارض به بیماری کنند یا از مرخصیهای قانونی استفاده کنند. خودشان را در معرض دید قرار نمیدهند. مرخصیهای بدون حقوق بیشتری میگیرند یا زودتر دست از کار میکشند. از سرنخهای نامحسوس هم میتوان به استفاده از راهپله وقتی شما جلوی آسانسور منتظر هستید، اشاره کرد. کارمندان باهوشتر زمانبندی خود را طوری تنظیم میکنند که با زمانبندی شما تطابقی نداشته باشد. اگر احساس میکنید که کارمندان از شما فرار میکنند، احتمالا باید در شیوههای مدیریتی خود تجدید نظر کنید.
🍂 @leanstrategy
اکثر افراد تمایل ندارند با کسانی که از آنها متنفر هستند، معاشرتی داشته باشند. آنها این احساس را به شیوههای گوناگونی بروز میدهند. معمولترین نشانهی این احساس دوری از آن فرد است. آنها همهی تلاش خود را انجام میدهند تا مجبور به ملاقات با او نشوند.
کارمندان شاید تمارض به بیماری کنند یا از مرخصیهای قانونی استفاده کنند. خودشان را در معرض دید قرار نمیدهند. مرخصیهای بدون حقوق بیشتری میگیرند یا زودتر دست از کار میکشند. از سرنخهای نامحسوس هم میتوان به استفاده از راهپله وقتی شما جلوی آسانسور منتظر هستید، اشاره کرد. کارمندان باهوشتر زمانبندی خود را طوری تنظیم میکنند که با زمانبندی شما تطابقی نداشته باشد. اگر احساس میکنید که کارمندان از شما فرار میکنند، احتمالا باید در شیوههای مدیریتی خود تجدید نظر کنید.
🍂 @leanstrategy
اول خودت ....
اگه دقت کرده باشید، مهمانداران هواپیما، وقتی نحوه استفاده از ماسکهای اکسیژن رو توضیح میدن، روی یه نکته مهم تأکید میکنند:
"اول ماسک اکسیژن خودتون رو بزنید و بعد به کودکان و سالمندان کمک کنید"
علت چیه؟
شما تا نتونید اکسیژن خودتون رو به میزان کافی تأمین کنید، انرژی برای کمک به دیگران ندارید و فرد مفیدی نخواهید بود. در صورتی که اولویت شما رسوندن اکسیژن به دیگران بالاخص عزیزانتون باشه، رو شرایط ادامه زندگی خودتون ریسک میکنید!
این مثال در تک تک لحظات زندگی صادقه...
اول اکسیژن مورد نیاز خودتو تأمین کن.
اول خودت هدفمندباش اول خودت به اهدافت برس اول خودت ....
ماتاوقتی چیزی نداشته باشیم نمیتونیم به کسی بدیم مثل لبخند پول هدفمندی ...
🍂 @leanstrategy
اگه دقت کرده باشید، مهمانداران هواپیما، وقتی نحوه استفاده از ماسکهای اکسیژن رو توضیح میدن، روی یه نکته مهم تأکید میکنند:
"اول ماسک اکسیژن خودتون رو بزنید و بعد به کودکان و سالمندان کمک کنید"
علت چیه؟
شما تا نتونید اکسیژن خودتون رو به میزان کافی تأمین کنید، انرژی برای کمک به دیگران ندارید و فرد مفیدی نخواهید بود. در صورتی که اولویت شما رسوندن اکسیژن به دیگران بالاخص عزیزانتون باشه، رو شرایط ادامه زندگی خودتون ریسک میکنید!
این مثال در تک تک لحظات زندگی صادقه...
اول اکسیژن مورد نیاز خودتو تأمین کن.
اول خودت هدفمندباش اول خودت به اهدافت برس اول خودت ....
ماتاوقتی چیزی نداشته باشیم نمیتونیم به کسی بدیم مثل لبخند پول هدفمندی ...
🍂 @leanstrategy
منبع اصلی درآمد شرکتهای تکنولوژی بزرگ جهان از کجاست؟
بررسیهای انجام شده حاکی از آن است که منبع اصلی درآمد شرکتهای بزرگی همچون آلفابت و فیسبوک بیشتر از طریق تبلیغات، و شرکت اپل، از طریق فروش سختافزار است.
🍂 @leanstrategy
بررسیهای انجام شده حاکی از آن است که منبع اصلی درآمد شرکتهای بزرگی همچون آلفابت و فیسبوک بیشتر از طریق تبلیغات، و شرکت اپل، از طریق فروش سختافزار است.
🍂 @leanstrategy
شادترین مشاغل دنیا کدامند؟
جدیدترین گزارش سازمان ملل با عنوان روز جهانی شادی که به بررسی پیوند بین کار و شادی اختصاص داشت و توسط موسسه مشهور گالوپ تهیه شده است، بر اساس یافتههای جمعآوری شده از صدها هزار نفر از کارکنان شرکتها و سازمانهای مختلف در بیش از ۱۵۰ کشور جهان از سال ۲۰۰۶ تا کنون شکل گرفته است.
در این تحقیق جامع، رفاه درونی که از آن با عنوان «شادی» یاد میشود از ابعاد مختلف مورد اندازهگیری قرار گرفته است و عواملی که باعث بالا رفتن کیفیت زندگی کارکنان شده و با کار کردن آنها پیوند خورده است در قالب یک مقیاس یازده نمرهای با عنوان «نردبان کانتریل» تعریف شده است. عواملی همچون لذت بردن، استرس و نگرانی طی ساعات کاری روزانه افراد در تعیین نمره کسب شده هر فرد تعیینکننده هستند.
در تحقیق جامع موسسه گالوپ، ۱۱ نوع شغل مورد تعریف و طبقهبندی قرار گرفتند که شامل مواردی همچون مشاغل خویشفرما، کارمند اداری، مدیریت، کار در مزرعه، کارگر ساختمانی، کار در معدن و رانندگی میشود.
سوالی که در این میان مطرح شد این بود که در کدام یک از این مشاغل احساس شادی بیشتری وجود دارد.
اولین یافته تحقیق گالوپ این بود که افرادی که در مشاغل کارگری و یدی حضور دارند در تمام مناطق جهان احساس شادی کمتری میکنند از جمله کارگران ساختمانی، معدنچیان، رانندگان و ماهیگیران که از کارشان احساس شادی ناچیزی میکنند یا اصلا احساس شادی ندارند.
احساس شادی در میان مدیران، مجریان، کارگران حرفهای نیز چندان تعریفی نداشته و نمرههایی با میانگین ۶ از ۱۱ را به احساس شادکاریشان میدادند.
در جبهه مقابل، کارگران یقه سفید و عالیرتبه از احساسات مثبت بیشتری در طول ساعات کاریشان سخن میگفتند که این احساسات مثبت شامل مواردی همچون لبخند زدن و لذت بردن میشود و در مقابل موارد اندکی از احساسات منفی مانند نگرانی، اضطراب، غم و عصبانیت را گزارش میکردند.
در این میان عوامل و فاکتورهایی همچون میزان درآمد افراد، تحصیلات، سن، جنسیت و وضعیت تاهل نیز تاثیر بسزایی بر کاهش یا افزایش احساس شادی کارکنان دارند که در تحقیق گالوپ به نحوه تاثیرگذاری آنها نیز پرداخته شده است.
منبع: HBR
🍂 @leanstrategy
جدیدترین گزارش سازمان ملل با عنوان روز جهانی شادی که به بررسی پیوند بین کار و شادی اختصاص داشت و توسط موسسه مشهور گالوپ تهیه شده است، بر اساس یافتههای جمعآوری شده از صدها هزار نفر از کارکنان شرکتها و سازمانهای مختلف در بیش از ۱۵۰ کشور جهان از سال ۲۰۰۶ تا کنون شکل گرفته است.
در این تحقیق جامع، رفاه درونی که از آن با عنوان «شادی» یاد میشود از ابعاد مختلف مورد اندازهگیری قرار گرفته است و عواملی که باعث بالا رفتن کیفیت زندگی کارکنان شده و با کار کردن آنها پیوند خورده است در قالب یک مقیاس یازده نمرهای با عنوان «نردبان کانتریل» تعریف شده است. عواملی همچون لذت بردن، استرس و نگرانی طی ساعات کاری روزانه افراد در تعیین نمره کسب شده هر فرد تعیینکننده هستند.
در تحقیق جامع موسسه گالوپ، ۱۱ نوع شغل مورد تعریف و طبقهبندی قرار گرفتند که شامل مواردی همچون مشاغل خویشفرما، کارمند اداری، مدیریت، کار در مزرعه، کارگر ساختمانی، کار در معدن و رانندگی میشود.
سوالی که در این میان مطرح شد این بود که در کدام یک از این مشاغل احساس شادی بیشتری وجود دارد.
اولین یافته تحقیق گالوپ این بود که افرادی که در مشاغل کارگری و یدی حضور دارند در تمام مناطق جهان احساس شادی کمتری میکنند از جمله کارگران ساختمانی، معدنچیان، رانندگان و ماهیگیران که از کارشان احساس شادی ناچیزی میکنند یا اصلا احساس شادی ندارند.
احساس شادی در میان مدیران، مجریان، کارگران حرفهای نیز چندان تعریفی نداشته و نمرههایی با میانگین ۶ از ۱۱ را به احساس شادکاریشان میدادند.
در جبهه مقابل، کارگران یقه سفید و عالیرتبه از احساسات مثبت بیشتری در طول ساعات کاریشان سخن میگفتند که این احساسات مثبت شامل مواردی همچون لبخند زدن و لذت بردن میشود و در مقابل موارد اندکی از احساسات منفی مانند نگرانی، اضطراب، غم و عصبانیت را گزارش میکردند.
در این میان عوامل و فاکتورهایی همچون میزان درآمد افراد، تحصیلات، سن، جنسیت و وضعیت تاهل نیز تاثیر بسزایی بر کاهش یا افزایش احساس شادی کارکنان دارند که در تحقیق گالوپ به نحوه تاثیرگذاری آنها نیز پرداخته شده است.
منبع: HBR
🍂 @leanstrategy
ذهن بیکار
ذهن بیکار گذشته را نشخوار می کند، بنابراین، نگذارید ذهنتان بیکار باشد، برای فراموش کردن گذشته
اهداف جدید، چالش های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید.
ذهن باید پویا باشد و از مرداب افکار منفی گذشته بگذرد.
ذهن بیکار ما را به وادی افسردگی و بیهودگی می کشاند.
(✍برگرفته از کتاب ذهن بی حصار/دکتر مجتبی لشکربلوکی)
👈برای پویاتر شدن ذهن:
1.مطالعه کنید
2.ورزش کنید
3.با دوستان جلسه دورهمی و گفتگو بگذارید.
4.ذهنتان را مهندسی کنید و مثبت فکر کنید.
🍂 @leanstrategy
ذهن بیکار گذشته را نشخوار می کند، بنابراین، نگذارید ذهنتان بیکار باشد، برای فراموش کردن گذشته
اهداف جدید، چالش های جدید و ارتباطات جدید ایجاد کنید.
ذهن باید پویا باشد و از مرداب افکار منفی گذشته بگذرد.
ذهن بیکار ما را به وادی افسردگی و بیهودگی می کشاند.
(✍برگرفته از کتاب ذهن بی حصار/دکتر مجتبی لشکربلوکی)
👈برای پویاتر شدن ذهن:
1.مطالعه کنید
2.ورزش کنید
3.با دوستان جلسه دورهمی و گفتگو بگذارید.
4.ذهنتان را مهندسی کنید و مثبت فکر کنید.
🍂 @leanstrategy
من افراد زیادی را میشناسم که از خود بیزارند و برای رفع آن میکوشند نظر مثبت دیگران را به خود جلب کنند. ولی این راه حل نادرست و در حکم تفویض اختیار به دیگران است. وظیفه شما این است که خود را همانطور که هستید بپذیرید و در جهت رشد خود بكوشيد، نه آن که دنبال راهی برای مقبولیت یافتن نزد مردم باشید
اروین یالوم
🍂 @leanstrategy
اروین یالوم
🍂 @leanstrategy